// نشریه / سياحت غرب 12

کامپیوتر و سرعت در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

کامپیوتر و سرعت

جرى ماندر1


چکیده:
یکى از مشهورات زمانه، مطلوبیّت سرعت است و کامپیوترها از این جهت که بر سرعت کارها مى افزایند، ستوده مى شوند، اما آیا واقعا سرعت تا چه حد براى جامعه و عموم مردم مفید است؟ آیا براى شرکت ها و مؤسسات بزرگى که در پى بلعیدن جهان هستند، چقدر سودمند است؟ تحقیقات بیانگر آن است که شتاب گرفتن زندگى، آثار روحى و روانى نامطلوبى بر جامعه به جاى مى گذارد و تنها مؤسسات عظیمِ از این شتاب سود سرشارى مى برند.


در سال هاى اخیر، در برابر این عقیده که بزرگ تر لزوما بهتر است، ایستادگى شده است. افرادى مانند «لیپولدکوهر» و «اى.اف.شوماخر» و هم چنین جنبش هایى مانند «گرینز» و «بیوریجنالیسم» در باره این موضوع که اندازه ها و معیارهاى محض اقتصاد و تکنولوژى کشورهاى مدرن، مشکلات ساختارى غیرقابل حلى را به وجود مى آورند و منجر به بیگانگى میان مردم، دشمنى میان کشورها و تخریب طبیعت مى شوند، اظهارنظر کرده اند. مهم مطرح است این است که اگر کوچک تر زیباتر است، (همان گونه که اکثریت موافقند)، کندتر و آهسته تر چه طور؟ تنها اندکى از مردم معتقدند سرعت یکى از ابعاد مهم اندازه گیرى است.
بزرگ ترین موسسات و سازمان هاى جهان امروز - ارتش، شرکت ها، دولت ها، بانک ها - تنها زمانى مى توانند بزرگ و از نظر جهانى وسیع باشند که قادر باشند به سرعت از داده هاى عظیم و پیچیده اى که در بین شعبات گوناگون آن ها در جریان است، آگاهى داشته باشند. کامپیوترها، همراه با ارتباطات دوربرد ماهواره اى، موفق شده اند محدودیت هاى قدیمى در ارتباط با اندازه را از بین ببرند. امروز یک موسسه مى تواند خود را فراتر از مرزها گسترش داده و تمامى جهان را احاطه کند. مرزهاى بین المللى از بین رفته اند.
در حالى که کامپیوترها به دایره اطلاعات، سرعت بخشیده و از نظر جغرافیایى موسسات بزرگ را گسترش داده اند، انسان ها براى این که بتوانند خود را با این گستردگى و سرعت تطبیق دهند، مجبور شده اند که سریع تر حرکت کنند و در حالى که موسسات، حجم فعالیت هاى اقتصادى را سرعت بخشیده اند (نقشه بردارى ماهواره اى از منابع، دسترسى و وارد شدن به محل هاى بکر و دست نخورده، حرکت سریع سرمایه ها، توسعه سرمایه هاى زیربنایى) چهره کره زمین بسیار سریع تر از هر زمان دیگرى دچار تغییر و تحول کرده شده است. فعالیت هاى شرکت ها سرعت مى گیرد، تاثیرات بر روى کره زمین شتاب بیش ترى به خود مى گیرد و فعالیت هاى انسان ها نیز همین طور؛ آیا این روندى مثبت است؟
* * *
در اجتماع ما، سرعت چنان ستوده شده است که گویى به خودى خود، نوعى حسن و مزیت است و امروزه سرعت اطلاعات، با میزان بى سابقه اى از اطلاعات، ما را در خود غرق کرده است؛ در حالى که بیش تر این اطلاعات در مرحله عمل بى فایده هستند. نتیجه واقعى این تحول، افزایش تنش هاى روانى و اضطراب در انسان ها است، به خصوص زمانى که ما سعى مى کنیم خود را با جریان در حال رشدِ اطلاعات هماهنگ کنیم. سیستم هاى عصبى، سرعت را بیش تر از قوه ادراکى، تجربه مى کنند و تحت تاثیر آن قرار دارند. این وضعیت مانند این است که انگار همگى ما در یک بازى ویدئویى که مورد توافق همه اجتماع است، گرفتار شده ایم؛ جایى که اطلاعات بر روى صفحه نمایش، سریع تر و سریع تر ظاهر شده و ما به طور جدى در حال تلاش براى تطبیق سرعت خود با سرعت این اطلاعات هستیم.
در حقیقت بازى هاى ویدیویى بهترین مثال براى این وضعیت هستند. اغلب با این ادعا که «این بازى ها هماهنگى بین چشم و دست را سرعت مى بخشند»، از آن ها دفاع شده است. در نشست هایى که بین رؤساى تولید کننده بازى هاى ویدئویى تجارى صورت مى گیرد، این ادعا را در برابر گروه هایى از خانواده ها که به دنبال ممنوعیت این بازى ها هستند، به صورت مؤثر و کارى مطرح مى کنند. اما این سئوال مطرح است که چرا افزایش سرعتِ هماهنگى بین دست و چشم پسندیده است؟
تنها فایده واقعى این هماهنگى مى تواند، این باشد که مهارت هاى بسکتبال یک فرد را افزایش خواهد داد و یا فرد را براى یک بازى ویدئویى سریع تر آماده خواهد کرد. (رونالد ریگان از بازى هاى ویدئویى به عنوان یک تربیت کننده خوب نسل جدید خلبانان هواپیماهاى بمب افکن ستایش کرد. مانند خلبانانى که عراق را بمباران کردند و تجهیزات آن ها مشابه بازى هاى ویدئویى بود.)
در طى هزاران سال، بشر هماهنگى دست و چشم خود را با عوامل طبیعى و محیطى تطبیق داده بود که مى توان از آن با «سرعت طبیعى» یاد کرد. همه چیزهایى که انسان ها با آن سر و کار داشتند، با سرعتى متناسب با توانایى هاى ما در حال حرکت بودند. این نوع تطبیق لازم بود تا نوع بشر بتواند به حیات خود ادامه دهد؛ زیرا بشر باید به وسیله دستان خود کارها را انجام مى داد.
همراه با انقلاب صنعتى، بسیارى از چیزها سرعتى مکانیکى یافتند. از آن جا که محیط طبیعى راه را همواره کرده بود و زندگى انسان نیز به محیط هاى دست ساز بشر انتقال پیدا کرد، آهنگ و ریتم طبیعى واکنش ها و عکس العمل هاى ما، جاى خود را به ریتم و آهنگ صنعتى داد. ما یاد گرفتیم تا با سرعت هاى مکانیکى تعامل متقابل داشته باشیم، همان گونه که کارگران خط مونتاژ و بیش تر رانندگان اتومبیل با این تطابق آشنا هستند. امروزه ماشین ها با سرعت هاى الکترونیکى حرکت مى کنند و چرخه فعالیت ها نیز در حال سریع تر شدن است و ما نیز در این چرخه زندگى مى کنیم. بازى هاى ویدیویىِ کامپیوترى، آموزش دهنده هاى خوبى براى جهان سریع تر هستند. وقتى ما با این بازى ها مشغول هستیم، هدف ما این است که محو و غرق در آن ها شویم. سمبل ها و نشانه هاى الکترونیکى روى صفحه نمایش، وارد مغز ما مى شوند، از سیستم عصبى ما عبور مى کنند، و عکس العمل در موقعیت هاى جنگ یا پرواز را که در نهاد ما وجود دارد و در اینجا خود را از راه دستان ما بروز مى دهد، تحریک مى کند.
تفکر بسیار کم و ناچیزى در بازى هاى کامپیوترى نیاز است. شیئى که ما با آن بازى مى کنیم، قرار است به سرعت و بدون تأمل از خود عکس العمل نشان دهد.
یک بازیکن حرفه اى بازى هاى ویدئویى، برنامه کامپیوترى را وا مى دارد که سریع تر برود و همراه با افزایش سرعت این چرخه، بازیکن و ماشین در یک چرخه روان و در حال حرکت به یکدیگر مرتبط مى شوند؛ چرخه اى که جنبه ها و ابعاد هر دو را در بردارد. با گذشت زمان و تمرین، توانایى هاى انسان به برنامه کامپیوترى شباهت پیدا مى کند؛ تحول، با این نوع تعاملِ متقابل سریع تر مى شود، اما این فرایند تحول به صورت قابل ملاحظه اى جدید و بى سابقه است. تغییر و تکامل که ابتدا به صورت تعاملى بین انسان ها و طبیعت صورت مى گرفت، اکنون بین انسان و محصولات ساخت خود انسان، اتفاق مى افتد. ما روابط خود را به طور متقابل با محیطى که خود ایجاد کرده ایم بسط و گسترش مى دهیم؛ با ماشین هایى که خود ساخته ایم و با خودمان. این وضعیت، نوعى «زاد و ولد درونى» است که مى گوید، ما و طبیعت با یکدیگر رابطه اى نداریم. بازى هاى ویدئویى و کامپیوترها، فرایندى را سرعت مى بخشند که قبلاً توسط نسلى از بینندگان تلویزیون تحریک شده بود. بیش تر مردم، تماشاى تلویزیون را عملى منفعل و یک طرفه مى دانند - که همین طور هم هست - در حالى که بازى هاى ویدئویى و کامپیوترها تعاملى متقابل دارند.
تلویزیون، ما را کودن و پر تنش بار مى آورد. تماشاى تلویزیون تنها وضعیت ذهنى مناسبى براى بازى هاى کامپیوترى و تعلق به کامپیوتر به وجود مى آورد. زمانى که تکنولوژى ها با هم تلفیق شوند، نسلى از مردم را به وجود مى آورند که بسیار پرشتاب تر از آن هستند که خود را با ریتم ها و حرکت هایى آهسته، طبیعى و ابتدایى تطبیق دهند. بازى هاى ویدئویى، تلویزیون، کامپیوترها، واکمن ها، بچه هایى که رادیوهاى بزرگ را در خیابان حمل مى کنند و خیابان و خط مونتاژ و بزرگراه و آزاد راه، همه و همه، جزیى از فرآیند سرعت هستند که زندگى و حیات ما را سریع تر و سریع تر مى چرخانند، کارى مى کنند که زندگى پرجاذبه تر به نظر برسد. در حالى که تنها بى ثبات و پرشتاب تر شده است.
***
این پیش فرض که سرعت ذاتا چیز خوبى است، به بخش هایى از جامعه بیش تر از بخش هاى دیگر نفع مى بخشد. بخش هایى که بیش ترین منفعت را مى برند، موسسات عظیمى هستند که قادرند سرعت معاملات و داد و ستدها را افزایش داده و مستقیما به سوى قدرت و پول حرکت کنند. براى بیش تر باقیمانده جهان، تأکید بر سرعت و شتاب مضر است. مطمئنا سرعت براى کارگران، مضر و صدمه زننده است. براى ارتباطات مردمى مضر است. سرعت، اضطراب و نگرانى ایجاد مى کند و پیامدهاى مخربى در بقاى فرهنگ هاى مختلف غیرغربى دارد.
مردم بومى تمایل دارند در واحدهاى اقتصادى کوچک با کار جمعى، که تمامى تصمیمات در آن ها با توافق همه صورت مى گیرد، به فعالیت مشغول شوند. این تمایل به خودى خود میزان زیادى صمیمیت میان مردم ایجاد مى کند. از آن جایى که زمان به عنوان یکى از نعمت هاى متعدد خداوندى است که مردم بومى و ساده، بیش تر از ما از آن لذت مى برند، ارتباطات در میان آن ها نیز معمولاً با یک آهستگى سنجیده تعریف شده است. مردم هول و شتابان نیستند. آن ها به فکر انجام دادن بیش تر در زمان کم تر نیستند، زیرا زمان کافى براى به انجام رساندن آن چه که نیاز به انجام دادن است، وجود دارد. آن ها از مشغولیت هاى شخصى خود لذت مى برند، در حالى که شتاب و عجله بیش از حد، اجازه چنین لذتى را به آنان نمى دهد. وقتى قرار است کارها انجام شوند، با همکارى و همدلىِ گروه انجام مى شود.
امروزه فشار فرهنگ هاى مهاجم غربى، باعث شده است که زندگى جوامع غیرغربى در جهت ها، زمان ها و زمان بندى هاى کاملاً متفاوتى شکل بگیرد. این مسأله حیات فرهنگ هاى غیرغربى را چون آداب و رسوم و روش هاى سنتى آن ها را تغییر مى دهد، تهدید مى کند.
زمانى مقاله اى را در «گفتمان توسعه» به نام پرستش خداى دروغین، نوشته «کن دارو» و «مایکل ساکسنین» مطالعه مى کردم. این دو نویسنده، بیش تر عمر خود را صرف انتقال تکنولوژى هاى کوچک و محدود به روستاهایى در فقیرترین کشورهاى جهان کرده اند. مقاله، گزارشى است در مورد «جنون کامپیوتر»، همان جنونى که میان آژانس هاى عمران بین المللى و گردانندگان آن ها که از اتصالات کامپیوترى ـ ماهواره اى در جوامع روستایى، جایى که اطلاعات فنى در آنجا کمیاب است، طرفدارى مى کنند، وجود دارد. به عقیده دارو و ساکسینین، فرضیه این است که کامپیوترها ارائه کننده «ارتباطاتى بى سابقه، سریع و ارزان» در جهت آبادانى و عمران روستا هستند که مى توانند «نیازهاى اطلاعاتى» آن ها براى صنعتى شدن را برآورده کنند. این دو نویسنده، نتیجه گیرى مى کنند که این فرضیه اى «مزخرف و خطرناک» است، زیرا:
در یک کشور فقیر، استفاده از ریز کامپیوترى که توسط ماهواره به یک سیستم اطلاعاتى که نیمى از جهان را در بردارد مرتبط است، عملى احمقانه مى باشد. این عمل، نوعى افراط و زیاده روى تکنولوژیکى است. بیش تر کشورهاى فقیر، به تکنولوژى هایى بسیار ساده تر مانند ماشین هاى تایپ، کتاب هاى مرجع، ابزارهاى دستى، دوچرخه و ضبط صوت نیازمندند. یافتن تعمیرکاران ماهر کامپیوتر تقریبا غیرممکن است؛ اگر گروه هاى محلى را مجبور کنیم که کامپیوترهایى کاملاً پیشرفته را خریدارى کنند، این نوعى ستم و بى رحمى در حق آن ها است.