موضوع: تاریخ نشر: دي97 نویسنده: گروهي از نويسندگان

چكيده مقالات اولين همايش علمي ـ پژوهشي اخلاق و رسانه

اثر حاضر چكيده مقالات اولين همايش علمي پژوهشي اخلاق ورسانه است كه اداره كل پژوهش هاي اسلامي سازمان صدا و سيما در راستاي دستيابي به رسانه تراز انقلاب اسلامي با همكاري پنجاه نهاد عالي حوزوي، دانشگاهي و رسانه اي و استادان، پژوهشگران، دانشجويان ، طلاب و فضلا برگزار كرده است .رويكرد اين همايش در بخش‌ها و موضوعات پيشنهادي، مباني معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي، انسان‌شناسي، دين‌شناسي، ارزش‌شناسي و روش‌شناسي اخلاق اسلامي و در دو محور اصلي بررسي، تبيين و آسيب‌شناسي رسانه اخلاقي و بررسي، تبيين و آسيب‌شناسي اخلاق رسانه اي است.


موضوع: تاریخ نشر: بهمن1398 نویسنده:

آموزه‌هاي ديني، توييتر، اينستاگرام : ظرفيت‌سنجي تطبيقي شبكه‌هاي توييتر و اينستاگرام در تبليغ آموزه‌هاي ديني

تحقيق پيش رو، با مفروض دانستن آسيب ها و اقتضائات شبكه هاي اجتماعي، تبليغ دين در فضاي مجازي را مسئله‌اي ممكن دانسته و ضمن اذعان به وجود ظرفيت‌هاي ويژه اين شبكه‌ها براي تبليغ دين، معتقد است بايد با شناخت اين ظرفيت، به صورت آگاهانه از اين ابزار تأثيرگذار استفاده كرد. شناخت و به‌كارگيري شبكه‌هاي اجتماعي براي بهره‌گيري از فرصت‌ها و مقابله با چالش‌هاي آن در عرصه‌هاي مختلف تبليغ ديني و پيشبرد اهداف دين در جامعه انساني، امري ضروري است. خلاء اين نوع تحقيقات درباره شبكه‏هاي اجتماعي، ما را بر آن داشت تا براي كمك به جبهه گفتمان انقلاب اسلامي و رساندن پيام حق در عرصه جنگ نرم قدمي برداريم. درباره موضوع امكان انتقال پيام‌هاي ديني از طريق رسانه‌هاي نوين به‌ويژه شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، ديدگاه‌هاي گوناگوني مطرح شده كه سه گروه از نظريه‌ها از ردّ كامل امكان اين مسأله تا پذيرش كامل انتقال مفاهيم ديني از طريق رسانه‌هاي نوين را در بر مي‌گيرد؛ نظرياتي كه با استفاده از رسانه براي تبليغ دين موافق‌اند به نظريات «ابزارگرايانه» مشهور هستند و نظريات مخالف، به نظريات «ذات‌گرايانه» و در ميان اين دو، نظريات «تعامل‌گرايانه» نيز مطرح مي‌شوند. تحقيق حاضر هرگز قائل نيست كه شبكه‏هاي اجتماعي به عنوان رسانه‏هاي نوين همچون ابزارهايي هستند كه هيچ‌گونه تأثيري بر پيام‌ها نمي‌گذارند؛ بلكه بر اين باور است كه اين رسانه‌ها به ويژه شبكه‌هاي اجتماعي، اقتضائات، ويژگي‌ها و محدوديت‌هايي دارند كه به آنها كاركردهاي خاص و منحصري مي‌بخشد. يكي از محدوديت‌‌‌هاي مهم اين رسانه‌ها در امر تبليغ دين، ظهور اوليه آنها در فضايي كاملاً مادي و سكولار و بالطبع متأثر از فرهنگ مادي غرب است كه استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي براي تبليغ دين را ممكن و ميسّر، ولي ظريف و پيچيده مي‌كند. اين اثر تلاش دارد اصل لزوم حضور مبلغان ديني در فضاهايي همچون تويتر و اينستاگرام را به عنوان مقدمه تبليغ را بيان كند؛ زيرا استفاده از هر ابزار نويني نيازمند شناخت ظرفيت‌ها و چالش‌هاي آن است. همچنين با نگرشي خلاقانه و بديع به دنبال آن است تا فعاليت مبلغان در اين فضاها را به حداكثر بازدهي نزديك سازد؛ چرا كه دين مي‌تواند در سه سطح روش، محتوا و هدف با رسانه تعامل كند و با پذيرفتن دخالت در سطح هدف، مي‌توان به رسانه ديني دست يافت؛ اما اگر آن را به دخالت دين در سطح محتوا و يا روش محدود كرد، چيزي جز «دين رسانه‌اي» به‌دست نخواهد آمد كه از رسانه فقط به‌منزله ابزار انتقال اين معاني بهره مي‌گيرد. در پايان لازم است از تلاش‌هاي ارزنده پژوهشگر محترم، جناب آقاي ابوالفضل توسلي‌زاده در پديدآوري اين پژوهش قدرداني كنيم. اميدواريم اين اثر گامي هر چند كوچك در راستاي افزايش سواد رسانه‌اي مخاطبان به ويژه در عرصه بهره‌گيري از شبكه‌هاي اجتماعي براي تبليغ آموزه‌هاي ديني بردارد و مورد استفاده مديران، تصميم‌سازان و تصميم‌گيران رسانه ملي قرار گيرد.


موضوع: تاریخ نشر: دي1397 نویسنده:

رويارويي اجتماعات ديني با رسانه هاي نوين

در قرن هفدهم كه رهبران كليساي كاتوليك با گاليله و ديگر دانشمندان علوم تجربي مقابله كردند اين ذهنيت ايجاد شد كه دين با علم، فن‌آوري و محصولات آن ضديت دارد و عده‌اي از هر دو طرف به آن دامن زدند به طوري كه قرون بعد چنين تصور مي‌شد كه تكنولوژي و علم، تهديدي براي دين و مظاهر آن است و دين و سازمان‌هاي ديني نيز به علم و فن‌آوري بدبين است. با ظهور رسانه‌هاي نوين كه محصول جديد فن‌آوري امروزي است، اين تقابل در برخي مجامع بيشتر جلوه كرده زيرا خاستگاه اين رسانه‌ها و تفكر حاكم بر آن، برخاسته از نظام‌هاي سكولار و ليبرالي بودند كه با دين و اجتماعات آن ميانه‌اي نداشتند؛ اما واقعيت اين است كه فن‌آوري و تكنولوژي در ذات خود با دين و اجتماعات ديني تقابل ندارد بلكه هم مي‌تواند فرصت و هم تهديد به حساب آيد. اين ترجمه كه اصل آن به قلم خانم «هيدي كمبل» است به اين مفهوم اساسي مي‌پردازد كه «وقتي دين با رسانه‌هاي نوين روبرو مي‌شود چه اتفاقي مي‌افتد» و به عبارت ديگر «درك و بازخورد گروه‌هاي مذهبي نسبت به انواع فن‌آوري‌هاي نوين رسانه‌اي چگونه است». در پايان از زحمات مترجمان گرامي جناب آقاي امير يزديان و سركار خانم منا نادعلي كه زحمات فراواني در اين اثر كشيدند و نيز گروه مطالعات فرهنگي، اجتماعي و بين‌الملل دين و رسانه (گروه فرهنگ و هنر ديني رسانه سابق) مراتب قدرداني را دارد. اميد است اين اثر بتواند رضايت مخاطبان انديشمند خود را جلب كند


موضوع: تاریخ نشر: دي1397 نویسنده:

اخلاق حرفه اي و كاربردي رسانه ها در جمهوري اسلامي ايران: مفاهيم و مصاديق

سازمان‎ها-كه در قرن حاضر از آن‏ها به عنوان نهادهاي اجتماعي ياد مي‎شود-هر كدام براي ايجاد ارتباط منطقي و متعادل با مخاطبان يا مشتريان (ذي‎نفعان خود) و ايجاد رضايت از نوع فعاليت در ميان كاركنان و جلوگيري از تنش‎هاي احتمالي يا روند بي‎تصميمي در بين مديران و كاركنان، نيازمند رعايت ملاحظاتي هستند تا نه‎تنها رابطه محكم و پايداري با مخاطبان يا مشتريان (ذي‎نفعان خود) برقرار سازند، بلكه در اجراي مأموريت‎هاي محوله‎شان، همه افراد، اعم از كاركنان و مديران در مواجهه با مسائل يا معضلات و به تعبير ديگر، «دوراهي‎هاي اخلاقي» به سهولت بتوانند براي اقدام مناسب و شايسته تصميم‎گيري كنند. اين ملاحظات همان اخلاقيات حرفه‎اي (يا اصول اخلاق حرفه‎اي) است كه امروزه بيش از هر زمان با توجه به گسترش فعاليت‎هاي سازمان‎ها و ورود و حضور بيش از حد آن‏ها در زندگي جاري و آينده مردم بيش از پيش احساس مي‎شود. در ميان انواع سازمان‎ها، سازمان‎هاي ارتباطي و رسانه‎ها به دليل حضور دائم و فعالي كه در سراسر زندگي فردي و اجتماعي دارند، نياز افزون‎تري به رعايت اخلاق حرفه‎اي و توجه دائم به اجراي آن در سطوح و انواع مختلف حرفه‎ها و فعاليت‎هاي رسانه‎اي دارند. در نظام رسانه‎اي كشور، وجود منشور اخلاق حرفه‎اي، براي اين منظور كه هم چگونگي و كيفيت و خط‎مشي فعاليت كارگزاران رسانه براي خودشان و جامعه مخاطب روشن باشد و هم معضلات و كاستي‎هاي اخلاقي رسانه يا هر فرد فعال در آن معلوم باشد، اهميت دوصدچنداني دارد؛ ولي متأسفانه تاكنون در ايران، منشور اخلاقي جامع و تدوين‎شده‎اي در اختيار اهالي رسانه قرار نگرفته است. بنابراين هر فرد يا فعال رسانه‎اي بر اساس ادراكي كه از روح حاكم بر عرف جامعه در اين موضوع دارد عمل مي‎كند. اكثر مواقع نيز ممكن است تصميم و اقدام فرد صحيح باشد ولي در برخي موارد و اقدامات هم ممكن است متعارض با اصول اخلاق حرفه‎اي باشد. اما كاربرد اصلي «منشور اخلاق حرفه‎اي» را در هنگام مواجهه با دوراهي‎هاي اخلاقي بايد جستجو كرد كه در عالم فعاليت‎هاي سازمان‎هاي رسانه‎اي برخلاف ديگر سازمان‎ها اين دوراهي‎ها به كرّات پيش مي‎آيد و حتي مي‎تواند تأثيرات سرنوشت‎سازي در زندگي فرد، خانواده، سازمان و حتي كشور داشته باشد. عدم وجود منشور اخلاق حرفه‎اي روشن و مدوّن در فعاليت رسانه‎ها، سبب بروز رفتارهاي متضاد و متناقض از يك رسانه اعم از راديو، تلويزيون و روزنامه‎ها در طرح و بيان يك موضوع واحد شده است. به‎طور مثال در معرفي يك متهم يا مجرم خاص به جامعه، گاهي يك رسانه يا حتي يكي از شبكه‎هاي همان رسانه از ترفند اختصار نام استفاده مي‎كند، گاهي همان رسانه بدون اينكه تغيير وضعيت حقوقي خاصي درباره متهم يا مجرم به وجود آمده باشد، عكس و نام كامل او را به تماشاي مخاطبان مي‎گذارد. اين تضاد در رفتار، فقط از فقدان منشور اخلاق حرفه‎ايِ روشن و مدون ناشي مي‎شود، كه اجازه سياليت و اتخاذ تصميم‎هاي متفاوت و متضاد را به تصميم‎گيرندگان مي‎دهد و موجبات رقابت نادرست ميان رسانه‎هاي گوناگون را به وجود مي‎آورد. در اين صورت ممكن است منافع مردم، مخاطبان (خانواده آن‏ها) و جامعه، قرباني اين رقابت غيرمنطقي ‎شود و چه‎بسا براي منفعت اندك سازمان رسانه‎اي، ضرر و زيان فردي و اجتماعي جبران‎ناپذيري نصيب جامعه يا مخاطب خاصي شود. در آن صورت اگر به رسانه انتقاد و ايرادي گرفته شود، براي فرار از آن موقعيت، دلايل متعدد و متنوعي مي‎تواند ارائه كند؛ يعني براي گريز و توجيه رفتار و عمل خود راه فرار دارد، چراكه منشور اخلاقي و حرفه‎اي روشن و مدون و مكتوبي وجود ندارد تا بتوان بر مبنا و بر اساس آن منشور، رفتار متفاوت آن رسانه را مورد قضاوت قرار داد. اگر اين منشور معلوم باشد و هر رسانه تكليف خودش را با آن روشن كند در اين صورت مي‎توان رفتار و عملكرد آن رسانه را مورد ارزيابي و داوري قرار داده و بر اساس آن منشور، با دست‎اندركاران آن رسانه محاجّه يا استدلال منطقي كرد و بر همان اساس و معيار نيز پاسخ‎ها را به قضاوت گذاشت و از تكرار خطا‎ها و عملكرد‎هاي غيراخلاقي ممانعت به عمل آورد و اصلاح رفتار و عملكرد را از آن رسانه مبتني بر منشور اخلاق حرفه‎اي موجود خواستار شد. شايد سرگرداني يا به تعبيري افراطي، فروپاشي اخلاقي كه امروز در فضاي مجازي وجود دارد ناشي از دو موضوع اساسي باشد: نخست، در اين فضا برخلاف جريان جاري و حرفه‎اي رسانه‎اي در سازمان‎هاي ارتباطي و رسانه‎اي رسمي و حرفه‎اي، اغلب، افرادي غيرحرفه‎اي فعاليت مي‏كنند كه مي‎توانند به اخلاقيات نانوشته يا نوشته‎شده به‎هيچ‎عنوان پاي‎بند نباشند يا مسئوليتي در قبال آن احساس نكنند، دوم اينكه در اين فضا، اصالت با سرعت است و نه صحت و دقت. بنابراين در اين شرايط و وضعيت، انتظار رعايت اخلاق حرفه‎اي حتي در سطحي كمتر از سطح فعليِ جريانِ جاري رسانه‎اي، چندان موجه نيست. از انزوا و مظلوميت اخلاق حرفه‎اي در نظام آموزشي ايران، همين بس كه در رشته‎هاي ارتباطات و مديريت رسانه، مباحث مربوط به اخلاق رسانه تدريس نمي‎شود يا جزء دروس انتخابي است، كه معناي هم ضمني و هم روشن آن چندان مهم نيست. اينكه در اين كتاب، علاوه‎بر مبناي اخلاقي و هنجار رسانه، بر ماهيت رسانه‎ها نيز تأكيد مي‎شود برگرفته از اين واقعيت است كه تدوين اخلاق كاربردي رسانه، امري دشوار و پيچيده است؛ چون حداقل سه عنصر بنيادي يا اصولي در آن نقش دارند. اين سه عنصر عبارتند از مبناي اخلاقي كه در آن حداقل چهار بنياد اخلاقي رايج است و هر كدام داراي نقاط ضعف و قوتي هستند و شايد مبناي پنجم بر اساس آموزه‎هاي اسلامي، لازم است تا گزاره‎ها يا كدهاي اخلاقي از پشتوانه قوي‎تري برخوردار باشند. عنصر ديگر، هنجار رسانه است كه در ادبيات ارتباطات با عنوان نظريه هنجاري مورد بحث قرار مي‎گيرد و هر هنجاري نيز تأكيدات خاصي دارد؛ يعني مي‎توان گفت در ميان رسانه‎ها با هنجارهاي گوناگون، هم مشتركات اخلاق رسانه‎اي وجود دارد و هم تفاوت‎هايي. شش نظريه رايج هنجار رسانه، توان و ظرفيت تحليل كامل هنجار حاكم بر رسانه‎هاي جمهوري اسلامي ايران را ندارند. سومين عنصر تأثيرگذار بر گزاره‎هاي اخلاقي رسانه، ماهيت يا نوع رسانه است كه موجب تفاوت‎هايي بعضاً بسيار جدي در تحقق اخلاق حرفه‎اي مي‎شود. اهميت و ضرورت وجود منشور اخلاق حرفه‎اي رسانه و نيز با توجه به فقدان چنين مبحثي مهم در سپهر رسانه‎اي كشور و حتي در نظام آموزشي، پژوهش پيش ‎رو، برآمده از همين دغدغه‎هاست تا نه‎فقط به حركت دقيق و مسئولانه رسانه‎ها با تكيه بر اخلاقياتِ روشن كمك كند، بلكه بتواند براي درك و شناخت دوراهي‎ها و گره‎هاي اخلاقي رسانه‎ها و جامعه رسانه‎اي در بستري روشن و منطقي فرصتي جديد ايجاد كند. اين كتاب در چهار فصل و يك بخشِ مربوط به «پيوست‎ها و ضمائم» سامان يافته است. در فصل اول به مباني نظري و تبيين برخي مفاهيم و موضوعات مرتبط از جمله تبيين رابطه اخلاق و رسانه، ارائه مهمترين مباني و اصول و قواعد اخلاق حرفه‎اي آن مبتني بر مباني اسلامي و غني‎سازي حوزه نظري و آموزشي مرتبط با بحث، اشاره شده است. بررسي برخي نقصان‎ها و كمبودها در منابع موجود، از جمله مباحث ديگر اين فصل است. در فصل دوم به مباني سه گانه اخلاق حرفه‎اي رسانه‎ها در جمهوري اسلامي ايران پرداخته و علاوه بر بررسي مفهوم «اخلاق» و «اصول اخلاقي» و تعاريف و تمايز آن‏ها و مفهوم مدنظر در اين كتاب، به بررسي و شناسايي مفهوم «قلمرو مسئوليت اخلاقي» و حوزه‎هاي چهارگانه مسئوليت رسانه، تبيين مفهوم و تعاريف «فلسفه اخلاق»، «اخلاق كاربردي»، «اخلاق حرفه‎اي» و رابطه اين دو مفهوم، ضرورت و اهميت رعايت اخلاق حرفه‎اي در رسانه‎ها جهت روشن و شفاف‎شدن حوزه فعاليت و عملكرد رسانه، اشاره شده و در ادامه معرفي و تبيين «مباني و اصول عام اخلاق حرفه‎اي» از قبيل «اصل صداقت»، «اصل عدالت و انصاف»، «اصل امانتداري» و.... مد نظر بوده است. مفاد و اصول ده‎گانه مهم و بين‎المللي اخلاق حرفه‎اي رسانه‎ها كه در اغلب نقاط دنيا به آن‏ها تا حدودي عمل و رفتار مي‎شود از جمله مباحث فصل دوم است كه براي روشن شدن تفاوت‎ها، تمايزها و نكات اشتراك اصول اخلاق حرفه‎اي رسانه‎ها در جمهوري اسلامي ايران و جهان، مورد مطالعه و بررسي واقع شده است. در فصل سوم با عنوان اصول اخلاق حرفه‎اي رسانه - كه از فصول و مباحث ابداعي و شايسته توجه بيشتر اين كتاب است- پس از بررسي و ارائه مقدمه‎اي تبييني در اين خصوص، به ارائه پيشنهادات، اصول و قواعد اخلاق حرفه‎اي در دو حوزه عمده و متفاوت الف. ناظر بر محتوا و ب. ناظر بر حِرَف اصلي رسانه اشاره شده است. در بخش الف، اصول پيشنهادي، ذيل مفاهيم و ساختارهاي اصلي حوزه پيام از قبيل «معارف اسلامي و فرهنگي»، «مباحث اجتماعي»، «مباحث سياسي»، «مباحث علمي»، «رفتار سازماني» و... از همديگر تفكيك شده، و در بخش ب، «اصول اخلاق حرفه‎اي رسانه ناظر به حِرَف اصلي رسانه» از قبيل «نويسندگي»، «تهيه‎كنندگي»، «گزارشگري»، «گويندگي و اجرا» و «خبر و خبررساني» به صورت مجزا و متمايز از همديگر ارائه و پيشنهاد شده است. در فصل چهارم با عنوان پيشنهادها، جمع‎بندي و نتيجه‎گيري به چگونگي و شيوه‎هاي كاربست و رعايت اصول اخلاق حرفه‎اي در نهادها و سازمان‎هاي رسانه‎اي از قبيل «اتيان سوگند و امضاي سوگندنامه»، «ارائه درسي به نام اخلاق حرفه‎اي در رسانه‎ها» در مراكز آموزشي، پژوهشي و رسانه‎اي، «مجامع صنفي رسانه‎اي» و ... اشاره شده و درنهايت با مرور پرسش‎هاي آغازين به بررسي نتايج و جمع‎بندي و ارائه پيشنهادات پرداخته‎ايم. در بخش ضمائم و پيوست‎ها با توجه به اين كه يكي از اهداف عمده اين پژوهش، غني‎سازي حوزه نظري و آموزشي در حوزه «اخلاق حرفه‎اي رسانه» و رويكرد ‎آموزشي‎داشتن اين پژوهش بود، ابتدا به مطالعه و بررسي مرحله‏ به‏ مرحله‎اي «روش پژوهش در اين كتاب» پرداخته‏ ايم و در ادامه به ارائه «نمونه فرم طرح برنامه‎سازي» راديويي و تلويزيوني و نيز به نمونه سؤالاتي كه در اين پژوهش از مصاحبه‎شوندگان، پرسيده شده بود، جهت آشنايي بيشتر دانشجويان و پژوهشگران با شيوه‎هاي عملياتي‎سازي فرايندهاي يك پژوهش و نيز چگونگي استفاده و نتيجه‎گيري از مصاحبه‎ها و فرايندهاي داده‎يابي و تحليل و تبيين داده‎ها و... ارائه شده است. بخش منابع و مآخذ كتاب نيز به تفصيل به معرفي همه منابعي كه به صورت مستقيم يا غير مستقيم در اين پژوهش مورد مطالعه، نقد و بررسي يا ارجاع و استناد قرار گرفته‏ اند، پرداخته است. بعون الله. جا دارد در اين مجال از تلاش پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در حمايت از اين اثر و حمايت اداره كل پژوهش ‏هاي اسلامي صداو سيما در انتشار آن كمال سپاس و قدرشناسي را ابراز داشته و اميدواريم اين اثر كه چاپ نخست آن در اولين همايش علمي ، پژوهشي « اخلاق و رسانه» منتشر مي شود بتواند مورد توجه و امعان‏ نظر صاحب‏‏نظران و اساتيد قلمرو « دين و رسانه» قرار گيرد و مولفان اين اثر را از نقدها، رهنمودها و راهكارهاي خويش بهره ‏مند نمايد. باسپاس دكتر حسن خجسته- دكتر ظهير احمدي


موضوع: تاریخ نشر: تير1396 نویسنده: سيد علي محمدي متكازيني

رسانه و ترويج فرهنگ مهدويت

انتظار، آمادگي و زمينه‌سازي براي ظهور است و رسالت منتظران هم تحقق جامعه منتظر و آماده است. جامعه‌ منتظر و زمينه‌ساز جامعه‌اي است كه اهداف، روابط و برنامه هاي خود را با مقاصد و خواسته‌هاي امام خويش همسو مي‌كند. انتظار زمينه‌ساز تحقق عدالت همگاني است. فلسفه انتظار، آماده شدن براي زندگي انساني و آرماني و آماده شدن مردم براي پذيرش ولايت امام معصوم عليه السلام است. ازاين‌رو، رسانه بايد پيشتاز بسيج عمومي براي آمادگي مردم براي پذيرش حكومت اسلامي باشد. بدون شك، اگر نظريه‌اي بخواهد در سطح عموم و نخبگان مطرح شود و به فراخور خود، مخاطب جذب كند، نيازمند فعاليت رسانه‌اي است؛ زيرا نقش اين نهاد حساس و تأثيرگذار در معرفي، تبيين و ترويج نظريه‌ها انكارناپذير است. ازاين‌رو، رسانه اين توانايي را دارد كه مانند مركز قدرتمند فرهنگي، ارزش‌هاي اجتماعي و اخلاقي آموزه‌هاي مهدويت را تبيين و ترويج كند و با بهره‌گيري از فناوري‌هاي ارتباطي، بر نگرش و رفتار مردم تأثير مثبت بگذارد.


موضوع: تاریخ نشر: مرداد1395 نویسنده: گروهي

جنگ نرم، نفوذ و سواد رسانه‌اي

در طول 37 سال پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، دشمنان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به انحاي مختلف به مقابله با آرمان‌ها و ارزش‌هاي مردم ايران اسلامي پرداخته‌اند. اين مقابله همواره از ميادين جنگ تحميلي گرفته تا فشارهاي مداوم اقتصادي، وجود داشته است. لكن از يك برهه زماني به بعد، استكبار جهاني كه در قالب استعمار نو، به دنبال منافع خويش از هر عملي فروگذار نبود، به اين حقيقت پي برد كه براي دستيابي به اهداف اقتصادي(چپاول منابع و...) و سياسي(براندازي و تغيير نظام حاكم)، تسلط بر عرصه فرهنگي، ضرورتي اجتنباب‌ناپذير است؛ چرا كه با ايجاد تغيير در كوچك‌ترين عناصر اجتماعي يا همان مؤلفه‌هاي فرهنگي، به مثابه سلول‌هاي بنيادين جامعه، مي‌توان تغييرات شگرفي در ديگر ابعاد ايجاد نمود. مقام معظم رهبري بارها با تعابيري نظير «شبيخون فرهنگي» و «ناتوي فرهنگي»، اين تهاجم هدفمند فرهنگي دشمن به باورها و اعتقادات مردم را هشدار داده‌اند كه همه آنها در قالب مفهومي به نام «جنگ نرم» و «نفوذ» قابل تحليل و تبيين است. بايد توجه داشت كه فرآيند نفوذ، هم¬زمان ناظر بر سه جنبه گزينش اطلاعات، ابزار ارتباطي و راه¬هاي روان¬شناختي است كه اين سه ويژگي براي آن متصور است: 1. نفوذ از طريق نشر اطلاعات گزينش شده كه ممكن است درست يا غلط باشد؛ 2. نفوذ با استفاده از هر ابزار ارتباطي كه ممكن است رسانه¬اي يا غير رسانه‌اي باشد؛ 3. نفوذ به منظور تأثيرگذاري با توسل به دستاويزهاي مختلف روان‌شناختي (حكيم¬آرا، 1384: 40) با توجه به اين ويژگي¬هاي نفوذ، كشورهاي متخاصم تلاش مي‌كنند با بهره‌گيري از انواع ظرفيت‌هاي قدرت نرم خويش كه امروزه اهم آنها را رسانه‌ها تشكيل مي‌دهند، با استفاده از نفوذ در لايه¬هاي مختلف جامعه، بدون آتش گشودن و درگيري مستقيم، رقيب خود را منفعل نموده و مقهور و اهداف خود را محقق سازد. راهبرد اصلي مواجهه و مقابله با اين سبك جنگ نرم و تلاش براي نفوذ كه عمدتاً بايد بر بستر سپهر رسانه‌اي كشور شكل گيرد، ارتقاي سطح بصيرت مخاطبان رسانه و به تعبير ديگر، سطح سواد رسانه‌اي آنان است. تغيير موضع مخاطب از حالت منفعل به فعال، موجب مي‌شود تا در هنگام مواجهه با پيام‌هاي رسانه‌اي، بتواند ضمن پاسخگويي به سؤالات اساسي مرتبط با چرايي و چگونگي ارسال پيام، با حداكثر استفاده مفيد و حداقل تأثيرات مخرب، از اين ورطه نجات يابد. تعيين رژيم مصرف رسانه‌اي و ارتقاي مهارت‌هاي تحليل موضوعات و شگردهاي رسانه‌اي، اين امكان را به مخاطب فعال مي‌دهد تا هم بداند كه از كدام منبع، چه ميزان و چگونه نيازهاي رسانه‌اي خويش را برطرف سازد و هم بتواند از غلبه ناخودآگاه رسانه‌ها بر فكر و ذهن خويش جلوگيري نمايد. اين مهم محقق نخواهد شد جز با آموزش‌هاي عمومي مخاطباني كه امروزه بيش از پيش در معرض رسانه‌ها و پيام‌هاي آنان قرار دارند. در بحبوحه جنگ نرم رسانه‌اي دشمن، رسانه ملي نيز به مثابه دانشگاه عمومي، وظيفه دارد تا اين مهارت‌ها را به سرعت به عموم جامعه آموزش دهد و ضمن ارتقاي سطح سواد رسانه‌اي آنان نسبت به اهداف و شگردهاي جنگ نرم دشمن، ضرورت و قدرت گزينش‌گري پيام‌هاي مخرب رسانه‌اي را براي آنان نهادينه سازد.


موضوع: تاریخ نشر: شهريور1394 نویسنده: قاسم كرباسيان

مقدمه‌اي بر اصول و اقتضائات مديريت پيام در رسانه ملي

مديريت پيام از اساسي‌ترين و گسترده‌ترين مباحث مربوط به رسانه است كه بسياري از موضوع‌هاي فرعي را دربرمي‌گيرد و مختصات و كيفيت كاركرد رسانه را تبيين مي‌كند. در معنايي كوتاه، مديريت پيام را مي‌توان همه تلاش‌هايي دانست كه براي طراحي، توليد يا تأمين و پخش مناسب و كارآمد پيام‌ها صورت مي‌گيرد. پژوهش حاضر كه در راستاي پرداختن به موضوع مديريت پيام تهيه شده است، مي‌كوشد اين موضوع را از ابعاد گوناگون بررسي كند. در همين راستا با بهره‌گيري از منابع و متون اسلامي و با توجه به اقتضائات و دانش رسانه‌اي موجود خواهيم كوشيد در راستاي روشن‌تر شدن شيوه مناسب مديريت پيام در رسانه ملي گامي برداشته شود. بر همين اساس، ضمن تبيين برخي اصول كه بايد بر فرآيند مديريت پيام در رسانه ملي حاكم باشند، به مباحثي اشاره شده است كه به نوعي مقدمه مديريت پيام هستند. از همين رهگذر پس از آنكه در فصل نخست به كليات بحث پرداخته مي‌شود، در فصل دوم، از مخاطب و مديريت پيام سخن به ميان مي‌آيد. سپس در فصل بعد، جايگاه فرستنده در مديريت پيام بررسي و تبيين مي‌شود. فصل چهارم اين نوشتار به اصول ناظر بر تعيين و توليد پيام نظر دارد. فصل نهايي پژوهش نيز اصول مربوط به ارسال، توزيع و بازخوردگيري از پيام را ارائه كرده است


موضوع: تاریخ نشر: ارديبهشت1394 نویسنده: مهدي سياسي فر

حتي بالاتر؛ آينده پخش همگاني

در سالهاي گذشته، سرعت تغييرات تكنولوژيكي به ويژه در بخش‌هايي نظير فناوري اطلاعات آن‌قدر گسترده بوده است كه با مجموع پيشرفت هاي صورت گرفته در چند هزار سال گذشته قابل مقايسه نيست و همين امر لزوم فهم و درك بهتر تغيير و تحولات آينده و توجه به موضوع آينده شناسي را براي بشر به ويژه دولت ها و سازمان ها بيش از پيش حائز اهميت ساخته است. از هر زاويه اي كه نگاه كنيم، مي بينيم با ظهور فناوري هاي جديد، صنعت پخش به طور مداوم در حال تغيير سريع و چشمگير است، بنابراين يكي از پارامترهاي مهم در حوزه رسانه پيش بيني فناوري رسانه به ويژه وضعيت آينده راديو و تلويزيون است و اگر مديران شبكه‌هاي راديو و تلويزيون خواهان تصميم گيري هاي مهم و استراتژيك هستند، بايد با بررسي رويدادها و تحليل روندهاي پيش دستانه به استقبال آينده بروند. اداره كل پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما نيز به تبع مأموريت ذاتي و خطيري كه بر دوش دارد، در پي برخي از تحولات نويدبخش، فضاي راهبردي به خود گرفته و در همين مدت كوتاه با راه اندازي و تقويت گروه آينده پژوهي و رسانه هاي نوين به اجراي پروژه هاي آينده شناسي در حوزه هاي مختلف مأموريتي و كاري خود از جمله فناوري هاي نوين و شيوه هاي رويارويي با آن به منظور كشف زودهنگام و پيش دستانه تغييرات آتي دست يازيده و چندين پروژه پژوهشي را اجرا كرده است كه از جمله آن بررسي وضعيت تلويزيون در آينده است. مجموعه پيش رو، ترجمه كتاب آينده پخش همگاني «حتي بالاتر» است كه توسط مصاحبه با 27 نخبه صنعت رسانه، 25 سال آينده تلويزيون را پيش¬بيني كرده است. از محقق ارجمند، جناب آقاي مهندس مهدي سياسي فر، مدير كل محترم ارتباطات ماهواره اي سازمان صدا و سيما به جهت اهتمام به شناسايي و ترجمه اين اثر سپاسگزاري نموده و اميداواريم ره آورد اين اثر براي سياست گذاران و برنامه ريزان و مسئولان و مديران رسانه ملي ترسيم چشم انداز پخش همگاني و آماده شدن براي شرايط فضاها و فن‌آوري هاي جديد در اين حوزه باشد.


موضوع: تاریخ نشر: اسفند1393 نویسنده: عبدالله بيچرانلو,علي حاج محمدي

تعامل دين و رسانه در فضاي نوين رسانه‌اي

فناوري در دو قرن گذشته، چهره جهان را بسيار دگرگون كرده، آثار شگفت‌انگيز آن، بر ابعاد و جوانب گوناگون حيات بشر اثر گذاشته است. سبك زندگي انسانها، نگرشها، هنجارها، ضدهنجارها و ارزشها، حتي سازوكارهاي اداره جوامع به شدت تحت تأثير تغييرات فناوري بوده است. دگرگوني‌هاي همه‌جانبه، در همه عرصه‌هاي زندگي انسان مدرن، آثار مثبت و منفي فراواني داشته است. اين دگرگوني‌هاي شتابان، به همراه خود چالش‌هايي بسيار جدي، براي هنجار‌ها، باور‌ها، رويه‌ها و قواعدي كه در گذشته وجود داشته‌اند و در تنظيم روابط اجتماعي و چگونگي تعامل ميان انسان‌ها نقش ايفا مي‌كرده‌اند، دربرداشته است. در برخورد با سير شتابنده اين دگرگوني‌ها، دو رويكرد ممكن است در پيش گرفته شود: 1. انفعال و تسليم (هر چه پيش آيد خوش آيد) كه سرنوشت خود را به دست تحولات مي‌سپرد تا همچون طوفاني به هر سو ببرد. 2. آمادگي ناشي از آگاهي در برابر تحولات و برخورد فعال و فوق فعال با آنها. «جوامع بلوغ‌يافته نه تنها مي‌كوشند تا آنجا كه ممكن است با آماده ساختن خود براي مقابله با تحولات، از غافلگير شدن و در گرداب حوادث ناخواسته افتادن پرهيز كنند، كه همه همت خود را به كار مي‌بندند تا با برساختن سناريو‌هايي از آينده‌هاي محتمل‌الوقوع و ارزيابي نقاط قوت و ضعف هر كدام، مسير تحولات شتابناك را در حد امكان به گونه‌اي سامان دهند كه زمينه براي ظهور برخي از آينده‌هاي محتمل فراهم شود و در عوض از تحقق برخي ديگر از اين آينده‌ها كه مطلوب نيستند، جلوگيري به عمل آيد». (پايا، 1387: 13 و 15) اما بايد در خصوص فناوري و تأثيرات آن بر جوامع به نكته مهم ديگري توجه كرد: «از سوء‌ تعبيرهايي كه از فناوري ميشود، يكي آن است كه فناوري، قدري جلوتر از جامعه حركت مي‌كند و مردم را پشت سر مي‌گذارد. در نتيجه، گفته ميشود كه ما به شوك آينده ـ تعبيري كه آلوين تافلر ساخته است ـ دچار گشتهايم. گويي سرعت پيشرفتهاي تكنولوژيك ما را مبهوت كرده است؛ انديشهاي كه در ادبيات جامعهشناسي نيز البته با اصطلاحاتي اندك متفاوت يافته ميشود. ويليام اف. آگبرن، جامعهشناس، عبارت «تأخر فرهنگي» را با اين استدلال برساخت كه فناوري به نيروي غالب در تغيير اجتماعي بدل شده و نهادهاي اجتماعي و فرهنگي نتوانستهاند خود را با آن سازگار كنند كه در نتيجه، منجر به تأخر فرهنگي شده است. متأسفانه از آن هنگام استفادههاي نابخردانه‌اي از اين ايده صورت گرفته است.» (بل، 1382: 19) ‌منظور اين است كه به رغم تغيير و تحولات شتابان فناوري،‌ مي‌توان با سياست‌گذاري به‌هنگام و پيشرو، اين تحولات را از نظر تأثيرات اجتماعي ـ فرهنگي بر جامعه به سويه‌اي مطلوب سوق داد؛ چنان‌كه در گذشته نيز در دورههاي گوناگون، همواره نگرانيهايي جدي از نوآوري‌هاي فناورانه، به ويژه در عرصه رسانه بروز كرده و در مواردي كه در تعامل با اين پديدههاي نو،‌ فعالانه و نه منفعلانه عمل گرديده،‌ فناوري نه تنها تهديد نبوده،‌ بلكه به فرصت نيز تبديل شده است. براي مثال، توسعه صنعت چاپ، نه تنها موجب مقابله با دين نشد،‌ بلكه به دليل فراهم شدن امكان توليد انبوه كتاب‌هاي ديني، فرصت‌هاي بسياري را براي تبليغ گستردهتر دين فراهم كرد.


موضوع: تاریخ نشر: اسفند1393 نویسنده: صديقه السادات رجايي الموسوي

تحليل فرمي شبكه‌هاي ماهواره‌اي ديني(با تأكيد بر دو قالب گفت‌وگو و سخنراني)

قطار وارد ايستگاه مي‌شود و در هاله‌اي از دود و بخار، بوق زنان به جايگاه تماشاگرانِ حيرت‌زده نزديك مي‌شود. حتي برادران لومير هم دانسته بودند كه يك انتخاب درست در زاويه و ارتفاع دوربين، مي‌تواند چه تأثير متفاوت و شگرفي را به تصوير ببخشد. مجموعه تكنيك‌هاي هنرهاي بصري با تاريخ باستاني و كهنشان در تركيب‌بندي و بازي رنگ‌ها و شكل‌ها و خط‌ها و نقطه‌ها، در جلوه قاب‌بندي و ميزانسن به سينما آمد، اما اين تصوير متحرك و ناطق‌شده، تكنيك‌هاي ديگري را هم دربر داشت. يك دوربين بازيگوش در دستان هنرمند، نماها، زاويه‌ها و حركت‌هايي را تجربه كرد و قدرتي به تصوير بخشيد كه سرآغاز دوران جديدي شد؛ عصر تصوير و رسانه. كارگران از كارخانه خارج مي‌شوند؛ خانواده‌اي بر سر ميز غذا مي‌خورند؛ باغباني مشغول آبياري است. در اين ميان برادران لومير نيز به دنبال ضبط زندگي روزانه در قاب تصوير هستند، اما مسير اين كشف جديد آن دو برادر، پر از فراز و نشيب شد. در دست هر هنرمند تجربه‌گري، سرنوشتي دگرگونه يافت. آنان كه روايت‌ها و جهان‌هايي ساختند و به نمايش گذاشتند؛ آنان كه انديشه، احساس و دنياي ذهني ـ شخصي خود را با آن به تصوير كشيدند و دسته‌اي در پي ضبط حقايق بيروني و دسته‌اي به دنبال بازآفريني حقايق دروني خود بودند، اما در كنار به اشتراك گذاردن دنياها، باورها و احساس‌ها، اين رسانه متصور، زبان گويا و پركلامي شد براي فراخواندن و جهت دادن براي انتخاب؛ انتخاب يك فرد؛ انتخاب يك مرام و اعتقاد؛ انتخاب يك كالا؛ انتخاب يك سبك زندگي؛ انتخاب‌هاي پياپي و سرگرداني در دنياي تصاويري كه شد، عصر تبليغات رسانه‌اي. متن پژوهشي‌اي كه در ادامه مي‌آيد، يكي از گام‌هاي اين مسير ساده‌انگاشته شده در برنامه‌سازي براي رسانه ملي است. در اين پروژه، دو قالب برنامه‌سازي، يعني قالب سخنراني مذهبي ـ وعظ و قالب گفت‌وگو حول موضوع‌هاي ديني ـ مذهبي انتخاب شده است كه دو قالب پركاربرد در برنامه‌سازي در رسانه ملي هستند.


× ارتباطات و رسانه

// کتاب