// مقاله / احساسات پاك امام نسبت به مردم ميهنش

احساسات پاك امام نسبت به مردم ميهنش در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

احساسات پاك امام نسبت به مردم ميهنش

در ماجراي استقبال از امام در دوازدهم بهمن سال 1357، مردم بسياري در فرودگاه جمع شده بودند. امام در ميان شور و شعف بسيار مردم، براي سخنراني عازم بهشت زهرا شد و پس از سخنراني در بهشت زهرا، اظهار تمايل كرد كه داخل جمعيت برود. در آن زمان، اجتماع مردم به قدري فشرده بود كه امام فرموده بود: «احساس كردم، دارم قبض روح مي شوم.» عكسي از ايشان هست كه نه عمامه دارند و نه عبا و ميان جمعيت گير افتاده اند و تعبير خودشان اين بود: «بهترين لحظات من، همان موقعي بود كه داشتم زير دست و پاي مردم از بين مي رفتم.» آن روز، نمونه كامل عشق مردم به رهبرشان به نمايش گذاشته شده و حضرت امام نيز پس از سخنراني در بهشت زهرا بيان كرده بود:
امروز به خاطر محبت مردم، نزديك بود از بين بروم. يك وقت متوجه شدم كه عمامه ندارم، كفش و عبا ندارم و دارم از بين مي روم و واقعا دارم بي هوش مي شوم. ظاهرا اطرافيانم متوجه مي شوند و خيلي هم فرياد مي زنند كه فشار نياوريد، ولي فايده نداشت و جمعيت مرا روي دست بلند كردند، روي آمبولانس و بعد داخل آمبولانس گذاشتند.1
پيام متن:
حضرت امام در حضور مردم، با احساسات پاك و صادقانه رفتار مي كرد.

/// مقالات