// مقاله / سيره و حكايت

سيره و حكايت در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

سيره و حكايت

سيد محمدحسين حسيني ـ فاطمه عسگري

// ( اسراف در آب وضو

«پيامبر گرامي اسلام از راهي عبور مي كردند. مشاهده [فرمودند] كه يكي از يارانشان به نام سعد، مشغول وضو گرفتن است و آب زيادي مي ريزد. حضرت به وي فرمودند: چرا اسراف مي كني اي سعد؟ عرض كرد: آيا در آب وضو نيز اسراف است؟ فرمودند: آري هر چند در كنار نهر جاري باشي».1
امام صادق(ع) فرمود: «خداوند فرشته اي دارد كه اسراف در آب وضو را همانند ديگر گناهان مي نويسد».2

// ( مستجاب نشدن دعاي اسراف كار

از پيامبر اكرم(ص) نقل است كه فرمود: «خداوند به فردي مال فراوان بخشيد. وي آن را با اسراف خرج كرد. سپس نشست و دست به دعا برداشت كه پروردگارا! به من روزي برسان. دعاي وي مستجاب نشد و خداوند به او فرمود: آيا به تو روزي گشاده و رزق فراوان ندادم؟ چرا آن گونه كه فرمان داده بودم، صرفه جويي نكردي و چرا با اينكه از اسراف نهي كرده بودم، ولخرجي و اسراف كردي؟»1

// امام علي(ع) و علاء بن زياد حارثي

امام علي(ع) پس از پايان جنگ جمل، وارد شهر بصره شد. روزي به عيادت يكي از يارانش به نام علاء بن زياد حارث رفت و چون خانه مجلل و وسيع و اثاث فاخر و فراوان وي را ديد، به او فرمود: با داشتن چنين خانه بزرگ و باشكوهي در دنيا چه كرده اي؟ آيا نياز تو در آخرت به آن بيشتر نيست؟ اگر بخواهي، مي تواني با همين هم آخرتت را دريابي. آنگاه حضرت وي را به پذيرش مستمندان، به جاي آوردن صله رحم، برپا داشتن آيين هاي شرعي و برگزاري كارهاي مستحب سفارش فرمود.1 پيامبر نيز مي فرمود: «اندك ثروت و دارايي كه بتواني سپاس ارزاني دارنده اش را به جا آوري، بهتر از دارايي بسياري است كه توان اداي حق و سپاس او را نداشته باشي2

// امام صادق(ع) و كمبود مواد غذايي

معتب كه عهده دار امور منزل امام صادق(ع) بود، مي گويد: بر اثر كمبود مواد غذايي در بازار مدينه، قيمت اجناس بالا رفت. امام از من پرسيد: در منزل چه مقدار خواربار داريم؟ عرض كردم: به قدر مصارف چند ماه. ايشان فرمود: همه آنها را در بازار براي فروش عرضه كن. اينك وظيفه داري احتياجات غذاي منزل ما را مانند بيشتر متوسط مردم، روز به روز خريداري كني و به علاوه، غذاي خانواده ام بايد نصفش از جو و نيمش از گندم باشد.1

// امام صادق(ع) و عباد الرحمن

خداوند در توصيف عباد الرحمن مي فرمايد: «آنها كساني هستند كه چون انفاق مي كنند، نه ول خرجي مي كنند و نه تنگ مي گيرند و ميان اين دو حدّ وسط را برمي گزينند».1
امام صادق(ع) هنگامي كه اين آيه را تلاوت فرمود، در توضيح آن، مشتي سنگ ريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان سخت گيري است. سپس مشتي ديگر برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن روي زمين ريخت. پس فرمود: اين اسراف است. بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود، به گونه اي كه مقداري فرو ريخت و مقداري در دستش باقي ماند. آنگاه فرمود: اين همان قوام و اعتدال است.2

// امام صادق(ع) و پيراهن وصله زده

روزي يكي از اصحاب امام صادق(ع) بر ايشان وارد شد و ديد آن حضرت پيراهني پوشيده كه گريبان آن وصله زده شده است. آن مرد پيوسته نظرش بر آن پينه بود. حضرت به او فرمود: تو را چه شده كه نگاهت را به من دوخته اي؟ گفت نظرم به پينه اي است كه در گريبان شماست. حضرت فرمود: اين كتاب را بردار و آنچه در آن نوشته شده است، بخوان. آن مرد كتاب را برداشت و در آن نظر كرد. ديد نوشته شده است: ايمان ندارد كسي كه حيا ندارد. از ثروت، بي بهره است كسي كه در معاش خود حد و اندازه نگه نمي دارد و نو و جديد ندارد كسي كه كهنه نداشته باشد.

// پيامبر و نوشيدني شير و عسل

امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) شب پنج شنبه اي در مسجد قبا افطار كرد و پرسيد: آيا نوشيدني موجود است؟ اوس بن خولي انصاري ظرف بزرگي را كه در آن شير چربي گرفته مخلوط به عسل بود، نزد ايشان آورد. پيامبر چون ظرف شير را به دهان گذاشت، آن را كناري نهاد و فرمود: دو نوشيدني آوردي، درحالي كه يكي از شير يا عسل كافي بود. من آن را نمي نوشم و حرامش نمي كنم. ... هركس در زندگي ميانه رو باشد، خدا روزي اش دهد و هركه راه اسراف و تبذير پيش گيرد، خدايش محروم سازد.1

// حكاياتي از ساده زيستي امام خميني(ره)

( حجت الاسلام و المسلمين عبدالعلي قرهي:
در بيروني منزل امام خميني(قدس سره)، يعني اتاقي كه شب ها آقا براي ملاقات مردم تشريف مي بردند فرش ها ناقص بود، يعني قسمتي از اتاق، خالي بود. خدمت آقا عرض كردم اجازه بدهيد يك فرش براي اينجا تهيه شود. فرمودند: «توي اندروني هست.» عرض كردم آنجا گليم است و با اين، جور در نمي آيد. فرمودند: مگر منزل صدراعظم است. عرض كردم فوق صدراعظم است، منزل امام زمان است. فرمودند: امام زمان، خودش هم معلوم نيست در منزلش چي افتاده است!1
( آيت الله امامي كاشاني:
يكي ديگر از چيزهايي كه جلب توجه مي كرد، طرز لباس پوشيدن امام بود. آنچه كه در ذهنم مي آيد، مثلاً يك عباي مشكي رشتي كه هر سال زمستان ما مي ديديم روي دوش امام است، قبا هم همان قباي هميشگي بود. عباي تابستان امام هم همان عباي تابستاني هميشگي بود كه مي ديديم، خيلي هم خوب از لباس هايشان نگه داري مي كردند كه در عين حال كه همان لباس بود، ولي تميز بود و هميشه كفش هايشان نيز برق مي زد.2
( آيت الله جعفر سبحاني:
خانه اي كه حضرت امام در آن زندگي مي كردند، خانه متوسطي بود كه از خشت ساخته شده بود و هم اكنون نيز موجود است. امام تا حدود بيست سال خانه نداشتند. يعني براي زماني ميان سال هاي 1301 تا 1324 خانه امام اجاره اي بود. ايشان خانه را به مدت دو سال اجاره مي كردند و در آن سكونت مي گزيدند. بعد صاحب خانه مي گفت: من خانه را لازم دارم. پس از آن، ايشان خانه ديگري پيدا مي كردند. در طول 63 سالي كه در خدمت امام بودم، غير از مدتي كه از نظر ظاهري، ارتباط من با ايشان به خاطر تبعيدشان قطع شد، هرگز نديديم كه ايشان آجري را بر روي آجر بگذارند.3
( پروفسور حامد الگار:
آيت الله خميني كسي است كه به دعوتش، در عرض چند دقيقه ميليون ها ايراني از خانه ها به خيابان ها مي آيند. با اين حال، فيض حضور او را در محل كار و يا اقامتگاهشان مي يابي و مي بيني كه بر زمين ساده نشسته اند و ميز كوچكي پيش رويشان قرار دارد. اين تمامي اسباب و اثاثيه دفتر كار ايشان است.4

// صرفه جويي و پرهيز از اسراف در سيره حضرت امام خميني(ره)

فاطمه عسگري
( زهرا مصطفوي، دختر بزرگوار حضرت امام:
روزي در نوفل لوشاتو به دليل ارزاني، دو كيلو پرتقال خريدم و چون هوا خنك بود، فكر كردم تا سه چهار روز پرتقال خواهيم داشت. امام با ديدن پرتقال ها فرمود: اين همه ميوه براي چيست! اين كار خود را توجيه كنيد. عرض كردم پرتقال ارزان بود، براي چند روز اين قدر خريدم. فرمود: دو گناه مرتكب شده ايد، يك گناه براي اينكه ما نياز به اين همه پرتقال نداشتيم و ديگر اينكه شايد امروز در نوفل لوشاتو كساني باشند كه تا به حال، به دليل گران بودن پرتقال نتوانسته اند آن را تهيه كنند و شايد با ارزان شدن آن مي توانستند بخرند، درحالي كه شما اين مقدار ميوه را براي چند روز خريده ايد، ببريد مقداري از آن را پس بدهيد. گفتم: آخر اينجا حساب ها با كامپيوتر صورت مي گيرد و برگرداندن آن مشكل است. فرمودند: بايد راهي برايش يافت. پس پرتقال ها را پوست بگيريد و آنها را پرپر كرده نگاه داريد، شب هنگام كه مردم براي نماز مي آيند، آن را به چادر بياوريد و بينشان توزيع كنيد تا همه بخورند؛ شايد از اين رهگذر خداوند از سر تقصير شما بگذرد.1
( محمد شريفي:
همان شبي كه قرار بود فردايش حضرت امام مورد عمل جراحي قرار گيرند، براي وضو آب خواستند. ايشان نمي توانستند حركت كنند، چون سرم در دستشان بود. من رفتم يك پارچ آب براي ايشان آوردم: ضمناً تشتي هم آوردم تا آب وضو در آن ريخته شود و جايي خيس نشود. پارچ استيل پر از آب بود. حضرت امام فرمودند: نه، يك قوري بياوريد؛ چون از پارچ مقداري بيش از حد معمول آب مي ريخت. رفتيم قوري آورديم. ايشان آن قدر مواظب بودند تا اندكي آب اسراف نشود.2
( دكتر محمود بروجردي:
در منزل امام يك چراغ اضافه پيدا نمي كرديد كه روشن باشد. بعضي مواقع، خود امام حتي مشغول ملاقات با شخصيت ها و افراد بودند كه ناگهان متوجه مي شدند كه چراغي بي جهت روشن است. بدون آنكه به ديگران امر كنند، خودشان بلند مي شدند و مي رفتند آن را خاموش مي كردند يا اينكه هنگام وضو گرفتن يك قطره آب اضافي مصرف نمي كردند. حتي بين مسح سر و شست وشوي دست راست و چپ شير آب را مي بستند.3
( زهرا مصطفوي:
يكي از صفات ويژه امام صرفه جويي بود. ايشان هميشه به ما سفارش مي كردند كه به اندازه غذا درست كنيم تا اضافه نيايد و در زندگي زياد مصرف نكنيم. ايشان هميشه به ما گوشزد مي كردند كه ما الان در زماني هستيم كه امكان دارد زندگي براي بعضي از خانواده ها به سختي بگذرد.4
( دكتر محمود بروجردي:
من بارها ناظر وضو گرفتن امام بوده ام و ديده ام كه ايشان در فاصله به جا آوردن اعمال وضو، شير آب را مي بستند و در موقع لازم دوباره باز مي كردند تا مبادا آب اضافي از شير خارج شود.5
( مصطفي كفاش زاده:
خود شاهد بودم امام به فردي كه به باغچه آب مي داد، گفتند: چرا آب لوله كشي را به باغچه ها مي دهيد؟ آن آقا گفت: آب چشمه است. امام فرمود: باز معلوم نيست كه آب چشمه را هم ما بتوانيم مصرف كنيم. اين مال همه است. بنابراين، كمتر استفاده كنيد و در حد ضرورت.6
حاج احمد آقا، آقازاده حضرت امام مي گفت: گاهي اوقات ما دو دستمال كاغذي از يك قوطي بيرون مي آورديم، امام ناراحت مي شدند و مي گفتند: اين چه كاري است؟ و خودشان هر وقت مي خواستند از دستمال كاغذي استفاده كنند، يك دستمال را چهار تكه مي كردند و از هر تكه جداگانه استفاده مي كردند و در جاي ديگري مي گفت كه امام مي فرمايند: من اوقاتم تلخ مي شود وقتي كه مي بينم گزارش هاي مختلفي از اطراف مي آيد، از شهرباني، از ژاندارمري، از سپاه، از وزارت كشور و از جاهاي ديگر، و همه يك مطلب ثابت را روي كاغذ نوشته اند و فرستاده اند و مي گفتند اين چه وضعي است كه در مملكت از كاغذ اين جور استفاده مي شود.7






/// مقالات