// مقاله / ايالات متحده، بزرگ‌ترين ناقض حقوق بشر در جهان1

ايالات متحده، بزرگ‌ترين ناقض حقوق بشر در جهان در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

ايالات متحده، بزرگ‌ترين ناقض حقوق بشر در جهان1

نويسنده: يواكيم هاگوپيان2
مترجم: راضيه ميرخندان3

چكيده
نگارنده در اين مقاله ابتدا به برخي آمار‌هاي سازمان‌هاي مختلف درباره وضعيت نقض حقوق بشر در جهان اشاره مي‌كند و سپس ايالات متحده امريكا را از جنبه‌هاي مختلف نقض حقوق بشر بررسي مي‌كند. وي با مطرح ساختن فعاليت‌هاي محدودكننده مطبوعات و آمار بالاي زنداني‌ها در اين كشور و همچنين تجاوزات و دخالت‌هاي بي‌شمار آن در كشورهاي ديگر نتيجه مي‌گيرد كه امريكا خود يكي از بزرگ‌ترين ناقضان حقوق بشر در حيطه داخلي و خارجي است و اتهامات اين كشور به ديگر كشورها فقط به دليل تزاحم منافعش با آنان است.
كليدواژگان: حقوق بشر، ايالات متحده امريكا، شكنجه، اعدام.

حكومت ايالات متحده امريكا همواره نخستين دولتي بوده است كه ديگر كشورهاي داراي سابقه ضعيف در زمينه سوء استفاده‌هاي حقوق بشري را وارد ميدان كرده است. همواره دو كشور در اين ميان به چشم مي‌خورند كه بزرگ‌ترين تهديد براي قدرت و سلطه جهاني امريكا به شمار مي‌روند: دو رقيب روسيه و چين. كشورهاي ديگري كه به شدت مورد انتقاد واقع مي‌شوند كشورهاي جهان سومي و ضعيف‌تري هستند كه در مقابل سيطره امريكا مقاومت مي‌كنند و آن را به چالش مي‌كشند. هر كشوري در جهان كه با تلاشي شرافتمندانه سعي در كاهش سوء استفاده‌هاي اقتصادي ناشي از چپاول منابع با ارزش طبيعي و سلطه بر مردم در نظام ارباب و رعيتي جهان سومي داشته باشد و از اين طريق براي حفظ منافع خود خارج از سلطه امريكا بجنگد، احتمالاً مورد غضب ايالات متحده قرار خواهد گرفت. هر كشوري كه با قوي‌ترين كشور جهان مخالفت كند، به طور خودكار دشمن اين امپراتوري انگاشته مي‌شود و برچسب‌هايي چون محور شرارت و هتاك جدي حقوق بشر به او زده مي‌شود. تعجبي ندارد كه كشورهايي چون ونزوئلا، كوبا، ايران، سوريه و كره شمالي كه چندين دهه زير بار تحريم‌هاي سنگين زندگي كرده‌اند، همگي در نوبت بعدي براي جنگ يا تغيير حكومت قراردارند؛ تحريم‌هايي كه براي شكستن اراده كشورهاي مستقل كوچكي طراحي شده‌اند كه جسارت كافي براي هر كشوري كه با قوي‌ترين كشور جهان مخالفت كند، به طور خودكار دشمن اين امپراتوري انگاشته مي‌شود و برچسب‌هايي چون محور شرارت و هتاك جدي حقوق بشر به او زده مي‌شود.
مقاومت در برابر تجاوزهاي ايالات متحده، مهار قدرت‌هاي بزرگ و سلطه كاملاً واضح آنها را دارند.
از طرف ديگر، زماني كه دولت يك كشور از حضور ايالات متحده در كشور خويش حمايت مي‌كند و با كمال ميل اجازه مي‌دهد بالغ بر هزار4 تاسيسات نظامي فعال ايجاد كند كه در سرتاسر جهان به مدد لشكري از پيمان‌كارهاي مخفي و شركت‌هاي چند مليتي و خودكامه‌هاي فاسد با بدترين سابقه حقوق بشري حمايت مي‌شوند، چنين كشوري امان‌نامه خود را دريافت كرده و از هر گونه انتقاد ايالات متحده در امان مي‌ماند. تا زماني كه شما دست از مقاومت برداريد و به طرز نامحسوسي در سوء استفاده و چپاول دولت و مردم خود با قلدرهاي جهاني همدست شويد مي‌توانيد مطمئن باشيد امريكا از شما پشتيباني خواهد كرد و چشم خود را بروي جنايت‌هاي زشت و فجيع شما برضد انسانيت و نقض حقوق بشر به زننده‌ترين شكل ممكن خواهد بست. البته اين تا آنجا ادامه خواهد داشته كه ايالات متحده نهايت بهره ممكن را از شما ببرد و بعد هم به شما حمله كند(همان كاري كه طبق انتظار با تمام دوستان ستمگر سابق خود مانند مبارك، صدام حسين و قذافي انجام داده است.)
موضوع اخلاقيات به طور دلبخواهي و فقط خارج از محدوده آسايش جامعه‌ستيزان و به نحوي خودخواهانه به كار برده مي‌شود. مانند شركت‌هاي جامعه‌ستيزي كه در سرتاسر دنيا مردم را با كارهاي سطح پايين استثمار مي‌كنند و به بردگي مي‌گيرند و تنها مسئله مهم براي دولت جامعه‌ستيز ايالات متحده (غير از خودش) منافع مشتركي است كه خود را متعهد به حفظ آن مي‌داند. دولت ما به جاي اينكه «برخاسته از مردم و ميان مردم باشد؛ و به دست مردم و براي مردم اداره شود» از زمان حادثه يازده سپتامبر ديگر تعهدي نسبت به حفظ قانون اساسي ندارد و خود را فقط متعهد به عمل كردن«طبق منافع صرف شركت‌ها، به واسطه شركت‌ها و براي شركت‌ها » مي‌داند ـ چراكه محاكم بالاتر تمام حقوقي را كه پيش از اين به مردم تعلق داشت به اين شركت‌ها واگذاركرده‌اند. شايد تا زماني كه شما دست از مقاومت برداريد و به طرز نامحسوسي در سوء استفاده و چپاول دولت و مردم خود با قلدرهاي جهاني همدست شويد مي‌توانيد مطمئن باشيد آمريكا از شما پشتيباني خواهد كرد و چشم خود را بروي جنايت‌هاي زشت و فجيع شما برضد انسانيت و نقض حقوق بشر به زننده‌ترين شكل ممكن خواهد بست.
لينكلن با ديدن اينكه ايالات متحده اش به چه وضعي در آمده در گور خود بلرزد.
يك شركت بريتانيايي به نام ميپل كرافت5 از سال 2008 با ارزيابي سالانه كشورهاي مختلف درباره انواع مختلف نقض حقوق بشر، كشورها را طبق جدي‌ترين نقض حقوق بشرهاي صورت گرفته در آنها طبقه‌بندي و ارزشيابي كرده است. در سال اول اين بررسي، بيست كشور ناقضان «افراطي» معرفي شدند. آزادي بيان، مطبوعات، مذهب، برپايي جنبش و همين طور رهايي از مرگ، شكنجه و بردگي همگي ابتدايي‌ترين مصاديق حقوق بشر دانسته مي‌شوند. دو معيار مهم ديگري كه مدنظر قرار مي‌گيرند اشتغال و شرايط شغلي‌اند. در مجموع 31 شاخص ارزيابي ايجاد شدند تا جايگاه 197 كشور را در زمينه نقض حقوق بشر به ترتيب از «خوب» تا «بد» و «افراطي» تعيين كنند.
اين گروه تحقيقاتي در دسامبر همين سال گزارش‌هاي مربوط به سال 2014 خود را منتشر و اعلام كرد تعداد كشورهايي كه به گروه «افراطي»‌ها در بدترين انواع نقض حقوق بشر پيوسته‌اند، 70 درصد رشد داشته است. امسال آن بيست كشور اولي ( كه در تحقيقات سابق آنها مشخص شده بودند) به 34 كشور افزايش يافتند كه رقم هشداردهنده‌اي است. ظبق آمار ميپل كرافت، ده كشوري كه بيش از همه به نقض حقوق بشر پرداخته‌اند عبارت‌اند از : سوريه، سودان، جمهوري دموكراتيك كنگو، پاكستان، سومالي، افغانستان، عراق، ميانمار، يمن و نيجريه. در ميان همه كشورهاي ارزشيابي شده كشورهاي سوريه، مصر، ليبي، مالي و گينه بيسائو با معيارهاي مشخص‌تري ارزيابي شده‌اند.
ايالات متحده با داشتن 2/2 ميليون آمريكايي در زندان كه مساوي است با 743 نفر از هر صد هزار نفر هم اكنون بالاترين ميزان حبس در تمام دنيا را دارا است؛ كه حدود 25درصد از كل جمعيت زنداني‌هاي جهان و تقريباً چهار برابر ميزاني است كه در كشور بعد از آمريكا در جدول رده‌بندي وجود دارد.
ايالات متحده در گروه كشورهاي سطح متوسط در نقض حقوق بشر قرار مي‌گيرد و اين در حالي است كه تنها كشورهاي كانادا، استراليا، نيوزلند، كشورهاي اسكانديناوي، بريتانياي كبير، فرانسه، هلند، اتريش و آلمان هستند كه در گروه سطح پايين نقض حقوق بشر قرار دارند. جدا از آن ده كشوري كه بد‌ترين ناقضان مشخص شده‌اند، كشورهاي ديگري همچون مكزيك و كلمبيا در نيمكره غربي ـ عمدتاً به دليل كارتل6‌هاي مواد مخدر ـ، شماري از كشورهاي كوچك آفريقايي به همراه غول‌هاي جهاني‌اي چون هند، روسيه و چين نيز در گروه «افراطي»‌ها در نقض حقوق بشر قرار دارند. ميپل كرافت گزارش‌هاي سالانه خود را به عنوان اطلاعاتي ارزشمند منتشر مي‌كند و مخاطبان اين اطلاعات علاوه بر عموم مردم، سازمان‌هاي چند مليتي‌اي هستند كه توسعه‌ها و سرمايه‌گذاري‌هاي جهاني را بررسي مي‌كنند. بنابراين به نظر مي‌رسد قبل از تحليل اين اطلاعات به خصوص، ارزشش را دارد كه به كاوش يافته‌ها و ميزان‌هاي سنجش ديگري بپردازيم كه مي‌توانند وضوح بيشتري به اين بررسي پيچيده اما مهم از گرايش‌هاي حقوق بشري در دنياي امروز ببخشند.
در طيف كشورهايي كه پيوسته درگير (گرفتار) اعدام‌هاي ايالتي شهروندان خود هستند، ايالات متحده هر سال در رده اول تا پنجم از پنج كشور نخست قرار مي‌گيرد. بسياري از ايالت‌ها به دليل وجود مدارك حاصل از بررسي DNA كه ثابت مي‌كند بسياري از مردم بي‌گناه، محكوم شناخته مي‌شوند، روند اعدام زنداني‌هاي محكوم به مرگ را به حالت تعليق درآورده‌اند و اين نشان مي‌دهد ادامه دادن به كشتن كساني كه شايد قرباني‌هاي بي‌گناه يك نظام ناعادلانه بربرگونه و از هم گسيخته‌اند، يك سنگدلي متكبرانه است. با اين حال، ايالت تگزاس7 با اعدام 514 نفر از سال 1976 تاكنون به اين رويه ادامه داده و آماري حدود پنج برابر ايالت همسايه خود در اين زمينه داشته است.
از ميان دولت‌هايي كه مردم خود را به واسطه قانون اعدام مي‌كشند چين بدترين آنهاست و اگرچه با پنهان‌كاري از دادن آمارها خودداري مي‌كند، مي‌توان به خوبي حدس زد كه اين تعداد به حدود پنج هزار نفر در سال مي‌رسد. سازمان بين‌المللي عفو عمومي8 در گزارشي اعلام كرد چين بيش از مجموع تمام كشورهاي ديگر افراد را به اعدام محكوم مي‌كند. ديگر كشورهايي كه مجازات مرگ را در سال‌هاي اخير ترويج كرده‌اند عبارت‌اند از: عربستان سعودي ـ كه از متحدان قدرتمند ايالات متحده امريكاست ـ، پاكستان، عراق، ايران، يمن و كره شمالي.
ايالات متحده با داشتن 2/2 ميليون امريكايي در زندان كه مساوي است با 743 نفر از هر صد هزار نفر هم اكنون بالاترين ميزان حبس9 در تمام دنيا را دارا است؛ كه حدود 25درصد از كل جمعيت زنداني‌هاي جهان و تقريباً چهار برابر ميزاني است كه در كشور بعد از امريكا در جدول رده‌بندي وجود دارد. تمام كشورهاي ديگر جهان تعداد بسيار كمتري زنداني دارند و كشور پس از امريكا در رده‌بندي از هر صد هزار نفر تنها دويست نفر زنداني دارد .
به تازگي موضوع شكنجه به عنوان يكي از مصاديق نقض حقوق بشر، به موضوعي بسيار داغ براي اخبار تبديل شده است. نتيجه تحقيقات هفته گذشته در كميسيون (هيئت) اطلاعات مجلس سناي ايالات متحده، سازمان جاسوسي سيا در زمان بر سركار بودن بوش و ديك چني ـ سال 2002 تا 2006 ـ را زير سؤال برده و آن را متهم مي‌سازد كه در اجراي يك سلسله ترفندهاي شكنجه مهيب و ممنوع روي زندانيان محكوم شده به دليل جنگ با تروريسم دست داشته است. به رغم اينكه اين كميسيون (هيئت) مي‌تواند خودش اين گزارش را علني سازد، مي‌كوشد با اصرار اوباما را وادار سازد كه اين گزارش را از حالت محرمانه خارج ساخته، در اختيار عموم قرار دهد و سازمان سيا را موظف نمايد كه با نيرنگي شرم‌آور ميزان تكرار و شدت روند شكنجه‌ها را در ده‌ها يا حتي صدها بازداشتگاه خود در خاورميانه، آسياي مركزي، اروپا و البته گوانتانامو مهار كند.
برخي از يافته‌هاي موجود در گزارش كنگره كه حاصل چهار سال بررسي آنها بود، در روزنامه مك كلاچي10 منتشر شد. اين يافته‌ها نشان مي‌داد كه سيا به اين كميسيون (هيئت) دروغ گفته و كوشيده است تا روي استفاده گسترده خود از ترفندهاي پيشرفته بازپرسي سرپوش گزارد؛ ترفند‌هايي چون بستن روي تخت و ريختن آب روي صورت، شوك الكتريكي، كشيدن ناخن‌ها و آويزان كردن از پا براي چندين ساعت.
همان‌طور كه انتظار مي‌رفت، سازمان سيا هنوز هم مصر است كه شيوه‌هاي بازجويي آن هيچگاه غير قانوني يا شامل شكنجه نبوده است. ولي يافته‌هاي مجلس سنا ادعاهاي سيا را تكذيب مي‌‌كند و اين گونه نتيجه مي‌گيرد كه اين سازمان به عمد از پذيرفتن تمام سازوكار‌هاي نظارتي سرباز مي‌زند و بدون موافقت وزارت دادگستري يا حتي سران خود سيا عمل مي‌كند. خلاصه آنچه از اين شكنجه و خشونت‌هايي كه روي شمار كثيري از قرباني‌هاي بي‌گناه در سرتاسر دنيا اعمال مي‌شود اين است كه ايالات متحده در جنگ با تروريسم تقريباً هيچ اطلاعات مفيدي به دست نياورده است.
در سال 2004 زماني كه ژنرال ديويد پترائوس11 نخستين بار به عراق فرستاده شد تا نيروهاي امنيتي عراق را آموزش دهد، به طور مستقيم در واحد‌هاي تكاور عراقي جوخه مرگ كه در خيابان‌هاي شهر به غارتگري مي‌پرداختند شركت كرد. وي در كشتارهاي فرقه‌اي دخالت داشت و صدها مركز يگان ويژه پليس براي شكنجه و كشتن افراد را اداره مي‌كرد. اين قضيه در مارس سال گذشته فاش شد؛ زماني كه روزنامه گاردين12 و بي‌بي سي عربي فيلم مستندي را منتشر كردند كه در آن با افسرهاي امريكايي و ژنرال‌ها و مقامات دولتي عراق مصاحبه شده بود و بر دخالت مستقيم و فعال پترائوس دلالت مي‌كرد.
پنتاگون سربازي كهنه‌كار و گمنام را به عراق فرستاد كه در جنگ‌هاي كثيف13 دهه 80 السالوادور و ناكامي مفتضحانه در جريان ايران ـ كنترا14 شركت داشته است؛ يك سرهنگ ارتش امريكا به نام جيمز استيل15. وظيفه او اين بود كه به پرورش، هماهنگ‌سازي و مشورت دادن در قتل‌هاي نظام‌مند، حبس و شكنجه هزاران عراقي كمك كند كه بسياري از آنها شهرونداني بي‌گناه بودند و بدين وسيله در سقوط عراق در يك جنگ فرقه‌اي و داخلي تمام و كمال مشاركت كند.
يك افسر ارتشي ديگر سرهنگ كافمن16 بود كه مستقيم به پترائوس گزارش مي‌داد. وي در پايه‌گذاري واحد‌هاي جوخه مرگ عراقي با سرهنگ استيل همكاري مي‌كرد. شكنجه هميشه در جنگ‌هاي ضد شورش به عنوان يك فن جنگي نظامي سودمند براي گرفتن اطلاعات از دشمن محسوب مي‌شود. در نتيجه اين مسئله براي نگارنده كتاب عمليات ضد شورش ايالات متحده (كتاب راهنمايCOIN) يك كار معمولي و هميشگي به شمار مي‌آيد. اين حقيقت كه هدايت شكنجه‌ها در جنگ‌هاي كثيف و جنايت‌آميز مساوي است با نقض پيمان ژنو17 و حقوق بشر براي اين ژنرال يا پنتاگون كه كارشناس جنگ‌هاي كثيف را به عراق مي‌فرستد يا حكومت بوش كه شكنجه در جوخه‌هاي مرگ عراق را تأييد مي‌كند، هيچ اهميتي ندارد.
يك سخنگو از جانب مدير سابق سازمان سيا، ژنرال پترائوس، سال گذشته در پاسخ واضح است كه بوش، ديك چني و وزير دفاع دونالد رامسفلد همگي از نقض مستمر قوانين بين‌المللي مبني بر منع آشكار شكنجه آگاهي داشته‌اند. ولي آيا مي‌توان از كساني كه دروغگويي و جنايات جنگي آنها چندين بار به اثبات رسيده توقع ديگري داشت؟
به اتهامات وارد شده به اين سازمان اعلام كرد كه ژنرال هر آنچه را مي‌دانسته و بدان دست مي‌يافته است به سلسله مقامات بالاتر خود در واشينگتن و همچنين به مقامات عراقي متنقل مي‌كرده است، و در واقع با اين ادعا از راهبرد معمول دفاع از خود استفاده كرد؛ مبني بر اينكه در صورت ترديد به راحتي تقصير را به گردن ديگران بينداز تا بدي خودت به چشم نيايد. واضح است كه بوش، ديك چني و وزير دفاع دونالد رامسفلد همگي از نقض مستمر قوانين بين‌المللي مبني بر منع آشكار شكنجه آگاهي داشته‌اند. ولي آيا مي‌توان از كساني كه دروغگويي و جنايات جنگي آنها چندين بار به اثبات رسيده توقع ديگري داشت؟
در برابر اين مدرك متهم‌كننده كه مجلس سنا ارائه كرده است، حتي رياست كميسيون (هيئت) اطلاعات، دايان فينشيتن18 كه دوست و حامي قديمي سيا محسوب مي‌شود نيز معتقد است سيا در مجموع از حد خود تجاوز كرده است. البته اين اذعان او يك ماه پيش و بعد از آن صورت گرفت كه فهميد سيا كميسيون خود او را نيز استراق سمع مي‌كند. ولي تا قبل از اين او به سيا و آژانس امنيت ملي امريكا19 حقوق و اختيار تام داده بود و بدينوسيله بر تمام نظارت‌هاي غير قانوني‌اي كه در تمام اين سال‌ها پيوسته همه امريكايي‌هاي را مي‌گرفته صحه گذاشته بود؛ و تنها زماني به انتقاد از سيا پرداخت كه احساس كرد خودش هم مورد توهين قرار گرفته است.
افشاگري‌هاي اخير به وضوح نشان مي‌دهد كه سيا مرتب تمام قوانين موجود در پروتكل‌ها و معاهده ژنو را مبني بر منع شكنجه و رفتار غير انساني با زنداني‌ها ناديده گرفته است. رسوايي زندان ابوغريب عراق درسال 2005 تنها جزئي از قضيه است؛ يك نمونه خبرساز از تجاوزات حقوق بشري ايالات متحده است كه براي مدتي طولاني به عنوان سياست خارجي معمول امريكا در خاورميانه و آفريقاي شمالي تثبيت شده است.
ولي از آنجا كه تمام كساني كه در سيا، پنتاگون و دولت فدرال امريكا هستند هر روز براي امرار معاش خود دروغ مي‌گويند، جامعه امريكا آنقدر ساده‌لوح نيست كه واقعاً باور كند روند شكنجه‌هاي وحشيانه و غيرقانوني ايالات متحده در سال 2006 خاتمه يافته است. از همه اينها كه بگذريم، يك نظرسنجي جديد20 نشان مي‌دهد مردم امريكا معتقدند 75 درصد سياستمداران امريكايي به واسطه كمك‌هاي مالي دريافت شده در مبارزات انتخاباتي و مبلغان پارلماني به فساد كشيده شده‌اند. و با در نظر گرفتن سابقه اوباما دليلي ندارد بپنداريم چيزي در زمان رياست جمهوري او تغيير كرده است؛ كسي كه از ابتدا در مبارزات انتخاباتي خود به دروغ قول داد زندان گوانتانامو را تعطيل كند. اين زندان و همچنين تمام شكنجه‌گاه‌هاي پنهان و سري ديگر امريكا در سرتاسر دنيا هم اكنون در حال فعاليت‌اند. شكنجه هم مانند ديگر اشكال نقض حقوق بشر جدي است و در اين باب بدون شك ايالات متحده گناهكار و در زمره بدترين متجاوزان به حقوق بشر است.
در سال 2012 كميسيون (هيئت) حمايت از روزنامه‌نگاران، كشورهايي را كه بيش از همه سانسور (مميزي) شده بودند،21 از نظر ميزان تحت فشار قرار دادن و توقيف روزنامه‌نگاران، رده‌بندي كرد كه تعداد زيادي از كشورهاي شناسايي شده از پيش را شامل مي‌شد. اين كشورها عبارت‌اند از: كره شمالي، سوريه، ايران، عربستان سعودي و ميانمار.
ولي حكومت اوباما هم به همين ميزان زيراب آزادي مطبوعات را مي‌زند. سال گذشته اوباما با ايذا و تهديد به بازداشت رسمي تعدادي از گزارشگران خبرگزاري آسوشيتدپرس، توقيف اسناد صوتي و رايانه‌اي و حتي تحت نظارت درآوردن روزنامه‌نگاران جريان حاكم رسانه‌اي در كشور، آشكارا به روزنامه‌نگاران مستقل فهماند چاپ و انتشار حقايقي كه دولت امريكا را متهم سازد، عواقب بسيار وخيمي خواهد داشت. اوباما همچنين نتوانست به وعده انتخاباتي خود مبني بر ايجاد شفافيت ـ كه موجب پيروزي وي شد ـ عمل كند. البته سياست نقض حقوق بازرسان مخفي و ايذا و بدجلوه دادن آنها و موظف ساختن اين مأموران به نقض قوانين جاسوسي22 در حدي فراتر از مجموع حكومت‌هاي پيشين، بر سياست پنهان‌كاري و ارعاب كساني كه مسئوليت پوشش صحيح اخبار را بر عهده دارند، پيشي مي‌گيرد.
ايالات متحده با حمايت مالي و تجهيز نظامي القائده ـ كه مثلاً دشمن اوست ـ براي بركناري رئيس جمهور اسد مسئول اصلي تشديد جنگ داخلي در سوريه بوده است و همچنين در تغيير حكومت كشور‌هاي ليبي و مصر در سال 2011 دست داشته و اين دو كشور را در اوضاعي به هم ريخته و پر هرج و مرج رها كرده است و حدود چهار تريليون دلار از سرمايه‌هاي اقتصادي امريكا را در جنگ‌هاي چندين ساله عراق و افغانستان خرج كرده و اين كشورها را به نابودي كشانده و دچار وضعي بسيار وخيم‌تر از زمان قبل از تهاجم امريكا دچار كرده است؛ اين‌ها به علاوه يافته‌هاي پيش‌گفته مي‌توانند دليل محكمي باشند بر اينكه ايالات متحده هم يكي از مهم‌ترين متجاوزان به حقوق بشر است.
علاوه بر اين، امريكا با حملات مكرر با هواپيماهاي بدون سرنشين و كشتن شهروندان بيگناه در كشور پاكستان كه پيش از آن متحد امريكا به شمار مي‌رفت و همچنين در سومالي و يمن (شمار كشتهها23 در آخرين حمله در يمن حدود 300 الي 430 نفر تخمين زده شده است) گناه اغلب كشورهاي بد نام در زمينه حقوق بشر را به دوش مي‌كشد. شايان توجه است كه بسياري از اين كشورها خودشان حتي بسيار قبل از هر گونه دخالت جدي ايالات متحده سابقه بدي در اين زمينه داشته‌اند. ولي با توجه به غم‌نامه‌اي انساني كه سياست خارجي تهاجمي ايالات متحده در كشورهايي كه خود جزو بدترين متجاوزان به حقوق بشر هستند ايجاد كرده است ميتوان گفت خطاكاري امريكا زندگي را براي شهروندان اين كشورها بسيار سخت‌تر ساخته است.
در مجموع ايالات متحده امريكا تنها در كشور عراق حدود يك ميليون و نيم از شهروندان اين كشور را كشته است. در حالي كه جنگ داخلي فرقهاي در عراق كه امريكا آغازگر آن بوده هنوز شدت دارد، تاكنون حداقل هر سال چهار هزار نفر ديگر نيز كشته و ميلياردها دلار از داراييهاي كشور نابود ميشوند، ميزان ابتلا به سرطان و تولد نوزادان ناقص افزايش مييابد و در نتيجه يك نظام اقتصادي مشكلدار را بر جاي مي‌گذارند كه توسط دولتمردان ضعيف، فاسد و دستنشانده اداره ميشود. نابودي مطلق و كاملي كه ايالات متحده براي بسياري از كشورهاي بدنام در زمينه حقوق بشر به ارمغان آورده، بدون هيچ نشاني از پيشرفت اوضاع در واقع فقط لكه سياه ديگري ميافزايد بر اين گواه مسلم كه دال بر شكست امريكا در تمام كشورهايي كه بر امور آنها دخالت ميكند است. ولي با وجود تحميل ويراني و مصيبتهاي زياد بر مردم بسياري از كشورها در سرتاسر دنيا و نقض پيدرپي حقوق حاكميت خود مختاري آنها ـ كه كودتاي ماه فوريه جديدترين نمونه آن است ـ و شكستن تمام قوانين بينالمللي، معاهده ژنو و اساس نامههاي طبق رويدادهاي جهاني ميتوان گفت ايالات متحده آمريكا آنقدر براي مدتي طولاني به تهديد و ارعاب ديگر كشورهاي دنيا براي پذيرش سلطه خويش پرداخته است كه ممكن است سرانجام ورق برگردد.
سازمان ملل ميتوان دليلي قاطع آورد مبني بر اينكه ايالات متحده امريكا در زمينه نقض حقوق بشر از همه كشورها بدتر است.
به همين دليل است كه وقتي اوباما روسيه و چين را به تجاوزات نظامي يك طرفه و نابجا، ناديده گرفتن حق حاكميت كشورهاي ديگر و حفظ آمار وحشتناك در حقوق بشر متهم ميسازد، تمام دنيا رياكاري پر سروصدا و معيارهاي دوگانه امريكا را به سخره مي‌گيرند. از آنجا كه ايالات متحده تاكنون حدود 25 سال است كه از موقعيت يگانه ابر قدرت دنيا بهرهمند بوده است، توانسته در اين مدت به نحوي بيرحمانه كشورهاي ضعيفتر را استثمار كند و اين نشان گرايش برتري‌جويانه ايالات متحده به معناي احساس متكبرانه استحقاق و خودتوجيهي است. كشور امريكا به عنوان يك قلدر جهاني ميتواند در هر جايي از دنيا كه بخواهد و در كمال بخشودگي و بدون نياز به توضيح به هيچ سازماني پي در پي مرتكب تجاوز و تخلف شود، چراكه برتري و قدرت امپراتوري‌گونه او سبب ميشود بتواند از مجازات اين كار در امان بماند.
در آخر با يك مرور سريع ميتوان امريكا را تقريباً در صدر كشورهايي كه شهروندان خود را ميكشند و در صدر كشورهايي دانست كه شهروندان خود را زنداني ميكنند، به ويژه اگر شهروندان رنگين پوست را در نظر بگيريم. اين كشور همچنين رده نخست جهاني را در كشتن افراد خارجي و رده بسيار بالا در شكنجه اين خارجيها ـ خاصه اگر رنگين پوست و غير مسيحي باشند ـ دارد. طبق رويدادهاي جهاني ميتوان گفت ايالات متحده امريكا آنقدر براي مدتي طولاني به تهديد و ارعاب ديگر كشورهاي دنيا براي پذيرش سلطه خويش پرداخته است كه ممكن است سرانجام ورق برگردد. به نظر مي‌رسد شايد در صفحه محاسبات ژئوپولتيكي (جغراسياسي) با به پايان رسيدن دوران حاكميت دلارهاي نفتي امريكا به يك شكست خورده به تمام معنا تبديل شده باشد. رئيس جمهور روسيه، پوتين، به تازگي به دنبال آن است كه از اين پس معاملات خود را با واحد پولي روبل انجام دهد. چين و روسيه به عنوان يكي از عده‌ترين طلبكاران امريكاحركتي شورش مانند را رهبري مي‌كنند تا دلار ايالات متحده را از جايگاه پول معيار و رايج بينالمللي خارج سازند. اگرچه اروپا معمولاً تسليم خواستههاي امريكاست، بيش از آنكه خواهان جنگ امريكا و روسيه باشد، به گازي كه از روسيه وارد ميكند نيازمند است. جنگ اخير اوباما با كوبيدن بر طبل تحريمهاي لفظي و منفي ممكن است واقعاً كارساز نباشد. به نظر ميرسد سابقهي طولاني حكومت ايالات متحده در نقض حقوق بشر در مورد ديگران كه به واسطه احساس شديد استحقاق و برتري‌جويي براي خودش قابل توجيه است، به سرعت درحال جبران شدن است و گويا به زودي شهروندان امريكايي در كنار ديگر ساكنان جهان بهاي سنگيني را براي گناهان رهبران خويش خواهند پرداخت.

/// مقالات