// مقاله / اشاره

اشاره در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

اشاره

سیدمحمدعلى داعى نژاد
1. جامعه مدنى علاوه بر آن که در میان متفکران غربى معانى متعددى دارد؛ نویسنده محترم کوشیده اند آنها را حداقل در چهار معنا تنظیم و ارائه کنند. در میان اندیشمندان و نویسندگان ایرانى نیز معانى متفاوتى دارد مانند جامعه مدنى به معناى الگوى جامعه نبوى و علوى. و در این صورت اگر بنا باشد میان آراء مختلف در باب جامعه مدنى جمع بندى صورت گیرد یا ویژگى ها مشترک بیان شود، نباید نسبت به این آراء، گزینشى عمل نمود و آن دسته تعاریف جامعه مدنى که مورد قبول نیست، در بررسى مورد تغافل قرار داد. متأسفانه نویسنده محترم در بررسى خود به گونه اى گزینشى به تعریف جامعه مدنى اشاره کرده است.
2. ایشان ادعا مى نمایند که امروزه جامعه مدنى در پرتوى دیدگاهى ترکیبى بیان مى شود و سپس مى کوشند در هفت فراز معناى اخیر جامعه مدنى را ترسیم نماید. به نظر مى رسد آنچه به نام معناى اخیر جامعه مدنى مطرح کرده اند، صرفا جمع بندى و ویژگى هاى جامعه مدنى از دیدگاه خودشان مى باشد و بدین جهت اشاره اى به دیدگاه هاى ترکیبى در معناى جامعه مدنى نکرده اند. به هر حال آنچه جاى تأمل است این نکته مى باشد که براساس چه معیار و ملاکى جامعه مدنى در معناى اخیر صرفا شایسته این نامگذارى است و چرا سایر تعاریف نادرست است. به عبارت دیگر ایشان بدون نقد تعاریف پیشین و سایر تعاریف ترکیبى به انتخاب و ترجیح معنایى از جامعه مدنى بدون ارائه هیچ گونه معیارى اقدام نموده اند.
3. اگر فرض شود که امروزه معناى رایج از جامعه مدنى در جهان همین معنایى است که ویژگى هاى آن را نویسنده محترم برشمرده اند، باز جاى تأمل باقى است که پذیرش و تبعیت از چنین ایده اى و الزام جوامع به تحقق چنین ویژگى هایى بر چه اساسى است؟ متأسفانه ایشان صحت و درستى تمامى این ویژگى ها را مفروض گرفته اند و بر آن اساس جامعه ایران را که از نظر ایشان فاقد آنهاست جامعه اى مدرن اما بدقواره نامیده اند!
4. تاکید این نوشتار به آن است که محورى ترین اصل در جامعه مدنى آن است که: التزام به ارزش هاى برابرى و آزادى، امنیت، مفاهمه، همدردى، دگر دوستى، مشارکت مردمى و پاسخگو بودن دولت نسبت به جامعه و رعایت قانون باشد و در جامعه مدنى افراد به عنوان موجوداتى اجتماعى تربیت مى شوند و ارزش هاى مدنى جنبه ابزارى و استراتژیک ندارند، بلکه این ارزش ها و رفتارها فى نفسه اصالت دارند، زیرا این ارزش ها انسان ساز است و زندگى فردى و جمعى آدمیان را شکوفا مى کند. نویسنده در ادامه با بررسى جامعه ایرانى نتیجه مى گیرد هر چند این جامعه در ابعاد اقتصادى و نوسازى مدرن شده است، اما در بُعد فرهنگى و ارزشى همچنان نحیف مانده است.
این ادعاى ایشان از جهاتى جاى تأمل دارد:
الف) اگر مراد از ارزش هاى فرهنگى ـ اخلاقى همچون آزادى، مشارکت و تسامح به معناى لیبرالى است یعنى همان ارزش هاى لیبرالى مراد است، بدون شک جامعه ایرانى این ارزش ها را همواره عقب رانده و فرهنگ لیبرالى غرب را شایسته تبعیت ندانسته است. مى توان وضعیت نامناسب روشن فکرى ایرانى در طول تاریخ ایران و وضعیت بحرانى روشن فکرى را در دوره کنونى تاریخ ایران شاهد بر این ناخرسندى مردم از ارزش هاى لیبرالى برشمرد.
ب) گذشته بر آن که مردم ایران این ارزش ها را نپسندیده اند، متأسفانه طرفداران جامعه مدرن لیبرالى همچون نویسنده محترم نتوانسته اند تبیینى اقناع کننده از آنها ارائه دهند، بلکه حتى به لحاظ عملى هم در موارد متعددى این ارزش ها را نقض کرده اند و رفتارهایى خلاف آنها انجام داده اند.
ج) بررسى وضعیت جامعه ایرانى در مقایسه با جوامع غربى که الگو جامعه مدنى براى روشن فکران ایرانى است این واقعیت را نشان مى دهد که جامعه اسلامى ایران امروز از جهت داخلى به لحاظ مشارکت مردمى که یکى از جلوه هاى آن عرصه مطبوعات است و به لحاظ ارزش هاى اخلاقى که یکى از جلوه هاى آن همدردى مردم در مناسبت هاى مختلف با نیازمند است و همچنین از جهت بین المللى به لحاظ قانون گرایى و دگردوستى به چنان الگویى مناسب براى ملت ها و جوامع انسانى تبدیل گشته است که خطرى بزرگ براى سرمایه دارى غرب و دولت هاى لیبرال و غیرلیبرال بلکه تفکر و فرهنگ غربى به شمار مى رود که علائم آن را مى توان در رفتارهاى خشونت آمیز و زورمدارانه پاى دیالوگ و تفاهم و بایکوت هاى خبرى و رسانه اى نسبت به شخصیت هاى مهم فرهنگى ایران مشاهده کرد.
5. بررسى وضعیت جوامع غربى مانند نحوه برخورد غرب با مسأله حجاب، حقوق مهاجران، حق وتو در سازمان ملل، گسترش طبقه فقیر، آسیب هاى اجتماعى همچون اعتیاد، خودکشى، برخورد با اقلیت هاى مذهبى و اهانت به مقدسات آنها، سانسور خبرى و جلوگیرى از آزادى اندیشه و بیان همچون برخورد با دانشمند فرانسوى روژه گارودى و صدها مورد دیگر نشانگر آن است که اگر جامعه ایرانى با جوامع غربى به درستى ارزیابى گردد1 باید جوامع غربى را جوامع مدرن اما بدقواره نامید.










/// مقالات