// مقاله / آسيب‌شناسي زندگي دانشجويي

آسيب‌شناسي زندگي دانشجويي در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

آسيب‌شناسي زندگي دانشجويي

علي حائري‌مجد

// ايستادن روي پاي خود

زندگي در خوابگاه آسان نيست. دانشجوي جديد، وارد اتاق يا آپارتمان كوچكي مي‌شود كه قرار است دست‌كم سه چهار سال آينده زندگي‌اش را در آن بگذراند. بي‌‌گمان او با هجوم احساسات مختلفي مواجه خواهد بود. براي جواني كه تازه روزهاي دبيرستان را تمام كرده، دشوار‌ترين تجربه ‌جدايي از خانواده است. در شرايط امروز كه دوران آمادگي براي كنكور در بيشتر خانواده‌ها خيلي جدي گرفته مي‌شود، پدر و مادرها همه تلاش‌شان را به كار مي‌گيرند تا همه چيز، از امكانات تحصيلي گرفته تا نيازهاي تغذيه‌اي و عاطفي فرزندشان تمام و كمال تأمين شود، جدا شدن از خانواده، به معناي از دست دادن همه اين پشتوانه‌ها و تغيير اساسي شرايط است. دانشجوي جديد، يك‌باره از همه چيز جدا مي‌شود؛ از شهري كه سال‌ها در آن زندگي كرده، ‌از دوستاني كه سال‌هاي مهم زندگي‌اش را كنار آنها گذرانده و از همه مهم‌تر، از خانواده‌اي كه بيشترين حمايت‌هاي عاطفي را از او كرده‌اند. از اين ديدگاه، ورود به خوابگاه تجربه سختي است. از توجه هميشگي پدر و مادر خبري نيست، غذاهاي خانگي و آرامش و راحتي خانه وجود ندارد. با ورود به خوابگاه بيشتر دانشجوها چه دختر و چه پسر، دچار بحران عاطفي مي‌شوند؛ مگر در موارد استثنايي كه جوان تازه دانشجو شده، به دلايلي مستقل از پدر و مادر باشد يا زندگي دور از آنها را تجربه كرده باشد.
بسياري از جواناني كه براي زندگي دانشجويي از شهر محل زندگي‌شان خارج مي‌شوند، تا پيش از آن تجربه تنها بودن را ندارند. كارهاي زيادي بايد انجام دهند كه تا قبل از آن به عهده‌شان نبوده؛ مديريت كردن برنامه‌هاي زندگي، تنظيم ساعت خواب و بيداري، انجام كارهاي اداري دانشگاه و ثبت‌نام و خلاصه خيلي كارها غير از درس خواندن. فشار اين مسئوليت‌ها ممكن است عوارض ناخواسته‌اي در دانشجوهاي خوابگاهي پديد آورد كه مهم‌ترين شكل آن افسردگي و اضطراب است. بسياري از دانشجوهاي جديد به همين دلايل ممكن است دچار افت تحصيلي شوند و بي‌علاقگي به رشته تحصيلي و محل تحصيل در آنها ديده شود. افت نمره‌ها در ترم‌هاي نخست، احساس ضعف و بيماري‌هاي عصبي در اين دسته از دانشجوها ديده مي‌شود كه براي رفع آن بايد از خود خانواده‌ها هم كمك گرفت و به نظر مي‌رسد گسترش مراكز مشاوره در خوابگاه‌ها و در داخل دانشگاه‌ها براي كم كردن اين عوارض ضروري است.

// هم‌زيستي مسالمت‌آميز

شايد باشند جوانان زرنگي كه دلتنگي براي خانواده چندان اذيت‌شان نمي‌كند و اتفاقاً استقلالي را كه در خوابگاه به دست مي‌آورند، دوست دارند. اما همين دانشجوها نيز ممكن است در برابر شرايط تازه‌اي كه در محيط خوابگاه تجربه مي‌كنند، كم بياورند. مهم‌ترين ويژگي خوابگاه‌هاي دانشجويي پس از دوري از خانواده، زندگي كردن در خانواده‌اي خيلي بزرگ است كه از قضا چند نفرشان در يك اتاق زندگي مي‌كنند. اين هم‌زيستي كه معمولاً انتخابي هم در آن وجود ندارد، شرايط ويژه‌اي در زندگي تك‌تك آنها پديد مي‌آورد.
دانشجوهاي خوابگاهي از شهرهاي گوناگون و خانواده‌هاي مختلف كنار هم قرار مي‌گيرند و فرهنگ خودشان را به همراه مي‌آورند. سازگاري با اين شرايط كار ساده‌اي نيست. عضوي از يك خانواده كم‌جمعيت، در كنار عضوي از يك خانواده پرجمعيت با عادت‌ها و رفتارهاي مختلف فردي بايد براي مدت طولاني كنار هم زندگي كنند و اين اختلاف‌ها گاه مشكلاتي جدي در روابط‌شان پديد مي‌آورد و تحمل زندگي در خوابگاه را ناممكن مي‌كند. معمولاً دانشجوهاي ساكن در يك خوابگاه از شهرهاي مختلف آمده‌اند و در رشته‌هاي گوناگوني درس مي‌خوانند. به علاوه، سال اولي‌ها و چندمي‌ها از هم تفكيك نشده‌اند. همين ناهمگوني، زمينه‌ساز مشكلات فراواني در ميان ساكنان خوابگاه است و بيشتر كساني كه تجربه زندگي خوابگاهي را دارند، از اين موضوع گله‌مندند.
مشكلات تقسيم كار و نظافت و اختلاف‌هاي فكري و فرهنگي نيز سختي اين هم‌زيستي را مشكل‌تر مي‌كند. هر كدام از ساكنان خوابگاه عادت دارند زمان خاصي بخوابند. يكي تلويزيون را با صداي بلند مي‌خواهد، يكي همان موقع مي‌خواهد موسيقي گوش كند، يك نفر مي‌خواهد صبح زود به حمام برود و ديگري همان موقع مي‌خواهد لباس بشويد. هرچند خيلي‌ها هم سرانجام بعد از مدتي اخلاق هم دست‌شان مي‌آيد و مي‌كوشند از اين دوران براي خلق خاطره‌هاي خوب استفاده كنند، اما بعضي‌ها به هر شكل ممكن تلاش مي‌كنند خودشان را از اين وضعيت خلاص كنند، يا به منزل اقوام و دوستان مي‌روند يا به فكر اجاره كردن خانه مي‌افتند.

// خلوت گمشده

مشكلات پسران دانشجو هم چندان متفاوت با دخترها نيست. هرچند ممكن است حساسيت پسرها به نظم و ترتيب و بهداشت كمتر باشد، اما آنها هم از اختلاف‌هاي فكري و ويژگي‌هاي فردي هم گله دارند. يكي از گله‌هاي اساسي اين دوره، نبودن حريم خصوصي در خوابگاه است كه سبب اختلاف ميان دانشجوها مي‌شود. در خوابگاه اگر كسي حوصله نداشته باشد و بخواهد تنها باشد، اين امكان را ندارد.
ساختمان‌هاي قديمي فرسوده و كم‌امكانات خوابگاه‌ها كم نيستند. ساختمان‌هاي جديد هم اغلب نقص‌هايي دارند و خيلي زود به ساختمان‌هاي فرسوده شبيه مي‌شوند. با اين حال، زندگي با آدم‌هاي هم‌سن و سالي كه موقعيت مشابهي با هم دارند، محاسن زيادي هم دارد. بچه‌هاي خوابگاهي در كنار اينكه مهارت‌هاي اجتماعي مختلفي در رفتار با ديگران ياد مي‌گيرند و صبر و حوصله و انصاف‌شان بيشتر مي‌شود، مي‌توانند به هم كمك كنند. در خوابگاه جزوه‌هاي درسي هميشه در دسترس است و دانشجوهايي وجود دارند كه حاضرند وقت‌شان را به رفع اشكال بقيه اختصاص دهند. در خوابگاه اگر كسي مريض شود يا مشكلي برايش پيش بيايد، چند نفر دست ياري‌شان را به سوي او دراز مي‌كنند. زندگي در خوابگاه راه و رسم همكاري، گذشت و فداكاري را به دانشجوها مي‌آموزد كه دستاورد كمي نيست.

// زندگي با كمترين امكانات

تصوير خوابگاه‌هاي دانشگاه‌هاي ايران با تصويري كه از اين خوابگاه‌ها در كشورهاي ديگر مي‌بينيم، شباهت زيادي ندارد. در كشور ما ساختمان‌هاي قديمي، فرسوده و كم‌امكانات براي خوابگاه كم نيستند و ساختمان‌هاي جديد هم اغلب نقص دارند و خيلي زود به ساختمان‌هاي فرسوده شبيه مي‌شوند. امكانات زندگي در بسياري از آنها فراهم نيست. دانشجوها بسياري از لوازم را خودشان به خوابگاه مي‌آورند و گاهي براي داشتن يك كمد اختصاصي و شخصي دچار مشكل‌اند. وقتي از كنار خوابگاه بسياري از دانشگاه‌هاي معتبر عبور مي‌كني، تصوير اتاق‌هاي بدون پرده، با تخت‌هاي فلزي نامرتب و چينش ناموزون لوازم از بيرون پيداست. دانشجوها در اين خوابگاه‌ها معمولاً از وسايل به شكل عمومي ‌استفاده مي‌كنند يا اصلاً امكانات ويژه‌اي در اختيار ندارند.
افرادي كه در يك اتاق زندگي مي‌كنند، در بسياري از موارد از وسايل و لوازم شخصي يكديگر استفاده مي‌كنند. براي مثال، ظروف، كتاب‌ها، ‌دمپايي‌ها و‌ حتي برخي اوقات لباس‌ها به طور اشتراكي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. به اين موارد بايد تختخواب،‌ كمد و پتو را نيز افزود. از سوي ديگر، به علت شكل‌گيري هويتي به‌‌عنوان هم‌اتاقي و به علت وجود تعارف در ميان افراد، بسياري از اين مسائل به اجبار پذيرفته مي‌شود و مي‌توان گفت هيچ‌گونه فضاي شخصي يا فردي در خوابگاه نمي‌توان يافت. بيشتر افراد ساكن تحت تأثير اجبارهاي محيطي حاكم بر آنها، از خلوت خود به نفع گروه چشم‌پوشي مي‌كنند يا كمبودها را با عنوان «اقتضاي زندگي خوابگاهي» مي‌پذيرند.
در حالي كه توقع مي‌رود در يك خوابگاه استاندارد رايانه و امكان استفاده از اينترنت وجود داشته باشد، بسياري از خوابگاه‌ها حتي يك كتابخانه كوچك يا اتاق مطالعه هم ندارند و از دانشجوها انتظار مي‌رود به امكانات موجود در دانشگاه‌شان بسنده كنند.
بيشتر ساكنان خوابگاه‌ها از كيفيت پايين غذاهاي خوابگاه گله دارند. هم تنوع غذاهاي ارائه شده از سوي واحد تغذيه كم است و معمولاً شامل چند نوع غذاي معمولي مي‌شود، هم كيفيت غذاها پايين است و در بعضي موارد حتي به شكل‌گيري اعتراض‌هايي مي‌انجامد.
مشكل بسيار مهمي‌كه بيشتر ساكنان خوابگاه با آن دست به گريبان‌اند، مشكل فضاست. كمبود‌ فضاي اختصاصي براي هر نفر از يك طرف، و فرسوده و قديمي‌‌بودن فضا از سوي ديگر، مسائل مهمي ‌هستند كه دانشجويان در خصوص ساختمان خوابگاه به آن اشاره مي‌كنند. طبيعي است زندگي با كمبود امكانات اوليه‌اي چون غذاي مناسب، فضاي مناسب و امكانات تحصيلي به اختلاف‌هاي موجود در ميان دانشجوها دامن مي‌زند. در كنار اين مسائل، بايد به قوانين موجود در خوابگاه‌ها نيز اشاره كرد كه گاه دست و پا گير و مزاحم‌اند، گاهي سهل‌انگار و سست. يكي از اين قوانين مربوط به ساعت ورود و خروج است. در برخي دانشگاه‌ها اين قانون بسيار سخت‌گيرانه است. براساس اين قوانين، اگر دانشجويي قصد داشته باشد يك شب را خارج از دانشگاه بگذراند، بايد از آغاز هفته موضوع را به صورت كتبي اطلاع دهد و اگر به دليلي شبي را در خارج خوابگاه بگذراند، رفتار نامناسبي با او خواهد شد. در عين حال، در بعضي از خوابگاه‌ها هم با اين موضوع با سهل‌انگاري برخورد مي‌شود و بعضي از دانشجوها از اين موقعيت سوءاستفاده مي‌كنند. براي ورود مهمان هم مشكلات خاصي وجود دارد و در بعضي خوابگاه‌ها براي هر دانشجو سهميه ماهانه و خاصي در ورود مهمان در نظر گرفته شده است.
با همه مشكلاتي كه زندگي در خوابگاه دارد و بيشتر ساكنان خوابگاه‌هاي عمومي‌ و نيمه‌خصوصي به آن اشاره مي‌كنند، بسياري بعد از گذراندن اين دوران دشوار، از آن با عنوان شيرين‌ترين و خاطره‌انگيزترين دوران زندگي‌شان ياد مي‌كنند؛ هرچند اين اظهارنظرها از روي احساسات است و معمولاً افراد پس از گذراندن يك دوره در زندگي، مثل سربازي، دانشجويي و اجاره‌نشيني، تنها خاطرات خوب آن دوران را حفظ مي‌كنند.
مروري بر زندگي خوابگاهي دانشجوهاي ايراني و همراه شدن با اين مشكلات، بر اين ضرورت تأكيد مي‌كند كه زيرساخت‌هاي خوابگاه‌هاي ما نيازمند تحول و توسعه اساسي است و با وجود تلاش‌هايي كه براي گسترش اين فضاها انجام شده، هنوز كمبودهاي فراواني وجود دارد كه خوابگاه‌هاي ما را از استانداردهاي مطلوب دور كرده است. به نظر مي‌رسد همراه با توسعه روزافزون ظرفيت دانشگاه‌ها و اضافه شدن تعداد زيادي دانشجو آن هم به طور سالانه، بايد هم براي بالابردن امكانات زندگي در اين خوابگاه‌ها كوشيد و هم با فراهم كردن حمايت‌هاي مشاوره‌اي و فرهنگي، كيفيت زندگي دانشجوها را در پربارترين دوران زندگي‌شان بالاتر برد.

// ضرورت بررسي فراز و نشيب‌هاي زندگي خوابگاهي دانشجويان

خوابگاهي شدن منهاي خواب‌زدگي!
زندگي دانشجويي وقتي در محيط خوابگاهي رقم بخورد، هم آسيب‌هايي دارد و هم زمينه‌ساز رشد فردي خواهد شد؛ يعني يك عده به خودكفايي مي‌رسند و عده‌اي هم كه نمي‌توانند با محيط هماهنگ شوند، ضربه مي‌خورند. اما اينكه بعضي‌ها مي‌گويند زندگي خوابگاهي مثل زندگي در زندان مي‌ماند، حرف تيره و بي‌اساسي است. در خوابگاه به دليل تعامل با هم‌اتاقي‌ها، هم طبقه‌اي‌ها و هم‌ كريدوري‌ها كه هر يك داراي قوميت، فرهنگ، رشته تحصيلي و طرز تفكر خاصي هستند، خواه ناخواه يكسري تأثير و تأثرها شكل مي‌گيرد كه گاه نتيجه آن تا سال‌ها پس از دانش‌آموختگي باقي مي‌ماند. بخش عمده اين اثرها مثبت‌ است. آنهايي كه سازگاري بيشتري دارند و اساساً در خانواده نيز خودكفا بوده‌اند، به راحتي مي‌توانند از پل‌هاي ارتباطي بگذرند و جريان‌هاي سازنده را پشت سر بگذارند، ولي شخصيت‌هاي وابسته محض به سرعت جذب دوستان و گروه‌هايي مي‌شوند تا در ظاهر بتوانند جاي محبت خانواده را برايشان پر كنند، اما در باطن او را به اسارت ارتباطات و عادت‌هاي نامناسب درخواهند آورد.
متأسفانه دانشجوياني كه هميشه سرشان در كتاب بوده و از آن سو تحت حمايت تام خانواده بوده‌اند، وقتي به يك‌باره از بدنه حمايت‌هاي بي‌شائبه جدا مي‌افتند، دچار نوعي از خودباختگي مي‌شوند. در لحظه ورود به خوابگاه هر چه ريشه‌هاي اعتقادي، فرهنگي و روابط اجتماعي جوان استوار‌تر باشد، راحت‌تر مي‌تواند گليم خود را از آب بيرون بكشد.
خانواده‌اي كه در سايه همدلي مي‌سازيم
تا كنون درباره زندگي خوابگاهي و دانشجويي در رسانه ملي سريال‌هاي گوناگوني ديده ايم كه اتفاقاً با استقبال خوب مخاطبان نيز روبه‌رو شده است. آنچه زندگي خوابگاهي را شيرين و بي‌نظير مي‌كند، به رغم همه آسيب‌هايي كه در خود دارد، همدلي هم‌اتاقي‌ها و دلسوزي‌هاي مخلصانه آنها براي يكديگر است. در جمع خوابگاه اندك‌اندك مي‌آموزيم كه به گرفتاري‌ها و گره‌هاي زندگي هم‌اتاقي‌مان حساسيت نشان دهيم و درصدد دلجويي و گره‌گشايي برمي‌آييم. ازاين‌رو، به يك‌باره از پوسته خودخواهي‌ها در مي‌آييم و ما مي‌شويم. اين ما شدنع مثل سكويي فرد را به سوي بزرگ شدن و بزرگ انديشيدن پرتاب مي‌كند.
سال‌هاي نخست ورود به خوابگاه، سال‌هايي است كه تلاطمات روحي فرد شدت دارد و گرايش به ايدئولوژي‌هاي وارداتي و نيز پوچ‌گرايي نوعي ژست روشنفكري به شمار مي‌آيد. ازاين‌روست كه ضرورت كار فرهنگي در محيط خوابگاهي دو چندان است.
هر چه نظارت‌ها بر محيط خوابگاهي كم‌رنگ‌تر باشد، پويندگي اين محيط تنزل مي‌يابد. به تجربه ثابت شده استقبال خانواده‌ها از خوابگاه‌هاي دولتي، به مراتب بيشتر از خوابگاه‌هاي خصوصي و خانه‌هاي مجردي براي فرزندان‌شان است؛ چراكه خانواده مي‌خواهد به امنيت فرزندش دلگرم باشد. در خوابگاه‌هاي خصوصي و نيمه‌خصوصي به دليل نبود نظارت‌ها، بارها و بارها شاهد حوادث تلخي بوده‌ايم.

// خانه‌هاي مجردي دانشجويي و هزار و يك مشكل لاينحل

پدر و مادر به فرزندشان كه در خانه مجردي است زنگ مي‌زنند تا به او سري بزنند. دانشجو به محض آگاهي از ورود والدين، پاي همه دوستان ناباب را از سوئيت كوتاه مي‌كند. پارتي‌هاي شبانه تعطيل مي‌شود. قفسه‌هاي كتآب‌ها مرتب مي‌گردد و وضعيت به هم ريخته طي چند ساعت روبه‌راه مي‌شود. والدين هم با سركشي و ديدن اوضاع خوب دلگرم مي‌شوند كه چه فرزند گلي دارند! اما چند ترم بعد وقتي ورقه مشروط شدن فرزندشان را مي‌بينند يا كارش به كميته انضباطي مي‌كشد، متحيرانه و بهت‌زده مي‌گويند: «حتماً اشتباه شده است».
همه مشكلات از اينجا آغاز مي‌شود كه دانشجو بين آنچه در ذهن خود از دانشگاه و محيط خوابگاه ساخته، با آنچه در واقع وجود دارد، تضاد و فاصله مي‌بيند. اين فاصله به مشكلات فردي و بين فردي دو چنداني مي‌انجامد. مشكلات فردي در قالب ترس، حسادت، عدم كنترل خود (بي‌خوابي يا پرخوابي) و... نمود پيدا مي‌كند. مشكلات بين فردي هم در قالب ناسازگاري، عدم پذيرش يكديگر و مشكلات مادي بين فردي پديدار مي‌شود.
با توجه به اينكه جوان از خانه دور افتاده و ديگر نمي‌تواند بسياري از مسائلش را با خانواده طرح كند، مورد سوءاستفاده ديگران قرار مي‌گيرد. در موقعيتي كه شعله كودك درون افراد زبانه مي‌كشد، ناهنجاري از شكل بد خود خارج مي‌شود و عادي به نظر مي‌رسد. جابه جايي وسايل يكديگر، خيانت در امانت و... از جمله ناهنجاري‌هاي شايع در زندگي خوابگاهي، به ويژه خوابگاه‌هاي خصوصي و نيمه‌خصوصي و خانه‌هاي مجردي دانشجويي است. مشكل حاد ديگر بددهني‌ها، پيامك‌ها و بلوتوث‌بازي طولاني‌مدت دانشجويان است. اينها همه آسيب‌هايي است كه از نبود نظارت دلسوزانه و متعهدانه بر امور خوابگاهي شكل مي‌گيرد.
زندگي خوابگاهي مهارت‌هاي خاصي مي‌طلبد كه بايد فرد آن را در كارگاه‌هايي كه از سوي دانشگاه‌ها برگزار مي‌شود، بياموزد.
عمده‌ترين مشكلات رفاهي و امنيتي
مشكلات زندگي خوابگاهي كه به عنوان مهم‌ترين معضلات دانشجويان شهرستاني به شمار مي‌آيد، موجب ايجاد بحث‌ها و اظهارنظرهاي گوناگوني در ميان صاحب‌نظران و مهم‌تر از همه، مسئولان دانشگاهي شده است. به نظر مي‌رسد مهم‌ترين ريشه اين موضوع را بايد در فضاي دوري از خانه و والدين جست‌وجو كرد.
جدايي از خانواده افزون بر اينكه از نظر روحي و عاطفي چالش بسيار جدي براي دانشجويان به وجود مي‌آورد، بر ديگر جنبه‌هاي زندگي خوابگاهي نيز اثر مي‌گذارد. به اين ترتيب، فردي كه از محيط زندگي و خانواده جدا مي‌شود و پيوند فكري و عاطفي سابق را با خانواده خود از دست مي‌دهد، آماده پذيرش بحران‌هاي حاد رواني و عاطفي مي‌گردد. وابستگي و تعلقي كه تاكنون فرد خانواده خود احساس مي‌نمود، در فضاي جديد بسيار تضعيف مي‌گردد و از آنجا كه جايگزيني آن براي هر انساني بسيار ضروري مي‌نمايد، ممكن است موجب پيوندها و وابستگي‌هاي ناهنجار و نامناسبي با افراد اطراف خود، فضاي محيطي خاص و نابهنجار، دستاويزهاي خطرناك، اعتماد و وابستگي به افرادي كه شناخت كافي از آنها ندارد، و وابستگي به ابزارهاي خطرناك ارضاي روحي همچون سيگار، انواع مواد مخدر و داروها و قرص‌هاي خطرناك و... شود.
اين چنين معضلاتي كه به يقين براي بسياري از دانشجويان شهرستاني رخ مي‌دهد، آغازگر مسيري است كه فرد را به نقطه‌اي از انحراف و اختلال مي‌رساند كه به طور كامل خود را در تضاد با اهداف اوليه زندگي و آموخته‌هاي خانواده مي‌بيند و هدف خود را به طور كامل از اهداف اجتماع جدا مي‌كند.
از جمله مشكلات ديگري كه فارغ از مشكلات روحي و عاطفي، دانشجويان شهرستاني با آن دست به گريبان‌اند و همين مشكلات نيز بر شخصيت روحي، عاطفي و رواني آنها اثر بسيار منفي مي‌گذارد، فضاي خوابگاهي بسيار كم و اسكان تعداد زياد دانشجويان در اين فضاي كم است. بي‌گمان در فضاي دوري از خانواده و بروز مشكلات روحي، دانشجويان نيازمند فضاي آرام و ساكتي هستند كه بتوانند با استفاده از فضاي ايجاد شده، از خستگي خود بكاهند و از اين فضا براي مطالعه و مشغول كردن خود به درس خواندن استفاده كنند. نبود اين فضا و اسكان تعداد زيادي دانشجو در اتاق‌هاي كوچك، يكي از بزرگ‌ترين معضلات اين دانشجويان شمرده مي‌شود. از ديگر مشكلات دانشجويان خوابگاهي، كمبود امكانات خوابگاه است. اين كمبودها كه در نتيجه آن دانشجو بخشي از نيازمندي‌ها و مشكلات روزانه خود را نمي‌تواند حل كند، اثر بدي بر روحيه دانشجويان و ديدگاه‌شان درباره محيط اطراف خود دارد.

// بهداشت خوابگاه، حلقه مفقوده برنامه‌ريزي‌ها

اگرچه در بهداشت فردي دانشجويان، نظارت چندان بازتابي ندارد و دانشجو خودش بايد موظف به رعايت بهداشت باشد، ولي در نظافت عمومي و تقسيم وظايف مناسب بين هم‌اتاقي‌ها مي‌توان محيط را مرتب نگه داشت.

// مديريت زندگي دانشجويي، مهارتي كه جوان بايد از قبل بياموزد

ورود به دانشگاه و ادامه تحصيل، آرزوي جوانان فراواني است. هر ساله پس از برگزاري آزمون سراسري، عده زيادي از دختران و پسران جوان با اهداف ادامه تحصيل، پيشرفت، يافتن كار خوب و... . راهي دانشگاه‌هاي كشور مي‌شوند.
در اين ميان، عده زيادي از آنها با توجه به اولويت‌ها و شرايط انتخاب رشته مجبورند ترك خانه و خانواده كنند و در شهر ديگري كه شايد دورافتاده نيز باشد، ادامه تحصيل دهند.
زندگي دانشجويي اقتضاي خاص خود را دارد و در اين دوران از زندگي كه شايد حساسيت آن كمتر از ديگر مراحل نباشد، سرنوشت و آينده جوانان رقم مي‌خورد. جوان در اين دوره كه از محيط محدود مدرسه پا به محيط بزرگ‌تر دانشگاه گذاشته است، عملاً درگير تعاملات اجتماعي مي‌شود و در اين كش و قوس ممكن است دچار مشكلات متعددي شود. در اين ميان، كساني موفق و سربلند خواهند بود كه بتوانند خود را با شرايط وفق دهند و از فرصت‌ها بيشترين استفاده را ببرند. دانشجويي كه در سال‌هاي قبل از ورود به دانشگاه مهارت‌هاي زندگي را آموخته است، به راحتي مي‌تواند زندگي دانشجويي خود را اداره كند، برنامه‌ريزي نمايد، دخل و خرجش را تنظيم كند، با هم‌كلاسي‌ها و استادانش تعامل سازنده داشته باشد و بالاخره از اين چند سال دانشگاه بهره بيشتري ببرد.
آنچه بين تمام دانشجويان سال اولي مشترك است، اين است كه همه آنها بايد مهارت‌هاي اساسي زندگي را آموخته باشند؛ به اين معنا كه بتوانند زندگي مستقل را تجربه كنند و به گفته قديمي‌ها، گليم خود را از آب بكشند. بر اساس مطالعات، مشخص شده جواناني كه تا پيش از ورود به دانشگاه استقلال نسبي داشته‌اند و والدين به آنها مهارت‌هاي اساسي زندگي را به گونه‌اي آموخته‌اند كه بتوانند با مشكلات خود كنار بيايند،بهتر از هم‌سالان خود مي‌توانند مشكلات اين دوران را حل كنند. دانشجوها بايد ياد بگيرند كه صواب را از ناصواب تشخيص دهند و توان «نه» گفتن را هنگامي كه در شرايط انتخاب قرار مي‌گيرند، داشته باشند. مهم‌ترين معضلي كه بسياري از جوانان پس از ورود به دانشگاه با آن درگير مي‌شوند، اين است كه توان دوركردن دوستان ناباب را ازخود ندارند و به همين دليل، ناخواسته در چرخه جرم و خلاف مي‌افتند. ورود يك جوان به خوابگاه يا منزل مسكوني، سبب مي‌شود بخشي از نظام تربيتي كه در منزل اعمال مي‌شد، حذف شود و او درمي‌يابد كه بايد به تنهايي كارهاي شخصي‌اش را انجام دهد و اين كار به شدت او را تحت فشار مي‌گذارد.
در چنين شرايطي، جواني كه مهارت‌هاي اساسي زندگي را نياموخته و الگويي از خانواده نگرفته است، به مدل دوستان مراجعه مي‌كند و اين الگو ممكن است نادرست باشد. بنابراين، بهتر است والدين بعضي مهارت‌ها، مثل برآورد هزينه‌ها را بياموزند و او را با خريد وسايل مورد نياز، برآوردن نيازهاي روزانه و هزينه‌هاي خوراك و پوشاك آشنا كنند تا بتواند با ميزان معينّي از پول، ماه را به آخر برساند.
در اين ميان، دختران از جهاتي بسيار حساس‌تر از پسران‌اند و تهديدهاي بيشتري در محيط‌هاي دانشگاهي و خوابگاهي در كمين آنهاست. خلأ عاطفي كه بسياري از دختران از آن رنج مي‌برند، موجب مي‌شود بلافاصله پس از ورود به دانشگاه به جنس مخالف علاقه نشان دهند و خود را درگير اين‌گونه مسائل كنند. اصولاً خانواده‌هايي كه نظام تربيتي آنها كنترلي است، بيشتر دچار مشكل مي‌شوند و فرزند چنين خانواده‌اي مثل فنري است كه با فاصله زيادي از خانواده خود پرتاب مي‌شود. چنين جواني زمينه‌هاي انحرافي زيادي دارد. خانواده‌ها اصولاً بايد به جوانان خود اجازه دهند طعم استقلال را بچشند. از طرفي، اطلاع‌رساني و افزايش آگاهي جوانان مي‌تواند در ماه‌هاي اول دوران دانشجويي بسيار كارآمد باشد. خانواده‌ها بايد ماه‌هاي اول نظارت و كنترل بيشتري داشته باشند و پس از آماده كردن جوانان و كسب تجربه در سال نخست، به او استقلال كافي بدهند.
سرازير كردن امكانات فراوان براي جواني كه سال اول دانشگاه است، از خريد خودرو گرفته تا افزايش پول توجيبي و برآوردن نيازهاي كاذب براي پاداش قبولي در دانشگاه، از اشكال‌هاي برخي خانواده‌هاست؛ زيرا اين كارها فقط سبب افزايش توقعات مي‌شود و بر كاركرد تحصيلي و ادامه زندگي او اثر منفي مي‌گذارد.
آغاز دوران دانشجويي، سرآغاز بسياري از مشكلات است كه بايد با آمادگي قبلي و تدبير و هوشمندي والدين برطرف گردد. در اين ميان، دانشجويان غيربومي كه به ترك محل سكونت خود مجبور مي‌شوند و بايد براي ادامه تحصيل در دانشگاه راهي شهر ديگري شوند، با مشكلات بيشتري روبه‌رو خواهند شد. فرد دانشجو، خانواده وي و نظام آموزشي بايد دست به دست هم دهند تا محيط مناسبي براي تحصيل فراهم آيد. نداشتن استقلال و نبود شناخت از محيط جديد موجب تشويش شديد در وي مي‌شود و تعارض‌ها و سرگشتگي‌ها و مشكلات او را چند برابر مي‌كند. بسياري از جوانان حتي در صورت داشتن خوابگاه، در محيطي مجبور به اقامت مي‌شوند كه ممكن است چندان مطلوب نباشد يا از هم‌اتاقي‌هايي كه دارند، راضي نباشند. منزل مسكوني نيز دردسرهاي خاص خود را دارد. در واقع، فردي كه چند هفته قبل يك زندگي وابسته همراه با همكاري شديد اعضاي خانواده را سپري مي‌كرده، اكنون بايد روي پاي خودش بايستد و كاملاً مستقل و اجتماعي عمل كند.
توصيه اكيد به خانواده‌ها اين است كه جوانان را چند سال پيش از ورود به دانشگاه، آماده آغاز زندگي مستقل كنند. درست همان‌گونه كه براي قبولي كنكور آنها برنامه‌ريزي مي‌كنند، كسب توانمندي در زمينه‌هاي گوناگون، مثل دوست‌يابي، توان برقراري ارتباط مسالمت‌آميز با ديگران، امكان حضور در فعاليت‌هاي اجتماعي، و كسب تجربه در زمينه‌هاي مختلف آموزش و مهارت‌هاي اساسي، مي‌تواند به بسياري از دانشجويان سال اولي كمك كند. حتي مهيا كردن سفر كوتاه‌مدت به همراه دوستان پس از اعلام نتايج كنكور مي‌تواند تجربه بسيار سودمندي براي او باشد تا براي آغاز زندگي مستقل آمادگي بيشتري بيابد. دور شدن از خانواده براي برخي ممكن است موجب تغيير روحيه و خلقيات، افزايش تحريك‌پذيري، كاهش سازگاري و تشديد احساس بيگانگي شود و اين امر مي‌تواند سطح رضايتمندي آنها را از شرايط جديد تحت تأثير قرار دهد. شناخت كامل درباره مناسبات اجتماعي، فرهنگي، رسوم، آداب و سنن، مي‌تواند به فرد كمك كند به بازنگري در هويت اجتماعي بپردازد و آن شرايط را بهتر بپذيرد. اين بازنگري گاه به احساس حقارت در فرد مي‌انجامد و خود اين مسئله سرمنشأ بسياري از اختلال‌هاي رواني است.
خانواده‌ها بايد هوشيار باشند كه پيش از اينكه فرزندان‌شان وارد اين مرحله شوند، آنها را مستقل بار آورند. در اين راستا بايد كارهاي شخصي را به عهده خودشان بگذارند. حضور در محل تحصيل، همراهي كردن او در روزهاي اوليه، فراهم كردن امكانات، از جمله خوابگاه يا مسكن، شناسايي دوستان و هم‌اتاقي‌هاي او بسيار مهم است. دانشجو به اين ترتيب احساس مي‌كند تحت حمايت كامل خانواده قرار دارد. ارتباط مداوم با دانشگاه و دوستان او و سفر به محل تحصيل نيز مي‌تواند يكي از راه‌هاي كنترلي خانواده باشد. برخي دانشجويان به علت نداشتن مديريت زمان، دچار افت تحصيلي مي‌شوند و برخي به علت كنار نيامدن با محيط جديد دچار افسردگي، اختلال‌هاي اضطرابي، پرخاشگري و غيره مي‌شوند. تمامي اين مشكلات در صورتي قابل حل است كه مهارت‌هاي اساسي زندگي به دانشجو داده شود تا او بتواند آنها را برطرف سازد يا با يك مشكل خاص كنار بيايد.
از سوي ديگر، نظام آموزشي هم بسيار مسئول است. ممكن است به نظر برسد كه نظام آموزشي فقط مسئول آموزش است و بس، اما از نگاهي ديگر روشن است كه دانشجو در واقع پس از پذيرش در دانشگاه، عضوي از خانواده دانشگاه مي‌شود و به همين دليل نظام آموزشي موظف است آرامش و امنيت خاطر او را فراهم آورد تا زمينه تحصيل بهتر وي مهيا شود. طبيعي است دانشجويي كه وارد دانشگاه مي‌شود، از مقررات و قوانين دانشگاه ناآگاه است. نخستين برخورد دانشجو با دانشگاه بسيار مهم است. اگر دانشگاه زمينه‌اي را فراهم كند كه دانشجو نظم، ثبات، آرامش و درك همدلانه را از محيط دريافت كند، بي‌گمان تأثير بسيار مثبتي بر روحيه او خواهد گذاشت.
بنابراين، مجموعه نظام آموزشي بايد امكانات و نيروهايش را بر اساس برنامه منظم و تعريف شده، به گونه‌اي به كار گيرد تا نخستين برخورد دانشجو با دانشگاه، همراه با آرامش باشد. اطلاع‌رساني، تهيه بروشور، تشكيل گروه‌هايي از دانشجويان براي آشنا كردن دانشجويان جديد با دانشگاه و آشنايي با روال كار و حتي بازديد از بخش‌هايي از دانشگاه، چگونگي تماس با مسئولان دانشگاه، ايجاد ارتباط همدلانه و درك آنها، از جمله راهكارهاي قابل اجر و بسيار كمك‌كننده است. ارائه خدمات از سوي دانشگاه و پوشش‌هاي حمايتي با پي‌گيري بيمه دانشجويي، برآورده كردن نيازهاي مالي به صورت اعطاي وام، در اختيار گذاشتن تفريحات سالم و امكانات ورزشي و اردوهاي دانشجويي، فراهم آوردن زمينه ارتباط با والدين دانشجو و فراهم كردن زمينه رفت وآمد دانشجو به شهرستان محل تحصيل ادامه پيدا مي‌كند. شناسايي دانشجوياني كه به دريافت خدمات روان‌شناسي نيازمندند، كار بسيار مهمي است كه از طريق دفاتر مشاوره دانشجويي قابل انجام است.

/// مقالات