// مقاله / پژوهشي در كاركرد رسانه‏اي مناظرات امام رضا عليه السلام

پژوهشي در كاركرد رسانه‏اي مناظرات امام رضا عليه السلام در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

پژوهشي در كاركرد رسانه‏اي مناظرات امام رضا عليه السلام

ابوالفضل كاظمي٭
محسن ديمه‏‏كار گراب٭٭

// چكيده

يكي از مهم‌ترين رخدادهاي زندگي امام رضا عليه السلام ، مناظرات ايشان با بزرگان و پيروان اديان و مذاهب مختلف است كه نقش بي‌بديل اين مناظرات در آن برهه از زمان، از جنبه‌هاي گوناگون قابل بررسي است. در آن روز وسايل ارتباط جمعي، مانند امروز گسترده نبود، ولي امام از جلسات مناظره‏ دربار مأمون، به عنوان يكي از اثرگذارترين وسايل ارتباط جمعي آن روز بهره كافي گرفت. از اين رو، در اين نوشتار با توجه به كاركردهاي رسانه در جوامع بشري، از يك سو و گستره وسيع پيام‌رساني در مناظرات امام رضا عليه السلام از سوي ديگر، كاركردهاي رسانهاي مناظرات امام رضا عليه السلام در دربار مأمون را بررسي مي‌كنيم. شناخت رسانه، اهميت و كاركردهاي آن و مفهومشناسي مناظره از ديگر مباحث اين نوشتار است.

كليدواژگان:
امام رضا عليه السلام ، مناظره، رسانه، كاركرد رسانهاي مناظره، پيام‌رساني و تبليغ دين.

// مقدمه

رسانه به عنوان يكي از مهم‌ترين ابزارهاي ارتباط جمعي است كه در ميان جوامع بشري از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. در اين ميان، كساني كه به دنبال اثرگذاري بر افكار عمومي بوده‏اند، به دنبال بهره‌مندي حداكثري از آن بوده و با استفاده از آن، اهداف خود را دنبال كرده‏اند. رسانه‏ها در طول تاريخ داراي تعاريف و البته در پي آن، مصاديق مختلفي بوده‏اند. برخي اولين رسانه در اسلام را مسجد مي‏دانند و به آن به عنوان اولين و مهم‌ترين پايگاه ارتباط جمعي اسلام مي‏نگرند. پس از آن منبر را مي‏توان از مهم‌ترين رسانه‏هاي سنتي ديني برشمرد كه تاكنون به عنوان يك رسانه مطرح بوده است و به فعاليت خود ادامه مي‏دهد. در طول تاريخ اسلام، فضاهاي متفاوتي به فراخور زمان براي تبليغ دين مبين اسلام فراهم شده است. مناظره با بزرگان اديان، فرقه‌ها و مذاهب گوناگون به وسيله امام رضا عليه السلام در دربار مأمون يكي از فرصت‌هاي بي‌نظيري است كه حضرت به بهترين شكل از اين ظرفيت بهره برد. در اين نوشتار با توجه به اينكه وسايل ارتباط جمعي در آن دوران مثل امروز گسترده نبود، كاركردهاي رسانهاي مناظرات حضرت را بررسي مي‌كنيم، ولي پيش از پرداختن به اين موضوع، نخست به تعريف رسانه و كاركردهاي آن و مفهموم شناسي مناظره مي‌پردازيم:

// 1. رسانه و مناظره؛ تعريف و چارچوب نظري

براي بررسي دقيق رابطه رسانه و مناظره، بايد هر كدام از اين دو مفهوم بر اساس تئوري‌هاي گوناگوني كه وجود دارد تعريف شود:

// الف) شناخت رسانه و انواع آن

براي شناخت و معرفت بيشتر درباره موضوعي، بهترين و نخستين مرحله، تعريف جامع موضوع است. از اين رو، در مقوله رسانه‏ها ابتدا به بازشناسي مفهوم رسانه و انواع آن مي‏پردازيم تا حيطه آنها را به طور كامل مشخص سازيم.
رسانه: رسانه در لغت به معناي وسيله رساندن يا وسيله ارتباط جمعي است، (ياوري وثاق، 1391: 15) اما در اصطلاح، تعاريف متفاوتي براي رسانه وجود دارد. براي مثال در يك تعريف آمده است: «رسانه» وسيله‏اي براي نقل و انتقال اطلاعات، ايده‏ها و افكار افراد يا جامعه است. رسانه واسطه‌اي عيني و عملي در فرآيند برقراري ارتباط است و دو نوع كاركرد آشكار و نهان براي آن وجود دارد كه كاركرد آشكار آن؛ يعني اينكه رسانه، محل برخورد پيام و گيرنده پيام است، اما كاركرد پنهان رسانه؛ يعني برقراركننده جريان ارتباط و پيام‌رساني. در حقيقت، رسانه به معناي هر وسيله‏اي است كه انتقال‌دهنده فرهنگ‌ها و افكار عده‏اي باشد و اكنون آنچه مصداق اين تعريف است، وسايلي همانند روزنامه‏ها، مجلات، راديو، تلويزيون، ماهواره، اينترنت، لوح‌هاي‌ فشرده، ويدئو و جز اين مواردند. http: //mokhatabshenasi. blogsky. com))
رسانه، در مفهوم ارتباطي آن، عاملي است كه مي‏تواند پيامي را به مخاطب انتقال دهد. رسانه‏ها، افراد، ابزار يا موقعيت‌هايي هستند كه به وسيله آن پيام ارائه مي‏شود. در واقع، رسانه‏ها يا وسايل ارتباط همگاني، كارشان پيام‌رساني است. اگر رسانه‏اي پيامي نداشته باشد، نمي‏تواند نقش خود را به درستي ايفا كند و آن‌گاه چيزي شبيه رسانه خواهد بود، نه خود رسانه. برداشت‌هاي مختلفي درباره ماهيت رسانه‏ها وجود دارد، اما در بيشتر تعاريف ارائهشده از آن، به نقش پيام‌رساني آن توجه فراواني شده است. مك لوهان كانادايي نيز بر اين باور است كه رسانه همان پيام است.
برخي ديگر از صاحب‌نظران هم در تعاريف‌شان از رسانه بر ماهيت پيام‌رساني آن تأكيد دارند. به باور آنان، رسانه بدون پيام نيست و اگر پيامي با محتوا در يك وسيله، ارتباط همگاني نباشد، آن وسيله معني كامل رسانه را به خود نمي‏گيرد. در برخي ديگر از تعاريف، به موضوع مخاطب توجه شده است. رسانه‏هاي جمعي از نظر لغوي، به معناي ابزارهايي هستند كه از طريق آنها مي‏توان به افرادي، نه به طور جداگانه يا با گروه‏هاي خاص و همگون، بلكه با جماعت كثير يا توده‏اي از مردم به طور يكسان دسترسي پيدا كرد. (دادگران، 1384: 30) رسانه‏هاي جمعي را به گونه‏هاي مختلف تقسيم كرده‏اند، اما ويژگي انتقال پيام، در همه اين تقسيم‌بندي‌ها مشترك است. از يك نظر، رسانه‏ها را در دو گونه تند و كُند جاي داده‏اند. رسانه‏هاي كُند، پيام را با تأخير انتقال مي‏دهند، مانند كتاب يا مجله. رسانه‏هاي تند نيز پيام را با سرعت به مخاطبان مي‏رساند، مثل راديو و تلويزيون (جمعي از نويسندگان، 1385: 9) از اين رو، در تعريف رسانه‏ها به طور كلي مي‏توان گفت، رسانه هر نوع ابزاري است كه براي رساندن پيام از فرستنده به مخاطبان استفاده مي‏شود. (ياوري وثاق، 1391: 16)
از سويي، وسايل ارتباط جمعي به وسايلي گفته مي‏شود كه مخاطبان آن گسترده، فراوان و نامتجانسند. اين اجتماعات وسيع و نامتجانس مي‏توانند به وسيله اين وسايل با هم نزديك شوند و به تبادل آرا و تفاهم بپردازند. به بياني ديگر، وسايل ارتباط جمعي به آن دسته از وسايلي گفته مي‌شود كه پيام را براي مخاطبان بسيار (عموم) ارائه مي‏دهند و داراي آثار اجتماعي‌اند. (خيري، 1389: 31)
برخي ديگر از محققان با توجه به نقش ارتباطي رسانه، براي آن تعاريفي ارائه كرده‏اند. به نظر آنان، رسانه‏ها مهم‌ترين وسايل ارتباطي در جوامع بشري به شمار مي‏آيند و سبب جهاني شدن و اهميت فوق‌العاده آن همين جنبه ارتباطي است. در فرهنگ الفبايي قياسي زبان فارسي رسانه‏ها، به عنوان مجموع ابزارها و روش‌ها براي برقراري ارتباط اجتماعي تعريف شده است.
در طول تاريخ، جوامع بشري از رسانه‏هاي ارتباطي گوناگوني استفاده‏ كرده‌اند. برخي از اين رسانه‏ها مانند زبان انسان‌ها، از رسانه‏هاي ارتباطي طبيعي و برخي ديگر مانند ملاقات و نشانه‏ها و نمادهاي گوناگون ـ صداي طبل، مشعل يا دود ـ جنبه قراردادي دارند و برخي نظير مطبوعات، تلويزيون و سينما، كه امروزه به آنها رسانه‏هاي ارتباط جمعي يا توده‏اي گفته مي‏شود، چون ساخته انسانند، مصنوعي به شمار مي‌آيند. (اشرفي ريزي و كاظم پور، 1386: 79)
رسانه‏ها داراي انواع مختلفي از دسته‏بندي‌هاست. نمونه‏اي از دسته‏بندي انواع رسانه به اين صورت است: رسانه‌هاي نوشتاري مانند مطبوعات، كتاب و مجلات، رسانه‌هاي شنيداري مانند راديو، رسانه‌هاي ديداري مانند تلويزيون، سينما، اينترنت، رسانه‌هاي ابزاري مانند اعلاميه، بروشور، تابلوي اعلانات، كاتالوگ، پوستر، تراكت، پلاكارد، آرم، لوگو، فيلم‌هاي تبليغي، فيلم‌ كوتاه و بلند، سخنراني، همايش و تئاتر، رسانه‌هاي نهادي يا گروهي همچون روابط‌ عمومي‌ها، شركت‌هاي انتشاراتي، بنيادهاي سينمايي، رسانه‌هاي فرانهادي همچون خبرگزاري‌ها، دفاتر روابط بينالملل، كارتل‌ها، بنگاه‌هاي سخن‌پراكني و تراست‌هاي خبري، شركت‌هاي چند مليتي سازه، فيلم‌هاي سينمايي، شبكه‌هاي ماهواره‌اي.
)

// ب) اهميت و كاركردهاي رسانه

رسانه‏ها در جامعه بشري نقش بسيار مهمي را ايفا مي‏كنند و اهميت ويژه‏اي دارند. امروزه رسانه‏ها به نوعي از ضروري‌ترين نيازهاي زندگي بشري به شمار مي‏روند. شايد بتوان دلايل بسياري را براي اهميت رسانه برشمرد. از جمله اين دلايل مي‏توان به اين موارد اشاره كرد:
يك ـ رسانه به عنوان عامل اصلي جمعي كردن روابط انسان‌هاست و همواره وسايل ارتباط جمعي در گسترش روابط بين انساني در جنبه‌هاي مختلف نقش فعال دارد.
دو ـ عمل رسانه به مثابه منبع قدرت است، نقش واسطه‏گري وسايل ارتباط جمعي بين افكار عمومي و حاكميت يا سازمان و نياز مخاطبان انبوه به اطلاعات، قدرت اثرگذاري رسانه را در ميان اعضاي جامعه به شدت گسترش داده است.
سه ـ قدرت دروازه‏باني رسانه نيز بر اهميت آن افزوده است. براساس نظريه دروازه‏باني اطلاعات، هميشه در مجرا‌هايي كه در منطقه دروازه‏هاست، قرار مي‏‏گيرد. در اين منطقه دروازه‏بان تصميم مي‌گيرد اطلاعات را وارد مجرا كند يا خير. با توجه به قدرت دروازه‏باني رسانه نوع تعاملي كه مديران در شرايط بحراني با رسانه‏ها دارند، در گزينش و جهت‌دهي به اخبار از سوي خبرنگاران بسيار اثرگذار است؛ زيرا در اين شرايط خبرنگاران هم به وضعيت ذهني و روحي رواني جامعه درباره بحران نظر مي‏كنند و هم قالب‌هاي ذهني و نوع برخورد مديران بحران آنان را در شيوه نگاه به موضوع بحران و روش‌هاي پرداختن به آن راهنمايي مي‏‏كنند.

// كاركرد رسانه‏ها

كاركردهاي رسانه در هر جامعه آميزه‏اي از نظام رسانه‏اي، نقش‌هاي پذيرفتهشده ـ و نه تعريف شده ـ براي رسانه و رويكردهاي رسانه‏اي در ايفاي اين نقش‌هاست. بر اين اساس، نظام رسانه‏اي در برگيرنده اصول و قواعدي است كه رسانه در محيط سياسي، اجتماعي جوامع براي انجام وظايف خود از آن پيروي مي‌كند. در حقيقت، نظام رسانه‏اي تبلور جايگاه نظام ارتباطي در نظام سياسي يك جامعه است كه تحت تأثير نيازها و خواسته‏هاي متفاوت مردم، تجربه‏هاي خاص آن جامعه، ساختار سياسي، اجتماعي و نظام كنترل اجتماعي آن جامعه است. بنابراين، رسانه در هر جامعه‏اي داراي نقش است. امروزه نقش رسانه‏اي بر اساس توسعه فن‌آوري‌هاي ارتباطي به نقش‌هاي تعريف شده و نقش‌هاي پذيرفته شده، قابل تقسيم است.
درباره كاركردهاي رسانه‏ها نظريات گوناگوني مطرح است. محققان براي رسانه‏هاي مدرن كاركردهاي چندي قائل هستند، اما همه روي سه كاركرد عمده و اصلي توافق دارند. اين سه كاركرد را مي‏توان در سه شكل زير بيان كرد: آموزشي، اطلاع‌رساني، تفريحي و سرگرمي. (جوادي يگانه و عبداللهيان، 1386: 190 ـ 191) البته همان طور كه بيان شد، نظرات گوناگوني درباره كاركردهاي رسانه وجود دارد كه در ادامه به برخي از اين كاركردها به طور خلاصه اشاره مي‏شود:
الف) كاركرد نظارتي: يكي از مهم‌ترين كاركردهاي رسانه خبري، نظارت بر محيط است. كاركرد نظارت و حراست از محيط، شامل رساندن اخبار توسط رسانه‏ها مي‌شود كه براي اقتصاد و جامعه ضروري است. مانند گزارش اوضاع سهام، ترافيك و شرايط آب و هوايي. (تانكارد و ورنر، 1386: 450 ـ 451)
ب) كاركرد آموزشي يا انتقال فرهنگ: آموزش براساس تعريفي كه سازمان علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسكو) بيان داشته، عبارت است از: «تمام كنش‌ها و اثرات، راه‏ها و روش‌هايي كه براي رشد و تكامل توانايي مغزي و معرفتي و همچنين مهارت‌ها، نگرش‌ها و رفتار انسان به‌كار مي‌روند. البته به ‌طريقي كه شخصيت انسان را تا ممكن‌ترين حد آن، تعالي بخشند». (دادگران، 1384: 109)
در اين ميان، رسانه‏هاي ارتباطي خواه براي اين كار برنامه‏ريزي شده باشند و خواه نشده باشند، آموزش دهنده‌اند. رسانه‏ها فراهم‌‌آورنده دانش و شكل‌دهنده ارزش‌هايند و همواره مردم از آن‌ها اثر مي‏پذيرند و مي‏آموزند. اين كاركرد مربوط به ارتقاي سطح دانش در علوم مختلف است كه به طور عمده ناظر به حيطه شناختي است. (جوادي يگانه و عبداللهيان، 1386: 79 ـ 81) جامعه‏شناسان معتقدند كه وسايل ارتباطي با پخش اطلاعات و معلومات جديد، به موازات كوشش معلمان و استادان، وظيفه آموزشي انجام مي‌دهند و دانستني‌هاي عملي، فرهنگي و اجتماعي دانش‌آموزان و دانشجويان را تكميل مي‌كنند. (معتمد نژاد، 1385: 109 ـ 110)
ج) كاركرد سرگرم سازي و پركردن اوقات فراغت: انبساط خاطر، ادخال سرور و شادي به ويژه اوقات فراغت مقصودي است كه در محور توجه كاركرد سرگرمي قرار دارد. (جوادي يگانه و عبداللهيان، 1386: 79 ـ 81)
وسايل ارتباط جمعي به ‌عنوان مهم‌ترين ابزار تفريحي و سرگرمي افراد به ‌شمار مي‌روند كه با پخش و انتشار برنامه‌هاي سرگرم‌كننده بر الگوي رفتار اوقات فراغت انساني آثار تعيين‌كننده‌اي دارند و از اين راه است كه فرد از تنهايي و زندگي سخت‌ روز‌مره‌اش رهايي مي‌يابد و با محيط بيروني تماس برقرار مي‌كند. (دادگران، 1384: 126)
د) كاركرد ارشادي: انگيزش احساسات معنوي مخاطبان و تشويق آنها به رفتار بر مبناي باورهاي ديني، محور اين كاركرد به شمار مي‏آيد. تأثير عاطفي بر مخاطبان و ترغيب و تهييج رواني آنها نيازمند شرايط رواني ويژه‏اي است كه به نظر مي‏رسد با ارتباطات مستقيم، شخصي و صميمانه امكان تحقق بيشتري داشته باشد. تربيت نيازمند نزديكي مربي و متربي و تسلط مربي به بازخوردها و حالات مخاطبان خود است كه مقتضي ارتباطي دوسويه است. (جوادي يگانه و عبداللهيان، 1386: 79 ـ 81)
ه‍) كاركرد اطلاع‌رساني: مهم‌ترين ويژگي اين كاركرد، اتكاي آن به زمان است، به اين معنا كه بايد خصوصيت جديد و تازه بودن در بيان اطلاعات و رويدادها ملحوظ باشد و از كهنگي و آفات زماني به دور بماند. اين نيازي است كه انسان‌ها براي موفقيت در زندگي روزمره خود به دنبال تأمين آن هستند و هر رسانه‏اي كه بتواند زمان اين دست‌يابي را كوتاه‏تر و دسترسي به آن را ساده‏تر نمايد، در به عهده‏گرفتن اين كاركرد نسبت به ساير وسايل ارتباطي مزيت خواهد داشت. (همان: 79 ـ 81)
و) كاركرد همگن‌سازي: وسايل ارتباط جمعي، موجب نزديكي سليقه‏ها، خواست‌ها و انتظارات همه ساكنان يك جامعه شده و جوامع را از عصر محدوده‏هاي جدا خارج مي‌گردانند. ورود وسايل ارتباط جمعي به جامعه، خرده فرهنگ‌ها و فرهنگ‌هاي خاص و مجزا را ناپديد مي‌كند و به ‌نوعي تشابه ميان تمامي ساكنان يك جامعه به وجود مي‌آورد و مردم آن جامعه، از سبك زندگي و علايق و خواسته‏هايي كه رسانه‏هاي جمعي ارائه مي‏دهند، پيروي مي‌كنند. (ساروخاني، 13: 87 ـ 88) در واقع اين رسانه‏ها هستند كه انسان‌ها را با يكديگر پيوند ميدهند و به آن‌ها هويت جمعي مي‏بخشند. بر اين مبنا، كاركرد اصلي وسايل ارتباط جمعي، همان مخاطب قراردادن توده‏ها و نه گروه‏هاي خاص است. به‌بيان «ژان كازنو»، رسانه‏ها به توده‌سازي مي‌پردازند. (آشنا، 1380: 19 ـ 20)
ز) كاركرد راهنمايي و رهبري: نقش‌ رهبريكننده وسايل ارتباطي و اثر آن‌ها در بيداري و ارشاد افكار عمومي، امري واضح بوده و روز به ‌روز بر اهميت آن افزوده مي‌شود. در نظام‌هاي دموكراسي، وسايل ارتباط جمعي مي‌توانند در راه گسترش ارتباط ميان رهبري‌كنندگان و رهبري‌شوندگان، خدمات مهمي را انجام دهند و به ‌عنوان آيينه تمام‌نماي افكار عمومي، در جلب همكاري مردم و شركت دادن آن‌ها در امور اجتماعي، تأثير فراواني به ‌جاي بگذارند. البته رسانه‌هاي گروهي با انگيزه‏سازي در مخاطب، مي‌توانند ايجاد مشاركت اجتماعي كه از عمده‌ترين نقش‌هاي رسانه‏هاست، به دنبال داشته باشند. اين مهم؛ يعني انگيزه‏سازي براي مشاركت، نيازمند شناخت درست از نيازهاي مخاطبان است. توجه به فرهنگ‌هاي محلي مناطق گوناگون يك كشور نيز در انگيزه‌سازي با اهميت است. (كريمي، 1382: 122 ـ 124)
ح) كاركرد بحران‌زدايي: رسانه‏هاي گروهي مي‌توانند در عرصه مقابله با بحران‌هاي اجتماعي، به ايفاي نقش بپردازند و در كاهش بحران‌هاي مختلفي مانند بحران‌ هويت يا حوادث تهديدكننده ثبات اجتماعي، كاركرد مؤثري داشته باشند. (همان: 170)
ط) كاركرد آگاه‏سازي: اين وظيفه با مقوله آموزش، از سويي و مقوله خبررساني جمعي، از سوي ديگر، تداخل دارد، اما رسانه‌ها بايد افزون بر انتقال اخبار و اطلاعات، به تحليل درست اخبار و تشريح آنان نيز بپردازند. تحليل علّي پديده‏هاي خبري و آگاه‏سازي انسان‌ها از اين علل، سبب تغيير در جهانبيني انسان‌ها مي‌شود. به همين سياق، وسايل ارتباط جمعي بايد موجبات آگاهي انسان‌ها از كالاهاي مورد نياز را فراهم سازند. اين وظيفه؛ يعني آگاه‏سازي از آن ‌رو از تبليغ متمايز است كه در آن، هيچ كوششي براي خريد كالايي خاص وجود ندارد. همان‌گونه كه هيچ كوششي نيز براي ايجاد گرايش به‌سوي ديدگاه خاص وجود ندارد.
آنچه بدان اشاره شد، برخي از كاركردهاي رسانه بود. البته افزون بر موارد اشاره شده، اعطاي پايگاه اجتماعي، حمايت از هنجارهاي اجتماعي، انتقال ميراث‌هاي فرهنگي و اجتماعي از نسلي به نسل ديگر، نقش و كاركرد بيان عقايد، ايجاد همبستگي ميان اجزاي جامعه در پاسخ به نيازهاي محيطي و كاركرد تبليغي را نيز مي‏توان از جمله ديگر كاركردهاي رسانه برشمرد.
از سوي ديگر، يك رسانه بايد مخاطب را به فكر وادارد، مبدأ ايده‏هاي جديد در حيطه‏هاي گوناگون باشد، محلي براي نقد و اظهار نظرهاي دلسوزانه و عملي باشد؛ با درج مطالب پژوهشي و آموزشي در افزايش سطح علمي جامعه اثرگذار باشد، ميزگردهاي غني رسانه‏اي درباره موضوعات هدف برگزار كند؛ به چالش‌ها و مشكلات و راهكارهاي قابل انجام بپردازد و بحران‌هاي پيش‌رو را پيش‌بيني كند و واقعيات را به دور از هرگونه جانبداري، بيان كند. با انجام اين موارد مي‌تواند به عنوان بازوي توانمند سيستمي در جامعه و در كنار نظام، ايفاي نقش كند.

// ج) مفهوم‌شناسي مناظره

مناظره در لغت به معني با هم نظر كردن؛ يعني فكر كردن در حقيقت و ماهيت چيزي است. در واقع، به مجادله و نزاع با همديگر و بحث با يكديگر درباره حقيقت و ماهيت چيزي، مناظره گويند. راغب اصفهاني در مفردات آورده است: «مناظره، گفت‌وگوي رو در رو و نبرد نظري با سخن و خطابه است و نيز بيان آنچه را كه به بصيرت درك مي‌شود.» (راغب اصفهاني، 1374: 365) و در مصباح المنير، مناظره به معناي مجادله بيان شده است: «مُنَاظَرَةً بِمَعْنَي جَادَلَهُ مُجَادَلَةً.» (فيومي، بي‌تا: ج15: 612) طريحي نيز آن را به معناي مجادله و جدال كردن بيان داشته است: «نَاظِرْهُ‏ مُنَاظَرَةً: جادله». (طريحي، 1375: ج3: 498)
قنوجي بخاري در كتاب أبجد العلوم در تعريف علم المناظره مي‏نويسد: «علم باحث عن أحوال المتخاصمين ليكون ترتيب البحث بينهما علي وجه الصواب حتي يظهر الحق بينهما.» علمي است كه در آن از احوال دو فرد در حال نزاع و گفت‌وگو با يكديگر بحث مي‌كند، به گونه‌اي كه ترتيب مباحثه ميان اين دو به صورت صحيح باشد تا اينكه حقيقت ميان اين دو روشن شود. (قنوجي، 1420ق: ج2: 428)
خداوند فرموده است: «ادْعُ إِلي‏ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (نحل: 125)‏؛ يعني بخوان اي پيغمبر! بندگان را و دلالت نما ايشان را به سو و سمت راه پروردگار خودت، بعضي را به طريق حكمت و بعضي را به طريق موعظه‏اي كه نيكو باشد و بعضي را مجادله و مناظره فرما، به نوعي كه مجادله احسن و نيكو باشد. (دارابي، 1381: ج1: 40)
در تفسير نمونه در ذيل اين آيه آمده است: «و اين سومين گام، مخصوص كساني است كه ذهن آنها قبلاً از مسائل نادرستي انباشته شده و بايد از طريق مناظره ذهنشان را خالي كرد تا آمادگي براي پذيرش حق پيدا كنند. بديهي است، هنگامي مجادله و مناظره مؤثر مي‏افتد كه «بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» باشد، حق و عدالت و درستي و امانت و صدق و راستي بر آن حكومت كند و از هر گونه توهين و تحقير و خلاف‌گويي و استكبار خالي باشد و خلاصه تمام جنبه‏هاي انساني آن حفظ شود. چيزي كه هست خداي تعالي موعظه را به قيد حسنه مقيد ساخته و جدال را هم به قيد «بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» مقيد نموده است، و اين خود دلالت دارد بر اينكه بعضي از موعظه‏ها حسنه نيستند، و بعضي از جدال‌ها حَسَن (نيكو) و بعضي ديگر احسن (نيكوتر) و بعضي ديگر اصلا حُسن ندارند وگرنه خداوند موعظه را مقيد به حسن و جدال را مقيد به احسن نمي‏كرد». (مكارم شيرازي، 1389: ج11: 456 ـ 457)

// 2. كاركرد رسانهاي مناظرات امام رضا عليه السلام

برخي، رسانه را وسيله‏اي براي نقل و انتقال اطلاعات، ايده‏ها و افكار افراد يا جامعه مي‏دانند و عده‏اي هم آن را افراد، ابزار يا موقعيت‌هايي مي‏دانند كه به وسيله آن پيام ارائه مي‌شود و برخي، رسانه را همان پيام معرفي مي‏كنند. بررسي مناظرات حضرت رضا عليه السلام ، به خوبي نشان مي‏دهد كه ويژگي پيام‌رساني و داراي پيام بودن در مناظرات حضرت به وضوح نمايان است. از اين رو، با توجه به گستره وسيع پيام‌رساني در مناظرات امام رضا عليه السلام و به تعبيري به دليل وجود كاركردهاي رسانهاي متعدد مناظرات امام رضا عليه السلام در دربار مأمون و ميان مردم از زمان وقوع آن مناظرات تاكنون، مي‌توان كاركردهاي رسانهاي آن مناظرات را بررسي و تحليل كرد. توضيح اينكه اين مناظرات در آن دوران يكي از گوياترين ابزار پيام‌رساني براي انتقال مهم‌ترين پيام‌هاي منطبق با منافع و مقاصد دربار بود و امام رضا عليه السلام از مناظرات به عنوان ظرفيتي جديد در فضاي دربار در راستاي اهداف و مقاصد الهي خويش و در جهت تبيين اعتقادات الهي خويش بهره بردند.
در ادامه، نخست نگاهي كلي به مناظرات حضرت رضا عليه السلام خواهيم داشت و پس از آن به مهم‌ترين كاركردها و بهره‏وري حداكثري از ظرفيت رسانه‏اي مناظرات اشاره خواهيم داشت.

// الف) نگاهي كلي به مناظرات امام رضا عليه السلام

از جمله مهم‌ترين رخدادهاي زندگي امام رضا عليه السلام ، مناظرات حضرت با بزرگان و پيروان اديان و مذاهب مختلف است كه توجه به آن و بررسي نقش بي‌بديل اين مناظرات در آن برهه از زمان مي‏تواند راه‌گشاي مطالب و مسائل بسياري باشد. در ادامه به اختصار به اين مناظرات و چگونگي آن اشاره مي‏شود.
نكته نخست اينكه مناظرات در تمام دوران زندگي حضرت رخ مي‏داد. در اين مناظرات كه در دو مقطع زماني دوران امامت؛ يعني پيش و پس از ولايت‌عهدي بود، اسلام ناب به مردم معرفي مي‏شد.
امام با صاحبان افكار و عقايد مختلف به مناظره مي‏پرداختند و با براهين قوي و محكم، باورهاي ناصواب آنان را براي جامعه آشكار مي‏ساختند. اين مناظرات كه علاوه بر بصره، در مرو نيز رخ داد، در بارورسازي اسلام و غني شدن مكتب و حديث شيعه نقش به سزايي داشت. (محبي پور، 1388: 115)
درباره تشكيل مناظرات دلايل فراواني بيان مي‏شود كه بايد با توجه به موقعيت انجام مناظره آنها را بررسي كرد. گفتني است، چون مناظرات در دوره‏هاي مختلف (قبل و بعد از ولايتعهدي) و در مكان‌هاي مختلف (مدينه، بصره، كوفه و مرو) رخ داده است، نمي‏توان براي همه مناظرات دلايل واحدي برشمرد. براي مثال، مناظراتي كه در مدينه و قبل از ولايتعهدي امام عليه السلام رخ داده‏، بيشتر جنبه آگاهي دادن به مردم و پاسخ دادن به پرسش‌هاي آنها و همچنين مبارزه با فرقه‏هاي ضاله از جمله فرقه واقفيه داشته‏اند. مناظرات بصره و كوفه نيز همين جنبه را داشته و براي اثبات امامت امام رضا عليه السلام انجام شده است، اما مناظراتي كه در مرو و در حضور و دربار مأمون اتفاق افتاده‏ است، بيشتر جنبه سياسي داشته و با اهداف خاص پيگيري مي‏شد. مي‏توان گفت، يكي از ابعاد اساسي حضور امام رضا عليه السلام در دستگاه خلافت، شركت ايشان در مناظرات علمي با فقها، متكلمان و علما، مسلمان و غير مسلمان، اعم از علماي زرتشت، يهودي، مسيحي و صائبي بود كه مأمون برگزاركننده اين مناظرات بود. شيخ صدوق انگيزه مأمون از برگزاري آن مناظرات را محكوم شدن حضرت در برابر احتجاج يكي از ايشان دانسته و اين امر را ناظر به حرص و حسد وي نسبت به حضرت و جايگاه علمي وي دانسته است. (ابن‌بابويه، 1372: ج‏1: 191)
البته دلايل ديگري نيز براي اين مناظرات كه مأمون آنها را برنامه‏ريزي و مديريت مي‏كرد، بيان شده است. از جمله دلايل ديگر مأمون از اين كار اين بود كه جنبه علمي امام را پررنگ جلوه دهد و ايشان را فردي به دور از مسائل سياسي و حكومتي معرفي كند.
دليل ديگري كه به عنوان انگيزه مأمون مطرح است، اين است كه هميشه سياست‌گذاران و حاكمان در پي آنند كه ذهن و افكار عموم مردم را متوجه موضوعي خاص كنند تا مردم در مسائل حكومتي دخالت نداشته باشند و از آن فارغ شوند. برخي انگيزه مأمون را از برگزاري مناظرات، دور كردن ذهن مردم از مسائل حكومتي دانسته‏اند. (مكارم شيرازي، 1404ق: 8 ـ 9)
اهميت مناظرات: در دوران ائمه‏ مناظرات گسترده‏اي رخ مي‏داد و ائمه با پيروان مكاتب و فرق، مباحثه و مناظره مي‏كردند. در زمان امام رضا عليه السلام نيز اين فرصت در مكه، مدينه، بصره، كوفه و مَرو پيش آمد، اما مناظرات امام با مناظرات ديگر ائمه و حتي مناظرات ايشان در مرو با مناظرات قبل از ولايتعهدي كاملاً متفاوت است؛ زيرا وسعت كشورهاي اسلامي در عهد هارون و مأمون به آخرين حد خود رسيده بود، به گونه‌اي كه مساحت كشورهاي اسلامي در عهد عباسيان بدون محاسبه اسپانيا، برابر با مساحت تمام قاره اروپا بود. اهميت مناظرات امام رضا عليه السلام در اين برهه زماني كاملاً مشخص و روشن است. از طرفي، با گسترش اسلام در مناطق مختلف، پرسش‌هاي مختلفي و مسائل فراواني مطرح مي‏شد كه پاسخ‌گويي به آنها و رفع ابهامات موجود، به وسيله مناظرات تا حد زيادي انجام ميگرديد و مناظرات به گونه‏اي پاسخ‌گوي اين‌گونه مسائل بود. نكته ديگر اينكه در مناظرات مرو، وضعيت به گونه‏اي حساس شده بود كه شكست در مناظرات به منزله شكست مذهب تشيع و اعتقادات شيعي تلقي مي‏شد. از اين رو، مناظرات از اهميت ويژه‏اي برخوردار بود. اساساً يكي از اهداف مأمون از برگزاري مناظرات شكست يا محكوم كردن امام و مذهب تشيع بود كه با درايت حضرت رضا عليه السلام اين هدف متلاشي و نقش بر آب شده و اثر معكوس داشته و به نفع امام و مذهب تشيع تمام شد و نكته مهم ديگر درباره اهميت مناظرات حضرت رضا عليه السلام اين است كه اين مناظرات هم به وسيله مردم و هم به وسيله رهبران و بزرگان اديان و فرق مختلف داوري مي‏شد. تمام كساني كه در مناظرات شركت داشته يا از اخبار آن با خبر مي‏شدند، بالطبع درباره آن داوري داشته و به بحث و گفت‌وگو درباره آن و محتويات مباحث مي‏پرداختند. اين مسئله به نوعي باعث پاسداري از مذهب تشيع و همچنين تبليغ و نشر آن به شمار مي‏آمد. اينجاست كه نقش رسانه‏اي مناظرات بيش از پيش مشخص مي‏شود.
انواع مناظرات: مناظرات امام را مي‏توان به دو بخش مهم تقسيم كرد: مناظرات امام رضا عليه السلام با اديان مختلف، مناظرات امام رضا عليه السلام با فرقه‏ها و مذاهب مختلف.

// يك ـ مناظرات امام رضا عليه السلام با دانشمندان اديان مختلف

اين مناظرات كه در دوران پيش و پس از ولايت‌عهدي به وقوع پيوست، به دو بخش عمده تقسيم مي‏شود:
اول ـ مناظره با دانشمندان اديان در كوفه و بصره: در كتاب الخرائج و الجرائح، روايت مشروحي ذكر شده كه خلاصه آن چنين است: هنگامي كه بصره پايگاه فعاليت فرق و مكتب‌هاي مختلف شد، امام علي بن موسي الرضا عليه السلام با استفاده از فرصتي كوتاه به بصره آمد و گروه‏ها و فرقه‏هاي مختلفي نظير علماي بزرگ مسيحي و يهودي به حضور ايشان رسيدند. امام در اين شهر با علماي يهود و مسيحي به مناظره پرداخت. فصول مختلف انجيل و بشاراتي را كه از پيامبر در آن آمده است، بيان فرمود و نيز بشارات اسفار مختلف تورات و زبور را برشمرد و به زبان خودشان، بشارت عهدين را براي آن‌ها بازگو كرد، به گونه‏اي كه رأس الجالوت قسم ياد كرد كسي را نديده است، تورات و انجيل را بهتر و شيرين‌تر از امام تلاوت كند. (راوندي، 1409ق: ج1: 341 ـ 351)
دوم ـ مناظره با دانشمندان اديان در خراسان: خراسان مهد اديان بزرگ بود و هم‌زمان با ورود امام به ايران، پيروان اديان بزرگ مانند يهود، مسيحيت، زرتشت، بودايي و مانوي، در اين خطه وجود داشتند و با مسلمانان مناظره مي‏كردند. امام رضا عليه السلام نيز با مسيحيان، يهوديان، زرتشتيان، بوداييان و مانويان مناظراتي داشت كه اين مناظرات بيشتر درباره توحيد و نبوت بود؛ از جمله مي‏توان به مناظرات زير اشاره كرد: مناظره امام با جاثليق؛ مناظره امام با رأس الجالوت، مناظره با هربذ اكبر، مناظره با مانويان (زنادقه) و مناظره با بوداييان.
در مناظره امام با جاثليق، اين نكات به چشم مي‏خورد: 1. اثبات نبوت حضرت محمد صلي الله عليه و آله با توسل به انجيل، 2. اثبات بشريت حضرت عيسي عليه السلام و نفي الوهيت آن حضرت، اما در مناظره امام با رأس الجالوت، رأس الجالوت از امام رضا عليه السلام خواست كه نبوت پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله را براي او از طريق شهادت حضرت موسي عليه السلام ثابت كند. (محبي پور، 1388: 115)
امام رضا عليه السلام به جمله‏اي از تورات استناد جست: «نور از كوه طور سينا آمد و از كوه ساعير بر ما درخشيد و از كوه فاران بر ما آشكار گرديد.» امام منظور از «نور از كوه طور سينا در آمد» را اشاره به وحي خداوند به حضرت موسي عليه السلام در كوه دانست، «از كوه ساعير بر ما درخشيد» را اشاره به وحي خداوند بر حضرت عيسي از كوه ساعير دانست و «از كوه فاران بر ما آشكار گرديد» را نيز اشاره به يكي از كوه‏هاي مكه دارد و با جملات ديگري از تورات، نبوت پيامبر را به اثبات رساند. سپس امام رضا عليه السلام از طريق اثبات معجزاتي كه حضرت عيسي عليه السلام و پيامبر داشتند، نبوت اين دو پيامبر بزرگ الهي را اثبات فرمود. (طبرسي، 1422ق: 414 ـ 418)
در مناظره امام با هربذ اكبر (بزرگ زرتشتيان)، امام نبوت پيامبراني را كه پس از زرتشت آمده‏اند، اثبات كردند. امام خطاب به هربذ فرمودند: «دليل تو بر پيامبري زرتشت چيست؟ هربذ گفت: چيزهايي كه آورده و ما از طريق اخبار گذشتگان آن را مي‏فهميم. امام فرمودند: تمام امت‌هاي پيامبران گذشته نيز از طريق اخبار به آنان رسيده است، مثل دين عيسي، موسي و محمد صلي الله عليه و آله ، پس دليل شما بي‌اساس است». (همان، 418 ـ 419)
امام، در مناظره با يكي از زنادقه خداوند را براي او اثبات مي‏كنند. در اين مناظره امام پرسش از چگونگي و مكان خداوند را بدون سبب دانسته‏اند و مي‏افزايند كه خداوند قبل از ايجاد جا و مكان و كيفيت، وجود داشته است و محتاج جا و مكان نيست. (محبيپور، 1388: 127)
همچنين برخي محققان پرسش‌هايي را كه درباره تناسخ در مَرو مطرح شده است، مبتني بر اين مي‏دانند كه امام با بوداييان نيز مناظراتي داشته‏اند. (علوي، 1379: 60) براي مثال، گزارشي از پرسش مأمون از امام رضا عليه السلام درباره تناسخ آمده است كه امام در پاسخ فرمودند: هركس قائل به تناسخ باشد، به خداوند بزرگ كافر شده و بهشت و جهنم را تكذيب كرده است. (صدوق، 1372: ج2: 484 ـ 485)

// 2. مناظره با دانشمندان فرق مختلف

در زمان امام رضا عليه السلام ، فرق و مذاهب گوناگوني فعاليت داشتند. از ديرباز خراسان پايگاه انواع فرقه‏ها بود كه به مناظره با امام رضا عليه السلام مي‏پرداختند. امام رضا عليه السلام با معتزله و زيديه كه در شمار اهل اعتزال بودند، به مناظره مي‏پرداختند، (مناظراتي مانند رجعت و عصمت امامان)، همچنين اهل حديث، جبريون، مفوّضه، صوفيه، واقفيه، منكران امامت، مناظراتي با امام داشتند. اين مناظرات و مباحث امام با كساني روي مي‏داد كه هر كدام ادعاي خاصي داشتند، از جمله عمران صابي، بزرگ‌ترين متكلم كه درباره‏اش گفته شده است: «كان واحداً من المتكلمين» (موحد ابطحي اصفهاني، 1365: 228) و علي بن محمد جهم كه از دشمنان سرسخت اهل بيت عليهم السلام بود. (محبي پور، 1388: 128)
امام رضا عليه السلام در اين مناظرات با بهره‌مندي از براهين مختلف به دفاع از مذهب تشيع و حريم امامت و ولايت مي‏پرداختند و ضمن اثبات امامت خود براي مردم، با گروه‏هاي انحرافي و فرقه‏هاي ضالّه نيز به مبارزه علمي مي‏پرداختند.
منابع مناظرات: يكي از نكات مهم درباره منابع مناظرات امام اين است كه اين مناظره‏ها را شيخ صدوق در كتاب شريف عيون أخبار الرضا عليه السلام نقل كرده است و لذا از اعتبار ويژه‏اي برخوردار است. دليل اين اعتبار نيز واضح است، از طرفي شيخ صدوق رحمه الله از بزرگان حديثي شيعه و از محدثان به نام مكتب اهل بيت عليهم السلام و مؤلف يكي از كتاب‌هاي اربعه شيعه است، و از ديگر سو، ايشان از نظر زماني به زمان امام رضا عليه السلام بسيار نزديك بوده و روايات را با واسطه كمتري روايت كرده‏اند.
ناگفته نماند كه افزون بر كتاب شريف عيون اخبار الرضا عليه السلام ، در برخي از كتاب‌هاي تاريخي نيز به برخي از مناظرات در دربار مأمون اشاره شده است. براي نمونه در الأخبار الطوال درباره مأمون نقل شده است: «در خلافتش، مجالس مناظره ميان اديان و مذاهب برگزار كرد». (دينوري، 1368: 401)
در مروج‏الذهب از يحيي بن أكثم نقل شده است: مأمون در روزهاي سه‏شنبه براي مناظره در فقه جلوس مي‏كرد. هنگامي كه فقها و مناظره‏كنندگان از ساير مذاهب و فرق حاضر مي‏شدند، داخل حجره مفروشي مي‏رفتند و با ايشان به بهترين شكل مناظره مي‏كرد». (مسعودي، 1409ق، ج‏3: 432)
در كتاب البلدان گزارشي طولاني از مناظره ميان اهل كوفه و بصره نزد مأمون ذكر شده است. (ابن‌الفقيه، 1416ق: 240 ـ 259) ذهبي (748ق) نيز در بيان وقايع سال 209 هجري نوشته است: «مأمون در اين سال اهل كلام را به دربار نزديك مي‏كرد و آنها را به مناظره در حضور خويش امر مي‏كرد.» (ذهبي، 1413ق، ج‏14: 25) البته صاحبان كتاب‌هاي تاريخ و سيره به متن مناظرات امام رضا عليه السلام در دربار مأمون با متكلمان، فقها و علماي فرق و مذاهب گوناگون هيچ اشاره‏اي نكرده‏اند. شايد به اين دليل باشد كه تواريخ معروف و دسته اول غالباً در زمان حكومت عباسيان نگارش يافته و از آنجا كه سرآمد و پيروز آن مناظرات امام رضا عليه السلام بوده است و اين امر شايستگي آن حضرت به خلافت و رسوايي مأمون و دربار وي را به دنبال داشت، بي‌ترديد انعكاس آن و ثبت آن متناسب با مصالح حكومت عباسي نباشد. اين در حالي است كه تواريخي همچون تاريخ يعقوبي، طبري، مسعودي و نيز برخي ديگر از صاحبان كتب مقدم درباره تاريخ خلفا به عصر امام رضا عليه السلام بسيار نزديك بوده‏اند و مي‏توانستند با يك يا دو واسطه آن مناظرات را به خوبي نقل كنند، ولي چنين نكردند. همان مورخان، در ذكر وقايع مربوط به قيام امام حسين عليه السلام و عاشوراي سال 61 هجري قمري به نحو بسيار بي‌نظيري جزييات وقايع آن دوران و نيز سخنان و احتجاجات ايشان و اصحاب ايشان را نقل كردهاند، حتي تعداد تيرها و نيزه‏هايي را كه به حضرت و اصحاب ايشان اصابت كرده بود، ذكر كرده‏اند و حال آنكه فاصله زماني ايشان تا سال 61 هجري نسبت به فاصله زماني ايشان تا سال 201 هجري قابل توجه است.
البته امام رضا عليه السلام افزون بر مناظرات، احتجاجات گوناگوني با افراد گوناگون داشته، مانند روايت مشهوري كه عبدالعزيز بن مسلم از امام رضا عليه السلام در مسجد مرو درباره امامت و اوصاف امام نقل كرده است. (كليني، 1407ق: ج1: 198 ـ 203؛ نعماني، 1397: 216 ـ 224؛ ابن بابويه، 1372: ج1: 216 ـ 222؛ ابن بابويه، 1395: ج2: 675 ـ 681؛ ابن بابويه، 1376: 674 ـ 680؛ ابن بابويه، 1403ق: 96 ـ 101؛ ابن شعبه حراني، 1404ق: 442 ـ 436) و نيز روايتي كه شيخ مفيد در احتجاج امام رضا عليه السلام با مأمون درباره آيه مباهله نقل كرده است. (مفيد، 1413ق: 38) و نيز احتجاج حضرت در برابر ابوقرة المحدث صاحب شبرمة در محضر حضرت درباره توحيد. (طبرسي، 1403ق: ج2: 405)

// الف) بهره‏گيري مطلوب از ظرفيت رسانه‏اي مناظرات (كاركردها و پي‌آمدها)

مناظرات حضرت رضا عليه السلام پي‌آمدها و كاركردهاي رسانهاي بسياري داشته كه در نوع خودش بي‌نظير بوده و تأثيرات فراواني از خود برجاي گذاشته است. در ادامه به برخي از اين پي‌آمدها و كاركردها اشاره مي‏شود:
كاركرد آموزشي: منظور از كاركرد آموزشي، ارتقاي سطح دانش و بينش مخاطبان رسانه است. يكي از كاركردهاي رسانه‏ها، آموزشي بودن آنهاست، به هر ميزان كه يك رسانه در جهت اهداف مورد نظر خود به مخاطبان آموزش بدهد و فضاهاي آموزشي را براي آنان فراهم آورد، آن رسانه برتري خود را بر ديگر رسانه‏ها به اثبات رسانده است. مناظرات حضرت رضا عليه السلام از اين كاركرد سرشار بود؛ زيرا با بيان مسائل علمي و رفع ابهامات مطرح شده، ميزان آگاهي مخاطبان و مردم به مسائل علمي افزايش مي‏يافت. در اين مناظرات حضرت رضا عليه السلام با پاسخ‌گويي به پرسش‌هاي و شبهه‏هاي مطرح شده، هم معارف الهي فراواني را براي مخاطبان خود ارائه دادند و هم از اين راه، زمينه‏هاي پژوهشي و علمي فراواني را براي نسل‌هاي بعدي و آيندگان فراهم آوردند، به گونه‌اي كه پس از گذشت سال‌ها، هنوز جامعه علمي به بررسي و تحليل اين مناظرات براي رفع تشنگي‌هاي علمي خود نيازمند است. اين كاركرد مناظرات بر عموم و مخاطبان بسيار پررنگ و اثرگذار بود، به گونه‌اي كه همه مناظره‏كنندگان با امام، به علم حضرت اذعان داشتند و به شكست خودشان اعتراف كردند، حتي فراتر از اين چيزي نگذشت كه امام رضا عليه السلام به عالم آل محمد صلي الله عليه و آله ملقب گشتند.
كاركرد آگاه‏سازي: يكي ديگر از كاركردهاي رسانه‏ها، آگاه‏سازي مخاطبان است. رسانه افزون بر انتشار اخبار و مسائل، بايد براي آگاه‏سازي مردم و مخاطبان به آگاه‏سازي نيز در اين موارد بپردازند. براي مثال، با تحليل‌هاي مختلف و حقيقي، اخبار را بيان كنند تا مخاطب در دريافت پيام و خبر دچار حيرت يا اشتباه نشده، مسير درست را بپيمايد. يكي ديگر از كاركردهاي رسانه‏اي مناظرات حضرت رضا عليه السلام ، آگاه‏سازي نسبت به واقعيت بود. البته جنبه‌هاي آگاه‏سازي در مناظرات حضرت رضا عليه السلام متفاوت است كه به برخي از آنان اشاره مي‌شود. يكي از پي‌آمدهاي پيروزي امام رضا عليه السلام در اين مناظرات پي بردن به علم بي‌نظير و عالي آن حضرت بود و اين امر به قدري اهميت داشت كه به تصريح اباصلت هروي مردم مي‏گفتند: به خدا سوگند او به خلافت از مأمون شايسته‌تر و اولي‌ است. ‏ (ابن‌بابويه، 1372، ج‏2: 239)
حضرت رضا عليه السلام در اين مناظرات مردم را از ميزان علم و آگاهي و تسلط خودشان بر مسائل مختلف آگاه ساخته و امامت خويش را براي همگان به اثبات رسانيده و شايستگي خودشان را نسبت به تدبير امور و خلافت نشان دادند. جنبه ديگر آگاه‏سازي مناظرات حضرت رضا عليه السلام به عنوان يك رسانه، اين بود كه امام در اين جلسات، روح آزادمنشي اسلام و سماحت و وسعت نظر در بحث را به همگان نشان دادند و ثابت كردند كه بر خلاف گفته بدخواهان و دروغ‌پردازان، اسلام با زور سرنيزه و شمشير به مردم جهان تحميل نشده و پيشواي بزرگ اسلامي به مخالفان اجازه مي‏دهد هر گونه ايراد و اشكالي كه دارند، بدون ترس و واهمه مطرح سازند، هر چند بر محور نفي توحيد و الوهيت دور بزند (مكارم شيرازي، 1404ق: 24) و بالاخره بُعد ديگر آگاه‏سازي مناظرات حضرت اين بود كه بين اسلام واقعي و آنچه خلفاي «مدعي» و «مدافع» آن بودند، تفكيك ايجاد شده و عدم حقانيت اسلامي كه خلفايي مانند مأمون ادعاي آن را داشتند، بر ملا شد. (همان، 29)
كاركرد تبليغي: كاركرد تبليغي يكي ديگر از كاركردهاي رسانه است. رسانه‏اي كه در جهت اهداف مورد نظر خود بتواند به تبليغ اصول و مباني خود بپردازد و آنها را تقويت كند، رسانه‏اي مطلوب و مورد قبول است. كاركرد ديگر مناظرات حضرت رضا عليه السلام ، كاركرد تبليغي آن است. گفتني است كه مناظرات از نظر پاسداري از حريم اسلام، و تبليغ مذهب بر حقّ تشيع بسيار مؤثر واقع شده است، به گونه‌اي كه برخي از افراد حاضر در جلسه و حتي ديگر افراد، به حقانيت اسلام پي مي‌برند و آن را مي‏پذيرفتند. مانند عمران صابي كه پس از مناظره با حضرت رضا عليه السلام ، مسلمان شد و پس از آن به تبليغ دين مبين اسلام و مذهب تشيع پرداخت. در آن روز وسايل ارتباط جمعي مثل امروزه گسترده نبود، ولي امام از جلسات مناظره دربار مأمون به عنوان يكي از اثرگذارترين وسايل ارتباط جمعي آن روز بهره كافي گرفت. (مكارم شيرازي، 1406: 486)
از سويي، مناظرات در مَرو فقط علمي نبود، بلكه با مسائل سياسي، به ويژه حكومت پيوند مي‏خورد و هدف برگزاركنندگان، بهره‏گيري سياسي بود. در اين مناظرات، تبليغات به اندازه‌اي بود كه در صورت شكست امام، نه تنها امام و مكتب تشيع شكست مي‏خورد، بلكه بهانه خوبي براي سركوبي نهضت‌هاي انقلابي تشيع فراهم مي‏شد، اما امام با بهره‏گيري حداكثري از اين ظرفيت، نه تنها تهديد دشمن را خنثي نمود، بلكه از آن يك فرصت ساخت كه به وسيله آن پيام اسلام را به گوش جهانيان رسانيد و حقانيت و برتري دين مبين اسلام را به اثبات كرد. در عصر امامان گذشته و نيز دوره اول زندگاني امام افرادي كه شكست مي‏خوردند، به شكست خود اعتراف نمي‏كردند، اما در مناظرات مَرو كساني كه شكست مي‏خوردند، به شكست خود اعتراف مي‏كردند. علاوه بر اين، مناظرات مَرو با نظارت و داوري خاصي صورت مي‏گرفت و اديان ديگر مي‏دانستند كه اسلام، دين برتر است. (مرتضوي، 1375: 209 ـ 211)
كاركرد تبليغي مناظرات امام رضا عليه السلام يكي از مهم‌ترين كاركردهاي مناظرات به شمار مي‏رود؛ زيرا رهبران اديان، مدعي برتري آيين خود بودند و هر كدام براي شكست امام آمده بودند. شكست آنان به وسيله امام، پيروزي بزرگي براي اسلام و مسلمانان بود و به پيروان آنان ثابت شد كه با وجود اسلام هيچ آييني قابل پيروزي نيست. عمران صابي، متكلم بزرگ زمان امام كه ادعا داشت كسي نتوانسته است در مناظره او را شكست دهد، بعد از مناظره با امام رضا مسلمان شد (صدوق، 1372: 385) و حضرت هم او را مأمور گردآوري وجوه شرعيه در بلخ كرد. (ارگاني بهبهاني حائري، 1390: 130) او به عنوان مبلّغ دين اسلام و مذهب تشيع به فعاليت پرداخت و پس از آن با افراد مختلفي به مناظره پرداخته و آنها را به حقانيتي كه خود دريافته بود، رهنمون مي‏شد. امام در اين جلسات، از مخالفان سرسخت اسلام دوستاني وفادار و علاقه‏مند ساخت تا از حريم مقدس اسلام در برابر هجوم افكار ضد اسلامي دفاع كنند. (مكارم شيرازي، 1404ق: 25)
رأس الجالوت نيز خطاب به امام رضا عليه السلام فرمود: «به خدا قسم اي پسر محمد، اگر رياستي كه بر تمام يهود پيدا كرده‏ام مانع نمي‏شد، دستور تو را پيروي مي‏كردم. به خدايي كه تورات را بر موسي و زبور را بر داوود نازل كرده، كسي را نديده‏ام تورات و انجيل را بهتر از تو تلاوت و بهتر و شيرين‌تر از تو تفسير كند». (مجلسي، 1385: 77 ـ 78)
جاثليق، رهبر مسيحيان، پس از مناظره با امام گفت: «به حق مسيح، گمان نمي‏كردم در ميان مسلمانان كسي مثل تو باشد» (صدوق، 1372: 363) اين نكات به اهميت و نشانه وجود كاركرد تبليغي مناظرات حضرت رضا عليه السلام اشاره دارد.
امام رضا عليه السلام در اين مناظرات توانست باورهاي صحيح اسلام و مذهب تشيع را به همگان اعلام و همه را به پذيرش آن دعوت كند. در اين كاركرد امام رضا عليه السلام با بيان عقايد صحيح اسلامي، عقايد انحرافي و ضد اسلامي را محكوم و پاسخ‌هاي محكمي به آنها ارائه كردند. امام رسالت بزرگ خويش را با استفاده از مناظرات كه در نوع خودش بي‌نظير بود و اخبارش در سراسر كشور اسلامي پخش مي‏شد، براي كور كردن خطوط انحرافي ضد اسلام، كه همراه با نقل علوم و دانش‌هاي بيگانگان در محيط اسلام وارد شده بود، انجام مي‏داد. (مكارم شيرازي، 1404ق: 24)

// كاركردهاي سياسي مناظرات امام رضا عليه السلام

پس از بيان چندي از كاركردهاي رسانه‏اي مناظرات حضرت رضا عليه السلام ، در اين بخش و به طور ويژه به مهم‌ترين كاركردها و پي‌آمدهاي سياسي مناظرات حضرت رضا عليه السلام ، در قالب چند نكته خواهيم پرداخت. چنان كه قبلاً نيز اشاره شد، يكي از اهداف مهم مأمون از برگزاري مناظرات، شكست امام و در پي آن سركوب نهضت تشيع بود كه امام رضا عليه السلام با تدبيري الهي، تمام اين اهداف شوم مأمون را شناسايي و واكنش متناسب با آن را طراحي كردند و به انجام رسانيدند.
نخستين نكته‏اي كه در بُعد سياسي مناظرات حضرت رضا عليه السلام به آن اشاره مي‏كنيم، بهره‌مندي حداكثري از ظرفيت مناظرات به وسيله امام است، در وضعيتي كه به دليل جاذبه دربار خلافت (بيم و ترسي كه مردم داشتند، از يك سو، و جوايز كلان مأمون، از سوي ديگر، معروف‌ترين و فعال‌ترين دانشمندان اهل خلاف به آنجا راه يافتند و جلسات مناظره‏اي را كه با هيچ قيمت امكان تشكيل آن در خارج از دربار نبود، تشكيل شد و به امام براي اداي رسالت بزرگ خويش و نشر علوم اسلامي و بستن راه بر مخالفان، در آن وضعيت حساس تاريخ اسلام مجال بسيار مناسبي داد، كه اين يكي از بزرگ‌ترين آثار غيرمنتظره ولايت‌عهدي تحميلي مأمون بر امام بود. (همان: 28) در حقيقت امام رضا عليه السلام از تهديدي كه مأمون در فضاي سياسي براي ايشان در نظر گرفته بود، فرصتي بي‌بديل ساختند و در اين مناظرات با غلبه بر همه مدعيان تمام تهديدات مأمون را خنثي كردند.
نكته ديگر درباره مناظرات حضرت رضا عليه السلام اين است كه حضرت رضا عليه السلام با بهره‌مندي از فضاي مناظرات، حقانيت خود را رسانه‏اي كردند. آنچه مشخص است، يكي از راه‏هاي انتشار اخبار و مسائل، رسانه‏اي كردن آنهاست. امام با استفاده از فضاي مناظرات، عقايد اسلام و مذهب تشيع را رسانه‏اي كردند و به گوش همه رسانيدند. اين در حالي است كه يكي از اهداف مأمون از دعوت امام به مرو، دور كردن حضرت رضا عليه السلام از مردم و كنترل روابط ايشان و دسترسي نداشتن به ايشان يا دسترسي مشكل بود، اما امام رضا عليه السلام با بهره‏گيري خوب و مطلوب از فضاي رسانه‏اي مناظرات، اين هدف مأمون را ضايع ساختند و ضمن رسانيدن پيام خود به همگان، مقام والاي اهل بيت عليهم السلام و سرّ وجود امامت و خلافت بر حق پيامبر در اين دودمان را آشكار گردانيدند، به ويژه ايرانيان كه از دور مطالبي را شنيده و ناديده عاشق شده بودند، از نزديك ديدند و پيمان مودت و ارادت خويش را راسخ‌تر ساختند و اين امر ضربات سنگين‌تري بر پايه‏هاي حكومت عباسيان وارد ساخت. (همان، 28)
جالب است كه در آن روز وسايل ارتباط جمعي مانند امروز گسترده نبود، ولي امام از جلسات مناظره دربار مأمون به عنوان يكي از اثرگذارترين وسايل ارتباط جمعي آن روز بهره كافي گرفت؛ چرا كه اخبار اين جلسات به دليل وضعيت خاص حاكم بر آن در سراسر كشورهاي اسلامي پخش مي‏شد و از اين راه، نه تنها توطئه‏هاي تخريبي مأمون را خنثي كرد و او را ناكام گذاشت، بلكه جامعه اسلامي آن روز را كه در شرايط بسيار حساسي از نظر فكري و فرهنگي به سر مي‏برد، از انحراف رهايي بخشيد. (همان، 33) در حقيقت امام با استفاده از تريبون مناظرات، داعيه امامت شيعه را در بين طيف گسترده‏اي از مردم جهان مطرح ساختند و تقيه را كنار گذاشتند و اين نداي حقانيت امام به سرعت در همه جا پيچيد.
نكته ديگر در كاركرد رسانه‏اي مناظرات حضرت رضا عليه السلام اين بود كه اين مناظرات در تغيير باورهاي مخاطبان بسيار اثرگذار بود. يكي از اهداف مأمون در پي‌ريزي مناظرات اين بود كه امام را شخصي ساده و دور از معارف و مباحث علمي معرفي كند كه فقط مقداري به مباحث فقهي آشنايي دارد و از ديگر علوم چيزي نمي‏داند. در همين راستا، از بزرگان گروه‏هاي مختلف مي‏خواست تا با امام به مناظره بنشينند. همان‌طور كه در كتاب شريف عيون اخبار الرضا عليه السلام آمده، پيش از مناظرات حضرت رضا عليه السلام خطاب به حسن بن محمد نوفلي كه در محضر امام بود، مي‏فرمايند كه مأمون از اين كار خود پشيمان خواهد شد، زماني كه ببيند با اهل تورات به وسيله توراتشان و با اهل انجيل به وسيله انجيلشان و با اهل زبور با زبورشان، احتجاج مي‏كنم. به هر حال مأمون در پي اين بود كه نظر و باور مردم را نسبت به امام رضا عليه السلام اينگونه تغيير دهد، اما امام رضا عليه السلام با استفاده از فضاي مناظرات اين باور نادرست را تغيير و به همگان نشان دادند كه به لطف الهي، اعلم تمام انسان‌هاي روي كره خاكي هستند و كسي نيست كه بتواند از ايشان درباره مباحث علمي سؤال كند و ايشان از پاسخ باز بمانند.
بديهي است، با تدبير الهي امام، همه نقشه‏ها و برنامه‏هاي مأمون با شكست روبه‌رو شد و مناظراتي كه قرار بود به شكست جبهه تشيع بينجامد، گويا به رسانه‏اي تبديل شد كه معارف ناب رضوي را بيان ميكند. اينجا بود كه مأمون از كردار خود پشيمان شد و راه و رسم پيشينيانش را براي حذف امام از صحنه سياسي در پيش گرفت و كم‌كم زمزمه‏هاي قتل حضرت رضا عليه السلام مطرح گشت. اين در حالي است كه اگر مأمون در مناظرات پيروز مي‏شد و به اهداف خود مي‏رسيد، ديگر به ترور امام نيازي نميديد و به خيال خودش با شكست امام، به تخريب مقام ولايت و امامت مي‏پرداخت و بدين‌ وسيله جايگاه خودش را در حكومت تقويت مي‏كرد، اما چون به هيچ يك از اين اهداف نرسيده بود، چهره واقعي‌اش نمايان شد و گرگصفتانه در پي به شهادت رسانيدن حضرت رضا عليه السلام درآمد. «بديهي است قتل امام هشتم عليه السلام پس از چنان موقعيت ممتاز به آساني ميسور نبود. قرائن نشان مي‌دهد كه مأمون پيش از اقدام قطعي خود براي به شهادت رساندن امام به كارهاي ديگري دست زده است كه شايد بتواند اين آخرين علاج را آسا‌ن‌تر به كار برد، شايعه‏پراكني و نقل سخنان دروغ از قول امام از جمله اين تدابير است، به گمان زياد اينكه ناگهان در مرو شايع شد كه علي بن موسي عليه السلام همه مردم را بردگان خود مي‌دانند، جز با دست‌اندركاري عمال مأمون ممكن نبود». (پيام مقام معظم رهبري به نخستين كنگره‏ جهاني امام رضا عليه السلام ، دواني، 1365: 9)

// منابع

آشنا، حسام‌الدين. 1380. مقاله «مخاطب‌شناسي رسانه»، نشريه پژوهش و سنجش، شماره26. 19 ـ 20
ابن أبيزينب، محمد بن ابراهيم‏. 1397ق. الغيبة (للنعماني). تهران: نشر صدوق‏.
ابن بابويه، محمد بن علي. 1378ق. عيون أخبار الرضا عليه السلام انتشارات جهان با استفاده از ترجمه: علي‌اكبر غفاري و حميدرضا مستفيد. تهران: صدوق، 1372ش.
ـــــــــــ . 1376. الأمالي. تهران: كتابچي‏.
ـــــــــــ . 1395ق. كمال الدين و تمام النعمة (جلد2). تهران: اسلاميه‏.
ــــــــــ . 1403ق. معاني الأخبار. قم: دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏.
ابن شعبه حراني، حسن بن علي‏. 1404هـ . ق. تحف العقول‏. قم: جامعه مدرسين‏.
ابن‌الفقيه، ‏ابو عبدالله احمد بن‌محمد بن ‌اسحاق الهمذاني. 1416ق. البلدان‏. تحقيق: يوسف الهادي. بيروت: عالم الكتب
ارگاني بهبهاني حائري، حاج شيخ محمود. 1390. مناظرات امام رضا عليه السلام با علماي اديان مختلف، برخي از اعتقادات شيعه اماميه. قم: دارالموده.
اشرفي، حسن و زهرا كاظم پور. 1386. جغرافياي سياسي اطلاعات. 1386. تهران: نشر چاپار.
تانكارد، جيمز و سورين، ورنر. 1386. نظريه‌هاي ارتباطات. ترجمه: عليرضا دهقان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
جمعي از نويسندگان. 1385. تبليغات و جنگ رواني. ترجمه: ميرحسين رئيس زاده. تهران: فصل نو.
جوادي يگانه، محمدرضا و حميد عبداللهيان. دين و رسانه. تهران: طرح آينده.
خيري، حسن. 1389. دين، رسانه، ارتباطات اجتماعي. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي.
دادگران، محمد. 1384. مباني ارتباط جمعي. تهران: مرواريد و فيروزه.
دارابي، جعفر بن ابيإسحاق كشفي. 1381‏. تحفة الملوك.‏ به كوشش: عبد الوهاب فراتي. ‏ قم: بوستان كتاب. ‏
دواني، علي. 1365. مجموعه آثار نخستين كنگره جهاني امام رضا عليه السلام . مشهد: كنگره جهاني امام رضا عليه السلام .
دينوري، ابوحنيفه احمد بن داود. 1368. الأخبار الطوال. تحقيق: عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدين شيال، قم: منشورات الرضي.
ذهبي، شمسالدين محمد بن احمد. 1413ق. تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الأعلام. تحقيق: عمر عبدالسلام تدمري. بيروت: دار الكتاب العربي.
راغب اصفهاني، حسين بن محمد. 1374. مفردات الفاظ قرآن (جلد4)‏. تهران: نشر مرتضوي‏.
راوندي، قطب الدين. 1409ق. الخرائج و الجرائح (جلد1). قم: موسسه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف .
طبرسي، احمد بن علي‏. 1403ق. الإحتجاج علي أهل اللجاج. مشهد: نشر مرتضي‏.
طريحي، فخر الدين بن محمد. 1375. مجمع البحرين (جلد3). تهران: نشر مرتضوي.
علوي، سهراب. 1379. امام رضا عليه السلام در رزمگاه اديان. قم: مسجد جمكران.
فيومي، احمد بن محمد. بي‌تا. المصباح المنير. قم: دارالهجره.
قنوجي بخاري، ‏ صديق بن حسن خان. 1420ق. أبجد العلوم‏، بيروت: دار الكتب العلمية.
كريمي، سعيد. 1382. رسانه‌ها و راه‌هاي تقويت مشاركت مردم در صحنه‌هاي سياسي و اجتماعي. قم: بوستان كتاب.
كليني، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏. 1407ق. الكافي (جلد1). تهران: دارالكتب الإسلامية.
مجلسي، محمدباقر. 1385. بحار الانوار الجامعه لدرراخبار ائمه الاطهار (جلد49). قم: مكتبه الاسلاميه.
محبي پور، صغري. 1388. نقش امام رضا عليه السلام در حديث شيعه. تهران: چاپ و نشر بين الملل.
مرتضوي، سيد محمد. 1372. نهضت كلامي در عصر امام رضا عليه السلام . مشهد: آستان قدس رضوي.
مسعودي‏، أبو الحسن علي بن الحسين. 1409ق. مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقيق: اسعد داغر، قم: دار الهجرة.
معتمدنژاد، كاظم. 1385. وسايل ارتباط جمعي. تهران: دانشگاه علامه طباطبايي.
مفيد، محمد بن محمد. 1413ق. الفصول المختارة. قم: كنگره شيخ مفيد.
مكارم شيرازي، ناصر. 1374. تفسير نمونه (جلد‏11). تهران: دارالكتب الإسلامية.
مكارم شيرازي، ناصر. 1414ق. مناظرات تاريخي امام علي بن موسي الرضا عليه السلام با پيروان مكاتب و مذاهب ديگر. مشهد: آستان قدس رضوي، دانشگاه علوم اسلامي.
موحد ابطحي اصفهاني، سيدحجت. 1365. آشنايي با حوزه‏هاي علميه در طول تاريخ. اصفهان: حوزه علميه.
ياوري وثاق، مهديه. 1391. نقش رسانه در آگاهي بخشي سياسي و اجتماعي. قم: مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما.

/// مقالات