// مقاله / آسيب شناسي خانواده (3): نگار اعتياد، حلقه عشق را گرفت

آسيب شناسي خانواده (3): نگار اعتياد، حلقه عشق را گرفت در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

آسيب شناسي خانواده (3): نگار اعتياد، حلقه عشق را گرفت

مهري كلهر
زن، هنوز حلقه طلايي رنگي را كه نشانه عشق او به همسرش بود از انگشت ميانياش خارج نكرده است. صداي قدم هايش را هنوز مي شناسد، مرد پله ها را يكي يكي بالا مي آيد و با هر پله، يك قدم به همسرش نزديك مي شود. عرق سرد، صورت زن را پوشانده است. راهروهاي تو در تو را مي پيمايد. زني با لباس سياه و چشمان آبي مقابل پنجره ايستاده. مرد قدم هايش را تندتر مي كند. حالا در يك قدمي زن ايستاده، چشم در چشم زني كه 35 سال عاشقانه با او زندگي كرده است. پوشه زرد رنگي كه سند تأييد نامهرباني هاي مرد را در خود جاي داده، از دست زن مي افتد. اشك، چشمان آبي اش را پر مي كند و در ميان گريه اين كلام بر زبانش جاري مي شود: «هنوز دوستت دارم شاهين»
ـ شما ادعا كرديد شوهرتان معتاد است و قصد داريد از او جدا شويد.
نرگس: شوهرم 25 سال است كه اعتياد دارد.
ـ در اين 25 سال هيچ اقدامي براي ترك اعتياد يا جدايي از او نكرديد؟
نرگس: بارها تلاش كردم تا اعتيادش را ترك كند، اما ترك نكرد. چند بار تهديدش كردم كه جدا مي شوم. چند ماهي كنار گذاشت، اما دوباره برگشت. 18 ساله بودم كه با شاهين آشنا شدم. قصد داشتيم با هم ازدواج كنيم. خانواده هايمان در ايران زندگي مي كردند. تنهايي و غربت باعث شده بود من بيشتر به شاهين وابسته شوم. دانشجوي نمونه بودم و در كمتر از 4 سال ليسانس گرفتم. شاهين، هم كار مي كرد و هم درس مي خواند. به همين دليل نتوانست واحدهاي درسي اش را با موفقيت پاس كند و اين وضع آنقدر ادامه يافت تا از دانشگاه اخراج شد. اين شكست، او را بسيار عصبي كرده بود. مرتب سيگار مي كشيد و افسردگي ناشي از فشارهاي رواني سبب شد خودش را از همه مخفي كند.
دلم نمي خواست او را از دست بدهم. به همين دليل درسم را در آلمان رها كردم تا او را به تهران نزد خانوادهاش برگردانم. بازگشت به ايران، در روحيه شاهين تأثير بسيار مثبتي گذاشت. روز به روز حالش بهتر مي شد. هنوز 6 ماه از بازگشتمان نگذشته بود كه شاهين سراغم آمد و گفت: پدرش برايمان خانه اي خريده تا زندگيمان را شروع كنيم. سر از پا نمي شناختم. لحظه اي كه سال ها در انتظارش بودم، رسيده بود. شاهين در مغازه پدرش مشغول كار شد. همه چيز خيلي خوب پيش مي رفت. 2 سال از زندگي مشتركمان مي گذشت كه متوجه شدم باردارم. از اين موضوع خيلي خوشحال بودم. 2 ماه قبل از تولد فرزندمان لاله، متوجه شدم مصرف سيگار شاهين زياد شده، رفتار و حركاتش نشان مي داد كه دركنار سيگار، مواد مخدر هم استفاده مي كند. دخترم لاله به دنيا آمد. لاله تنها دلخوشي من در زندگي بود. براي حفظ زندگيام بايد كاري مي كردم كه شاهين اعتيادش را ترك كند. پيش يك مشاور خانواده رفتم و از او كمك خواستم، شاهين را هم بردم. مشاور گفت: افسردگياش برگشته و بايد نزد روانپزشك برود. لاله را فراموش كردم، همه زندگي ام شد اعتياد شاهين. بدرفتاري هايش روز به روز بيشتر مي شد و سر كوچك ترين مسائل كتكم مي زد.
ـ درباره رفتار ناهنجار شوهرتان با پزشك صحبت كرديد؟
ـ بله، مي گفت تحمل كن، من هم به خاطر علاقه اي كه به شوهرم داشتم قبول كردم. چندبار زير مشت و لگدهايش بيهوش شدم. به خانواده ام چيزي نمي گفتم؛ چون مي دانستم اگر آنها بفهمند، قطعاً كاري مي كنند كه از شاهين جدا شوم. نمي خواستم تحت هيچ شرايطي شاهين را از دست بدهم. وقتي او را تهديد كردم كه تركش مي كنم، دوباره مواد را ترك كرد، ولي بعد از چند ماه برگشت. مشاورها مي گفتند شاهين افسرده است، نمي تواند ترك كند. 25 سال شرايط سخت زندگي با يك مرد معتاد را تحمل كردم. مي دانستم اگر از او جدا شوم، دخترم آسيب روحي جبرانناپذيري مي بيند. لاله پدرش را خيلي دوست داشت. خانوادهام موضوع را فهميده بودند و به من فشار مي آوردند كه شاهين را ترك كنم، ولي من نمي توانستم.
دخترم لاله 21 ساله و دانشجوي رشته گرافيك بود كه به يكي از خواستگارانش علاقهمند شد. از حرف هايش متوجه شدم به دليل اعتياد پدرش از ازدواج با آن پسر هراس دارد. لاله مي ترسيد او متوجه اعتياد شاهين شود و تركش كند. حالا اعتياد شوهرم تنها كابوس زندگي من نبود، بلكه آينده لاله را هم به شدت تهديد مي كرد. مي دانستم كه دخترم، ضربه سختي خواهد خورد. به همين دليل، تصميم گرفتم به اين كابوس پايان دهم. يك روز وقتي شاهين از خانه بيرون رفت، همه وسايل خودم و لاله را جمع كردم و براي هميشه از خانه اي كه روزي برايم زيباترين جاي دنيا بود، بيرون آمدم. حالا به دليل اعتياد شوهرم مي خواهم از او جدا شوم.
دكتر صادقي، روانشناس و عضو هيئت علمي دانشگاه تهران، در اين زمينه مي گويد: اعتياد دو جنبه دارد:
1. اعتياد جسمي 2. اعتياد رواني. اعتياد جسمي با كنار گذاشتن ماده مخدر و مصرف داروهاي كنترلكننده يا مصرف نكردن دارو و تحمل درد و عوارض ترك برطرف مي شود، ولي مسئله مهم تر، ترك رواني است. معمولاً افراد معتاد بدون توجه به زيرساختهاي اعتياد مي كوشند آن را ترك كنند، براي مثال معتاد ممكن است در طول زندگي اش تا قبل از اعتياد آسيب هايي ديده باشد، مثل توهين، تحقير كلامي، تنبيههاي بدني، مشكلات تحصيلي، اختلافات خانوادگي و فقر.
اين استاد دانشگاه، ترك اعتياد را بدون توجه به چنين آسيب ها، كاري بينتيجه مي داند و مي گويد: ترك اعتياد با اين شرايط، مقطعي خواهد بود و عوامل اصلي سر جاي خود مانده اند.
بهتر است براي ترك مطمئنتر، پس از ترك جسمي، فرد معتاد پس از بهبود جسمي، مشكلات گذشته را حل كند و در صورتي كه مشكلات حلشدني نباشند، از رواندرماني و آموزش منطقي كمك گيرد.






/// مقالات