سلامت جنسي و چالش‌هاي مفهومي در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

سلامت جنسي و چالش‌هاي مفهومي

عبدالله شيرازي(
چكيده
پيش‌نياز هرگونه برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري در حوزه «سلامت جنسي» شناخت دقيق اين مفهوم و ديگر مفاهيم مرتبط با آن و تبيين تعريف و مؤلفه‌هاي آنها بر مبناي آموزه‌هاي اسلامي و شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه ماست.
براي تحقق اين موضوع ابتدا بايد تعريف‌هاي رايج براي اين مفاهيم را كه عمدتاً برگرفته از باورها، ارزش‌ها و هنجارهاي حاكم بر جوامع غربي هستند، به خوبي شناخت و آنگاه به تبيين تعريفِ آنها بر مبناي باورها، ارزش‌ها و هنجارهاي اسلامي پرداخت.

كليد واژگان:
رفتار جنسي، اختلال جنسي، سلامت جنسي، تربيت جنسي، آموزش جنسي.

// مقدمه

واژه «سلامت جنسي»1 كه چند سالي است وارد حوزه‌هاي گوناگون تخصصي كشورمان شده است، به ويژه با تعريفي كه برخي نهادهاي بين‌المللي همچون «سازمان جهاني بهداشت»2 براي آن ارائه داده‌اند، در اصل مفهومي برخاسته از باورها، ارزش‌ها و هنجارهاي جوامع غربي و متناسب با نيازها و شرايط فرهنگي، اجتماعي اين جوامع است. ازاين‌رو پيش از پرداختن به چرايي و چگونگي توسعه و ارتقاي سلامت جنسي در جامعه بايد به تبيين مفهوم اين واژه بر مبناي باورها، ارزش‌ها، هنجارها، نيازها و شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه اسلامي ايران پرداخت.
از سوي ديگر، مفاهيم و اصطلاحات گوناگون ديگري در ارتباط با اين واژه مطرح‌اند كه آنها نيز نيازمند تعريف بر مبناي فرهنگ اسلامي ـ ايراني هستند؛ واژه‌هايي چون رفتار جنسي، اختلال جنسي، آموزش جنسي، تربيت جنسي و... .
با توجه به نكات يادشده، در اين مقاله به بررسي مفهوم سلامت جنسي و مفاهيم مرتبط با آن مي‌پردازيم. گفتني است، در اين مقاله در پي بررسي تطبيقي كامل و جامع مفاهيم مورد نظر بر اساس آموزه‌هاي غربي و آموزه‌هاي اسلامي نيستيم و تنها در پي اين هستيم كه به اجمال مفاهيم مطرح در اين حوزه و اختلاف‌نظرهاي موجود درباره آنها را بررسي كنيم تا زمينه‌اي باشد براي بررسي عميق‌تر و دقيق‌تر اين مفاهيم و ارائه تعريف‌هايي منطبق با آموزه‌هاي اسلامي براي آنها.

// مفاهيم و اصطلاحات

// 1. موضوعات جنسي1

«عمل جنسي»،2 دامنهاي از رفتارهاي خصوصي جنسي، همچون بوسيدن، لمس كردن، نوازش و آميزش جنسي را در برميگيرد. با اين حال گاهي به معناي زيستشناسي مرد يا زن نيز به كار برده ميشود كه نزديكترين معادل براي آن، «جنسيت»3 است، اما «موضوعات جنسي» به يك نماي كلي اشاره دارد كه ارزش‌ها، نگرش‌ها، تظاهرات جسمي، باورها، عواطف، شخصيت، تمايلات، اجتماعي شدن و خود معنوي را در‌برمي‌گيرد. همچنين موضوعات جنسي دربرگيرنده تظاهرات و روابط جنسي و بيولوژي سيستم پاسخ جنسي است. (رزاقي، 1393، ص20)

// 2. رفتار جنسي بهنجار1

فعاليت جنسي در ابتداييترين سطح خود، دو نياز مهم و وابسته به هم، اما نه معادل انسان را برآورده ميسازد؛ توليد مثل و احساس لذت خاص جسمي، فيزيكي و هيجاني. انگيزه اوليه فعاليت جنسي، به طوري كه تقريباً بين تمام موجودات انساني معمول است، لذتي است كه به وجود ميآورد. فقط به ندرت در طول عمر جنسي فرد، توليد مثل هدف اوليه فعاليت جنسي است. هر دو عمل اهميت دارد. يكي به دليل لذت بيمانندي كه شخص از شريك جنسي خود دريافت ميدارد و براي او فراهم ميكند؛ ديگري به دليل برآورده ساختن هدف بسيار مطلوب خانوادگي و به مفهومي با جنبه شخصي كمتر و غريزي بيشتر، تداوم زندگي نوع بشر و حفظ عضويت در گروه‌هاي اجتماعي خاص؛ به ويژه گروه‌هاي مذهبي و ملي.
رابطه جنسي بهنجار، به گونهاي كه در نوشتههاي مذهبي و اصول اخلاقي آنان آمده، رابطهاي است كه هدف آن نزديكي (احليلي ـ مهبلي (coitus است. بديهي است شريك جنسي بايد متعلق به جنس مقابل باشد. هرچند گوناگوني بيشمار در نحوه مقاربت وجود دارد، ولي اين شكل از فعاليت جنسي در همه جوامعي كه ميل به بقا دارند، تسلط دارد. (كاستلو، 1373، ص368 ـ 369)

// 3. اختلال جنسي

با توجه به تعريفي كه از فعاليت يا رفتار جنسي بهنجار مطرح شد، اين پرسش مطرح ميشود كه چه هنگام اين رفتار كسب لذت، اختلالآميز تلقي ميشود؟
اگر بخواهيم تعريفي ساده از اختلال جنسي ارايه دهيم، احتمالاً خواهيم گفت اختلال جنسي عبارت است از رخداد هرگونه انحراف يا كژكاري در فعاليت و رابطه جنسي بهنجار كه به پريشاني بارز و مشكلات بين فردي منجر ميشود. اين تعريف به ظاهر تعريفي جامع و فراگير است، اما در عمل هيچ نوع اطلاعات كاربردي و سودمندي را در اختيار ما نمي‌گذارد. بنابراين، براي آنكه از اختلالهاي جنسي شناخت دقيقتري به دست آوريم، بهتر است اختلالهاي جنسي را بر اساس سه طبقه اصلي اين اختلالها معرفي كنيم. اين سه طبقه عبارتند از كژكاريهاي جنسي،1 انحرافهاي جنسي2 و اختلال هويت جنسي.3 (نيكخو، 1387، ص73 ـ 74)

// الف) كژكاريهاي جنسي

كژكاريهاي جنسي، دستهاي از اختلالهاي جنسي هستند كه ويژگي اساسي آنها بروز اختلال در ميل جنسي و تغييرات رواني ـ فيزيولوژيايي خاص چرخه پاسخ جنسي است، به گونه‌اي كه اين اختلال موجب پريشاني آشكار فرد و بروز مشكل در روابط ميان فردي وي مي‌شود.
آن دسته از اختلالهاي جنسي كه به عنوان كژكاريهاي جنسي طبقهبندي مي‌شوند، عبارتند از:
اختلالهاي ميل جنسي؛
اختلالهاي انگيختگي جنسي؛
اختلالهاي اوج لذت جنسي؛
اختلالهاي درد جنسي؛
كژكاريهاي جنسي ناشي از يك بيماري جسماني؛
كژكاريهاي جنسي ناشي از مصرف مواد. (همان، 74 ـ 75)

// ب) انحرافهاي جنسي

درباره ماهيت «انحرافهاي جنسي» يا «رفتارهاي ناهنجارجنسي»، ديدگاه‌هاي گوناگوني وجود دارد. ديدگاه‌هاي روان‌شناسانه، جامعهشناسانه و جرمشناسانه از جمله ديدگاه‌هاي شناخته شده درباره رفتارهاي ناهنجارند كه هر كدام، از زواياي خاصي به بررسي موضوع پرداختهاند. در اينجا به اختصار به برخي از اين ديدگاه‌ها اشاره ميكنيم:

// يك ـ ديدگاه روان‌شناسانه

برخي روان‌شناسان معتقدند هر رفتار جنسي كه يكي از اين ويژگيها را داشته باشد، رفتار ناهنجار است:
ـ براي خود يا شريك جنسي، خطرناك باشد؛ مانند آزارگري جنسي (ساديسم)،1 آزارخواهي جنسي (مازوخيسم)،2 بچهبازي؛3
ـ معطوف به يك شريك جنسي نيست؛ مانند استمنا، مبدل پوشي، چشمچراني، حيواندوستي؛
ـ در تحريك جنسي، اعضاي اوليه نقش نداشته باشند؛ مانند عضوخواهي؛
ـ به طور نامتناسبي با اضطراب و احساس گناه همراه است؛ مانند انواع انحرافهاي جنسي (پارافيليا)4 مثل زنا و زناي با محارم؛
ـ حالت جبري دارد. هر كدام از انحرافهاي جنسي و از جمله استمنا و همجنس‌گرايي ممكن است اين ويژگي را داشته باشند. (نك: فقيهي، 1387، ص294 ـ 295)
به باور برخي ديگر از روان‌شناسان، انحرافهاي جنسي، دستهاي از اختلالهاي جنسي‌اند كه ويژگي اساسي آنها وجود اميال، خيال پردازيها يا رفتارهاي جنسي عودكننده و شديدي است كه با اشيا، فعاليتها يا موقعيتهاي غيرعادي رابطه دارند و به پريشاني يا اختلال عمده در كاركردهاي اجتماعي، شغلي يا ديگر زمينههاي مهم زندگي مي‌انجامد. در انحرافهاي جنسي، خيال پردازيها، اميال يا رفتارهاي جنسي به طور كلي به موضوعهاي غير انساني؛ رنجاندن يا تحقير خويش يا شريك جنسي؛ كودكان يا ساير افراد ناموافق با اين اعمال مربوط مي‌شوند و اين ويژگيها دست‌كم شش ماه دوام دارند.
بر اساس طبقهبندي اختلالات رواني انجمن روانپزشكي امريكا (IV-DSM)5 كه در سال 1994 ميلادي، منتشر و در سال 2000 ميلادي بازنگري و ويرايش شده است، مهم‌ترين انحرافهاي جنسي (پارافيلياها) عبارتند از:
نمايشگري (عورتنمايي):6 در طول يك دوره 6 ماهه، تخيلات برانگيزنده جنسي تكرارشونده و قوي اميال مبرم جنسي و رفتارهاي جنسي كه به نمايش آلت تناسلي فرد به بيگانهاي نامنتظر مربوط ميشود.
يادگارخواهي (يادگارپرستي):7 در طول يك دوره 6 ماهه، تخيلات برانگيزنده جنسي تكرارشونده و قوي اميال مبرم جنسي و رفتارهاي جنسي كه به استفاده از اشياي بدون حيات (مثل لباس زير زنانه) مربوط مي‌گردد.
مالش [دوستي]:8 در طول يك دوره 6 ماهه، تخيلات برانگيزنده جنسي تكرارشونده و قوي اميال مبرم جنسي و رفتارهاي جنسي كه به لمس اندام يا مالش به اندام فردي ديگر بدون رضايت او مربوط ميگردد.
بچهبازي:9 در طول يك دوره 6 ماهه، تخيلات برانگيزنده جنسي تكرار‌شونده و قوي اميال مبرم جنسي و رفتارهاي جنسي كه به فعاليت جنسي با يك كودك يا كودكان زير سن بلوغ (13 ساله يا كمتر) مربوط ميگردد.
مازوخيسم (آزارخواهي) جنسي:10 در طول يك دوره 6 ماهه، تخيلات برانگيزنده جنسي تكرارشونده و قوي اميال مبرم جنسي و رفتارهاي جنسي كه به اعمال واقعي كه در آن تحقير شدن، به بند كشيده شدن يا رنج بردن به گونهاي ديگر، از نظر جنسي براي شخص، تحريك‌كننده است، مربوط مي‌گردد.
ساديسم (آزارگري) جنسي:11 در طول يك دوره 6 ماهه، تخيلات برانگيزنده جنسي تكرارشونده و قوي اميال مبرم جنسي و رفتارهاي جنسي كه به اعمال واقعي يا وانمودي كه در آن ايجاد رنج جسمي و روانشناختي براي قرباني، از نظر جنسي براي شخص، تحريك‌كننده است، مربوط ميگردد.
تماشاگري (نظربازي) جنسي:12 در طول يك دوره 6 ماهه، تخيلات برانگيزنده جنسي تكرارشونده و قوي اميال مبرم جنسي و رفتارهاي جنسي كه به عمل مشاهده يك فرد نامنتظر كه برهنه، در حال كندن لباس يا مشغول عمل جنسي است، مربوط ميگردد.
يادگارپرستي (يادگارخواهي) همراه با مبدلپوشي:13 در طول يك دوره 6 ماهه، تخيلات برانگيزنده جنسي تكرارشونده و قوي اميال مبرم جنسي و رفتارهاي جنسي كه به مبدلپوشي مربوط ميگردد.
ديگر انحرافهاي جنسي (پارافيلياها): اين گروه شامل انحرافهايي است كه ملاكهاي هيچ يك از طبقات خاص را در بر نميگيرد؛ مانند هرزه‌درايي تلفني؛14 مردهدوستي؛15 عضوخواهي (تمركز انحصاري بر بخشي از بدن)؛16 حيواندوستي.17 (انجمن روانپزشكي امريكا، 1374، ص187 ـ 189)
يادآوري دو نكته ضروري است:
يك ـ در طبقهبندي اختلالات رواني انجمن روانپزشكي امريكا (VـDSM) نيز كه در سال 2013 ميلادي منتشر شده، همين دستهبندي براي انحرافهاي جنسي پذيرفته شده است.
دو ـ همجنسگرايي (هموسكشواليسم)18 در چهارمين نسخه راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني (IV ـ DSM و TR ـ IV- DSM)، به عنوان انحراف جنسي (پارافيليا) به شمار نيامده، بلكه اين موضوع در كنار موضوع «تراجنسي» يا «دو جنسيتي» (ترنسكشوال)19 و به عنوان اختلال هويت جنسي (GID) در زير شاخه
قرار گرفته و شامل «اختلال هويت جنسي در كودكان»، «اختلال هويت جنسي در نوجوانان و بزرگ‌سالان» و «اختلالات هويت جنسي نامشخص» است. در جديدترين نسخه DSM تراجنسي از شاخه اختلال هويت جنسي، خارج و به دسته آشفتگي جنسي منتقل شده است. (طارميان، 1391)

// دو ـ ديدگاه جامعهشناسانه

به باور جامعهشناسان، هر جامعهاي براي دست‌يابي به تعادل و تحقق هدف‌هاي خويش، مرزهايي براي باورها و رفتارهاي پسنديده و ناپسند، انتخاب يا تعيين ميكند و از راه قوانين جاري، آيينهاي ديني و اخلاقي، قواعد گروهي و سازماني و سرانجام با مقررات خانوادگي، بر آنها نظارت ميكند. اين مرزها كه از ارزش‌ها برميخيزند، هنجارهاي جامعه، سازمان، گروه و در نهايت هنجارهاي خانواده را نشان ميدهند. رفتاري غيرعادي و ناهنجار است كه برخلاف اين هنجارها، به ويژه برخلاف مقررات و قوانين اجتماعي رايج جامعه باشد. (فقيهي، 1387، ص295 ـ 296)
از نظر برخي جامعهشناسان، خصوصيت برجسته انحرافات جنسي عبارت از ابرام مطلق فرد منحرف در دنبال كردن شيوه معيني براي تحصيل ارضاي جنسي است كه از نظر پزشكي، بيمارانه و نابهنجار است. تعريف اين نابهنجاري دو وجه دارد:
اول ـ خصلت كودكانه ارضاي حاصله: شيوه مورد استفاده در اين وجه، ناشي از توقف فرد در يكي از مراحل كودكانه رشد جنسي است.
دوم ـ تكرار سماجتآميز اعمال منحرفانهاي كه به صورت امر بزرگِ زندگي فرد در ميآيد. (نك: دانينو، 1384، ص 53)
بر اساس ملاكهاي ياد شده، همجنسگرايي، دگرآزاري، خودآزاري (سادوـ مازوخيسم)، نشانهپرستي (فتيشيسم)، سكسنمايي (اگزيبي سيونيسم) و شهوت بصري (وايوريسم) از مهم‌ترين مصاديق انحراف يا ناهنجاري جنسي به شمار ميآيند. (نك: همان، 1384، ص 53 ـ 76)

// سه ـ ديدگاه اسلامي

در آموزههاي اسلامي، هر نوع ارضاي جنسي خارج از محدوده ازدواج زن و مرد، انحراف جنسي از مسير طبيعت و امري ناهنجار است كه مستوجب كيفر دنيوي است. (فقيهي، 1387، ص229) نكته قابل توجه اين است كه از ديدگاه اسلامي، همه رفتارهاي ناهنجار جنسي، گناه محسوب مي‌شوند؛ زيرا با آگاهي و اراده فرد صادر مي‌شود و هيچ اجباري بر آن وجود ندارد، بلكه اين تمايل و هواي نفسِ خود فرد است كه در محيط محرك، تحريك مي‌شود و اقدام به رفتارهاي ناهنجار ميكند. (همان، ص301)
برخي مصاديق روابط و رفتارهاي ناهنجار جنسي در ديدگاه اسلامي عبارتند از:
ـ خودارضايي، اعم از خود ارضايي مردان (استمنا) و خودارضايي زنان (استشها)؛
ـ همجنسگرايي، اعم از همجنسگرايي مردان (لواط) و همجنسگرايي زنان (مساحقه)؛
ـ زنا و روسپيگري؛
ـ نظربازي (تماشاگري جنسي)؛
ـ تشابه به جنس مخالف؛
ـ حيوانبازي (آميزش با حيوان)؛
ـ بچهبازي (گرايش جنسي به كودكان). (نك: همان، ص303 ـ 351)
در قوانين موضوعه نظام جمهوري اسلامي ايران، به برخي از اين موارد، اشاره و براي آنها مجازات تعيين شده است. (نك: قانون مجازات اسلامي، مصوب 1392، مواد 221 تا244 و قانون تعزيرات، مصوب 1375، مواد 637 تا 641)

// ج) اختلال هويت جنسي

روان‌شناسان، آگاهي فرد از مرد يا زن بودن خويش را هويت جنسي مينامند. به بيان ديگر، اين كه فرد خود را يك دختر (زن) يا پسر (مرد) بداند، همان هويت جنسي وي را تشكيل ميدهد. تقريباً كودكان در دو سالگي، مذكر يا مؤنث بودن را از هم تشخيص ميدهند و بين 2 تا 3 سالگي ميتوانند به پرسشهاي مبني بر دختر يا پسر بودنشان پاسخ دهند.
با توجه به اين تعاريف، اختلال هويت جنسي زماني وجود دارد كه فرد (مرد يا زن) در احساس خود از هويت جنسي خويش، دچار سردرگمي و ابهام باشد و چنين ويژگي‌اي به پريشاني وي يا بروز اختلال عمده در كاركردهاي اجتماعي، شغلي يا ديگر زمينههاي مهم زندگي او منجر شود. از سوي ديگر، در اين اختلال، شواهدي وجود دارد كه نشان ميدهد فرد به طور پايدار براي خود هويتي را اتخاذ كرده كه مخالف با جنسيت تشريحي اوست. چنين فردي اصرار دارد از نظر جنسيتي متعلق به جنس مخالف است و هميشه اصرار از جنسيت تعيين شده خود يا احساس نداشتن تناسب با نقش جنسي تعيين شده، ابراز نارضايتي ميكند. (نيكخو، 1387، ص76 ـ 77)
در طبقهبندي اختلالات رواني انجمن روانپزشكي امريكا (V DSM -)، اختلال هويت جنسي با اين دو ويژگي تعريف شده است:
1. همانندسازي قوي و مستمر با جنس مقابل (نه فقط ميل مربوط به هرگونه مزاياي فرهنگي تصور جنسي مقابل بودن) و احساس ناراحتي مستمر با جنس خود يا احساس نامتناسب بودن در نقش جنسي خود. (انجمن روانپزشكي امريكا، 1374، ص190)

// 4. سلامت جنسي

«سلامت جنسي» واژه تازهاي است كه در سال‌هاي اخير، به حوزه موضوعات و مباحث جنسي وارد شده و هنوز درباره معنا و مفهوم آن اتفاق نظر چنداني در ميان صاحب‌نظران وجود ندارد.
«سازمان جهاني بهداشت»،1 در سال 2006م. «سلامت جنسي» را اين گونه تعريف ميكند:
سلامت جنسي به وضعيتي اطلاق مي‌گردد كه در آن سلامت جسمي، عاطفي، ذهني و اجتماعي در ارتباط با مسايل جنسي تأمين گردد؛ سلامت جنسي صرفاً به معناي عدم ابتلا به بيماري، ناتواني يا ضعف جسماني نيست. پرداختن به سلامت جنسي مستلزم اتخاذ رويكردي مثبت و احترام‌آميز نسبت به مسايل جنسي و روابط جنسي و همچنين امكان دست‌يابي به تجارب جنسي لذت‌بخش و مطمئن، به دور از هرگونه اجبار، تبعيض و خشونت است. (پايگاه اطلاعرساني سازمان جهاني بهداشت).
چنانكه ملاحظه ميشود بر اساس اين تعريف، سلامت جنسي الزاماً به معناي نبود بيماري، ناتواني يا ضعف جسماني نيست، بلكه به معناي همه سلامت جنبههاي جسمي، عاطفي، ذهني و اجتماعي در ارتباط با مسايل جنسي است، به گونهاي كه امكان دست‌يابي به تجارب جنسي لذت‌بخش و مطمئن، به دور از هرگونه اجبار، تبعيض و خشونت را براي شخص فراهم آورد.
در جايي ديگر، به نقل از سازمان جهاني بهداشت، سلامت جنسي اين گونه تعريف شده است:
سلامت جنسي عبارت است از عملكرد هماهنگ ذهن، احساس و جسم. به نحوي كه به رشد انسان در زمينه شخصي و اجتماعي كمك كند و زمينه رابطه عاشقانه را بين زوجين ايجاد كند. (پايگاه جامع اطلاعات پزشكي: ايران سلامت)
يكي از صاحب‌نظران كشورمان نيز در تعريف سلامت جنسي ميگويد:
سلامت جنسي همسران، يعني موقعيتي كه در آن زوجين از يك رابطه سالم، مناسب و بهنجار جنسي بهرهمند هستند، به گونهاي كه وضعيت جسمي، روحي و رفتاري آنان مطلوب و حاكي از يك نوع هماهنگي، انس، محبت و در يك جمله، رضايتمندي از زندگي زناشويي باشد. (معارفي، 1387، ص67)
صاحب‌نظر ديگري، سلامت جنسي را اين گونه معنا كرده است:
سلامت جنسي يعني توانايي بروز تمايلات جنسي به دور از خطر بيماري‌هاي آميزشي، بارداري ناخواسته، تجاوز، خشونت و تبعيض. اين به معناي توانايي داشتن يك زندگي جنسي ايمن، لذتبخش و آگاهانه مبتني بر رويكردي مثبت به تمايلات جنسي و روابط جنسي محترمانه دو طرفه است. (رزاقي، 1393، ص22)
بي‌ترديد، پيش از هرگونه برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري در حوزه سلامت جنسي بايد تعريفي دقيق و مورد اتفاق از اين اصطلاح، بر مبناي آموزههاي اسلامي ارائه شود؛ زيرا در تعريفهاي رايج بين‌المللي سلامت جنسي، از يك سو، به دو موضوع مشروعيت رابطه جنسي و بعد معنوي اين رابطه كه در آموزههاي اسلامي بسيار بر آنها تأكيد شده، توجهي نشده و از سوي ديگر، در اين تعريفها واژههايي به كار رفته است كه در تعريف آنها در بين نظامهاي حقوقي غربي و نظام حقوقي اسلام اتفاق نظر وجود ندارد.

// 5. تربيت جنسي1

صاحبنظران و پژوهشگران حوزه تربيت، تعريفهاي متعددي براي تربيت جنسي ارائه دادهاند كه از آن جمله ميتوان به اين تعريفها اشاره كرد:
فراهمآوردن زمينه رشد غريزة جنسي، به گونهاي كه ضمن استفادة لازم از اين غريزه، از انحرافات و لغزشهاي جنسي نيز پيشگيري شود.» و يا طبق تعريف ديگري، «مقصود از تربيت جنسي، اين است كه كودك را به گونهاي بپرورانيم كه هنگامي كه به سن بلوغ رسيد، حلال و حرام را در مسائل جنسي تشخيص دهد و به وظايف زناشويي و همسري آگاه باشد و از لااباليگري بپرهيزد و راه و رسم عفّت اسلامي، خلق و خوي او باشد و در وادي شهوت، سرگردان نشود. (بهشتي، 1372، ص 24)
بر اساس اين تعريف، تربيت جنسي، از آغاز كودكي شروع ميشود و تا سن جواني و ميان سالي، ادامه مي‌يابد. يكي ديگر از صاحب‌نظران، در اين زمينه چنين مينويسد:
تربيت جنسي يكي از انواع تربيت است كه در كنار ساير تربيتها همچون تربيت اجتماعي، تربيت عقلاني، تربيت اخلاقي، تربيت مدني و تربيت سياسي قابل طرح است. تربيت جنسي ارائه يك سلسله اطلاعات ضروري روانشناختي، جسماني و ديني درباره مسائل جنسي مربوط به هر فرد است و يا تربيت جنسي در اختيار گذاردن اطلاعات لازم درباره مسائلي كه به نوعي با غريزه جنسي انسان مرتبط است و يا ميتوان گفت تربيت جنسي شامل كليه اطلاعاتي است كه از دوران اوليه زندگي در جهت رشد متعادل و مناسب غريزه جنسي صورت ميگيرد.
تربيت جنسي معناي وسيعتري از آموزش جنسي دارد و فراتر از احساس جنسي، به رشد شخصيت اجتماعي، اخلاقي و فرهنگي افراد نيز نظر دارد. آن چه كه در مفهوم تربيت جنسي مهم است اين است كه غرض از تربيت جنسي از ديدگاه ما پرورش، تعديل و جهتدهي است نه پروردن و اوج دادن. (فرمهيني فراهاني، 1386، ص1)
برخي از پژوهشگران نيز تربيت جنسي را اين گونه معنا كردهاند:
منظور ما از تربيت جنسي، اين است كه زمينهها و عوامل مربوط به مسائل جنسي طوري فراهم شود كه استعدادهاي شخصي در جهت رسيدن به كمال اختياري فرد، شكوفا شود و او را براي رسيدن به كمال مطلوب، ياري كند. ازاين‌رو، مي‌توان گفت هدف از تربيت جنسي، دست‌يابي فرد به آگاهي‌ها، عادات و آدابي درباره چگونگي اعمال و ارضاي غريزه جنسي است كه او را در جهت رسيدن به رشد و هدف مطلوب آن ياري كند. (ثابت، 1387، ص44)
يكي از صاحب‌نظران حوزه تربيت جنسي، پس از نقل تعريفهاي موجود در اين زمينه چنين مينويسد:
تعريفهاي پيش گفته، از ابهام برخوردارند. به نظر ميرسد كه تربيت جنسي عبارت است از اين كه فرد در دورههاي رشد كودكي، نوجواني و جواني، به گونهاي پرورده شود و آموزش ببيند كه با جنسيت خود آشنا گردد و آن را بپذيرد؛ قدردان وجود خويش باشد و به آن افتخار كند؛ نقش مذكر يا مؤنث بودن از لحاظ اجتماعي را ياد بگيرد و احكام و آداب ديني در ارتباط با مسائل جنسي مربوط به خود و روابط با همجنس و جنس مخالف را فرا گيرد؛ آمادگي رواني براي ازدواج و تشكيل خانواده را پيدا كند؛ با مسائل مربوط به زندگي خانوادگي و روابط همسر آشنا گردد و در ساية آن، به آرامش برسد؛ به گونهاي توانمند شود كه عواطف و فعّاليتهاي جنسي خويش را در جهت قرب الي الله و جلب خشنودي خداوند، به كار گيرد. (فقيهي، 1387، ص 20)
اين صاحب‌نظر پس از ارائه اين تعريف مينويسد:
با توجه به اين تعريف، تربيت جنسي، حوزه وسيعي را در برميگيرد و شامل فعاليتهاي تربيتياي است كه از آغاز زندگي، مرحله به مرحله در جهت رشد متعادل و متناسب غريزه جنسي صورت ميگيرد تا فرد، با وظايف و رفتارهاي جنسي آشنا شود و به اهداف تربيتي جنسي از قبيل مودّت و رحمت و آرامش در زندگي و سلامت روان برسد و نسل هم تداوم پيدا كند. (همان)

// 6. آموزش جنسي1

براي «آموزش جنسي» يا به تعبير برخي نويسندگان، «آموزش موضوعات جنسي»،2 تعريفهاي متعددي ارائه شده است كه از آن جمله ميتوان به اين موارد اشاره كرد:
آموزش جنسي در يك نگاه كلي، يعني: «آموزش در تمام جنبههاي جنسي و تمايلات جنسي؛ از جمله جنبههاي فيزيولوژيكي توليد مثل، عملكردي، هيجاني و بين فردي» و به طور خاص يعني «آموزش محدود به زمينههاي فيزيولوژيك سكس و توليد مثل».
همچنين در تعريف آموزش جنسي، گفته شده كه عبارت است از «ارائه هر نوع دانش و آگاهي علمي و نظري به شخصي كه به خاطر جنسيت خاص متناسب با سن و به اقتضاي مرحلههاي رشدي خود، جهت تأمين سلامت رواني، جسمي و اجتماعي و رفع نياز جنسي و تعالي خويشتن و بقاي نسل، بدان نيازمند است».
در تعريف ديگر، آموزش جنسي، به مفهوم تربيت جنسي دانسته شده كه شامل آموزش رفتارها و مسائل توالد و تناسل، آمادهسازي فرد براي فهميدن و كنترل تحريكات و رفتارهاي جنسي خود، آموزش اصول و مسائل فردي و گروهي مربوط به دو جنس مرد و زن است.
در تعريف نسبتاً كاملتري چنين آمده است: «منظور از آموزش جنسي، ارائه اطلاعات كلي صحيح درباره وقايع و تغييرات جسمي و رواني بلوغ و راهنمايي نوجوانان در رفتار و كردار آنها در اين سن، نسبت به خود و ديگران و شيوه ابراز علاقه و دوستي‌هاي معقول و جلوگيري از انحرافات است».
بر اين اساس، آموزش جنسي بايد به صورت مستقيم و غيرمستقيم و با هدف پرورش نسل سالم و جامعه صالح انجام شود. صلاح و فساد هر جامعه بر اساس صلاح و فساد افراد و روابط آنها با يكديگر و از جمله روابط جنسي، شكل ميگيرد. اگر همه يا بيشتر افراد جامعه، سالم باشند و روابط آنها با يكديگر، با ارزش‌ها و هنجارهاي ديني منطبق باشد، آن جامعه، جامعهاي سالم است. آموزش مسائل جنسي، به صورت صحيح و كامل در هر دوره و فراگيري ارزش‌ها و هنجارهاي ديني و عملكردهاي افراد در هر مقطع سني، افراد را به سوي صلاح و پرهيز از فساد ميكشاند و سلامت روان را براي آنان به دنبال دارد و در نتيجه، نسل جامعه، سالم پرورش مييابد و جامعه، سالم مي‌شود». (فقيهي، 1387، ص22 ـ 23)
يكي ديگر از صاحب‌نظران در اين زمينه چنين مي‌نويسد:
يونسكو، آموزش موضوعات جنسي را فرآيند كسب اطلاعات و شكل‌دهي نگرش‌ها، باورها و ارزش‌ها درباره موضوعات مهمي چون هويت،3 روابط4 و صميميت5 در گستره عمر تعريف كرده است. در اين راستا همه افراد حق آموزش موضوعات جنسي را به طور جامع دارند. آموزش موضوعات جنسي با ارائه اطلاعات، كشف احساسات، ارزش‌ها و نگرش‌ها به مشخص كردن ابعاد اجتماعي، فرهنگي، زيستي، روان‌شناختي و معنوي مربوط به مناسبات جنسي كمك ميكند و مهارتهاي ارتباطي، تصميمگيري و تفكر انتقادي را بهبود مي‌بخشد.
آموزش موضوعات جنسي به نوعي يك فرآيند تغيير رفتار محسوب ميشود كه به دنبال ارتقاي سلامت جنسي افراد جامعه به ويژه كودكان و نوجوانان است. مهم‌ترين هدف اين آموزشها توسعه رفتارهاي مثبت جنسي همچون اعتماد به نفس، اتخاذ رويكردي محترمانه به خود و ديگران، دوري از تجاوز و خشونت جنسي، تجارب جنسي سالم و برنامهريزي براي پدر و مادر شدن است. (رزاقي،1393، ص20ـ21)

// 7. اخلاق جنسي1

استاد شهيد مرتضي مطهري در تعريف اخلاق جنسي مينويسد:
اخلاق جنسي قسمتي از اخلاق به معني عام است؛ شامل آن عده از عادات و ملكات و روشهاي بشري است كه با غريزه جنسي بستگي دارد. حياء زن از مرد، غيرت ناموسي مرد، عفاف و وفاداري زن نسبت به شوهر، ستر عورت، ستر بدن از غير محارم، منع زنا، منع تمتع نظري و لمسي از غير همسر قانوني، منع ازدواج با محارم، منع نزديكي با زن در ايام عادت، منع نشر صور قبيحه، تقدس يا پليدي تجرد، جزء اخلاق و عادت جنسي به شمار مي‌رود. اخلاق جنسي به حكم قوّت و قدرت فوقالعاده غريزه كه اين قسمت از اخلاق بشري وابسته به آن است، همواره مهم‌ترين بخشهاي اخلاق به شمار ميرفته است. (مطهري، 1378، ص633)
برخي پژوهشگران، اخلاق جنسي را اين‌گونه تعريف كردهاند:
اخلاق جنسي، چگونگي پرهيز از محركهاي جنسي، خويشتنداري، عفاف، شرايط سالم حاكم بر ارتباط جنسي زن و مرد و خلاصه، چگونگي مديريت اين غريزه است؛ به گونهاي كه سبب آرامش شود؛ حرص جنسي را افزايش ندهد؛ از ورود محركها به صحنه جان پرهيز و غريزه به صورتي متعادل ارضا شود و سرانجام، يار او در راه سعادت و كمال باشد. (متقيفر، 1388، ص22 ـ 23)
يكي ديگر از نويسندگان و پژوهشگران كشورمان، اخلاق جنسي را چنين تعريف ميكند:
اخلاق جنسي به مجموعهاي از بايدها و نبايدهاي هنجاري و اخلاقي حاكم بر روابط و زندگي جنسي انسان‌ها گفته ميشود؛ موضوع آن نيز رفتار، گفتار و انديشههاي مرتبط با غريزه جنسي است كه يا به طور مستقيم اختياري بوده يا داراي مبادي و مقدمات اختياري هستند و هدف آن هدايت نظاممند، منطقي و هماهنگ غريزه و عمل جنسي است. (ديلمي، 1393، ص153)

// 8. انقلاب جنسي1

«انقلاب جنسي»
بود كه در دهه ۶۰ تا ۸۰ ميلادي، نظام سنتي رفتارهاي جنسي و روابط بين فردي را در جوامع غربي به چالش كشيد و تغييرهاي ژرف و گسترده‌اي در هنجارهاي جنسي حاكم بر اين جوامع ايجاد كرد. تغييراتي كه امروزه تبديل به جريان غالب شده‌اند.
پديدههايي چون افزايش پذيرش سكس خارج از روابط دگرجنس‌گرايانه‌ تك‌همسري (ازدواج سنتي)، استفاده از
و جلوگيري از آبستني، برهنگي در حضور ديگران، هنجار شدن همجنس‌گرايي و شكل‌هاي ديگر ميل ‌جنسي و قانوني‌شدن سقط جنين، همگي از مظاهر اين انقلاب به شمار ميآيند.
رودز، روان‌شناس امريكايي درباره انقلاب جنسي مينويسد:
در دهه 1960 عوامل مختلفي از جمله قرص ضدبارداري و گسترش باورهاي ضدفرهنگي مانند «اگر فكر ميكني كاري درست است، آن را انجام بده» و «عشق بورز، جنگ نكن» و گسترش ديدگاه برابري زن و مرد باعث شده است كه از انقلاب جنسي سخن به ميان آيد.
هر چند اين انقلاب، زاييده فكر فمينيستها و عوامل يادشده بود، در نهايت برخلاف هدف خود (كه دفاع از زنان بود)، به نفع مردان هوسران و سوء‌استفاده‌گري از زنان، تمام شد. مباحث مربوط به افزايش يكساننگري لذت جنسي در مرد و زن، آموزش جنسي بر اساس تفكر فمينيستي كه طرفدار رابطه سالم، مفيد، آرام‌بخش، لذتآور و بدون هرگونه وابستگي بود، برابري تمايل و قدرت جنسي دختر و پسر، كه در پي مبارزه با خواست مردانه در روابط جنسي بودند و اهداف ظاهراً عدالتجويانهاي را براي احقاق حقوق زنان دنبال ميكرد، به نتيجهاي نرسيد و همچنان كليشههاي فرهنگي (فرهنگ غرب) پابرجا باقي ماند. اين باور كه «رابطه جنسي براي لذت بردن است، بگذار پيش برود»، حاصل تفكرهاي ناشي از انقلاب جنسي بود كه بعدها تبعات منفي زيادي را به خصوص براي زنان و دختران در پي داشت، به نحوي كه خود فمينيستها در برابر آن موضع گرفتند. (رودز، 1392، ص 136)
ال كوهن نويسنده و مورخ امريكايي درباره پيامدهاي انقلاب جنسي براي جامعه امريكا مي‌نويسد:
در دهه 1950، 60 درصد زنان هنگام ازدواج، باكره بودند و 87 درصد زنان امريكا اعتقاد داشتند رابطه جنسي زن قبل از ازدواج، حتي با «مردي كه قرار بود با وي ازدواج كند»، كاري نادرست و غيراخلاقي است. زماني كه دختران تولديافته در جريان انقلاب جنسي به سن بلوغ رسيدند، اين معيار دوگانه ـ عملاً و شايد كاملاً در ذهن پسران نوجوان ـ از بين رفته بود. تنها 20 درصد اين دختران در زمان ازدواج، باكره بودند. به ويژه اينكه نوجوانان شيوههاي قديمي را كنار گذاشته بودند. در سال 1960، نيمي از زنان مجرد 19 ساله هنوز رابطه جنسي را تجربه نكرده بودند، اما در اواخر دهه 1980، نيمي از دختران امريكايي در 17 سالگي و دوسوم آنان در 18 سالگي رابطه جنسي را تجربه كرده بودند و تفاوت بين تجربه رابطه جنسي دختران و پسران نوجوان از 50 درصد به چند درصد‌ اندك كاهش يافته بود. (ال كوهن، 1391، ش 105)
در سال‌هاي اخير، رسانههاي بيگانه از وقوع انقلاب جنسي در ايران گفتوگو مي‌كنند. يكي از صاحبنظران كشورمان در تحليل اين موضوع ميگويد:
انقلاب جنسي به اين معناست كه تمام هنجارهاي جنسي نابود شوند و يك نوع آنارشيسم و هرج و مرج جنسي به وجود آيد. از پس اين هرج و مرج، شاهد آزادي در روابط جنسي از هر نوعش خواهيم بود؛ از همجنسگرايي گرفته تا روابط خارج از خانواده و... .
از آنجايي كه غرب، خواهان بروز چنين اتفاقاتي در كشور ماست، مي‌گويد انقلاب جنسي اتفاق افتاده است؛ چراكه با اين اتفاقات ساختار ايران ضعيف مي‌شود و اين خواسته غرب است، ولي من ميگويم ما شاهد بحران جنسي در كشور هستيم نه انقلاب جنسي. از طرفي اگر نتوانيم مطالعات جنسي‌مان را بالا ببريم و براي وضعيت جنسي امروز جامعه‌مان فكري نكنيم، اين انقلاب رخ خواهد داد. بنابراين، بايد در اين موضوع مطالعه و فرهنگ‌سازي كرد. (فياض، 1393)
بي‌ترديد، انقلاب جنسي به معنا و مفهومي كه در جوامع غربي رخ داد، در جامعه اسلامي ايران روي نخواهد داد، ولي بايد توجه داشت كه سير گسترده و شتابان تغيير هنجارهاي جنسي در جامعه ما جامعه و نظام اسلامي را در سال‌هاي آينده، با چالش‌هاي جدي روبه‌رو ميسازد. ازاين‌رو، شايسته است مديران، برنامهريزان و سياست‌گذاران رسانه ملي با مطالعه و شناخت دقيق پديده انقلاب جنسي و زمينهها و پيامدهاي آن، خود را براي رويارويي با اين چالشها آماده سازند.
در پايان، از پژوهشگران حوزوي و دانشگاهي دعوت كنيم كه با بررسي تطبيقي مفاهيم مرتبط با موضوعات جنسي، تفاوت‌ها و تمايزهاي نگاه غربي و اسلامي در اين زمينه را به خوبي روشن سازند و سياست‌گذاران و برنامه‌ريزان جامعه را براي سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي منطبق بر آموزه‌هاي اسلامي در حوزه مسائل جنسي جامعه ياري دهند.

// فهرست منابع

// الف) كتاب

انجمن روانپزشكي امريكا. 1374. طبقهبندي اختلالات رواني (IV ـ DSM). ترجمه: نصرتاله پورافكاري. تهران: آزاده.
بهشتي، احمد. 1372. اسلام و تربيت ديني كودكان. تهران: سازمان تبليغات اسلامي.
ثابت، حافظ. 1381. تربيت جنسي در اسلام. قم: مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني.
دانينو، آندره مورالي. 1384. جامعهشناسي روابط جنسي. ترجمه: حسن پويان. تهران: توس.
رزاقي، رضا. 1392. آموزش موضوعات جنسي. تهران: دانژه.
رودز، استون اي. 1392. تفاوتهاي جنسيتي را جدي بگيريم. ترجمه: معصومه محمدي. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
فرمهيني فراهاني، محسن. 1386. تربيت جنسي. تهران: البرز.
فقيهي، علي‌نقي. 1387. تربيت جنسي: مباني، اصول و روشها، از منظر اسلام. قم: دارالحديث.
قائمي، علي. 1366. خانواده و مسائل جنسي كودكان. تهران: انجمن اولياء و مربيان.
كاستلو، تيموتي و جوزف كاستلو. 1373. روان‌شناسي نابهنجاري. ترجمه: نصرت اله پورافكاري. تهران: آزاده.
متقيفر، غلامرضا. 1388. درآمدي بر نظام اخلاق جنسي در اسلام. قم: مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني.
مطهري، مرتضي. 1378. اخلاق جنسي دراسلام و جهان غرب در: مجموعه آثار استاد شهيد مطهري. تهران: صدرا.
نيكخو، محمدرضا. 1387. زندگي جنسي مردان: آشنايي با رفتارهاي جنسي و روشهاي شناخت و درمان اختلالهاي جنسي مردان. تهران: سخن.
ب) مقاله
ال كوهن، نانسي. 1391. «چگونه انقلاب جنسي، جامعه امريكا را براي هميشه دگرگون كرد؟». ترجمه: ابوالفضل ايماني راغب. ماهنامه سياحت غرب. ۱۰۵.
ديلمي، احمد. 1393. «اخلاق جنسي». در: علي اكبر رشاد (زيرنظر)، دانشنامه فاطمي. تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
فروتن، سيد كاظم و محمدحسين اخوان تقوي. 1389. «بررسي نقش سلامت جنسي در خانواده ايراني» در: سيد رضا صالحي اميري (زير نظر). آيندهپژوهي مسائل خانواده. تهران: مركز تحقيقات استراتژيك.
ماركل، جويس. 1386. «سياست خويشتنداري جنسي رهبران آمريكا در بوته نقد». سياحت غرب. 54.
معارفي، غلامرضا. 1387. «بررسي سلامت جنسي زوجين و شيوههاي تأمين آن در انديشه شيعي بر اساس احاديث كتاب وسائل الشيعه». دوماهنامه علمي، پژوهشي دانشور پزشكي دانشگاه شاهد. 78 (16).
طارميان، فرهاد و همكاران. 1391. «تغيير و تحولات صورت گرفته در DSM 5». خبرنامه انجمن علمي روان‌شناسي باليني ايران.

// ج) پايگاه اطلاع‌رساني

پايگاه اطلاع‌رساني سازمان جهاني بهداشت:
Defining sexual health:

«روز جهاني سلامت جنسي»، در پايگاه جامع اطلاعات پزشكي(ايران سلامت):

، گفتوگو با دكتر ابراهيم فياض، در پايگاه اطلاعرساني قاصد نيوز:

بازتاب انديشه: فصل‌نامه تخصصي مطالعات راهبردي رسانه
شماره 6، پياپي 121، پاييز 1393
صفحات 65 ـ 87

/// مقالات