موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: مرداد1395 نویسنده: سيدمحمود طاهري

نياز بشر به دين در عصر تكنولوژي

تكنولوژي، پديده‎ انكارناپذير جهان معاصر است. حضور پررنگ آن در كنار انسان‎ها و پيوند تنگاتنگ آن با زندگي آدميان، اين پديده را به عضوي از اعضاي خانواده آدم‎ها تبديل كرده است، چنان‌كه به تعبير ويليام برت: «امروز تكنولوژي، بخشي از سرنوشت ماست. ما نمي‎توانيم بدون تكنولوژي زندگي كنيم. تكنولوژي به يك معنا، هستي ماست. آنچه ما به عنوان انسان‎هاي امروزي هستيم، بعضاً آن چيزي است كه از بركت فن و صناعت هستيم. بنابراين تكنولوژي را نمي‎شود رد كرد.» همچنين از نظر براين مگي: «اگر بخواهيم در دنيايي به زندگي ادامه دهيم كه پل و بيمارستان و جراحي مغز در آن هست، ناچاريم در دنيايي زندگي كنيم كه از تكنولوژي پيشرفته برخوردار است و بنابراين، بايد تكنولوژيك فكر كنيم». از آن سو، دين نيز با پيدايش نخستين انسان‎ها بر روي زمين، اعلان موجوديت كرد و در پهنه زندگي آدميان ـ دست‌كم به عنوان گرايشي فطري مرموز و ناشناخته به آفريدگار هستي و جهاني به جز اين جهان مادي و به ماوراء‌الطبيعه ـ حضوري مؤثر نشان داد، همان‌گونه كه هانس كونگ مي‌گويد: «دين به قدمت خود انسان، در همه دوره‎ها متصدي تسخير ذهن انسان بوده است». تكنولوژي و دست‌آوردهاي آن، اين گرايش فطري و كهن، به همراه مجموعه‎اي از بايسته‎هاي اخلاقي و رفتاريِ برآمده از آن را به چالش گرفته است تا با ادعاي جانشيني از دين، بانگ بي‌نيازي از دست‌آوردهاي ديني را در گوش آدميان به صدا درآورد و انسان‎ها را رها از دين به دامان رنگارنگ خود بنشاند. آدميان فراواني نيز كه قرن‎ها با توسل به ماواء‌الطبيعه به دنبال چيرگي بر طبيعت، درمان بيماري‎ها، رام كردن حيوانات وحشي و ايمن ماندن از آنها، در امان بودن از حوادث و بلاياي طبيعي و دست‌يابي به ده‎ها خواسته مادي ديگر بودند، همه اين خواسته‎ها را با وجود تكنولوژي، دست‌يافتني ديدند و خود را به بركت تكنولوژي، از سنگلاخ دشواري‎هاي زندگي بر پرنيان آسايش و آسودگي نشاندند. در نتيجه، به طور طبيعي، دل‌باخته اين عروس خوش‎پوش شدند و با حضور آن، نيازي به دين و باورهاي اعتقادي، در خود نديدند. از اينجا بود كه با شكل‌گيري بي‌نيازي كاذب نسبت به دين در نهاد آدميان، نداي دين شنيده نشد و جاذبه‌هاي معنوي آن ديده نشد و بشر با تكنولوژي و صنعت، تنها ماند. ديري نپاييد كه بزرگ‎ترين منتقدان تكنولوژي، از خاستگاه تكنولوژي (غرب) برخاستند و با نگاهي پر دغدغه به آن، در تحقق وعده‎هاي دل‌فريب آن، به شدت ترديد كردند و آن را از پاسخ‎گويي به همه نيازهاي بشر ناتوان خواندند و دوباره نياز فطري و روحي به اخلاق و معنويت‌گرايي و دين‌مداري را به انسان‌ها يادآور شدند. حقيقت آن است كه تكنولوژي، خوبي‎ها و آسايش‎هاي چشم‌گيري به همراه داشته است، اما سر و كارش تنها با نيازهاي مادي و غريزي انسان‎ها بوده و فقط به نيازهاي اين ساحت از وجود انسان‎ها پاسخ گفته است. اين در حالي است كه انسان افزون بر بعد غريزي و مادي، جنبه‎هاي عاطفي، احساسي و معنوي نيز دارد كه تكنولوژيِ سرد و بي‎روح هرگز نمي‌تواند به اين بخش از نيازهاي آدمي پاسخ دهد. در حقيقت، سرگشتگي، ناآرامي و پريشاني بشر معاصر را ـ در عين برخورداري از بالاترين دست‌آوردهاي تكنولوژيكي ـ در همين نكته بايد جويا شد كه ساحت‎هاي مهم و گسترده‎اي‌ از وجود او در ناكامي و نيازمندي غرق بود و تكنولوژي هرگز نتوانست به ساحت‎هاي وجودي او پاسخ دهد. بنابراين، اگرچه پديده تكنولوژي و دست‌آوردها و در هم تنيدگي آن را با زندگي انسان‎ها نمي‎توان ناديده گرفت، نياز فطري و ذاتي انسان به دين را نيز نمي‎توان از ياد برد و از ضرورت حضور آن در زندگي انسان‎ها نمي‎توان صرف‌نظر كرد. البته بايد گفت توجه به چنين ضرورتي در عصر تكنولوژي، دو چندان است؛ زيرا طبع آسايش‌طلب و لذت‎جوي انسان‎ها، معمولاً با مشاهده جاذبه‎هاي مادي به ويژه آن‌گاه كه به دست تكنولوژي به اوج دل‌ربايي، گستردگي و گوناگوني برسد، خواسته‎هاي اصيل و نيازهاي فطري و كشش‎هاي معنوي خويش را از ياد مي‎برد و تنها عنصر دين مي‌تواند او را در عين توصيه به برآوردن نيازهاي مادي و غريزي خويش، به سوي خواسته‎ها و كشش‎هاي فطري و معنوي رهنمون شود. به تعبير هانس‌ كونگ: ضرورت وجود خدا و در نتيجه، دين، گريز‌ناپذير و مربوط به همه زمان‎هاست. به عبارت ديگر، ضرورت دين در واقع، در ضرورت، پاسخ‌گويي به پرسش‎هاي اساسي آدمي نهفته است. به علاوه، در دوره جديد به واسطه رشد علم و تكنولوژي و بروز مسائل و مشكلات پيچيده زندگي، اين ضرورت به نوعي شديدتر هم شده است... .بنابراين، آنچه در بحبوحه جهان تكنولوژيك نياز داريم، فرار از شرايط كنوني از طريق انتخاب يك روش جديد زندگي است. مؤلفه‎هاي اين روش جديد عبارتند از: توسعه نيروهاي جديد براي كنترل ماشين تكنولوژي، توسعه نوعي استقلال جديد و مسئوليت شخصي، توسعه حساسيت و احساس زيبايي‌شناختي، توانايي محبت كردن، امكان راه‎هاي تازه زندگي و همكاري با همديگر و [البته] در اين باره دين اهميت سرنوشت‌سازي دارد... فيزيك‌دان معروف و برنده جايزه نوبل، هايزنبرگ، در سال 1937م. گفت: افول ارزش‎ها و معناي عمل، نتيجه‎اش تنها غفلت و نااميدي است. دين، بنيان اخلاق، و اخلاق، پيش فرض زندگي است. حاصل آنكه هم بايد به دست‌آوردهاي مثبت تكنولوژي اقرار كرد، هم پي‌آمدهاي زيان‌بار آن را از ياد نبرد و هم از نياز اصيل و ژرف خويشتن به دين ـ به ويژه در عصر تكنولوژي ـ باز نماند و از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه دين، همچنان براي انسان‌ها به عنوان ضرورتي مطرح است و انكار آن، به معناي محروم ساختن خويش از جهان‌هايي بزرگ (جهان ملكوت) و محدود ساختن خويشتن به جهاني كوچك (جهان ماده) است. اثر پيش رو، ضرورت دين در عصر تكنولوژي را بررسي مي‌كند، بي‌آنكه دست‌آوردهاي مثبت تكنولوژي را انكار و وجود آن را در جمع انسان‌ها بيهوده معرفي كند.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: تير1394 نویسنده: گروهي از نويسندگان

سپاس‌ها و ستايش‌ها در كلام معصومان عليهم السلام

شايسته است ارتباط گفتاري، مانند هر رابطة اجتماعي ديگر، اعتمادآفرين، امينت‌آور و آرامش‌بخش باشد. در اين ميان، نتيجة مثبت يا منفيِ حاصل از گفتار، وابستگي وثيقي با نحوة آغاز آن دارد. اگر ارتباط با واژه‌هاي مثبت و مهرآميز آغاز شود، ادامة ارتباط براي هر دو طرف، دل‌نشين و خوشايند خواهد بود. اما چنانچه سخن با كلمات غيرمثبت ـ اعم از خنثي يا داراي بارِ منفي ـ آغاز شود، به سردي يا شكست و قطع ارتباط مي‌انجامد. بر همين اساس، از قرآن كريم بر مي‌آيد كه سلام كردن در آغاز و فرجام گفتار امري پسنديده است و اين كتاب الهي، «سلام» را واژه‌اي آرام‌بخش و اعتمادآفرين در ارتباط گفتاري به شمار آورده و به‌گونه‌اي ستايش‌آميز از آن ياد كرده است (ر.ك: انعام:54، مريم: 47، نحل: 22، يونس: 10 و ...). همچنين خود در عمل نيز اين اصلِ مؤثّرِ تربيتي را به كار گرفته است؛ از جمله در تمام سوره‌ها، جز سورة توبه كه در بردارندة برائت جستن از مشركان است، با نام خداوند و دو صفتِ مهرآميزِ الهي، يعني «رحمن» و «رحيم»، آغاز شده است. در روايات نيز سفارش شده است كه گفتار ِخود را با «نام خداوند» آغاز كنيد؛ چراكه بهترين سرآغازِ هر گفتار، نام و ياد و ستايشِ خداوندِ جان و خرد است و درِ هيچ گنجي از حكمت و معرفت و فضل گشوده نمي‌شود مگر آنكه نام و وصف آفريدگار هستي كليد آن باشد (نهج البلاغه، خطبة56). چنان‌كه نام و ياد خدا، آرامش بخش و روح‌فزاست و «دل‌ها جز به ياد او آرام نگيرد و روان‌ها جز به ديدار او آرامش نپذيرد» (مفاتيح الجنان، مناجات ذاكرين). بر پاية آموزه‌هاي اسلامي، ياد كردن خدا، وظيفة دل و زبان، هر دو است و خداوند نام‌هاي نيكِ بي‌شماري دارد كه شايسته است سخن را با آن آغاز كرد. هدف اين پژوهش نيز همين است؛ يعني ارائه نمونه‌هاي والا و دل‌انگيز از تحميديه‌ها در متون و آموزه‌هاي اسلامي. ضرورت بهره‌گيري از كلام نوراني معصومان عليهم السلام در برنامه‌هاي متعدد و متنوع راديويي و تلوزيوني اقتضا مي‌كرد كه پژوهشي مستقل و درخور در اين زمينه صورت پذيرد. بحمدالله اين كار با تلاش پژوهشگر ارجمند، جناب آقاي محمدحسن باجلان آغاز شده است و اميد مي‌رود با انتشار آثار بعدي (تسبيح‌گويي‌ها، توحيدگويي‌ها و...) اين مجموعه كامل شود. در پايان، تلاش همه عزيزاني را كه در فراهم آمدن اين اثر سهيم بوده‌اند ارج مي‌نهيم و از خداي مهربان برايشان سلامت و سعادت و بهروزي و شادكامي آرزومنديم.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: اسفند1393 نویسنده: راضيه علي اكبري

راهنماي برنامه سازي در موضوع خداشناسي

عظمت و والايي هر علمي، به عظمت موضوع آن است، همانگونه كه همه آثار وجودي آن علم نيز در سايه موضوعش شكل مي‌گيرد. با توجه به اين معيار، «خداشناسي» ارزشمندترين علم است، نه تنها برترين علم است، بلكه موضوع آن تنها حقيقتي است كه داراي واقعيت و هستي است و دِگر «هست‌«ها از هستي او رسته‌اند. ازاين‌رو، معرفت و شناخت آن حقيقت لايزالي، سرآغاز هر اقدام و اولين گام هر قيامي است. او اصلي‌ترين اصل و فراتر از آن، تنها اصل اعتقادي يعني «توحيد» است، زيرا ديگر اصول اعتقادي و مذهبي، از نبوت و معاد يا عدل و امامت، از تجليات برتر و اشراقات كاملتر همان اصل است و ديگر اصول در برابر او فرع هستند. معرفت خداوند سبب تكامل آدمي است. هر چه شناخت انسان استوارتر، روشنتر و از ترديد و ابهام پيراسته‌‌تر باشد و به يقين رو به رشد برسد، به همان اندازه از ايمان قوي‌‌تر و التزام عملي عميق و گسترده‌تري برخوردار خواهد بود. اگر آدمي به خداشناسي توجه داشته باشد و بكوشد از آن در زندگي روزمره‌اش بهره ببرد، در پناه آن مي‌تواند ايمان خويش را از آسيب‌ها در امان بدارد. بدين جهت، اهميت فراوان خداشناسي و آثار عميق آن بر حيات آدمي، انكارناپذير است. بر اساس شواهد تاريخي، شناسايي مبدأ هستي، همواره يكي از دغدغه‌هاي اصلي بشر بوده و بخش ويژه‌اي از منابع گوناگون ديني به توصيف مبدأ عالم يا همان «خدا» و بيان رابطه او با انسان و جهان پرداخته است. حضور گسترده و پوياي عقايد خداشناسانه در تاريخ آدمي، گوياي بخشي از اهميت حياتي خداشناسي است. بنابراين، اهميت خداشناسي را مي‌توان از نظر آثار آن در حيات فردي و اجتماعي انسان‌ها مورد توجه قرار داد. ترديدي نيست زندگاني انسان خداشناس با حيات كسي كه به وجود خدا باور ندارد، تفاوتي بنيادين دارد. همچنين با مقايسه حيات دو انسان خداباور كه هر يك شناخت و تصوير خاصي از خداي خويش دارند، تفاوت‌هايي اساسي آشكار مي‌شود و اين همه، از آن روست كه باور آدمي به خدا و برداشتي كه از اوصاف او دارد، در شئون مختلف حيات او و در انگيزه‌ها، نيت‌ها، داوري‌ها و كردارهاي او اثرگذار است؛ در يك كلام، معنا و مفهوم خاصي به زندگي او مي‌بخشد و شخصيت و هويت ويژه‌اي براي او به ارمغان مي‌آورد. اثر علمي حاضر كه كتاب راهنماي خداشناسي است، براي بهره‌برداري برنامه‌سازان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران نوشته شده و از جهات متعدد قابل توجه است؛ زيرا يك ـ به طور موجز و مختصر عهده‌دار تثبيت و تحكيم براهين اثبات وجود خداي متعال است، دو ـ موضوع خداشناسي را در آيات و روايات واكاوي كرده كه تأييدكننده براهين اثبات وجود حضرت حق است؛ سه ـ با دست‌مايه‌هاي حكايت، شعر، متن ادبي و پيام كوتاه‌هايي كه در متن آمده، گروه‌هاي سني كودكان و بزرگ‌سالان نيز مي‌توانند استفاده كنند. بنابراين افزون بر بهره‌مندي برنامه‌سازان رسانه، مي‌تواند به عنوان متني علمي از آن استفاده كرد.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: اسفند1393 نویسنده: حسن اردشيري لاجيمي

سراب معنويت گزارشي تحليلي از فعاليت جريان‌هاي معنويت‌گراي نوظهور

انسان‌ها تنها موجوداتي هستند كه به طور فطري حقيقت‌جو و حقيقت‌مدارند، ازاين‌رو، آنها در تمامي دوران حيات خويش در پي كمال و زيبايي متعالي در حركتند. بنابراين، خداوند در هيچ برهه‌اي بشر را بدون راهنما رها نكرد؛ زيرا همواره افسونگراني پيدا مي‌شوند كه براي رسيدن به اهداف خويش سر راه اهل سلوك قرار مي‌گيرند تا كالاي جعلي و ناسره خويش را به عنوان متاعي سره، غالب كنند. امروزه در عصري زندگي مي‌كنيم كه بايد عصر معنويت ناميد؛ زيرا بشر امروزي براي رهايي با گذشت عصر مدرنيته و خستگي مفرط، از آلام روحي و رواني آن، به طور گسترده به معنويت روي آورده است و شياطين نيز براي دوران استعماري جديد خويش با اسلحه معنويت به جنگ با معنويت ناب آمده‌اند. البته كشوري چون ايران كه مهد اولين انقلاب معنوي عصر حاضر به حساب مي‌آيد و توانسته است با معنويت‌گرايي حركتي پرشور و پويا را در جهان معاصر ايجاد كند؛ بيشتر مورد تهاجم معنويت‌هاي كاذب و دروغين داخلي و خارجي است. متأسفانه مسئولان و دست‌اندركاران عرصه‌هاي فرهنگي نيز برخي اوقات، به دليل جهل به موضوع، وسيله رشد و ترويج بسياري از آنها را در سطح كشور فراهم كرده‌اند. از سويي ديگر نبود آثار علمي مكتوب و رسانه‌اي، اعم از صوتي و تصويري و...، فرصت رشد بيشتر اين جريان‌هاي معنويت‌گراي انحرافي را ايجاد كرده است. ما هنوز اثر علمي دقيقي براي معرفي فرقه‌ها و مكاتب نوپديد در كشور نداريم و محققان به خود اجازه نمي‌دهند در نقد برخي از فرقه‌ها صفحه‌اي بنويسند. بنابراين، قلم‌ها و بيان‌هاي سحّاري به راحتي و با كمترين هزينه و با فرصتي كه خود ايجاد مي‌كنيم در لايه‌هاي دروني جامعه جوان و تشنه معنويت رسوخ و افكارشان را از راه راست منحرف مي‌كنند. امير بيان، امام علي عليه السلام چه زيبا در معرفي اين جريان‌ها فرمودند: ">فَلو اَنَّ الباطلَ خَلَصَ مِن مِزاج الحَقِّ لَم يخفَ عَلي المُرتادِينَ وَلَو اَنّ الحقَّ خَلَصَ مِن لَبسِ الباطلِ اِنقَطَعت عَنهُ اَلسنُ المعاندينَ ولكن يؤخَذُ مِن هذا ضِغثٌ و مِن هذا ضِغثٌ فَيمزَجانِ فَهُنالِكَ يستَولي الشَّيطانُ عَلي اوليائهِ وَ ينحوُالّذين سَبَقَت لَهُم مِنَ اللهِ الحُسني ">پس اگر باطل با حق مخلوط نمي‌شد، بر طالبان حق پنهان نمي‌ماند و اگر حق از باطل جدا و خالص مي‌شد، زبان دشمنان قطع مي‌گرديد. اما قسمتي از حق و قسمتي از باطل را مي‌گيرند و به هم مي‌آميزند؛ آنجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مي‌شود و تنها آنان كه مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند يافت نويسنده در اثر حاضر به اندازه توان، معنويت دروغين و حقيقي و ناب را معرفي كرده است. ازاين‌روي سعي كرده با نگاه انتقادي اشكال‌هاي برخي مكاتب معنويت‌گراي انحرافي نوپديد را بيان نمايد.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: بهمن1393 نویسنده: امير يزديان

دين و رسانه مفاهيم بنيادين يك رشته مطالعاتي نوظهور

در دو دهه گذشته، اندك موضوعاتي توانسته‌اند به اندازه بحث درباره فصل مشترك دين و رسانه، توجه صاحب‌نظران را به خود جلب كنند. براي نمونه، به كليساهاي مجازي، زيارت مجازي، تبليغ اينترنتي، اَبَركليساها، كليساهاي تازه ‌تأسيس، معابد مجازي، دعاي اينترنتي، وبلاگ‌هاي ديني تله‌ونجليسم و راديوي ديني، مي‌توان اشاره كرد. محبوبيت برخي ژانرهاي رسانه‌اي نظير موسيقي راك معنوي، رمان‌هاي ديني معاصر و بازي‌هاي ويديويي ايمان‌محور هر روز افزايش مي‌يابد. اماكن عبادي با به كارگيري فناوري ويديو پروجكشن و پرده‌هاي بزرگ و سيستم‌هاي نورپردازي و صدابرداري پيچيده، به محيط‌هايي چندرسانه‌اي تبديل شده‌اند. تجمع عبادت‌كنندگان، ديگر به حضور فيزيكي آنها در محلي مشخص، محدود نيست؛ چون رسانه‌هاي تعاملي، كليساهاي مجازي يا آن‌لاين را خلق كرده‌اند. اين پيشرفت‌ها، بررسي و مطالعه دقيق را مي‌طلبند. شيوه بازنمايي اديان مختلف در رسانه‌ها به دغدغه‌اي مهم بَدَل گرديده است؛ زيرا رسانه‌ها بخش عمده‌اي از اطلاعات مردم را درباره اين اديان فراهم مي‌آورند. در نهايت، اين حقيقت تعيين مي‌كند كه گروه‌هاي مختلف چگونه نمايش داده شده و شناخته شوند. از اين روي، گروه‌هاي ديني براي جلو‌گيري از سوءبرداشت‌ها، در بخش روابط عمومي، از افراد خبره بهره مي‌گيرند. دو دهه قبل، رابطه ميان دين و رسانه، موضوعي بود كه تازه توجه‌ها را به خود جلب كرده بود. امروزه اين رابطه به يك حوزه مطالعاتي پيشرفته بَدَل گشته است؛ حوزه تحقيقاتي نويدبخشي كه نه تنها رويكردي تازه به دين و رسانه دارد، بلكه به نظريه‌پردازي در حوزه كلي‌ِ ارتباطات جمعي نيز كمك مي‌كند.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: شهريور1392 نویسنده: غلامرضا يوسف زاده

سطوح روايت‌ در قصه‌هاي قرآن

عمر قصه و قصه‌گويي، به اندازه عمر پيدايش زبان و گويايي بشر است و آن را جزو نخستين هنرهاي بشر مي‌توان شمرد؛ زيرا از همان ابتدا انسان آنچه بر وي رفته بود، براي ديگران تعريف مي‏كرده و داستان گذشتگان نيز سينه به سينه نقل شده است. زندگي انسان هيچ‌گاه از روايت كردن و قصه گفتن خالي نبوده است. وي شرح جنگ‌ها، تكاپوها، آمد و شد اقوام و آنچه قهرمانان ملي يا مذهبي انجام مي‏داده‌اند، در قالب قصه بيان مي‌كرده است. مادران براي انتقال تجارب خود به كودكان قصه مي‌گفته‌اند. قصه به ظاهر، روايتي ساده از ماجراست، ولي در بنياد خود منعكس‏كننده ديدگاه انسان در هر دوره و زماني درباره هستي و خود انساني و نيز عامل انتقال آداب، سنن، اعتقادات و تاريخ يك نسل به نسل ديگر است. انسان به دليل ويژگي‌هاي رواني خود، نسبت به قصه و پي گرفتن سرگذشت و سرنوشت قهرمانان داستان‌ها كشش خاصي دارد و همين شخصيت‌هاي داستاني هستند كه الگو و آينه‌اي براي كنش و عمل در زندگي قرار مي‌گيرند. به همين سبب، روايت‌گري و قصه‏گويي، راهي براي آموزش تفكر و بايدها و نبايدهاي موردنظر بوده است و عموم معلمان بشري از اين روش براي انتقال آموزه‌هاي خود بهره برده‏اند.در همين راستا، خداوند متعال نيز در قرآن مجيد از اين شيوه بسيار استفاده كرده است. قصه‌هاي قرآني بخش زيادي از حجم قرآن كريم را به خود اختصاص داده است. اين حجم، گوياي آن است كه قسمتي از معارف اصيل ديني از اين طريق ارائه شده است؛ چرا كه قرآن كريم كتابي براي هدايت همه مردم است و مخاطباني خاص ندارد. از آنجا كه بسياري از مردم از طريق داستان، معارف عميق را ساده‌تر درك مي‌كنند، خداوند در قرآن كريم از قالب قصه هم استفاده كرده است. سرگذشت پيامبران پيشين و چگونگي برخورد آنان با اقوام خود و سرانجام اطاعت يا معصيت، ايمان يا كفر اين اقوام، جزئي از معارف اصيل ديني است كه از طريق قصه انتقال مي‏يابد. بر اين اساس، كاوش در قصه‌هاي قرآني، جست‌وجو در بخشي از معارف الهي است و پژوهش در قصه‌هاي قرآني بدون توجه به ظرافت‌هاي روايت‌گري در اين قصه‌ها، استفاده‌اي ناقص خواهد بود. پس مطالعه، پژوهش و تلاش براي فهم ظرافت‌هاي بياني و روايتي اين قصه‌ها، ضرورتي اجتناب‌ناپذير و به منظور استفاده هر چه بيشتر از معارف قرآن كريم، راهگشا خواهد بود. علاوه بر اين، ما نياز داريم بدانيم چگونه و در چه مواردي مي‏توانيم از فرم و محتواي قصه‏هاي قرآني در روايت‏گري بشري خود استفاده كنيم كه اين مورد آخر، خود مجالي گسترده مي‏طلبد. اما نكته آخر اينكه پژوهشگران سرشناسي به گردآوري قصه‏هاي قرآني و بحث در مورد آنها اهتمام داشته‌اند، ولي توجه خاص به جنبه‏هاي ادبي و هنري قصص قرآن، موجي جديد است كه به طور عمده در مصر مطرح شده است. در اين ميان، كتاب الفنّ القصصي نوشته دكتر خلف‌‌الله، به دليل نظراتي كه در آن مطرح شد، باعث التهاب‌ها و توجه روزافزون به جنبه‏هاي هنري قصه‌هاي قرآني در جامعه علمي مصر گشت. اين موج از طريق ترجمه در ايران بازتاب داشت و زمينه نوشتن كتاب‏ها و مقالات متعددي را كه همگي از همان پژوهش‌ها متأثرند، فراهم كرد. اما نگاه روايت‏شناختي به قصص قرآني، نگاه جديدي است و نگاشته‌ها به زبان فارسي در اين زمينه، بسيار اندك است. اين كتاب در چهار بخش تنظيم شده است اميد اينكه اين نگاشته گام كوچكي در اين راستا باشد. در بخش اول كلياتي در باب قصه و قصه‌گويي در قرآن آمده است در بخش دوم كه اصلي‌ترين بخش كتاب است سطوح روايت در قصه‌هاي قرآن ذيل پنج سطح: سبك، طرح، داستان، معاني و مباني ذكر شده؛ در بخش سوم همين سطوح به طور خاص روي قصه يوسف عليه السلام پياده شده تا كارايي مباحث ذكر شد، يك‌جا ديده شود و در بخش چهارم مطالب جمع‌بندي شده كه در آن سعي شده تا خلاصه‌اي از تمام مطالب آورده شود تا مروري سريع بر تمام مطالب باشد. در پايان از خداوند متعال (جل جلاله) عاجزانه خواهانم كه اين تلاش ناچيز در اعتلاي فرهنگ قرآن كريم را مورد قبول قرار دهد و ثوابش را به روح امام امت بنيان‌گزار جمهوري اسلامي و ارواح شهداي اسلام واصل فرمايد.


پاسخ به پرسش‌ها و شبهه‌هاي وهابيت

وهابيان، گروهي افراطي هستند كه عمري كمتر از دو قرن دارند. آنان با كمك قدرت‌هاي استعماري و زير چتر افكار انحرافي محمد بن عبدالوهاب به قدرت رسيدند. بعدها دلارهاي نفتي نيز به كمك آنها آمد تا مثلث شوم زور، تزوير و زر كامل شود. اين گروه، خود را از اهل‌سنت مي‌داند، درحالي‌كه عقايد و رفتاري خلاف بيشتر اهل‌سنت دارند. آنان از مسلماني جز ظواهر آن چيزي را به ارث نبرده‌اند. بدين‌ترتيب، با كمك‌هاي مالي به دولت‌هاي اسلامي مي‌كوشند باورهاي پست و منحرف خود را ميان مسلمانان تبليغ و ترويج كنند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، وهابيان كه اين انقلاب را مخالف اهداف خود مي‌ديدند، تبليغات گسترده‌اي بر ضد شيعيان به راه انداختند كه القاي شبهه‌هاي ديني ميان مردم به‌ويژه جوانان، يكي از آنها بود. وهابيان چون از رويارويي با علماي شيعه هراس داشتند، با رواج اين شبهه‌ها باور مردم را هدف قرار دادند. عالمان ديني و فرهيختگان اين مرز و بوم وظيفه دارند پاسخ‌هاي مستدل به اين شبهه‌ها را تنظيم كنند و در گام بعدي، فن و تدبير تازه‌اي به كار گيرند و به جاي دفاع، با طرح ايرادهاي اصولي و مستند و طرح تناقض‌‌هاي وهابيت با قرآن و سنت و عقل، ‌به ياري مسلمانان بشتابند. در اين ميان، رسانه صدا و سيما نيز به‌عنوان ابزاري مدرن و پردامنه، در پيشبرد اين هدف، نقش مهم و حساسي دارد. بدين منظور، پژوهش حاضر به قلم حجج ‌اسلام سيد حسين اسحاقي و علي ‌باقرشيخاني به انجام رسيد تا پشتوانه‌اي براي برنامه‌سازان گرامي باشد. با سپاس از اين دو بزرگوار، اميدواريم دست‌اندركاران رسانه ملي از اين اثر بهره برند.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: فروردين1392 نویسنده: محمد همتي

دوستي و دوست داشتن در قرآن و روايات

مهرورزي و محبت همانند رايحه دل‌انگيزي است كه هر انساني را به سوي خود مي‌كشاند و انديشه و احساس آدمي را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد از‌اين‌رو دوست و همدم، تأثير شگرفي در شكل‌گيري شخصيت و افكار انسان‌ها دارد. آيين سراسر رحمت و عطوفت اسلام، توجه بسيار ويژه‌اي به مهرورزي نموده است به گونه‌اي كه در روايات اهل بيت تعابير خاصي در اين باره وارد شده است. در اين پژوهش به دنبال تبيين مهرورزي صحيح هستيم و مي‌خواهيم به بررسي شيوه دوست‌يابي و آداب رفاقت از منظر اسلام بپردازيم. از آنجا كه جامعه ما نياز شاياني به پرداختن به اين بحث دارد اميدواريم با به كار بستن تعاليم اسلام، زمينه ارتقا فرهنگ مهرورزي در جامعه ما مهيا شود.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: فروردين1392 نویسنده: فاطمه شريفي

نقش نماز در حل مشكلات زندگي با رويكرد رسانه اي

«نماز»، عامل پيوند بنده‌ ناچيز و ضعيف با خالق قادر و تواناست؛ راز و رمزگويي با خدا و مددخواهي از اوست و پاسخ به دعوت خداوندي ا‎ست. در نماز، خود را به او نزديك مي‌بينيم؛ نزديك‌تر از رگ گردن." سخن خود را با او در ميان مي‎گذاريم و از او كمك مي‎خواهيم كه عامل ايجاد معنويت و نور و صفاست. در نماز نام «الله» و وصف او را تكرار مي‌كنيم و او را به پاكي‎ها و قداست‎ها مي‌ستاييم و اين امر نقش تلقيني مؤثري در ما بر جاي مي‌گذارد. «نماز نوعي خلوت كردن با خدا و بيان رازهايي است كه آن را به نزديك‌ترين افراد خود نمي‌توانيم بگوييم. در قنوت و سجود، از ضعف خود، از مشكلات خود، از دردهاي نهاني خود، از اسرار ناگفتني خود حرف مي‌زنيم و نزديك‌ترين حالات «قرب» را در سجده‎ها مي‌بينيم. ما در نماز با تمام وجود در محضر و پيشگاه او هستيم، خود را به او نزديك مي‌بينيم و احساس مي‌كنيم تحت پوشش، مهر و عنايت كامل او قرار داريم و با اين پيوند و نزديكي با خداوند، احساس قدرت كرده، خود را قدرتمند مي‌بينيم. پس نماز مي‌تواند چنان قدرتي در نمازگزار ايجاد كند كه او [در برابر] همه معضلات و سختي‌هاي زندگي مقاومت كند». در مقابل، افراد بي‎نماز، از اين پشتوانه‎ قوي در تحمل سختي‌ها محرومند و بيشتر آنها مغلوب حوادث مي‌شوند. پس نماز كليد حل بسياري از مشكلات است؛ مشكلاتي از قبيل تكبر و خودبزرگ‌بيني، بي‌حجابي، بي‌نظمي، وسوسه‎هاي شيطاني؛ مشكلات روحي و رواني مثل اضطراب و استرس، وسواس و گوشه‌گيري؛ مشكلات خانوادگي مانند اختلافات خانوادگي و ناآگاهي از تربيت ديني فرزندان؛ مشكلات اقتصادي مانند بيكاري، ربا، احتكار و رشوه‎خواري و مشكلات فرهنگي و اجتماعي مانند تهاجم فرهنگي و احترام نگذاشتن به حقوق ديگران. پس چه بسيار مشكلاتي كه در سايه توجه به خدا و تقرب به او و استمداد از او حل و رفع مي‌شود. با توجه به آثار نماز و تأثير آن‎ در حل مشكلات زندگي، اين پژوهش شامل دو بخش است. در بخش اول بعد از بيان كليات، به مفاهيم نماز و معاني آن پرداخته شده است. فصل دوم به جايگاه نماز در قرآن و روايات اختصاص دارد و در فصل سوم به فلسفه نماز اشاره شده است. بخش دوم كه به آثار و فوايد نماز مي‌پردازد، دو فصل دارد. در فصل اول به آثار دنيوي نماز پرداخته شده است كه شامل آثار فردي، خانوادگي، بهداشت جسمي و روحي و رواني مي‌شود و در فصل دوم، آثار اُخروي نماز ذكر شده كه شامل برزخ و قيامت است.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: فروردين1391 نویسنده: علي باقر شيخاني

امام حسين عليه السلام از ديدگاه اهل سنت

امام حسين عليه السلام ، سبط اصغر پيامبر گرامي اسلام و جزو اهل ‌بيت عليهم السلام است. روايات فراواني در منابع روايي شيعه و سني درباره شأن و فضايل ايشان وارد شده كه نشان‌دهنده جايگاه والاي آن حضرت در ميان مسلمانان است.رسول گرامي‌اسلام درباره امام حسين عليه السلام فرموده است: «حسن و حسين، دو سرور جوانان اهل بهشت هستند». پرداختن به زندگاني اين امام آثار متعددي دارد كه از آن جمله مي‌توان به الگوسازي براي نسل جوان، فرهنگ‌سازي براي ارتقاي اخلاق فاضله در جامعه، آشنايي مردم مسلمان جهان با شخصيت‌هاي مهم صدر اسلام، زمينه‌سازي براي ايجاد وحدت در بين مسلمانان و كاهش اختلافات مذهبي اشاره كرد.بنابراين، شايسته است رسانه ملي كه ‌وظيفه رشد اخلاقي و پالايش دروني افراد و ايجاد هم‌دلي بين مسلمانان را بر عهده دارد، با پرداختن به اين اسوه‌هاي مشترك، نقش مهم خود را ايفا كند. در پايان، از جناب حجت‌الاسلام علي باقر شيخاني كه اين اثر را نگاشته است، قدرداني مي‌كنيم. همچنين اميدواريم برنامه‌سازان و تهيه‌كنندگان رسانه ملي اين اثر را بپسندند.


× دين شناسي

// کتاب