// مقاله / دعا و نيايش به مثابه ابزار تعاملي و رسانه ارتباطي حضرت رضا عليه السلام

دعا و نيايش به مثابه ابزار تعاملي و رسانه ارتباطي حضرت رضا عليه السلام در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

دعا و نيايش به مثابه ابزار تعاملي و رسانه ارتباطي حضرت رضا عليه السلام

يحيي ميرحسيني ٭

// چكيده

«حديث» يا «روايت»، فرم‌ها و درون‌مايه‌هاي گوناگوني چون فقه، اخلاق، آموزههاي اعتقادي و گزارههاي هستيشناختي دارد. دعا و نيايش، يكي از اين درون‌مايه‌ها است كه حجم قابل ملاحظه‌اي از جوامع حديثي شيعه را به خود اختصاص داده است. معمولاً تا از دعا سخن به ميان مي‌آيد، ساختار آن؛ يعني درخواست بنده از خدا، تداعي و براي آن كاربردهاي دنيوي در قالب استجابت دعا يا در محدوده اخروي، به صورت جزا و پاداش، در نظر گرفته ميشود، اما با اندكي تأمل مي‌توان كاركردهاي اين جهاني نيز براي دعا در نظر گرفت كه يكي از آنها، «دعا به مثابه ابزار تعامل و رسانه ارتباطي» است؛ از جمله آنكه دعا، ابزار هدايتي و پل ارتباطي باورمندان به يك دين باشد و از منظر برون ديني، ابزاري براي نقد و بيان مواضع. اين پژوهش بر آن است تا نشان دهد چگونه امام رضا عليه السلام در كنار كاركرد عملي و سودبخشي دعا در استجابت حوايج، از آن در راستاي ابزاري تعاملي و رسانه ارتباطي سود جستند.

كليدواژگان:
امام رضا عليه السلام ، شيعه اماميه، دعا و نيايش، كاركردها، تعامل و ارتباط، رسانه.

// 1. اهميت دعا در منظومه فكري حضرت رضا عليه السلام

«دعا و نيايش» يكي از درون‌مايه‌هاي روايي اهل بيت عليهم السلام است كه در كنار مضامين فقهي، تفسيري، اخلاقي، سياسي و طبي، سهم قابل توجهي از حجم جوامع حديثي شيعي را به خود اختصاص داده است.
اهميت دعا در ميان باورهاي دين اسلام را مي‌توان در آياتي نظير «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ...»1 و «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُم...»2 مشاهده كرد.3 امام رضا عليه السلام نيز مانند اجداد خود4 بر اهميت اين جنبه از معارف الهي تأكيد كردند. براي نمونه، حضرت با تمسك به آيات 53 سوره زمر5 و 56 سوره حجر6، ضرورت تمسك به نيايش به درگاه الهي را يادآور شدند. (ابن طاووس، 1411: 253 ـ 254) همچنين حضرت رضا عليه السلام در تشبيهي، دعا را سلاح انبيا خواندند: «عَلَيكُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِياءِ فَقِيلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِياءِ قَالَ الدُّعَاء». (قطب‌الدين راوندي، 1407: 18؛ براي توضيح بيشتر، نك: «باب أن الدعاء سلاح المؤمن» كليني، 1365: ج2: 468 ـ 469) حتي در روايتي مندرج در كتاب فقه الرضا ـ كتابي كه در انتسابش به حضرت رضا عليه السلام اختلاف نظر زيادي وجود دارد ـ خواندن دعا بر قرائت قرآن ترجيح داده شده است. (امام علي ابن موسي الرضا، 1406: 345)7
از روايات چنين برميآيد كه دعا تنها وسيله رسيدن به آمال و آرزوها نيست كه تنها نگاهي آلي و ثانوي را برتابد، بلكه دعا به خودي خود ارزش ذاتي دارد. شاهد اين مطلب را ميتوان در گفت‌وگوي «احمد بن محمد بن ابي‌نصر» با حضرت امام رضا عليه السلام ديد كه از اجابت نشدن دعايش شكوه ميكرد، اما حضرت او را از وسوسه شيطان بر حذر مي‌دارند: «اباجعفر عليه السلام فرمود: مؤمن از خداي تعالي حاجتي را درخواست مي‏كند و خداي تعالي تسريع در اجابت نمي‏كند؛ زيرا صداي او را دوست دارد و به شنيدن خواهشش علاقه‌مند است. سپس فرمود: به خدا قسم خداي تعالي هر چه از مطالب دنيوي بر مؤمنين تأخير بيندازد، بهتر است از اينكه متاع دنيوي به ايشان دهد؛ دنيا چه ارزش دارد؟». (اين روايت با نقل حديثي ديگر از امام باقر عليه السلام ادامه دارد. نك: كليني، 1365: ج2: 488 ـ 489) در سيره عملي آن حضرت نيز گزارشهايي از دعاهاي طولاني در سجده نقل شده است. (ابن طاووس، 1411ب: 257؛ عطاردي، 1406: ج2: 65؛ در مورد قنوت نك: قرشي، 1380: ج1: 45) همچنين آن حضرت با يادآوري ايام خاصي چون نيمه شعبان، ماه رمضان، عيد غدير، روز اول محرم و... ، ضرورت دعا را در آن ايام يادآور شدند. (به ترتيب نك: عطاردي، 1406: ج2: 14؛ ج2: 15؛ ج2: 18؛ ج2: 28) همچنين به يادگار ماندن ادعيهاي از آن حضرت براي مواقعي چون رؤيت هلال، (ابن بابويه، 1378: ج2: 71) شنيدن اذان صبح (ابن بابويه، 1364: 153) و هنگامه سفر (حميري، 1413: 372 ـ 373) نشاندهنده اهميت دعا از منظر اين امام همام است.

// 2. كاركردهاي دعا و نيايش

در زمينه دانش ارتباطات، اين پرسش بنيادين وجود دارد كه «چه كسي؟ چه چيزي را؟ به چه كسي؟ چرا؟ چگونه و با چه تأثيري ميگويد؟». (باردن، 1375: 31) از سوي ديگر، واژه «ارتباط» عبارت از «فن انتقال اطلاعات، افكار و رفتارهاي انساني از يك شخص به شخص ديگر» است. (معتمدنژاد، 1365: 36؛ ساروخاني، 1367: 5) بنابراين، چگونگي بيان و نحوه انتقال پيام به مخاطب، اهميت فراواني دارد؛ به گونه‌اي كه هر فرد مي‌كوشد براي ايجاد ارتباط با ديگران و انتقال پيامهاي خود، از ميان وسايلي1 كه در اختيار دارد، بهترين آنها را به كار گيرد. امروزه تعداد ابزارهاي انتقال پيام گستره بسيار وسيعي دارد، اما در زمان حيات حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام ـ مابين سالهاي 148 تا 203 هجري قمري ـ نيز ابزارهاي مختلفي چون مناظره،2 ارسال نامه3 و انتقال اطلاعات از طريق سازمان وكالت4 وجود داشته است كه امام از آنها براي ترويج مكتب تشيع بهرهبرداري كردند. در اين ميان، يكي از ابزارهايي كه امام هشتم براي بيان مقاصد خويش استفاده كردند و شيعيان كمتر به آن توجه كردند، بهره‌برداري از ظرفيت‌هاي «دعا و نيايش» است.
در مطالعات دعاپژوهي، شاخصترين و عامترين رويكرد به دعا، 5 «عرض حال و نيازخواهي» معرفي شده است. (مهروش، 1389: 10) با اين توضيح كه شخص در نيايش، رو در روي خدا قرار مي‌گيرد و براي تحقق خواستههايش از او ياري ميجويد كه به دليل بروز آن در ادعيه رضوي، به مثال و ذكر نمونه نيازي ندارد. در كنار نيازخواهي، بايد به دو رويكرد «تعليمي» و «عقلگرايي» به دعا نيز اشاره كرد. در رويكرد تعليمي، دعا مكالمه‌اي صرف نيست، بلكه امري است كه در پي ايجاد برخي حالات قدسي و ماورايي در فرد دعاگر است. (همان، 16) از منظر عقلگرايان، هدف اصلي دعا اين است كه التفات به عالم قدس را در ظرف حكمت6 و تأملات خردورزانه7 به شخص بياموزند. (همان، 17)
چنانچه از اين دو منظر به دعا نگاه كنيم، دعا ابزاري كارآمد در گسترش آموزش و انتقال فرهنگ به نسلهاي بعد و ديگر جوامع انساني به شمار ميرود. به عبارتي، دعا تجلي آشكار يك دين زنده خواهد بود. به همين دليل، بسياري برآنند كه در ميان ژانرهاي گوناگون ادبيات ديني، دعا كاملترين بيان اصول بنيادين يك دين است. (همان، 28) علاوه بر نقش انتقال آموزه‌ها، دعا ميتواند در جهت تقويت ارتباط و تعامل ميان پيروان يك مذهب، رسانهاي براي نقد افكار و اديان مخالف و وسيله‌اي براي بيان انتقادهاي سياسي ـ اجتماعي باشد.

// 3. كاركردهاي دعا و نيايش در ادعيه رضويه

به دليل شرايط نامساعد سياسي ـ اجتماعي و نداشتن آزادي‌ بيان در زمان ائمه عليهم السلام ، دعا بهترين تاكتيك مبارزاتي و پوششي براي بيان مقاصد و عقايد بود؛ چرا كه نگاه شايع به دعا، آن را به عنوان امري شخصي يا حداكثر مذهبي فرو مي‌كاست. از اين رو، سخنان ائمه عليه السلام در قالب دعا، موضع‌گيري عليه مخالفان به شمار نمي‌رفت و چنين تصور ميشد كه پيشوايان شيعه به دليل گرفتاري‌هاي فراوان، از دنيا روي برتافته و به اصلاح امر آخرت خويش مشغولند. مزيت ديگر كاربست ساختار دعا، ماندگاري و حفظ آن‌ها بود، به دليل آنكه شيعيان به ادعيه اهميت بيشتري مي‌دادند و با تكرار و مداومت بر قرائت آن، مطالب در ذهن شيعيان متمركز ميشد.
تا چند دهه پيش، ادعيه امام رضا عليه السلام در منابع روايي شيعه پراكنده بود، اما از دهه هفتاد شمسي، اين ادعيه به صورت يك‌جا و پيوسته گردآوري شده‌اند.1 با مطالعه اين آثار ميتوان به كاركردهاي مختلف ادعيه پي برد كه در ادامه خواهد آمد.

// الف) دعا، رسانه انتقال آموزهها

«اقناع» از مهم‌ترين مباحث ارتباطات رسانهاي و انساني است و چنانچه دستگاه عظيم رسانهاي به كار آيند و هزينههاي گزاف مصرف كنند، اما به حد اقناع نرسند، به يقين همه منابعشان را به هدر دادهاند. (ساروخاني، 1391: 321) از اين رو، گفته ميشود رسانهها براي تحقق اقناع، بايد به عمق ذهن انسان‌ها دست يابند؛ يعني علاوه بر اينكه پيامشان عقلاً فهميده و پذيرفته شود، بايد بعد عاطفي يابند و به دل نشيند.1 همچنين غايت نهايي اقناع از اين نيز فراتر ميرود؛ چرا كه رسانهها بايد بتوانند به رسولسازي مشتريان خود بپردازند؛ يعني آنان خود مبشر و پيام‌آور پيام نخستين شوند. در اين صورت است كه كار رسانه با توفيق غايي قرين شده و برد تأثير آن به حد اعلي ميرسد. (همان)
گفته شد كه يكي از كاركردهاي اساسي دعا و مناجات، جنبه تعليمي و آموزشي است. از اين رو، اهل بيت از زبان دعا به عنوان ابزاري براي انتقال آموزههاي ديني به شيعيان بهره گرفتند كه يكي از نمونههاي برجسته آن ادعيه امام رضا عليه السلام است.2 براي نمونه، در 8/16 درصد ادعيه امام رضا عليه السلام ، به توحيد، تحميد و تسبيح باري‌تعالي، اشاره و در 9/9 درصد آنها، بر اصل اعتقادي شفاعت تأكيد شده است. (نك: جاني پور، 1392: 65 ـ 71) همچنين در 2/6 درصد ادعيه رضويه، رفع عذاب قبر و قيامت درخواست شده كه نوعي يادآوري امر معاد و روز جزاست. (همان: 71)3 همچنين بخش وسيعي از آموزه‌هاي مهدويت و موعودگرايي، در ادعيه و در قالب ابراز عواطف و احساسات با آن حضرت و دعا براي تعجيل در فرج ايشان انعكاس يافته است. براي نمونه، امام رضا عليه السلام در دعايي براي امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌فرمايند: «اللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِيكَ وَ خَلِيفَتِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَي خَلْقِك‏... ؛ خداوندا، ولي، خليفه و حجت خويش بر مردمان را از هر بلايي مصون بدار». (طوسي، 1411 الف: ج1: 409)
همچنين آن حضرت از «مقاتل بن مقاتل» سؤال كردند كه در قنوت نماز جمعه چه مي‌خواني؟ او در پاسخ گفت، همان چيزي كه عموم مردم مي‌خوانند. امام او را از اين كار نهي كردند و فرمودند اين دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ أَصْلِحْ عَبْدَكَ وَ خَلِيفَتَكَ بِمَا أَصْلَحْتَ بِهِ أَنْبِياءَكَ وَ رُسُلَكَ وَ حُفَّهُ بِمَلَائِكَتِكَ وَ أَيدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِكَ وَ اسْلُكْهُ مِنْ بَينِ يدَيهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً يحْفَظُونَهُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْناً يعْبُدُكَ لَا يشْرِكُ بِكَ شَيئاً وَ لَا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ عَلَي وَلِيكَ سُلْطَاناً وَ أْذَنْ لَهُ فِي جِهَادِ عَدُوِّكَ وَ عَدُوِّهِ وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ إِنَّكَ عَلَي كُلِّ شَي‏ءٍ قَدِيرٌ».4 (طوسي، 1411 الف: ج1: 367)
چنانچه بخواهيم گفتماني بحث كنيم، بايد گفت تأكيد ويژه امام رضا عليه السلام بر مهدويت، در تقابل با استفاده ابزاري عباسيان از اين انديشه بود؛ زيرا بنيعباس در تلاش بودند با استناد به روايات مجعول، مهدي را از خاندان خود بدانند و از اين راه براي خلافت خود مشروعيت به دست آوردند. براي نمونه، آنان ادعا كرده بودند، پيامبر فرموده است: «مهدي از فرزندان تو [عباس] ميباشد. او موفق، راضي و مرضي خواهد بود!». (ابن عساكر، 1415: ج26: 299)5

// ب) بهرهبرداري هدايتي از دعا و نيايش

جدا از آنچه در بخش پيشين به عنوان انتقال آموزهها آمد، با ادعيهاي روبه‌رو مي‌شويم كه در تقابل با آراي ديني و مذهبي مخالفان برآمده، آن مباني نقد مي‌شوند يا دست به دعا برداشته ميشود و با بهره‌مندي از اثر متافيزيكي دعا، هدايت فرد منحرف از خداوند درخواست ميشود.

// يك ـ دعا به مثابه ابزار نقد افكار و اديان

با اوج گرفتن نهضت ترجمه در دوره عباسيان، كتاب‌هاي مختلف فلسفي و منطقي، به زبان عربي ترجمه شد كه آثار فرهنگي و تمدني قابل توجهي برجاي گذاشت.1 در كنار نهضت ترجمه، بايد به فراهم آمدن آسان‌تر وسايل و ابزار كتابت اشاره كرد كه نقش به سزايي در فرهنگ داشت.2 از ديگر اموري كه تحولات گسترده‌اي در گفتمان‌ها و شرايط اجتماعي آن دوره ايجاد كرد، تأسيس «بيت‌الحكمه» بود. بيت‌الحكمه كه نخستين مركز علمي مهم و معتبر جامعه اسلامي است، در زمان هارون يا مأمون ـ هم‌زمان با حيات امام رضا عليه السلام ـ تأسيس شد.3 اين عوامل در كنار رواداريهاي مقطعي مذهبي، پي‌آمدهاي متعددي داشت؛ از جمله آنكه باعث شد گرايش‌هاي فكري متفاوت و فرقه‏هاي مختلفي در جهان اسلام پديد آيند يا مذاهبي كه در شرايط «سَتر» قرار داشتند، به تعميق مباني فكري خود مبادرت ورزند و با آزادي بيشتري به نشر افكار خود همت گمارند. رواج مناظرات نمودي از اين مطلب است كه اوج آن را در دوران مأمون مي‌توان ديد.4 بنابراين، با فراهم آمدن شرايط سياسي ـ اجتماعي گفت‌وگوهاي بين‌الادياني و درون‌ديني،5 ديده مي‌شود، مواجهه و موضع‌گيري امامان اين عصر از جمله امام رضا عليه السلام در برابر مقالات مختلف بيش از ائمه عصر پيشين بوده است.6 علاوه بر مناظرات، مي‌توان بازتاب مواجهه با اديان و فرقه‌هاي مختلف را در ادعيه نيز ديد. به همين دليل، گاه در لا‌به‌لاي ادعيه، اعتقاد طرف مقابل نقد شده است. همچنين در مواقعي بازتاب تقابل، به صورت لعن كه نوعي بيزاري از باورهاي خصم است، به چشم مي‌خورد.
در موضعگيري كلي امام رضا عليه السلام در برابر اديان غير اسلامي، مي‌توان به دعاي معروف امام رضا عليه السلام مبني بر وفات بر دين و آيين حضرت محمد صلي الله عليه و آله 7 اشاره كرد. همچنين فرازي ستايش‌گونه از آن حضرت كه توصيه شده پس از رؤيت اهل كتاب بر زبان جاري شود،8 نوعي تقابل با آنان است. (امام علي ابن موسي الرضا، 1406: 398 ـ 399) علاوه بر آن در تقابل با گروههاي غير شيعي، به دليل جمعيت اندك شيعيان و باور به اصل تقيه،9 دعا ميتوانست براي بيان و اثبات حقانيت مذهب اماميه پوششي مناسب باشد. اين مطلب را ميتوان از سخن امام رضا عليه السلام شاهد مثال آورد. آنجا كه از دعا، به سلاح انبيا ياد كردند. (كليني، 1365: ج2: 468) حجم اين گونه ادعيه بسيار است. براي نمونه، ثامن‌الحجج عليه السلام در نيايشي با گرايش تجسيم و تشبيه10 به مقابله برخاستند: «عده‌اي تو را نشناختند و تو را به آفريده‌هايت تشبيه كرده و در نتيجه مقام تو را بالا نبرده و نپرستيدند». سپس حضرت از قائلان به تشبيه و كساني كه در توصيف پروردگار، او را محدود مي‌سازند، اظهار برائت كردند.11 (ابن‌بابويه، 1357: 124 ـ 125) در نيايشي ديگر از امام رضا عليه السلام چنين آمده است: «يا من لا شبيه له و لا مثال له»‏ (ابن‌طاوس، 1411: 35) كه كاملاً تقابل با باور مشبهه در آن مشهود است. همچنين درباره نفي تفويض12 در راز و نيازي با پروردگار خويش ‌فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِكَ... اللَّهُمَّ لَكَ الْخَلْقُ وَ مِنْكَ الرِّزْقُ وَ إِياكَ نَعْبُدُ وَ إِياكَ نَسْتَعِينُ اللَّهُمَّ أَنْتَ خَالِقُنَا وَ خَالِقُ آبَائِنَا الْاولينَ وَ آبَائِنَا الْآخِرِينَ اللَّهُمَّ لَا تَلِيقُ الرُّبُوبِيةُ إِلَّا بِكَ وَ لَا تَصْلُحُ الْإِلَهِيةُ إِلَّا لَك».13 (مجلسي، 1404: ج25: 343)
به عبارتي، امام با راز و نياز با معبود خود، به شيعيان خود گوشزد مي‌كنند كه آفرينش، رزق و روزي، قدرت و ربوبيت از آن خداست.14 استفاده از لعن و بيزاري، كه به نوعي دعا محسوب ميشود. (قمي، 1404: ج2: 215؛ كليني، 1365: ج6: 195) اهميت اين ابزار را در مقابله‌ها نشان مي‌دهد.

// دو ـ بهرهگيري از نيايش براي هدايت باطني افراد

«هدايت تكويني يا باطني» يكي از شئوني است كه شيعه اثناعشريه براي ائمه خود قائل است. علامه طباطبايي در اين باره مينويسد: «امام كسي است كه به واسطه امر ملكوتي، مردم را هدايت مي‏كند. بنابراين، ولايت باطني، نوعي ولايت در اعمال مردم است. به اين صورت كه آنها را به اهداف مورد نظر باري‌تعالي ميرساند. اين ويژگي با مجرّد راهنمايي و نشان‏ دادن راه كه از مشخصات انبيا و رسولان است، متفاوت است. (طباطبايي، 1417: ج1: 272) از اين رو، برجستهترين هدايت باطني را ميتوان در ادعيه ائمه بازجست؛ جايي كه امام دست به دعا برميدارد و فرد منحرف را به دين حق رهنمون ميكند. براي نمونه، در اختيار معرفه‌الرجال آمده است كه يزيد بن اسحاق ـ از طرفداران امامت حضرت رضا عليه السلام ـ برادري داشت كه بر حيات امام كاظم عليه السلام پافشاري مي‌كرد و دائم با يزيد، بر سر مسائل مذهبي به مناظره مي‌پرداخت. هنگامي كه بحث‌ها بالا مي‌گيرد و نتيجه‌اي حاصل نمي‌شود، فرد واقفي1 به برادرش چنين مي‌گويد: «اگر امام تو از منزلت و رفعتي كه ادعا مي‌كني برخوردار است، از او بخواه تا براي من دعا كرده، به مذهب حق رهنمون شوم». ابن اسحاق نيز خدمت امام رضا عليه السلام شرفياب مي‌شود و جريان را بازگو مي‌كند. سپس امام در حالي كه رو به سوي قبله كرده و دست راست خود را به سوي آسمان گشوده بودند، فرمودند: «اللَّهُمَّ خُذْ بِسَمْعِهِ وَ بَصَرِهِ وَ مَجَامِعِ قَلْبِهِ حَتَّي تَرُدَّهُ إِلَي الْحَقِّ».2 دعاي امام چنان اثرگذار بود كه پس از اندك زماني، فرد واقفي به حقانيت امام هشتم ايمان ‌آورد. (كشي، 1348: 605 ـ 606)

// ج) دعا به مثابه ابزار همگرايي، ارتباط و تعامل امام با شيعيان

يكي از كاركردهاي دعا در مذهب اماميه، استفاده از آن به عنوان عاملي براي هم‌گرايي و تعامل هر چه بيشتر درون مذهبي است. به عبارت ديگر، گاه دعا نشانهاي از پيوند عاطفي ميان پيشوايان و پيروان رخ نموده است. براي نمونه، حسن‏ بن‏ جهم‏ نزد حضرت رضا عليه السلام مي‌رود و به امام ميگويد: مرا از دعا فراموش مكن. امام در جواب فرمودند: «آيا تو ميپنداري ما فراموشت مي‌كنيم؟» ابن جهم كه از شيعيان حضرت بود، در فكر فرو رفت و چون ميدانست در شمار پيروان آن حضرت جاي دارد و امام براي همه شيعيانش دعا ميكند، احتمال فراموشي دعا از سوي امام را منتفي دانست. نكته جالب آنكه حضرت رضا عليه السلام فرمودند: «هرگاه خواستي بداني نزد من چگونه هستي، بنگر من نزد تو چگونه هستم» كه تأكيدي دوچندان بر ارتباط دوسويه امام و شيعيان دارد. (كليني، 1365: ج2: 652) همچنين آن حضرت شيعيان خود را به دعا در حق يكديگر در جوار مضجع سيدالشهدا عليه السلام فراخواندند. (همان: ج4: 579)
جدا از اين دو قاعده كلي، روايات زيادي به يادگار مانده كه درون‌مايه آن مراجعه و شكوه يكي از شيعيان نزد امام رضاست، كه بي‌درنگ دعاي آن حضرت را در پي دارد. براي نمونه، احمد بن عبدالله بن حارثه كرخي، كه بيش از ده فرزند خود را از دست داده بود، به حج مي‌رود و از امام رضا عليه السلام مي‌خواهد كه براي او دعا كند. (ابن بابويه، 1378: ج2: 222) امام نيز دعا و پيشبيني كردند، داراي اولاد شود كه چنين نيز شد. (همان)
گاه حضرت رضا عليه السلام به جاي دست به دعا برداشتن، دستورالعملهاي دعايي به پيروان خود آموزش ميدادند. براي نمونه، فردي نزد امام آمد و از جمعيت بسيار خانواده، داشتن دَين و شرايط نامساعد اقتصاديش، لب به شكايت گشود كه امام به او دستورالعملي مشتمل بر نماز و دعا آموزش دادند تا از اين گرفتاري رهايي يابد.1و2 (نك: طوسي، 1365: ج3: 312) در روايتي كه در كتاب‌هاي معتبر نقل شده است، داود بن كثير رقّي به زندان افتاده بود. او از آنجا خدمت حضرت رضا عليه السلام نامه مي‌نويسد و از حضرت تقاضاي دعا مي‌كند. ثامن‌الحجج عليه السلام به جان خويش سوگند ياد مي‌كنند كه براي وي دعا مي‌كنند و در جواب مي‌نويسند: «عَافَانَا اللَّهُ وَ إِياكَ بِأَحْسَنِ عَافِيةٍ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ بِرَحْمَتِهِ... ؛ خداوند به رحمت خود در دنيا و آخرت ما و شما را به نيكوتر صحتي عافيت و صحت دهد؛ به خدا قسم چنان در انجام درخواستت كوشيدم كه اگر خودت بودي اين قدر تلاش نمي‌كردي!».3 (حميري، 1413: 394)
همچنين ثامن‌الحجج عليه السلام كه علت نافرماني تعدادي از برادران خود در تبعيت نكردن از وصيت موسي بن جعفر عليه السلام و خارج شدن از جريان اصلي فرقه اماميه را تنگدستي و مقروض بودن آنان دانسته بودند، پس از اعطاي كمك مالي به آن‌ها و اثر نكردن آن (كليني، 1365: ج1: 318)، به آخرين تير تركش خود؛ يعني دعا متوسل شدند؛ دعايي كه خيرخواهي خود را به آنها نشان ميداد: «أَمَّا إِنِّي يَا إِخْوَتِي فَحَرِيصٌ عَلَي مَسَرَّتِكُمْ اللَّهُ يَعْلَمُ اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنِّي أُحِبُّ صَلَاحَهُمْ وَ أَنِّي بَارٌّ بِهِمْ وَاصِلٌ لَهُمْ رَفِيقٌ عَلَيْهِمْ أُعْنَي بِأُمُورِهِمْ لَيْلًا وَ نَهَاراً ... اللَّهُمَّ أَصْلِحْهُمْ وَ أَصْلِحْ لَهُمْ وَ اخْسَأْ عَنَّا وَ عَنْهُمُ الشَّيْطَانَ وَ أَعِنْهُمْ عَلَي طَاعَتِكَ وَ وَفِّقْهُمْ لِرُشْدِكَ».4 (همان: 319)

// د) دعا، رسانه بيان مواضع و انتقادات سياسي ـ اجتماعي

كاركرد ديگري كه ميتوان براي ادعيه امام رضا عليه السلام در نظر گرفت، بيان مواضع سياسي و انتقادهاي اجتماعي است؛ زيرا بستر دعا ميتوانست پوشش مناسبي براي آن باشد؛ پوششي كه مخالفان را بر ضد ايشان تحريك نميكرد. اين كاركرد را ميتوان در موارد زير تقسيم كرد:

// الف) آشكار كردن ماهيت واقعي پيشنهاد ولايت‌عهدي

هنگامي كه امام رضا عليه السلام به وسيله مأمون وادار به پذيرش ولايت‌عهدي شدند،1 از دعا استفاده كردند تا به آيندگان، ماهيت و اختياري نبودن آن را گوش‌زد كنند: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ قَدْ نَهَيتَنِي عَنِ الْإِلْقَاءِ بِيدِي إِلَي التَّهْلُكَةِ ... بار خدايا، تو مرا از اينكه خود را با دست خويش به هلاكت اندازم، نهي فرموده‏اي، او مرا مجبور كرده است؛ به گونه‏اي كه اگر ولايت‌عهدي‌اش را نپذيريم، در خطر كشته شدن قرار گيرم، من نيز همان گونه كه يوسف عليه السلام و دانيال عليه السلام مجبور شدند تا ولايت و حكومت را از ظالم زمان خود قبول نمايند، [به اين كار] مجبور شده‏ام. خداوندا، حكومتي نيست جز حكومت تو، و من ولايتي ندارم، جز آنچه از طرف تو به من اعطا شود. مرا در اقامه دين و احياي سنت پيامبرت محمد صلي الله عليه و آله موفق فرما؛ زيرا تو مولي و ياور من هستي، و چه خوب مولي و ياوري هستي». (ابن بابويه، 1378: ج1: 19 ـ 20)
در روايتي ديگر آمده است، هنگامي كه امام رضا عليه السلام ولايت‌عهدي را پذيرفتند، اين دعا را زمزمه كردند: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنِّي مُكْرَهٌ مُضْطَرٌّ فَلَا تُؤَاخِذْنِي كَمَا لَمْ تُؤَاخِذْ عَبْدَكَ وَ نَبِيكَ يوسُفَ حِينَ وَقَعَ إِلَي وِلَايةِ مِصْرَ.»2 (ابن‌بابويه، 1362: 659؛ فتال نيشابوري، بي‌تا، ج1: 229) كه نشان مي‌دهد سياست پيشنهاد ولايت‌عهدي، تزويري براي بهره‌برداري سياسي بوده است. اين ادعيه به وضوح نامشروع بودن خلافت عباسي را نشان ميدهد؛ چرا كه يكي از اهداف اصلي مأمون در پيشنهاد ولايت‌عهدي، كسب مشروعيت براي خلافت خود بوده است. (جعفريان، 1381: 433؛ براي مشاهده هشت هدف مأمون از اين پيشنهاد، نك: عاملي، 1398: 192 ـ 193) از اين رو، مأمون به هواخواهان حكومت عباسي و معترضان به ولايت‌عهدي امام رضا عليه السلام گفت:
اين مرد [علي بن موسي] كارهاي خود را از ما پنهان كرده، مردم را به امامت خود ميخواند. او را بدين جهت ولي‌عهد قرار دادم كه مردم را به خلافت ما خوانده، به سلطنت و خلافت ما اعتراف كند. در ضمن، فريفتگانش بدانند او چنانكه ادعا مي‌كند، نيست و اين امر[خلافت] شايسته ماست نه او. همچنين مي‌ترسيدم اگر او را به حال خود واگذارم، در كار ما شكافي به وجود آورد كه نتوانم آن را پر كنم و عليه ما اقدامي كند كه تاب مقاومتش را نداشته باشم». (ابن بابويه، 1378: ج2: 170)
همچنين برخلاف اين تصور شايع كه حضرت پس از ولايت‌عهدي در مرو آزادي عمل داشتند، دعايي از حضرت نقل شده كه خلاف آن را نشان ميدهد. در عيون اخبارالرضا آمده است، امام پس از بازگشت از مسجد جامع در روز جمعه با چهره‌اي كه بر آن غبار نشسته بود، تعجيل در وفات خود را طلب كردند: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ فَرَجِي مِمَّا أَنَا فِيهِ بِالْمَوْتِ فَعَجِّلْهُ لِي السَّاعَةَ وَ لَمْ يزَلْ مَغْمُوماً مَكْرُوباً».3 (همان، ج2: 15)

// ب) بهره‌مندي از اثر متافيزيكي نيايش در دفع كيد دشمنان

به دليل آنكه ائمه عليهم السلام مستجاب‌الدعوه بوده‌اند،1 گاه از آن براي نابودي يا عقوبت سياست‌بازان ظالم استفاده ميكردند. براي نمونه، امام رضا عليه السلام ظالمي از خاندان زبير، به نام بكار بن عبدالله بن مصعب را نفرين كرد كه همان لحظه عقوبت كارش را چشيد. (ابن بابويه، 1378: ج2: 224) همچنين امام رضا عليه السلام ، آل برمك را از اين طريق از سياست حذف كرد. محمد بن فضل گويد: ابوالحسن رضا عليه السلام را ديدم، در عرفات ايستاده و دعا مي‏كرد. سپس سر خود را پايين انداخت. علت اين كار را پرسيدند؟ فرمود: «به برامكه نفرين مي‏كردم كه سبب قتل پدرم شدند. خداوند امروز دعاي مرا درباره آن‌ها مستجاب كرد.» چيزي نگذشت كه در همان سال، هارون بر آن‌ها خشم گرفت و تار و مارشان كرد. (طبري، بي‌تا: 193)
همچنين هنگامي كه امام رضا عليه السلام در مناظرات علمي پيروز شد و مردم نسبت به شخصيت ايشان بصيرت بيشتري يافتند، مأمون احساس خطر كرد و پرده‌دار خود، محمد بن عمرو طوسي را فرمان داد تا مردم را از شركت در مناظرات منع كند. (ابن‌بابويه، 1378: ج2: 172) علاوه بر آن، سخنان درشتي به امام رضا عليه السلام گفت تا بدين وسيله و بنا به گمان خودش، امام را خوار سازد. امام به حالت غضب‌ناكي از نزد مأمون بيرون آمدند و به حق مصطفي و مرتضي و سيده‌النسا، قسم ياد كردند كه وي را نفرين كنند. حضرت به منزل آمدند و پس از وضو ساختن، نماز گزاردند و در قنوت چنين فرمودند: «اللهم يا ذا القدرة الجامعة و الرحمة الواسعة... و انتقم لي ممن ظلمني و استخف بي‌و طرد الشيعة عن بابي و أذقه مرارة الذل و الهوان كما أذاقنيها و اجعله طريد الأرجاس و شريد الأنجاس».2 (همان، ج2: 172 ـ 173) اباصلت هروي گويد، هنوز نماز امام تمام نشده بود كه واقعه‌اي در شهر پديد مي‌آيد و مأمون عقوبت توهين به امام را ‌چشيد.3 (توضيح آن به صورت مفصل در جوامع روايي آمده است، نك: ابن شهرآشوب، 1379: ج4: 345 ـ 346)

// ح) بهرهجويي از قالب دعا براي اثبات حق امامت

امام رضا عليه السلام استجابت دعا را با عبارت «يكُونُ دُعَائهُ مُسْتَجَاباً حَتَّي أَنَّهُ لَوْ دَعَا عَلَي صَخْرَةٍ لَانْشَقَّتْ بِنِصْفَين‏»1 در شمار 36 ويژگي امام برشمردند. (ابن‌بابويه، 1403: ج2: 528) ويژگياي كه آن حضرت در زندگاني خود به منظور اثبات شايستگي رهبري خويش استفاده كردند.
هنگامي كه حضرت منصب ولايت‌عهدي را پذيرفتند، خشك‌سالي شديدي در مرو به وقوع پيوست. در اين هنگام، برخي از اطرافيان مأمون و بدخواهان امام رضا عليه السلام لب به سخنان ناروا گشودند و علت خشك‌سالي را بدشگوني آن حضرت دانستند. مأمون اين تصور را در روز جمعه، به حضرت منتقل كرد. امام فرمود كه رسول‌الله و اميرالمؤمنين به خواب او آمدند و فرمودند: دوشنبه با مردم به صحرا خارج شو و دعاي باران بخوان تا خداوند متعال باران نازل كند. آن حضرت روز دوشنبه خارج شدند و با اين جملات دعاي باران كردند: «اللَّهُمَّ يا رَبِّ أَنْتَ عَظَّمْتَ حَقَّنَا أَهْلَ الْبَيتِ فَتَوَسَّلُوا بِنَا كَمَا أَمَرْتَ وَ أَمَّلُوا فَضْلَكَ وَ رَحْمَتَكَ وَ تَوَقَّعُوا إِحْسَانَكَ وَ نِعْمَتَكَ فَاسْقِهِمْ سَقْياً نَافِعاً عَامّاً غَيرَ رَائِثٍ وَ لَا ضَائِر»2 كه بعد از مدت اندكي و پيش از بازگشت مردم به شهر، باران زيادي باريدن گرفت. (ابن بابويه، 1378: ج2: 168 ـ 169) بهرهبرداري امام رضا عليه السلام از قالب دعا براي اثبات حق امامت خويش،‏ در حالي بود كه مأمون، ديدگاه شيعيان درباره امامت را اقتباس كرد و به مقام خلافت تعميم داد، تا خليفه به مقام برگزيده الهي ارتقا يابد و بتواند عقيده ديني و فقه اسلامي را تبيين و تشريح كند. (لاپيدوس، 1376: ج1: ص187)

// د) سياست تولي و تبري در ادعيه

ائمه با استفاده از سياست «تولي و تبري»1 و با اثرگذاري بر ضمير ناخودآگاه و عواطف مؤمنان، مي‌كوشيدند با فراهم آوردن موجبات هدايت آنان، بر رويكردهاي سياسي پيروان خود نيز اثر بگذارند. صلوات بر محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله ، كه در ادعيه امام رضا عليه السلام با بسامد زيادي تكرار شده، نمونه اعلاي تولي است. ذكر مداوم صلوات كه ترجيع‌بند بسياري از ادعيه و سخنان امام رضاست، صرف نظر از كاركرد ديني و اثربخشي آن در نفس دعا،2 كاركرد سياسي نيز دارد. توصيه به صلوات بر محمد و آل محمد را ميتوان در مواقع عادي همچون پوشيدن نعلين و عطسه كردن مشاهده كرد. (مجلسي، 1404: ج73: 55) كه نشان ميدهد از نظر امام، تكرار اين ذكر تا چه حد حياتي است. از ديگر آموزههاي معمول در ميان اهل بيت عليهم السلام ، آغاز و ختم كردن يك دعا با صلوات بر محمد و آل محمد عليه السلام است كه نمونه برجسته آن را در صحيفه سجاديه مي‌توان ديد. امام هشتم، سيره امام زين‌العابدين عليه السلام را پي گرفتند. براي نمونه، امام رضا عليه السلام يكي از ادعيه مشهور خود را با اين عبارات آغاز كردند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِي الْاولينَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِي الْآخِرِينَ وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِي الْمَلَإِ الْأَعْلَي وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِي النَّبِيينَ وَ الْمُرْسَلِينَ اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً صلي الله عليه و آله الْوَسِيلَةَ وَ الشَّرَفَ وَ الْفَضِيلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الْكَبِيرَة». (ابن‌بابويه، 1364: 156؛ طوسي، 1365: ج3: 86) تكرار بسيار ذكر صلوات و درود بر محمد و آل محمد قادر است حقانيت خاندان نبوت كه در مهجوريت به سر ميبردند را به ياد ‌آورد3، از آنان تجليل و قدرداني كند و غير مستقيم، حكومت غير آنان را نفي نمايد. (برزگر، 1383: 37 ـ 38)
نقطه مقابل تولي، لعن و تبري است كه ائمه شيعه براي اعلام موضع‌گيري‌ها و روشنگري‌هاي سياسي استفاده كردند. براي نمونه، در ميان عامه، گروهي افراطي به نام «ناصبه»4 وجود داشتند كه در كنار دشمن اعتقادي اهل بيت و شيعيان، دشمنان سياسي آنان نيز به شمار مي‌آمدند. امام رضا عليه السلام در كنار مبارزه فكري با آنان، در مرحله پسيني، از دعا و لعن براي مقابله با آنان استفاده كردند. در دعايي از امام رضا عليه السلام ، هلاكت دشمنان پيامبر و اهل بيت عليهم السلام ، و حتي دشمنان شيعيان كه با حق گلاويز شده و ادعاي باطل مطرح مي‌كنند از خداوند درخواست شده است.5 (كفعمي، بي‌تا: 324) امام با اين دستور، «نيت‌مداري» در رفتار سياسي را مصداق يا جاي‌گزيني براي مبارزه عملي سياسي قرار دادند.6 همچنين هنگامي كه نام «علي بن ابي‌حمزه» ـ از سران واقفه ـ نزد امام رضا عليه السلام برده شد، حضرت ضمن مشرك خواندنش، وي را لعنت كردند. 7 راوي با تعجب از مشرك دانستن آن‌ها سؤال كرد كه حضرت با تمسك به آيه «يُريدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِم وَ يَأْبَي اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون»8 و ممانعت وي از پرستش خداوند، وصف شرك را لايق او دانستند.9 (طوسي، 1411: 70) ثامن الحجج نه تنها خود، واقفيان را نفرين كردند، بلكه ديگران را نيز به اين امر فرا ‌خواندند. (كشّي، 1348: 461) توضيح اين نكته ضروري است كه منطق و مشي اهل بيت بر رفق و مدارا و محبت، بنيان نهاده شده است،10 اما نفرين و نكوهش راهي بود تا به صراحت و بدون هيچ‌گونه توجيهي، پرچم‌داران ضلالت و گمراهي به عموم مردم معرفي شود.

// نتيجه‌گيري

علاوه بر رويكرد متوقع و سنتي از نيايش؛ يعني عرض حال و نيازخواهي به درگاه خدا، ميتوان از منظر علوم اجتماعي و ارتباطات نيز به ادعيه نظر افكند و كاركردهاي تعليمي و ارتباطي را از آنها استخراج كرد. در اين پژوهش سعي شد با سيري در ادعيه پرشمار امام علي بن موسي الرضا عليه السلام ، برخي از اين كاركردها با شواهدي معرفي شوند. كاركرد غالب، بهرهگيري از رسانه دعا براي انتقال آموزههاست كه به دليل توجه حداكثري و تكرار آن به وسيله شيعيان باعث شده است، مضامين آن در قلب شيعيان رسوخ كند و ماندگاري آن تضمين شود. بهرهبرداري هدايتي از دعا به صورت ابزار نقد افكار و اديان و همچنين هدايت باطني افراد از ديگر كاركردهاي ادعيه رضوي است. دعا به مثابه ابزار هم‌گرايي، ارتباط و تعامل امام با شيعيان سومين كاركردي است كه با بسامد بالايي در ادعيه به چشم ميخورد. علاوه بر اين موارد سه گانه، گاه در لابه‌لاي ادعيه رضويه، مواضع و انتقادهاي سياسي ـ اجتماعي ديده ميشود. براي نمونه، از اثر متافيزيكي دعا براي دفع كيد دشمنان يا اثبات حق امامت ائمه عليهم السلام بهره گرفته شده است. از ديگر مواضع سياسي ادعيه، بيان ماهيت واقعي پيشنهاد ولايت‌عهدي و همچنين تولي و تبري است. بنابراين، بايد گفت امام رضا عليه السلام با بهره‌برداري رسانهاي و ارتباطي از ادعيه و نيايش، به ايدئولوژي مكتب تشيع، جاني تازه بخشيدند. بنا بر كاركردهاي طرح شده در اين پژوهش، ميتوان از دعا به عنوان بسته‌اي حاوي مسائل اعتقادي، سياسي، اخلاقي، از يك سو و تقويت‌بخش جنبههاي روحاني بشر، از سوي ديگر، در رسانههاي جمعي بهره برد.

// منابع

// الف) كتاب

قرآن كريم، ترجمه محمدمهدي فولادوند. 1415ق. تهران: دارالقرآن الكريم.
ابطحي اصفهاني، سيد محمدباقر. 1378. الصحيفه الجامعه لادعيه علي بن موسي الرضا و ابنائه الاربعه. قم: موسسه الامام المهدي.
ابن بابويه، محمد بن علي. 1357. التوحيد. قم: انتشارات جامعه مدرسين.
ــــــــــــ . 1361. معاني الاخبار. قم: انتشارات جامعه مدرسين.
ــــــــــــ . 1362 الف. صفات الشيعة. تهران: انتشارات اعلمي.
ــــــــــــ . 1362 ب. الأمالي. تهران: انتشارات كتاب‌خانه اسلاميه.
ــــــــــــ . 1364. ثواب الأعمال. قم: انتشارات شريف رضي.
ــــــــــــ . 1378ه‍ .ق. عيون أخبار الرضا عليه السلام . بي‏جا: انتشارات جهان.
ــــــــــــ . 1403ه‍ .ق. الخصال. قم: انتشارات جامعه مدرسين.
ـــــــــــ. . 1413ه‍ .ق. من لا يحضره الفقيه. قم: انتشارات جامعه مدرسين.
ابن اثير، عزالدين علي. 1385ه‍ .ق. الكامل في التاريخ. بيروت: دارصادر.
ابن خزاز قمي، علي بن محمد. 1401ه‍ .ق. كفاية الأثر. قم: انتشارات بيدار.
ابن شعبه حراني، حسن. 1404ه‍ .ق. تحف العقول. قم: انتشارات جامعه مدرسين.
ابن شهرآشوب مازندراني. 1379ه‍ .ق. مناقب آل أبي‌طالب عليه السلام . قم: مؤسسه انتشارات علامه.
ابن طاووس، سيد علي بن موسي. 1411ه‍ .ق الف. المجتني. قم: دار الذخائر.
ــــــــــــ . 1411ه‍ .ق. ب. منهج الدعوات. قم: دار الذخائر.
ابن عساكر. 1415ه‍ . ق. تاريخ مدينه دمشق. بيروت: دارالفكر للطباعه و النشر.
حلي، ابن فهد. 1407ه‍ .ق. عدة الداعي. بي‌جا: دارالكتاب الاسلامي.
اصفهاني، ابوالفرج. 1415ه‍ .ق. الاغاني. بيروت: داراحياء التراث العربي.
باردن، لورنس. 1375. تحليل محتوا. ترجمه: مليحه آشتياني و محمد يمني دوزي. تهران: انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي.
برزگر، ابراهيم. 1383. «رابطه عرفان و سياست در صحيفه سجاديه». مجله انديشه ديني. ش12.صص23-46
بغدادي، عبدالقاهر. 1408ه‍ .ق. الفرق بين الفرق و بيان الفرقه الناجيه منهم. بيروت: دارالجيل/ دارالافاق.
ـــــــــــــــــ 2003م. اصول الايمان. بيروت: دار و مكتبه الهلال.
جاني پور، محمد. 1392. «تحليل محتواي ادعيه رضويه». در مجموعه جستارهايي در ادعيه رضويه. تهران: دانشگاه امام صادق عليه السلام .
جباري، محمدرضا. 1382. سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة عليهم السلام ‏. قم: مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني رحمه الله .
جبوري، يحيي. 1427ه‍ .ق. بيت الحكمه و دور العلم في الحضاره الاسلاميه. دارالغرب الاسلامي.
جرجي زيدان. 1958م. تاريخ التمدن الاسلامي. قاهره: بي‌نا.
جعفريان، رسول. 1381. حيات فكري و سياسي امامان شيعه. قم: انصاريان، چاپ ششم.
حرعاملي، محمد بن حسن. 1409ه‍ . ق. وسائل الشيعه. قم: مؤسسه آل البيت عليهم السلام .
حميري، عبد الله بن جعفر. 1413ه‍ .ق. قرب الإسناد. قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام
ساروخاني، باقر. 1367ش. جامعه شناسي ارتباطات. تهران: اطلاعات:
ــــــــــــــــ 1391ش. جامعهشناسي نوين ارتباطات رسانهها در جهان امروز. تهران: اطلاعات.
سعد بن عبدالله اشعري. 1360. المقالات و الفرق. تهران: مركز انتشارات علمي و فرهنگي.
طباطبايي، سيدمحمدحسين. 1417ه‍‌ .ق. الميزان في تفسير القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامي.
طبرسي، ابومنصور احمد بن علي. 1403ه‍ .ق. الإحتجاج. مشهد: نشر مرتضي.
طبري، محمد. بي‏تا. دلائل الإمامه. قم: دار الذخائر للمطبوعات.
طوسي، محمد بن حسن. 1365. التهذيب. تهران: دارالكتب الإسلاميه.
طوسي، محمد بن حسن. 1407ه‍ .ق. الخلاف. قم: دفترانتشارات اسلامي
ــــــــــــ . 1411 الف. الغيبه. قم: مؤسسه معارف اسلامي.
ــــــــــــ . 1411ه‍ .ق ب. مصباح المتهجد. بيروت: مؤسسه فقه الشيعه.
عاملي، سيدجعفر مرتضي. 1398ه‍ .ق. حياه الامام الرضا عليه السلام . بي‌جا: دارالتبليغ الاسلامي.
عطاردي، عزيزالله. 1406ه‍ .ق. مسند الامام الرضا عليه السلام . مشهد: المؤتمر العالمي الامام الرضا عليه السلام .
علي بن الحسين عليه السلام . 1376. الصحيفة السجادية. قم: دفتر نشر الهادي.
فتال نيشابوري، محمد بن حسن. بي‏تا. روضه الواعظين. قم: انتشارات رضي.
فقه الرضا. 1406ه‍ .ق. منسوب به امام رضا عليه السلام . قم: انتشارات كنگره جهاني امام رضا عليه السلام .
فيض كاشاني، ملامحسن. 1406ه‍ .ق. الوافي. اصفهان: كتاب‌خانه اميرالمؤمنين.
قرشي، باقر. 1380. حياة الإمام الرضا عليه السلام . قم: سعيد بن جبير. چاپ دوم.
قطب‌الدين راوندي. 1407ه‍ .ق. الدعوات. قم: انتشارات مدرسه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف .
ــــــــــــ . 1409ه‍ .ق. الخرائج و الجرائح. قم: موسسه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف .
قلقشندي، احمد بن عبدالله. بي‌تا. صبح الأعشي في صناعة الإنشاء. بيروت: دارالكتب العلميه.
قمي، علي بن ابراهيم. 1404ه‍ .ق. تفسير. قم: دارالكتاب.
قندوزي، سليمان بن ابراهيم. 1416ه‍ .ق. ينابيع المودة لذوي القربي. بي‌جا: دارالاسوه.
قيومي، جواد. 1373. صحيفة الرضا عليه السلام . قم: مؤسسه النشر الاسلامي.
كراجكي، محمد بن علي. 1410ه‍ .ق. كنز الفوائد. قم: دارالذخائر.
كشي، محمد بن عمر. 1348. رجال. مشهد: انتشارات دانشگاه مشهد.
كفعمي، ابراهيم بن علي عاملي. بي‌تا. البلد الأمين. بي‌جا: چاپ سنگي.
كليني، محمد بن يعقوب. 1365. الكافي. تهران: دار الكتب الإسلاميه.
گوتاس، ديميتري. 1380. فكر يوناني، فرهنگ عربي: زمينه‏هاي اجتماعي سياسي نهضت ترجمه در خلافت عباسي. ترجمه: فرهاد مشتاق صفت. تهران: كتاب روز.
لاپيدوس، آيراماروين. 1376. تاريخ جوامع اسلامي از آغاز تا قرن هجدهم. ترجمه: محمود رمضان زاده، مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي.
مجلسي، محمدباقر. 1404ق. بحار الانوار. بيروت: موسسه الوفاء.
محقق، مهدي. بي‌تا. «نهضت ترجمه و نشر علوم بيگانگان در زمان حضرت رضا عليه السلام و پي‌آمدهاي آن». مجموعه مقالات دومين همايش امام رضا عليه السلام .
مشكور، محمدجواد. 1372. فرهنگ فرق اسلامي. مشهد: آستان قدس رضوي.
معتمدنژاد، محمدكاظم. 1365. وسايل ارتباط جمعي. تهران: انتشارات دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي.
مفيد، محمد بن محمد بن نعمان. 1413ه‍ .ق. الأمالي. قم: انتشارات كنگره جهاني شيخ مفيد.
مهروش، فرهنگ. 1389. مروري بر گستره دعاپژوهي. تهران: انتشارات بصيرت.
نوبختي، حسن بن موسي. 1404ه‍ .ق. فرق الشيعه. بيروت: دار الاضواء.

/// مقالات