// مقاله / یک شکست اطلاعاتی دیگر

یک شکست اطلاعاتی دیگر در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

یک شکست اطلاعاتی دیگر

ایالات متحده همه ساله بیش از 40 میلیارد دلار در بخش های اطلاعاتی خود هزینه می کند، اما به صورتی اسفناک، ما همچنان در درک صحیح اتفاقات روی داده در نقاط مختلف دنیا ناتوانیم. به دنبال آخرین رسوایی اطلاعاتی سازمان های ما که چندی پیش در قالب یک «گزارش ملی اطلاعاتی» پیرامون ایران انتشار یافت، مشخص شد که ایران از 4 سال پیش تاکنون، برنامه های مربوط به ساخت سلاح های هسته ای خویش را به صورت کامل متوقف کرده است.
به هرحال، من باید متذکر شوم که مشکل اصلی این سازمان های اطلاعاتی – امنیتی، یک شکست اطلاعاتی دیگر (آن طور که تلاش می شود به شهروندان آمریکایی القا گردد) نیست. در حقیقت، من نظری کاملاً مخالف با آن دارم. از دیدگاه من، چنین اتفاقی را باید یک موفقیت اطلاعاتی ارزیابی نمود. چرا که از مدت ها پیش و در پی انجام عملیات های ضداطلاعاتی موفقیت آمیز و موجی از تبلیغات روانی سیاه نمایانه، تلاش می شد که با انحراف افکار عمومی و دستکاری و تغییر رویکرد در سیاست خارجی ایالات متحده، به اهداف ایدئولوژیک نومحافظه کاران، جامه عمل بپوشانند.
برای ردیابی چنین اقداماتی می توان حوادث سال 1976 را مرور کرد. در آن سال، چند جوان نومحافظه کار نظیر پل ولفوتیز و ریچارد پرل، یک گروه سیاست گذاری خارجی ضدکمونیستی و جنگ طلب تشکیل دادند که با در کنار هم قرار دادن اطلاعات مختلف، چنین نتیجه گرفتند که مسئولان «لیبرال» وقت سازمان سیا، به صورتی مخاطره آمیز و بحران آفرین، تهدیدات اتحاد جماهیر شوروی را نادیده و یا دست کم می گیرند. حتی در سایه انتشار گزارش این گروه، روابط ایالات متحده با شوروی سابق، به تیرگی بیشتری گرایید. در آن گزارش ادعا شده بود که رهبران کرملین به دنبال براندازی و ویرانی کامل آمریکا و گسترش دامنه سلطه خود بر جهان هستند. البته این ادعا فاقد هر گونه مدرک و مستند صحیح بود که مثلاً نشان دهد، آنان دارای یک سیستم ضد زیردریایی محرمانه هستند. به علاوه، در این گزارش چنین نتیجه گرفته شده بود که این سیستم های مدرن توسط روس ها عملیاتی شده است و تا چند سال آینده، تعداد آنها افزایش خواهد یافت. و البته فقدان هرگونه مدرک مستند قابل اتکا، جزء یکی از دلایلی بود که تهیه کنندگان این گزارش ادعا می کردند، برای محرمانه بودن این گزارش کافی است!
به صورتی مشابه، در اوایل دهه هشتاد میلادی، آتش افروز نومحافظه کار، میشل لدین، بی پایه و اساس ادعا نمود که سازمان ک.گ.ب (KGB) در صدد ترور پاپ ژان پل دوم است. در مقاله ای که در سال 1987 میلادی در مجله «نیشن» منتشر شد، یکی از مأموران اطلاعاتی دولت ایتالیا فرانچسکو پازینزا اعلام کرد که «لدین مسئول اصلی رؤیاپردازی های مربوط به ارتباط بلغارستان با نقشه قتل پاپ است.» بدین ترتیب، بار دیگر یک رسوایی اطلاعاتی، به شعله ور شدن بیشتر آتش جنگ سرد منتهی شد.
البته اخیراً نیز موضوع «اسناد نیجر» که براساس آن ادعا شد صدام حسین با خرید 500 تن کیک زرد اورانیوم از جمهوری نیجر موافقت کرده است، به یک فاجعه بزرگ منجر شد. به گونه ای بهت آور، و همان گونه که من در کتاب خود با عنوان «سقوط کاخ بوش» نوشته ام، تاکنون حداقل 13 بار، مسئولان غربی این اسناد را نادرست و غیرقابل اتکا خوانده اند؛ اما ما شاهد استناد به این مدارک بی پایه و اساس در گزارش سالانه بوش به کنگره در سال 2003 میلادی بودیم. بدین ترتیب، ما به آغازگر جنگی علیه عراق، بر اساس این اسناد دروغین، تبدیل شدیم.
آنچه سیاست های جاری ایالات متحده را در مورد ایران تشکیل داده و سناریوی آن برای همه ما آشناست، هنوز هم ابعاد مختلف آن با بی اعتنایی رسانه های ما روبه رو می شود. در دسامبر سال 2001 میلادی، جلسات مخفیانه ای در شهر رم برپا شد که در آنها میشل لدین و شیادی به نام منوچهر قربانی فر (یکی ازدلالان ایرانی خرید تسلیحات نظامی) که بعدها مشخص شد یک کلاه بردار بیش نیست، شرکت نمودند. اعضای سازمان مجاهدین خلق هم (که یک سازمان چریکی از ناراضیان ایرانی حامی اندیشه های مارکسیستی است) از دعوت شدگان به این اجلاس بودند. گفته می شود که هدف نهایی این جلسات، تلاش در جهت سرنگونی دولت ایران با استفاده از همکاری نومحافظه کاران آمریکایی بوده است. در آگوست سال 2006 میلادی، رئیس کمیسیون اطلاعاتی کاخ سفید پیتر هوکسترا با انتشار بخش هایی از یک گزارش تهیه شده توسط کنگره، اعلام کرد که در این گزارش تحلیلی، در مورد تعداد و برد موشک های ایرانی، بزرگ نمایی شده است و به یافته های آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) نیز که براساس آن هیچ دلیلی در مورد تولید سلاح های هسته ای و فعالیت در جهت دستیابی به تکنولوژی های مرتبط با آن در ایران وجود ندارد، اشاره نشده است. البته سال هاست که مردم ما شاهد انتشار گزارش هایی در مورد قریب الوقوع بودن ساخت سلاح های هسته ای ایران هستند.
با انتشار گزارش دستگاه های اطلاعاتی آمریکا در مورد فعالیت های هسته ای ایران در ماه دسامبر سال 2007 میلادی، سرانجام متخصصان بخش های اطلاعاتی و امنیتی ما، نومحافظه کاران حاکم بر کاخ سفید را به لزوم تغییر در دیدگاه هایشان ترغیب نمودند. هرچند جان بولتون، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد، هنوز هم قادر به پذیرش حقایق نیست.
بدین ترتیب می توان اظهار نمود که هنوز هم پرسش های بی پاسخ زیادی در مورد مسأله ایران وجود دارد. اما اگر تاریخ را به عنوان راهنمای خویش بپذیریم، جان بولتون مسلماً رویکردی واپس گرایانه را برگزیده است.
منبع: www.Huffingtonpost.com






/// مقالات