تاریخ نشر: تير1396 نویسنده:

رسانه و ترويج فرهنگ مهدويت

انتظار، آمادگي و زمينه‌سازي براي ظهور است و رسالت منتظران هم تحقق جامعه منتظر و آماده است. جامعه‌ منتظر و زمينه‌ساز جامعه‌اي است كه اهداف، روابط و برنامه هاي خود را با مقاصد و خواسته‌هاي امام خويش همسو مي‌كند. انتظار زمينه‌ساز تحقق عدالت همگاني است. فلسفه انتظار، آماده شدن براي زندگي انساني و آرماني و آماده شدن مردم براي پذيرش ولايت امام معصوم عليه السلام است. ازاين‌رو، رسانه بايد پيشتاز بسيج عمومي براي آمادگي مردم براي پذيرش حكومت اسلامي باشد. بدون شك، اگر نظريه‌اي بخواهد در سطح عموم و نخبگان مطرح شود و به فراخور خود، مخاطب جذب كند، نيازمند فعاليت رسانه‌اي است؛ زيرا نقش اين نهاد حساس و تأثيرگذار در معرفي، تبيين و ترويج نظريه‌ها انكارناپذير است. ازاين‌رو، رسانه اين توانايي را دارد كه مانند مركز قدرتمند فرهنگي، ارزش‌هاي اجتماعي و اخلاقي آموزه‌هاي مهدويت را تبيين و ترويج كند و با بهره‌گيري از فناوري‌هاي ارتباطي، بر نگرش و رفتار مردم تأثير مثبت بگذارد.


تاریخ نشر: تير1396 نویسنده: يوسف شيخي

ظرفيت شناسي ژانرهاي سينمايي

نگاه سينماي غرب، به خصوص در سال‌هاي اخير، به مقوله دين و مذهب با مشرق‌زمين و ايران بسيار متفاوت است. از ديدگاه اسلامي دين در زندگي ساري و جاري است و همه شئون زندگي را در بر مي‌گيرد. به همين دليل پس از وقوع انقلاب اسلامي در يك دگرديسي فرهنگي سينما پاك‌سازي شد و انقلاب از اين ابزار در بستر ارزش‌هاي فرهنگي بهره گرفت. در سال‌هاي پس از انقلاب سينما كاركرد فرهنگي و آموزشي پيدا كرد و با عميق‌تر شدن اين نگاه و با حوادث پس از انقلاب و تولد ژانرهايي مانند ژانر دفاع مقدس و سينماي معناگرا كاركرد فرهنگي اين ابزار نمود بيشتري يافت و زمينه‌ساز مباحث تئوريك و نظري در حوزه سينما و دين شد. در سينماي ديني هنگامي كه مفاهيم و انگاره‌هاي ديني و يا برخي باورها و اعتقادات ديني دستمايه فيلم‌سازي قرار مي‌گيرد اگر سوژه‌اي برگزيده مي‌شود و يا داستاني روايت مي‌گردد بايد در ساحت تجربه ديني بگنجد حتي اگر ژانر آن با اين مفهوم خيلي تناسب نداشته باشد. اما اين بدان معنا نيست كه همين كه حرف‌هاي مهم و بزرگي زده شود و مفهوم عميقي به مخاطب منتقل شود كافي است، لذا بايد به فرم و ساختار روايي اثر نيز توجه داشت. مظاهر، نمادها و نشانه‌هاي ديني بايد با زبان هنر و با نهايت ظرافت و در لايه‌هاي پنهان اثر منتقل گردد. در صنعت فيلم‌سازي،‎ ‎نظام ژانري و ژانرها مفاهيمي انتزاعي هستند كه بر اساس توافقي اعلام نشده بين‎ ‎سازندگان و تماشاگران بنا شده‌اند. ژانر مجموعه‌اي از قواعد براي ساختار روايي و‎ ‎تصويري فيلم‌ها شكل مي‌دهد كه هم براي فيلم‌ساز و هم براي بيننده آشنا هستند. در‎ ‎واقع اين خود فيلم‌ها هستند كه به طور ضمني مفاهيم ژانري را موجوديت مي‌بخشند‎.‎ ژانرها به مثابه ي نظام‌هاي رسمي الگوهاي قابل شناسايي‌اند كه از دال‌ها ساخته شده‌اند. اينها مطابق با قوانين تركيب و ساختار به كار گرفته مي‌شوند و نتيجه چيزي است كاملا قراردادي و كاملا نمايان. به عنوان مثال ما در ميزانسن ژانري مثل فيلم‌هاي گنگستري دهه 30 برادران وارنر؛ تعدادي دال پيدا مي‌كنيم كه در تركيب باهم جنبه‌هاي مهم هويت ژانري را به رخ مي‌كشند. (فيليپس، 1377؛ ص 121) به جهت پويايي سينما و صنعت آن، همه ابعاد دربرگيري اين هنر، مستلزم انعطاف و تغييرپذيري بوده و در طول زمان ژانرها نيز به اقتضاي فرم و محتواي هدف، تغييراتي را داشته‌اند. گسترش كاركرد رسانه‌ها در حوزه هاي آموزشي و هدايت عمومي، اين ضرورت را ايجاد نموده تا با بررسي ظرفيت‌ها و ويژگي ژانرهاي سينمايي، انقال مفاهيم ديني و معنوي از طريق آنها امكان‌سنجي شود. در اين تحقيق با بررسي عمومي ژانرهاي مختلف و تحليل و تبيين اختصاصي چهار ژانر زندگينامه‌اي، نوآر، جنايي ـ پليسي و علمي ـ تخيلي، ظرفيت ارائه مفاهيم ديني مورد كنكاش قرار گرفته است. ويژگي مشترك اين ژانرهاي چهارگانه اين است كه هر چهار ژانر از طيف ژانرهاي متكي به زمان و مكان هستند. مجموعه پژوهش محقق محترم، جناب آقاي يوسف شيخي در چارچوب تحليل نئوفرماليستي فيلم شكل گرفته است و تلاش شده راهكارهايي را جهت نحوه بهره‌مندي از ژانرهاي سينمايي به منظور انتقال مفاهيم ديني و معنوي نيز ارائه شود.


تاریخ نشر: آبان1395 نویسنده: گروهي

كشتي نجات بسته مناسبتي ويژه امام حسين عليه السلام

مقدمه قال الامامُ الرِّضا عليه السلام : «رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْيا أمْرَنا» فَقُلْتُ لَهُ: «فَكَيْفَ يُحْيِي أمْرَكُمْ؟» قالَ: «يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و يُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ كَلامِنا لاَتَّبَعُونا». بحارالانوار ج 2 ـ ص 30. اداره كل پژوهش هاي اسلامي رسانه افتخار دارد در طول بيست سال گذشته در جهت نشر و گسترش فرهنگ اهل بيت عليهم السلام در موضوعات مختلف آثار و تأليفاتي را با اهداف تأمين محتواي برنامه سازي رسانه ملي ارائه نموده است. كتاب حاضر، مجموعه اي است از متون مناسبتي درباره امام حسين عليه السلام كه در شش بخش كلي شخصيت شناسي، سيره شناسي، انديشه شناسي، بخش متون ادبي، بخش محورهاي برنامه سازي و بخش پاياني منبع شناسي، با هدف كمك فكري به گروه هاي مختلف برنامه سازي تهيه و تدوين گرديده است در باب نوشتار حاضر چند نكته قابل ذكر مي باشد. 1. محتواي اين مجموعه شامل نوشتارهاي اكثراً كوتاهي است كه هر كدام به صورت مستقل (بدون ارتباط الزامي به قبل و بعد) قابل استفاده مي‌باشد. 2. اين مجموعه به دليل اينكه از مطالب آثار مختلف در اين زمينه تجميع گرديده است ممكن است به صورت طبيعي از لحاظ قلم و نگارش متفاوت باشند. 3. تلاش شده است كه اين نوشتار به لحاظ منطقي در ذيل بخش هاي مختلف و منطقي تدوين گردد كه اميدواريم مورد استفاده برنامه سازان محترم قرار گيرد. 4. در بخش محورهاي برنامه سازي با هدف استفاده بهينه سعي شده تا بر اساس گروه هاي برنامه ساز محوريابي انجام شود و در عين حال نسبت به مسائل روز جامعه نيز تناسب بيشتري داشته باشد. 5. با توجه به اينكه در نظر است در خصوص همه معصومين عليهم السلام چنين مجموعه‌اي ارائه شود، از هر گونه انتقاد و پيشنهاد در جهت ارتقاي كيفي اين گونه آثار استقبال مي در پايان از آقايان سيد محمدحسين حسيني هرندي و حسين عباسي و سركار خانم سقلاطوني كه با تلاش هاي خود اين مجموعه را به سامان رساندند و نيز از ساير همكاران اداره كل و مديريت خدمات پژوهشي كه در چاپ اثر زحمات فراواني كشيدند تقدير و تشكر مي‌شود. گروه تاريخ و مناسبت ها اداره كل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه


تاریخ نشر: مهر1395 نویسنده: گروهي از نويسندگان

حاجي احرام دگر بند

حج فراخواني عمومي و دعوتي عام است كه خالق، خلق خويش به آن مي‌خواند. حج فريضه‌اي است كه از منظر اسلام عملي عبادي و از ديدگاه مسلمين گرد آمدن عاشقان حضرت دوست بر گرد خانه اوست. اسلام ناب و حقيقي، هم حج را فريضه‌اي تعطيل ناشدني مي‌داند، مگر آنكه «سد عن سبيل‌الله» مطرح گردد و هم برپايي ساير شعائر ديني و مذهبي را از ديگر راه‌هاي تقرب به خداوند بر مي‌شمارد. سياست‌هاي حج و حج‌گزاري و تبيين راه‌هاي قرب به حضرت حق جل و علاء به گرد آمدن اين مجموعه انجاميده است.


تاریخ نشر: مرداد1395 نویسنده:

جنگ نرم، نفوذ و سواد رسانه‌اي

در طول 37 سال پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، دشمنان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به انحاي مختلف به مقابله با آرمان‌ها و ارزش‌هاي مردم ايران اسلامي پرداخته‌اند. اين مقابله همواره از ميادين جنگ تحميلي گرفته تا فشارهاي مداوم اقتصادي، وجود داشته است. لكن از يك برهه زماني به بعد، استكبار جهاني كه در قالب استعمار نو، به دنبال منافع خويش از هر عملي فروگذار نبود، به اين حقيقت پي برد كه براي دستيابي به اهداف اقتصادي(چپاول منابع و...) و سياسي(براندازي و تغيير نظام حاكم)، تسلط بر عرصه فرهنگي، ضرورتي اجتنباب‌ناپذير است؛ چرا كه با ايجاد تغيير در كوچك‌ترين عناصر اجتماعي يا همان مؤلفه‌هاي فرهنگي، به مثابه سلول‌هاي بنيادين جامعه، مي‌توان تغييرات شگرفي در ديگر ابعاد ايجاد نمود. مقام معظم رهبري بارها با تعابيري نظير «شبيخون فرهنگي» و «ناتوي فرهنگي»، اين تهاجم هدفمند فرهنگي دشمن به باورها و اعتقادات مردم را هشدار داده‌اند كه همه آنها در قالب مفهومي به نام «جنگ نرم» و «نفوذ» قابل تحليل و تبيين است. بايد توجه داشت كه فرآيند نفوذ، هم¬زمان ناظر بر سه جنبه گزينش اطلاعات، ابزار ارتباطي و راه¬هاي روان¬شناختي است كه اين سه ويژگي براي آن متصور است: 1. نفوذ از طريق نشر اطلاعات گزينش شده كه ممكن است درست يا غلط باشد؛ 2. نفوذ با استفاده از هر ابزار ارتباطي كه ممكن است رسانه¬اي يا غير رسانه‌اي باشد؛ 3. نفوذ به منظور تأثيرگذاري با توسل به دستاويزهاي مختلف روان‌شناختي (حكيم¬آرا، 1384: 40) با توجه به اين ويژگي¬هاي نفوذ، كشورهاي متخاصم تلاش مي‌كنند با بهره‌گيري از انواع ظرفيت‌هاي قدرت نرم خويش كه امروزه اهم آنها را رسانه‌ها تشكيل مي‌دهند، با استفاده از نفوذ در لايه¬هاي مختلف جامعه، بدون آتش گشودن و درگيري مستقيم، رقيب خود را منفعل نموده و مقهور و اهداف خود را محقق سازد. راهبرد اصلي مواجهه و مقابله با اين سبك جنگ نرم و تلاش براي نفوذ كه عمدتاً بايد بر بستر سپهر رسانه‌اي كشور شكل گيرد، ارتقاي سطح بصيرت مخاطبان رسانه و به تعبير ديگر، سطح سواد رسانه‌اي آنان است. تغيير موضع مخاطب از حالت منفعل به فعال، موجب مي‌شود تا در هنگام مواجهه با پيام‌هاي رسانه‌اي، بتواند ضمن پاسخگويي به سؤالات اساسي مرتبط با چرايي و چگونگي ارسال پيام، با حداكثر استفاده مفيد و حداقل تأثيرات مخرب، از اين ورطه نجات يابد. تعيين رژيم مصرف رسانه‌اي و ارتقاي مهارت‌هاي تحليل موضوعات و شگردهاي رسانه‌اي، اين امكان را به مخاطب فعال مي‌دهد تا هم بداند كه از كدام منبع، چه ميزان و چگونه نيازهاي رسانه‌اي خويش را برطرف سازد و هم بتواند از غلبه ناخودآگاه رسانه‌ها بر فكر و ذهن خويش جلوگيري نمايد. اين مهم محقق نخواهد شد جز با آموزش‌هاي عمومي مخاطباني كه امروزه بيش از پيش در معرض رسانه‌ها و پيام‌هاي آنان قرار دارند. در بحبوحه جنگ نرم رسانه‌اي دشمن، رسانه ملي نيز به مثابه دانشگاه عمومي، وظيفه دارد تا اين مهارت‌ها را به سرعت به عموم جامعه آموزش دهد و ضمن ارتقاي سطح سواد رسانه‌اي آنان نسبت به اهداف و شگردهاي جنگ نرم دشمن، ضرورت و قدرت گزينش‌گري پيام‌هاي مخرب رسانه‌اي را براي آنان نهادينه سازد.


تاریخ نشر: اسفند1393 نویسنده: راضيه علي اكبري

مطالعه‌اي بر نقش رسانه در روابط پيش از ازدواج

رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: «مَا بُنِيَ‏ ‏ بِنَاءً فِي‏ الْإِسْلَامِ أَحَبَّ إِلَي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ التَّزْوِيجِ"در پيشگاه خداوند، بنايي بر پا نشده كه محبوب‌تر و عزيزتر از بناي ازدواج باشد. ازدواج، پيوندي مقدس و عامل تكوين مودت، رحمت و حفظ دين انسان است. همچنين شيوه پاسداري از حريم عفت و پاكدامني و تعظيم سنت نبوي است. مكتب اسلام ازدواج را سبب رشد و كمال، تأمين سلامت جامعه و بقاي نسل مي‌داند. ازاين‌رو، مسلمانان را به تسريع در اين امر دعوت مي‌كند. خانواده موفق جايگاه مهر و محبت، پايگاه انس و مودّت و كانون اصلي تكوين شخصيت انسان است. در فرهنگ اسلام، خانواده هسته اصلي اجتماع بشري و ضامن سعادت فردي و اجتماعي انسان‌ها است و نقش بزرگي در تكامل و گسترش فرهنگ انساني و توسعه تمدن بشري دارد. بناي خانواده، مبتني بر تدبير، احسان، بردباري، گذشت، تفاهم، مواظبت و محافظت است. اما با تأسف در دنياي معاصر، با فراگير شدن امكانات و ابزارهاي ارتباطي، ساختار خانواده، ارزشها و نگرشها درباره خانواده، ازدواج و مكانيسم‌هاي شكل‌گيري و پايان بخشيدن به آن، به شدت تغيير يافته است. يكي از اين تغييرها «شيوع روابط آزاد دختر و پسر پيش از ازدواج» است كه پديده‌‌اي نوظهور در جامعه اسلامي ايران به شمار مي‌آيد. اين پديده اجتماعي، هم در ارزش‌ها و نگرش‌هاي موجود در خانواده، هم در شكل‌گيري و تداوم اين نهاد‌ اثرگذار است؛ به طوري كه وجود روابط آزاد پيش از ازدواج، با از هم پاشيدگي خانواده و طلاق زودهنگام همراه است.‌ گسترش اين‌گونه معاشرت‌ها كه به بهانه شناخت براي ازدواج و با هدف‌هاي گوناگوني چون صميميت، رفاقت، دلبستگي و مبادله احساس ميان دو طرف شكل مي‌گيرد، سبب نگراني‌هايي در سطوح‌ مختلف اجتماعي (از خانواده‌ها تا نظام اجتماعي) شده است. اصل موضوع «ارتباط پيش از ازدواج» به دليل انتخاب آگاهانه فرد شايسته، شناخت و تطبيق ملاك‌هاي ازدواج با او، امري لازم و ضروري است. ازاين‌رو، بايد در ارتباطي سالم، ملاك‌هاي كفويت دختر و پسر بررسي شود تا در پرتو آن از بروز ناملايمت‌ها، تنش‌ها و مشكل‌هاي گوناگون در خانواده جلوگيري گردد تا سلامت، صيانت و آرامش محيط خانواده تضمين شود. بنابراين، ضرورت وجود ارتباط دختر و پسر پيش از ازدواج، امري غير قابل انكار است. اما مسئله مهم اين است كه اين روابط، چگونه و از چه زماني شكل گيرد كه آسيب‌زا نباشد. همچنين هدف، كه شناخت دو طرف براي تشخيص تناسب براي ازدواج است، حاصل گردد. بررسي اين مسائل لازم است تا با ايجاد بينش درست، جوانان را در ازدواجي موفق ياري رساند. اقدام ديگري كه در اين زمينه لازم است تا هدف به طور كامل محقق شود، بررسي نقش مؤثرترين نهاد فكري جامعه، رسانه است كه در جهت‌دهي روابط مطلوب پيش از ازدواج جايگاه ويژه‌اي دارد.


تاریخ نشر: بهمن1393 نویسنده: حسين رضاييان بيلندي

رسانه و نقش والدين در تربيت فرزندان

در فرهنگ الهي و نظام تربيتي اسلام، خانواده به عنوان دژي استوار و نهادي مقدس، بيشترين مسئوليت را در رشد و تحول، تربيت و تعالي وجود انساني فرزندان بر عهده دارد. در اين نگاه، خانواد‌ه، خميرمايه شخصيت انسان را شكل مي‌د‌هد‌. ازاين‌رو، امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايد: حق فرزند بر تو اين است كه بداني وجود او از توست و اعمال نيك و بد او در اين دنيا وابسته به توست. تو در برابر خوب تربيت كردن و راهنمايي كردن او به سوي پروردگار و اطاعت وي مسئول هستي. پس عمل تو درباره او همانند عمل كسي باشد كه مي‌داند در نيكي كردن به او، پاداش و در كوتاهي نسبت به او، كيفر مي‌بيند. در دنياي امروز، سرعت تحولات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و اخلاقي افزايش يافته و مدرنيته تمامي ابعاد زندگي انسان را در بر گرفته است. در اين ميان، به نظر مي‌رسد برخي والدين، به نوعي «استعفاي والديني» مبتلا شده‌ و وظايف تربيتي خود را در برابر فرزندانشان را فراموش كرده‌اند يا توانايي و مهارت لازم در اين باره را ندارند و نقش تربيتي خود را از دست داده‌اند. هدف پژوهش حاضر اين است كه با تأكيد بر مسئوليت اصلي والدين در تربيت فرزندان و تبيين اهميت آن، در جهت دانش‌افزايي و ترويج مهارت فرزندپروري والدين گام بردارد. اين اثر با بيان وظايف اصلي پدر و مادر، اصول و روش‌هاي تربيت، به توصيف وضع كنوني تربيت و آسيب‌هاي آن مي‌پردازد و راهكارهايي براي رفع موانع و افزايش نقش تربيتي والدين ارائه مي‌كند. در پايان، از تلاش‌هاي پژوهشگر ارجمند، جناب آقاي حسين رضاييان در نگارش اين اثر سپاس‌گزاري مي‌شود. اميد است اهالي رسانه ملي بتوانند با كمك گرفتن از اين اثر در افزايش نقش تربيتي والدين و هموارسازي راه تربيت، گام‌هاي مؤثرتري بردارند.


تاریخ نشر: آذر1393 نویسنده: سيد رضي موسوي گيلاني

رسانه و هنر اسلامي

وقتي هنرمند اثري را مي‌آفريند، آن اثر داراي جنبه‌هاي معناشناختي است كه مستقيم و غير مستقيم مفاهيم اصلي و پيراموني را به مخاطب القا مي‌نمايد، از طرفي اثر هنري بيانگر روحيه و وضعيت احساسي و فكري هنرمند است كه شخصيت هنرمند را آشكار مي‌سازد، دوم آن كه علاوه بر بيان روحيه و احساس هنرمند، بياني از وضعيت اجتماعي، روحيه دوران و ترسيمي از افكار و انديشه‌هاي حاكم بر جامعه خواهد بود، به طوري كه ردّپاي عناصر ديني، اجتماعي و انساني را در آثار هنري مي‌توان جست، عناصري كه مي‌تواند فرازمان و فرامكان و بر آمده از ريشه‌هاي ديني و بالاتر از موقعيت‌هاي زماني و اجتماعي باشد. به علاوه از جمله راه‌هاي مناسب در تشخيص فاخر بودن اثر هنري اين است كه ببينيم چه تأثيري بر مخاطبان مي‌گذارد و كاركرد و فايده‌‌مندي آن مورد توجه قرار گيرد، به طوري كه از منظر هنر هنجاري، آثار فاخر و ارزشمند آن دسته آثار هنري است كه بتواند تاثير مثبت بيشتري را ايجاد كند. پاره‌اي از انديشمندان منظورشان از هنر اسلامي آن دسته از آثار هنري است كه مستقيما در قرآن و سنت مورد خطاب تعاليم ديني قرار گرفته باشد و آموزه‌هاي ديني در باره آن سخن گفته شده باشد، به طوري كه اگر متون ديني در باره هنري يا پديده‌اي به صورت مستقيم سخن نگفته باشد، آن هنر را از مصاديق هنر اسلامي و برخوردار از مشروعيت نمي‌دانند. بنا براين تلقي، معنايي كه از هنر اسلامي اراده مي‌شود آگاهانه يا ناآگاهانه مبتني بر پيش فرض حداكثري در تلقي از دين است، مبني بر اين كه انتظار اين است كه دين مستقيما در باره همه هنرها، چه هنرهاي موجود در زمان نزول وحي و چه هنرهايي كه در آينده شكل مي‌گيرد، سخن بگويد و اسلاميت و ديني بودن هر امري منوط بر داوري مستقيم آموزه‌هاي ديني در باره آنها است. در برابر اين تلقي، تفسير ديگري وجود دارد، مبني بر اينكه فرهنگ توسط انسانها و جوامع در طي قرون شكل مي گيرد و ديني بودن يا نبودن فرهنگ و عناصر آن از جمله هنر اين است كه افراد در شكل‌گيري هنر داراي دغدغه‌هاي ديني باشند و تعاليم ديني در انتخاب و گزينش آنان و يا در اقبال و توجهشان به پاره‌اي از هنرها و يا دورشدنشان از بعضي ديگر، حضور داشته باشد. به طوري كه اگر در جامعه‌اي، تعاليم ديني در شكل‌دهي فرهنگ و تمدن حضور داشته باشد و مؤمنان در خلق آثار هنري توجه به تعاليم ديني داشته باشند، مي‌توان گفت كه آن تمدن و يا هنر ديني است، همان‌طور كه در تاريخ تمدن اسلامي و يا در دوره قرون وسطا در تاريخ تمدن مسيحي، حضور دين را در عرصه انسان شناسي، معرفت‌شناسي و هستي‌شناسي جوامع شرقي و غربي مي‌بينيم و جوامع بيشترين تأثير خود را از متون مقدس و شخصيت‌هاي ديني اتخاذ نموده‌اند. از اين رو ديني بودن و يا ديني نبودن در روند تاريخ تمدن، مبتني بر كوشش مؤمنان و دين‌داران است كه رفتار، ايده، احساس، عواطف و تخيل خود را با تعاليم ديني سازگار كنند و زياده‌ها و كاستي‌هاي كنش خويش را با آن تعاليم آسماني مطابق سازند.


تاریخ نشر: آذر1393 نویسنده: محمد حسين حسيني هرندي

حكمت مطهر

انسان، موجودي است كه بر پايه عقل و منطق مي‌تواند به شناخت و شناساندن دست يابد. اين دارايي از آدمي، موجودي ساخته كه مي‌تواند حكيم باشد و حكيمانه بينديشد. به سخن ديگر؛ حكمت، سرمايه‌اي بزرگ و ارزشمند در زندگي معنوي بشريت است كه بر پايه آن، انسان با بررسي و كندوكاو در آفرينش مي‌تواند اندكي از گستره پهناور حكمت تدابير الهي در بخش‌‌هاي گوناگون را دريابد و به ديگران انتقال دهد. با اين وصف، مي‌توان پيشينه انديشه بشر را تا فراسوي تاريخ و همراه با آفرينش او به پيش برد؛ يعني انديشه، همچون يك ويژگي جداناپذير هميشه با انسان همراه بوده و از طرفي آشكار است كه اين انديشه و خرد، در راه حقيقت‌يابي، بهره‌مند از راهنمايي وحي و حجت بيروني بوده است و اين‌چنين است كه در كهن‌ترين گفت‌وگوهاي حكيمانه، رگه‌هاي اعتقادي غلبه دارد. از ديدگاه اسلام، به عنوان كامل‌ترين و آخرين دين الهي نيز، انديشه و خرد و به گونه خاص حكمت و فلسفه مورد توجه قرار گرفته است. حكمت در انديشه اسلامي در پي آن است كه از احوال موجود از آن جهت كه موجود است، گفت‌وگو كند. اين چنين است كه حكمت و فراخواني به آن بخشي از فلسفه بعثت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مي‌‌شود. اميرمؤمنان حضرت علي عليه السلام مي‌‌فرمايند: «فبالغ صلي الله عليه و آله في النصيحة و مضي علي الطريقة و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة (نهج البلاغه، خطبه 95) اين يعني نهايت تلاش پيامبر صلي الله عليه و آله پذيرش «توحيد» از طريق حكمت و شناخت بوده است. پس حكمت، عنصري از عناصر ايمان به حساب آمده و گمشده واقعي مؤمن است و چنان كه حكما و فلاسفه اسلامي ثابت كرده اند حكمت با شريعت رابطه‌اي ناگسستني دارد و مباحث شكل گرفته در اين حوزه، كم ترين شائبه را براي مخالفت نگذاشته است. اين ديدگاه، عامل مهمي شد تا مسلمانان به فراگيري انواع علوم بپردازند و مواريث علمي روم و يونان و ايران را ترجمه و از عناصر مفيد آن استفاده نمايند.


تاریخ نشر: آذر1393 نویسنده: اباذر افشار

رسانه ملي و نهادينه‌سازي فرهنگ عفاف و حجاب

فرهنگ عفاف و حجاب، در جايگاه هويت فردي و اعتبار اجتماعي، فرصتي براي ايجاد جامعه‌اي ايدئال و به دور از ناهنجاري‌هاي اجتماعي است. توجه نكردن به اين فرهنگ، به عنوان ارزش اخلاقي و هويت اجتماعي، تحكيم خانواده و امنيت فرهنگي و اخلاقي جامعه را تهديد مي‌كند. اگر همه دستگاه‌هاي فرهنگي و اجتماعي، براي نهادينه‌سازي حجاب، برنامه‌ريزي و تلاش كنند ولي حجاب دروني نشود و مورد پذيرش قلبي و اعتقادي قرار نگيرد، هويت اجتماعي به شكل مطلوب تحقق نخواهد يافت. بر اين اساس، دروني شدن حجاب به هويت فردي مستحكم و مستقلي نيازمند است تا نه به اجبار، بلكه به عنوان انتخابي منطقي و فردي براي كسب شخصيت اجتماعي قرار گيرد. بنابراين، براي رسيدن به سطح آرماني مطلوب در زمينه حجاب يا دست‌كم كاهش فاصله با آن و امكان كنترل برنامه‌ريزي‌شده محيط و هدايت روندهاي عادي در مسيرهاي همسو با انتظارات فرهنگي نظام اسلامي، به اقداماتي هماهنگ و دامنه‌دار نياز است. به منظور نهادينه‌سازي، گسترش و حفظ فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه و مقابله با بدحجابي، هر يك از نهادهاي آموزشي، پژوهشي، تربيتي، فرهنگي، مذهبي، اجتماعي، اقتصادي، انتظامي و قضايي، وظيفه و مسئوليتي بر عهده دارند. در اين ميان، رسانه ملي با توجه به مقبوليت و اعتبار فرهنگي و اجتماعي بالا، اعتماد زياد مخاطبان به جنبه‌هاي الگويي آن به عنوان سخنگوي فرهنگي و مروّج ارزش‌ها و آرمان‌هاي نظام اسلامي، مخاطب انبوه و اثرگذاري بسيار، مي‌تواند در ميان نهادهاي مسئول، هم‌گرايي و هم‌افزايي ايجاد و فعاليت‌هاي غير اصولي سازمان‌هاي رسمي و غيررسمي را در اين زمينه، پيگيري و نقد كند. همچنين، فعاليت‌هاي مثبت ديگر سازمان‌ها را با هدف ارتقاي بينش‌ها و حساسيت‌هاي جمعي منعكس سازد. بنابراين، يكي از مؤثرترين ابزارها در بهبود وضعيت فرهنگ عفاف و حجاب، رسانه ملي، به ويژه تلويزيون است.


× بدون موضوع

// کتاب