موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: دي97 نویسنده:

جست‌وجوي «خدا» در گوگل ؟! (چند‎رسانه‎اي و دين)

آيا ما امروز تغيير پارادايمي را تجربه مي كنيم كه در آن ادراك شنيداري - عقلي جهان به ادراك تصويري – زيبايي شناختي جهان يا در اصطلاح به «چرخه آيكونيك» تغيير يافته است؟ آيا جهانِ (باز) نمايان شده مجازي و رسانه اي، نسبت به جهانِ زندگي حقيقي براي ما مشخصتر است؟ آيا قالب هاي ارتباطات رسانه اي و اجتماعي، ديدار حضوري انسان‎ها را دگرگون ساخته و تحت تأثير قرار داده است؟ آيا رسانه از يك ابزار دقيق قابل استفاده به مايعي سيال بدل شده است كه انسان‎ها خواسته يا ناخواسته در آن به اين‎سو و آن‎سو مي‌روند؟ اين پرسش ها زماني مطرح مي شود كه نوآوري هاي فناوري در رسانه، با الزامات آن براي معنابخشي و راهبري در زندگي ما بازتاب مي يابند. همزمان، شيب پرسش ها، موضع پرسش‌كننده را فاش مي-كند: هرچند - خواسته يا ناخواسته - اثرگذاري چندرسانه با ترديد نگريسته مي شود؛ اما انقلاب دائمي رسانه - فقط يك وعده نيست. آيا چندرسانه اي، اطلاعات آزاد جهاني و شبكه بدون مرز، عبور از محدوديت هاي فيزيكي، ارتباطات و بهره‎برداري از ابعاد جديد واقعيت را ممكن مي‎سازند؟ انقلاب رسانهاي، دوره‌هاي محسوس و قابل تجربه اي را در حوزه هاي گوناگونِ زندگي پشتِ‎سر گذاشته است؛ وقوع بهار عربي در سال 2011 بدون ابزارهاي چندرسانه اي (توييتر، بلاگ‎ها، درگاههاي اينترنتي)، ارتباطاتي به‎سختي قابل تصور بود. نوآوري هايي همچون پيدايش شبكه هاي اجتماعي (مانند فيس‎بوك، تأسيس: 2004، 800 ميليون نفر كاربر تا سال 2011)، جست‌وجوگرها (مانند گوگل، تأسيس: 2004) و تجميع همه رسانه ها در يك جيب (مانند آيفون، عرضه در سال 2007) شيوه رفتار و سبك زندگي ميليون ها انسان را تغيير داده است. ارزيابي كلان اين نوآوري ها در شكوفايي اقتصادي مخترعان آنها (مارك زاكربرگ، لري پيج، استيو جابز) و همچنين در ويژگي پيام‎رساني شان بازتاب يافته است. فيلم‎هاي سينمايي سه‎بُعدي مانند آواتار (۲۰۰۹، كارگردان: جيمز كامرن)، بازي هاي برخط با چند بازيكن (MMORPGS) و قالب هاي ارتباطي مبتني بر اينترنت مانند تايم‎لاين (2001; Facebook)، سنگ‎بناي وضعيتي هستند كه مرزهاي ميان جهان واقعي و مجازي را درهم‎آميخته است. حال پرسش اين است كه چرا داده‌ و تحليل‌هاي آن به سالنامه علوم تربيتي ديني وارد شده است؟ در وهله نخست بايد گفت داده ها، با سرعتي بسيار زياد و در‎عين‎حال در سطحي عميق، تغييراتي جهاني و مؤثر در زيست‎جهان ما ايجاد كرده اند. پس به سبب اهميت بسيار و دوسوگرا‎بودن بايد حقيقي انگاشته شوند يا دقيق تر و اعتبار آنها به حقيقي‎انگاشتن آنهاست، به‌ويژه آنكه از سوي جوانان بيش‎از‎پيش پذيرفته مي شوند، پيش مي روند و بديهي به‎نظر مي آيند. بنابراين، چندرسانه-اي‎شدنِ زيست‎جهان، فرايندهاي آموزشي رسمي و غيررسمي را دربرمي گيرد؛ قالب هاي ارتباطي رسانه اي، اجتماعي و داده پردازي‎شده بر انتظارات ارتباطي، اجتماعي، اطلاعاتي و حتي بر دانش-آموزان و دروس تعليمات ديني تأثير مي گذارند؛ تا جايي كه چالش و مطالبات تربيتي ـ روشي ايجاد مي كنند. انقلاب صنعتي و ارتباطي، مضمون اديان و همچنين مسيحيت را نهايتاً لمس خواهد كرد. صداي آن برخاسته است: وقتي از «انسانِ اينترنتي» سخن مي رود، وقتي كه از «يادآوريِ مطلق» يعني فراموش نشدن مطالب در اينترنت بحث مي شود، زماني كه از قدرت ديني الزام آور جماعتِ اينترنتي سخن گفته مي شود و يا زماني كه از كنار گذاشته شدن شهادت لفظي به‎واسطه دنياي تصاوير مجازي و تجربه فضاهايي از‎اين‎دست ياد مي شود. وبلاگ نويس امريكايي در پاسخ به پرسشي درباره اينكه وقتي از فيس‎بوك خارج مي شود، چه رخ مي دهد، گفته بود: «انسان زندگي اش را از دست مي‎دهد. نام‎بردن از جذابيت ها و بحران هاي چندرسانه اي بدواً دشوار است». اين سالنامه موضوع دين و چندرسانه را در دستور كار گفتمان هاي تربيت ديني قرار داده است. در «پيش گفتار» اين وضعيت از منظر الهيات و مناقشات آن مطرح شده است. فصل نخست از منظر علوم رسانه و الهيات، رسانه را به‎عنوان «عامل كليدي در جهان زندگي ما» توصيف مي كند. بخش دوم، دريافت و طراحي دين را در رسانه نشان مي دهد. بخش سوم، درباره فرصت ها و موقعيت-هايي تعليمي توضيح مي دهد كه دروس ديني و فضاهاي آموزشي چگونه مي توانند با چندرسانه اي كار كنند و در پايان نيز - مطابق شيوه معمول 25 سالنامه پيشين ـ، نگاه مجدد و چشم اندازها تبيين مي گردد. از‎آنجا‎كه رابطه دين با چندرسانه اي را نمي توان يك بار براي هميشه تبيين كرد، - حوزه كاري اين دو، همواره در تحول و پويايي و دگرگوني است، پس بايد وضعيت هاي بينابين و بازتاب ابعاد تعليم‎و‎تربيت ديني تشريح گردد.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: دي97 نویسنده: گروهي از نويسندگان

چكيده مقالات اولين همايش علمي ـ پژوهشي اخلاق و رسانه

اثر حاضر چكيده مقالات اولين همايش علمي پژوهشي اخلاق ورسانه است كه اداره كل پژوهش هاي اسلامي سازمان صدا و سيما در راستاي دستيابي به رسانه تراز انقلاب اسلامي با همكاري پنجاه نهاد عالي حوزوي، دانشگاهي و رسانه اي و استادان، پژوهشگران، دانشجويان ، طلاب و فضلا برگزار كرده است .رويكرد اين همايش در بخش‌ها و موضوعات پيشنهادي، مباني معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي، انسان‌شناسي، دين‌شناسي، ارزش‌شناسي و روش‌شناسي اخلاق اسلامي و در دو محور اصلي بررسي، تبيين و آسيب‌شناسي رسانه اخلاقي و بررسي، تبيين و آسيب‌شناسي اخلاق رسانه اي است.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: دي97 نویسنده:

اخلاق رسانه در دنياي واقعي درون صنايع پخش و سرگرمي

رعايت اخلاق در به دست آوردن اطلاعات از يك سوژه خبري چقدر اهميت دارد؟ آيا كنكاش در حريم خصوصي افراد مشهور براي انتشار يك تيتر داغ، امري اخلاقي است؟ ناديده گرفتن آراء و عقايد مخالف چطور؟ اگر يك مجري پخش زنده در ازاي دريافت مبلغي به صورت نامحسوس و تنها يك بار از يك "برند" نام ببرد، اخلاق را نقض كرده است؟ آيا تغيير در كنداكتور برنامه هاي تلويزيون به منظور برجسته تر كردن يك برنامه خاص با هنجارهاي اخلاقي در تضاد است؟ آيا مشكلات مالي يك شبكه تلويزيوني، انتشار تبليغاتي را كه با فرهنگ جامعه در تعارض است، توجيه مي كند؟ "سلبريتيها" چه كساني هستند؟ "منبع موثق" چيست و استفاده از آن چه شرايطي دارد؟ اينها سؤالاتي هستند كه ضرورت پرداختن به اخلاق رسانه را به وضوح مشخص مينمايند. با برجستهتر‌شدن نقش رسانه‌ها در دنياي امروز، موضوع اخلاق رسانه اهميت ويژها ي پيدا كرده و علاوه بر چالشهايي كه از گذشته در اين حوزه وجود داشت، مسائل جديدي نيز مطرح شده است. از آنجا كه مسائل اخلاقي در حوزه رسانه مي‌توانند چالش‌هاي متعددي در فعاليت‌هاي روزمره اصحاب رسانه و مخاطبان آن ايجاد نمايند، پرداختن به اين موضوع يكي از نيازهاي مهم امروز رسانه‌ها محسوب مي شود. كتاب حاضر در پاسخ به همين نياز ترجمه شده و مخاطب آن، همه علاقه مندان رسانه و به ويژه متخصصان، عوامل و دانشجويان رسانه هستند. اهالي رسانه بايد براي مواجهه و حل و فصل چالش‌هاي اخلاقي آماده باشند. آنها بايد بدانند كه در اين حرفه با چه مسائل اخلاقي روبه‌رو خواهند شد و چه انتظاراتي از آنها وجود دارد.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: دي1397 نویسنده: سيد هادي ساجدي

فهم اخلاق رسانه

موضوع اخلاق رسانه از جمله حوزه­ هاي بسيار ضروري و حياتي مربوط به رسانه است كه متأسفانه در زبان فارسي از ادبيات غني و منابع كافي، كم‌بهره مانده است. اين كتاب كه از جمله آثار جديد در اين قلمرو و منتشر شده در سال 2015 ميلادي در زمينه اخلاق رسانه و حاصل سال ها تدريس و پژوهش نويسنده‌ي آن در اين موضوع است، توانسته در مدت كوتاهي در مراكز آكادميك غربي و انگليسي‌زبان جايگاه ويژه­اي به خود اختصاص دهد و استادان و دانشجويان به آن توجه ويژه‌اي كرده‌اند. مهمترين علت گرايش به اين كتاب، سبك نگارش بسيار خوب و همچنين موضوعات كاربردي آن است. نويسنده كوشيده است مهم‌ترين و كاربردي­ترين موضوعات اخلاق رسانه را با پرهيز از حاشيه­روي و اطناب­هاي نظري، در فصل­هاي مستقل بررسي كند. نويسنده علاوه بر اينكه به موضوعات پيچيده و بنيادي مي‌پردازد و آراء انديشمندان برجسته همانند ارسطو، كانت و جان استوارت ميل را نقل مي‌كند، مي‌كوشد از بياني روان و فارغ از تعقيد استفاده كند. سايت انتشارات «سيج» در قسمت «ريويو» اين كتاب، نقل­ قول­هاي بسيار بلند و تمجيدات ويژه­اي از استادان برجسته عرصه رسانه در مورد اين كتاب قرار داده كه نشان مي­دهد چگونه اين كتاب، توانسته به عنوان متن آموزشي و كتابي مرجع در دانشگاه­هاي مختلف دنيا در كانون توجه استادان قرار گيرد. نويسنده با تسلطي كه بر مباحث اخلاق رسانه و مطبوعات دارد، هر فصل را با يك مقدمه‌چيني كاربردي و ارائه تصوير جامع از آن فصل شروع مي‌كند. مباحث هر فصل به صورت كاملاً كاربردي و عيني و با بيان ديدگاه‌هاي موافق و مخالف پيش مي‌رود. استفاده و تحليل مثال‌هاي عيني و چالش‌هاي پيش‌آمده واقعي در عرصه رسانه بر جذابيت و فهم آسان‌تر مباحث افزوده است. «فراخوان قضاوت»، «كادرهاي تعريف»، «كادرهاي مثال»، «مروري بر فصل» و «مطالعه بيشتر»، از جمله عناوين مشترك همه فصل‌هاست كه ساختار آموزشي و نظم منطقي هر بحث را دو چندان مي‌كند. زمان اندك و نياز به دقت بالا، اينجانب را بر آن داشت كه ترجمه كتاب را به‌صورت گروهي و در يك چارچوب بسيار دقيق و برنامه‌ريزي‌شده پيش ببرم. بخش‌هايي از كتاب را خود ترجمه كرده‌ام، اما عمده كار به‌صورت گروهي و در سه مرحله به انجام رسيده است. هر فصل در مرحله اول، ترجمه شده، و در مرحله دوم توسط فرد ديگري از ابتدا با متن اصلي تطبيق و اصلاحات مورد نياز اعمال شده است. در سومين مرحله نيز بنده همه متن را كلمه به كلمه مطالعه، اصلاح و ويرايش كرده و با متن اصلي تطبيق داده‌ام. به‌منظور هماهنگي و يك‌دست‌بودن ترجمه، از همان ابتدا فهرستي از كلمات و اصطلاحات مشترك تهيه شد تا در همه كتاب به‌صورت واحد ترجمه شوند. علاوه بر آن، صفحات اول هر فصل به منظور ريل‌گذاري و تثبيت كلمات و ساختارهاي اصلي آن فصل، چند بار مورد ارزيابي، بازبيني و اصلاح قرار گرفته است. كوشيده‌ايم كه در ترجمه اصطلاحات و انديشه‌هاي شخصيت‌هاي برجسته مانند كانت، ميل يا بنتام، به متون اصلي و مقالات پيراموني هر انديشمند مراجعه و از معادل‌هاي رايج و متعارف مربوط به هر اصطلاح استفاده كنيم. در اينجا لازم است از تك‌تك همكاران گرامي كه در ترجمه و ارزيابي قسمت‌هاي مختلف اين اثر همكاري داشته‌اند، تشكر ويژه داشته باشم. به خصوص از خانم‌ها وحيده دهقان‌پور، رقيه حق‌گويان، گلناز محمدخاني، نرجس امامي، منيره وفايي‌فر، طاهره غفاري حسيني، زهرا صديقيان و آقاي سيدمحمدباقر ساجدي. در اينجا لازم مي‌دانم از اداره‌كل پژوهش‌هاي اسلامي صداوسيما كه با اعتماد به اينجانب، فرصت ترجمه و تقديم اين اثر براي رونمايي و معرفي در اولين همايش علمي ـ پژوهشي اخلاق و رسانه را فراهم ساختند تشكر كنم. اميدوارم ترجمه اين كتاب بتواند افق‌هاي روشن و جديدي را در مسير تعالي و ارتقاي اخلاق در حوزه رسانه، مطبوعات و فضاي مجازي رقم زند و كاستي‌ها و كمبودهاي احتمالي ترجمه نيز با تذكرات و ديدگاه‌هاي منتقدان و صاحب‌نظران بيش از پيش رفع شود. پيشاپيش سپاسگزار هرگونه نقد، ديدگاه اصلاحي و نقطه‌نظر تكميلي راجع به اين اثر هستم.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: دي1397 نویسنده: عيسي زارعي

راهنماي مطالعاتي در اخلاق و رسانه

دغدغه فهم نسبتِ ميان دين و رسانه‌هاي نوظهور، نخست در مغرب زمين، به تكاپوي فكري پرفراز و نشيبي انجاميد. پس از آن، تجربه تأسيس و مديريت شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني مروّج آموزه‌هاي مسيحيت و تدوين دانشِ نظري در ساحت «دين و رسانه» به تدريج، ذهن انديشه‌ورزان مسلمان را نيز به خود معطوف ساخت. اين دغدغه با پيروزي انقلاب اسلامي و مديريت دينداران بر شئون مختلف علمي و رسانه‌اي، فزوني يافت تا آنجا كه به تاسيس نهادهايي با هدف تحقق آرمان رسانه ديني در دهه هفتاد منجر شد. ايجاد حلقه اتصال ميان رسانه ملّي و حوزه‌هاي علميه، اهتمام به تدوين پژوهش‌هاي بنيادي با تكيه بر انديشه ناب اسلامي و تامين نيازهاي رسانه ملي، به ويژه حوزه پيام با بهره‌مندي از پژوهش‌هاي كاربردي، رياست وقت سازمان صدا و سيما را بر آن داشت تا با الهام از فرامين رهبر معظم انقلاب اسلامي مدّظلّه العالي، در اقدامي راهبردي در سال 1373 «مركز پژوهش‌هاي اسلامي صداوسيما» را تأسيس كند. راه‌اندازي «دانشكده دين و رسانه» با هدف تربيت و تأمين نيروي انساني دين پژوه و رسانه‌شناس و تأسيس «شبكه راديويي معارف» و «شبكه قرآن و معارف سيما» به عنوان نمونه‌هاي راديويي و تلويزيوني از رسانه ديني در سال‌هاي پس از آن، گام‌هاي بعدي در مسير پيشبرد اهداف رسانه ملي در عرصه «دين و رسانه» است. اينك به لطف و مدد الهي، اداره كل پژوهش‌هاي اسلامي سازمان صدا و سيما، به مثابه يگانه مركز راهبردي مطالعات دين و رسانه با كوله باري از تجربه در ساحت توليد و توسعه دانش نظري و تقديم بيش از 800 عنوان كتابِ حاصل از پژوهش‌هاي فاخر بنيادي و پژوهش‌هاي كارساز كاربردي، 1200 شماره نشريه، توليدات ارزشمند الگوييِ راديويي و تلويزيوني، ايجاد بانك اطلاعات كارشناسان رسانه‌اي در قلمرو علوم اسلامي و علوم انساني، راه اندازي گنجينه فرزانگان مشتمل بر 122 هزار دقيقه فيلم و هزاران سند و تصوير از مفاخر حوزوي، تاسيس تنها كتابخانه تخصصي دين و رسانه، تربيت كارشناسان رسانه اي، مشاوران و ناظران توليد و فيلم نامه‌نويسان ديني با هدف غني‌تر ساختن توليدات رسانه ملي، توانسته است خدمات ارزشمند و آثار ماندگاري را در رسانه ملي و جامعه حوزوي، دانشگاهي و رسانه‌اي كشور به يادگار بگذارد. نياز روزافزون جوامع انساني و جامعه اسلامي ايران به تعالي اخلاقي از يك سو، انتظار و مطالبه نظام اسلامي از رسانه ملي و ديگر رسانه‌ها براي اعتلاي اخلاقي از سوي ديگر و فقر ادبيات علمي در اين قلمرو، اين اداره‌كل را بر آن داشت تا در آستانه ورود به ربع قرن تكاپوي عالمانه خويش، «اولين همايش علمي پژوهشي اخلاق و رسانه» را با هدف توليد و توسعه دانش نظري در ساحت دين و رسانه براي نيل به رسانه اخلاقي با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي اخلاق رسانه‌اي برگزار كند. در اين همايش علمي پژوهشي كه حائز رتبه ISC از پايگاه استنادي جهان اسلام است، پنجاه نهاد عاليِ حوزوي، دانشگاهي و رسانه‌اي همكاري مؤثر داشتند. توجه به حوزه‌هاي نظري مبتني بر بُعد تكنولوژيك، بُعد كاركردي و بُعد تأثير رسانه، سبب نشد دبيرخانه همايش از دغدغه تدوين شاخص‌هاي اخلاق حرفه‌اي در قلمروهاي سياست‌گذاري و مديريت رسانه، پژوهشگري رسانه، حرفه‌هاي نويسندگي، اجرا و گويندگي، خبر، بازيگري، تهيه‌كنندگي، كارگرداني، گريم و چهره‌آرايي، طراحي صحنه و لباس و تدوين غافل شود. همچنين به موازات نشست‌هاي علمي متعددي كه از سال 1396 در اداره‌كل و در سه ماهه منتهي به برگزاري همايش، در برخي مراكز همكار برگزار شد، نشست‌ هاي تخصصي با حضور پيشكسوتان و خبرگان برخي حرفه‌هاي پيش گفته صورت گرفت تا مسائل اخلاقي آن حرفه‌ها شناخته و آثار و مقالات، غني تر شوند. از ديگر برنامه‌هاي اين همايش علمي، توليد و انتشار آثار فاخر در قلمرو اخلاق و رسانه بود كه ترجمه دو كتاب از زبان انگليسي، ترجمه يك كتاب از زبان آلماني و همكاري در انتشار يك كتاب به زبان فارسي و تأليف «راهنماي مطالعاتي اخلاق و رسانه» و «چكيده مقالات همايش» از آن جمله‌اند. كتاب «مجموعه مقالات» نيز به زودي منتشر خواهد شد. اثر حاضر كه براي نخستين بار در اولين همايش علمي پژوهشي اخلاق و رسانه به زيور طبع آراسته شده است، محصول تلاش جناب آقاي دكتر عيسي زارعي است كه كوشيده است فهرستي توصيفي و تفصيلي از منابع مطالعاتي قلمرو اخلاق و رسانه شامل كتاب‌ها، پايان نامه‌ها و مقاله‌ها را در يك چارچوب ناظر به موضوع كلي همايش و همچنين گونه‌هاي مختلف رسانه يا همان «مديوم»ها صورت‌بندي كند. تلاش ايشان و همكاران ارجمندشان را سپاس گفته و اميدوارم پاسخگوي نياز علمي اساتيد و پژوهشگران ارجمند باشد. در پايان از جناب آقاي دكتر عبدالعلي علي‌عسگري، رئيس انديشمند سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و جناب آقاي دكتر حسين رضي، معاون فرهيخته پژوهش، برنامه‌ريزي و نظارت سازمان و رئيس شوراي سياست‌گذاري همايش و همچنين از همكاري عالمانه اعضاي محترم كميته علمي و ديگر دست‌اندركاران اين همايش در نهادهاي همكار در سازمان صداوسيما، به ويژه همكاران پرتلاشم در اداره‌كل پژوهش‌هاي اسلامي سازمان صداوسيما كمال امتنان را ابراز مي‌دارم.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: تير1396 نویسنده: سيد علي محمدي متكازيني

رسانه و ترويج فرهنگ مهدويت

انتظار، آمادگي و زمينه‌سازي براي ظهور است و رسالت منتظران هم تحقق جامعه منتظر و آماده است. جامعه‌ منتظر و زمينه‌ساز جامعه‌اي است كه اهداف، روابط و برنامه هاي خود را با مقاصد و خواسته‌هاي امام خويش همسو مي‌كند. انتظار زمينه‌ساز تحقق عدالت همگاني است. فلسفه انتظار، آماده شدن براي زندگي انساني و آرماني و آماده شدن مردم براي پذيرش ولايت امام معصوم عليه السلام است. ازاين‌رو، رسانه بايد پيشتاز بسيج عمومي براي آمادگي مردم براي پذيرش حكومت اسلامي باشد. بدون شك، اگر نظريه‌اي بخواهد در سطح عموم و نخبگان مطرح شود و به فراخور خود، مخاطب جذب كند، نيازمند فعاليت رسانه‌اي است؛ زيرا نقش اين نهاد حساس و تأثيرگذار در معرفي، تبيين و ترويج نظريه‌ها انكارناپذير است. ازاين‌رو، رسانه اين توانايي را دارد كه مانند مركز قدرتمند فرهنگي، ارزش‌هاي اجتماعي و اخلاقي آموزه‌هاي مهدويت را تبيين و ترويج كند و با بهره‌گيري از فناوري‌هاي ارتباطي، بر نگرش و رفتار مردم تأثير مثبت بگذارد.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: مرداد1395 نویسنده: گروهي

جنگ نرم، نفوذ و سواد رسانه‌اي

در طول 37 سال پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، دشمنان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به انحاي مختلف به مقابله با آرمان‌ها و ارزش‌هاي مردم ايران اسلامي پرداخته‌اند. اين مقابله همواره از ميادين جنگ تحميلي گرفته تا فشارهاي مداوم اقتصادي، وجود داشته است. لكن از يك برهه زماني به بعد، استكبار جهاني كه در قالب استعمار نو، به دنبال منافع خويش از هر عملي فروگذار نبود، به اين حقيقت پي برد كه براي دستيابي به اهداف اقتصادي(چپاول منابع و...) و سياسي(براندازي و تغيير نظام حاكم)، تسلط بر عرصه فرهنگي، ضرورتي اجتنباب‌ناپذير است؛ چرا كه با ايجاد تغيير در كوچك‌ترين عناصر اجتماعي يا همان مؤلفه‌هاي فرهنگي، به مثابه سلول‌هاي بنيادين جامعه، مي‌توان تغييرات شگرفي در ديگر ابعاد ايجاد نمود. مقام معظم رهبري بارها با تعابيري نظير «شبيخون فرهنگي» و «ناتوي فرهنگي»، اين تهاجم هدفمند فرهنگي دشمن به باورها و اعتقادات مردم را هشدار داده‌اند كه همه آنها در قالب مفهومي به نام «جنگ نرم» و «نفوذ» قابل تحليل و تبيين است. بايد توجه داشت كه فرآيند نفوذ، هم¬زمان ناظر بر سه جنبه گزينش اطلاعات، ابزار ارتباطي و راه¬هاي روان¬شناختي است كه اين سه ويژگي براي آن متصور است: 1. نفوذ از طريق نشر اطلاعات گزينش شده كه ممكن است درست يا غلط باشد؛ 2. نفوذ با استفاده از هر ابزار ارتباطي كه ممكن است رسانه¬اي يا غير رسانه‌اي باشد؛ 3. نفوذ به منظور تأثيرگذاري با توسل به دستاويزهاي مختلف روان‌شناختي (حكيم¬آرا، 1384: 40) با توجه به اين ويژگي¬هاي نفوذ، كشورهاي متخاصم تلاش مي‌كنند با بهره‌گيري از انواع ظرفيت‌هاي قدرت نرم خويش كه امروزه اهم آنها را رسانه‌ها تشكيل مي‌دهند، با استفاده از نفوذ در لايه¬هاي مختلف جامعه، بدون آتش گشودن و درگيري مستقيم، رقيب خود را منفعل نموده و مقهور و اهداف خود را محقق سازد. راهبرد اصلي مواجهه و مقابله با اين سبك جنگ نرم و تلاش براي نفوذ كه عمدتاً بايد بر بستر سپهر رسانه‌اي كشور شكل گيرد، ارتقاي سطح بصيرت مخاطبان رسانه و به تعبير ديگر، سطح سواد رسانه‌اي آنان است. تغيير موضع مخاطب از حالت منفعل به فعال، موجب مي‌شود تا در هنگام مواجهه با پيام‌هاي رسانه‌اي، بتواند ضمن پاسخگويي به سؤالات اساسي مرتبط با چرايي و چگونگي ارسال پيام، با حداكثر استفاده مفيد و حداقل تأثيرات مخرب، از اين ورطه نجات يابد. تعيين رژيم مصرف رسانه‌اي و ارتقاي مهارت‌هاي تحليل موضوعات و شگردهاي رسانه‌اي، اين امكان را به مخاطب فعال مي‌دهد تا هم بداند كه از كدام منبع، چه ميزان و چگونه نيازهاي رسانه‌اي خويش را برطرف سازد و هم بتواند از غلبه ناخودآگاه رسانه‌ها بر فكر و ذهن خويش جلوگيري نمايد. اين مهم محقق نخواهد شد جز با آموزش‌هاي عمومي مخاطباني كه امروزه بيش از پيش در معرض رسانه‌ها و پيام‌هاي آنان قرار دارند. در بحبوحه جنگ نرم رسانه‌اي دشمن، رسانه ملي نيز به مثابه دانشگاه عمومي، وظيفه دارد تا اين مهارت‌ها را به سرعت به عموم جامعه آموزش دهد و ضمن ارتقاي سطح سواد رسانه‌اي آنان نسبت به اهداف و شگردهاي جنگ نرم دشمن، ضرورت و قدرت گزينش‌گري پيام‌هاي مخرب رسانه‌اي را براي آنان نهادينه سازد.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: شهريور1394 نویسنده: قاسم كرباسيان

مقدمه‌اي بر اصول و اقتضائات مديريت پيام در رسانه ملي

مديريت پيام از اساسي‌ترين و گسترده‌ترين مباحث مربوط به رسانه است كه بسياري از موضوع‌هاي فرعي را دربرمي‌گيرد و مختصات و كيفيت كاركرد رسانه را تبيين مي‌كند. در معنايي كوتاه، مديريت پيام را مي‌توان همه تلاش‌هايي دانست كه براي طراحي، توليد يا تأمين و پخش مناسب و كارآمد پيام‌ها صورت مي‌گيرد. پژوهش حاضر كه در راستاي پرداختن به موضوع مديريت پيام تهيه شده است، مي‌كوشد اين موضوع را از ابعاد گوناگون بررسي كند. در همين راستا با بهره‌گيري از منابع و متون اسلامي و با توجه به اقتضائات و دانش رسانه‌اي موجود خواهيم كوشيد در راستاي روشن‌تر شدن شيوه مناسب مديريت پيام در رسانه ملي گامي برداشته شود. بر همين اساس، ضمن تبيين برخي اصول كه بايد بر فرآيند مديريت پيام در رسانه ملي حاكم باشند، به مباحثي اشاره شده است كه به نوعي مقدمه مديريت پيام هستند. از همين رهگذر پس از آنكه در فصل نخست به كليات بحث پرداخته مي‌شود، در فصل دوم، از مخاطب و مديريت پيام سخن به ميان مي‌آيد. سپس در فصل بعد، جايگاه فرستنده در مديريت پيام بررسي و تبيين مي‌شود. فصل چهارم اين نوشتار به اصول ناظر بر تعيين و توليد پيام نظر دارد. فصل نهايي پژوهش نيز اصول مربوط به ارسال، توزيع و بازخوردگيري از پيام را ارائه كرده است


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: ارديبهشت1394 نویسنده: مهدي سياسي فر

حتي بالاتر؛ آينده پخش همگاني

در سالهاي گذشته، سرعت تغييرات تكنولوژيكي به ويژه در بخش‌هايي نظير فناوري اطلاعات آن‌قدر گسترده بوده است كه با مجموع پيشرفت هاي صورت گرفته در چند هزار سال گذشته قابل مقايسه نيست و همين امر لزوم فهم و درك بهتر تغيير و تحولات آينده و توجه به موضوع آينده شناسي را براي بشر به ويژه دولت ها و سازمان ها بيش از پيش حائز اهميت ساخته است. از هر زاويه اي كه نگاه كنيم، مي بينيم با ظهور فناوري هاي جديد، صنعت پخش به طور مداوم در حال تغيير سريع و چشمگير است، بنابراين يكي از پارامترهاي مهم در حوزه رسانه پيش بيني فناوري رسانه به ويژه وضعيت آينده راديو و تلويزيون است و اگر مديران شبكه‌هاي راديو و تلويزيون خواهان تصميم گيري هاي مهم و استراتژيك هستند، بايد با بررسي رويدادها و تحليل روندهاي پيش دستانه به استقبال آينده بروند. اداره كل پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما نيز به تبع مأموريت ذاتي و خطيري كه بر دوش دارد، در پي برخي از تحولات نويدبخش، فضاي راهبردي به خود گرفته و در همين مدت كوتاه با راه اندازي و تقويت گروه آينده پژوهي و رسانه هاي نوين به اجراي پروژه هاي آينده شناسي در حوزه هاي مختلف مأموريتي و كاري خود از جمله فناوري هاي نوين و شيوه هاي رويارويي با آن به منظور كشف زودهنگام و پيش دستانه تغييرات آتي دست يازيده و چندين پروژه پژوهشي را اجرا كرده است كه از جمله آن بررسي وضعيت تلويزيون در آينده است. مجموعه پيش رو، ترجمه كتاب آينده پخش همگاني «حتي بالاتر» است كه توسط مصاحبه با 27 نخبه صنعت رسانه، 25 سال آينده تلويزيون را پيش¬بيني كرده است. از محقق ارجمند، جناب آقاي مهندس مهدي سياسي فر، مدير كل محترم ارتباطات ماهواره اي سازمان صدا و سيما به جهت اهتمام به شناسايي و ترجمه اين اثر سپاسگزاري نموده و اميداواريم ره آورد اين اثر براي سياست گذاران و برنامه ريزان و مسئولان و مديران رسانه ملي ترسيم چشم انداز پخش همگاني و آماده شدن براي شرايط فضاها و فن‌آوري هاي جديد در اين حوزه باشد.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: اسفند1393 نویسنده: عبدالله بيچرانلو,علي حاج محمدي

تعامل دين و رسانه در فضاي نوين رسانه‌اي

فناوري در دو قرن گذشته، چهره جهان را بسيار دگرگون كرده، آثار شگفت‌انگيز آن، بر ابعاد و جوانب گوناگون حيات بشر اثر گذاشته است. سبك زندگي انسانها، نگرشها، هنجارها، ضدهنجارها و ارزشها، حتي سازوكارهاي اداره جوامع به شدت تحت تأثير تغييرات فناوري بوده است. دگرگوني‌هاي همه‌جانبه، در همه عرصه‌هاي زندگي انسان مدرن، آثار مثبت و منفي فراواني داشته است. اين دگرگوني‌هاي شتابان، به همراه خود چالش‌هايي بسيار جدي، براي هنجار‌ها، باور‌ها، رويه‌ها و قواعدي كه در گذشته وجود داشته‌اند و در تنظيم روابط اجتماعي و چگونگي تعامل ميان انسان‌ها نقش ايفا مي‌كرده‌اند، دربرداشته است. در برخورد با سير شتابنده اين دگرگوني‌ها، دو رويكرد ممكن است در پيش گرفته شود: 1. انفعال و تسليم (هر چه پيش آيد خوش آيد) كه سرنوشت خود را به دست تحولات مي‌سپرد تا همچون طوفاني به هر سو ببرد. 2. آمادگي ناشي از آگاهي در برابر تحولات و برخورد فعال و فوق فعال با آنها. «جوامع بلوغ‌يافته نه تنها مي‌كوشند تا آنجا كه ممكن است با آماده ساختن خود براي مقابله با تحولات، از غافلگير شدن و در گرداب حوادث ناخواسته افتادن پرهيز كنند، كه همه همت خود را به كار مي‌بندند تا با برساختن سناريو‌هايي از آينده‌هاي محتمل‌الوقوع و ارزيابي نقاط قوت و ضعف هر كدام، مسير تحولات شتابناك را در حد امكان به گونه‌اي سامان دهند كه زمينه براي ظهور برخي از آينده‌هاي محتمل فراهم شود و در عوض از تحقق برخي ديگر از اين آينده‌ها كه مطلوب نيستند، جلوگيري به عمل آيد». (پايا، 1387: 13 و 15) اما بايد در خصوص فناوري و تأثيرات آن بر جوامع به نكته مهم ديگري توجه كرد: «از سوء‌ تعبيرهايي كه از فناوري ميشود، يكي آن است كه فناوري، قدري جلوتر از جامعه حركت مي‌كند و مردم را پشت سر مي‌گذارد. در نتيجه، گفته ميشود كه ما به شوك آينده ـ تعبيري كه آلوين تافلر ساخته است ـ دچار گشتهايم. گويي سرعت پيشرفتهاي تكنولوژيك ما را مبهوت كرده است؛ انديشهاي كه در ادبيات جامعهشناسي نيز البته با اصطلاحاتي اندك متفاوت يافته ميشود. ويليام اف. آگبرن، جامعهشناس، عبارت «تأخر فرهنگي» را با اين استدلال برساخت كه فناوري به نيروي غالب در تغيير اجتماعي بدل شده و نهادهاي اجتماعي و فرهنگي نتوانستهاند خود را با آن سازگار كنند كه در نتيجه، منجر به تأخر فرهنگي شده است. متأسفانه از آن هنگام استفادههاي نابخردانه‌اي از اين ايده صورت گرفته است.» (بل، 1382: 19) ‌منظور اين است كه به رغم تغيير و تحولات شتابان فناوري،‌ مي‌توان با سياست‌گذاري به‌هنگام و پيشرو، اين تحولات را از نظر تأثيرات اجتماعي ـ فرهنگي بر جامعه به سويه‌اي مطلوب سوق داد؛ چنان‌كه در گذشته نيز در دورههاي گوناگون، همواره نگرانيهايي جدي از نوآوري‌هاي فناورانه، به ويژه در عرصه رسانه بروز كرده و در مواردي كه در تعامل با اين پديدههاي نو،‌ فعالانه و نه منفعلانه عمل گرديده،‌ فناوري نه تنها تهديد نبوده،‌ بلكه به فرصت نيز تبديل شده است. براي مثال، توسعه صنعت چاپ، نه تنها موجب مقابله با دين نشد،‌ بلكه به دليل فراهم شدن امكان توليد انبوه كتاب‌هاي ديني، فرصت‌هاي بسياري را براي تبليغ گستردهتر دين فراهم كرد.


× ارتباطات و رسانه

// کتاب