// مقاله / تحليل سبك زندگي جوانان كاربر شبكه اجتماعي فيس‌بوك

تحليل سبك زندگي جوانان كاربر شبكه اجتماعي فيس‌بوك در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

تحليل سبك زندگي جوانان كاربر شبكه اجتماعي فيس‌بوك

آسيه سپهري*
چكيده
امروزه رشد فن‌آوري‌هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي، همچون شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي، به تغييراتي در سبك زندگي جوانان انجاميده و فعاليت‌هاي روزمره آنان را تحت‌ تأثير قرار داده‌ است. هدف اين پژوهش، تحليل تغييرات ايجاد شده در سبك زندگي جوانان است كه به ‌واسطه معرفي و رواج شبكه‌هاي اجتماعي مجازي پديد آمده‌اند.
اين پژوهش با بهره‌مندي از روش كيفي و بهره‌گيري از رويكرد پديدارشناسي صورت گرفته و براي گردآوري داده‌ها از تكنيك گفت‌وگوي عميق و نيمه ساختار يافته، بهره گرفته شده است. در مجموع بيست نفر از جوانان تبريزي كه 18 تا 29 سال دارند و دست‌كم دو سال تجربه حضور در اين شبكه را داشتند، بر اساس نمونه‌گيري هدف‌مند، به ‌عنوان جمعيت آماري انتخاب شدند و با آنها گفت‌وگو شد.
يافته‌هاي پژوهش نشان مي‌دهد كه شبكه اجتماعي فيس‌بوك، منجر به تغييراتي در سبك زندگي جوانان در زمينه‌هايي چون اوقات فراغت، توجه و گرايش به بدن، نحوه پوشش، شيوه محاوره و سبك بيان، ايجاد شرايط براي برقراري ارتباط با جنس مخالف و به دست‌ آوردن توان‌مندي‌هاي روز در نگرش به فضاي جهاني شده است.

كليد واژگان: شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، فيس‌بوك، سبك زندگي.

// 1. مقدمه و بيان مسئله

بسياري عصر كنوني را عصر انقلاب اطلاعات و ارتباطات ناميده‌اند؛ عصري كه در آن وسايل ارتباط جمعي به پيچيده‌ترين ابزار القاي انديشه‌ها و كارآمد‌ترين سلاح‌ها براي تسخير آرام جوامع تبديل شده‌اند. در دهه‌هاي اخير، با توجه به سرعت سرسام‌آور پيشرفت و رشد فن‌آوري ارتباطات و اطلاعات، هر روز بر پيچيدگي و كارآمدي اين ابزار و وسايل مرتبط با آن در جهان افزوده مي‌شود. گستردگي و پيچيدگي جوامع انساني در دوران مدرن امروز وجود رسانه‌هاي جمعي را در صحنه مناسبات اجتماعي انسان‌ها، به امر اجتناب‌ناپذيري بدل كرده است.
پيش از اين، انسان‌ها به‌ صورت رودررو با يكديگر ارتباط داشتند و رونق و ترويج روش‌هاي زندگي از طريق اين سنخ از ارتباطات، با روندي بسيار كند و ضعيف همراه بو‌د، اما در سايه گسترش فن‌آوري‌هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي، مي‌توان به جرئت گفت كه قدرت فن‌آوري به جايي رسيده كه جوامع بشري به صورت برخط با هم در ارتباطند و همين باعث شده است تا سبك‌ها و روش‌هاي زندگي جديد در دنيا، در حال چرخش و تغيير باشد. در واقع، امروزه با پيشرفت ارتباطات، جوامع دست‌خوش تغييرات بسياري شده و فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي مانند ماهواره، اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، به جايگاهي دست يافته‌اند كه تغييرات در فرهنگ و زندگي روزمره، تنها يكي از پي‌آمدهاي آن است.
سبك زندگي از مفاهيمي است كه به ‌دليل گستردگي‌اش، در رشته‌هاي گوناگوني همچون مطالعات فرهنگي و جامعه‌شناسي، كاربرد دارد. به ‌نظر گيدنز،1 سبك زندگي را مي‌توان به مجموعه‌اي كم و بيش جامع از عملكردهايي تعبير كرد كه فرد آنها را به كار مي‌گيرد، چون نه فقط نيازهاي جاري او را برآورده‌ مي‌كند، بلكه روايت خاصي را هم كه وي براي هويت شخصي خود برگزيده است، در برابر ديگران مجسم‌ مي‌سازد. (خوش‌نويس، 1389: 9)
فردي كه در جامعه مدرن‌ زندگي مي‌كند، هويت شخصي‌اش را در سبك زندگي خويش متجلي مي‌سازد. در واقع، بر اساس نظر چني2 سبك زندگي با هويت افراد رابطه مستقيمي دارد. به باور وي، «سبك زندگي، زبان هويت اجتماعي در فرهنگ فرد است؛ روشي نمايشي كه فقط خودش را مشخص مي‌كند». (چني، 1994: 191)
رواج فن‌آوري‌هاي جديد در زندگي روزمره افراد، افزايش شيوه‌هاي جديد در دسترس براي كنش و شيوه‌هاي برقراري ارتباط و دست‌يابي به اطلاعات، طيف ابزاري را گسترش داده است كه افراد از راه آنها فرهنگ، سبك زندگي و هويت‌هاي روزمره خود را مي‌سازند. در ميان فن‌آوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي، شبكه‌هاي اجتماعي مجازي همچون فيس‌بوك3 را مي‌توان ابزار مناسبي براي تحليل فرآيند دگرگوني‌اي تلقي كرد كه هم‌زمان شامل افراد (زندگي روزمره، فرهنگ، سبك زندگي و هويت)، اطلاعات و فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي مي‌شود.
امروزه شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، به منزله رسانه هميشه و همه جا حاضر، با توجه به توان‌مندي‌هاي بالقوه و بالفعل گسترده‌شان‌، به سرعت در جامعه ما و به ‌ويژه بين نسل جوان در حال گسترش‌اند. گسترش سريع، فراگير و همه‌جانبه شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، پرسش‌هايي را درباره پي‌آمدهاي احتمالي آن براي كاربران و جامعه پديد آورده است. در واقع، ظهور شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي، با خود تغييرات اقتصادي و اجتماعي گسترده و حتي سبك زندگي كاملاً جديدي را پديد آورده‌اند. بنابراين مي‌توان گفت، افراد نه تنها از اين فن‌آوري براي پيشبرد مقاصدشان بهره مي‌برند، بلكه فن‌آوري نيز افراد را منطبق با قواعد خاص نحوه عملكرد خود، تغيير مي‌دهد.
شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، افزون بر اين كه مرجع تأمين بسياري از نيازهاي فرهنگي و اجتماعي اعضاي خود هستند، اين امكان را براي اعضا فراهم مي‌كنند كه هم‌زمان با انجام ديگر فعاليت‌هاي اجتماعي از طريق رايانه يا تلفن همراه، فعاليت خود را در اين جوامع مجازي پي‌گيري كنند. جسيكا هيلبرمن4 در اين زمينه معتقد است: «امروزه بسياري از جوانان به فعاليت‌هاي اجتماعي شبكه‌اي اشتغال دارند و براي ساختن زندگي خود از روابط و مناسبات اينترنتي استفاده مي‌كنند. فعاليت در شبكه‌هاي اجتماعي دربرگيرنده همه ابعاد زندگي است». (هيلبرمن، 2009: 8)
در واقع، شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي سبك‌هاي زندگي جوانان را بيش از سبك‌هاي زندگي ديگر گروه‌هاي سنتي تغيير داده‌‌اند. ازاين‌رو، مسئله جالب توجه اين است كه جوانان چگونه هويت و سبك زندگي‌شان را در عرصه شبكه‌هاي اجتماعي مي‌سازند. از آن‌جا كه بخش زيادي از جمعيت كشور ما را جوانان تشكيل مي‌دهند، (كلانتري و حسني، 1387: 120) شايسته است به رابطه آن‌ها با شبكه‌هاي اجتماعي، همچون فيس‌بوك و تأثيرات آن بر حيات جوانان، توجه شود.
هدف اين پژوهش، تحليل پديدارشناختي تغييرهاي ايجاد شده در سبك زندگي جواناني است كه به ‌واسطه معرفي و رواج شبكه اجتماعي فيس‌بوك پديد آمده‌اند. همچنين درصدد پاسخ به اين پرسش هستيم كه حضور جوانان در شبكه اجتماعي فيس‌بوك و نوع سبك زندگي كاربران آن با محوريت انتخاب‌هاي ايشان در زمينه نمادهاي فرهنگي، مانند اوقات فراغت، شيوه محاوره و سبك بيان، نحوه پوشش افراد، ايجاد شرايط براي برقراري ارتباط با جنس مخالف و نظاير آن، چگونه است؟

// 2. مفهوم‌شناسي

// الف) سبك زندگي

در تعريف سبك زندگي با واژه فراگيري روبه‌رو هستيم كه شامل سليقه فرد در زمينه آرايش مو، لباس، سرگرمي، تفريح، ادبيات و موضوع‌هاي مربوط ديگر مي‌شود. بنابراين، سبك زندگي مد يا حالت زندگي فرد است. معمولاً سبك زندگي با طبقه اقتصادي ـ اجتماعي پيوند دارد و در تصويري كه از فرد ساخته مي‌شود، بازتاب مي‌يابد. (آسابرگر، 1371: 141) سبك زندگي را مي‌توان به شيوه زندگي طبقات و گروه‌هاي اجتماعي گوناگون جامعه تعبير كرد كه در آن افراد با پيروي از الگوهاي رفتاري، با روش‌ها، هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي يا انتخاب نهادهاي فرهنگي و منزلتي خاص، تعلقات خود را نسبت به آن هويدا مي‌كنند. (رسولي، 1382: 55)
در واقع، سبك زندگي بخشي از زندگي است كه عملاً تحقق مي‌يابد و در بردارنده طيف كامل فعاليت‌هايي است كه افراد در زندگي روزمره‌شان انجام مي‌دهند. بنابراين، طيف فعاليت‌هاي گوناگون افراد در هر عرصه از زندگي مي‌تواند سازنده سبك زندگي آنها در آن عرصه باشد.
سبك زندگي وابسته به انتخاب، انتخاب نيز وابسته به اطلاعات و اطلاعات محصول فرآيند ارتباطات است. ارتباطات مي‌تواند ميان‌فردي يا رسانه‌اي باشد. رسانه‌ها در زمينه اين كه فرد در حوزه‌هاي متفاوت چه گزينه‌هايي دارد و چه انتخاب‌هايي مي‌تواند داشته باشد، اطلاعات مي‌دهند. رابطه رسانه‌ها و سبك زندگي، چرخه‌ بسته‌اي است. بهره‌مندي از رسانه‌ها به‌ عنوان سبك مصرف رسانه‌اي، بخشي از مجموعه‌اي كلان است كه به‌ عنوان سبك زندگي مي‌شناسيم. رسانه‌ها با اطلاعات خود در ارزش‌ها، نگرش‌ها، آرزوها، انتخاب‌ها و رفتار‌هاي ما در سبك زندگي، نقش مهمي دارند.

// ب) شبكه‌هاي اجتماعي مجازي

يك شبكه اجتماعي، مجموعه‌اي از سرويس‌هاي وب است كه اين امكان را براي اشخاص فراهم مي‌آورد تا توصيفات عمومي يا خصوصي براي خود، ايجاد يا با ديگر اعضاي شبكه ارتباط برقرار كنند و منابع خود را با آنها به اشتراك بگذارند و از ميان توصيفات عمومي ديگر افراد، براي يافتن اتصالات جديد به جست‌وجو بپردازند.
بر اساس تعريفي ديگر، شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، خدمات آنلايني هستند كه به افراد اجازه مي‌دهند در ساختاري مشخص و معين، پروفايل شخصي‌شان را داشته باشند، خود را به ديگران معرفي كنند، اطلاعاتشان را به اشتراك بگذارند و با ديگران ارتباط برقرار كنند. از اين راه افراد مي‌توانند ارتباط‌شان با ديگران را حفظ كنند و ارتباط‌هاي اجتماعي جديدي را شكل دهند. (بويد و اليسون، 2008: 212) در واقع، شبكه‌هاي اجتماعي براي افزايش و تقويت تعاملات اجتماعي در فضاي مجازي طراحي شده‌اند. به طور كلي، از راه اطلاعاتي كه روي پروفايل افراد قرار مي‌گيرد، مانند تصوير كاربر، اطلاعات شخصي و علايق (اين‌ها اطلاعاتي را درباره هويت فرد فراهم مي‌آورد) برقراري ارتباط آسان مي‌شود. كاربران مي‌توانند پروفايل‌هاي ديگران را ببينند و از طريق برنامه‌هاي كاربردي مختلف، مانند ايميل و چت با يكديگر ارتباط برقرار كنند. (پمپك و همكاران، 2009: 228)
به‌ طور كلي، در تعريف شبكه‌هاي اجتماعي مي‌توان گفت، شبكه‌هاي اجتماعي سايت‌هايي هستند كه از سايت ساده‌اي مانند موتور جست‌وجوگر، با افزودن امكاناتي مانند چت و ايميل و امكانات ديگر، خاصيت اشتراك‌گذاري را به كاربران خود ارائه مي‌دهند. شبكه‌هاي اجتماعي، محل گردهمايي صدها ميليون كاربر اينترنت است كه بدون توجه به مرز، زبان، جنس و فرهنگ، به تعامل و تبادل اطلاعات مي‌پردازند.

// ج) فيس‌بوك

فيس‌بوك، سايتي اجتماعي است كه مارك زاكربرگ،1 در چهارم فوريه سال 2004 آن را راه‌اندازي كرد. در اين پايگاه اينترنتي، مي‌توان با دوستاني كه داراي حساب كاربري در فيس‌بوك هستند، عكس، فيلم يا پيغام به اشتراك گذاشت. هم‌‌اكنون اين پايگاه از نظر شمار كاربر عضو و نظر كارشناسان و در يك جمله، در زمينه كاري خود، پايگاه شماره يك جهان است.
محيط فيس‌بوك، محفلي از دوستان و آشنايان يك كاربر به ‌شمار مي‌آيد. اين پايگاه با ارائه امكان عضوگيري در شمار بالا، به كاربران اجازه مي‌دهد تا در هر لحظه دوستان جديدي را به مجموعه بيفزايند. كاربران در شبكه اجتماعي فيس‌بوك، به عنوان يك عضو مي‌توانند عكس‌هايشان را به اشتراك بگذارند، پيغام بفرستند، عكس‌ها را براي خود و ديگران نشانه‌گذاري كنند، روي وال‌هاي2 خود و ديگران مطالبي بنويسند، عضو گروه‌ها شوند، گروه جديدي ايجاد كنند، ايده‌هايشان خود را در بحث‌هاي گروهي به اشتراك بگذارند، انواع درخواست‌ها را بدهند و بپذيرند و در فيس‌بوك بازي كنند.

// 3. پيشينه پژوهش

در جامعه علمي ايران، با توجه به جديد بودن مبحث شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، در چند سال اخير پژوهش‌هايي درباره اين شبكه‌هاي اينترنتي و سبك زندگي، شكل گرفته است. در ادامه به مهم‌ترين تحقيقات اخير در اين باره در ايران مي‌پردازيم:
بشير و افراسيابي (1391) در پژوهش خود با عنوان «شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي و سبك زندگي جوانان» با بهره‌مندي از روش پيمايش و پرسش‌نامه اينترنتي، به اين نتيجه رسيدند كه ميان عضويت در شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي و نحوه اختصاص وقت به ديگر فعاليت‌هاي اجتماعي، ارتباط هست. همچنين عضويت در اين شبكه‌هاي اجتماعي با مقوله‌هايي مانند شيوه ارتباط با جنس مخالف و محاورات اعضا در محيط بيروني، ارتباط وجود دارد. بنابراين مي‌توان گفت، ميان عضويت در شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي و سبك زندگي جوانان ارتباط وجود دارد.
يافته‌هاي شاهنوشي و تاجي (1391) در پژوهش خود با عنوان «تأثير شبكه‌هاي اجتماعي بر سبك زندگي جوانان شهرستان شهركرد»، نشان مي‌دهد، ميان نوع شبكه، محل سكونت، انسجام ارزشي و سبك زندگي رابطه‌اي وجود ندارد، ولي بين متغيرهاي جنسيت، ميزان تحصيلات، انسجام رابطه‌اي، تجمع اجتماعي و سبك زندگي، رابطه معناداري وجود دارد.
عدلي‌پور و همكاران (2013) در پژوهشي با عنوان «تبيين جامعه‌شناختي رابطه استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي مجازي و سبك زندگي جوانان ايراني»، نشان دادند كه سبك زندگي افرادي كه عضو فيس‌‌بوك هستند و كساني كه عضو نيستند، متفاوت است. الگوي خريد و مصرف فرهنگي افراد بر حسب عضو بودن يا نبودن آنها در فيس‌بوك، فرق دارد. همچنين ميزان بهره‌مندي از فيس‌‌بوك بيشترين اثر را بر الگوي خريد و مصرف فرهنگي دارد و مدت زمان عضويت در شبكه اجتماعي فيس‌‌بوك، بر الگوي تغذيه تأثير زيادي داشته است.
تاكنون در خارج از ايران، روي شبكه‌هاي اجتماعي مجازي و سبك زندگي پژوهش‌هاي فراواني انجام گرفته است. در اين‌جا براي پرهيز از طولاني شدن مطلب به چند مورد از اين پژوهش‌ها اشاره مي‌شود.
ماري المجلد1 (2008) با تحليل محتواي گروه ساخته شده‌اي در شبكه‌ اجتماعي ماي اسپيس، به وسيله دانش‌آموزان دختر دبيرستان منطقه ميدوسترن، نشان داد عضويت و حضور در ماي اسپيس، چگونه سبب تغيير سبك زندگي اعضاي شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي مي‌شود. وي همچنين نتيجه مي‌گيرد كه ميان عضويت و حضور در شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي با نوع پيام‌ها و عكس‌هايي كه به وسيله اعضا منتشر مي‌شود، ارتباط وجود دارد.
يافته‌هاي پژوهش گراسموك2 (2009) حاكي از آن است كه استفاده افراطي كاربران از فيس‌بوك، زندگي روزمره‌شان را در زمينه‌هاي مختلفي، چون فعاليت‌هاي زندگي، خواب و تغذيه مختل مي‌كند و اين افراد نمي‌توانند مثل گذشته به اداره امور زندگي و فعاليت‌هاي خود بپردازند.
مباحث مربوط به پيشينيه پژوهش شامل مقالات گوناگوني هستند كه هر كدام مباحث مختلفي را درباره مسئله پژوهش به خود اختصاص داده‌اند. اين مباحث از برخي جهات، نكات مثبت و مهمي دارند؛ زيرا هر كدام از آنها به موضوعات و مباحث مختلفي در زمينه سبك زندگي در فضاي مجازي اشاره دارند، اما مسئله اينجاست كه بيشتر پژوهش‌هاي داخلي و خارجي صورت گرفته، صرفاً با رويكردي كمّي به بررسي سبك زندگي در فضاي مجازي پرداخته‌اند و تقريباً در اين زمينه با استفاده از روش كيفي، هيچ پژوهش مهمي صورت نگرفته است. در كل مي‌توان گفت، مباحث مربوط به پيشينه تحقيق تا حدودي و از برخي جنبه‌ها به‌ عنوان منابع مهمي در جهت تحقيقات به كار گرفته شده‌اند. منتهي در اين پژوهش سعي شده است، افزون بر به‌كارگيري مباحث مهم و مورد استفاده به نگارش درآمده در اين زمينه، با مطالعه و دقت درباره مبحث مورد مطالعه و با تأكيد بر جنبه‌هاي كاربردي آن يا رويكردي كيفي، به درك درست و كارآمدتري در اين زمينه برسيم، به گونه‌اي كه بتوان به واسطه آن براي جامعه مورد مطالعه گامي مهم برداشت.

// 4. چارچوب نظري

در اين بخش از پژوهش، به نظريه دو جهاني ‌شدن عاملي و نظريه جامعه شبكه‌اي كاستلز،1 به‌ عنوان تحليل چگونگي تغييرات سبك زندگي جوانان پرداخته مي‌شود. با توجه به اين‌كه، تحقيق حاضر به روش پديدارشناختي انجام مي‌شود، از اين نظريه‌ها به‌ عنوان راهنماي نظري براي تفسير و تبيين بيشتر ابعاد موضوع مورد مطالعه در تحقيق، استفاده شده است.
در دنياي امروز با گسترش فرهنگ عضويت در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، به ‌ويژه در ميان جوانان، زندگي به سبك شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي، به سرعت در حال گسترش است. اين وضعيت بر اثر افزايش روز‌افزون كاربران اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي پديد آمده است. معمولاً در روابط اجتماعي روزمره، فقط با كساني رابطه برقرار مي‌كنيم كه در فعاليت‌هاي روزمره ما نقش دارند. اين روابط اجتماعي مي‌تواند به صورت گفت‌وگوي چهره به چهره، فرستادن پيامك، گفت‌وگوي تلفني يا رفتن به مكاني همراه با آن شخص باشد. اين‌گونه ارتباطات فعاليت‌هايي هستند كه معمولاً در زندگي روزمره به آنها مبادرت مي‌ورزيم، اما به ‌نظر مي‌رسد، رشد كاربران اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي، پيدايش سبك زندگي جديدي از زندگي به نام سبك زندگي جوامع مجازي را در ميان جوانان در پي داشته است. اين شيوه زندگي كه در آميخته با شبكه‌هاي اجتماعي مجازي است، همه فعاليت‌هاي روزمره را تحت‌ تأثير قرار مي‌دهد. در واقع، آنچه ضرورت توجه به رابطه ميان عضويت و حضور در شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي و سبك زندگي جوانان را بيشتر مي‌كند، علاقه‌اي است كه جوانان به‌ دليل جذابيت ساختار اين شبكه‌ها و ارضاي نيازهاي اجتماعي‌اش به عضويت در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي دارند.
‌صرف‌نظر از انجام هرگونه پيمايش، اثبات نوعي ارتباط ميان عضويت و حضور در شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي و سبك زندگي جوانان در چارچوب نظريه دو جهاني ‌شدن عاملي و جامعه شبكه‌اي كاستلز، امري ممكن است. به باور عاملي، با ظهور و گسترش صنعت هم‌زمان ارتباطات و در امتداد آن اينترنت، به‌ عنوان شبكه ارتباطي و اطلاعاتي جهاني، در عرصه زندگي فضاي جديدي به‌وجود آمد كه مي‌توان با عناويني هم‌چون «فضاي دوم» و «فضاي مجازي» از آن ياد كرد. در حقيقت اين فضاي دوم، براي زندگي انسان فضايي جديد فراهم آورده است.
اين ديدگاه معتقد است، مهم‌ترين تغيير در جهان معاصر كه بنيان تغييرات آينده جهان را مي‌سازد، رقابتي ‌شدن جهان واقعي و مجازي است. (عاملي، 1383: 2) در واقع، تلاش جهان مجازي بر آن است كه همه چيز را در جريان الكتريسته قرار دهد و مقوله‌هاي جهان واقعي را به شكل ديجيتالي درآورد. (عاملي، 1387: 10) به باور عاملي، امروزه فن‌آوري‌هاي ارتباطات و اطلاعات، به‌ طور هم‌زمان، همه چيز را دست‌خوش تغيير كرده‌اند و به بازتعريف آنها پرداختند. جامعه امروز به ياري صنعت هم‌زمان ارتباطات، در حال تجربه نوع تازه‌اي از شبكه‌اي ‌شدن و شبكه‌اي بودن است. هم‌زماني با بي‌سيمي2 فن‌آوري‌هاي ارتباطات و اطلاعات، نوع تازه‌اي از جامعه شبكه‌اي را پديد آورده است.
اين جامعه شبكه‌اي از ديدگاه كاستلز (2007)، همه دامنه‌هاي زندگي اجتماعي را در بر گرفته و در چنين جامعه‌اي، همواره افراد در حال ارتباط با يكديگرند تا ساختار اجتماعي را بهبود بخشند. بي‌گمان در چنين وضعيتي، وابسته شدن افراد به بهره‌مندي از اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، به محوريت يافتن دست‌آورد‌هاي وب2 و ارتقاي جايگاه مصرف اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي در سبد مصرفي افراد، انجاميده است.
عاملي معتقد است، شبكه‌اي شدن جامعه امروز، معناي همه چيز و هر چيزي را مورد بازانديشي قرار داده و مفاهيم تازه‌اي را نيز ايجاد كرده است. اين امر مفاهيمي چون دوست، ارتباط، خانواده و حتي مسائل جزئي مانند نحوه احوال‌پرسي كردن را مورد بازتعريف قرار داده است.
نظريه دو جهاني ‌شدن، براي تحليل عملكرد بازيگران در شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي در ارتباط با سبك زندگي ايشان، بستر مناسبي را فراهم مي‌كند. بر اساس اين نظريه، ظهور جهان مجازي به موازت جهان فيزيكي، تركيب‌هاي پنج‌گانه‌اي را موجب شده كه در فضاي زندگي تغييراتي بزرگ و پارادايميك به ‌وجود آورده است كه عبارتند از:
_ فيزيكي مجازي ‌شدن ارتباطات انساني به‌ معناي خارج شدن ارتباطات انساني، از قلمرو و جبر زمان و مكان فيزيكي خارج، بر اثر گسترش بهره‌مندي از ابزارهاي فن‌آورانه ارتباطي، به ‌ويژه ابزارهاي ارتباطي، مبتني بر شبكه اينترنت؛
_ فيزيكي مجازي ‌شدن زمان، به‌ معناي تغيير مفهوم زمان در جهان دو فضايي شده كه برخوردار از ظرفيت هندسي هم‌زمان بوده و به انباشت ظرفيت‌هاي زماني مي‌انجامد؛
_ فيزيكي مجازي شدن كار به‌ معناي تبعيت از منطق عددي كه بر خلاف كار فيزيكي كه منعكس‌كننده زمان كامل انجام كار است، منجر به ارزش كامل زمان مي‌شود؛
_ فيزيكي مجازي ‌شدن فرهنگ به معناي جدا شدن فرهنگ از ويژگي‌هاي چسبيده به جغرافيا و برخورداري فرهنگ از ويژگي سرعت و حركت شتابان و لحظه‌اي؛
_ فيزيكي مجازي ‌شدن تعلقات و وابستگي‌ها به معناي ايجاد ظرفيتي به وسعت همه جهان براي حركت جمعيت و تعلقات فرهنگي و اجتماعي. (عاملي، 1388: ‌19 ـ 23)
فيزيكي مجازي ‌شدن، فرآيندي است كه دو فضايي بودن را در همه شئون زندگي انساني مسلط ساخته است. افراد در چنين فضايي به ‌صورت جهاني در محل خود زندگي مي‌كنند و به ‌صورت شبانه‌‌روز در معرض ارتباطات تازه هستند و با جهان اجتماعي و به دنبال آن با ارزش‌ها، هنجارها، آيين‌ها و امور تازه‌اي، روبه‌رو و آشنا مي‌شوند.
بنابراين با بهره‌مندي از اين نظريه مي‌توان چنين تبيين كرد كه چگونه بازيگران شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، با حضور در فضاي دو جهاني ‌شده، در معرض تغيير نمادهاي فرهنگي مرتبط با سبك زندگي قرار مي‌گيرد و تأثيرات حضور در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي را از راه نوع ارتباط خود و چگونگي ويژگي‌هاي مربوط به قالب‌بندي صفحه كاربري، از يك ‌سو در جوامع مجازي به ظهور گذاشته و از ديگر سو، برخي از اين تأثيرات را در زندگي خود در جهان خارج به عرصه نمايش مي‌گذارند.
نظريه جامعه شبكه‌اي، تأثير شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي را بر همه جنبه‌هاي زندگي نشان مي‌دهد و مطرح مي‌كند كه چگونه شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي سبب تغيير سبك زندگي افراد مي‌شود؟ به باور كاستلز، «بهايي كه بايد براي ورود به اين سيستم (جوامع مجازي) پرداخت، تطابق يافتن با منطق، زبان، ورودي‌ها و سيستم رمزگذاري و رمزگشايي آن است. از همين رو است كه اين سيستم چنان نقش مهمي در تأثيرات اجتماعي مختلف دارد كه به‌جاي يك سيستم چند رسانه‌اي مركز، بايد يك شبكه ارتباطي افقي داراي كانون‌هاي متعددي هم‌چون اينترنت ايجاد شود.» (كاستلز، 1390: ‌433) اين بيان كاستلز را مي‌توان تأكيدي بر وجود ارتباط ميان عضويت و حضور در شبكه‌هاي اجتماعي و شاخص‌هاي فرهنگي مرتبط با سبك زندگي دانست. وي تأكيد مي‌كند: «براي جوامع جديد، ايجاد ممنوعيت براي ورود به اين سيستم و گذاشتن رمز ورود براي جريان يافتن و انتشار پيام‌ها در سراسر سيستم، چالش‌هاي فرهنگي مهمي هستند كه نتيجه آنها سرنوشت درگيري‌هاي نماديني را كه در اين شرايط تاريخي جديد انجام خواهد گرفت، از پيش تعيين مي‌كند. در سيستم جديد اين‌كه كاربران فعال و منفعل شبكه‌ها چه كساني هستند، تا اندازه زيادي چارچوب سلطه و فرآيندهاي آزادي در اجتماع اطلاعاتي را تعيين مي‌كند. در نهايت، نتيجه گسترش جوامع مجازي، دگرگون شدن زندگي بشر به‌ گونه‌اي است كه مناطق از معناي فرهنگي، تاريخي و جغرافيايي خود تهي‌ و در شبكه‌هاي كاركردي يا كولاژهاي تصويري گنجانده مي‌شوند.

// 5. روش‌شناسي

پژوهش حاضر به دليل ناشناس بودن كاربران و نوپايي پژوهش در حوزه شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، با بهره‌مندي از روش كيفي و بهره‌گيري از رويكرد پديدارشناسي صورت گرفته است. براي گردآوري داده‌ها از تكنيك گفت‌وگوي عميق و نيمه ساختاريافته، بهره گرفته شده است. مدت زمان گفت‌وگو‌ها بين سي تا شصت دقيقه بود. ضمن اين‌كه به مصاحبه‌شوندگان اجازه داده شد تا زمان و مكان گفت‌وگو را به دلخواه تعيين كنند. تعداد گفت‌وگو‌ها تا زمان اشباع اطلاعاتي ادامه يافت. همه مكالمات، ضبط و به شكل مكتوب درآمدند. در طول گفت‌وگوها به پيام‌هاي غيركلامي مصاحبه‌شوندگان نيز توجه شد و پژوهشگران آن‌ها را ثبت كردند. جوانان تبريزي 18 تا 29 سال كه كاربر شبكه اجتماعي فيس‌بوك بودند دست‌كم دو سال تجربه حضور در اين شبكه را داشتند، به‌ عنوان جمعيت آماري و بر اساس نمونه‌گيري هدف‌مند، انتخاب شدند.
در اين پژوهش، روش تجزيه و تحليل داده‌ها بر اساس روش هفت مرحله‌اي كوليزي1 انجام شد‌. در اين روش، پس‌ از انجام گفت‌وگو‌ها و نوشتن اطلاعات ضبط شده روي كاغذ براي درك عقايد شركت‌كنندگان و به دست آوردن مفاهيم عميق‌تري از تجربه آنان، همه مطالب به دقت خوانده شد. عبارت‌هاي مهم حاوي مفاهيم غني در تجربيات كاربران، از بيان واقعيت استخراج شد. سپس معناي هر عبارت مهم، توضيح داده شد و معاني به صورت كد يادداشت شدند. در ادامه، كدها به صورت دسته‌هايي سازمان‌دهي و اين دسته‌ها براي اعتباربخشي با توصيف‌هاي اصلي شركت‌كنندگان در مصاحبه مقايسه شدند. سپس نتايج به صورت توصيف كامل از تجربه كاربران از بيان واقعيت به وسيله شركت‌كنندگان در مطالعه، تركيب شد و براي دست‌يابي به مفاهيم واضح و بدون ابهام، بازنگري شد. در پايان، يافته‌ها براي تعيين اعتبار به شركت‌كنندگان ارائه شد و موثق بودن نتايج به ‌دست آمده در گفت‌وگوي پاياني، به تأييد آنان رسيد.
همچنين در اين پژوهش، براي اعتبار و اعتمادبخشي به داده‌ها از قابليت اعتبار، انتقال‌پذيري، قابليت اعتماد و قابليت تأييد استفاده شده است. براي رعايت قابليت اعتبار پژوهش، سعي شد افرادي وارد عرصه مطالعه شوند كه در بهره‌مندي از شبكه اجتماعي فيس‌بوك تجربه زيادي داشتند. ازاين‌رو، حداقل معيار ورود به مصاحبه، دارا بودن دست‌كم دو ‌سال تجربه استفاده از شبكه اجتماعي فيس‌بوك بود. براي رسيدن به انتقال‌پذيري، به اين دليل كه در پديدارشناسي، پژوهشگر موظف است مجموعه داده‌ها و توصيف‌هاي متني خود را به شكل كامل و غني عرضه كند، در اين نوشتار سعي شد با عرضه كامل يافته‌ها، اين مهم تحقق يابد. براي دست‌يابي به قابليت اعتماد دو تن از استادان دانشگاه و متخصص، مراحل پژوهش را بازنگري و نتايج را تأييد كردند. قابليت تأييد با بازبيني‌هاي دقيق و چندين باره داده‌ها، تفسيرها و يافته‌هاي اين مطالعه، با نگاهي به مطالعات پيشين حاصل شده است.

// 6. يافته‌هاي پژوهش

از 20 نفر كاربر فيس‌بوكي شركت‌كننده در پژوهش حاضر، 10 نفر زن و 10 نفر مرد بودند. از نظر سني، جوان‌ترين عضو نمونه، 18 سال و مسن‌ترين عضو، 29 سال دارد و متوسط سن، 23 سال است. 7 نفر از آنها دانشجو، 3 نفر دانش‌آموز، 4 نفر بيكار، 3 نفر شاغل و 3 نفر نيز خانه‌دار بودند. همچنين از نظر وضعيت تأهل، 6 نفر متأهل و 14 نفر مجرد بودند. در اطلاعات به ‌دست آمده از تجارب شركت‌كنندگان، پنج درون‌مايه (اوقات فراغت، نحوه پوشش، توجه و نگرش به بدن، سبك بيان، ايجاد شرايط براي برقراري دوستي‌هاي دختر و پسر و كسب توان‌مندهاي روز در نگرش به فضاي جهاني) به دست آمد كه در ادامه به بررسي آنها پرداخته مي‌شود.

// ـ اوقات فراغت

در عصر حاضر، رشد و گسترش فن‌آوري‌هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي، بر الگوپذيري‌ جوانان براي گزينش سرگرمي و تفريح اثر گذاشته است. اين تحولات تكنولوژيك، گذران اوقات فراغت آنها را نيز تحت ‌تأثير قرار داده است. دو فرآيند «رسانه‌اي شدن»1 و «خانگي ‌شدن»2 توصيف‌كننده گذران بخش عمده‌اي از فراغت نوجوانان و جوانان در جوامع مدرن است. جوانان فراغت خود را بيش از پيش در خلوت سپري مي‌كنند و براي سرگرم شدن، به‌ طور فزآينده‌اي به اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي متكي‌اند،‌ به گونه‌اي كه بر اساس صحبت‌ پاسخ‌گويان در پژوهش حاضر، بخش عمده‌اي از اوقات فراغت به حضور در شبكه‌ اجتماعي فيس‌بوك اختصاص مي‌يابد. ضمن آنكه محدوديت‌هاي گوناگون زماني، شغلي، خانوادگي و اجتماعي، فعاليت در فيس‌بوك را در نگاه كاربران به گزينه تفريحي مكمل و در برخي مواقع، جاي‌گزيني براي فقدان فرصت تفريح با دوستان و فضايي شاد، براي گذران وقت در مواقع خلوت و تنهايي تبديل كرده است. در واقع، جوانان با حضور در اين فضايِ هميشه و همه جا در دسترس، مي‌توانند نه فقط نيمه‌‌هاي شب، بلكه اوقات كاري و زمان‌هاي بيكاري در خانه را با هم‌ديگر به تفريح، خواندن مطالب وال‌ها و پروفايل‌هاي دوستان‌شان سپري كنند و تجربه فراغتي مشترك و لذت‌بخشي را در كنار فعاليت‌هاي روزمره خود دنبال كنند. در واقع، آنچه افراد را به سمت اين فضاي مجازي در مورد اوقات فراغت مي‌كشاند، دسترسي هميشگي به اين فضاست كه كاربران كمتر از چند ثانيه به آن وصل مي‌شوند. از جمله فعاليت‌هايي كه كاربران در فضاي مجازي فيس‌بوك براي پر كردن اوقات فراغت خود انجام مي‌دهند، عبارتند از خواندن وال‌هاي دوستان، خواندن صفحات جوك، ديدن عكس‌هاي دوستان، چت با دوستان، بازي‌ها آنلاين و نظاير آن. برخي كاربران در اين باره مي‌‌گويند:
من هر وقت حوصله‌ام سر مي‌ره، مي‌رم سراغ فيس‌بوك، چون دوستام هم اكثراً آنلاين هستند و با هم‌ديگه مي‌گيم‌، مي‌خنديم، شوخي مي‌كنيم، بازي‌هاي آنلاين گروهي بازي مي‌كنيم و وقت‌‌‌مون رو اين‌جوري پر مي‌كنيم. تازه هر وقت كه بخوام برم فيس‌بوك، راحت مي‌تونم در عرض كمتر از يك دقيقه كانكت شم، ولي اگه مثلاً براي پر كردن اوقات فراغتم يا تفريح بخواهم برم پارك، بايد كلي وقت صرف آماده كردن خودم بكنم. (دختر 19 ساله، دانشجو)
از آن‌جايي كه من كارم يه جوري هست كه نمي‌توانم با دوستانم در بيرون از محيط كار زياد باشم، براي همين سر كار حداكثر روزي نيم ساعت كانكت مي‌شم تا ببينم چه خبره تو والم؟ تو والم كي اومده، كي نيومده؟ با دوستانم چت مي‌كنم و احوال‌پرسي مي‌كنم. دقيقاً مثل اين‌كه تو دنياي واقعي رفتم براي تفريح. مي‌روم تو پروفايلم يه چرخ مي‌زنم و خستگي‌ام را رفع مي‌كنم و مي‌آم. (مرد 28 ساله، كارمند)

// ـ نگرش و توجه به بدن

در دنياي امروز، افراد بيش از آن كه خود را به سبب تفاوت‌ها يا شباهت‌هايي در ويژگي‌هاي انتسابي و اكتسابي بشناسند، خويشتن را با ويژگي‌هاي ظاهري و قابل رؤيت شناسايي مي‌كنند و ظاهر هر فرد بيش از پيش، نشان‌دهنده هويت شخصي او به شمار مي‌رود. اگر تفاوت‌ها و تمايزهاي شيوه زندگي، مبنايي براي تعريف منزلت و هويت دانسته شود، آن‌گاه براي كساني كه اين تمايزهاي شيوه‌اي را به كار مي‌گيرند، صورت ظاهري اشيا، مردم و فعاليت‌ها، جنبه بسيار مهمي خواهد بود؛ زيرا نمايش دادن شيوه، ضرورتاً نيازمند نوعي مكان فيزيكي براي ظاهر ساختن است. همچنين عوامل ساختاري هم‌چون جهاني‌شدن فرهنگي، دگرگوني‌هاي اجتماعي، نوگرايي و رشد فزآينده فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي مانند ماهواره‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، موجب توجه بيشتر به بدن شده‌اند. شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي با ارائه بدن‌هاي ايدئال و تعاريفي از زيبايي و مانند آن، موجب مي‌شوند جوانان خود را با الگوهاي مطرح شده و شايع در اين رسانه‌هاي جديد، مقايسه كنند و بكوشند تا به موازين و استانداردهاي مطرح در رسانه‌ها برسند يا نزديك شوند. در واقع، فضاي سايبر به دليل گم‌نامي، فرصت زيادي را براي كاربرانش فراهم كرده است تا به راحتي و بدون نگراني از شناخته شدن، به سايت‌ها و صفحه‌هاي گوناگون، شامل اخلاقي يا غيراخلاقي وارد شوند. در بسياري از صفحه‌هاي شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، درباره موضوع‌هاي گوناگوني كه يكي از آنها بدن است، بحث و مذاكره شده است.
همچنين رسانه‌هاي جديد، الگوهايي را كه تناسب ظاهري و عاريتي آنها كه اكثراً ماحصل انواع جراحي‌هاي مختلف است، به افراد جامعه بشري ارائه مي‌‌كنند و باعث مي‌‌شوند تفكر افراد، مطيع آموزه‌هاي تبليغ شده در اين رسانه‌ها گردد. اين تبليغات، به جوانان، به ويژه دختران نوجوان و جوان مي‌آموزد كه زيبايي و تركه‌اي بودن اندام، بسيار ارزشمندتر از شخصيت باوقار و روح متعالي است. اين الگوسازي رسانه‌‌اي، نوجوانان را چنان تحت تأثير قرار مي‌دهد كه حاضرند براي نزديك و تبديل شدن به آن فرد، خود را دچار انواع رژيم‌‌هاي غيرطبيعي و شيميايي كنند و وجودشان را به تيغ جراحان بسپارند تا چيز ديگري را به عاريت بگيرند. افزون بر گفته‌ مصاحبه‌شوندگان، فيس‌بوك توانسته است تصور و نگرش‌ كاربران نسبت به بدن را تغيير دهد. اين شبكه مجازي با تأثيرات شگرف خود باعث شده، نگاه جوانان نسبت به بدن خود، ميزان رضايت از وضعيت بدني خويش، اهميتي كه به آن مي‌دهند و نيز وقت و سرمايه‌اي را كه صرف آن مي‌كنند، به طور معناداري متفاوت باشد. مصاحبه‌شوندگان در اين پژوهش معتقدند:
در فيس‌بوك صفحات و گروه‌هاي زيادي در مورد مواد آرايشي و بهداشتي، رژيم‌هاي لاغري و غيره وجود دارند كه به روزترين مسائل در مورد بدن رو اعلام مي‌كنند. با لايك كردن اين صفحات، مطالب اين صفحات روي والم قرار مي‌گيره. حتي در اين گروه‌ها، نحوه رژيم گرفتن، طريقه لاغري و تناسب اندام هم مورد بحث هستش. من خودم هر روز به اين صفحات سر مي‌زنم و خيلي‌هاي ديگه اين صفحات رو لايك مي‌كنن و مطالب‌شون رو به اشتراك مي‌گذارند. (زن 24 ساله‌، خانه‌دار)
از وقتي كه عضو فيس‌بوك شده‌ام، با ديدن پست‌ها و مطالب گذاشته شده در صفحات زيبايي و تناسب اندام، علاقه خاصي به اين صفحات پيدا كرده‌ام و با عمل كردن به مطالب آنها، احساس مي‌كنم از خود و بدنم رضايت بيشتري دارم. خيلي روزا براي اينكه موهاي سرم رو مثل موهاي ارائه شده در صفحات مد فيس‌بوك كنم، شده تا دو ساعت جلوي آينه باشم. (پسر 20 ساله، دانشجو)

// ـ نحوه پوشش

ايران با داشتن جمعيت زياد جوان‌، در زمينه رسانه‌هاي جديد و كاربران آنها، با چالش‌هاي مهمي روبه‌روست. جوانان داراي علاقه‌ها، خواسته‌ها و نيازهايي هستند كه در پاسخ به آنها در كندوكاوند. جوان امروز خواستار آزادي، شادي و زيبايي است؛ عناصري كه روح و جسم وي را به سمت خود مي‌كشاند و هر فرد، فكر، فرهنگ و دولتي كه اين عناصر را به او ارائه دهد، جوان را به سمت خود جذب مي‌كند و او را در حيطه اقتدار خود درمي‌آورد.
يكي از زمينه‌هاي تجلي اين نيازها در نوع پوشش و لباس فرد بروز مي‌يابد. در اين جهت، شمار زيادي از صفحه‌هاي مد و زيبايي شبكه‌هاي اجتماعي مجازي با سرمايه‌گذاري زياد و بهره‌مندي از فن‌آوري‌هاي به‌روز، مي‌كوشند سبك‌ها و طرح‌هاي متنوع و گوناگون را به جوان امروزي القا كنند. در مقابل، شبكه‌هاي دولتي بسياري از كشورها، به دليل كمبود امكانات و تجهيزات فني و مالي، ناآشنايي با پيچيدگي‌هاي نظام و سازوكارهاي اثرگذار و كمبود كارشناسان آشنا به مسائل روز، بسيار سريع در رقابت با شبكه‌هاي قدرتمند اجتماعي مجازي تسليم مي‌شوند و جوان را در برابر اين شبكه‌ها، تنها رها مي‌كنند. جوانان در اين مرحله درمي‌يابند، جامعه سنتي‌شان نمي‌تواند نياز روز آنان را برآورده كند و به پذيرش فرهنگ وارداتي رو مي‌آورند و از عمل به بسياري از عادات سنتي سر باز مي‌زنند و به تقليد فرهنگ وارداتي مي‌پردازند و روز به روز از فرهنگ و هويت ديني و ملي خود دور مي‌شوند. براي نمونه، كاربري معتقد است:
به نظر من خيلي از جوونا به خاطر همين بازديد از صفحات مد و لباس عضو فيس‌بوك مي‌شوند. البته خب چي‌ كار كنن، ما كه صداوسيمامون كه اين ‌جور چيزا رو نشون نمي‌ده و جوونا نمي‌تونن اون مدهايي رو كه مي‌خوان پيدا كنن. اصلاً ما يه تبليغم تو تلويزيونمون در مورد مد و لباس نداريم، ولي فيس‌بوك خيلي از مدهاي امريكايي و تركيه‌اي رو راحت تبليغ مي‌كنه. خيلي از فروشگاه‌ها و بوتيك‌ها تو فيس‌بوك عضو هستند و محصولات‌ خارجي‌شون رو تبليغ مي‌كنن. من و دوستام اكثراً شلوارها و كفش‌هايي رو كه اين مغازه‌ها تبليغ مي‌كنن رو مي‌خريم. (پسر 25 ساله، بيكار)
افزون بر تأثير شبكه‌هاي اجتماعي بر نحوه نگرش جوانان به مسايل سياسي و اجتماعي، شاهد تغيير در الگوهاي فرهنگي جوانان كشور، به ‌ويژه دختران و زنان جوان، نسبت به بسياري از مسايل، مانند مدل لباس و آرايش نيز هستيم. نكته مهم در زمينه تغيير ديدگاه جوانان نسبت به نوع پوشش و آرايش و به طور كلي مدگرايي آنها اين است كه الگوهاي جمعي در جامعه به شدت در حال تضعيف، و فردگرايي و توجه به خود، در حال رشد است. آراستگي و شيوه پوشش جوان امروز كه مورد پسند اوست، به گونه‌اي متفاوت از الگوهاي جمعي است كه فرهنگ سنتي جامعه براي او ترسيم مي‌كند. در واقع، در جامعه جوان ايران، انتخاب نوع پوشش و سبك آرايش، بي‌تأثير از برنامه‌هاي ماهواره‌ و صفحه‌هاي گوناگون مد و زيبايي شبكه‌هاي اجتماعي مجازي نيست.
كاربري در اين باره چنين گفته است:
سعي مي‌كنم تو فيس‌بوك آخرين مدهاي لباس، كيف و كفش رو جست‌وجو كنم و دست به انتخاب بزنم. من قبل اين‌كه عضو فيس‌بوك بشم، با مادرم يا خواهر بزرگم مي‌رفتم خريد و اونا اكثراً برام انتخاب مي‌كردن، ولي ديگه از وقتي عضو فيس‌بوك شدم، هر روز مي‌رم تو صفحاتش دنبال مدهاي جديد و اون چيزي رو كه اون‌جا بوده، مي‌رم راحت خودم به تنهايي از فروشگاه تبليغ شده مي‌خرم. الان اين روسري كه سرمه، از همين صفحات مد ديدم و خريدم. (دختر 18 ساله، پشت كنكوري)

// ـ ايجاد شرايط براي برقراري ارتباط با جنس مخالف

مصاحبه‌هاي جوانان شركت‌كننده در پژوهش حاضر، نشانه تغيير ارزش‌ها، شيوه زندگي و نگرش‌هاي اين جوانان درباره خيلي از مسائل اجتماعي و فرهنگي است. در اين ميان، يكي از حوزه‌هايي كه به ‌شدت تحت‌ تأثير تغييرات نگرشي و ارزشي قرار گرفته، ارزش‌هاي نهاد خانواده، ازدواج و روابط دو جنس پيش از ازدواج است. در واقع، يكي از پديده‌هاي اجتماعي معاصر جامعه ايران در حوزه روابط بين‌شخصي كه متأثر از روندهاي موجود در خانواده است و به‌ نوعي مي‌تواند بر خانواده اثر بگذارد، پديده نوظهور معاشرت و دوستي دختر و پسر، پيش از ازدواج است. در سال‌هاي اخير، همراه با دگرگوني‌هاي ساختي و اجتماعي همچون گسترش كمّي و كيفي فن‌آوري‌هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي، مانند ماهواره و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي با ارزش‌هاي غربي، دوستي و ارتباط با جنس مخالف پيش از ازدواج، به شكلي نوظهور و از بطن روابط بين‌شخصي جوانان در جامعه بازتوليد شده است؛ به گونه‌اي كه گفته‌هاي جوانان در اين پژوهش از تمايل آن‌ها به داشتن چنين معاشرت‌هايي حكايت مي‌كند. بيشتر جوانان شركت‌كننده (14 نفر از 20 نفر) در اين پژوهش، احياي ارتباطات قديمي و گذشته و همچنين دوست‌يابي و آشنا شدن با جنس مخالف را از مهم‌ترين دلايل عضويت خود در فيس‌بوك بيان كرده‌اند. در اين ميان، قابليت‌هاي متنوع فيس‌بوك، همچون چت تصويري، انجام بازي برخط، اشتراك كليپ، موسيقي و عكس نيز كميت روابط را گسترش و كيفيت آنها را تقويت مي‌كند:
فيس‌بوك يك سايت اجتماعي خوب براي پيدا كردن دوست هم از جنس مخالف و هم از جنس موافق است كه علت اصلي عضو شدن من هست. البته با فيس‌بوك توانستم از ساير قوميت‌ها و شهرهاي ديگر هم دوستان زيادي پيدا كنم. من نزديك به 300 نفر دوست در فيس‌بوك دارم كه حداقل نصف آن‌ها پسرند و نمي‌شناسم‌شون و تا به حال هم نديدم‌شان و شايد هيچ وقت ديگر هم نتوانم حضوري ببينم‌شون، ولي باهاشون چت تصويري مي‌كنم و عكساشون رو نگاه مي‌كنم. (دختر 22 ساله، دانشجو)
امروزه تعارض بين نگرش‌هاي مذهبي و سنتي و نگرش‌هاي جديد، دوستي‌هاي دختر و پسر را در جامعه ايران، به مسئله‌اي اجتماعي تبديل كرده است. نگرش‌هاي مذهبي و سنتي، خواهان مرزبندي‌هاي جنسيتي است و مي‌كوشد روابط دو جنس را پيش از ازدواج محدود كند، اما نگرش‌هاي جديد كه حاصل تماس با فرهنگ‌هاي ديگر، به ويژه فرهنگ‌هاي سكولار غربي و مانند آن‌هاست، اين حساسيت‌ها را نشان نمي‌دهد و به‌ نوعي تشويق نيز مي‌كند. معمولاً اين نوع نگرش با فن‌آوري‌هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي، به‌ طور مستقيم و غيرمستقيم تبليغ، اشاعه و تقويت مي‌شود. اشاعه اين رفتارهاي اجتماعي به دگرگوني در سبك زندگي جوانان ايراني انجاميده است. اظهارنظرهاي مصاحبه‌شوندگان گواهي بر اين مدعاست:
من و دوستام، هر ساعت يك بار به فيس‌بوك سر مي‌زنيم و اكثراً هم با دوست‌ دخترامون كه از طريق همين فيس‌بوك پيدا كرديم، حرف مي‌زنيم و چت مي‌كنيم، ولي نمي‌دونم چرا تو جامعه و مذهب ما نگرش بدي به اين دوستي‌ها وجود داره و خيلي از پدر و مادرها كه زمان‌شون از اين چيزا وجود نداشت، هي گير مي‌دن. يكي نيست بگه كه دوره و زمونه عوض شده و الان دختر و پسر بايد با هم در ارتباط باشند تا بتوانند شناخت بيشتري از هم پيدا كنند. (پسر 25 ساله، بيكار)

// ـ شيوه محاوره و سبك بيان (محاوره اينترنتي)

شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، فضاي تعاملي را پديد آورده‌اند كه انسان‌ها مي‌توانند در فاصله‌هاي مكاني دور از يكديگر، همانند خانواده يا جمع دوستانه، به بيان ديدگاه‌هايشان بپردازند‌. بسياري از جوانان ايراني به زبان محاوره بين‌المللي آشنايي ندارند و تنوع زباني در خانواده بزرگ اينترنت، امكان تعامل يك‌پارچه را محدود مي‌كند. به مرور در بين جوانان زبان جديدي، كه بسياري آن را زبان چت يا زبان محاوره اينترنتي مي‌شناسند، شكل گرفته است. در واقع زبان جديد، گويشي تلفيقي از كلمات انگليسي، به همراه تركيبي از كلمات و حروف اختصاري و شماري شكلك و نشانه است كه چون از قواعد نگارش كمك نمي‌گيرد، از دو راه بر زبان و گويش جوان ايراني، تأثير گذاشته است:
1. موجب بيگانگي نوجوانان با بسياري از قواعد رايج زبان فارسي محاوره‌اي و تا حدود زيادي باعث جابه‌جايي كلمات معمول با معادل‌‌هاي انگليسي آن شده‌ است؛
2. رسم‌الخط و الفباي فارسي را تحت‌ تأثير قرار داده و باعث خلق زبان نوشتاري جديدي به نام فينگليش شده است. اين زبان جديد كه از تركيب آواي فارسي و حروف لاتين به‌ وجود آمده است، از هيچ قاعده و قانون نگارشي پيروي نمي‌كند و هر كس كلمات را آن طور كه خود مي‌خواهد، در اين زبان به كار مي‌برد. اين زبان، نوشتاري است، ولي در محاورات روزمره هم بي‌تأثير نبوده است و به وسيله جوانان كاربر شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، در جمع‌هاي دوستانه به كار برده مي‌شود. برخي كاربران در اين باره مي‌‌گويند:
وقتي ما با دوستان دور هم هستيم، خيلي اصطلاحات فيس‌بوكي رو به كار مي‌بريم. مثلاً وقتي از يه چيزي خوش‌مون مي‌ياد، مي‌گيم بزن لايك يا مثلاً وقتي ما با هم تو فيس‌بوك چت مي‌كنيم، سعي مي‌كنيم عبارت كوتاه‌تر و باب شده رو به كار ببريم. براي مثال به جاي اصطلاح فيس تو فيس، عبارت F2F رو به كار مي‌بريم يا به جاي الان برمي‌گردم، از عبارت BRB1 استفاده مي‌كنيم. (پسر 18 ساله، دانش‌آموز)
من و دوستام وقتي تو فيس‌بوك چت مي‌كنيم يا زير يه مطلبي كامنت مي‌گذاريم به صورت فينگليش مي‌نويسيم يا از خيلي اصطلاحات انگليسي استفاده مي‌كنيم. مثلاً به جاي خداحافظي مي‌گيم باي. يا به جاي موفق باشي، مي‌‌گيم (GL Good Luck) و خيلي چيزاي ديگه. (زن 27 ساله، منشي)

// ـ به دست آوردن توان‌مندي‌هاي روز؛ پنجره‌اي به سوي فضاي جهاني

پيشرفت‌هاي گسترده و سريع در فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات باعث شد كه جوانان با يادگيري مهارت‌هاي اينترنتي و رايانه‌اي، از محدوديت‌هاي جامعه سنتي فاصله بگيرند و خواسته‌هاي ذهني‌شان، از جمله توليدكننده و اثرگذار بودن را در بستر شبكه‌هاي اجتماعي مجازي تحقق‌يافته ببينند. اين امر به افزايش سطح كنشگري و توقع جوانان نوگرا مي‌انجامد، به گونه‌اي كه جوانان وجود خود را در دنيا حس كنند، حرف بزنند، صدادار شوند، بشنوند و شنيده شوند و در واقع خود، رسانه شوند و به ثبت روي‌دادها و انتشار مستقيم آن بپردازند و در عين حال كه با يكديگر و با فرهنگ ملي در تعامل هستند، با شهروندان جامعه جهاني نيز به طور مستقيم تعامل كنند. اين احساس توان‌مندي با توسل به قابليت‌هاي فيس‌بوك و توليد محتوا و مطالب صوتي و تصويري و توزيع آنها در شبكه، روز به روز تقويت مي‌شود و لذت و رضايت همراهي با دست‌آوردهاي جامعه جهاني، جوانان را به پويايي بيشتر تشويق مي‌كند. مصاحبه‌شوندگان در اين پژوهش معتقدند:
اينكه يه چيزي توليد كني و بفرستي تو فضاي مجازي كه واقعي بشه، لذتي مي‌آره كه قابل وصف نيست. همچنين تو فيس‌بوك حس مي‌كنم توانايي برقراري ارتباط و گفت‌وگو با كل دنيا رو دارم. (دختر 27 ساله، بيكار)
«فيس‌بوك يه دنياي ديگه‌است‌. روابطي جدا از اين جهان درش وجود داره. تو فيس‌بوك حس مي‌كنم هر چي مي‌خوام در دسترسه؛ آزادي معاشرت، آزادي بيان و فكر، فلان گروه، فلان خواننده، يعني با كل دنيا در ارتباطي». (مرد 29 ساله، بازارياب)

// 7. نتيجه‌گيري

با ورود فن‌آوري‌هاي جديد فرهنگي در صد سال اخير، از سوي ايرانيان شاهد مقاومت‌هايي بوده‌ايم، ولي درباره اينترنت چنين مقاومت‌هايي ديده نشد؛ زيرا اينترنت با كاركرد و ضرورت فرهنگي وارد نهاد آموزشي شد و نوعي قداست و حرمت يافت و لزوم دسترسي به اينترنت و بهره‌مندي از آن در محيط‌هاي آموزشي و خانواده، به مجوز خاصي نياز نداشت. با كاهش قدرت نهادهاي جامعه‌پذيري سنتي، خانواده و مدرسه، رسانه‌هاي جديد همچون اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، جاي‌گزين نهادهاي سنتي شده‌اند. بنابراين، اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي به‌ عنوان فن‌آوري‌هاي مدرن، يكي از عوامل مهم در دگرگوني‌هاي فرهنگي و فرهنگ‌پذيري جوانان است و از منظر فرهنگي، اين رسانه‌هاي نوين، براي امكان آشنايي و يادگيري تمام عناصر فرهنگي جهان محيطي هستند كه مي‌توانند به اعضاي فرهنگ‌هاي مختلف ديگر منتقل شوند. با گسترش بهره‌مندي از اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، ويژگي‌هاي فرهنگي از مكان و زمان خود جدا شده و در اختيار همگان قرار گرفته است، به گونه‌اي كه در جوامع كنوني، اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي مجازي توانسته‌اند مفاهيمي همچون دوست، ارتباط، خانواده، هويت و حتي مسائلي جزيي مانند نحوه احوال‌پرسي كردن را بازتعريف كنند. كاربران در شكل‌دهي اين جوامع نقش چشم‌گيري ايفا مي‌كنند، اما قوانين اين جوامع مجازي و گفتمان حاكم بر آنان در اثرگذاري و شكل‌دهي هويت اعضاي خود نقش مهمي دارند.
تجزيه و تحليل گفت‌وگو‌هاي پاسخ‌گويان نشان داد كه شبكه اجتماعي فيس‌بوك در سبك زندگي جوانان ايراني عاملي اثرگذار است و اين شبكه با توجه به افزايش و گرايش روزافزون كاربران خود، منجر به تغييراتي در شيوه زندگي جوانان در زمينه‌هايي همچون اوقات فراغت و تفريح، تصور و مديريت بدن، نحوه پوشش و گرايش به مد، شيوه محاوره و سبك بيان، ايجاد شرايط براي برقراري دوستي‌هاي اينترنتي دختر و پسر و به دست آوردن توان‌مندي‌هاي روز در نگرش به فضاي جهاني شده است. در واقع، شبكه اجتماعي فيس‌بوك با ويژگي‌هايي همچون «فراگيري»، «قابليت دسترسي دائم»، «فرامكاني»، «فرازماني»، «جهاني بودن»، «سيّال بودن»، «تشديد شدن واقعيت»، «چند رسانه‌اي بودن»، «تعاملي بودن»، «امكان تعامل و ارتباط با فاصله و تعامل هم‌زمان»، زندگي كاربرانش، به ‌ويژه جوانان را تحت تأثير قرار داده و آنها را با موج گسترده‌اي از ارتباطات و اطلاعات در زمينه سبك‌هاي زندگي جديد روبه‌رو ساخته است.
نتايج اين پژوهش، تأييدكننده نتايج تحقيقات بشير و افراسيابي (1391) و ماري‌المجلد (2008) است كه معتقدند، ميان عضويت در شبكه‌هاي اجتماعي مجازي و سبك زندگي رابطه چشم‌گيري وجود دارد و اين شبكه‌هاي مجازي به تغييراتي در سبك زندگي كاربران خود در زمينه‌هايي همچون سبك پوشش، نوع ادبيات افراد، ادبيات هويتي افراد در ارتباط با جنس مخالف منجر شده‌اند.
يكي از مراحل بسيار ضروري در پايان هر پژوهشي، ارائه پيشنهادها و راهكارها براي پژوهش‌هاي آتي و سازمان‌هاي مربوط است. از آن‌جا كه بيشتر اعتقاد بر اين است كه كارهاي علمي بايد مكمل هم‌ديگر باشند، اغلب پيشنهادهايي كه در اين بخش مطرح مي‌شود، حاصل تجربه‌هاي محقق در فرآيند پژوهش است.
از نظر كارشناسان‌، در عصر اطلاعات، نمي‌توانيم جلوي نفوذ شبكه‌هاي اجتماعي مجازي و رسوخ آموزه‌ها و هنجارهاي غيرخودي را در درون كانون خانواده‌هايمان بگيريم، اما مي‌توانيم در پرتو ارائه مباني هنجاري خود در رسانه‌هاي خاص، به رويارويي با شبيخون فرهنگي بيگانه بپردازيم. براي نمونه، مي‌توانيم با ايجاد شبكه‌هايي ويژه نمايش لباس و مد و ارائه الگوهاي ايراني‌ ـ اسلامي و با نظارت اهل فن، بخش عمده‌اي از تأثير منفي (صرف‌نظر از آثار و برنامه‌هاي مثبت اين فن‌آوري) برخي شبكه‌هاي ماهواره‌اي و اجتماعي مجازي را تعديل كنيم. وقتي جوانان، به ‌ويژه زنان و دختران بدانند برنامه‌هاي مورد علاقه‌شان را با كيفيت عالي و متنوع مي‌توانند در شبكه‌هاي تلويزيون ملي تماشا كنند، يقيناً استفاده‌كنندگان شبكه‌هاي اجتماعي مجازي غربي به حداقل ممكن مي‌رسد و جوانان ايراني به جاي آن‌كه مصرف‌كننده اين شبكه‌هاي بيگانه باشند، به شهروندان فرهيخته و با سواد رسانه‌اي بالا در چارچوب مرزهاي ملي كشورمان تبديل مي‌شوند. ساير موارد عبارتند از:
ـ ترويج و ارائه پوشش مورد نظر جوانان متناسب با فرهنگ و عرف جامعه در قالب نمايشگاه‌هاي لباس و نظاير آن.
ـ ارائه نوآوري و الگوسازي براي مدهاي جوانان در سريال‌ها و برنامه‌هاي صداوسيما؛
ـ ايجاد مؤسسه‌هاي توليد مد با بهره‌مندي از استادان و كارشناسان‌ جامعه‌شناس‌، روان‌شناس و طراح‌، متناسب با شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه؛
ـ بهره‌مندي از شخصيت‌هاي محبوب در فيلم‌ها و سريال‌هاي سيما، براي ارائه مطلوب مدهاي پذيرفته شده از سوي جامعه به جوانان؛
ـ تقويت بخش‌هاي پژوهش در صداوسيما، براي بررسي راهكارهاي ارائه مُدهاي مطلوب جوانان‌؛
ـ پخش برنامه‌هاي شاد و جذاب و متناسب با نيازهاي جوانان، براي رويارويي با نفوذ روز‌افزون شبكه‌هاي اجتماعي مجازي؛
ـ شكل‌گيري و راه‌اندازي شبكه‌هاي اجتماعي مجازي به كوشش دولت و بهره‌مندي از شخصيت‌هاي محبوب جوانان، مانند قهرمانان ورزشي‌، هنري، فرهنگي و حتي سياسي جامعه، براي مقابله با نفوذ و تأثيرات ويرانگر شبكه‌هاي اجتماعي بيگانه؛
ـ راه‌اندازي شبكه اختصاصي جوانان در ميان ديگر شبكه‌هاي سيما و مطرح كردن فضايي جديد براي ابراز وجود و عقيده‌، با بهره‌مندي از نظريات و حتي خود جوانان؛
ـ مسئولان فرهنگي جامعه بايد با كمك خانواده‌ها و بهره‌گيري از رسانه‌هاي داخلي و افزايش سواد رسانه‌اي و اطلاعاتي افراد، خطرات توجه بيش از حد به پديده بدن و مسئله ظرافت و لاغري را كه امروزه همراه با يكديگر مطرح مي‌شوند، به جوانان گوشزد كنند. همچنين تلاش شود تا اوقات فراغتي كه در سايت‌ها و شبكه‌هاي ماهواره‌اي غير اخلاقي يا سرگرمي‌هاي زودگذر مصرف مي‌شود، دوباره جهت‌دهي شود تا از فن‌آوري‌هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي براي مصارف سازنده و سودمند بهره گرفته شود تا پي‌آمدهاي منفي آن كاهش يابد.

// منابع

// الف) كتاب

آسابرگر، آرتور. 1371. روش‌هاي تحليل رسانه. ترجمه: پرويز اجلالي. تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها.
عاملي، سعيدرضا. 1387. دو جهاني‌شدن و دو فضايي شدن فرهنگ. مجموعه مطالعات فرهنگي، مصرف فرهنگي و زندگي روزمره ايرانيان، تهران: جهاد دانشگاهي.
عاملي، سعيدرضا. 1388. شبكه‌هاي علمي مجازي. تهران: پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي.
كاستلز، مانوئل. 1390. عصر اصلاعات. اقتصاد. جامعه و فرهنگ (ظهور جامعه شبكه‌اي)، ترجمه: احمد عليقليان و افشين خاكباز. تهران: طرح نو.

// ب) مقاله

بشير، حسن و محمدصادق افراسيابي. 1391. «شبكه‌هاي اجتماعي اينترنتي و سبك زندگي جوانان». فصلنامه تحقيقات فرهنگي. دوره پنجم. شماره 1.
خوش‌نويس، ناهيد. 1389. «رسانه و سبك زندگي». ماه‌نامه انجمن روابط عمومي ايران، شماره 73.
رسولي، محمدرضا.1382. «بررسي مؤلفه‌هاي سبك زندگي و پوشش زنان در تهران». فصلنامه علوم اجتماعي. شماره 23.
شاهنوشي، مجتبي و محمدرضا تاجي.1391. «تأثير شبكه‌هاي اجتماعي بر سبك زندگي جوانان شهرستان شهركرد». فصلنامه مطالعات ملي. سال سيزدهم. شماره سوم.
عاملي، سعيدرضا.1383. «جهاني‌شدن‌ها: مفاهيم و نظريه‌ها». فصلنامه ارغنون. ش 24.
كلانتري، عبدالحسين و حسين حسني. 1387. «رسانه‌هاي نوين و زندگي روزمره». فصلنامه رسانه. سال نوزدهم. ش 4.

// ج) منابع لاتين

Adlipour, Samad, Memar, Soraya, Khosravi, Ezzatollah (2013). Sociological Analysis of the Relation Between the Uses of Virtual Social Networks and Life Style of the Young (Case Study of Facebook and the Young of Isfahan), Mediterranean Journal of Social Sciences, Vol. 4, No. 6.
Almjeld, Jennifer Marie (2008). The Girls of Myspace, College of Bowling Green State University.
Boyd, D. M., & Ellison, N. B. (2008). “Social Network Sites: Definition, History, and Scholarship”, Journal of Computer ـ Mediated Communication, 13(1), 210 ـ 230.
Cheney, D (1994), The cultural turn, New York: Routledge.
Grasmuck, Sherri (2009). Facebook and life, Journal of Computer ـ Mediated Communication, 15 :158 ـ 188.
Hilberman, Jessica (2009). Young People are Social Networking in Droves, Retrived in http//iipdigital.usembassy.gov/st.
Pempek, A. Tiffany, Yevdokiya A. Yermolayeva, Sandra L. Calvert (2009). “College Students Social Networking Experiences on Facebook”, Journal of Applied Developmental Psychology, 30: 227 ـ 238: pp. 469 ـ 480.

/// مقالات