// مقاله / هويت برتر

هويت برتر در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

هويت برتر


// ارزش زن

محبوبه ابراهيمي
در شماره پيش، ديدگاه اسلام و ديگر اديان و ملل را درباره آفرينش زن بيان و تفاوت هاي آنها را بررسي كرديم. در اين نوشتار، ارزش و جايگاه زن در دين مبين اسلام و نيز در ديگر اديان و ملل بيان مي شود.

// 1. ارزش زن در اديان و ملل

زن در اديان توحيدي و غير توحيدي و نيز در ملل متمدن و غير متمدن، به صورت هاي مختلفي ارزش گذاري شده است. در آيين تحريف شده يهود، براي زن هيچ گونه شخصيت و منزلتي قائل نبودند. البته بي شك تمام پيامبران مدافع ارزش و مقام زن و مخالف ستم به او بوده اند، ولي قانون هاي تحريف شده كتاب هاي مقدس، سبب شد در آيين يهود، زن و دختر را مايه ننگ بدانند. در آموزه هاي «تلمود» درباره برتري پسر بر دختر گفته شده كه پسر، عصاي پيري والدين است و در زمان پيري و ضعف مي تواند آنها را ياري كند و نيز مي تواند دانشمندي پرآوازه شود و آرزوي پدر و مادر را برآورده سازد، اما دختر گنجينه نگراني آور براي پدر است و پدر همواره نگران اوست كه مبادا در كودكي او را فريب دهند يا در نوجواني و بلوغ از جاده عفاف منحرف شود يا در بزرگسالي بي همسر باقي بماند.1
اين عقيده خرافي كه برگرفته از آموخته هاي كنوني تحريف يافته يهوديت است، در طول حيات اين آيين حاكم بوده. از «سفر تثنيه» يهوديان استفاده مي شود كه شهادت و سوگند زنان پذيرفته نيست.2
يهوديان زن را حيواني مي دانند كه بيشتر از ديگر حيوانات به انسان شباهت دارد و در واقع برزخي ميان انسان و حيوان به شمار مي آيد.3
يهود (خداي يهود) در آخرين بند از فرمان هاي ده گانه اش كه به قول مشهور براي موسي(ع) فرستاده، زنان را در رديف چهارپايان و اموال منقول قرار داده است. بر اين اساس، قوم يهود مانند همه اقوام جنگ جو، زن را مايه مصيبت و بدبختي مي دانستند و او را فقط به اين دليل تحمل مي كردند كه يگانه منبع توليد سرباز بود.4
جالب تر اينكه مردان يهودي در دعاي صبحگاهي، از خداوند تشكر مي كنند كه آنها را زن نيافريده است.5
در دين تحريف شده يهود، دختر، كالايي است كه مي توان آن را در هنگام تنگ دستي فروخت. سنت غلط خريد و فروش دختران، در قوم بني اسرائيل رواج زيادي داشته است.6
آيين حضرت عيسي مسيح(ع) نيز گرچه سراسر مهرباني و رحمت است و در آن به مدارا با زنان سفارش شده، ولي پس از تحريف، ارزش زن در آن بسيار پايين آمد.
بنابر آموزه هاي موجود مسيحيت، زن شري ضروري، وسوسه اي طبيعي، مصيبتي نيكو، خطري خانگي، جذبه اي نابودكننده و آسيبي رنگارنگ است. او همان «حواي مجسم» است كه آدم را از فردوس برين محروم ساخت و هنوز آلتي در دست شيطان است تا مردان را بفريبد و آنان را به دوزخ بكشاند. از اين رو، كليسا، زن را بي ارزش و او را موظف به اطاعت از مرد مي داند، زيرا مرد شبيه خداوند آفريده شده است. بنابر اين، در آموزه هاي اين دين زن موجودي ناقص، كنيز و برده اي در خدمت مرد است كه مرد همواره بايد خود را از شر او در امان نگه دارد.7
كشيشان فرانسوي در سال 586 ميلادي كنگره اي تشكيل دادند تا با بحث و گفت وگو به نتيجه رسند كه آيا زن نيز مانند مرد انسان و داراي روح است و مي تواند مانند مرد عبادت كند و آيا شايستگي ورود به بهشت را دارد با خير؟! در پايان كنگره، آنها به اين نتيجه رسيدند كه زن انسان است، ولي براي خدمت به مرد آفريده شده و زن موجودي فاني است و جاودانگي ندارد.8
توماس آكويناس، دانشمند و روحاني برجسته مسيحي، ارزش و مقام زن را به مرحله اي پايين تر از حد تصور رساند و با مطرح كردن مسئله رابطه جنسي زن و شيطان، زن را كفو شيطان خواند. وي همچنين معتقد بود كه زن با نخستين ويژگي طبيعت، يعني كمال جويي ناسازگار و با دومين ويژگي؛ يعني گنديدگي، فرتوتي و بدشكلي هماهنگ است.
ديدگاه كليساي كاتوليك پيرامون ارزش زن، به روشني در سخنان فيلسوف مشهور انگليسي، برتراند راسل، آمده است. وي معتقد بود زن به صورت دروازه جهنم و ام الفساد جلوه كرد. از اين رو، بايد از فكر زن بودن خويش شرمنده باشد و به خاطر لعنتي كه به اين جهان آورده مدام، در توبه و نوحه به سر برد. بايد از لباس خود شرمنده باشد، زيرا يادگار سقوط اوست.
زن در تمدن هاي مختلف نيز احترام و منزلت ويژه اي نداشت. در يونان كه از درخشان ترين و گسترده ترين تمدن هاي روزگار خويش به شمار مي آمد، زن در تمام جنبه هاي زندگي پست و ذليل بود. در اين تمدن وي جزو كالاهاي تجاري براي خريد و فروش به بازار عرضه مي شد و بعد از فوت همسر حق زندگي نداشت. بسياري از يوناني ها زن را موجودي پليد و حاصل عمل زشت شيطان مي دانستند. رومي ها و برخي از يونانيان بر اين باور بودند كه زن روح انساني ندارد و روح انساني فقط در مرد قرار داده شده است.9 سقراط، حكيم نامدار يوناني، وجود زن را سرچشمه سقوط بشر مي دانست و فيثاغورث، ديگر دانشمند يوناني، به وجود اصلي ِ خوب معتقد بود كه نظم، نور و مرد را آفريده و اصلي بد كه آشوب، تيرگي و زن را پديد آورده است. ارسطو نيز زن را مرد ناكام خطاي طبيعت و حاصل نقصي در آفرينش مي دانست.10
اين مثل ميان يونانيان قديم رواج داشت كه «زن حيواني بلند مو و كوتاه فكر است».11
در يكي از شهر هاي يونان به نام اسپارت اگر زني پسر به دنيا نمي آورد، او را به مرگ محكوم مي كردند.
در نظر روميان، زن نماد شيطان و انواع ارواح شيطاني بود. بر همين اساس از خنديدن و سخن گفتن او جلوگيري مي كردند و بيشتر اوقات دهانشان را جز در موقع خوردن مي بستند. زنان رومي در حقيقت انسان به شمار نمي آمدند، بلكه جزو اشيا بودند و پس از مرگ مردان، مانند اشيا به ارث برده مي شدند.12
سومريان حق داشتند زن خود را بفروشند يا در برابر وام خود، او را به طلب كار بدهند.
در تمدن هند، در «قانون نامه مانو»، از زنان اين گونه ياد مي شود: «سرچشمه ننگ، زن است: سرچشمه ستيز، زن است. سر چشمه وجود زيرين، زن است. پس بايد از زن پرهيز كرد.» بر اساس همين قانون، زن در تمام عمر بايد تحت سرپرستي كسي باشد؛ اول پدر، بعد همسر، بعد پسر و... .13
در آيين هندو زن را پس از مرگ همسر، فداي او مي كردند و كنار جسد شوهرش مي سوزاندند و اين سنت را «ستي» مي ناميدند.14
در آيين بودايي كه از اديان هندي است، زن چنين توصيف شده است: «زن چون تمساح و نهنگ مخوف و خون آشامي است كه در رود زندگي منتظر مي نشيند تا شناوري را شكار خود كند.» در آيين برهمني نيز زن در بسياري از امور هم مرتبه پارياهاست كه به كلي از جامعه رانده شده و افرادي ناپاك و محروم از حقوق انساني بودند.15
در تمدن چين، دختران مثل باري، بر دوش خانواده سنگيني مي كردند و والدين منتظر بودند تا زود تر دختران بزرگ شوند و به خانه همسر بروند. در روزگار سختي ها اگر نوزاد دختري بر دختران خانواده افزوده مي شد، امكان داشت نوزاد بي گناه را رها كنند تا در سرماي شب بميرد يا خوراك حيوان ها شود. همچنين زنان متعه در عمل، با برده فرقي نداشتند و زن اصلي هم چيزي جز مسئول كارخانه توليد نسل نبود و مقام او به تعداد فرزندانش بستگي داشت.16 زن آن قدر بي ارزش بود كه وقتي دختري متولد مي شد، نزديكان خويشاوندان با تأسف فراوان به والدينش تسليت مي گفتند.17
چيني ها، خدا را آفريننده پسر و شيطان را آفريننده دختر مي دانستند. از اين رو، در نظر آنها پسر بركت و دختر لعنت بود. به همين دليل، سعي مي كردند دختر را زودتر شوهر دهند. وقتي دختري به دنيا مي آمد، به نوكر دستور مي دادند آن قدر نوزاد را در آب نگه دارد تا خفه شود. آنها دختران را مي فروختند و اگر به فروش نمي رفتند، در دريا غرق مي كردند.
در سرتاسر آفريقا، خريد و فروش زن رايج بود و زن به اندازه اي بي ارزش بود كه با دادن حداكثر چهار گاو و حداقل 2 مرغ او را مي خريدند. در هنگام مريضي زن، براي درمانش تلاشي نمي كردند و در زمان قحطي، قرباني اش مي كردند.18 زنان آفريقايي حتي تا قرن نوزدهم ميلادي مانند بردگان و ابزار كشاورزي خريد و فروش مي شدند و اين امر در كشورهايي مثل انگليس، چين و ژاپن نيز رواج داشت. در جزيره فيجي زنان را خريد و فروش مي كردند و معمولاً ارزش آنها به اندازه تفنگ بود. فينيقي ها بتي به نام «مولوح »را اله نور مي دانستند و بت «عشتر» را همسر او و براي تقرب به عشتر، زن هايشان را قرباني مي كردند و براي تقرب به به مولوح، فرزندان را.19
در استراليا زن حكم حيواني اهلي را داشت كه فقط براي شهوت راني و توليد نسل به كار مي رفت. از اين رو، در دوران قحطي او را مي كشتند تا گوشتش را بخورند. زن در نظر آنها چنان بي ارزش بود كه در هنگام مريضي، گاه او را خفه مي كردند.20
ارزش زن در تمدن ايران باستان نيز با تمدن ها ديگر تفاوتي نداشت. به ويژه در دوران ساساني كه زن نه انسان، بلكه شي به شمار مي آمد. زن در اين دوران به اندازه اي كم ارزش بود كه حتي در انديشه و سخن و رفتارش از خود اراده اي نداشت و روزانه سه بار بايد از همسر خود مي پرسيد كه چه بگويد؟ چه بينديشد و چه بكند؟! زن در اين دوران، مانند كالايي معامله مي شد و مرد ها زن اصلي خود را به طور موقت به همسري مردي ديگر درمي آوردند كه ازدواج با زن عاريتي نام داشت. در اين كار رضايت زن شرط نبود.21
در عصر جاهليت عرب نيز، زنان مانند ساير ملل، محروم و تحت ستم بودند. زن جايگاه انساني و اجتماعي نداشت و حياتش موجب ننگ و عار بود. يكي از فاجعه آميز ترين پديده هاي اين عصر «وئاد» يا زنده به گور كردن دختران بود كه رواج بسيار زيادي داشت.

// 2. ديدگاه ويژه اسلام به ارزش زن

با ظهور اسلام، دريچه هاي روشنايي به سوي زن گشوده شد. قرآن به صراحت زنده به گور كردن دختران را سرزنش و رد كرد و بدين ترتيب، پرونده اين جنايت ها را كه از سنت هاي جاهليت بود، در زباله دان تاريخ دفن كرد. و ارزشي ويژه به زن بخشيد و يازده امام را از صلب دختر رسول خدا(ص) قرار داد. حال آنكه تا آن زمان، مرد بي پسر را ابتر و «نسل بريده» مي دانستند.
دين مبين اسلام در روزگاري ظهوري كرد كه داشتن پسر، افتخاري بزرگ و تولد دختر ننگ و عار خانواده بود. پيامبر اسلام با گرامي داشت زنان و به ويژه تكريم دخترش فاطمه(س) نقش مؤثري در باطل كردن سنت هاي خرافي جاهليت داشت. آن حضرت فاطمه(س) را پاره تن خود مي ناميد و خشم او را خشم الهي. همچنين به كساني كه دختردار شدن بر ايشان ناخوشايند بود مي فرمود: «دختران خود را ناپسند مدانيد، به درستي كه دختران، مونس انسان و گران بهايند».1
و نيز مي فرمود: «بهترين فرزندان شما دخترانند».2
رسول اكرم(ص) در گرامي داشت و احترام به دخترش فاطمه(س) پيش گام و الگوي ديگران بود و مردان ديگر را به اين كار سفارش مي فرمود. از سفارش هاي آن حضرت است كه در هديه دادن به فرزندانتان برابري را رعايت كنيد، ولي اگر ناگزيريد برخي از آنها را بر ديگري ترجيح دهيد، دختران را بر پسران مقدّم داريد.3
بر خلاف ديدگاه هايي كه همسر را همچون شي مي دانستند و براي او ارزشي قائل نبودند، پيامبر گرامي اسلام مي فرمود: «بهترين شما كسي است كه براي زن و دخترانش بهترين باشد.»4 و نيز مي فرمود: «نزديك ترين شما به جايگاه من در روز قيامت، كساني هستند كه با همسرانشان بهتر رفتار كنند».
پس از رسول خدا(ص) نيز جانشينان آن حضرت؛ يعني امامان معصوم كرامت و منزلت بر زن تأكيد كرده اند. حضرت صادق(ع) محبت به زن را مايه فزوني ايمان مي دانست و مي فرمود: «مردي كه زنان را بيشتر دوست داشته باشد، ايمانش فزوني مي يابد».5
اوج شخصيت و ارزش انساني زن در اسلام، در كلام موعود امت ها وليّ عصر(عج) است كه فرمود: «دختر پيامبر براي من الگويي نيكوست».6
پيامبر اسلام با سيره رفتاري خويش به زنان همچون مردان ارزش بخشيد، چنان كه در جريان بيعت، زنان نيز هم پاي مردان، با ايشان بيعت مي كردند. همچنين در ماجراي هجرت، زنان مؤمني نيز به همراه مردان مؤمن، به مدينه هجرت كردند . همچنان كه هم دوشي زنان و مردان در ايمان و جهاد، در جريان ظهور و قيام منجي جهان حضرت مهدي(عج) نيز خواهد بود و بر اساس روايت پنجاه زن در ركاب ايشان به همراه مردان، خواهند جنگيد. در سرتاسر قرآن كريم از زنان همسان و همدوش با مردان ياد شده است، آنجا كه مي خوانيم:
(((( ((((((((((((((( ((((((((((((((((( ((((((((((((((((( ((((((((((((((((( (((((((((((((((( (((((((((((((((( ((((((((((((((( ((((((((((((((( ((((((((((((((( ((((((((((((((( (((((((((((((((( (((((((((((((((( (((((((((((((((((((( (((((((((((((((((((( (((((((((((((((( (((((((((((((((( (((((((((((((((( ((((((((((( (((((((((((((((( ((((((((((((( (( (((( (((((((( ((((((((((((((( (((((( (((( ((((( (((((((((( ((((((((( ((((((((. (احزاب: 35)
صدق و ايمان و اسلام و خشوع و صبر و تمام برتري ها و ويژگي در اين آيه، ميان مردان و زنان به صورت برابر بيان شده كه نشان دهنده استعداد و توانايي زن در رسيدن به مراتب بالاي كمال و قرب الهي است.
همچنان كه در جاي ديگر مي خوانيم:
((((( (((((((( (((( ((((((((((((( ((( (((((( (((( ((((((( (((((( (((((((( (((((((((((((( ((((((((((( ((((((((((. (نساء: 124)
هر كس كار شايسته اي انجام دهد؛ چه زن و چه مرد، اگر مؤمن باشد به بهشت مي رود.
در پايان، توجه به اين نكته لازم است كه قرآن با اشاره به فريب هم زمان آدم و حوا توسط شيطان، شبهه فريفته شدن حوا با مكر شيطان و بيرون رانده شدن آدم از فردوس به خاطر گناه حوا را (كه از آموخته هاي مسيحيت تحريف يافته است)، باطل كرده است.







/// مقالات