// مقاله / قفس سايبري، فرجام منطقي فيس‌بوك

قفس سايبري، فرجام منطقي فيس‌بوك در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

قفس سايبري، فرجام منطقي فيس‌بوك

داروين بوند گراهام
مترجم: محمود بدرلو

// چكيده

در اين مقاله در مورد روش‌هاي جديد جاسوسي از كاربران، به خصوص در شبكه‌هاي اجتماعي، با تكيه بر فيس‌بوك، مطالبي خواهيد خواند. در اين نوشتار درباره جنبه‌هاي ترسناك رصد اين شبكه‌ها از كاربران مطالبي آمده است كه شايد تا به حال جايي نخوانده باشيد. روشي كه شما تايپ مي‌كنيد، سرعتتان، اشتباهات معمولي شما در تايپ و همچنين فواصل مشخص بين كاراكترها، همه منحصر به خودتان هستند؛ درست مثل اثر انگشتتان. همين روبات‌هاي سايبري وجود دارند كه تا به صفحه كليدتان دست بزنيد، شما را شناسايي مي‌كنند و مي‌فهمند شما چه كسي هستيد كه كار مي‌كنيد.
كليدواژگان: اينترنت، شبكه‌هاي اجتماعي، فيس‌بوك، جاسوسي، فن‌آوري، آگهي.

برنامه سياه فيس‌بوك كه قصد دارد آن را در آينده اجرا كند، بر پايه ارائه رايگان برخي از برنامه‌هاي انحصاري‌اش استوار است.
كسي چه مي‌داند كدام انسان در آينده در اين قفس جاي خواهد گرفت؛ آيا در پايان عصر پيشرفت‌هاي كلان بشري، پيامبراني تازه ظهور خواهند كرد يا دوباره شاهد متولد شدن انديشه‌ها و آرمان‌هاي قديمي خواهيم بود؟ و يا نه، وحشت مكانيزه شده‌اي كه با رويه‌اي از تكبر و خودپسندي انسان پوشانده شده است، ظهور خواهد كرد؟ خلاصه سخن در مورد اين پيشرفت فرهنگي اين است كه در آن، دانشمندان، بدون روح و عاشقان، بدون قلب‌اند؛ اين تصوير بي‌ارزش، همان تمدني است كه بشر هيچ‌گاه پيش‌تر آن را به خود نديده است.
ماكس وبر ، 1905
در دوازدهم نوامبر، شركت فيس‌بوك صد و هفتاد و هشتمين برنامه انحصاري خود را براي جمع‌آوري اطلاعات كاربران و مصرف‌كنندگان خدمات خود رونمايي كرد. فيس‌بوك اين برنامه را «جمع‌آوري اطلاعات درآمدي خانوارها» ناميد كه براي پي بردن به سطح درآمدي كاربران شبكه‌هاي اجتماعي طراحي شده است.
دو تن از برنامه‌نويسان فيس‌بوك ـ جاستين ووسكول و رامش واياگراپور ـ گفته‌اند كه ميزان توانايي اين برنامه جديد براي جمع‌آوري اطلاعات كاربران تصورناپذير است. اطلاعاتي نظير محل زندگي، رشته تحصيلي و دانشگاه محل تحصيل، ازدواج، خويشاوندان، دوستان و آشنايان و نيز اوقات و امور مورد علاقه كاربران از اطلاعاتي است كه اين برنامه قادر به جمع‌آوري آن است. فيس‌بوك و ديگر شركت‌هاي فن‌آوري، اين اطلاعات را بر اساس نيات و خواسته‌هاي خود جمع‌آوري و از آنها استفاده مي‌كنند.
در مورد فيس‌بوك بايد گفت كه اين جمع‌آوري اطلاعات از سال 2001 كه اين شبكه اجتماعي به راه افتاد، آغاز شد. حالا پس از 9 سال، ميزان اطلاعاتي كه فيس‌بوك در مورد برنامه‌هاي غذايي، مقاصد تعطيلات‌، وضعيت عاطفي، فعاليت‌هاي جنسي و نوع نگرش سياسي كاربران خود فقط در يك ماه به دست مي‌آورد، با كل اطلاعات جمع‌آوري شده در سال اول آغاز به كارش، برابري مي‌كند. اين نشان مي‌دهد ميزان و حجم اطلاعاتي كه فيس‌بوك در همين چند سال محدودِ آغاز به كار خود كسب كرده چقدر زياد است. از آنجا كه هيچ‌كس در خارج از اين شركت نمي‌داند به طور دقيق چه ميزان اطلاعات در فيس‌بوك انباشته شده است، به نظر مي‌رسد اين شركت، يكي از گسترده‌ترين و عميق‌ترين مخازن اطلاعاتي در كل تاريخ بشري باشد.
از ماه اكتبر سال 2013 فيس‌بوك هر ماه 000/000/189/1 كاربر فعال داشته است كه اين موضوع حجم عظيم و درخور توجه اطلاعات دريافتي اين شركت را نمايان مي‌سازد. بدين ترتيب فيس‌بوك، تريليون‌ها و تريليون‌ها نوشته و عكس را جمع‌آوري كرده است و اطلاعات ميليون‌ها نفر از انسان‌هاي روي كره زمين را در اختيار دارد. با احتساب اطلاعات غلط يا تكراري، تخمين‌زده مي‌شود كه فيس‌بوك اطلاعات شخصي يك نفر از هر هفت نفر انساني را كه روي كره خاكي زندگي مي‌كنند در اختيار دارد.
بر اساس اطلاعاتي كه برنامه‌نويسان فيس‌بوك نظير ووسكول و واياگراپور ارائه مي‌دهند، مي‌توان فهميد كه با تمام استفاده‌هاي خلاقانه و زيركانه‌اي كه فيس‌بوك از اين حجم عظيم اطلاعاتي انجام مي‌دهد، آنها فقط فاقد ابزار يا برنامه‌هاي مناسب براي تركيب اين اطلاعات براي هدف‌گذاري و توليد تبليغات و آگهي بوده‌اند. اما به نظر مي‌رسد آنها اين ابزار را نيز در اختيار گرفته‌اند. آنها اين ابزار را به لطف نگهداري، جمع‌آوري و تحليل حجم گسترده اطلاعات دريافتي از كاربران دارند و متخصصان اين شركت توانسته‌اند سرانجام، هم‌خواني و ارتباط داده‌هاي ورودي را به دست آورند.
فيس‌بوك در طول سال آينده ابزارهاي بيشتري براي پيشبرد اهداف خود خواهد داشت. شركت‌هايي مثل فيس‌بوك، گوگل، ياهو، توييتر و صدها شركت كوچك و نه چندان معروف، هم اكنون بسياري از سايت‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي را در اينترنت تحت سلطه خود دارند (مي‌توان گفت هرجا فعاليتي سايبري و تحت صفحات وب وجود دارد، آنها هم هستند) كه البته در آغاز راه قرار دارند. در واقع انقلاب تجزيه و تحليل اطلاعات به ‌تازگي آغاز شده است و اين شركت‌ها در شروع مسير استفاده از روش-هاي منطقي و علمي براي پيش‌بيني و توليد رفتار انساني‌اند.
همه دولت‌ها براي محدود كردن اقدامات اين شركت‌ها، قوانيني وضع كرده‌اند، اما باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا خودش يكي از طرف‌داران بزرگ جمع‌آوري اطلاعات است. مغز گروه انتخاباتي اوباما مانند غاري پر از مردان و شمار كمي هم زنان جواني است كه از نخبه‌هاي Ivy League هستند. همين‌ها بودند كه با تشكيل گروه انتخاباتي اوباما، با جمع‌آوري اطلاعات انتخاباتي و پردازش داده‌هاي جمعيت‌شناختي و همچنين اطلاعات مصرف‌كنندگان، رأي‌دهندگان آمريكايي و نياز آنها را هدف قرار دادند و با شعار تغيير و اميد، حزب دموكرات را پيروز انتخابات كردند. اين راهروهاي قدرت سياسي بود كه توانمندي روش‌هاي علمي را براي جمع‌آوري اطلاعات و نيز دسترسي بي‌سابقه و بدون محدوديت به اطلاعات را كشف كرد؛ اطلاعاتي كه منعكس‌كننده زندگي صدها ميليون انسان بودند.
به راه انداختن گنجينه فكري به مثابه خلاصه آمال و آرزوهاي همه مجموعه‌هايي است كه درون سيستم مدرنيزم فعاليت مي‌كنند. هدف اين مجموعه‌ها، بهره‌وري و سود حداكثري و نيز خطرپذيري بسيار پايين است. برخلاف بيشتر شركت‌ها و همچنين برخلاف دوره‌هاي قبلي جمع‌آوري اطلاعات كه بر پايه توسعه روش‌هاي معمولي اداري استوار بود، فيس‌بوك و ديگر همتايان آن، مقادير فوق‌العاده‌اي از اطلاعات اشخاص و گروه‌ها را جمع‌آوري كرده‌اند كه در گذشته سابقه نداشته است. دستاورد اين شركت‌ها در جمع‌آوري شبكه‌ايِ اطلاعات فردي و گروهي، توانست قدرت تجزيه و تحليل سريع و ارزان اين حجم عظيم اطلاعات را براي آنها به ارمغان بياورد.
روشي كه شما تايپ مي‌كنيد، سرعتتان، اشتباهات معمولي شما در تايپ و همچنين فواصل مشخص بين كاراكترها، همه منحصر به خودتان هستند، درست مثل اثر انگشتتان. بر همين اساس، روبات‌هاي سايبري وجود دارند كه تا به صفحه كليدتان دست بزنيد، شما را شناسايي مي‌كنند و مي‌فهمند شما هستيد كه كار مي‌كنيد. فيس‌بوك همچنين روش‌هاي بسيار پيشرفته‌اي براي شناسايي افراد دارد كه از روي لحن و اشاره آنها، مي‌تواند افراد را بشناسد. در واقع اين ماشين شناسايي‌، پيوست و ضميمه فرد هدف مي‌شود. برنامه‌هاي فيس‌بوك به شماره 662/472/8، 256/306/8 و 718/503/8 ثبت شده در ايالات متحده آمريكا در سال گذشته، برنامه‌هايي هستند كه به روبات‌هاي وبگرد فيس‌بوك اجازه مي‌دهند هويت كاربران را بر اساس پيكسل‌ها و نيز ديگر نشانه‌ها از جمله دوربين گوشي‌هاي همراه هوشمند شناسايي نمايند. شناسايي هويت شخصي، نخستين قدم در راه جمع‌آوري اطلاعات خاص از ميان ميلياردها داده پراكنده است. مراحل بعدي، تجزيه و سپس پيش‌بيني و در نهايت پول درآوردن از اين پيش‌بيني‌ها و داده‌ها است.
بسياري از كدهاي ثبت شده اختراع و ثبت علائم تجاري فيس‌بوك مربوط به شگردهاي تبليغاتي است كه اين شركت طراحي و هدف‌گذاري كرده است و دائم در حال به روز رساني و بازطراحي هستند‌. اين به روز رساني‌ها با برنامه‌هاي روباتيك ـ كه هر لحظه درجه‌بندي آنها بهتر مي‌شود ـ صورت مي‌گيرد. اين كدها طوري طراحي شده‌اند كه به‌سرعت نظر كاربر را در فيس‌بوك يا سايت‌هاي ديگر به خود جلب نمايند.
وقتي در مورد ارائه اطلاعات سخن گفته مي‌شود بايد در مورد ثبت حق انحصاري فيس‌بوك به شماره 859/352/8 در ايالات متحده آمريكا اشاره كرد كه فيس‌بوك در آن، به صورت پويا ورودي‌هايي براي سامانه ارتباط اينترنتي ـ اجتماعي كاربران خود ايجاد مي‌كند كه به ‌وسيله آن، شركت فيس‌بوك مي‌تواند از راه دور پست‌ها و داده‌هايي را كه مجموعه دوستان كاربر ارسال مي‌كنند ساماندهي و كنترل كند. در حقيقت نصب و نگهداري اين سيستم به معني درج ناگزير آگهي‌ها و تبليغات است. بر اساس برنامه‌هايي كه برنامه‌نويسان فيس‌بوك طراحي كرده‌اند هر ورودي يا خوراكي كه كاربر انتخاب و استفاده مي‌كند يك لوگوي تبليغاتي يا يك كالا و يا يك نشان تجاري را تبليغ مي‌كند.
اين ورودي‌ها همچنين آگهي براي تبليغ يك محصول، يك خدمت يا يك سرمايه‌گذاري، فروش كالا، تشريح امكانات يك محصول، ارتقاي تجاري، تبليغ يك تحقيق، يك پيام سياسي، تبليغ يك انديشه يا يك نظر، يا اعلام يك سرويس عمومي و همگاني، اخبار، پيام مذهبي، اطلاعات تحصيلي، سرگرمي، بسته اطلاعاتي، يك مقاله يا كتاب، يك تصوير اطلاعات سفر و مسافرت و چيزهايي شبيه آن است. مطمئناً اين يك فهرست با انتهاي باز است. اما فيس‌بوك اين آگهي‌ها را طوري طراحي كرده است كه لزوماً برايش منفعت مالي به همراه نداشته باشد. در واقع فيس‌بوك شما را از ايميل يا پست‌هايي كه ديگر كاربران شبكه اجتماعي منتشر مي‌كنند مطلع مي‌كند و روبات‌هاي فيس‌بوك هستند كه براي شما تصميم مي‌گيرند. اين همان سيستم انحصاري فيس‌بوك است كه كاربران شبكه خود را به هم ارتباط مي‌دهد و به اصطلاح به هم مي‌دوزد. اينجاست كه نقش آگهي‌ها و تبليغات تجاري كه به صورت كاملاً زيركانه در لابه‌لاي ايميل‌ها، متن‌ها، تصاوير و ديگر محتواها در سايت‌هايي مثل فيس‌بوك و گوگل درج مي‌گردد، نمايان مي‌شود. اين سرويس‌هاي خدمات‌رسان ارتباطي‌اند كه در كنترل آزادي اطلاعات مختارند و حتي در مواقعي آن را به دلخواه خويش نقض مي‌كنند و خود هر چيزي را كه بخواهند براي فروش عرضه مي‌كنند.
اينجاست كه فيس‌بوك مخاطب و كاربر خود را به گونه‌اي تربيت مي‌كند كه خود مي‌خواهد رفتار كند و در واقع رفتاري قابل پيش‌بيني داشته باشد. اما هميشه استثنا وجود دارد. يكي از برنامه‌نويسان فيس‌بوك در مورد پاتِنت يا حق انحصاري شماره 344/527/8 مي‌گويد تبليغات هدف‌گذاري شده گاهي اوقات به شكست مي‌انجامد و نمي‌تواند اعتماد مخاطب را به تبليغ يا محصول مورد نظر جلب كند. او مي‌گويد براي مثال، كاربر نسبت به ادعايي كه در آگهي از آن تبليغ مي‌شود بدبين است؛ بنابراين آگهي تجاري نمي‌تواند در مورد فروش يا نفوذ نيروي جامعه‌شناختي خود براي اقناع كاربر هدف، مؤثر عمل نمايد؛ حتي اگر براي تبليغ از يك شخصيت مشهور يا بازيگر استفاده شود. اينجاست كه كاربر باهوش به اينترنت تحت كنترل و تنظيم برنامه‌نويسان به ديده ترديد مي‌نگرد و البته حق هم دارد.
راه حل فيس‌بوك در اين‌گونه موارد به حركت واداشتن كاربران و همزمان، گذاشتن آگهي‌ها در مسير درست خود است. نظر فيس‌بوك اين است كه كاربران در حالت عادي به آگهي‌ها و تبليغات بسيار اهميت نمي‌دهند. برعكس، آنها به دنبال فهرست‌ها و مطالبي هستند كه دوستان يا كاربران ديگر در شبكه اجتماعي بارگذاري مي‌‌كنند. بنابراين فيس‌بوك از همين راه حمله مي‌كند. دانشمندان و محققان فيس‌بوك كه روي انگيزه‌هاي انساني مطالعه كرده‌اند، فهميده‌اند تبليغاتي كه از جانب دوستان و ديگر كاربران بارگذاري يا معرفي مي‌شوند، نظر كاربران را جلب و در نهايت ميزان اثربخشي تبليغات را بيشتر مي‌كنند. به همين دليل است كه برخي تبليغات فيس‌بوك مانند brand x آنقدر ناشيانه است كه به نظر نمي‌رسد اثرگذاري لازم را داشته باشد و قطعاً نمي‌تواند تأمين‌كننده خواسته طراحان الگوي تبليغات غير مستقيم و تبليغات با استفاده از دوستان كاربر باشد.
زمان آن رسيده است كه ديگر آيفون و برنامه‌هاي محبوبش را فراموش كرد؛ چراكه صنعت فن‌آوري توليد مشتري‌محور، تبليغات است. اين شركت‌ها براي پيشبرد اهداف خود به يك ابزار بسيار مهم و ضروري نياز دارند و آن رصد و جاسوسي‌هاي گسترده براي پايش مردم و علايق آنهاست؛ جاسوسي‌هايي كه با سانسورهاي چندگانه و ادامه‌دار انجام مي‌گيرد. اين جاسوسي‌ها بيشتر بدون اطلاع كاربران انجام مي‌شود. مسئله استقلال و غير قابل پيش‌بيني ماندن مردم ـ كه فيس‌بوك به آنها كاربر مي‌گويد ـ در واقع مسئله بنيادين فيس‌بوك است كه اصلاً رعايت نمي‌شود. فلسفه وجودي صنعت فن‌آوري، كاهش استقلال كاربر با استفاده از برنامه‌هاي جاسوسي، رصد و پيش‌بيني رفتار كاربر است. هدف اين صنايع، ارضاي آمال و همچنين توليد منافع جديد براي ادامه يافتن حيات آنهاست. در نهايت اين شركت‌هاي فن‌آوري، اطلاعات به دست آمده از كاربران و مردم و نيز علاقه‌مندي‌هاي مصرف‌كنندگان را به بالاترين قيمت پيشنهادي مي‌فروشند.
به نظر شما چنين دنيايي درست در مقابل اتوپيا يا مدينه فاضله قرار ندارد؟ شايد باشد و شايد هم اصلاً دنيايي كه شما در آن زندگي مي‌كنيد اين‌طور نباشد، البته ممكن است هنوز نباشد. دنياي شما هرچه باشد، به هرحال در اقتصاد برآمده از فن‌آوري ريشه دارد. ظهور تلفن‌هاي همراه كه رايانه‌هاي بي‌سيم دستي‌اند و به دنبال آن ساخت گوشي‌هاي همراه هوشمند، فن‌آوري‌هاي بسيار جديدي هستند. گوشي‌هاي هوشمند در واقع دنيايي موازي جهان واقعي هستند؛ لايه‌اي تازه از حيات كه فراتر از ارتباطات زندگي اجتماعي ما محسوب مي‌شوند. اين فن‌آوري‌ها در واقع حتي از وابستگي سياسي و فعاليت‌هاي شغلي نيز فراترند. در بسياري از جهات، اين فن‌آوري به ‌شدت رها، آزاد و وحشي است. وسايل هوشمند ما مي‌توانند مسيرها و جاده‌ها را شناسايي كنند، مكآنها و چيزهاي ناشناخته را مشخص كنند، در مورد هر چيزي كه در دنيا وجود دارد به ما اطلاعات بدهند، به صداي ما پاسخ دهند و به جاي كيف پول ما عمل كنند. چه كسي تا به حال از دكتر گوگل براي يافتن پاسخ پرسش خود استفاده نكرده است؟ با اين فن‌آوري‌هاي پيچيده، همه چيز به نظر در دسترس است و در واقع نوعي از استقلال نيز در عملكردهاي آنان ديده مي‌شود.
از سال 2010 بيشتر كاربران فيس‌بوك به سبب سرگرمي، جذابيت و تازگي اين شبكه عضو آن شدند. اگر هم نگراني در مورد نقض حريم خصوصي وجود داشت نگراني كمي بود و اكثر اين كاربران آن را تهديدي جدي نمي‌شمردند و هراسي از آن نداشتند. شايد حكايت فن‌آوري براي ما مثل داستان‌هاي علمي و تخيلي وحشتناك، بسيار پيش پا افتاده به نظر برسد، اما واقعيت بسيار پيچيده‌تر از اين حرف‌هاست.
زندگي خصوصي مردم ادامه مي‌يابد اما اين امر كه به سختي يك حق و نوعي آزادي براي آنها تصور مي‌شود، همواره در معرض حملات حكومت‌ها قرار مي‌گيرد. در حالي كه شركت‌هاي فن‌آوري آشكارا در معامله‌اي پرسود با «برادر بزرگه» فدرال خود براي جاسوسي از مردم و فروختن اطلاعات زندگي آنها مشغول پول درآوردن هستند، معني ديگري از زايل شدن حريم شخصي افراد نمايان مي‌شود. اين فرآيند نقض حريم شخصي افراد كه تهديدكننده آزادي‌هاي سياسي و خلاقيت‌هاي اجتماعي شمرده مي‌شود، در واقع از اساسي‌ترين اهداف شركت‌هاي فن‌آوري و لازمه كار آنهاست.
خانم جولي كوهن استاد حقوق دانشگاه جرج تاون معتقد است: «جاسوسي همه جانبه‌اي كه در واقع نوعي حركت خصومت‌آميز و غيردوستانه براي حريم شخصي افراد شمرده مي‌شود، در حقيقت از ابزارهاي مورد نياز "ليبرال دموكراسي" است.» وي اين نكته را مي‌افزايد كه «روش‌هاي رصد و جاسوسي صنعت فن‌آوري بسياري بيشتر از آن چيزي است كه ما شاهد آنيم».
خانم دكتر كوهن در مقاله در دست انتشار خود با نام بررسي حقوقي هاروارد مي‌نويسد:
جامعه‌اي كه استيلاي نوعي جاسوسي عنان‌گسيخته را _ كه گوناگوني رفتاري را تنظيم يا الگوسازي مي‌كند ـ تاب مي‌آورد، هيچگاه نمي‌تواند اميد داشته باشد كه به عنوان يك الگوي درخشان براي نوآوري فرهنگي و تكنيكي باقي بماند.
الگو‌سازي يا شبيه‌سازي رفتار انساني، كلمه كليدي است كه كوهن از آن استفاده مي‌كند تا قصد صنعت فن‌آوري براي استفاده از الگوريتم‌ها و ديگر ابزارها و عمليات علمي براي مين‌گذاري بر سر راه اطلاعات كاربران را بيشتر توضيح دهد. به همين علت فيس‌بوك مانند گوگل و ساير غول‌هاي بزرگ اين‌چنيني، از روش‌هاي الگو‌سازي بهره مي‌گيرند. فيس‌بوك به ‌يقين از كاربران جاسوسي مي‌كند، اطلاعات آنها را جمع‌آوري مي‌كند، همه حركات و اعمال آنها را در فضاي وب رديابي و تعقيب مي‌كند، بر اساس سلايق و خواسته‌هاي كاربران، موضوعات دلخواه را جلوي راهشان قرار مي‌دهد و بدين ترتيب حركت‌ها و خواسته‌هاي بعدي كاربران خود را پيش‌بيني مي‌كند. نكته اينجاست كه فيس‌بوك بتواند طبق آنچه ماكس وبر مي‌گويد، سازمان عملكردي و محتوايي خود را به طور كامل سامان ببخشد؛ يعني كنترل، پيش‌بيني، حسابگري و تنظيم كاملاً نامحسوس و از راه دور كاربران. موفقيت آنها در اين هدف بدين معني است كه شركت‌هاي فن‌آوري، رشته بازخوردها و واكنش‌هايي از كاربران خود دريافت مي‌كنند كه به كمك آنها، تك‌تك ما را به طور دقيق شناسايي و پيش‌بيني مي‌كنند، به نحوي كه اطلاعات آنها با شرايط هر يك از ما كاملاً هم‌خواني خواهد داشت. اين يعني يك نظام شناسايي تغيير و تحول كاربران كه در آن با استفاده از الگوريتم‌هاي رياضي و فرمول‌هاي علمي، تمام داده‌هاي اجتماعي و روان‌شناختي انسان دريافت و به هم دوخته مي‌شود؛ با اين تفاوت كه ديگر خبري از اطلاعات تصادفي و غيرعلمي نيست.
كوهن مي‌گويد:
اين سامانه، حريم شخصي شركت‌هاي فن‌آوري نيست، بلكه نوعي الگو‌سازي است و بزرگ‌ترين تهديد براي خلاقيت و ابتكار است كه به طور خاص سامانه كاربران و حريم آنها را هدف گرفته است. حكومت‌ها و نظام‌ها به طور فراگير و همه جانبه از روش‌هاي الگو‌سازي و جاسوسي استفاده مي‌كنند تا بدين وسيله با شناسايي سليقه و رفتار انساني، ضمن گرفتن هرگونه احتمال پيشرفت از انسان و سلب آزادي وي، جلو تراوش خلاقيت را از او بگيرند.
اگر سازوكاري براي محدود كردن جاسوسي، رصد مي‌شد و شبيه‌سازي‌هاي صنعت فن‌آوري وجود داشت، نگراني‌ها كمتر بود. حتي اگر قسمت كمي از زندگي ما در چارچوب الگو‌سازي و جاسوسي اين شركت‌ها قرار مي‌گرفت هم اشكالي نداشت يا حتي مي‌توانست مفيد هم باشد. اما نگاه تماميت‌خواهانه و استبدادي آنها به گونه‌اي است كه عمليات جهاني جمع‌آوري اطلاعات و داده‌هاي كاربران، باعث رخنه آنها در ارتباط كاربر با محيط اجتماعي پيراموني وي، خانواده، وضعيت اقتصادي و ديگر مسائل و مشخصات شخصي وي مي‌شود. نيات اربابان صنعت فن‌آوري در تمايل آنان براي نفوذ و رخنه در هر چيزي، عيان است. آنها از هر داده و اطلاعاتي براي كسب منفعت و حداكثر سود استفاده مي‌كنند و اين كار را با بهانه‌هايي همچون راحتي و شادي كاربر انجام مي‌دهند. راحتي كاربر يا امكاناتي كه براي او ايجاد مي‌شود در واقع نخستين قدم در مسيري است كه شركت را به سود و منفعت حداكثري خود برساند.
قبلاً به ما مي‌گفتند اينترنت كه همه چيز در آن هست، در حال ظهور است. ديري نپاييد كه هر چيزي را كه دنبال آن بوديم در يك دستگاه رايانه كه طي شبكه‌اي به ابرها متصل بود، پيدا كرديم و اين‌گونه بود كه با روش‌هاي الگو‌سازي و شبيه‌سازي شركت‌هاي عظيم فن‌آوري، محيط فيزيكي هوشمند شد. ديگر براي آنها آزادي انسان در فضاي سايبر كم بود و مي‌بايست او از قالب جسم خود نيز رهايي مي‌يافت.
برخلاف اواخر دهه 90 ميلادي كه اينترنت، مجمع الجزائري آشفته، بي‌نظم و بي‌حساب و پر از وب سايت‌هاي بي‌ربط بود، امروز شركت‌هاي بزرگ آن‌چنان اينترنت را محكم در دستان خود نگه داشته‌اند كه كوچكترين حركت، يا ترافيك و يا ارتباطات آن از چشمان آنها دور نمي‌ماند. آن‌چنان كه از يك گوشي كوچك اندرويدي يا يك لپ‌تاپ، حجم انبوهي از اطلاعات را به دورترين سرورها انتقال مي‌دهند يا آنها را دريافت مي‌كنند. اينترنت آينده را، شركت‌هاي فن‌آوري در دستان خود دارند و كوچك‌ترين مسائل از حركت اندك موشواره و صفحه كليد گرفته تا اطلاعات بيومتريك (زيست‌سنجشي) مثل صدا و مكان كاربر را شناسايي مي‌كنند.
ثبت اختراع برنامه به شماره 174/572/8 در آمريكا، يكي ديگر از نوآوري‌هاي فيس‌بوك است كه به اين شركت اجازه مي‌دهد يك صفحه وب را خارج از سايت اصلي فيس‌بوك ايجاد كند، اما اطلاعات آن را از پايگاه اطلاعاتي مادر يعني فيس‌بوك تغذيه نمايد. هم اكنون فيس‌بوك در حال فروش چيزي است كه خودش نام «بسته ارزشمند اطلاعات اجتماعي» روي آن گذاشته است. فيس‌بوك اين اطلاعات را به شركت‌هاي دست چندم مي‌فروشد تا آنها با استفاده از اين اطلاعات، محتواي شخصي براي كاربران تجاري خود به وجود آورند؛ نوعي محتواي شخصي كه بر پايه اطلاعات كاربران است كه در صفحات شبكه‌هاي اجتماعي عضو هستند. در واقع اين كاربرانِ فيس‌بوك هستند كه اين محتواي اطلاعاتي را هر روز غني و غني‌تر مي‌كنند و دودستي تقديم فيس‌بوك مي‌كنند تا بتواند ميلياردها دلار از فروش اطلاعات و مشخصات آنها به جيب بزند. بدين ترتيب همه اينترنت فروشگاه و محل كسب و كار فيس‌بوك است. جاه‌طلبي و تماميت‌خواهي در اين عرصه كاملاً واضح است. چرا‌كه اين موضوع در همه جا آشكارا ديده مي‌شود، از پرونده‌هاي سري امنيتي گرفته تا برندهاي توليد شده براي كاربران يا اطلاعات فاش شده از اسناد تجاري سانسور نشده كه اربابان صنعت فن‌آوري در چارچوب تحليل‌هاي اقتصادي خود منتشر مي‌كنند، در اين اسناد مي‌توان رويكرد قدرت‌طلبانه‌اي را كه خود اين شركت‌ها نام نوآوري روي آن گذاشته‌اند، ديد.
شما از هر طريقي، چه با تبلت و چه با گوشي همراه خود وارد اينترنت شويد، يك كاربر محسوب مي‌شويد و فعاليت‌هاي اجتماعي شما، دقيقه به دقيقه و قدم به قدم رصد مي‌شود. در واقع هرجا كه شما در اينترنت سرك مي‌كشيد، هر سايتي را كه باز مي‌كنيد و هر خدمتي را كه براي بالا بردن درك و تجربه خود از اينترنت مي‌خواهيد، تحت تعقيب همان صفحه هستيد. بالا بردن تجربه كاربر دقيقاً همان چيزي است كه فيس‌بوك و ديگران شعار آن را مي‌دهند.
اربابان فن‌آوري مي‌خواهند اين رصد و جاسوسي را از دايره دنياي مجازي خارج سازند و وارد دنياي واقعي هم بكنند. آنها مي‌خواهند با الگو‌سازي تبليغات و تجربيات محيطي و نيز با بهره‌گيري از دوربين‌ها و سنسورها همه كارهاي ما را تحت نظر بگيرند.
فيس‌بوك و ديگر شركت‌هاي فن‌آوري از غير قابل پيش‌بيني بودن و استقلال جامعه هدف خود بيمناك‌اند. به همين علت، اگر آنها نتوانند با الگوريتم‌هاي رياضي خود از پس رصد و جاسوسي يك داده يا متغير گنگ برآيند، سرنوشتي جز حذف شدن از شبكه عظيم اطلاعاتي در انتظار آن داده نخواهد بود.
به همين منظور و براي جلوگيري از بروز خطر غير قابل پيش‌بيني بودن يك كاربر، فيس‌بوك برنامه انحصاري به شماره 962/560/8 مربوط به «افزايش مشاركت كاربران كم تحرك در سيستم شبكه‌هاي اجتماعي» دارد. اين برنامه منحصر به فرد را برنامه‌نويسي به نام پالو آلتو از سان فرانسيسكو به فيس‌بوك معرفي كرد و شامل فرآيندهايي براي افزايش فعاليت كاربران است كه در آن تلاش مي‌شود با تحريك همه كاربران فعال ديگر براي توليد محتوا و داده، كاربري را كه كم‌كار بوده يا عضويتش ملغي شده به شبكه برگردانند. اين كار را كاربران با تحريك براي ايجاد حداكثر محتواي توليدي انجام مي‌دهند.
اين محتواهاي توليدي توسط كاربران ميلياردها دلار ارزش دارد. پس، از اين به بعد هر وقت خواستيد داده‌اي از داده‌هاي دوستان خود را لايك كنيد يا گزينه share و يا اشتراك‌گذاري را فعال نماييد خوب فكر كنيد، شما با اين كار چند سكه به جيب‌هاي فيس‌بوك و ديگر شبكه‌هاي اجتماعي مي‌ريزيد. ماشين رياضي فيس‌بوك جلو چشمان ما اين اطلاعات را گرفته و با محاسبات منطقي خود، تمام احتمالات ممكن را سنجيده و شما را وسوسه مي‌كند كه هر جريان داده و اطلاعاتي را اضافه (add) كنيد و آن را گسترش دهيد.
روش‌هاي فيس‌بوك در الگو‌سازي رفتار انساني، تفاوت كمي با شيوه‌هاي رصد و دستوركار‌هاي اثربخشي ديگر غول‌هاي فن‌آوري دارد. آمازون ، مايكروسافت و البته گوگل برخي از مهم‌ترين روش‌هاي اساسي به كارگيري داده‌ها و اطلاعات شخصي را به كار گرفته‌اند تا به كمك آنها، رفتار انساني را آن‌چنان شبيه‌سازي كنند كه براي آنها به‌ راحتي قابل پيش‌بيني شود تا از آنها براي مقاصد خود استفاده نمايند. برخي شركت‌هاي كوچك‌تر و البته تخصصي‌تر مثل choice stream و gist communication نيز براي خود چندين برنامه تخصصي براي الگو‌سازي و شبيه‌سازي دارند. سرعت اين به اصطلاح ابداعات و اختراعات شركت‌هاي فن‌آوري در الگو‌سازي رفتارهاي انساني بسيار تلسكوپي و پيچيده است كه كار را براي فهميدن و درك آن دشوار مي‌كند .
شايد عده‌اي دوست داشته باشند در قفسي كه خود ساخته‌اند زندگي كنند. قفسي كه با اطلاعاتي كه خود داده‌ايم برايمان ساخته‌اند؛ قفسي كه براي راحتي‌مان در خريد كردن و تحويل اجناس جلو در خانه‌مان دور خود درست كرده‌ايم. اين «راحتي‌ها» به قيمت نابودي بسياري از دردها، نبردها و بخت و اقبال‌هايي كه در طول تاريخ موجب پيشرفت انسان بوده به دست مي‌آيد. راحتي‌هايي كه ما در دوره قدرت يافتن روبات‌ها و رايانه‌ها، به قيمت باختن هويت و افشاي ارتباطات‌مان به دستگاه‌هاي رايانه‌اي به دست آورده‌ايم.
امروز دفاع از حريم و هويت شخصي انسان در واقع رفتن به جنگ سيستم‌هاي امنيتي شبيه داستان‌هاي جورج اورول است؛ سيستم‌هاي امنيتي مثل NSA ، CIA و FBI از اين دسته هستند. اين سيستم‌ها با ترساندن، ما را تحت كنترل گرفته‌اند تا با گفتن اينكه ما هميشه تحت نظر يك قدرت برتر هستيم ما را سركوب كنند. تا چندي پيش مقامات هميشه ما را به بهانه جرم و جنايت احتمالي يا ارتكاب هر گونه رفتار ناهنجار اجتماعي رصد كرده و سركوب مي‌كردند. اما با جاسوسي‌هايي كه قصدشان سركوب و منكوب كردن ما نيست چه بايد كرد؟ با چشم‌ها و گوش‌هاي رايانه‌اي كه به اميد كسب درآمد از ما، همه رفتارهاي ريز و درشت‌مان اعم از كوچك‌ترين فعاليت آنلاين و حتي حركات چهره و انگشتان ما را مي‌بينند چه بايد كرد ؟

/// مقالات