// مقاله / بررسي خرافه‌گرايي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي87 و88 ازشبكه‌هاي دو و سه سيما

بررسي خرافه‌گرايي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي87 و88 ازشبكه‌هاي دو و سه سيما در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

بررسي خرافه‌گرايي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي87 و88 ازشبكه‌هاي دو و سه سيما

ابراهيم مهدويان كياسري*

// چكيده

بررسي ميزان خرافه‌گرايي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي 87 و 88 از شبكه‌هاي دو و سه سيما موضوع اصلي اين تحقيق است. اين مقاله خلاصه‌اي از پايان نامه ي كارشناسي ارشد است.
اين تحقيق با روش تحليل محتوا و با استفاده از مشاهده، به گردآوري اطلاعات پرداخته شده است و براي نخستين بار شاخصه‌هاي عملياتي خرافات، با رويكرد به تعاليم اسلامي طبق ديدگاه علّامه طباطبايي رحمه الله به دست آمد. سريال‌هاي هيچ كس، بزنگاه، عبور از پاييز و پنجمين خورشيد 42 قسمت، براي نمونه تحليل محتوا شد.
كل خرافات يافت شده، 27367 ثانيه، معادل17.53 درصد (نسبت به حجم نمونه)است. كه ميزان قابل توجّهي است.
در سال 88 ميزان خرافات، 25213 ثانيه، معادل 92.13درصد (نسبت به كل خرافات) و در سال 87 ميزان خرافات، 2154 ثانيه، معادل 7.87 درصد(نسبت به كل خرافات) است. ازاين‌رو، ميزان خرافات افزايش قابل توجّهي داشته است.
ميزان خرافات عملي 26827 ثانيه، معادل 98.03 درصد (نسبت به كل خرافات) و ميزان خرافات نظري 540 ثانيه، معادل 1.97درصد (نسبت به كل خرافات) است كه نشان مي‌دهد خرافات عملي بيشتر از خرافات نظري است.
واژگان كليدي
خرافه، خرافات، خرافات نظري، خرافات عملي، سريال، ماه مبارك رمضان.

// 1. مقدمه

رسانه ملّي زبان گوياي نظام جمهوري اسلامي ايران، رسالت مقدّسي برعهده دارد. اين رسالت بزرگ ـ همان‌طوركه در بند اوّل اهداف كلان رسانه ملّي ترسيم شده است ـ هدايت جامعه اسلامي و ارتقاء ايمان روشن بينانه در ميان آحاد جامعه اسلامي است. (پژوهش و آموزش سيما، 1386، ج2، مقدمه)
طبق بيانات مقام معظّم رهبري ايمان روشن بينانه، ايماني است كه همراه با بصيرت و بدور از هرگونه خرافه‌گرايي و سست انديشي باشد. (همان: 21) به اين دليل رسانه ملّي بايد از هرگونه خرافه‌گرايي و خرافه پرستي مبرّا باشد. اين موضوع به اندازه‌اي اهميّت دارد كه مقام معظّم رهبري در ابلاغ سياست‌هاي كلّي برنامه پنجم توسعه، اين امر بسيار مهم را متذكّر مي‌شوند( (khamenei.ir. توجّه به اين موضوع دغدغه همه رهبران الهي در همه اعصار بوده است. همان‌طوري كه بعثت پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله همراه با مبارزه عليه خرافاتي چون بت پرستي و زنده به گور كردن دختران بوده است. ازاين‌رو، سيماي جمهوري اسلامي براي تقويت ايمان روشن بينانه ـ ضمن عاري بودن از خرافات ـ بايد جامعه را نيز به سمت خرافه‌زدايي سوق دهد. از اين رو، ماه مبارك رمضان اهميّت ويژه‌اي دارد، زيرا در اين ماه هدف ارتقاء معنويت و ايمان روشن بينانه در جامعه است. به عبارتي در اين ماه تبليغات ديني بيشتر تجلّي پيدا مي‌كند. در اين باره يكي از برنامه‌هاي پرمخاطب در ماه مبارك رمضان، سريال‌هاي توليدي سيما هستند، كه در شب‌هاي ماه مبارك رمضان پخش مي‌شوند و داراي مخاطبان بسياري از قشرهاي مختلف جامعه دارند. به اين دليل، در اين سريال‌ها بايد دقّت بيشتري در ارائه پيام‌هاي ديني باشد تا از هرگونه خرافه‌گرايي و خرافه پرستي به دور باشند.
دليل انتخاب شبكه‌هاي دو و سه اين است كه شبكه دو از گذشته‌ها با الايام با عنوان شبكه‌اي فرهنگي معروف بود. ازاين‌رو، پيام‌هاي ديني بايد با دقت بيشتري ارائه شود. امّا شبكه سه به دليل مخاطبان جوان مي‌تواند در انحراف و هدايت آنها نقش به سزايي داشته باشد. ازاين‌رو، در اين شبكه نيز دقت در ارائه پيام‌هاي ديني اهميت بسياري دارد.
اين تحقيق در نظر دارد تا مظاهر خرافه‌گرايي در رسانه ملّي را با رويكرد به تعاليم اسلامي[طبق ديدگاه علّامه طباطبايي رحمه الله ] در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي 87و88 در شبكه‌هاي دو و سه سيما بررسي و تحليل كند.
هدف اصلي تحقيق عبارتند از: بررسي ميزان خرافه‌گرايي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي 87 و 88 در شبكه‌هاي دو و سه سيما با رويكرد به تعاليم اسلامي.
اهداف فرعي اين تحقيق عبارتند از: 1. بررسي مصاديق خرافات مطرح شده در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي 87و88 در شبكه‌هاي دو و سه سيما. 2. بررسي نوع خرافات در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي87 و88 در شبكه‌هاي دو و سه سيما.
سؤال اصلي تحقيق عبارت است از: ميزان خرافه‌گرايي با رويكرد به تعاليم اسلامي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضانِ سال‌هاي 87 و 88 در شبكه‌هاي دو و سه سيماي جمهوري اسلامي ايران به چه اندازه‌اي بوده است؟
سؤالات فرعي: 1ـ چه مصاديقي از خرافات در سريال‌هاي ماه مبارك رمضانِ سال‌هاي 87 و 88 در شبكه‌هاي دو و سه سيما نمود داشته است؟ 2. نوع خرافات مطرح شده، در سريال‌هاي ماه مبارك رمضانِ سال‌هاي 87 و 88 در شبكه‌هاي دو و سه سيما بيشتر از چه نوعي بوده است؟
فرضيات تحقيق عبارتند از: 1ـ به نظر مي‌رسد ميزان خرافه‌گرايي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي 87 و 88 در شبكه‌هاي دو و سه سيما سير صعودي داشته است. (در سال 88 ميزان خرافات بيشتر از سال 87 بوده است)2ـ به نظر مي‌رسد نوع خرافات مطرح شده در اين دو سال بيشتر از نوع خرافات عملي بوده است.

// 2. چهار چوب نظري

اين تحقيق در پي آن است كه با الهام از مباني دين مبين اسلام و با پيروي از پيشوايان حقيقي مكتب اسلام طبق، ديدگاه علّامه طباطبايي، خرافه‌گرايي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان را تحليل كند.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به عنوان خاتم الأنبيا، جايگاه ويژه‌اي دارد و منجي بشريت است. معجزه جاودان ايشان؛ «قرآن مجيد يگانه نسخه نجات همه انسان‌ها، در همه دوره‌ها معرفي شده است. قرآن مجيد درباره هدف بعثت نبي مكرّم اسلام چنين مي‌فرمايد:
ويضع عنهم اصرهم و الاغلال الّتي كانت عليهم؛ پيامبر خاتم مبعوث شد تا تكاليف شاق را از دوش آنها بردارد و غل و زنجيرهايي را كه به دست و پاي آنان بسته شده، باز كند. (اعراف: 157)
منظور از غل و زنجيرها، غل‌ها و زنجيرهاي پولادين نيست، بلكه عقايد خرافي و اعتقادات باطلي بود كه عرب‌ها گرفتار آن شده بودند و به مراتب از غل و زنجيرهاي آهنين زيان آورتر و دست و پاگيرتر بود. چرا كه زنجيرهاي آهنين سرانجام روزي باز مي‌شود، ولي انديشه‌ها و عقايد خرافي به آساني از بين‌ نمي‌رود و رد آنها كار آساني نبود و از هر كسي بر‌ نمي‌آيد. ازاين‌رو، خداوند متعال براي آزاد كردن مردم از چنگ اين غل و زنجيرها، بندگان خاص خود را كه پيامبران باشند، انتخاب كرد. آنها نيز به خوبي وظيفه خود را انجام دادند و آزادي واقعي را براي بشريت به ارمغان آوردند.
چارچوب نظري اين تحقق طبق نظر علّامه طباطبايي رحمه الله است.
ديدگاه علّامه طباطبايي را مي‌توان چنين بيان كرد:
اگر به چيزي كه علم به حقانيتش نداريم و از خير و شرّ آن آگاه نيستيم پيروي كنيم، آنگاه به وادي خرافه گام مي‌نهيم.

// ـ ديدگاه انديشمندان

انديشمندان درباره سرچشمه و خاستگاه خرافات، ديدگاه‌هاي گوناگوني دارند؛ ديدگاه‌هايي كه هر يك مي‌تواند موضوع كتابي جداگانه باشد. از جمله كساني كه بسيار به خرافات پرداخته‌اند روان‌شناسان هستند. برخي از آنها منشأ خرافات، را اشتباهات و برخي ديگر ناهشيار يا ناخودآگاه مي‌پندارند. برخي ديگر پاسخ‌هاي شرطي را خاستگاه خرافات مي‌دانند. در اين ميان، تحليل‌هاي جامعه شناختي نيز جايگاه ويژه‌اي دارد. برخي خرافات را پديده‌هاي اجتماعي مي‌دانند. نرسيدن به تصميم قاطع از راه‌هاي معمولي، در زمان‌هاي حسّاس، يا در امور مهم يا كم و بيش مهم نيز زمينه‌اي است كه براي رسيدن به «قطعيت» به خرافات پناهنده شوند.
متفكّران ديني با توجّه به پيشينه اعتقاديشان، از منظري ديگر خرافه را بررسي مي‌كنند و هر كدام خرافه را طوري تعريف مي‌كند كه با آيين آنها سازگار باشد. ازاين‌رو، بين اديان و مذاهب مختلف نيز درباره خرافات اختلاف نظر وجود دارد.
البتّه شكّي نيست كه شيوه تفكّر مي‌تواند خاستگاه مهمّي براي پديد آمدن خرافات باشد. ازاين‌رو تفكّر ديني درباه خرافات با تفكّر مادّي تفاوت‌هاي فاحشي دارند كه در اينجا به آنها مي‌پردازيم.

// الف) ديدگاه‌هاي متفكّران غربي

متفكّران غربي بيشتر با ديد مادّي و تجربه‌هاي علمي، براساس رشته تخصصي‌شان خرافات را بررسي كرده‌اند. براي مثال روان‌شناسان با روانكاوي، جامعه شناسان با ديدي جامعه شناسانه و فلاسفه با نگاهي فلسفي به مسئله مي‌پردازند. بنابراين، آنها از بعد خاصّي خرافه را بررسي مي‌كنند كه جامعيت كافي ندارد. در اينجا به بعضي از اين ديدگاه‌ها اشاره مي‌كنيم:
قوم‌شناس بزرگ، سر ادوارد تايلور خرافات را نوعي كاستي فكري مي‌داند. در بحث از دلايل روانشناختي اين پديده نيز كودني و محافظه كاري غيرعلمي را از ويژگي‌هاي آدمي به طور اعم و انسان وحشي به طور اخص به شمار مي‌آورد. (علوي نژاد، 1383، ش 37 و38)
«فيلسوف سرشناس ارنست هگل، درباره پيدايش خرافات و افسانه‌ها در اقوام نخستين معتقد است كه مبدأ و اصول آنها از رخدادهاي طبيعي مانند زمين لرزه، خسوف و كسوف و ديگر پديده‌ها سرچشمه مي‌‌گيرد كه سبب ترس، تهديد يا خطري مي‌شود. (همان)
ويلهلم وونت مي‌نويسد: علّيت به معناي حقيقي آن براي انسان ابتدايي مطرح نيست، امّا اگر درباره علّيت در محدوده تجارب او گفت وگو كنيم تنها چيزي كه مي‌توان گفت، اين است كه وي زير سلطه جادو قرار دارد و اين نيز خود بر نيروهاي عاطفي استوار است نه بر قوانين حاكم بر ارتباط انديشه ها. (همان)
ليمان نيز بر آن است كه خرافات، گونه‌اي از اشتباه است:
تمام باورهاي خرافي كه در اين مقاله سعي كرديم بافت طبيعي آنها را توضيح دهيم، در آغاز فقط تفسير‌هاي غلطي از پديده‌هايي بودند كه با دقّت كافي مشاهده نشده بودند. (همان)
لرد چستر فيلد، در يكي از نامه‌هاي خود به فرزند خويش يادآور مي‌شود كه اين خرافات ناشي از ناداني يا سفاهت است»(همان)
«فرويد با روش روانكاوانه، خرافات را در «سطح ناهوشيار» ذهن مي‌داند. از نظر وي، عناصر تهديد زدايي در درون ذهن و در بخش ناخودآگاه وجود دارد، كه توسط مكانيسم فرافكني، به جهان خارج نسبت داده مي‌شود». (صالحي اميري، 1387، ش23)
«در مقابل فرويد، گوستاو يونگ، نخستين روانكاوي بود كه فهميد، افكار و عقايد مذهبي و (حتّي) افسانه اي، مظاهر بينش‌ها و انديشه‌هاي ژرف هستند. يونگ معتقد بود كه خرافات، ويژگي اساسي روح آدمي است. از اين رو، قائل به تمايز باورهاي درست و نادرست نبود. يونگ به طور عمده به كاركرد خرافات در زندگي و روان آدمي توجّه مي‌كرد». (همان)
«مكتب روانكاوي فرويد، فهم، تحليل و علّت يابي خرافات را به ذهن انسان ارجاع مي‌دهد. اين مكتب خرافات را از جنس واكنش‌هاي روحي در برابر ناملايمات و ناشكيبايي رواني و در مقابل مشكلات و بن بست‌ها مي‌داند». (همان)
«امّا خرافات در دستگاه تحليلي پاولف و اسكينر ـ بنيانگذاران مكتب رفتارگراييـ به مثابه پاسخ‌هاي شرطي شناخته مي‌شود. پاولف ( روان‌شناس روسي ) با وضع اصطلاح «شرطي شده» قصد داشت شرايط بروز، ظهور و تقويت رفتارها از جمله رفتارهاي خرافي را توضيح دهد. وي با آزمايش‌هاي مختلف سعي كرد پيوندي بين محرّك شرطي و محرّك غيرشرطي برقرار كند». (همان)
«شرطي شدن به معناي آن است كه اگر يك متغير يا يك محرّك: ورت تصادفي و بارها در كنار واقعه، حادثه يا رويدادي ظاهر شود، احتمال اينكه پيوندي ميان متغير و آن واقعه برقرار شود، زياد است. در چارچوب اين نظريه، خرافه در نتيجه تقويت تصادفي نوعي پاسخ عامل آغاز مي‌شود و از اين طريق نيز استوار مي‌ماند». (همان)

// ب) نظريه متفكّران اسلامي

دانشمندان اسلامي به ويژه اماميه با تكيه بر قرآن و سنّت همواره با تفكري عقل‌گرايانه به موضوع‌ها و پديدها مي‌نگرستند و اين نگرش با ديد واقع‌گرايانه و منطقي همراه است.
علّامه طباطبايي رحمه الله با بيان مصداق‌هايي از خرافات، آنها را از جنبه‌هاي مختلف از جمله قرآن و احاديث بررسي مي‌كرد. در اينجا به بخشي از سخنان علامه و استدلال‌هاي ايشان درباره خرافات اشاره مي‌كنيم:
ايشان با تقسم عقايد بشري(به معناي عام) به نظري و عملي، خرافه را نيز تعريف مي‌كند. و با تعريفي كه از خرافه ارائه مي‌دهد مصاديق خرافات را نيز بيان مي‌كند. ايشان همچنين به دسته‌اي از علل و عوامل پيدايش خرافات در بين مردم اشاره مي‌كنند، و خرافه را مختص به كشور يا قبيله‌اي خاص‌ نمي‌دانند. حتّي در كشورهاي پيشرفته دنيا نيز با وجود پيشرفت تكنولوژي، خرافات وجود دارد.
ايشان مي‌فرمايند:
آراء و عقايدي كه انسان براي خود انتخاب مي‏كند، يا تنها افكاري نظري است كه مستقيماً و بدون واسطه، هيچ ربطي به عمل ندارد، مانند رياضيات و طبيعيات و علوم ماوراءالطبيعه و يا افكاري است عملي كه سر و كارش مستقيماً با عمل است، مانند مسائل مربوط به خوبي و بدي اعمال و اينكه چه عملي را بايد كرد؟ و چه عملي را نبايد كرد؟ در قسم اوّل راه تشخيص افكار صحيح از افكار و عقايد ناصحيح، تنها پيروي علم و يقيني است كه از راه برهان و يا حس دست مي‌دهد. و در قسم دوّم راه منحصر در تجربه است، يعني آن عملي را صحيح بدانيم كه ببينيم سعادت انسان را تأمين مي‏كند و يا حداقل در تأمين آن نافع است و آن عملي را باطل بدانيم، كه ببينيم يا به شقاوت آدمي منجر مي‌شود، و يا در سعادتش مضر است، و امّا در قسم اوّل، اعتقاد به آنچه علم به حقانيتش نداريم، و در قسم دوم اعتقاد به آنچه نمي‏دانيم خير است يا شر، چنين اعتقاداتي جزء خرافات است. (طباطبايي، 1374: ج1، ص637 و 638)
پس طبق سخنان علّامه رحمه الله خرافات نيز به دو دسته تقسيم مي‌شود:
الف) خرافات نظري
ب) خرافات عملي
خلاصه تعريف علّامه طباطبايي از خرافه عبارت است از:
اعتقاد به آنچه علم به حقيقت آن نداريم و يا‌ نمي‌دانيم خير است يا شر، جزء خرافات است. (طباطبايي، 1374، ج1، ص638)

// تعريف خرافات نظري

هرگونه خرافات را كه به طور و بدون واسطه، هيچ ربطي به عمل ندارند خرافات نظري گويند. (طباطبايي، 1374، ج1، : 637 و 638) مانند: اعتقاد به اينكه فرشته وجود ندارد و...

// تعريف خرافات عملي

هرگونه خرافات كه سر وكارش به طور با عمل است خرافات عملي گويند (طباطبايي، 1374، ج1: 637 و 638) مانند: فال بد زدن و...
در اينجا به بعضي از خرافات از منظر علّامه رحمه الله اشاره مي‌كنيم:
ـ اعتقاد به اينكه علم منحصر در حس و تجربه است.
ـ اعتقاد به اينكه بناي تمدّن بر استكمال اجتماع است؛
ـ اعتقاد به اينكه پيروي از دين، تقليد است؛
ـ نحوست و فال بد زدن...

// تفاوت ديدگاه اسلامي با ديدگاه غربي

متفكّران غربي خرافات را بيشتر از جهت علمي نگريسته اند و حتّي اعتقادهاي مذهبي را نيز اگر با علم تجربي موافق نباشد، خرافات مي‌دانند كه اين نوعي افراط‌گرايي در افكار اين متفكّران است، امّا در دين مبين اسلام آنچه كه با افكار ناب دين مبين اسلام بيان شده باشد، هرچند كه با علم و تجربه قابل اثبات نباشد، جزء خرافات نيست. علّامه طباطبايي رحمه الله در اين باره مي‌فرمايد: آن عملي را صحيح بدانيم كه سعادت انسان را تأمين مي‏كند و يا دست‌كم در تأمين آن نافع است و آن عملي را باطل بدانيم، كه يا به شقاوت آدمي منجر مي‌شود، يا در سعادتش مضر است. با اين ديدگاه آنچه كه از جانب قرآن و سنّت مطرح مي‌شود به غير علم نيست، بلكه كاملاً علمي است. علّامه طباطبايي رحمه الله مي‌فرمايند:
«يكي از تفكّرات خرافي كه مادّيون مطرح مي‌كنند تقليدي بودن دين است. در حالي اين يكي از خرافات واضح مي‌باشد..
ما در پاسخ مي‌گوييم، امّا پيروي از دين تقليد نيست، زيرا دين عبارت است از: مجموعه‌اي از معارف مربوط به مبدأ و معاد و قوانيني اجتماعي، از عبادها و معامله‌ها كه از طريق وحي و نبوّت به بشر رسيده است، نبوّتي كه صدقش با برهان ثابت شده و نيز از مجموعه‌اي اخبار كه مخبر صادق از آنها خبر داده، مخبري كه صادق بودنش به برهان ثابت شده است. پيروي چنين ديني پيروي علم است نه خرافات. چون فرض كرديم كه به صدق آن مخبر، عالميم و برهان علمي بر آن داريم، ...و عجيب اينجا است كه اين حرف را كساني مي‌گويند كه خود سراپا تقليدند و در اصول زندگي و سنن اجتماعي از خوردني و نوشيدني و پوشيدني گرفته تا نكاح و مسكن و غيره، به غير از تقليد كوركورانه و پيروي هوي و هوس روش ديگري ندارند.
آنها از آنجا كه از كلمه تقليد ننگ دارند، اسم تقليد را برداشته و نام پيروي از سنّت و تمدّن راقيه بر آن نهاده اند، در نتيجه اسمش برداشته شده ولي رسمش همچنان باقي است. لفظش متروك شده، ولي معنايش همچنان باقي است». (همان: 641 ـ 642)

// 3. روش تحقيق

ـ روش تحليل محتواي: روش اصلي اين تحقيق روش تحليل محتواي مقوله‌اي است. كه براي روشن شدن بيشتر به بعضي از تعاريف تحليل محتوا اشاره مي‌كنيم.
«تحليل محتوا روشي منظّم براي تحليل محتواي پيام است. اين روش ابزاري براي تحليل پيام‌هاي ارتباط‌گران معين است. به جاي مصاحبه با افراد يا درخواست از آنها براي پاسخ به پرسش‌نامه، كه در پژوهش پيمايشي معمول است، يا مشاهده رفتار، كه در تجربه انساني معمول است، پژوهشگري كه از تحليل محتوا استفاده مي‌كند، ارتباطي را بررسي مي‌كند كه در زماني و مكاني بوجود آمده و خود پژوهشگر آن را انتخاب كرده است». (سورين؛ تانكار، 1381: 51)
كرلينگر تحليل محتوا را چنين تعريف مي‌كند:
«تحليل محتوا روشي براي مطالعه و تحليل ارتباطات به شيوه‌اي نظام‌مند، عيني، و كمي با هدف اندازه گيري متغيّرهاست». (ويمر؛ دومينيك، 1384: 217)
«در تعريف ديگر آمده: يك فن تحقيق براي توصيف عيني، منظم و مقداري محتواي آشكار ارتباط است». (باردن، 1374: 14)
«باركوس معتقد است، كه تحليل محتوا به معناي تحليل علمي پيام‌هاي ارتباطي است. از نظر وي اين روش كاملاً علمي است و با وجود جامع بودن، از نظر ماهيت، نيازمند تحليلي دقيق و منتظم است». (هولستي، 1373: 13)
«پيسلي بر اين است كه تحليل محتوا مرحله‌اي از جمع آوري اطلاعات است كه در آن محتواي ارتباطات از طريق به كارگيري عيني و منظم قواعد مقوله بندي، به اطلاعاتي كه مي‌توانند خلاصه و با هم مقايسه شوند، تغيير شكل مي‌يابد». (همان)
«در هر صورت: تحليل محتوا، از فنون اساسي در بررسيهاي مربوط به وسايل ارتباط جمعي است». (كازنو، 1381: 66)

// جامعه آماري

در اين تحقيق، جامعه آماري، همه قسمت‌هاي سريال‌هاي تلويزيوني ويژه ماه مبارك رمضان سال‌هاي 1387 و 1388 پخش شده از شبكه‌هاي دو و سه سيما است. كه طبق تقسيم‌بندي انتشارات سروش، 47 قسمت (معادل 175100 ثانيه) يا به عبارتي 47 سي دي است.

// محاسبه حجم نمونه و روش نمونه گيري

در اين تحقيق حجم نمونه با روش جدول مورگان صورت گرفت. (مؤمني؛ قيومي، 1389: 226)
بين 47 قسمت از سريال (معادل 175100 ثانيه)، 42 قسمت (معادل 156118 ثانيه ) به عنوان حجم نمونه انتخاب شد.
نمونه‌گيري به روش تصادفي سيستماتيك است و از ميان 47 قسمت از سريال‌ها فقط 5 قسمت آن حذف و 42 قسمت انتخاب شد. روش حذف آنها به اين صورت بود كه كل جامعه آماري را بر 5 تقسيم كرديم رقمي در حدود 9 به دست آمد و به صورت تصادفي از هر 9 قسمت يك قسمت از فيلم را حذف كرديم كه در نهايت 5 قسمت حذف شد و 42 قسمت باقي ماند.

// واحد ثبت

واحدهاي ثبت عناصري از محتوا هستند كه در فرايند كدگذاري طبقه‌بندي خواهند شد. در اين تحقيق، واحد ثبت هر مورد از خرافه انتخاب شده است.

// واحد شمارش

براي به دست آوردن تعداد و فراواني خرافات به تعيين واحد شمارش نيازمنديم. در واقع واحد شمارش ابزاري است كه به ما امكان مي‌دهد ميزان خرافات را به راحتي به دست آوريم. در اين تحقيق واحد شمارش و واحد ثبت، يكي است. ازاين‌رو، واحد شمارش نيز، هر مورد از خرافه است. ما در ابتدا براي بدست آوردن فراواني خرافات، هر مورد از خرافه را مي‌شماريم. امّا براي اينكه ميزان به صورت دقيق نشان داده شود، طبق مقياس نسبي ميزان را برحسب ثانيه اندازه گيري كرديم تا ميزان واقعي خرافات به دست آيد.

// واحد متن (فحوا)

واحد فحوا را يك قسمت(سي دي) كامل از سريال، در نظرمي گيريم كه طبق تقسيم‌بندي شركت سروش است. يعني هر قسمت، يك سي دي كامل است. در اينجا فحوا براي اين مشخص شده تا جهت گيري خرافات را مشخص كند. زيرا ممكن است خرافه‌اي در سريال مطرح شده باشد كه قصد و هدف فيلم ردّ آن خرافه باشد. واحد فحوا ابزاري است كه سوگيري مثبت و منفي خرافات را به ما نشان مي‌دهد و از اشتباهي بزرگ در تشخيص خرافات باز مي‌دارد. ازاين‌رو، واحد فحوا را وسيع‌تر قرار داديم تا دچار اشتباه در برآورد ميزان خرافات نشويم.

// مقياس سنجش

در اين تحقيق مقياس سنجش نسبي و واحد سنجش ثانيه است. هر مورد از خرافه بر حسب فاصله زماني سنجيده مي‌شود.
وقتي كمّيت‌هاي حاصل از اندازه‌گيري، به گونه‌اي باشند كه هم متفاوت بودن (مقياس اسمي)، هم كمتري يا بيشتري (مقياس رتبه‌اي)، هم ميزان تفاوت (مقياس فاصله اي)، را نشان بدهند و هم صفر مطلق (نقطه مبدأي كه مرز بودن يا نبودن را نشان مي‌دهد) داشته باشند، چنين اعدادي داراي مقياس نسبي هستند. (شريفي؛ نجفي زند، 1376: 25)
مقياس نسبي را مي‌توان در واقع گونه‌اي (يا جزئي از) مقياس فاصله‌اي دانست. زيرا تنها تفاوت آنها با يكديگر در اين است كه در مقياس‌هاي فاصله‌اي مبدأ سنجش بطور دلخواه انتخاب مي‌شود. در صورتي كه در مقياس‌هاي نسبي اين مبدأ، سنجش هميشه صفر است. به عبارت ديگر مبدأ سنجش يك مبدأ واقعي يا به اصطلاح معمول «صفر مطلق» است. (رفيع پور، 1384: 197)

// روش و ابزار گردآوري اطلاعات

در اين تحقيق از روش‌هاي توصيفي، تحليلي(تحليل محتوا) استفاده شده است و ابزار گردآوري اطلاعات، فيش‌برداري و مشاهده است.
همچنين در اين پژوهش همه قسمت‌هاي مجموعه تلويزيوني مثل هيچ كس، عبور از پاييز، پنجمين خورشيد و بزنگاه تهيه و بررسي شده است. پس از تعيين واحدهاي ثبت، شمارش و فحوا، رده‌هاي تحقيق مشخص و كدگذاري شد و در نهايت بر اساس كدهاي از پيش تعيين شده اطلاعات مورد نياز از سريال‌ها جمع آوري و براي تجزيه و تحليل آماده شد.

// اعتبار و پايايي

براي بررسي اعتبار تحقيق از اعتبار صوري يا ظاهري استفاده شد. يعني توافق نظر صاحب نظران و كارشناسان را دليل اعتبار شيوه ارزيابي قرار داديم. به طوري كه بيشتر كارشناسان بر معتبر بودن اين شيوه تأكيد دارند.
در اين پژوهش آيتم‌هاي مربوط به خرافات را در اختيار 10 نفر از استادان وكارشناسان كه در حوزه دين و رسانه(اين افراد عمدتاً از استادان خود دانشكده صدا و سيما هستند) تخصص كافي دارند قرار داديم و تأييد كردند كه ميانگين ميزان موافقت كارشناسان 4.89 شد.
در اين تحقيق فيلم‌هاي مورد بررسي در اختيار دو نفر از استادان و كارشناسان حوزه دين و رسانه (اين افراد عمدتاً از اساتيد خود دانشكده صدا و سيما مي‌باشند) قرار گرفت. و آنها با كدگذاري مجدّد و مشاهده موارد خرافه، مشاهدات تحقيق ما را بطور صد در صد تأييد نمودند. لذا پايايي تحقيق صددرصد مورد تأييد قرار گرفت.

// روش تجزيه و تحليل اطلاعات

اين پژوهش از نوع توصيفي تحليلي مي‌باشد، بنابرين در تجزيه و تحليل داده‌ها فقط به توصيف دادها بسنده شد.
در اين تحقيق ميزان خرافات بررسي مي‌شود و بعد از آن ميزان خرافات نظري با عملي سنجيده مي‌شود تا مقايسه شود سهم كدام يك بيشتر مي‌باشد. همچنين ميزان خرافات در سال‌هاي 1387 و 1388 مقايسه شده و سهم هر يك مورد بررسي قرار مي‌گيرد. در ابتدا جداول، متغيرها و رده‌هاي متغير را ذكر مي‌كنيم و سپس مقايسه‌ها انجام مي‌پذيرد. در نهايت داده‌هاي بدست آمده توسط نرم افزار spss مورد پردازش قرار مي‌گيرند.

// ـ مقولات و رده‌هاي آن

در اين تحقيق انواع خرافات به دو قسمت تقسيم شده، كه عبارتند از:
جدول1 ـ 3: انواع متغيّرها و مقولات خرافه با رويكرد به تعاليم اسلامي، طبق ديدگاه علّامه طباطبايي رحمه الله



























مفاهيم (متغيرها )
مقولات
انواع خرافات
خرافات نظري
اعتقاد به خدايان متعدد(نفي توحيد)
اعتقاد به قابل رؤيت بودن خدا.
اعتقاد به اينكه خداوند داراي فرزند است.
اعتقاد به اينكه بين خدا و جن خويشاوندي وجود دارد.
اعتقاد به اينكه علم منحصر در حس و تجربه است.
اعتقاد به افسانه‌ها و داستانهاي غيرواقعي.
خرافات عملي
رعايت و آداب و رسوم بدون مبنا.
رفتار مبتني بر نحوست و فال بد زدن.
تحريم بعضي حلالها و يا حلال دانستن بعضي حرامها.
مراجعه به كشف امور غيبي و ترتيب اثر به آن(غير از معصومان عليهم السلام و علماء بزرگ شيعه)


رفتار مبتني بر جبر.
رفتار مبتني بر تفويض.
پيروي اديان و مذاهب غير آسماني.
رفتار مبتني بر اعتقاد افراطي.

// ـ تعاريف عملياتي

جدول2 ـ 3: تعريف عملياتي انواع خرافات با رويكرد به تعاليم اسلامي، طبق ديدگاه علّامه طباطبايي رحمه الله

نوع خرافه
خلاصه تعريف عملياتي

نظري

در اين تحقيق خرافات نظري عبارتند از: اعتقاد به افسانه‌ها و داستانهاي غير واقعي... اعتقاد به اينكه علم منحصر در حس و تجربه است... اعتقاد به خدايان متعدد(نفي توحيد).. اعتقاد به قابل رؤيت بودن خدا... اعتقاد به اينكه خداوند داراي فرزند است... اعتقاد به اينكه بين خدا و جن خويشاوندي وجود دارد...

عملي

در اين تحقيق خرافات عملي عبارتند از: رعايت آداب و رسوم بدون مبنا... رفتار مبتني بر نحوست( فال بد زدن به چيزي).. تحريم بعضي حلالها و يا حلال دانستن بعضي حرامها... مراجعه به كشف امور غيبي و ترتيب اثر به آن... رفتار مبتني بر جبر... رفتار مبتني بر تفويض... پيروي اديان و مذاهب غير آسماني... رفتار مبتني بر اعتقاد افراطي...

جدول3 ـ 3: انواع مقولات خرافات و تعريف عملياتي آنها با رويكرد به تعاليم اسلامي، طبق ديدگاه علّامه طباطبايي رحمه الله
رديف
مقولات

تعاريف عملياتي مقولات

1

ـ اعتقاد به افسانه‌ها و داستانهاي غيرواقعي

در اين تحقيق مصاديق اعتقاد به افسانه‌هاي غير واقعي عبارتند از: داستانها يي كه هيچ گونه مستند معتبري ندارد. مثل اشاره به وجود ديو و غول و يا بيان خاطراتي غير واقعي از اجداد و يا ديگران با هدف واقعي جلوه دادن آن... (در مورد داستان رستم و سهراب چون اعتقاد به واقعي بودن آن نداريم خرافه نيست امّا اگر اعتقاد به واقعي بودن آن داشته باشيم جزء خرافات است) همچنين اعتقاد به صليب كشيده شدن حضرت عيسي عليه السّلام در آيين مسيحيت و بيان داستان مربوط به آن.

2

ـ اعتقاد به اينكه علم منحصر در حس و تجربه است

در اين تحقيق مصاديق اعتقاد به اينكه علم منحصر در حس و تجربه است عبارتند از: بگوييم هرآنچه كه علوم تجربي آن را اثبات نكند وجود خارجي هم ندارد بطور مثال چون با آزمايشهاي تجربي و حواس بيروني‌ نمي‌توان وجود فرشته را ثابت كنيم پس فرشته‌اي وجود ندارد. درباره خدا و جن و هرگونه موجودات ماورايي همين مسئله وجود دارد.

3

ـ اعتقاد به خدايان متعدّد(نفي توحيد)

در اين تحقيق مصاديق اعتقاد به خدايان متعدد عبارتند از: تثليث( يعني سه خدايي، آنچه كه بعضي از مسيحيان به آن اعتقاد دارند و مي‌گويند پدر و پسر و روح القدس)ـ ثنويت(زرتشتيان قائل به آن هستند و عالم را داراي دو خدا مي‌دانندخداي خوبيها و خداي بديها)

4

ـ اعتقاد به قابل رؤيت بودن خدا

در اين تحقيق موارد يا مصاديق اعتقاد به قابل رؤيت بودن خدا عبارتند از: بگويد من خدا را با چشمان ظاهري خود مي‌بينم...

5

ـ اعتقاد به اينكه خداوند داراي فرزند است

در اين تحقيق مصاديق اعتقاد به اينكه خداوند داراي فرزند است عبارتند از: بگويد فرشتگان فرزندان خدا هستند. آنچه كه يهود مي‌گفتند به اينكه عزير فرزند خداست. نصارا عيسي عليه السلام را فرزند خدا مي‌دانستند.

6

ـ اعتقاد به اينكه بين خدا و جن خويشاوندي وجود دارد

در اين تحقيق موارد يا مصاديق اعتقاد به اينكه بين خدا و جن خويشاوندي وجود دارد عبارتند از: گفته شود جن از خويشاوندان خدا هستند بطور مثال قريش قائل بودند به اينكه خدا با جن ازدواج كرده و فرشتگان ثمره اين ازدواج هستند

7

ـ رعايت آداب و رسوم بدون مبنا.

در اين تحقيق مصاديق رعايت آداب و رسوم خرافي عبارتند از: اعمال و رفتاري باطل و بي‌مبنا مثلاً براي دفع شوري چشم پارچه آتش زدن، نمك پاشيدن براي رفع شور چشم، براي دفن ميت سه بار آن را در يك جا بالا پايين كردن و گفتن جمله ي حلالش كن سه مرتبه، خوردن بعضي از غذا‌هاي مخصوص در ايام خاصي براي ايمن ماندن از عذاب خدا، آداب و رسوم دست و پاگير ازدواج (مثل : تا دختر اول ازدواج نكند دختر دوم حق ازدواج ندارد، يا چون فلاني از رگ ريشه ماست پس بايد عروس ما شود..) و مصيبتها (بطور مثال اعتقاد به اينكه حتماً بايد شب سوم و هفتم و چهلم ميت در زمان مقرّر گرفته شود و غذا داده شود حتّي در صورت عدم رضايت قلبي، براي افتتاح مغازه بعد از چهلم مرحوم بايد كركره بالا كشيده شود، ولو اينكه مغازه كركره نداشته باشد بايد اين عمل به صورت نمايشي انجام شود و يا اينكه لامپ مغازه را روشن كند ولو اينكه روز باشد، .) به منظور كسب ثواب عملي را انجام دادن، مثل قمه زدن در روز عاشورا....

8

ـ رفتار مبتني بر نحوست ( فال بد زدن به چيزي)

در اين تحقيق مصاديق رفتار مبتني بر نحوست عبارتند از: استدلال به يكي از حوادث به حادثه‏اي ديگر، كه بعداً پديد مي‏آيد. مثلاً خراب شدن گندم نذري را دليل بر وقوع اتفاقات ناگواري بداند كه در آيند واقع مي‌شود و آن را نحس بداند و بخاطر آن ناراحتي و گريه زاري كند، يا اتّفاقي كه اكنون افتاده را مشابه اتّفاق قبلي بداند و عواقب بد آن را براي اين هم در نظر بگيرد بدون توجّه به واقعيات، و يا نشان دادن آثار نحسي چيزي در فيلم و يا تأييد نحسي اتفاق مورد نظر، يا نحس دانستن روزهاي هفته(مثل چهار شنبه، سيزدهم فروردين، چهارشنبه آخرسال..)ويا نحس دانستن فلان شب و يا بعضي اعداد مثل عدد سيزده(روي پلاك بعضي از ماشينها به جاي عدد13 مي‌نويسند 12+1 تا نحسي آن از بين برود) و يا حيوانات، مثل صداي كلاغ، شغال، رفت و آمد حيوانات( مثلاً بگويد من از رفت و آمد گربه فهميدم اتّفاق بدي مي‌خواهد بيافتد)..و يا اينكه خانه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنند نحس بدانند و بگويند اين خانه شوم بوده و يا نحس دانستن بعضي از كواكب و يا بد شگونن دانستن جواب به خواستگاري درصورتي كه يكي از بستگان فوت كرده باشد و يا شوم دانستن اشخاص و فال بد زدن به آنها (بطور مثال اگر عروس جديد وارد خانه شود و مصادف شود با حادثه بدي، پا قدم آن عروس را شوم بدانيم و يا اينكه كسي را مثل جغد شوم دانستن و يا كودكي به دنيا بيايد و اتّفاق بدي بيافتد پا قدم كودك را نحس بدانيم و فال بد به آن بزنيم، و يا مولود دختر را ننگ دانستن) و يا اينكه نحس دانستن زن و گفتن اينكه هر وقتي پاي زن مياد ميون همه چيز خراب ميشه و يا اينكه انجام عملي را نحس دانستن بطور مثال گردن بندي كه از اجدادش به ارث رسيده فروختن آن را شوم بداند و بگويد هركه اين يادگار اجدادي را بفروشد بلايي به سرش مي‌آيد، و يا قضا بلا دانستن اتفاقي كه افتاده بدون توجّه به علّت آن، يا فال بد زدن براي بيمار و مرگ او را تصوّر كردن بدون دليل، يا براي خودش نحسي قائل شود و خود را بدشانس بداند و بگويد من اصلاً در زندگي شانس ندارم، من خيلي بدبختم و يا اينكه ما چرا اينقدر بدبختيم و يا اينكه بگويد بلا و بد بختي مال ما فقير فقراست. اگه بمب هم بياد روي سر امسال بنده مياد و يا فرد ديگر را بدشانش بداند و بگويد زيد خيلي بدشانس است، عمراً بتونه اين كار رو انجام بده، تو اصلاً خلق شدي براي پسرفت و يا اينكه بدون دليل فال بد بزنيم و بگوييم: فلاني‌ نمي‌تونه فلان كار را انجام دهد.

9

ـ تحريم بعضي حلالها و يا حلال دانستن بعضي حرامها

در اين تحقيق مصاديق تحريم حلالها و يا حلال دانستن بعضي حرامها عبارتند از: تحريم آنچه كه از طريق دين مبين اسلام حرام دانسته شده، همچنين حلال دانستن آنچه كه در دين مبين اسلام حرام دانسته شد. مثل ظهار را حلال دانستن. ويا بيان اينكه دكتر را محرم دانستن.

10

ـ مراجعه به كشف امور غيبي و ترتيب اثر به آن (غيراز معصومان عليهم السلام و علماء بزرگ شيعه)

در اين تحقيق مصاديق مراجعه به كشف امور غيبي و ترتيب اثر دادن به آن عبارتند از: كشفيات غيبي افراد معمولي (غيراز معصومان عليهم السلام و علماء بزرگ شيعه) و ادعاء آنها مبني بر ديدن آينده و اطلاع پيدا كردن از آن، و تمسّك به آن و ترتيب اثر دادن به آن و همچنين به تصوير كشيدن اين مكاشفه از رسانه و يا نشان دادن وسيله‌اي كه به وسيله آن مي‌توان آينده را ديد و يا تأييد وجود چنين ابزاري براي كشف آينده و يا تاييد ادعاي كسي كه مي‌گويد به آينده سفر كردم....، تمسّك به خواب و ترتيب اثر دادن به آن و مطرح كردن آن در رسانه....، انواع فالگيري( مثل فال حافظ، فال قهوه، فال اعداد، فال چوب...) و انواع طالع بيني( مثل طالع بيني ازدواج، با توجّه به تاريخ تولّد و سنگها و نگه داشتن سنگ ماه تولّد ...)

11

ـ رفتار مبتني بر جبر

در اين تحقيق مصاديق رفتار مبتني بر جبر عبارتند از: اختيار نداشتن انسان مثلاً بيان اينكه بگويد ما اختياري از خود نداريم و مجبور هستيم، چاره‌اي جز پذيرش ظلم و ستم نداريم و بايد بر اين سرنوشت خود راضي باشيم. گفتن اينكه اين سرنوشتي است كه خدا براي ما تعيين كرده لذا راه فرار نيست.

12

ـ رفتار مبتني بر تفويض

در اين تحقيق مصاديق رفتار مبتني بر تفويض عبارتند از: خداوند انسان را خلق كرده و او را رها كرده و به انسان اختيار تام داده و در افعالش خداوند هيچ گونه نقشي ندارد .

13

ـ پيروي اديان و مذاهب غير آسماني

دراين تحقيق مصاديق پيروي از اديان و مذاهب غير آسماني عبارتند از: هر ديني غير از اسلام، مسيحيت، يهود، زرتشت، در واقع اين اديان دين نيستند بلكه خرافه هستند مثل: بت پرستي(پرستش مجسمه‌هايي كه از سنگ، چوب و..، ساخته شده‌اند )

14

ـ رفتار مبتني بر اعتقاد افراطي

در اين تحقيق مصاديق رفتار مبتني بر اعتقاد افراطي عبارتند از: شفاعت ائمه (عليهم السّلام)حتّي براي كسي كه تارك الصّلات است يا اعتقاد به تفديه حضرت عيسي عليه السلام و فدا شدن حضرت عيسي براي قومش تا شفاعت كند و همچنين شفاعت ائمه براي افرادي كه گناهكارند. مثال فرد نماز نخواني است ولي از آن طرف در مراسم عزاداريها شركت مي‌كند و مي‌گويد قربون امام حسين برم اون دنيا دست منو مي‌گيره، و يا اينكه در اعمالش كوتاهي كند و بگويد برو دلت پاك باشه نياز به نماز خواندن و اعمال ديگري نيست خدا ارحم الرّاحمين است. و يا اينكه جامعه را مقدّم بر افرد بداند در حالاي كه داراي تفكّر مادّي است مثال بگويد انسان بايد قانون را مقدّم بر فرد بداند و تلخي قانون را تحمّل كند و از نفع خود بگذرد در حاليكه در تفكّر مادّي اصل بر منفعت شخصي است و يا اينكه به فرد بگويند برو سربازي و در راه وطن بمير تا نام نيك براي تو بماند. و يا اينكه پيشرفت و سعادت انسان را فقط در پول و مادّيات دنيا دانستن و بگويد سر ته همه چيز پول است و حرف اول را پول مي‌زند. به راحتي طلاق گرفتن را نشانه متمدّن بودن دانستن(چنانچه در كشورهاي غربي چنين فرهنگ افرطي وجود دارد) اعتقاد به اينكه چون اين چيز يادگار پدرم هست پس بايد از آن استفاده كنم ولو اينكه من در سختي باشم مثلاً چون اين خانه يادگار پدر است به هيچ وجه فروخته نشود و يا چون اين ماشين يادگار پدر است به هيچ وجه كنار گذاشته نشود و من ولو اينكه هر بار بخاطر آن به تعميرگاه مي‌روم بايد با اين ماشين رانندگي بكنم. و يا اينكه هرآنچه پدران ما به ما گفتند بايد از آن پيروي كنيم ولو اينكه اشتباه باشد. و يا اينكه هركي دكتر اعصاب مي‌ره پس ديونه است.


جدول4 ـ 3: شاخصهاي عملياتي خرافات با رويكرد به تعاليم اسلامي، طبق ديدگاه علّامه طباطبايي رحمه الله
شاخصهاي عملياتي
رديف

نحسي قائل شدن براي خود و خود را بد شانس دانستن.

1

قضا بلا دانستن اتفاقي كه افتاده بدون توجّه به علّت آن.

2

مراجعه به دكتر اعصاب را نشانه ديوانه بودن بدانيم.

3

گفتن اينكه چون فلاني از رگ ريشه ماست پس بايد عروس ما شود.

4

فال بد بزنيم بدون دليل و بگوييم تو‌ نمي‌توني فلان كار را انجام دهي.

5

اشاره به وجود ديو و غول.

6

نحس دانستن ريخته شدن گندم نذري.

7

نمايش تمسّك به خواب و ترتيب اثر براي آن در رسانه.

8

اتّفاقاتي كه درگذشته افتاده دليل بر نحسي اتفاق ديگر.

9

نمايش تحقق نتايج فال بد.

10

چون يادگار پدر است بايد از آن استفاده كرد حتي اگر ضرر داشته باشد.

11

فال بد زدن براي كسي و او را نحس دانستن.

12

زن را نحس دانستن.

13

فال بد زدن براي بيمار و مرگ او را تصوّر كردن بدون دليل.

14

فال بد زدن وگفتن اينكه تو اصلاً خلق شدي براي راه پس رفت نه پيشرفت.

15

در دفن ميت سه مرتبه جنازه را بالا بردن در يك جا وگفتن جمله حلالش كن.

16

اجراي حتمي مراسم سوّم و ... حتّي در صورت عدم رضايت.

17

طالع‌بيني به وسيله سنگها و نگه داشتن سنگ ماه تولّد و اعتقاد به آن.

18

بيان خاطراتي غير واقعي از اجداد يا ديگران با هدف واقعي جلوه دادن آن.

19

براي افتتاح مغازه بعد از چهلم مرحوم، بايد كركره بالا كشيده شود حتي اگر مغازه كركره نداشته باشد. بايد اين عمل به صورت نمايشي انجام شود.

20

براي افتتاح مغازه بعد از چهلم مرحوم، بايد لامپ مغازه روشن شود ولو اينكه روز باشد.

21

تا دختر بزرگتر ازدواج نكرده دختر كوچكتر نبايد ازدواج كند.

22

بدشگون دانستن جواب به خواستگار در صورتي كه يكي از بستگان فوت كرده باشد.

23

گفتن اينكه فلاني طالع بيني چيني و هندي بلد است و اين را امتياز دانستن.

24

طالع‌بيني به وسيله زمان تولّد.

25

بايد بازماندگان ميت به مردم غذا دهند حتّي در صورت عدم رضايت.

26

از رفت و آمد حيوانات فال بد زدن و ربط دادن آن به اتفاقي ديگر.

27

دكتر را محرم دانستن.

28

فال بد زدن به اينكه فلاني‌ نمي‌تونه اعتياد رو ترك كنه.

29

نحس دانستن فلان شب.

30

طلاق گرفتن آسان را علامت متمدّن بودن دانستن.

31

گفتن اينكه اصل همه چيز پول است و حرف اول را پول مي‌زند.

32

مكاشفه از امور آينده به وسيله ابزاري خاص.

33

شوم دانستن فروش وسيله‌اي كه از نياكان به ارث رسيده است.

34

ادّعاي اطلاع از امور غيبي كه در آينده اتّفاق مي‌افتد از طريق ابزاري خاص.

35

نشان دادن كتيبه‌اي كه به وسيله آن آينده را مي‌توان ديد.

36

تأييد وجود كتيبه‌اي كه كشف از آينده مي‌كند.

37

فردي ادّعاي ديگري را در سفر به آينده تأييدكند.

38

شفاعت ائمه(عليهم السلام )حتّي براي كسي كه تارك الصّلاة است.

39

اعتقاد به تفديه حضرت عيسي عليه السلام

40

جامعه را مقدّم بر افرد بداند در حالي كه داراي تفكّر مادّي است.

41

هرآنچه پدران ما به ما گفتند بايد از آن پيروي كنيم حتي اگر اشتباه باشد.

42

پيروي از هر ديني غير از اديان آسماني( اسلام، مسيحيت، يهود، زرتشت )مثل: بت پرستي.

43

خدا انسان را آفريد و به انسان اختيار تام داده و در افعالش، خداوند هيچ گونه نقشي ندارد.

44

ما اختياري از خود نداريم چاره‌اي جز پذيرش ظلم نداريم و بايد بر سرنوشت خود راضي باشيم.

45

انواع فالگيري( مثل فال حافظ، فال قهوه، فال اعداد، فال چوب...)

46

ظهار را حلال دانستن.

47

نحس دانستن روزهاي هفته(مثل چهار شنبه، سيزدهم فروردين، چهارشنبه آخرسال...)

48

نحس دانستن حيوانات مثل صداي كلاغ، شغال.

49

خانه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنند نحس بدانند.

50

اگر عروس جديد وارد خانه شود و مصادف شود با حادثه بدي، پا قدم آن عروس را شوم بدانيم.

51

مولود دختر را ننگ دانستن.

52

گفتن اينكه بلا و بد بختي مال فقراست.

53

براي دفع شوري چشم پارچه آتش زدن.

54

نمك پاشيدن براي دفع شور چشم.

55

خوردن بعضي از غذا‌هاي مخصوص در ايام خاصي براي ايمن ماندن از عذاب خدا.

56

قمه زدن در روز عاشورا به اميد ثواب.

57

نحس دانستن بعضي از كواكب.

58

اعتقاد به اينكه اجنّه از خويشاوندان خدا هستند.

59

اعتقاد به اينكه فرشتگان فرزندان خدا هستند.

60

اعتقاد به اينكه عزير فرزند خدا است.

61

اعتقاد به اينكه عيسي عليه السلام فرزند خدا است.

62

اعتقاد به اينكه خداوند با چشم ظاهري ديده مي‌شود.

63

اعتقادبه تثليث(سه خدايي)

64

اعتقاد به ثنويت(دو خدايي)

65

اعتقاد به اينكه فرشته وجود ندارد.

66

اعتقاد به اينكه خدا وجود ندارد.

67

اعتقاد به اينكه جن وجود ندارد.

68

اعتقاد به صليب كشيده شدن حضرت عيسي عليه السّلام.

69

تمسّك به مكاشفاتي كه به وسيله ابزاري خاص، از آينده داشته و ترتيب اثر دادن به آن.

70

نحس دانستن بعضي اعداد مثل عدد 13

71

// 4. يافته‌هاي تحقيق

در اين تحقيق، خرافاتي كه از نظر فحوا داراي سوگيري مثبت بوده است از ابتدا جزء آمار خرافات شمارش نشده است. يعني اينكه هر مورد از خرافات كه براي ردّ همان خرافه بيان شده است، جزء خرافات نيامده است. در واقع آمار خرافاتي كه در يافته‌هاي تحقيق مي‌بينيد كل خرافاتي است كه طبق فحوا سوگيري منفي داشته اند.

// ـ ميزان و درصد انواع خرافات

جدول1 ـ 4: ميزان هركدام از خرافات نظري و عملي در كل فيلم‌ها و درصد آنها نسبت به كل خرافات وكل فيلم‌ها.

نوع خرافه
ميزان بر حسب ثانيه

درصد نسبت به كل خرافات

درصد نسبت كل فيلم‌ها (حجم نمونه)

نظري

540

1.97

0.35

عملي

26827

98.03

17.18

جمع

27367

100

17.53

جدول(1 ـ 4) نشان مي‌دهد:
خرافات عملي 26827 ثانيه معادل 98.03 درصد (نسبت به كل خرافات) و 17.18درصد (نسبت به كل فيلم‌ها) است و از خرافات نظري بيشتر است.
خرافات نظري 540 ثانيه معادل 1.97درصد (نسبت به كل خرافات) و 0.35 درصد (نسبت به كل فيلم‌ها) مي‌باشد كه نسبت به خرافات عملي كمتر مي‌باشد.

// ـ فراواني و درصد انواع خرافات

جدول 2 ـ 4: تعداد هر كدام از خرافات عملي و نظري در كل فيلم‌ها و درصد آنها نسبت به كل خرافات

نوع خرافه
فراواني خرافات

درصد نسبت به كل خرافات

نظري

14

11.48

عملي

108

88.52

جمع

122

100

جدول (2 ـ 4) نشان مي‌دهد:
ـ تعداد خرافات عملي بيشتر از خرافات نظري است خرافات عملي داراي 108 مورد، معادل 11.48 درصد نسبت به كل خرافات است.
ـ خرافات نظري 14 مورد، معادل 88.52 درصد، نسبت به كل خرافات است.

// مقايسه مدّت و درصد انواع خرافات در سال 87 و 88

جدول 3 ـ 4: مدّت و درصد خرافات عملي و نظري و ميزان آن در هر سال و درصد آن با رويكرد به تعاليم اسلامي طبق ديدگاه علّامه طباطبايي رحمه الله

















خرافات
توزيع
سال 87
سال 88
جمع
عملي
ميزان
1615
25212
26827
درصد نسبت به كل خرافات
5.90
92.13
98.03
درصد نسبت به كل فيلم‌ها (حجم نمونه)
1.03
16.15
17.18
نظري
ميزان
539
1
540
درصد نسبت به كل خرافات
1.970
0.004
1.973
درصد نسبت به كل فيلم‌ها (حجم نمونه)
0.3453
0.0006
0.3459
جمع
ميزان
2154
25213
27367
درصد نسبت به كل خرافات
7.87
92.13
100
درصد نسبت به كل فيلم‌ها (حجم نمونه)
1.38
16.15
17.53

جدول (3 ـ 4) نشان مي‌دهد:
ـ در مجموع در سال 87 خرافات 2154 ثانيه، معادل 7.87 درصد(نسبت به كل خرافات) و 1.38 درصد(نسبت به حجم نمونه) است كه كمتر از خرافات سال 88 است. در سال 88 خرافات 25213 ثانيه، معادل 92.13درصد(نسبت به كل خرافات) و 16.15 درصد(نسبت به حجم نمونه) است.
ـ در مجموع خرافات نظري و عملي در سال 88 بيشتر از خرافات در سال 87 است.
ـ ميزان خرافات عملي سال 88 : 25212 ثاينه معادل 92.13درصد (نسبت به كل خرافات) و 16.15 (نسبت به حجم نمونه) كه بيشترين ميزان خرافات است.
ـ ميزان خرافات نظري سال 88: 1 ثانيه معادل0.004 (نسبت به كل خرافه) و 0.0006 درصد(نسبت به حجم نمونه) كه كمترين ميزان خرافه در دوسال مي‌باشد.
ـ ميزان خرافات عملي در سال 87: 1615 ثانيه معادل 5.90 درصد(نسبت به كل خرافات) و 1.03درصد (نسبت به حجم نمونه) است.
ـ ميزان خرافات نظري در سال 87: 539 ثانيه معادل 1.970درصد (نسبت به حجم نمونه) و 0.3453درصد (نسبت به حجم نمونه) است.
ـ در مجموع خرافات عملي ( 26827 ثانيه، معادل 98.03 درصد نسبت به كل خرافه و 17.18 درصد نسبت به كل فيلم‌ها نسبت به حجم نمونه) بيشتر از خرافات نظري(540 ثانيه معادل 1.973 درصد نسبت به كل خرافات و 0.3459 درصد نسبت به كل فيلم‌ها) است.

// ـ مقايسه فراواني و درصد انواع خرافات در سال 87 و 88

جدول4 ـ 4: مقايسه فراواني و دررصد خرافات عملي با نظري در سال‌هاي 87 و88 با رويكرد به تعاليم اسلامي، طبق ديدگاه علّامه طباطبايي رحمه الله











خرافات
توزيع
سال 87
سال 88
جمع
عملي
فراواني
69
39
108
درصد نسبت به كل خرافه
56.56
31.97
88.52
نظري
فراواني
13
1
14
درصد نسبت به كل خرافه
10.66
0.82
11.48
جمع
فراواني
82
40
122
درصد نسبت به كل خرافه
67.21
32.79
100

جدول(4 ـ 4) نشان مي‌دهد:
ـ تعداد خرافات در سال 87 (82 مورد، معادل 67.21 درصد ) بيشتر از خرافات در سال 88(40 معادل 32.79 درصد) است.
تعداد خرافات عملي (108 مورد، معادل 88.52 درصد) بيشتر از خرافات نظري(14 مورد معادل 11.48 درصد) است.
خرافات عملي در سال 87 (تعداد69 مورد، معادل 56.56 درصد) بيشتر از خرافات عملي در سال 88(تعداد 39 معادل31.97) است.
خرافات نظري در سال 87 (تعداد 13 مورد، معادل 10.66 درصد) بيشتر از خرافات نظري در سال 88(تعداد 1 معادل 0.82 درصد) است.

// 5. نتيجه‌گيري

1. مدّت خرافات در كل سريال‌هاي دو سال قابل توجّه است.
ـ جمع كل ميزان خرافات در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان در شبكه‌هاي دو و سه سيما در دو سال 87 و88 قابل توجّه است و ميزان آن 27367 ثانيه، معادل 17.53 درصد نسبت به كل زمان سريال‌هاي اين دو سال است.
2. مدّت و درصد خرافات در سال 88 بيشتر از سال 87 است.
ـ در سال 88، خرافات 25213 ثانيه، معادل 92.13درصد(نسبت به كل خرافات) و 16.15 (نسبت به حجم نمونه ) است.
ـ در سال 87 خرافات 2154 ثانيه، معادل 7.87 درصد(نسبت به كل خرافات) و 1.38 درصد(نسبت به حجم نمونه) است.
3. مدّت خرافات عملي بيشتر از خرافات نظري است.
ـ خرافات عملي 26827 ثانيه، معادل 98.03 درصد (نسبت به كل خرافات) و 17.18درصد (نسبت به حجم نمونه) است. و خرافات نظري داراي540 ثانيه، معادل 1.97درصد (نسبت به كل خرافات) و 0.35 درصد (نسبت به حجم نمونه) است. كه نشان مي‌دهد خرافات عملي بيشتر از خرافات نظري است.
4. فراواني خرافات عملي بيشتر از خرافات نظري است.
ـ خرافات عملي داراي 108 مورد، معادل 11.48 درصد نسبت به كل خرافات است. و خرافات نظري داراي 14 مورد، معادل 88.52 درصد نسبت به كل خرافات است.

// ـ پيشنهادات

از نتايجي كه طبق تحليل محتوا به دست آمد، ميزان خرافه‌گرايي در سريال‌هاي ماه مبارك رمضان سال‌هاي 1387 و 1388 قابل توجّه است. و لازم است دست اندركاران رسانه ملّي در جهت خرافه‌زدايي همّت بيشتري مبذول داشته باشند. ازاين‌رو، نياز است تا كارشناسان مذهبي و محقّقان حوزه دين بر امر تهيه فيلم‌ها نظارت بيشتري داشته باشند و تأسيس مراكز تحقيقاتي مذهبي در رسانه ملّي ضروري است.
فيلم‌هاي توليدي رسانه ملّي و حتّي فيلم‌هايي كه از كشورهاي ديگر خريداري مي‌شود، بايد با مجوّز عدّه‌اي كارشناس مذهبي اجازه توليد و پخش پيدا كنند. در غير اين صورت‌ نمي‌توان توقّع داشت كه عدّه‌اي فيلم ساز و يا تهيه كننده كه در حوزه دين تخصّصي ندارند، فيلم‌هايي بسازند كه عاري از خرافه‌گرايي باشد.
همان‌طور كه مي‌دانيد با گسترش رسانه در عصر حاضر و تأثيرگذاري بالاي آنها بر افكار و آراء مخاطبان، به نظر مي‌رسد خَلَأ وجود چنين مراكز تحقيقاتي بيش از پيش در رسانه ملّي احساس مي‌شود.
توليد كنندگان فيلم‌ها نبايد براي جذب مخاطبان بيشتر به راه‌هايي متوسّل شوند كه خارج از معيارهاي دين مبين اسلام است. در فيلم‌ها نبايد براي رسيدن به هدف از هر وسيله‌اي استفاده شود كه اين صد در صد با تفكّرات ناب اسلامي تضاد دارد. كاربردي كردن اعتقادهاي مذهبي بايد با تلاش بيشتري در دستور كار ناظران توليد قرار گيرد و از تساهل و تسامح خود داري شود، زيرا تساهل و تسامح در اعتقادها و اصول سبب از بين رفتن ريشه و اساس دين مي‌شود و پيروان دين را به انحرافات اساسي و بي‌هويتي مي‌كشاند.
يكي از راهها، ساختن برنامه‌هايي براساس پژوهش‌هاي عالمانه است كه در آن باورهاي خرافي و نقد و بررسي شود. شيوه ديگر، ساختن فيلم‌هاي جذاب و زيبايي است كه اين باورها را در قالب طنز نقد مي‌كنند.
در اينجا به طور كلي مي‌توان گفت دو روش براي مبارزه با خرافات وجود دارد: روش سلبي و روش اثباتي
الف) روش سلبي
در اين روش با نهي و برخورد با باورهاي خرافي براي مقابله با خرافه‌گرايي حركت مي‌كنيم
همان‌طوري كه روش و سيره پيامبر صلي الله عليه و آله و اولياء خدا در مقابله با خرافات چنين بوده.
ب) روش اثباتي
همان‌طوري كه مي‌دانيم خرافه‌گرايي در سايه جهل و ناداني و بي‌بصيرتي جامعه شكل مي‌گيرد... پس هر اندازه آگاهي و بصيرت جامعه بالا رود به همان اندازه باورهاي خرافي نيز كاهش پيدا مي‌كند.
در اين روش نيز مي‌توان به وسيله قالب‌هاي مختلف هنري مردم را از سطحي‌نگري دور و عقل و برهان را در ذهن‌ها نهادينه كرد تا به وسيله آن جامعه را از انحرافات مختلف واكسينه كرد.

// منابع

اداره كل پژوهش و آموزش سيما. 1386. تجلّي پيام در افق رسانه ملّي: برگرفته از رهنمودهاي مقام معظّم رهبري، تهران: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. ج2.
باردن، لورس. 1374. تحليل محتوا. ترجمه: محمّد يمني دوزي سرخابي و مليحه آشتياني. تهران: دانشگاه شهيد بهشتي.
رفيع‌پور، فرامرز. 1384. كند و كاوها و پنداشته‌ها. تهران: شركت سهامي انتشار.
سورين، ورنر جوزف؛ تانكار، جيمز دبليو. 1381. نظريه‌هاي ارتباطات. ترجمه: عليرضا دهقان. تهران: دانشگاه تهران.
شريفي، حسن پاشا؛ نجفي زند، جعفر. 1376. روشهاي آماري در علوم رفتاري. تهران: سخن.
صالحي اميري، رضا و ديگران. 1378. خرافه‌گرايي چيستي و چرايي، شماره 23. تهران: پژوهشكده تحقيقات استراتژيك تشخيص مصلحت نظام.
طباطبايي، سيد محمّدحسين. 1374. الميزان في تفسير القرآن. ترجمه: سيد محمّدباقر موسوي همداني، تهران: اسلامي. ج1، 3و19.
علوي نژاد، سيد رضا. 1383. پژوهش‌هاي قرآني. ش37و38، قم: دفتر تبليغات حوزه علميه قم.
كازنو، ژان. 1381. جامعه‌شناسي وسائل ارتباط جمعي. ترجمه باقر ساروخاني؛ منوچهر محسني، تهران: اطلاعات.
مؤمني، منصور؛ قيومي، علي فعال. 1389. تحليل‌هاي آماري با استفاده از spss. تهران: منصور مؤمني.
ويمر، راجردي؛ دومينگ، جوزف آر. 1384. تحقيق در رسانه‌هاي جمعي. ترجمه: كاووس سيد امامي. تهران: صداو سيماي جمهوري اسلامي ايران.
هولستي، الـ آر. 1373. تحليل محتوا در علوم اجتماعي و انساني. ترجمه: نادر سالار زاده اميري، تهران: دانشگاه علّامه طباطبايي.

// منابع اينترنتي

www.khamenei.ir

/// مقالات