// مقاله / اشتغال زنان (1)

اشتغال زنان (1) در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

اشتغال زنان (1)


// زنان در صنعت

طيبه چراغي
در آموزه هاي اسلامي، زن و مرد در انسان بودن يكسانند و هر دو براي پرستش و وصول به «قرب خداوند» آفريده شده اند، ولي در مقام تشريع، احكام و تكاليف متفاوتي براي هر يك در نظر گرفته شده كه ممكن است به تفاوت هاي طبيعي آن دو بازگردد. به اين ترتيب، احكام خاص جنسيتي شكل مي گيرد. تفاوت هاي طبيعي زن و مرد، ويژگي هايي است كه دست تكوين در نهاد آنها گزارده است.
آنچه از بررسي آيات و روايات به دست مي آيد ، اين است كه زن و مرد نه فقط از نظر جسمي بلكه از جنبه هاي عاطفي، ذهني و رفتاري نيز با يكديگر تفاوت دارند.1
تفاوت در ميزان تحمل پذيري، آستانه تحريك پذيري، جنبه هاي زيبايي شناختي و نوآوري از مصداق هاي اين تفاوت هاست.
اگر معيار را در بيان هويت جنسي، متن آفرينش (طبيعت متفاوت زن و مرد) متون وحياني بدانيم، آشفتگي در هويت و نقش جنسي به اين معناست كه تصور شخص از هويت زنانه خود، نه با طبيعت وي همخوان است و نه با آنچه از راه وحي درباره تفاوت هاي زن و مرد مي شناسيم.
در كتاب مردان مريخي، زنان ونوسي مي خوانيم:
اولين جرقه هاي اختلاف ميان زن و مرد از آنجا برمي خيزد كه هر يك، طرف مقابل را موجودي چون خود بداند و جوياي تشابه در نقش ها باشد در مقابل، آنچه رضايت طرفين را فراهم مي آورد آن است كه هر يك ديگري را با اختلافات و تفاوت هاي موجود به رسميت بشناسد.2
اختلال در هويت و نقش جنسي، به معناي نپذيرفتن تفاوت در نقش ها و هويت خويش، پي آمدهاي بسياري دارد، براي مثال، زمينه درگيري ميان زن و مرد در روابط خانوادگي افزايش مي يابد؛ چون هر يك متناسب با آفرينش خود توانايي ها و رفتارهاي متفاوتي دارند كه بي توجهي به اين تفاوت ها و انتخاب نقش ها و موقعيت هاي يكسان سبب مي شود افسردگي و به هم خوردن تعادل شخصيتي در رفتارهاي خانوادگي جلوه گر شود. پي آمد اين افسردگي بروز رفتارهاي خشونت آميز و كاهش تحمل پذيري است.
افزون بر اين، كارآيي هر دو جنس در زندگي خانوادگي و اجتماعي كاهش مي يابد. نقش هاي ويژه زنان مثل مادري، همسري و خانه داري، كليشه اي و تكراري به شمار مي روند و احساس تنفر از آنها جانشين احساس نشاط مي شود.
از ديگر سو به دليل شتاب فزاينده دگرگوني هاي خانوادگي و اجتماعي در جوامع جديد، اين نقش ها مانعي در مسير اين دگرگوني ها به شمار مي روند.3
از نظر كارشناسان، فعاليت زنان در عرصه هايي چون صنعت، پالايشگاه هاي نفت، معدن و اشتغال آنان به شغل هايي چون رانندگي كاميون و اتوبوس سلامت روح و جسمشان را به خطر مي اندازد و سبب مي شود رفته رفته از موجوديت خود دلزده شوند.
بر اساس روان شناسي جنسيت، هر فردي براي كار خاصي ساخته شده است، همان گونه كه اگر مردي در خانه بماند و خانه داري كند، با گذر زمان ويژگي هاي زنانه بر او چيره مي شود، اگر زني هم به كارهاي مردانه بپردازد، رفته رفته ظرافت هاي رفتاري خود را از دست مي دهد و خوي مردانه پيدا مي كند.
دليل روي آوردن برخي زنان به چنين كارهايي، گاه شخصيت و منش رفتاري مردانه آنها و گاهي اجبار اقتصادي است.
در پايان بايد به اين پرسش پاسخ داد كه آيا كارهايي كه حتي براي مردان دشوار است و موجب فرسودگي روحي و جسمي آنان مي شود، براي زنان جامعه مناسب است؟

/// مقالات