// مقاله / آيين همدلي (5)

آيين همدلي (5) در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

آيين همدلي (5)


// سايبان خانه ام هستي پدر

الهام رضايي
نزديك خانه كه رسيد، سعي كرد تمام ماجراهايي را كه آن روز برايش اتفاق افتاده بود، فراموش كند. ماجراي توبيخ رئيس اداره، مخالفت با وامي كه از مدت ها پيش منتظرش بود و ديگر مسائلي كه رسيدن به در خانه، فرصت فكر كردن به آنها را از او گرفت. وارد خانه كه شد، با شنيدن صداي بچه ها، جاني تازه گرفت. آرزو داشت در ساعت هاي باقيمانده از آن روز، اوقات خوشي را كنار همسر و فرزندانش سپري كند.
ولي همسرش از شيطنت بچه ها به ستوه آمده بود. به محض ديدن او، زبان به گله و شكايت گشود و از سوي ديگر، بچه ها در حالي كه كاره ايشان را توجيه مي كردند، با خواسته هاي كوچك و بزرگشان به استقبالش آمدند. هم خسته بود و هم درمانده از برآوردن انتظاراتي كه برخي از آنها غير ممكن به نظر مي رسيدند. احساس مي كرد تنها سهمش از پدر بودن، برآوردن همين نيازها و خواسته هاست و تنها در اين صورت، وجود و اقتدارش به اثبات مي رسد. شايد به همين دليل بود كه هميشه آرزو مي كرد به لطف خداوند و با تلاش بيشتر، هيچ گاه شرمنده همسر و فرزندانش نشود.
ولي آيا وجود يك پدر، تنها با برآوردن نيازها و آرزوهاي خانواده معنا مي يابد؟!
اگر چنين است، پس چرا فرزند اني كه در كمال بي نيازي و رفاه زندگي مي كنند، ولي از داشتن نعمت پدر محرومند، احساس كمبود مي كنند. شايد برخي كملطفي هاي خانواده ها، پدران را به چنين تصوري واداشته است. پدران همواره نماد استقامت و بردباري اند و اگر حضور مادر، گرما و روشنيبخش خانه است، بي شك پدر نيز به منزله پايهگذار خانه و سايبان آن است. اينك ، به درد دل برخي از اين عزيزان مي پردازيم.
آقاي زاهدي 60 ساله و پدر سه فرزند است كه به گفته خودش، با شغل كارگري آنها را به سر و سامان رسانده است. او درباره جايگاه خود به عنوان پدر خانواده مي گويد: «خوشبختانه فرزندانم ارزش زحماتي را كه در طول سال ها براي به سعادت رساندنشان تحمل كرده ام، مي دانند و همين براي من كافي است كه مي بينم آنها به خواسته هايشان رسيده اند.
زاهدي مي افزايد: پدر و مادر به يك اندازه فرزندانشان را دوست دارند، اما از آنجا كه پدر خانواده يك مرد است، نمي تواند همانند مادر به فرزندانش ابراز محبت كند. شايد به همين دليل، بچه ها فكر مي كنند پدرشان به آنها بي توجه است، در صورتي كه تمام همّ و غم يك پدر تأمين نيازهاي خانواده و ديدن رضايت و خوشحالي آنهاست».
وي در مقام يك پدر، از فرزندانش انتظار دارد با محبت و توجه بيشتر، او را به زندگي دلگرم سازند و در اين برهه زماني كه پير و فرسوده شده است، بيشتر در كنارش باشند.
آقاي نورزاد هم پدري است كه اعتقاد دارد به پدران آنقدر كه بايد توجه نمي شود.
وي مي گويد: «حتي در روزي كه نام پدر را بر آن نهاده اند تا قدر و منزلت پدران بيشتر مطرح شود، از بسياري از پدران تقدير نمي شود و حتي در حسرت شنيدن يك كلام خسته نباشيد مي مانند، در حالي كه زندگي امروزي سبب شده سطح توقع بچه ها بالا برود و به همين نسبت، وظايف پدران سنگين تر شود. همين تأمين خواسته ها و ايجاد رفاه براي خانواده، گاه ما پدران را از همسر و فرزندانمان دور مي كند».
نورزاد آرزو مي كند، كاش افراد خانواده مي توانستند همانند گذشته بيشتر در كنار هم باشند و رابطه پدر و فرزندي كه اين روز ها بيشتر جنبه دوستي يافته است، سبب از بين رفتن حرمت ها يا ناديده گرفتن حقوق يكديگر نشود و رفتهرفته بي مهري ها جاي صميميت را نگيرد.
آقاي عسگرپور بهترين هديه را براي يك پدر، ديدن كاميابي و سعادت فرزندانش مي داند.
وي معتقد است اينكه مراسم روز مادر هر ساله با شكوه تر برگزار مي شود يا فرزندان از مادر ها بيشتر قدرداني مي كنند، امر محسوسي است، ولي اين مسئله به معناي بي توجهي فرزندان به پدرانشان نيست، بلكه يك زن و مادر به دليل شرايط ويژه و روحيه حساسي كه دارد، نيازمند توجه بيشتري است، در حالي كه يك مرد همواره نماد قدرت و استقامت بوده و شايد همين مسئله سبب شده كه فرزندان تصور كنند پدران، چندان نيازمند محبت و توجه آنها نيستند. اين يك پندار اشتباه است؛ چون هر كس در هر مقام و شرايطي به محبت، آن هم محبت خانواده نياز دارد و هيچچيز نمي تواند اين كمبود را جبران كند.
نظر سه پدر را دانستيم. گلايه هاي كوه هاي استقامت و بردباري، از بي مهري هايي كه براي ما امري دور از ذهن بود، ولي درددل اين عزيزان در مقام پدر، هشداري است تا بدانيم كه عشق و مهرورزي اساس زندگي است و همه ما در نظام مقدس خانواده از اين عنصر مهم به يك اندازه سهم مي بريم و اگر مأمني به نام خانه ما را به هم پيوند داده، اين خانه را سايباني است به نام پدر.

/// مقالات