// مقاله / ترش ، شيرين ، شور ، تلخ مروري بر تاريخچۀ سريال‌هاي مناسبتي ماه مبارك رمضان

ترش ، شيرين ، شور ، تلخ مروري بر تاريخچۀ سريال‌هاي مناسبتي ماه مبارك رمضان در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

ترش ، شيرين ، شور ، تلخ مروري بر تاريخچۀ سريال‌هاي مناسبتي ماه مبارك رمضان

نيره رضايي مطلق1

احتمالاً اولين سالي كه مديران تلويزيون تصميم گرفتند تا يك سريال را درشب‌هاي ماه رمضان پخش كنند، گمان نمي‌بردند اين ماجرا به يك اصل ماندگار و يك رويۀ هميشگي تبديل شود. تا پيش از اين، تلويزيون‌هاي كشورهاي اسلامي از جمله برخي شبكه‌هاي تلويزيوني كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس، سوريه، تركيه و كشورهاي اسلامي شمال آفريقا، با توليد مجموعه‌‌هايي جذاب و خانوادگي، مخاطبان خود را در ايام ماه مبارك سرگرم مي‌كردند.2
تلويزيون، دهۀ هفتاد را زماني آغاز كرد كه كم‌كم به فكر ساخت برنامه‌هاي متنوع و سريال‌هاي سرگرم‌كننده افتاده ‌بود. هرچند اين روند با افزايش شبكه‌ها سرعت بيشتري گرفت اما براي برنامه‌سازان و كارگرداناني كه تازه مي‌خواستند ورود به عرصه‌هاي نو را تجربه كنند، اين سالها را بايد سال‌هاي آزمون و خطا و تجربه آموزي شمرد. شايد به همين دليل است كه تا اوايل دهۀ هفتاد، تلويزيون پخش برنامه‌هاي سرگرم‌كننده و سريال‌هايش را طوري تنظيم ميكرد كه يا قبل از ماه رمضان تمام شوند يا بعد از پايان اين ماه شروع شوند. در طول ماه مبارك هم برنامههايي كه جنبۀ مذهبي و معنوي داشتند، يا درحد جُنگهاي شبانه بودند، آنتن رمضان را به خود اختصاص مي‌دادند. به نظر مي‌آيد چون تا آن زمان براي اين ايام برنامه‌هاي سرگرم‌كننده‌اي تدارك ديده نشده‌بود و كارگردانان براي ساخت يك سريال مناسبتي كه با حال و هواي معنوي رمضان تناسب داشته باشد و آموزه‌هاي اخلاقي را براي مخاطب يادآور شود، پيش‌قدم نشده‌بودند، مخاطب هم اين نياز را درخود نمي‌ديد كه تلويزيون را در برنامه‌ريزي‌هاي بعد از افطارش بگنجاند؛ تا اينكه هم‌زماني ماه مبارك با ايام عيد نوروز در سالهاي 71 و 72 اولين جرقه ساخت سريال در اين ايام را رقم زد؛ برنامه‌سازان بايد برنامه‌هايي را توليد مي‌كردند كه هم حرمت‌هاي معنوي اين ماه حفظ شود و هم طراوت نوروزي داشته باشند. در هرصورت اين اتفاق افتاد و نتيجه آن‌قدر رضايت‌بخش بود كه تلويزيون به اين جمع‌بندي رسيد كه مردم در ايام روزه‌‌داري هم نياز به سرگرمي دارند و سريال‌هاي اين ماه بسيار پربيننده‌تر از زمان‌هاي معمولي مي‌شوند. به اين ترتيب تماشاي سريال در كنار سفره افطار و بعد از آن در كنار اقوام و خانواده، تبديل به سنتي شد كه ساعات بعد از افطار را به ساعاتي مفيد براي مخاطبان رسانه تبديل مي‌كرد. 3
هرچند اين روند از دهۀ هشتاد به بعد چنان با سرعت پيش رفت كه هر از چندگاهي نقدهايي هم به آن مي‌شد؛ به ‌اعتقاد بعضي از منتقدان، ماراتن نفس‌گير پخش اين سريال‌ها، فرصت بهره بردن معنوي از اين ماه و عبادت را اندك مي‌كرد و مخاطب تمام ساعات پس از افطارش را وقف تلويزيون مي‌كرد. اما تجربۀ سالهاي بعد (دهۀ نود) نشان داد كه مخاطب به آن ميزان هوشياري و درك رسيده كه با انتخاب برنامۀ مورد علاقه‌اش از ميان سريال‌ها، خود را درگير آنتن نكند و حق انتخاب داشته باشد. با اين‌حال مديران رسانه ملي به اين نتيجه رسيدند كه بهتر است هر سال بهترين طرح‌ها و سريال‌هاي خود را براي اين ماه كنار بگذارند و از اين زمانِ پرمخاطب استفاده كنند تا ضمن پر كردن اوقات فراغت بينندگان، پيام‌هايي اخلاقي، فرهنگي و اجتماعي نيز براي آنها داشته باشند؛ اين اتفاق كه عمري نزديك به دو دهه دارد با مخاطب تضمين شده‌اش، موجب رقابت ميان شبكه‌هاي سيما هم شده است و حتي دامنۀ آن تا رقابت ميان كارگردانان و بازيگراني كه يك روز از حضور در سريال‌هاي مناسبتي سر باز مي‌زدند نيز رسيده است. به همين دليل ديگر كسي از ديدن نام يك كارگردان و بازيگر سينما كه به راحتي در هر سريالي حضور نداشتند اما با افتخار در سريال ماه مبارك رمضان بازي مي‌كنند، تعجب نمي‌كند و به همين نسبت، ديگر عوامل حرفه‌اي‌ چون نويسندگان و آهنگسازان هم در اين بين خودي نشان مي‌دهند.

// ورود بي‌تعارف به سفره‌هاي افطار

شروع سريال‌سازي‌ ويژه ماه مبارك رمضان به سال‌هاي ابتدايي دهه هفتاد برمي‌گردد؛ تقارن ماه رمضان و عيد نوروزدر سال 1372 اين فرصت را به حسن فتحي داد كه با مجموعه همسايه‌ها عنوان اولين سريال مناسبتي رمضان را از آن خود كند. حسن فتحي كه تا آن زمان بيشترين تجربه‌اش در زمينۀ ساخت تله‌تئاتر و فيلم‌نامه‌نويسي بود با ساخت اين سريال كه در درونش مضمون رمضان را هم داشت، مخاطبان رمضان را كه به ديدن برنامه‌هاي پلاتويي و توليدي عادت كرده بودند خوشحال كرد. شايد بتوان اين خوشحالي را نقطه شروع خوبي براي ديگر شبكه‌هاي تلويزيوني آن‌روز، شبكه دو و شبكه‌ تازه تاسيس سه بدانيم. براي همين بود كه يك سال بعد يعني سال1373، شبكۀ يك تصميم گرفت با مجموعۀ نيمه پنهان ماه به كارگرداني مجيد جعفري، قصه‌اي خانوادگي و جذاب را براي ساعات پس از افطار در نظر بگيرد. فرهاد توحيدي نويسندۀ اين سريال با طرح قصه‌اي جذاب كه شخصيت‌هاي تعريف شده‌اش به دل مي‌نشست، در همان زمان توانست نظر بسياري از مخاطبان را به سريال‌هايي با حال و هواي خانوادگي و مذهبي جلب كند. هرچند بازي‌هاي سعيد تهراني، ثريا قاسمي، مجيد جعفري، اكرم محمدي به دليل ساختار قصۀ مناسبش خيلي زود در ميان مخاطبان جا باز كرد و مورد استقبال قرار گرفت. سال 1374 غلامرضا رمضاني با سريال بهاران در بهار در شبكه دو سيما تنها دارايي تلويزيون در اين ايام را رو كرد. رضا بابك ، زنده‌ياد فيروز بهجت محمدي، مهرانه مهين ترابي، رضا ايرانمنش، پرستو گلستاني و فرهاد اصلاني بازيگران اين مجموعۀ رمضاني بودند. در سال 1375 تلويزيون ترجيح داد رمضان را با برنامه‌هاي توليدي و بدون سريال سپري كند؛ اما در رمضان 1376 داستان گم شدن يك گردنبند و اتفاقات اطراف آن بهانه خوبي بود كه روزه‌داران را تا پاسي از شب، پاي تلويزيون براي ديدن سريال گردنبند به كارگرداني‌هاشم ميرطالبي نگه دارد. ديگر كم‌كم روزه‌داران فقط دلشان را به ديدن جشن‌رمضان با اجراي سيدكاظم احمدزاده خوش نكردند و از نيمه‌هاي دهۀ هفتاد، قهوه‌خانه آذري، گزارش، گفت‌وگو وبازارچه خيريه تنها سهم روزه‌داران از تلويزيون نبود. سواي سال ۱۳۷۷ كه تلويزيون سريالي را براي اين ماه تدارك نديده بود، رمضان 1378 با دو مجموعۀ تلويزيوني جزيره‌اي درخشكي به كارگرداني حسين قاسمي‌جامي و ارمغان بهشت به كارگرداني زنده ياد محمدرضا فريس‌آبادي از شبكه‌هاي يك و دو سيما روي آنتن رفت.
احمدنجفي، ولي‌الله شيراندامي‌ و عزت الله رمضاني‌فر با فرمول ظالم و مظلوم بر بستر فضاي ارباب و رعيتي روستا در سريال جزيره‌اي در خشكي، به خاطر وجود همان كليشه‌ها و نبود نگاه بديع و نو، تنها مناسب پر كردن آنتن بودند، اما ‌ارمغان بهشت در سبك جُنگ‌هاي نمايشي داستان معروفِ «اوستا و شاگرد» با بازي جواد انصافي و اميرپارسا كه حداقل فضايي شاد و سرگرم‌كننده، به مخاطب هديه كرد.

// درخشش ايده‌ها

دهۀ هشتاد در تلويزيون، شروع برنامه‌سازي براي جذب مخاطب وسيع بود. بديهي است كه در اين ميان وقتي مناسبتي مانند رمضان پيش مي‌آيد، همۀ شبكه‌ها به فكر برنامه‌سازي باشند. شبكۀ يك با چراغ‌هاي خاموش، شبكه دو با مهماني از بهشت، شبكه سه با گم‌گشته و شبكه تهران هم با يادداشت‌هاي كودكي؛ كه در اين ميان طبق نظرسنجي‌هايي كه در همان زمان از سوي نشريات تلويزيوني (سروش) و مركز تحقيقات و مطالعات صداوسيما منتشر شد، دو مجموعۀ گم‌گشته و يادداشت‌هاي كودكي بيشترين بيننده را به خود اختصاص داد. كاظم بلوچي در حالي كارگرداني مجموعه چراغ‌هاي خاموش را به نويسندگي علي خودسياني برعهده گرفت كه تصور مي‌كرد، بهره بردن از بازيگراني چون اسماعيل شنگله، فرامرز صديقي، مهدي سلوكي، رحيم نوروزي و‌هايده حائري مي‌تواند مخاطب را با قصه‌اي كه به مذمت دنيا‌خواهي و غرق شدن در تجملات جذب كند. چراغ‌هاي خاموش داستان بهزاد (مهدي سلوكي) جوان 21 ساله‌اي است كه در يك خانواده متمول زندگي مي‌كند؛ عدم توجه پدر و مادر به او سبب دوستي بهزاد با دوستان ناباب مي‌شود و درحالي‌كه او دچار مشكلات حاد است، آشنايي‌اش با نوجواني روشندل مسير زندگي‌اش را تغيير مي‌دهد.
مهماني از بهشت به كارگرداني عبدالله باكيده به دليل حضور رضا مقصودي، فيلمنامه‌‌نويس نام‌آشناي تلوزيون، مي‌توانست تا حدي مورد توجه قرار بگيرد. داستان اين مجموعه با اسباب‌كشي يك خانواده به يك محله جديد شروع ميشود؛ پسر اين خانواده روزنامه نگار است و بعد از مدتي يك رابطه عاطفي بين او و دختري به نام سايه به وجود مي‌آيد. هرچندحضور مهدي اميني‌خواه در اين مجموعه در كنار بازيگراني چون محمود عزيزي، فقيه سلطاني و عليرضا اوسيوند مي‌توانست فضاي جوان‌پسندانه‌اي را بوجود بياورد اما اين سريال هم براي كارگردان و هم براي رضا جودي، تهيه كننده، نخستين تجربۀ سريال مناسبتي بود و با نگاهي به كارنامۀ رضا جودي در سالهاي بعد مي‌توان رشد كيفي كارهاي او را دنبال كرد. اما براي مخاطباني كه منتظر قصه‌‌هاي پرتعليق با درونمايۀ طنز بودند، مجموعۀ گم‌گشته به كارگرداني رامبد جوان و نويسندگي عليرضا كاظمي‌پور و سعيد رحماني طعم ديگري داشت. طرح اوليه گم‌گشته را عليرضا كاظمي‌پور بر مبناي فيلم هندي «رام و شام» به مهران رسام، تهيه‌كنندۀ سريال داد. اين طرح خيلي زود پذيرفته شد؛ چرا كه هم رامبد جوان و هم تهيه‌كننده دنبال به‌وجود آوردن فضايي تازه و متفاوت در ايام رمضان بودند. كاظمي‌پور همراه رحماني شروع به نگارش اين مجموعه كرد كه اولين تجربه مشترك آنها بود. بعدها اين دو مجموعه دريايي‌ها را هم نوشتند. اين مجموعه كه در آن آتيلا پسياني در دو نقش حاضر شد، با بازي حديث فولادوند، آتنه فقيه‌نصيري، پژمان بازغي و فرامرز صديقي جذاب‌تر شد. گم‌گشته دربارۀ فرد مومني است كه در شركتي معتبر كار مي‌كند؛ چند نفر از خلافكاران او را مي‌دزدند تا از خانواده‌اش اخاذي كنند؛ اما فرد سارق كه با مادرش زندگي مي‌كند، شباهت خيلي زيادي به او دارد و به همين دليل خود را به جاي او جا مي‌زند و هيجان قصه از تقابل رفتارهاي يك فرد متدين با فرد خلافكار شروع مي‌شود. هرچند گم‌گشته از مجموعه‌هاي پرمخاطب شبكه سه سيما بود و به عنوان پربيننده‌ترين مجموعه رمضان سال 80 شناخته شد، اما جذابيت سريال يادداشت‌هاي كودكي به كارگرداني پريسا بخت‌آور و بازي سيروس گرجستاني، حميده خيرآبادي، مهرانه مهين ترابي، رامين ناصرنصير، امير نوري هم، بسياري را به تماشاي خود كشاند. يادداشت‌هاي كودكي را محمدرضا فاضلي نوشت و اصغر فرهادي هم كه در آن زمان تجربۀ ساخت يك سريال را داشت، بازنويسي‌اش را برعهده گرفت. داستاني كه مربوط به جواني بود كه بعد از سال‌ها به خانۀ كودكي‌اش بازگشته بود تا داستان نيمه‌كار‌ه‌اش در دوران كودكي‌اش را به پايان برساند.
رمضان 1381 در حالي با مجموعه‌هاي نسيم يك رويا، نوعروس، همراز، عروج و پشت كنكوري‌ها به ترتيب از شبكه‌هاي يك، دو، سه و تهران رقم خورد كه ماندگارترينش، سريال شبكۀ تهران بود. نسيم يك رويا به كارگرداني كاظم بلوچي و محسن عظيم‌نيا و نويسندگي حسن مشكلاتي، با بازي بهزاد فراهاني، حسن جوهرچي، نيما رئيسي، داستان عده‌اي است كه جدا از هم با نامه و آدرسي كه در دست دارند، وارد خانه‌اي قديمي مي‌شوند؛ هركدام از آنها مشكلات و دغدغه‌هايي دارند كه در نهايت در اين تجمع اجباري، متوجه مي‌شوند كه نامه‌ از طرف پدر و بنا به درخواست مادر مرحومشان نوشته شده تا آنها را با هم رودررو كنند. مجموعه نوعروس به كارگرداني بيژن ميرباقري با بازي جهانبخش سلطاني، مهرانه مهين ترابي، امين زندگاني، مريم اميرجلالي و بهنوش طباطبايي داستانش را در يك لوكيشن محدود ( يك ساختمان دو طبقه) كه در طبقه اول، پدر خانواده (كوهساري) يك دفترخانه دارد و در طبقات بالا دختر و پسرش دفاتر وكالت و طبابت (روانپزشكي) خود را در آنجا داير كرده اند، روايت مي‌كند. در واقع ماجراهايي كه پيش مي‌آيد به افراد شاغل در هر دو طبقه سرايت مي‌كند و در زندگي شخصي و كاري آنها كه به هم مربوط هستند، تاثيراتي مي‌گذارد. اين سريال اولين تجربه بيژن ميرباقري كارگردان فيلم‌هاي سينمايي روز برمي آيد، دوزخ، برزخ، بهشت و طبقه سوم است كه در آن زمان پس از ساخت چندين فيلم‌ كوتاه، كوشيد در عرصۀ سريال‌سازي هم تجربياتي كسب كند.
در اين سال شبكه سوم سيما براي نخستين بار در ماه‌هاي رمضان به جاي يك سريال سي‌قسمتي، تصميم به پخش دو سريال 15 قسمتي مي‌كند. يكي از محاسن اين نوع پخش در آن زمان اين بود كه مخاطب از طولاني‌شدن بي‌مورد و كشدار شدن قصه‌هاي برخي سريال‌هاي رمضاني خسته شده بود و اين نوع پخش مي‌توانست خيال مخاطب را از ديدن يك مجموعۀ شسته‌رُفته راحت كند. مجموعه همراز نخستين تجربه سريال‌سازي سامان مقدم در نيمه اول ماه رمضان و مجموعه عروج در نيمه دوم ماه رمضان و متناسب با شب‌هاي قدر روي آنتن رفت. داستان همراز درباره دو دزد بود كه پس از سرقت پولي هنگفت، در حين دستگير شدن يكي از آنها پول را در حياط ساختمان مخروبه‌اي پنهان مي‌كند؛ اما وقتي كه از زندان بيرون مي‌آيد، متوجه مي‌شود ساختمان مخروبه تبديل به مسجد شده است. يكي از جذابيت‌هاي اين سريال بازي زوج ابوالفضل پورعرب و آناهيتا نعمتي در كنار هم بود. داستان عروج هم درباره فردي است كه بعد از اختلاس، همسر خود را رها مي‌كند و به خارج از كشور مي‌رود. بعد از چند سال كه به ايران مي‌آيد، قاچاقچيان به دنبال او هستند. سيروس مقدم كارگرداني اين مجموعه را با بازي عبدالرضا اكبري، رامبد شكرآبي، كتايون رياحي و لادن طباطبايي برعهده گرفته بود. اين مجموعه هيچ وقت نتوانست در كارنامۀ كارگردانش به عنوان نقطه قوت او محسوب شود؛ اما داستان پنج جوان پشت كنكوري‌ در سريال پشت كنكوري‌ها به عنوان اولين تجربۀ سريال‌سازي شبكۀ تهران حكايت ديگري داشت. جواناني كه در خانه‌اي متروك مشغول به درس خواندن هستند، به نويسندگي محمدرضا فاضلي و بازنويسي اصغر فرهادي، آن قدر ظرفيت داشت كه بار ديگر نام پريسا بخت‌‌آور كارگردانش را سر زبان‌ها انداخت. در اين مجموعه رضا داودنژاد، برزو ارجمند، رامين ناصر نصير، علي صادقي، محمدرضا رضايي، مريم اميرجلالي به ايفاي نقش پرداختند. اين مجموعه جزو مجموعه‌هاي پرمخاطب سال 81 شد.
سال 1382 با يكي مثل من از شبكه يك، روياي ناتمام ، شهر باران از شبكه دو، به خاطر تو از شبكه سه و رانت‌خوار كوچك از شبكه تهران آغاز شد. يكي مثل من به كارگرداني محسن شاه‌محمدي، تهيه‌كنندگي سيدجمال ساداتيان و نويسندگي مهدي سجاده‌چي، روايت‌گر زندگي دختري بي سرپرست به نام آهو است كه بعد از ازدواج شوهرش به دليل قاچاق به زندان مي‌افتد؛ در نتيجه آهو با بچه‌اي در شكم تنها مي‌ماند و چاره‌اي جز پناه بردن به امام رضا ( ندارد و راهي مشهد مي‌شود. در روياي ناتمام به كارگرداني جواد اردكاني، رضا بابك، عاطفه نوري، رضا فيض نوروزي بازي مي‌كنند. داستان اين سريال دربارۀ مخترع صاحب‌نامي است كه يك دستگاه حافظه خوان اختراع كرده و نيروهاي خارجي درصدد ربودن اين دستگاه هستند. از سوي ديگر سيدجواد‌هاشمي با نويسندگي سيدعليرضا حسيني، با مجموعه شهر باران روايت‌گر رسمي شد كه اسد نوابي، جد يك خانواده سنتي و مذهبي، به جا گذاشته بود است؛ طبق اين رسم هر كدام از پسران خانواده او در اولين ماه رمضاني كه روزه بر آنها واجب مي‌شود، صندوقچه اي را به ارث مي‌برند كه حاوي هديه اي گران‌بهاست. اين مجموعه، نخستين تجربه سيماي قرآن در سريال‌سازي هم محسوب مي‌شد و عصرها از شبكه دو با بازي شيوا بلوريان، رضا بنفشه‌خواه، مهدي اميني‌خواه روي آنتن رفت. شبكه سه سيما هم مجموعه به خاطر تو را به كارگرداني اكبر منصورفلاح، و نويسندگي عليرضا كاظمي‌پور و عليرضا بذرافشان را روي آنتن فرستاد. اين مجموعه با تاكيد روي زنان خودسرپرست، داستان تازه عروسي را روايت مي‌كند كه همسرش به خاطر كشيدن چك بي‌محل به زندان مي‌افتد. لاله صبوري، مجيد حاجي‌زاده، رامتين خداپناهي، كبري حاتمي بازيگران جوان اين مجموعه هستند. مجموعه "رانتخوار كوچك" به كارگرداني حسين سهيلي‌زاده و نويسندگي محمدرضا فاضلي را با اتكا به بازي‌ سيروس گرجستاني در نقش كارمندي كه قصد دارد براي ساخت منزلش از اداره‌اي كه در آن مشغول است، وامي دريافت كند و در اين راه با مشكلاتي رو به رو مي‌شود، در كنارحضور آتيلا پسياني و رضا فياضي روي آنتن شبكه تهران رفت.

// به دنبال سرگرمي و خنده

اگه بابام زنده بود ، كمكم كن، به خاطر تو و رسم عاشقي سريال‌هاي رمضان 1383 از شبكه‌يك تا تهران بودند. بايد اين سال را شروع برنامه‌سازي مناسبتي در فاز جديد دانست؛ فضايي كه سبب شد از اين پس خط‌كشي‌هايي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان به‌وجود بيايد و راه براي ورود ژانرها و كارگردان‌هاي مختلف باز شود. در اين سال همايون اسعديان در حالي اگه بابام زنده بود را ساخت كه فيلم‌نامۀ بسيار ضعيفش كه حاصل كار حميدرضا باباگلي و جابر قاسمعلي بود، به ساختار سريال لطمۀ زيادي زد؛ قضه فيلم داستان چند جوان بود كه از بي‌كاري و بي‌پولي تصميم به سرقت مي‌گيرند. آنها در قالب دستفروش رو به روي مكان مورد نظر، سكني مي‌گزينند و آنجا را زير نظر مي‌گيرند تا نقشه خود را در فرصت مناسب عملي كنند. در ميانۀ پخش سريال به دليل تغييرات زياد فيلمنامه، نام قاسمعلي از تيتراژ حذف شد. بازي‌ پرويز فلاحي‌پور، مهرانه مهين ترابي، سيامك انصاري، اشكان خطيبي هم كمكي به موفقيت آن نكرد. در همان زمان شبكۀ دو با كمكم كن به كارگرداني قاسم جعفري و نويسندگي صادق كرميار، عليرضا كاظمي پور و سيدجلال‌الدين دري، پاي داستان‌هاي ماورائي را به سريال‌هاي رمضان باز كرد؛ مجموعه‌اي كه براي اولين بار به دليل حساسيت‌هايش از يك مشاور مذهبي ـ عليرضا برازش ـ هم بهره برد. كمكم كن قصه سرگشتگي انسان امروز است؛ قصه چند نفر كه در اثر حوادثي به كما مي‌روند، اما دو نفر از آنها به هوش آمده تا كارهاي نادرست بقيه را جبران كنند. بازيگراني چون حميد گودرزي، پويا اميني، مجيد مشيري، زهرا اميرابراهيمي، فرزاد حسني، ثريا حكمت، بهمن دان و اليزابت اميني در اين مجموعه بازي كردند. قاسم جعفري بعدها گفت كه طرح سريال را از ماجراي تصادف پسرش و به كما رفتن او اقتباس كرده بوده و آن را براي نگارش به عليرضا كاظمي پور پيشنهاد داده بود. چند سال بعد هم اين مجموعه از تلويزيون النخيل بصره عراق با نام "ساعدوني" روي آنتن رفت و با استقبال عمومي رو به رو شد. اما در همان سال اين سريال‌ ماورائي رقيب ديگري پيدا كرد؛ طنز موجود در سريال خانه به دوش به نويسندگي و كارگرداني رضا عطاران همه را جذب تلويزيون كرد. اولين مجموعه مناسبتي رضا عطاران و تجربه همكاري‌اش با ايرج محمدي و مهران مهام دربارۀ آقا ماشاءالله(حميد لولايي)، دستفروشي ساده دل است كه سعي دارد از راه حلال روزي اش را به دست آورد، اما در امرار معاش خود و خانواده‌اش دچار مشكل است. از طرف ديگر آقا اصلان (غلامحسين لطفي)‌، باجناق تازه به دوران رسيده او، درصدد است تا با ايجاد دردسري جديد براي آقا ماشاءالله، دق دلي چندسال‌اش را خالي كند. بازي مريم اميرجلالي، علي صادقي، آناهيتا همتي، ، بهنوش بختياري، فلور نظري هم به جذابيت اين سريال كمك زيادي مي‌كند. شبكه تهران هم مجموعه رسم عاشقي را به كارگرداني سعيد سلطاني، تهيه‌كنندگي اسماعيل عفيفه و نويسندگي سعيد رحماني را در حال و هواي دهه سي ارائه مي‌كند. يك قصه عشق سياسي است كه در آن پيرمردي، دختري به نام طوبي (افسانه پاكرو )را براي وصلت با ابراهيم خان به تهران مي‌برد. در بدو ورود اراذل و اوباش قصد جان آنها را مي‌كنند، اما جواني به نام يوسف (سروش صحت) با اوباش درگير مي‌شود و آنها را فراري مي‌دهد و اين آغاز آشنايي طوبي و يوسف است. لاله اسكندري، محمود عزيزي، مينا جعفرزاده، و فرهاد بشارتي ديگر بازيگران اين مجموعه بودند.

// ماوراء، مهمان خوانده شدۀ رمضاني

سال 1384 سال سريالهاي ماورائي بود و مخاطبان تلويزيون با چهار سريال مرده متحرك، او يك فرشته بود، متهم گريخت و براي آخرين بار از شبكه‌هاي يك، دو، سه و تهران روبرو مي‌شوند كه يكي از آنها يعني سريال او يك فرشته بود، با مقوله‌اي متفاوت، قصد بازنمايي موضوعات اعتقادي مخاطبان است.
در اين سال رضا كريمي كارگردان سريال مرده متحرك با فيلمنامۀ سعيد رحماني نتوانست اثري قابل قبول روي آنتن بفرستد و سريالش از همان روزهاي ابتداي پخش با سردي روبرو شد: جواني به نام جلال به دليل بدبياري‌هاي مختلف در زندگي‌اش درمانده شده است و مي‌كوشد تا راهي براي بيرون رفتن از مشكلاتش بيابد اما طي اتفاقاتي جنازه‌اي را پيدا مي‌كند كه مي‌تواند براي او پولساز باشد. كتايون رياحي، مجيد صالحي، پرويز فلاحي‌پور، اسماعيل خلج، فردوس كاوياني و رامين ناصر نصير بازيگران اين مجموعه بودند. اما شبكه دو سيما با او يك فرشته بود به كارگرداني عليرضا افخمي و نويسندگي عليرضا كاظمي پور، فضاي متفاوتي را نه تنها در سطح سريال‌هاي مناسبتي رمضان بلكه در سريال‌هاي ماورائي پديد آورد. اين سريال به گونه‌اي بود كه مخاطب تا ده قسمت اول، بدون اينكه انگيزه‌اي براي ديدن داشته باشد آن را مانند يك سريال خانوادگي دنبال ‌كرد اما به ناگاه در ميانه راه، درگير داستاني پركشش و پرتعليق مي‌شد. استحكام فيلم‌نامه امتيازي بود كه اين امكان را به سريال داد تا با نوآوري در ژانر و پرداختن به مقولات ماورائي نظير شيطان، بسياري از مخاطبان تلويزيون را از آن خود كند: دختري به نام فرشته در يك سانحه رانندگي حافظه خود را از دست مي‌دهد و به ناچار وارد زندگي يك خانواده پنج نفري شده، به مرور باعث اختلاف بين خانواده ميزبان مي‌شود؛ در نهايت مشخص مي‌شود كه او شيطان بوده است. گنجاندن فضاي تعليق و شخصيت‌پردازي مناسب نقش شيطان و دقت در لو نرفتن قصه تا نيمه‌هاي آن، از نقاط قوت فيلمنامۀ اين اثر بود. بازي‌هاي حسن جوهرچي، بهاره افشار، ثريا قاسمي، مريم كاوياني، مرتضي ضرابي و رضا توكلي هم در اين جالب توجه بود. رضا عطاران هم در اين سال به تهيه‌كنندگي ايرج محمدي و مهران مهام براي شبكه سه متهم گريخت را كارگرداني كرد. داستان اين مجموعه درباره فردي به نام‌هاشم(سيروس گرجستاني) است كه همراه خانواده‌اش در شهرستاني نه چندان دور زندگي ساده اي دارند. وي در مغازه‌اي اجاره اي به تعمير اگزوز ماشين مشغول بوده، ولي به علت بيماري پزشكان وي را از انجام كار سنگين منع مي‌كنند. از طرفي دختر دانشجوي وي در تهران براي وي شغلي پيدا مي‌كند.‌هاشم نيز به ناچار كارش را تعطيل و به تهران مهاجرت مي‌كند. در اين مجموعه رضا عطاران علاوه بر كارگرداني در كنار مريم اميرجلالي، سعيد آقاخاني، محمود بهرامي، شهربانو موسوي، علي جعفري، مليكا زارعي هم بازي كرد. متهم گريخت مانند ساير كارهاي عطاران ماندگار شد. شبكه تهران هم با مجموعه براي آخرين بار به كارگرداني اكبر منصورفلاح به استقبال رمضان رفت: جواني به نام اسي (امير جعفري) براي عبرت ديگران از سوي صاحب كارش قندي (جمال اجلالي) از كار اخراج مي‌شود. اسي در خلوت شبانه جلو صاحب كار خود را مي‌گيرد و دست به دامان قندي مي‌شود تا دوباره به كار برگردد، ولي با او درگير مي‌شود و قندي بيهوش مي‌شود و اسي به گمان اينكه او مرده، با ماشينش فراري مي‌شود. در اين مجموعه ، يوسف تيموري، ، سحر زكريا، شهره سلطاني، آرام جعفري، رامتين خداپناهي، مهدي اميني‌خواه، فرزاد حسني هم بازي كردند. حضور امير جعفري تنها برگ برندۀ سريال بود كه تاحدي ضعف‌هاي فيلم‌نامه را از ياد مي‌برد.

// «صاحبدلان»، نمونه يك مجموعه ديني

در حالي كه بسياري در شوك سريال‌ ماورائي سال گذشتۀ بودند، محمدحسين لطيفي كارگردان شناخته شدۀ سينما و تلويزيون پس از وفا دومين مجموعه مناسبتي‌اش كه مهمان ايام ماه صفر و نوروز سال 85 بود، صاحب‌دلان را روي آنتن برد. مجموعه‌اي كه فضاي معنوي خاصي را به رمضان سال 1385 تزريق كرد. درحالي‌كه مخاطبان تلويزيون در اين سال شاهد سريال‌هاي آخرين گناه به كارگرداني حسين سهيلي زاده، تهيه كنندگي مهران رسام از شبكه دو، زيرزمين به كارگرداني عليرضا افخمي، و نويسندگي عليرضا بذرافشان از شبكه سه و بوي خوش زندگي به كارگرداني و نويسندگي علي شاه‌حاتمي از شبكه تهران بودند، حس مي‌كردند كه كيفيت سريال‌ها به نسبت سال‌هاي گذشته پيشرفت خوبي كرده‌است. صاحب‌دلان ماجراي زندگي دو برادر به نام‌هاي خليل و جليل را دنبال مي‌كند كه در انتخاب مسير زندگي خود راه‌هايي كاملاً جدا از هم در پيش گرفته اند، اما اتفاقاتي آنها را رو در رو هم قرار مي‌دهد. داستان سريال در فضايي كاملا معنوي و امروزي مي‌گذشت و عليرضا طالب‌زاده نويسنده سريال به‌خوبي توانست مفاهيم معنوي را در مفاهيم امروزي تعريف كند. بازي تاثيرگذار حسين محجوب و باران كوثري در كنار توانمندي‌هاي ثريا قاسمي، محمد كاسبي، مهرانه مهين ترابي، و حضور جواناني چون حميد ابراهيمي، برزو ارجمند و پوريا پورسرخ نقش قصه را در متن پررنگ‌تر كرد. آخرين گناه را هم بايد ادامۀ علاقه‌مندي تلويزيون به موفقيت‌اش در ژانر ماوراء قلمداد كرد. قصۀ سريال با اشاره‌اي كه به موضوع چشم برزخي داشت بحث‌هاي زيادي را هم در اين زمينه برانگيخت: دكتر اكرمي(جمشيد مشايخي) كه فردي وارسته و با ايمان است قبل از مرگش وصيت مي‌كند كه قرنيه چشمش به عبدالله صدوق(منوچهر آذر) كه او نيز فرد متديني است برسد؛ اما رويا دختر دكتر اكرمي با اصرار فراوان چشم پدر را به چشم نامزدش دكتر مودت (حميدرضا پگاه) كه او نيز مشكل بينايي دارد پيوند مي‌زند. اما به‌تدريج مودت متوجه مي‌شود كه توانايي ديدن درونيات و نيات اطرافيانش را دارد و هر كسي را با تجسم اعمالش مشاهده مي‌كند. اين درك براي او مشكل ساز شده و فكر مي‌كند بايد افراد گناه كار را به قتل برساند؛ اما با رهنمودهاي روحاني محل متوجه مي‌شود كه اين كار اشتباه است. هرچند داستان اين مجموعه به نويسندگي رحمان سيفي‌آزاد و اميد سهرابي نقدهاي زيادي با خود داشت و نگاه خاص به مجازات و گناه را زير سوال مي‌برد اما حضور ديگر بازيگراني چون مينا لاكاني، ليلا اوتادي و اشكان خطيبي، مخاطب را راضي به ديدن آن مي‌كرد. در ادامۀ حضور يك سريال طنز در ماه رمضان كه پايه‌گذارش رضا عطاران بود، مجموعه زيرزمين خودنمايي مي‌كرد. عليرضا افخمي كه سال گذشته با يك سريال ماورائي وارد تلويزيون شده بود، براي اثبات توانمندي‌هايش در همۀ گونه‌هاي سريال‌سازي، با نويسندگي عليرضا بذرافشان، زندگي سه شريك را كه بر اساس يك نقشه قبلي و كاملاً حرفه اي موفق به كلاهبرداري چند ميلياردي مي‌شوند، روايت مي‌كند. كلاهبرداري آنها در ميانه راه باعث اختلاف شده و در نتيجه تباهي هريك از شركا را به همراه دارد. حضور بازيگراني چون فتحعلي اويسي، ابوالفضل پورعرب، بهاره رهنما، مهتاج نجومي، سروش صحت، رضا توكلي، مرجانه گلچين و مهران رجبي بيشترين سهم را در بوجود آمدن فضاي طنز برعهده گرفت و درنهايت در ميان آمار پربيننده‌ترين سريال رمضان سال 85 نام گرفت. اين درحالي بود كه مجموعه بوي خوش زندگي با داستاني فاقد جذابيت از رقابت با سه سريال ديگر بازماند و در نظر سنجي‌ها كمترين استقبال را داشت.1 اين مجموعه كه وقايع آن در ماه رمضان اتفاق مي‌افتد از خانه‌‌اي آغاز مي‌شود كه چهار شخصيت داستان در آن زندگي مي‌كنند. عمو رستم با بازي رضا ناجي پيرمردي آپاراتچي است كه خانه خود را به سه دانشجو به نام‌هاي مجتبي، رضا و سيامك اجاره داده است. در مقطعي از داستان سرقت موتور مجتبي باعث مي‌‌شود همه براي حل مشكل او به فكر بيفتند. در اين مجموعه مجيد صالحي، پويا اميني، مجيد حاجي‌زاده، خشايار راد حضور داشتند.

// برگ برنده‌اي به نام ديالوگ‌نويسي

رمضان 1386 با حضور كارگردانان صاحب سبك، ارج و قرب بيشتري پيدا كرد. اغما، ميوه ممنوعه، يك وجب خاك و شكرانه به ترتيب از شبكه‌هاي يك، دو، سه و تهران با هم رقابت فشرده‌اي داشتند. سيروس مقدم در اولين اثر ماورائي خود، با طرح داستاني متفاوت از حضور شيطان در زمين و تجسم بخشيدن به اعمال آن، سعي كرد اثري متفاوت پديد آورد. فيلم‌نامه داريوش مختاري روايت‌گر زندگي دكتر طه پژوهان (امين تارخ) فوق تخصص جراحي مغز و اعصاب است؛ او به دليل جراحي‌هاي موفقي كه روي رزمندگان داشته به عنوان «پنجه طلا» مشهور است، تا اينكه همسرش مولود، مبتلا به بيماري حادي مي‌شود و او بر سر دوراهي قرار مي‌گيرد. در عين حال ورود شخصي خاص به نام الياس (حامد كميلي) به زندگي او فضاي جديدي در زندگي‌اش ايجاد مي‌كند كه به نوعي ايمان او را محك مي‌زند. در اين مجموعه ، لعيا زنگنه، ايرج نوذري، ناصر ممدوح، عبدالرضا اكبري، شيرين بينا، نفيسه روشن هم بازي كردند. اما در كنار اين داستان ماورائي و متافيزيكي، داستاني عاشقانه در شبكه دو شكل گرفت؛ ميوه ممنوعه به كارگرداني حسن فتحي، كارگردان سريال مناسبتي موفق شب دهم ، تهيه كنندگي اسماعيل عفيفه و نويسندگي عليرضا كاظمي پور و ديالوگ‌نويسي عليرضا نادري، تلفيقي از دو قصه شاه‌لير و شيخ صنعان است كه مابه‌ازاي امروزي آن در رابطه ميان حاج يونس (علي نصيريان) و هستي (هانيه توسلي) بنا مي‌شد؛ در اين مجموعه كه با استقبال زيادي از سوي مخاطبان رو به رو شد، گوهر خيرانديش، امير جعفري، هرمز هدايت، عمار تفتي، نيما رئيسي، طناز طباطبايي، بازي كردند. اما بنا به رسم هر سال كه يك سريال بايد بار طنز رمضان را به دوش مي‌كشيد، «يك وجب خاك» به كارگرداني علي عبدالعلي‌زاده، نويسندگي خشايار الوند و با بازي رضا بابك، مهتاج نجومي، ابوالفضل پورعرب، مهران رجبي، محسن قاضي مرادي، برزو ارجمند، يوسف تيموري به روي صفحه تلويزيون رفت؛ اما شبكه تهران با مجموعه تلويزيوني شكرانه به كارگرداني سعيد سلطاني با انتخاب داستاني در فضاي تاجيكستان و هنرمندان تاجيكي، داستاني خاص را رقم زد كه چندان تناسبي با ايام مبارك رمضان نداشت. با اين حال جذابيت اين سريال در حضور پوريا پورسرخ و بازيگر تاجيكي به نام «شيفا» نهفته بود. ترانه آغازين اين مجموعه با شعري از مولوي و صداي دولتمند خلف، خواننده مشهور تاجيك و ترانه دوم از اهورا ايمان با صداي دكتر محمد اصفهاني ضبط شده بود؛ كهن‌ديري هم موسيقي متن اين مجموعه را ساخت و همۀ اينها بخش ديگري از جذابيت سريال را برعهده گرفتند.

// طنزهاي تمام نشدني رضا عطاران

رمضان سال 1387 را بايد ادامۀ روند حضور ستارگان و كارگردانان تلويزيون و البته اوج موفقيت سريال‌هاي رمضاني دانست؛ چرا كه هر چهار شبكه‌اي كه در اين سال سريال داشتند، آثار درخور توجه و پرمخاطبي را روانۀ آنتن كردند. سريال‌هاي روز حسرت، مثل هيچ‌كس، بزنگاه و مامور بدرقه. سيروس مقدم كه حالا آموخته بود براي مناسبت‌هاي ويژه چگونه نفس مخاطب را در سينه حبس كند، در سومين سريال مناسبتي‌اش با روز حسرت گوشۀ ديگري از خلاقيتش را نشان داد. قصۀ اين مجموعه به قلم عليرضا افخمي نوشته شد؛ قصه‌اي كه فرامرز قريبيان، افسانه بايگان، مهراوه شريفي‌نيا، پوريا پورسرخ، رحيم نوروزي و ليندا كياني در آن بازي مي‌كنند، ماجراي يك وكيل با بازي افسانه بايگان است كه به همراه همسرش (قريبيان) و پسرش (پورسرخ) و عروسش (كياني) زندگي آرامي دارد؛ اما او يك شب خوابي عجيب مي‌بيند كه زندگي او و خانواده‌اش را دستخوش تغيير و تحول مي‌كند؛ تحولي كه يك سوي آن به رابطۀ پسرش و دو عروسش برمي‌گردد. اين مجموعه در زمان خود مورد تقدير عزت‌الله ضرغامي رئيس رسانه ملي قرار گرفت.
شبكه دو هم با مجموعه مثل هيچكس به كارگرداني حسن برزيده و نويسندگي علي اكبر محلوجيان، داستاني كاملاً ايراني در فضاي خانوادگي به تصوير كشيد. داستان درباره خانواده اي پرفرزند است كه پدرشان فوت مي‌كند و پسر بزرگتر، مسئوليت خانواده را به عهده مي‌گيرد. اما با پيش كشيده شدن مسائل مادي، اتفاقاتي براي برادرها پيش مي‌آيد كه اتحاد ميان آنها از بين رفته و در نهايت با فوت مادر، فرزندان با حسرت تمام به فضاي قبلي باز مي‌گردند. در اين مجموعه حسين ياري، پرويز پورحسيني، پروانه معصومي، مهران رجبي، اصغر همت، رامين راستاد، جواد عزتي، حميد ابراهيمي، شاهرخ استخري، نفيسه روشن بازي كردند. اين مجموعه نخستين تجربه كارگرداني برزيده در سريال بود. شبكه سه با مجموعه بزنگاه به كارگرداني رضا عطاران و تهيه‌كنندگي ايرج محمدي و مهران مهام برگ برنده‌اي ديگر را در اين ايام رو كرد: پس از فوت «حاج احمد» كه يك نانواي با آبرو و معتبر است، بر سر ارث و ميراث ميان اعضاي خانواده‌اش اختلاف ايجاد مي‌شود. اين مجموعه سومين اثر مناسبتي عطاران(پس از متهم گريخت و خانه به دوش) در گونۀ طنز براي ماه رمضان بود كه حميد لولايي، علي صادقي، غلامرضا نيكخواه، مرجانه گلچين، محمود بهرامي، سوسن پرور در آن به ايفاي نقش پرداختند. شبكه تهران هم با مجموعه مأمور بدرقه به كارگرداني سعيد سلطاني، كه پيش از اين شكرانه و رسم عاشقي را ساخته بود و تهيه‌كنندگي اسماعيل عفيفه با انتخاب سيروس گرجستاني، مهرانه مهين‌ترابي، جواد رضويان، بهاره رهنما، محسن تنابنده، تيمي جذاب از بازيگران را براي يك مجموعۀ طنز مناسبتي فراهم آورد. اين مجموعه داستان «استوار آصف» يك مامور نيروي انتظامي در حال بازنشستگي است كه وظيفه دارد تا افشين را به جرم حمل مواد مخدر تحويل بازداشتگاه بدهد: اما افشين به كمك شوهر خواهرش فرامرز از دست آصف فرار مي‌كند.

// عبور از رمضان، ورود به تاريخ

سريال‌هاي نردبام آسمان، عبور از پائيز، پنجمين خورشيد و نون و ريحون مهمانان روزه‌داران در رمضان 1388 بودند. كارگردانان از سليقه مخاطب شناخت خوبي به دست آورده بودند و مي‌دانستند كه مخاطب سخت‌گير، دوست دارد در اين ايام، هم سريالي با فضاي معنوي تماشا كند و هم از طنز شايسته و سرگرم‌كننده لذت ببرد. محمدحسين لطيفي كه پيش از اين با سريال صاحب‌دلان فضاي رمضان را تجربه كرده بود، اين بار با فيلم‌نامه‌اي متفاوت از حامد عنقا، به سراغ غياث الدين جمشيد كاشاني، رياضي‌دان برجسته، منجم ، ‌كاشف عدد پي و فيلسوف قرن نهم هجري رفت و زندگي او را در دو مرحله كودكي تا نوجواني و بزرگسالي در زمان زمامداري مغول‌ها در ايران، روايت كرد. در اين مجموعه وحيد جليلوند، برزو ارجمند، حسن پورشيرازي، ماه‌چهره خليلي، شبنم قلي‌خاني، ويشكا آسايش و فرهاد قائميان بازي كردند؛ ضمن اينكه دكتر علي اكبر ولايتي هم مشاور اين پروژه بود. اما عبور از پائيز به كارگرداني مسعود شاه محمدي را در شبكه دو بايد اثري گيج كننده و متفاوت دانست. داستان سريال درباره فرخ، مرد بسيار متمولي است كه روابط خوبي با دخترانش پوران، توران و لعيا و دامادهايش دارد. او احساس مي‌كند كه دوران خانه نشيني و استراحتش فرا رسيده و مي‌خواهد اموال و مسئوليت‌هاي تجاري اش را به دخترانش بسپارد؛ اما او رازي را از گذشته با خود دارد كه بايد آن را بگشايد. اين رمز گشايي از گذشته سرآغاز اتفاقات جديد در زندگي او مي‌شود. حضور چنگيز جليلوند بعد از چهل سال دوري از بازيگري در اين سريال، شايد تنها امتياز اين مجموعه بود كه به شدت از فيلم‌نامۀ نارسا و به هم ريخته رنج مي‌برد. هرچند تلاش بقيۀ بازيگران: محمود عزيزي، برزو ارجمند، رامين راستاد، امير آقايي، مهران رجبي، شيرين بينا هم به چشم آمد. پنجمين خورشيد هم به كارگرداني عليرضا افخمي با نگاهي متفاوت به مسئلۀ ماوراء و آميخته به طنز، ماحصل تلاش شبكه سه در اين ايام بود: «مهدي» و «همايون» دو دوست هستند كه در سال 65 در وضعيت بد اقتصادي زندگي مي‌كنند. آنها به شكلي اتفاقي عتيقه‌اي منحصر به فرد مي‌يابند كه قابليت سفر در زمان را دارد. مهدي همراه عتقيه 23 سال در زمان سفر مي‌كند و در سال 1388 در تهران امروز خود را مي‌يابد. او كه با پديده‌هاي جديد و دور از ذهن روبه‌رو شده، دلبسته دختري به نام هما مي‌شود. داستان شكست زمان، سبب شد اين مجموعه از سريال‌هاي پربيننده رمضان 88 باشد. حميد گودرزي، شبنم قلي‌خاني، مريم كاوياني، انوشيروان ارجمند، مهدي سلوكي، شهرام قائدي، مهوش صبركن هم در اين مجموعه بازي كردند.

// فيلمنامه نويسان قهار، سريال‌هاي ماندگار

اگر قبول كنيم كه جريان سريال‌سازي مناسبتي، متأثر از جريانات روز است و روند برنامه‌سازي موجود در صداو سيما را دنبال مي‌كند، ديگر نبايد انتظار داشت كه سريال‌هاي رمضاني خط سير يكساني را دنبال كنند. به همين دليل پر سال 1389 سريال‌هايي روي آنتن رفت كه با مناسبت رمضان به شكل مستقيم در ارتباط نبود و بيشتر درون‌مايه‌‌هاي انساني را درنظر داشتند: از در مسير زاينده رود و ملكوت گرفته تا جراحت و نون و ريحون. در مسير زاينده‌رود به كارگرداني حسن فتحي، داستان مهران سارنگ (اشكان خطيبي) فوتباليست جوان و با آتيه تهراني است كه براي عقد قرارداد با يك باشگاه تازه تاسيس به اصفهان سفر كرده و طي تصادف با مسعود مصيب (مهدي باقربيگي) جوان نخبه اصفهاني، با او درگير مي‌شود و سبب مرگ او مي‌شود. حسن فتحي در اين مجموعه همچون آثار قبلي‌اش سعي كرد از بازيگران تئاتر و سينما مانند مهدي سلطاني، مسعود رايگان، حسين محجوب، مهرانه مهين ترابي استفاده كند. حضور مهدي باقربيگي براي مخاطبان تا حدودي قصه‌هاي مجيد را تداعي كرده بود و در عين حال استفاده از لوكيشن و لهجۀ اصفهاني فضاي متفاوتي را پديد آورده بود. شبكه دو هم با ملكوت به كارگرداني محمدرضا آهنج و با فيلمنامۀ احمدرضا‌معتمدي زندگي مرد پولداري به نام حاج فتاح (با بازي محمدرضا شريفي‌نيا)‌ را روايت مي‌كرد كه در ابتداي ماه رمضان بر اثر بروز سانحه‌اي به كما مي‌رود. در پي اين اتفاق، بستگانش در تلاش برمي‌آيند تا او را به زندگي برگردانند. در زماني كه حاج فتاح به كما رفته، فرشته‌اي به نام مأمور (با بازي كوروش تهامي)‌ وارد داستان مي‌شود و به كمك حاج فتاح مي‌آيد تا او بتواند گذشته خود را اصلاح كند. جراحت به كارگرداني محمدمهدي عسگرپور داستان دو برادر است كه فرزندانشان قرار است با يكديگر ازدواج كنند، اما درگير مشكلات بسياري مي‌شوند. امين تارخ، ثريا قاسمي، آتنه فقيه نصيري، مهوش صبركن، در كنار محمد و علي عمراني كه نقش‌هاي مقابل يكديگر را بازي مي‌كردند و فيلم‌نامه سعيد نعمت‌الله را به خوبي ايفا كردند، بازيگران آن بودند. اين مجموعه با بيشترين درصد بيننده در رتبه اول و سريال‌هاي ملكوت و در مسير زاينده‌رود در رتبه‌هاي بعدي قرار گرفت. نون و ريحون نخستين تجربه سريال‌سازي فرزاد موتمن كارگردان سينما است كه داستانش يك فانتزي نيمه‌اجتماعي و نوشته طلا معتضدي بود و به چند دوست جوان مي‌پرداحت كه در پي آن بوند تا حمامي را كه به يكي از آنها به ارث رسيده بود، به يك سفره‌خانه سنتي تبديل كنند. شايد تنها حضور بازيگران جواني مانند برزو ارجمند، علي قربانزاده، اميرحسين رستمي، رضا داوودنژاد، شبنم قلي‌خاني، بيتا سحرخيز، مليكا شريفي‌نيا فضاي اين مجموعه را قابل تحمل كرده بود.

// پرتاب مخاطب به دنياي ماورايي

نكتۀ جالب در سريال‌هاي رمضان 1390 حضور پررنگ ماورا و متافيزيك است به‌طوري كه سه سريال سقوط يك فرشته، سي‌امين روز و پنج كيلومتر تا بهشت، كاملاً از دست‌آويزهاي ماورائي بهره گرفته‌اند؛ فقط سريال سه دونگ سه دونگ از شبكه تهران است كه با درون‌مايۀ طنز روي آنتن رفت. سقوط يك فرشته به كارگرداني بهرام و حميد بهراميان نخستين تجربه مناسبتي‌ دو برادر محسوب مي‌شود. ساختار غير كلاسيك در فيلم‌نامه به فضاي سريال طراوتي نسبي بخشيده بود؛ به طوري كه بابك كايدان و روح‌الله صديقي، نويسندگان سريال، توانستند مفهوم گمراهي و هدايت را در فضاي ماورائي را در كنار يك قصه اجتماعي بگنجانند. سقوط يك فرشته دربارۀ خانواده‌ايي مذهبي است كه كم توجهي‌هاي پدر خانواده به يكي از دختران سبب بروز اختلاف متعدد در ميان آنها مي‌شود. اين سريال همچون صاحب‌دلان نيم نگاهي به نقش قرآن كريم در زندگي مسلمانان دارد و ماجراهاي شخصيت‌هايش به گونه‌اي با اين كتاب پيوند مي‌خورد. بازي مسعود رايگان، هدي زين‌العابدين، فريبا كوثري، مهرداد صديقيان، خاطره اسدي و شبنم مقدمي داستان را بتا حدي باورپذير كرده بود. سيدسعيد رحماني، نويسنده سريال سي‌امين روز هم در كنار جواد افشار، با بهره گرفتن از فضاي ماورائي و متافيزيكي داستاني متفاوت را روايت مي‌كرد؛ داستان از لحظه اعدام شخصيت اصلي(هومن سيدي) شروع مي‌شود كه به جرم قتل، محكوم به قصاص است اما در لحظه اعدام طناب دار پاره مي‌شود و همين باعث مي‌شود خانواده مقتول از قصاص بگذرند. از همين جا پاي فرشته به داستان باز مي‌شود. آزاده صمدي‌، پژمان بازغي، سيما تيرانداز‌، رزيتا غفاري، محمود عزيزي، كوروش سليماني از بازيگران اين مجموعه‌اند. اما پنج كيلومتر تا بهشت كه عنوانش به محل قرار گرفتن بدن نيمه جان اميرحسين، قهرمان سريال، در پنج كيلومتري بهشت زهرا اشاره داشت، سريالي به كارگرداني عليرضا افخمي و نويسندگي سجاد ابوالحسني است. لحن دوگانه‌ سريال كه هم جدي و هم آميخته به طنز و شوخي است، در جذب مخاطب بي‌تأثير نبود. در كنار داريوش فرهنگ، حضور شبنم قلي‌خاني، مهدي سلوكي، پرديس افكاري و رضا توكلي هم به سريال جذابيت داد. سريال سه دونگ، سه دونگ به كارگرداني شاهد احمدلو و نويسندگي عليرضا مسعودي، تتنها سريال طنز امسال بود: نصرت عشقي سال‌هاست در يكي از محلات تهران نانوايي سنگكي دارد و به اتفاق 3 پسرش مسعود، محمود و منصور آنجا را اداره مي‌كند. با آمدن برادرش پرويز، شريك سه‌دانگ از مغازه‌اش كه حالا براي فروش سهمش از نانوايي به ايران آمده است، ماجراهايي براي اين خانواده پيش مي‌آيد كه آنها تصميم مي‌گيرند به خارج از كشور مهاجرت كنند. تركيب بازيگران پيشكسوت همچون سيروس گرجستاني، مرجانه گلچين، محمد كاسبي و بازيگران جوان از جمله جواد عزتي، اشكان اشتياق، عباس جمشيدي‌فر هم نتوانسته بود ضعف فيلم‌نامه فاقد خلاقيت را جبران كند.

// نفس‌هاي آخر ماراتن مجموعه‌هاي ماه رمضان

راز پنهان، خداحافظ بچه، چمدان و شايد براي شما هم اتفاق بيفتد را بايد تمام اندوختۀ تلويزيون در رمضان 1391 دانست. مجموعه‌هايي كه هيچ‌كدام نتوانستند در قله باشند و به دليل ضعف در فيلم‌نامه و محتوا و تنها با كمي اغماض قابل ديدن بودند. «راز پنهان» ساخته فلورا سام با فيلم‌نامه‌اي از خود او، اثري نه چندان معتبر با داستاني مملو از شخصيت‌هاي متفاوت بود كه مي‌خواهد با بيان درامي بر بستر معنويت و ارائه پيام‌هايي مبتني بر آموزه‌هاي ديني، فضايي متناسب با ماه رمضان به‌وجود آورد: داستان دو دوست قديمي به‌ نام‌هاي فرامرز(عليرضا جلالي‌تبار) و اميرعلي (كامران تفتي) كه پس از سا‌ل‌ها دوري، دوباره همديگر را ملاقات مي‌كنند. غافل از اينكه، اين‌‌بار در رفاقت‌شان مشكلاتي ايجاد خواهد شد. بازيگران اين سريال، داريوش ارجمند، پروانه معصومي، محمود عزيزي، الهام حميدي، ليلا بلوكات و لادن طباطبايي تا حدي سعي مي‌كنند فضاي خاصي به سريال بدهند اما ضعف در ايده‌پردازي و فيلم‌نامه، مخاطب كارآزموده را راضي نمي‌كند. از سوي ديگر شايد سريال خداحافظ بچه كه از شبكه دو روي آنتن رفت به دليل داشتن فضاي طنز و فانتزي موفق‌تر بود: زوجي به دنبال يك فرزند هستند و در اين ميان براي داشتن بچه دست به هركاري مي‌زنند. منوچهر‌هادي كارگردان اين مجموعه و سجاد ابوالحسني هم نويسندگي اين سريال را برعهده داشت. آتيلا پسياني، مهراوه شريفي‌نيا، شهرام حقيقت دوست، بهاره رهنما، بهنوش بختياري بازيگران اين مجموعه هستند كه به شكل‌گيري فضاي طنز كمك زيادي كرده‌اند. هرچند در منطق مقولۀ فرزندآوري بحث‌هاي زيادي در زمان پخش اين مجموعه شكل گرفت اما فضاي فانتزي آن مخاطب را راضي كرده بود. مجموعه چمدان نيز به كارگرداني و نويسندگي خسرو ملكان داستان چمداني است كه در تهران گم مي‌شود و دست به دست مي‌چرخد. درب اين چمدان باز نمي‌شود و هركس درباره آن نظري دارد. هركس فكر مي‌كند آرزوهاي او در اين چمدان دربسته است. چمدان وارد خانواده‌هاي مختلفي مي‌شود. حضور بازيگراني چون مهران غفوريان، فتحعلي اويسي، يوسف صيادي، ارژنگ اميرفضلي، فلامك جنيدي، فلور نظري، شهره لرستاني، اكرم محمدي، ميرطاهر مظلومي به فضاي طنز آميز اين مجموعه كمك زيادي كرد اما نداشتن انسجام و اوج و فرود مشخص در اين مجموعه آن را در سطح نگه داشت. سري جديد مجموعه اپيزوديك شايد براي شما هم اتفاق بيفتد كه براي اين ماه در نظر گرفته شده بود ، هم به لحاظ ساختاري پيشرفت قابل توجهي داشت و هم بر موضوعاتي تمركز كرده بود كه كاملاً با بر آيات الهي و كلام خدا منطبق بود؛ خصوصاً كه تمركز اين سريال بر كليدواژه تقدير و يادآور آياتي روشن از قرآن كريم بود. محمود معظمي را بايد پركارترين كارگردان اين مجموعه دانست.

سريال‌هاي پخش شده در ماه رمضان از ابتدا تا سال 1391
لطفاً براي مشاهده جدول به پي دي اف مراجعه فرماييد

/// مقالات