// مقاله / زيبايي‌هاي عاشورا

زيبايي‌هاي عاشورا در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

زيبايي‌هاي عاشورا

حسن اردشيري لاجيمي
بي‌گمان هر فردي از انسان و هر قوم و ملّتي از انسان‌ها با نظر به چگونگي و تفسير و توجيهي كه درباره حيات خود دارند و با نظر به فرهنگي كه در آن زندگي مي‌كنند، حقايق را به عنوان آرمان‌ها و ايده‌هاي اعلا براي خود پذيرفته‌اند. اين آرمان‌ها و ايده‌ها اگر از سنخ عظمت‌هاي معقول، مانند عدالت و آزادي و نظم و صدق و اخلاق و فداكاري و ديگر تجليات تكاملي روح باشند، تحقق و انطباق آنها در رندگي عيني انسان‌ها، جمال معقول و زيبايي عقلاني و والا ناميده مي‌شود، و اگر از سنخ تركيبات و كيفيات محسوس باشند، زيبايي حسي نام مي‌گيرد.
اين تقسيم درباره زيبايي، جمال معنا و جمال صورت يا زيبايي معقول و زيبايي محسوس، ريشه‌هايي بس ژرف در احساسات اعلاي بشري دارد. اينكه سعدي مي‌گويد:


صورت زيباي ظاهر هيچ نيست

اي برادر سيرت زيبا بيار

دير و زود اين شكل و شخص نازنين

خاك خواهد گشتن و خاكش غبار


اين تقسيم يك تخيل شاعرانه نيست. (جعفري: 1375، 209 و 210) كه آن كسي كه با «چشم نظام احسن» به همه هستي مي‌نگرد، هم خيلي چيزها را مي‌بيند و هم نگاهي زيبابين دارد. در واقع بايد ديد با چه چشمي و عينكي داريد مي‌بينيد.
زيبابيني تحفه‌اي شاعرانه نيست تا هر كس در آن وادي گام بگذارد، كه خود هنري است متعالي كه هر چه به زيباي مطلق نزديك‌تر، زيباتر و زيبابين شود. اين‌گونه است كه در مقابل طعن دشمن راوي بزرگ‌ترين حماسه توحيدي هستي، آن را زيبا مي‌خواند و نداي «ما رأيت الاّ جميلا» (مجلسي: 1403ق: ج45: 116) سر مي‌دهد.
پس از اين مقدمه كوتاه مي‌كوشيم اندكي از جلوه‌هاي زيبايي و نمادهاي جمال را در آينه كربلا برشماريم كه در حقيقت، لحظه لحظه عاشورايي كربلا، تجلي زيبايي بود.

// 1) تجلي كمال آدم

اينكه انسان تا كجا مي‌تواند اوج بگيرد و خدايي گردد و فاني در او، در «ميدان عمل» روشن مي‌شود. كربلا نشان داد سقف تعالي انسان و آستانه رفعت روحي و تصعيد وجودي و ظرفيت كمال‌جويي و كمال‌يابي او تا كجاست. پرونده آن حماسه نشان داد «كه تا چه حد است مقام آدميت». اين نكته براي جويندگان ارزش‌ها بسي زيباست و معيار. (نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه‌ها: 1389: 252)

// 2) تجلي ادب

يكي از زيبايي‌هاي حماسه عاشورا، تجلي ادب بود. با مطالعه عاشورا درمي‌يابيم كه عاشورا، يعني ادب. مصداق‌هاي فراواني مي‌توان براي اين صفت زيبا برشمرد؛ مثل ديدار حر با امام حسين عليه السلام ؛ ديداري كه سرنوشت حر بن بزيد رياحي را تغيير داد و او را از نام‌آوران عرصه زيبايي‌هاي عاشورايي قرار داد.
داستان از اين قرار است كه حر در برخورد‌هاي اوليه با امام، وقتي كه مانع از حركت و بازگشت حضرت شد، امام او را خطاب نمود و فرمود: «ثكلتك امّك ما تريد»؛ يعني مادرت به عزايت بنشيند‍! از ما چه مي‌خواهي؟ حرّ گفت: اگر ديگري جز تو نام مادر مرا مي‌برد، البته متعرض مادرش مي‌شدم و پاسخ او را همين‌گونه مي‌دادم، هر كه خواهد باشد، اما در حق مادر تو جز بزرگداشت سخني بر زبان نمي‌توانم آورد. (قمي: 1368، ج1: 393)
اين ادب جناب حرّ را مي‌رساند كه با وجود علاقه به مادرش، در برابر عظمت شخصيتي چون فاطمه عليها السلام سر تعظيم فرود مي‌آورد و ادب را رعايت مي‌كند و البته كه همين ادب سبب مقامي كم‌نظير براي او مي‌شود.

// 3. تجلي رضاي الهي

شايد يك از مقام‌هاي عالي اخلاقي و عرفاني كه درك آن مشكل و البته واجد شدنش ارجمند است، مقام رضاست. پس اگر حضرت زينب عليها السلام عاشورا را نماد زيبايي مي‌خواند، به همين دليل است.
جلوگري رضاي الهي در عاشورا چنان است كه بايد روي ديگر اين حماسه را تبلور رضا ناميد. در حقيقت كربلا تجلي‌گاه رضاي الهي است. امام حسين عليه السلام در واپسين لحظات حيات در قتلگاه چنين زمزمه مي‌كند: «الهي رضي بقضائك».
اين مرحله از عرفان، يعني خود را هيچ نديدن و جز خدا نديدن و در مقابل پسند خدا اصلاً پسندي نداشتن. در آغاز حركت از مكه به سوي كوفه نيز در خطبه‌اي فرمود:«رضا الله رضانا اهل البيت؛ رضا و پسند ما خاندان، همان پسند خدا است».
البته مقام رضا ثمره محبت است. (سجادي: 1372، 31) نمونه ماندگار ديگري كه نقل آن آموزنده است، داستان جناب «عابس بن ابي شبيب» است كه از شجاعت و دليري‌اش كسي جرئت نزديك شدن به او را نمي‌كرد. از اين رو، دشمن به سنگ‌باران و تيرباران او دست زد. در اين وقت بود كه او بي‌باكانه زره و كلاه خود خويش را كند و وقتي دشمن به او ندا داد: « آيا نمي‌هراسي كه در گرماگرم جنگ سر برهنه‌اي؟» پاسخي داد كه ترجمان ديگري از زيبايي‌شناسي است. فرمود: «آنچه از دوست به دوست برسد، آسان و زيبا است». (مازندراني حائري: بي‌تا، ج1: 39)

// 4) تجلي بوي خوشِ همراهي با يوسف

يكي ديگر از لحظات زيباآفرين عاشورا، داستان شهادت جناب «جون» است كه جز در سايه ولايت‌خواهي پديدار نمي‌گردد. «جُون» غلام سياه و بدبويي كه در زيباترين حالت، چون ما مي‌زيست، ولي در سايه متعالي ولايت، به حياتي زيبا رسيد و بلكه صورتي زيبا و بوي خوشي يافت.
امام حسين عليه السلام به او فرمود: تو از طرف من آزادي. تو در جست‌وجوي عافيت از پي ما آمدي؛ اينكه خود را به راه ما گرفتار مساز! جون عرض كرد: اي فرزند رسول خدا، من در آسودگي بر سر خوان شما باشم و در روزگار گرفتاري از شما دست بردارم؟! به خدا سوگند! بدبو و كم‌آبرو و سياهم، بهشت را بر من ارزاني دار تا بويم خوش و آبرويم شريف و رنگم سپيد شود. نه به خدا قسم! از شما جدا نمي‌شوم، تا اين خون سياهم با خون شما بياميزد.


به دريايي در افتادم كه پايانش نمي‌بينم

من آزادي نمي‌خواهم كه با يوسف به زندانم


سپس او – كه رضوان خدا بر او باد – پيكار كرد تا به شهادت رسيد. امام بر بالينش آمد و فرمود: «خدايا، چهره او را سفيد و بوي او را خوش گردان و با نيكان محشورش فرما و ميان او محمد و آل محمد آشنايي آور.
هنگام دفن او را سپيد و نوراني و خوش‌بو يافتند.
امام زين العابدين عليه السلام فرمود: مردم پس از عاشورا در ميدان جنگ حاضر شدند و شهدا را دفن مي‌كردند و جنازه جُون را بعد از ده روز، در حالي كه بوي مشك از آن برمي‌خاست، پيدا كردند. (محدثي: بي‌تا، 506)

// 5) تجلي وفا

يكي ديگر از جلوه‌هاي زيبايي شناسي كربلا، وفاست كه در شخصيتي چون سعيد بن عبدالله حنفي آشكار مي‌شود. وي كه در شب عاشور از ميان دو انگشت ولي خدا مقامش را مشاهده كرده، چرا مست و مسرور نباشد و ظهر عاشورا خود را سپر بلاي امام خويش براي اقامت نماز نكند؟
وقتي با سر و صورت و چشم و پهلوي زخمي‌اش روي زمين افتاد، از امام خويش پرسيد: «اوفيت يابن رسول الله؟؛ آيا وفا كردم» و تأييد شنيد: «نعم انت امامي في الجنه؛ بله! تو جلودار من در بهشتي!» (قنبريان: 1381، 409)

// سخن آخر

عاشورا سراسر زيبايي و شكوه است؛ زيرا به دست انسان‌هايي رقم خورده كه در نهايت كمال و زيبايي‌هاي انساني و اخلاقي مي‌زيستند. به همين دليل امام حسين عليه السلام ياران خود را بهترين انسان‌ها برشمرد و در شب عاشورا مقامات‌شان را به آنها نشان داد؛ زيرا مي‌دانست آنها زيبايي مطلق را درك كرده و خود زيبا شده‌اند و هرگز تمناي زشتي و پليدي ندارند و خلاصه آنكه «ما رأيت الاّ جميلا».

// منابع

جعفري، محمدتقي. 1375. زيبايي و هنر از ديدگاه اسلام. تهران: نشر كرامت. چاپ دوم.
سجادي، سيد ضياءالدين. 1372. مقدمه‌اي بر مباني عرفان و تصوف. تهران: سمت.
قمي، شيخ عباس. 1368. منتهي الآمال. تهران: مطبوعات حسيني. چاپ پنجم.
قنبريان، محسن. 1381. حسين عليه السلام زيباساز حيات، مجموعه مقالات همايش امام حسين عليه السلام . تهران: مركز چاپ و نشر مجمع جهاني اهل البيت عليهم السلام . چاپ نخست.
مازندراني حائري، شيخ محمدمهدي. بي‌تا. معالي السبطين. تبريز: بي‌نا.
مجلسي، علامه محمدباقر. 1403ق. بحارالانور. بيروت: داراحياء التراث العربي. چاپ سوم.
محدثي، جواد. بي‌تا. فرهنگ جامع سخنان امام حسين عليه السلام . قم: نشر معروف.
نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها. 1389. پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ويژه محرم. قم: دفتر نشر معارف. چاپ شانزدهم.

/// مقالات