موضوع: تاریخ نشر: دي97 نویسنده: گروهي از نويسندگان

چكيده مقالات اولين همايش علمي ـ پژوهشي اخلاق و رسانه

اثر حاضر چكيده مقالات اولين همايش علمي پژوهشي اخلاق ورسانه است كه اداره كل پژوهش هاي اسلامي سازمان صدا و سيما در راستاي دستيابي به رسانه تراز انقلاب اسلامي با همكاري پنجاه نهاد عالي حوزوي، دانشگاهي و رسانه اي و استادان، پژوهشگران، دانشجويان ، طلاب و فضلا برگزار كرده است .رويكرد اين همايش در بخش‌ها و موضوعات پيشنهادي، مباني معرفت‌شناسي، هستي‌شناسي، انسان‌شناسي، دين‌شناسي، ارزش‌شناسي و روش‌شناسي اخلاق اسلامي و در دو محور اصلي بررسي، تبيين و آسيب‌شناسي رسانه اخلاقي و بررسي، تبيين و آسيب‌شناسي اخلاق رسانه اي است.


موضوع: تاریخ نشر: مرداد1399 نویسنده:

مجموعه مقالات دين، رسانه، كرونا

پيدايش و شيوع غافلگيرانه ويروس كوويد 19، در سال 1398 قلمرو دين و دينداري و عرصه رسانه و ارتباطات را دستخوش تحولاتي كرد. تعطيلي مناسك جمعي از جمله نمازهاي جمعه و جماعت و اجتماعات مذهبي به‌ويژه برنامه‌هاي فراگير در ماه‌هاي شريف رجب، شعبان و رمضان المبارك از يك سو و به‌ميدان‌آمدن ظرفيت آشكار و نهفته رسانه از راديو و تلويزيون گرفته تا فضاي مجازي، نمونه‌اي قابل مطالعه براي فهم نسبت و درك تعامل دين و رسانه است. در اين ميان، صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در اين آوردگاه دشوار توانست توانمندي‌هاي خود را بار ديگر به‌درستي بروز دهد و بخش قابل اعتنايي از نياز معنوي و مناسكي مخاطبان را پاسخ دهد. اين اما، قدم نخست است و جا دارد تا با تتبّع فراوان، نقاط قوت و ضعف كارنامه رسانه‌ها را مورد مداقّه قرار دهيم و قدم‌هاي بلندتري را براي تحقق رسانه ديني برداريم. اداره‌كل پژوهش‌هاي اسلامي سازمان صداوسيما، به‌مثابه يگانه مركز راهبردي مطالعات دين و رسانه، با درك اين مهم، از صاحبنظران اين قلمرو سترگ براي عرضه دانش سودمند و ديدگاه‌هاي عالمانه خود و تقديم آن به جامعه علمي رسانه‌اي دعوت نمود و اثر ارزشمند «دين، رسانه، كرونا» به اهتمام دانشمند ارجمند جناب آقاي دكتر حسن بشير، عضو محترم هيئت علمي و استاد دانشگاه امام صادق(ع) فراهم آمد. با سپاس از اين فرزانه فرهيخته و نويسندگان محترم مقالات اميد مي‌رود اين اثر موجب بهره‌برداري صاحبنظران، پژوهشگران و برنامه‌سازان قرار گيرد و اين مركز را از نقدهاي سازنده و پيشنهادهاي ارزنده خود بهره‌مند فرمايند


موضوع: تاریخ نشر: تير1399 نویسنده:

رسانه و تربيت عقلاني بصيرت گرا

نظر به ماموريت صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، كه به تعبير بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي به منزله يك دانشگاه تربيتي است، يكي از مهم‌ترين دغدغه هاي تربيتي مديران، سياست‌گذاران، كارشناسان، برنامه‌سازان و خبرگان فرهنگي، تاثيرات تربيتي رسانه‌ها، به ويژه رسانه ملي بر آحاد جامعه است. تلويزيون داراي اقتضائاتي است كه برنامه سازاني كه با اين رسانه درعمل آشنايي دارند، با جنبه هايي از اين اقتضائات مواجه مي شوند كه بر ديگران پوشيده است. بنابراين نمي توان نسبت به اين اقتضائات و لوازم آن بي اعتنا بود، لذا ضرورت دارد كه برنامه سازي تربيتي براي كوچك سالان و نوجوانان، هم ازمنظر نظريه‌پردازي تربيتي و حتي رسانه اي بررسي شود و هم ازمنظر عملِ برنامه سازي. به‌عبارت‌ديگر، بايد به ‌هر دو بُعد نظري و عمليِ اين ‌‌مسئله توجه شود؛ اما بي ترديد، نقطه آغاز، گذر از مسير نظري است كه پژوهش پيش رو اين مهم را به عهده گرفته است. هدف از تأليف اين كتاب پرداختن به ‌طرح يك نظريه هنجاري در حوزه تربيت رسانه اي از منظر يك تربيت پژوه آشنا با حوزه رسانه است تا آغازگر بحث نظري درزمينه تربيت رسانه‌اي باشد و با ارائه يك راهكار اساسي، مسير تحقق اين آرمان اجتماعي و فرهنگي مهم را هموار كند. محصول اين تحقيق عبارت است از: «سندي كه چارچوب تربيت رسانه اي و درواقع روش اساسي ـ نه شيوه هاي جزئي ـ برنامه سازي براساس يك ديدگاه تربيتي معين را براي تحقق تجربه‌ زندگي پاك (حيات طيبه) در كودكان و نوجوانان درقالب اهداف و راهبردهاي يك برنامه درسي براساس يك ديدگاه تربيتي تعيين و تشريح مي كند». از اين رو اميد است كه اين كتاب با بيان چيستي برنامه¬سازي تلويزيوني با رويكرد تربيتي براي كودكان و نوجوانان و تشريح كاركردهاي موردانتظار آن و نيز مسائل مختلفي كه به‌طورمستقيم و غيرمستقيم با آن مرتبط هستند، گامي براي اقدامات بعدي از جمله الگوهاي عملي، شيوه¬ها، تكنيك ها و مهارت هاي لازم جهت ورود به حوزه تربيت از دريچه رسانه باشد. اين پژوهش به همت مولف محترم جناب آقاي دكتر عليرضا رحيمي (تربيت پژوه) كه در زمينه تربيت صاحب تـأليفات زياد و ارزشمندي هستند، به انجام رسيده است كه از زحمات ايشان تقدير و تشكر كرده و آرزو مي‌كنيم اين اثر مورد توجه برنامه‌سازان محترم رسانه ملي به ويژه مديران، تهيه‌كنندگان و سردبيران حوزه تربيت، كودك و نوجوان و رسانه قرار گيرد. اداره‌كل پژوهش هاي اسلامي رسانه


موضوع: تاریخ نشر: خرداد1399 نویسنده:

اغوا؛ تجربه پژوهي مسيحيت تبشيري در حوزه رسانه

امروزه گروه هاي تبشيري زيادي در سراسر دنيا با استفاده از تمام ظرفيت‌هاي موجود به‌دنبال گسترش آيين مسيحيت هستند. فعاليتهاي تبليغي مسيحيان براي انتشار آرا و عقايد خود در سرزمين هاي گوناگون از صدر مسيحيت آغاز شده است و تا امروز همچنان ادامه دارد. امروزه تبليغ مسيحيت، ديگر مانند سابق به‌صورت سنتي نيست؛ بلكه روزبه روز پيچيده‌تر مي شود. تبليغ در پوشش خيريه، امور آموزشي، عمراني و بهداشتي شروع مي‌شود و پس از آن با به‌كارگيري رسانه هايي همچون كتاب، روزنامه، راديو، تلويزيون و شبكه هاي ماهواره اي و اينترنت ادامه مي‌يابد. در چند دهه اخير و هم زمان با پديدارشدن ارتباطات رسانه اي نوين مانند ماهواره و اينترنت، مسيحيت با چالش جديدي در تبليغ پيام هاي ديني روبه رو شد. تحولي اساسي به شكل رسانه اي‌شدن دين و فاصله ‌گرفتن از نمادها و مفاهيم مسيحيت سنتي در ساحتي كه رسانه ها براي آن به ارمغان آوردند، موجب شد برخي فرقه هاي مسيحي در ارزيابي شرايط جديد خود و پيش بيني فرصت ها و تهديداتي كه وجود داشت، شكل جديدي از مراسم ديني و تبليغي را ارائه كنند كه با استقبال مخاطباني مواجه شد. شناخت شيوه هاي تبليغ براي طرح ريزي استراتژيك الگوهاي مؤثر رسانه-اي حائز اهميت است. سابقه اين بحث به‌صورت پراكنده، تحقيقات و رصدهايي است كه توسط صداوسيما و ارگان هاي اطلاعاتي و امنيتي انجام شده كه بيشتر به جنبه هاي سياسي آن توجه شده است يا اين‌كه بيشتر در زمينه آسيب شناسي شبكه هاي ماهواره اي است كه مي‌كوشد بي‌نظمي‌هاي اخلاقي و فرهنگ بي بندوباري را رواج دهد و در ميان مقالات، نگاه كاربردي به پيشرفت رسانه اي براي ترويج فرهنگ ناب اسلامي كمتر احساس مي¬شود. هدف از تاليف اين تك‌‌نگاشت عبارت است از: ـ شناخت فعاليت هاي رسانه اي مسيحيت تبشيري از نظر ساختار و شكل ارائه پيام با تحليل محتوا؛ ـ شناخت شيوه هاي تبشيري مؤثر؛ ـ ارائه راهكارهاي مناسب به‌منظور بي اثرساختن اقدامات تبشيري؛ ـ پيشنهاد ايده براي افزايش جذابيت در توليد برنامه هاي رسانه ملي. در مرحله نخست با استفاده از روش توصيفي ـ تحليلي، اسناد و منابع متعدد در موضوع مسيحيت تبشيري مطالعه و از آن بهره برداري شد. پس از آن، مصاحبه با متخصصاني صورت گرفت كه در حوزه مسيحيت تبشيري، به ويژه رسانه فعاليت داشتند. كشف خلاقانه ايده‌ها يا توليد اطلاعات مناسب براي برنامه سازي در اين موضوع مزيت استفاده از تجارب متخصصان اين عرصه است. در پايان لازم است از پژوهشگر ارجمند سركار خانم طاهره زاهدي و نيز راهنمايي استادان محترم جناب حجت‌الاسلام دكتر محمدحسين طاهري آكردي در بخش جنبش پنطيكاستي، حجت الاسلام دكتر سعيد ارجمندفر در بخش رسانه و سينما و حجت‌الاسلام محمد كاشاني در بخش ارائه راهكار، تشكر و قدرداني كنيم. اميد كه اين گونه آثار روزنه‌اي هرچند كوچك در راستاي شناساندن فعاليت هاي رسانه اي مسيحيت تبشيري و شيوه‌هاي مواجهه با اين جريان، فراروي مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي بگشايد. اداره‌كل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه


موضوع: تاریخ نشر: 1398 نویسنده:

راهكارهاي رسانه‌اي مقابله با فرهنگ اشرافي‌گري در بين مسئولان

در منطق اسلام وسعت‌بخشيدن به زندگي مادي مستحب است؛ ولي به‌اندازه‏اي كه نياز طبيعي انسان تأمين شود و محتاج كسي نباشد؛ نه آنكه روزبه‌روز زندگي مادي و دنيوي خويش را توسعه و آن را شأن كاذب خود قرار دهد؛ زيرا در اين صورت، جامعه اسلامي با پديده شومي چون اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي روبه‌رو خواهد شد. اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي از هر مسلماني ناپسند و از مديران جامعه اسلامي، ناپسندتر است و از جمله فسادهاي اخلاقي حاكمان به‌شمار مي‌آيد. اگر بهره‏مندي انسان از امكانات، فخر و فضل و كمال ‏بود، بايد پيامبران الهي كه مقرب‏ترين افراد به خداوند هستند، ثروتمندترين انسان‏ها باشند، حال آنكه به فرموده اميرمؤمنان، حضرت علي(ع)، پيامبراكرم‏(ص) گرسنگي را بيش از ديگران، بر خود روا مي‏داشت و وقتي دنيا به وي عرضه شد، از پذيرفتن آن امتناع ورزيد. اميرمؤمنان(ع) مي‏افزايد: از نظر تاريخي مسلّم است كه انبيا، خصوصاً پيامبر اكرم‏(ص)، ساده زندگي مي‏كردند. بنابراين اگر ثروتمندبودن كمال باشد، بايد پذيرفت كه ـ معاذالله ـ حق‌تعالي كامل‏ترين انسان‏ها را از اين كمال محروم كرده است. بنابراين تجمل‌گرايي براي مسئولان نظام اسلامي، مسئله‌اي ناروا و نكوهيده است و در روايات از اين گرايش نكوهش شده است. امروزه كه مردم با رسانه‌‌ها، زندگي و الگوهاي سبك زندگي خود را از آنان تقليد مي‌كنند، نقش رسانه‌‌ها در موضوع تجمل‌گرايي و اشرافي‌گري از اهميت بسزايي برخوردار است؛ زيرا رسانه‌‌ها به‌گونه‌اي بر الگوهاي زندگي مردم اثر مي‌گذارند كه مخاطبان، بسياري از فعاليت‌هاي ديگر خود را با برنامه‌‌‌‌هاي آنان تنظيم مي‌كنند و به همين دليل تلويزيون به‌صورت يك گروه مرجع قوي درآمده است (گيدنز، 1373، ص476). براساس اين قاعده هر چه تلويزيون بتواند به‌صورت يك گروه مرجع مثبت دربيايد، تأثير و نفوذ بيشتري بر بينندگان خود مي‌گذارد. اين نفوذ از طريق تغيير نگرش‌ها، گرايش‌ها، باورها، ارزش‌ها يا رفتار اشخاص ديگر صورت مي‌گيرد كه منجر به تغيير رفتار بر اثر تقليد مي‌شود و دانشمندان از آن به برانگيختن مخاطبان به عمل ياد كرده‌اند. (فرهنگي، 1373، ص46) براين‌اساس بايد مهم‌ترين راهبرد رسانه ملي كه يك منبع ارسال پيام در معرفي و بازنمايي الگوهاي مورد علاقه مخاطبان خود است، پرهيز از گرايش به روحيه اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي باشد؛ زيرا انسان‌ها، به‌عنوان تماشاچيان فيلم‌‌ها در شرايط بسيار حساسي، خود را جاي هنرپيشه‌‌ها گذاشته، رفتار آنان را تقليد كرده، ارزش‌هاي ناخودآگاهانه تزريق‌شده را دروني مي‌كنند. (رفيع‌پور، 1370، ص36) بر اين اساس، اثر حاضر براي دستيابي به هدف فوق و پشتيباني پژوهشي از برنامه‌سازان، با مطالعه و بررسي علمي برنامه‌هاي رسانه ملي به رشته تحرير درآمده است. به‌دليل كمبود ادبيات نظري در اين زمينه، به نظر مي‌رسد اين پژوهش بتواند خلأ موجود را تا حدودي پر كند و بستر لازم را براي انجام‌دادن پژوهش‌هاي جديد فراهم سازد. در پايان از زحمات پژوهشگر ارجمند، جناب آقاي دكتر مهدي مبيني در پديدآوري اين اثر سپاسگزاري مي‌كنيم و اميدواريم مورد استفاده مديران، برنامه‌سازان و پژوهشگران رسانه ملي قرار گيرد.


موضوع: تاریخ نشر: بهمن1398 نویسنده:

آموزه‌هاي ديني، توييتر، اينستاگرام : ظرفيت‌سنجي تطبيقي شبكه‌هاي توييتر و اينستاگرام در تبليغ آموزه‌هاي ديني

تحقيق پيش رو، با مفروض دانستن آسيب ها و اقتضائات شبكه هاي اجتماعي، تبليغ دين در فضاي مجازي را مسئله‌اي ممكن دانسته و ضمن اذعان به وجود ظرفيت‌هاي ويژه اين شبكه‌ها براي تبليغ دين، معتقد است بايد با شناخت اين ظرفيت، به صورت آگاهانه از اين ابزار تأثيرگذار استفاده كرد. شناخت و به‌كارگيري شبكه‌هاي اجتماعي براي بهره‌گيري از فرصت‌ها و مقابله با چالش‌هاي آن در عرصه‌هاي مختلف تبليغ ديني و پيشبرد اهداف دين در جامعه انساني، امري ضروري است. خلاء اين نوع تحقيقات درباره شبكه‏هاي اجتماعي، ما را بر آن داشت تا براي كمك به جبهه گفتمان انقلاب اسلامي و رساندن پيام حق در عرصه جنگ نرم قدمي برداريم. درباره موضوع امكان انتقال پيام‌هاي ديني از طريق رسانه‌هاي نوين به‌ويژه شبكه‌هاي اجتماعي مجازي، ديدگاه‌هاي گوناگوني مطرح شده كه سه گروه از نظريه‌ها از ردّ كامل امكان اين مسأله تا پذيرش كامل انتقال مفاهيم ديني از طريق رسانه‌هاي نوين را در بر مي‌گيرد؛ نظرياتي كه با استفاده از رسانه براي تبليغ دين موافق‌اند به نظريات «ابزارگرايانه» مشهور هستند و نظريات مخالف، به نظريات «ذات‌گرايانه» و در ميان اين دو، نظريات «تعامل‌گرايانه» نيز مطرح مي‌شوند. تحقيق حاضر هرگز قائل نيست كه شبكه‏هاي اجتماعي به عنوان رسانه‏هاي نوين همچون ابزارهايي هستند كه هيچ‌گونه تأثيري بر پيام‌ها نمي‌گذارند؛ بلكه بر اين باور است كه اين رسانه‌ها به ويژه شبكه‌هاي اجتماعي، اقتضائات، ويژگي‌ها و محدوديت‌هايي دارند كه به آنها كاركردهاي خاص و منحصري مي‌بخشد. يكي از محدوديت‌‌‌هاي مهم اين رسانه‌ها در امر تبليغ دين، ظهور اوليه آنها در فضايي كاملاً مادي و سكولار و بالطبع متأثر از فرهنگ مادي غرب است كه استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي براي تبليغ دين را ممكن و ميسّر، ولي ظريف و پيچيده مي‌كند. اين اثر تلاش دارد اصل لزوم حضور مبلغان ديني در فضاهايي همچون تويتر و اينستاگرام را به عنوان مقدمه تبليغ را بيان كند؛ زيرا استفاده از هر ابزار نويني نيازمند شناخت ظرفيت‌ها و چالش‌هاي آن است. همچنين با نگرشي خلاقانه و بديع به دنبال آن است تا فعاليت مبلغان در اين فضاها را به حداكثر بازدهي نزديك سازد؛ چرا كه دين مي‌تواند در سه سطح روش، محتوا و هدف با رسانه تعامل كند و با پذيرفتن دخالت در سطح هدف، مي‌توان به رسانه ديني دست يافت؛ اما اگر آن را به دخالت دين در سطح محتوا و يا روش محدود كرد، چيزي جز «دين رسانه‌اي» به‌دست نخواهد آمد كه از رسانه فقط به‌منزله ابزار انتقال اين معاني بهره مي‌گيرد. در پايان لازم است از تلاش‌هاي ارزنده پژوهشگر محترم، جناب آقاي ابوالفضل توسلي‌زاده در پديدآوري اين پژوهش قدرداني كنيم. اميدواريم اين اثر گامي هر چند كوچك در راستاي افزايش سواد رسانه‌اي مخاطبان به ويژه در عرصه بهره‌گيري از شبكه‌هاي اجتماعي براي تبليغ آموزه‌هاي ديني بردارد و مورد استفاده مديران، تصميم‌سازان و تصميم‌گيران رسانه ملي قرار گيرد.


موضوع: تاریخ نشر: دي1397 نویسنده:

رويارويي اجتماعات ديني با رسانه هاي نوين

در قرن هفدهم كه رهبران كليساي كاتوليك با گاليله و ديگر دانشمندان علوم تجربي مقابله كردند اين ذهنيت ايجاد شد كه دين با علم، فن‌آوري و محصولات آن ضديت دارد و عده‌اي از هر دو طرف به آن دامن زدند به طوري كه قرون بعد چنين تصور مي‌شد كه تكنولوژي و علم، تهديدي براي دين و مظاهر آن است و دين و سازمان‌هاي ديني نيز به علم و فن‌آوري بدبين است. با ظهور رسانه‌هاي نوين كه محصول جديد فن‌آوري امروزي است، اين تقابل در برخي مجامع بيشتر جلوه كرده زيرا خاستگاه اين رسانه‌ها و تفكر حاكم بر آن، برخاسته از نظام‌هاي سكولار و ليبرالي بودند كه با دين و اجتماعات آن ميانه‌اي نداشتند؛ اما واقعيت اين است كه فن‌آوري و تكنولوژي در ذات خود با دين و اجتماعات ديني تقابل ندارد بلكه هم مي‌تواند فرصت و هم تهديد به حساب آيد. اين ترجمه كه اصل آن به قلم خانم «هيدي كمبل» است به اين مفهوم اساسي مي‌پردازد كه «وقتي دين با رسانه‌هاي نوين روبرو مي‌شود چه اتفاقي مي‌افتد» و به عبارت ديگر «درك و بازخورد گروه‌هاي مذهبي نسبت به انواع فن‌آوري‌هاي نوين رسانه‌اي چگونه است». در پايان از زحمات مترجمان گرامي جناب آقاي امير يزديان و سركار خانم منا نادعلي كه زحمات فراواني در اين اثر كشيدند و نيز گروه مطالعات فرهنگي، اجتماعي و بين‌الملل دين و رسانه (گروه فرهنگ و هنر ديني رسانه سابق) مراتب قدرداني را دارد. اميد است اين اثر بتواند رضايت مخاطبان انديشمند خود را جلب كند


موضوع: تاریخ نشر: دي1397 نویسنده:

اخلاق حرفه اي و كاربردي رسانه ها در جمهوري اسلامي ايران: مفاهيم و مصاديق

سازمان‎ها-كه در قرن حاضر از آن‏ها به عنوان نهادهاي اجتماعي ياد مي‎شود-هر كدام براي ايجاد ارتباط منطقي و متعادل با مخاطبان يا مشتريان (ذي‎نفعان خود) و ايجاد رضايت از نوع فعاليت در ميان كاركنان و جلوگيري از تنش‎هاي احتمالي يا روند بي‎تصميمي در بين مديران و كاركنان، نيازمند رعايت ملاحظاتي هستند تا نه‎تنها رابطه محكم و پايداري با مخاطبان يا مشتريان (ذي‎نفعان خود) برقرار سازند، بلكه در اجراي مأموريت‎هاي محوله‎شان، همه افراد، اعم از كاركنان و مديران در مواجهه با مسائل يا معضلات و به تعبير ديگر، «دوراهي‎هاي اخلاقي» به سهولت بتوانند براي اقدام مناسب و شايسته تصميم‎گيري كنند. اين ملاحظات همان اخلاقيات حرفه‎اي (يا اصول اخلاق حرفه‎اي) است كه امروزه بيش از هر زمان با توجه به گسترش فعاليت‎هاي سازمان‎ها و ورود و حضور بيش از حد آن‏ها در زندگي جاري و آينده مردم بيش از پيش احساس مي‎شود. در ميان انواع سازمان‎ها، سازمان‎هاي ارتباطي و رسانه‎ها به دليل حضور دائم و فعالي كه در سراسر زندگي فردي و اجتماعي دارند، نياز افزون‎تري به رعايت اخلاق حرفه‎اي و توجه دائم به اجراي آن در سطوح و انواع مختلف حرفه‎ها و فعاليت‎هاي رسانه‎اي دارند. در نظام رسانه‎اي كشور، وجود منشور اخلاق حرفه‎اي، براي اين منظور كه هم چگونگي و كيفيت و خط‎مشي فعاليت كارگزاران رسانه براي خودشان و جامعه مخاطب روشن باشد و هم معضلات و كاستي‎هاي اخلاقي رسانه يا هر فرد فعال در آن معلوم باشد، اهميت دوصدچنداني دارد؛ ولي متأسفانه تاكنون در ايران، منشور اخلاقي جامع و تدوين‎شده‎اي در اختيار اهالي رسانه قرار نگرفته است. بنابراين هر فرد يا فعال رسانه‎اي بر اساس ادراكي كه از روح حاكم بر عرف جامعه در اين موضوع دارد عمل مي‎كند. اكثر مواقع نيز ممكن است تصميم و اقدام فرد صحيح باشد ولي در برخي موارد و اقدامات هم ممكن است متعارض با اصول اخلاق حرفه‎اي باشد. اما كاربرد اصلي «منشور اخلاق حرفه‎اي» را در هنگام مواجهه با دوراهي‎هاي اخلاقي بايد جستجو كرد كه در عالم فعاليت‎هاي سازمان‎هاي رسانه‎اي برخلاف ديگر سازمان‎ها اين دوراهي‎ها به كرّات پيش مي‎آيد و حتي مي‎تواند تأثيرات سرنوشت‎سازي در زندگي فرد، خانواده، سازمان و حتي كشور داشته باشد. عدم وجود منشور اخلاق حرفه‎اي روشن و مدوّن در فعاليت رسانه‎ها، سبب بروز رفتارهاي متضاد و متناقض از يك رسانه اعم از راديو، تلويزيون و روزنامه‎ها در طرح و بيان يك موضوع واحد شده است. به‎طور مثال در معرفي يك متهم يا مجرم خاص به جامعه، گاهي يك رسانه يا حتي يكي از شبكه‎هاي همان رسانه از ترفند اختصار نام استفاده مي‎كند، گاهي همان رسانه بدون اينكه تغيير وضعيت حقوقي خاصي درباره متهم يا مجرم به وجود آمده باشد، عكس و نام كامل او را به تماشاي مخاطبان مي‎گذارد. اين تضاد در رفتار، فقط از فقدان منشور اخلاق حرفه‎ايِ روشن و مدون ناشي مي‎شود، كه اجازه سياليت و اتخاذ تصميم‎هاي متفاوت و متضاد را به تصميم‎گيرندگان مي‎دهد و موجبات رقابت نادرست ميان رسانه‎هاي گوناگون را به وجود مي‎آورد. در اين صورت ممكن است منافع مردم، مخاطبان (خانواده آن‏ها) و جامعه، قرباني اين رقابت غيرمنطقي ‎شود و چه‎بسا براي منفعت اندك سازمان رسانه‎اي، ضرر و زيان فردي و اجتماعي جبران‎ناپذيري نصيب جامعه يا مخاطب خاصي شود. در آن صورت اگر به رسانه انتقاد و ايرادي گرفته شود، براي فرار از آن موقعيت، دلايل متعدد و متنوعي مي‎تواند ارائه كند؛ يعني براي گريز و توجيه رفتار و عمل خود راه فرار دارد، چراكه منشور اخلاقي و حرفه‎اي روشن و مدون و مكتوبي وجود ندارد تا بتوان بر مبنا و بر اساس آن منشور، رفتار متفاوت آن رسانه را مورد قضاوت قرار داد. اگر اين منشور معلوم باشد و هر رسانه تكليف خودش را با آن روشن كند در اين صورت مي‎توان رفتار و عملكرد آن رسانه را مورد ارزيابي و داوري قرار داده و بر اساس آن منشور، با دست‎اندركاران آن رسانه محاجّه يا استدلال منطقي كرد و بر همان اساس و معيار نيز پاسخ‎ها را به قضاوت گذاشت و از تكرار خطا‎ها و عملكرد‎هاي غيراخلاقي ممانعت به عمل آورد و اصلاح رفتار و عملكرد را از آن رسانه مبتني بر منشور اخلاق حرفه‎اي موجود خواستار شد. شايد سرگرداني يا به تعبيري افراطي، فروپاشي اخلاقي كه امروز در فضاي مجازي وجود دارد ناشي از دو موضوع اساسي باشد: نخست، در اين فضا برخلاف جريان جاري و حرفه‎اي رسانه‎اي در سازمان‎هاي ارتباطي و رسانه‎اي رسمي و حرفه‎اي، اغلب، افرادي غيرحرفه‎اي فعاليت مي‏كنند كه مي‎توانند به اخلاقيات نانوشته يا نوشته‎شده به‎هيچ‎عنوان پاي‎بند نباشند يا مسئوليتي در قبال آن احساس نكنند، دوم اينكه در اين فضا، اصالت با سرعت است و نه صحت و دقت. بنابراين در اين شرايط و وضعيت، انتظار رعايت اخلاق حرفه‎اي حتي در سطحي كمتر از سطح فعليِ جريانِ جاري رسانه‎اي، چندان موجه نيست. از انزوا و مظلوميت اخلاق حرفه‎اي در نظام آموزشي ايران، همين بس كه در رشته‎هاي ارتباطات و مديريت رسانه، مباحث مربوط به اخلاق رسانه تدريس نمي‎شود يا جزء دروس انتخابي است، كه معناي هم ضمني و هم روشن آن چندان مهم نيست. اينكه در اين كتاب، علاوه‎بر مبناي اخلاقي و هنجار رسانه، بر ماهيت رسانه‎ها نيز تأكيد مي‎شود برگرفته از اين واقعيت است كه تدوين اخلاق كاربردي رسانه، امري دشوار و پيچيده است؛ چون حداقل سه عنصر بنيادي يا اصولي در آن نقش دارند. اين سه عنصر عبارتند از مبناي اخلاقي كه در آن حداقل چهار بنياد اخلاقي رايج است و هر كدام داراي نقاط ضعف و قوتي هستند و شايد مبناي پنجم بر اساس آموزه‎هاي اسلامي، لازم است تا گزاره‎ها يا كدهاي اخلاقي از پشتوانه قوي‎تري برخوردار باشند. عنصر ديگر، هنجار رسانه است كه در ادبيات ارتباطات با عنوان نظريه هنجاري مورد بحث قرار مي‎گيرد و هر هنجاري نيز تأكيدات خاصي دارد؛ يعني مي‎توان گفت در ميان رسانه‎ها با هنجارهاي گوناگون، هم مشتركات اخلاق رسانه‎اي وجود دارد و هم تفاوت‎هايي. شش نظريه رايج هنجار رسانه، توان و ظرفيت تحليل كامل هنجار حاكم بر رسانه‎هاي جمهوري اسلامي ايران را ندارند. سومين عنصر تأثيرگذار بر گزاره‎هاي اخلاقي رسانه، ماهيت يا نوع رسانه است كه موجب تفاوت‎هايي بعضاً بسيار جدي در تحقق اخلاق حرفه‎اي مي‎شود. اهميت و ضرورت وجود منشور اخلاق حرفه‎اي رسانه و نيز با توجه به فقدان چنين مبحثي مهم در سپهر رسانه‎اي كشور و حتي در نظام آموزشي، پژوهش پيش ‎رو، برآمده از همين دغدغه‎هاست تا نه‎فقط به حركت دقيق و مسئولانه رسانه‎ها با تكيه بر اخلاقياتِ روشن كمك كند، بلكه بتواند براي درك و شناخت دوراهي‎ها و گره‎هاي اخلاقي رسانه‎ها و جامعه رسانه‎اي در بستري روشن و منطقي فرصتي جديد ايجاد كند. اين كتاب در چهار فصل و يك بخشِ مربوط به «پيوست‎ها و ضمائم» سامان يافته است. در فصل اول به مباني نظري و تبيين برخي مفاهيم و موضوعات مرتبط از جمله تبيين رابطه اخلاق و رسانه، ارائه مهمترين مباني و اصول و قواعد اخلاق حرفه‎اي آن مبتني بر مباني اسلامي و غني‎سازي حوزه نظري و آموزشي مرتبط با بحث، اشاره شده است. بررسي برخي نقصان‎ها و كمبودها در منابع موجود، از جمله مباحث ديگر اين فصل است. در فصل دوم به مباني سه گانه اخلاق حرفه‎اي رسانه‎ها در جمهوري اسلامي ايران پرداخته و علاوه بر بررسي مفهوم «اخلاق» و «اصول اخلاقي» و تعاريف و تمايز آن‏ها و مفهوم مدنظر در اين كتاب، به بررسي و شناسايي مفهوم «قلمرو مسئوليت اخلاقي» و حوزه‎هاي چهارگانه مسئوليت رسانه، تبيين مفهوم و تعاريف «فلسفه اخلاق»، «اخلاق كاربردي»، «اخلاق حرفه‎اي» و رابطه اين دو مفهوم، ضرورت و اهميت رعايت اخلاق حرفه‎اي در رسانه‎ها جهت روشن و شفاف‎شدن حوزه فعاليت و عملكرد رسانه، اشاره شده و در ادامه معرفي و تبيين «مباني و اصول عام اخلاق حرفه‎اي» از قبيل «اصل صداقت»، «اصل عدالت و انصاف»، «اصل امانتداري» و.... مد نظر بوده است. مفاد و اصول ده‎گانه مهم و بين‎المللي اخلاق حرفه‎اي رسانه‎ها كه در اغلب نقاط دنيا به آن‏ها تا حدودي عمل و رفتار مي‎شود از جمله مباحث فصل دوم است كه براي روشن شدن تفاوت‎ها، تمايزها و نكات اشتراك اصول اخلاق حرفه‎اي رسانه‎ها در جمهوري اسلامي ايران و جهان، مورد مطالعه و بررسي واقع شده است. در فصل سوم با عنوان اصول اخلاق حرفه‎اي رسانه - كه از فصول و مباحث ابداعي و شايسته توجه بيشتر اين كتاب است- پس از بررسي و ارائه مقدمه‎اي تبييني در اين خصوص، به ارائه پيشنهادات، اصول و قواعد اخلاق حرفه‎اي در دو حوزه عمده و متفاوت الف. ناظر بر محتوا و ب. ناظر بر حِرَف اصلي رسانه اشاره شده است. در بخش الف، اصول پيشنهادي، ذيل مفاهيم و ساختارهاي اصلي حوزه پيام از قبيل «معارف اسلامي و فرهنگي»، «مباحث اجتماعي»، «مباحث سياسي»، «مباحث علمي»، «رفتار سازماني» و... از همديگر تفكيك شده، و در بخش ب، «اصول اخلاق حرفه‎اي رسانه ناظر به حِرَف اصلي رسانه» از قبيل «نويسندگي»، «تهيه‎كنندگي»، «گزارشگري»، «گويندگي و اجرا» و «خبر و خبررساني» به صورت مجزا و متمايز از همديگر ارائه و پيشنهاد شده است. در فصل چهارم با عنوان پيشنهادها، جمع‎بندي و نتيجه‎گيري به چگونگي و شيوه‎هاي كاربست و رعايت اصول اخلاق حرفه‎اي در نهادها و سازمان‎هاي رسانه‎اي از قبيل «اتيان سوگند و امضاي سوگندنامه»، «ارائه درسي به نام اخلاق حرفه‎اي در رسانه‎ها» در مراكز آموزشي، پژوهشي و رسانه‎اي، «مجامع صنفي رسانه‎اي» و ... اشاره شده و درنهايت با مرور پرسش‎هاي آغازين به بررسي نتايج و جمع‎بندي و ارائه پيشنهادات پرداخته‎ايم. در بخش ضمائم و پيوست‎ها با توجه به اين كه يكي از اهداف عمده اين پژوهش، غني‎سازي حوزه نظري و آموزشي در حوزه «اخلاق حرفه‎اي رسانه» و رويكرد ‎آموزشي‎داشتن اين پژوهش بود، ابتدا به مطالعه و بررسي مرحله‏ به‏ مرحله‎اي «روش پژوهش در اين كتاب» پرداخته‏ ايم و در ادامه به ارائه «نمونه فرم طرح برنامه‎سازي» راديويي و تلويزيوني و نيز به نمونه سؤالاتي كه در اين پژوهش از مصاحبه‎شوندگان، پرسيده شده بود، جهت آشنايي بيشتر دانشجويان و پژوهشگران با شيوه‎هاي عملياتي‎سازي فرايندهاي يك پژوهش و نيز چگونگي استفاده و نتيجه‎گيري از مصاحبه‎ها و فرايندهاي داده‎يابي و تحليل و تبيين داده‎ها و... ارائه شده است. بخش منابع و مآخذ كتاب نيز به تفصيل به معرفي همه منابعي كه به صورت مستقيم يا غير مستقيم در اين پژوهش مورد مطالعه، نقد و بررسي يا ارجاع و استناد قرار گرفته‏ اند، پرداخته است. بعون الله. جا دارد در اين مجال از تلاش پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در حمايت از اين اثر و حمايت اداره كل پژوهش ‏هاي اسلامي صداو سيما در انتشار آن كمال سپاس و قدرشناسي را ابراز داشته و اميدواريم اين اثر كه چاپ نخست آن در اولين همايش علمي ، پژوهشي « اخلاق و رسانه» منتشر مي شود بتواند مورد توجه و امعان‏ نظر صاحب‏‏نظران و اساتيد قلمرو « دين و رسانه» قرار گيرد و مولفان اين اثر را از نقدها، رهنمودها و راهكارهاي خويش بهره ‏مند نمايد. باسپاس دكتر حسن خجسته- دكتر ظهير احمدي


موضوع: تاریخ نشر: تير1396 نویسنده: سيد علي محمدي متكازيني

رسانه و ترويج فرهنگ مهدويت

انتظار، آمادگي و زمينه‌سازي براي ظهور است و رسالت منتظران هم تحقق جامعه منتظر و آماده است. جامعه‌ منتظر و زمينه‌ساز جامعه‌اي است كه اهداف، روابط و برنامه هاي خود را با مقاصد و خواسته‌هاي امام خويش همسو مي‌كند. انتظار زمينه‌ساز تحقق عدالت همگاني است. فلسفه انتظار، آماده شدن براي زندگي انساني و آرماني و آماده شدن مردم براي پذيرش ولايت امام معصوم عليه السلام است. ازاين‌رو، رسانه بايد پيشتاز بسيج عمومي براي آمادگي مردم براي پذيرش حكومت اسلامي باشد. بدون شك، اگر نظريه‌اي بخواهد در سطح عموم و نخبگان مطرح شود و به فراخور خود، مخاطب جذب كند، نيازمند فعاليت رسانه‌اي است؛ زيرا نقش اين نهاد حساس و تأثيرگذار در معرفي، تبيين و ترويج نظريه‌ها انكارناپذير است. ازاين‌رو، رسانه اين توانايي را دارد كه مانند مركز قدرتمند فرهنگي، ارزش‌هاي اجتماعي و اخلاقي آموزه‌هاي مهدويت را تبيين و ترويج كند و با بهره‌گيري از فناوري‌هاي ارتباطي، بر نگرش و رفتار مردم تأثير مثبت بگذارد.


موضوع: تاریخ نشر: مرداد1395 نویسنده: گروهي

جنگ نرم، نفوذ و سواد رسانه‌اي

در طول 37 سال پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، دشمنان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به انحاي مختلف به مقابله با آرمان‌ها و ارزش‌هاي مردم ايران اسلامي پرداخته‌اند. اين مقابله همواره از ميادين جنگ تحميلي گرفته تا فشارهاي مداوم اقتصادي، وجود داشته است. لكن از يك برهه زماني به بعد، استكبار جهاني كه در قالب استعمار نو، به دنبال منافع خويش از هر عملي فروگذار نبود، به اين حقيقت پي برد كه براي دستيابي به اهداف اقتصادي(چپاول منابع و...) و سياسي(براندازي و تغيير نظام حاكم)، تسلط بر عرصه فرهنگي، ضرورتي اجتنباب‌ناپذير است؛ چرا كه با ايجاد تغيير در كوچك‌ترين عناصر اجتماعي يا همان مؤلفه‌هاي فرهنگي، به مثابه سلول‌هاي بنيادين جامعه، مي‌توان تغييرات شگرفي در ديگر ابعاد ايجاد نمود. مقام معظم رهبري بارها با تعابيري نظير «شبيخون فرهنگي» و «ناتوي فرهنگي»، اين تهاجم هدفمند فرهنگي دشمن به باورها و اعتقادات مردم را هشدار داده‌اند كه همه آنها در قالب مفهومي به نام «جنگ نرم» و «نفوذ» قابل تحليل و تبيين است. بايد توجه داشت كه فرآيند نفوذ، هم¬زمان ناظر بر سه جنبه گزينش اطلاعات، ابزار ارتباطي و راه¬هاي روان¬شناختي است كه اين سه ويژگي براي آن متصور است: 1. نفوذ از طريق نشر اطلاعات گزينش شده كه ممكن است درست يا غلط باشد؛ 2. نفوذ با استفاده از هر ابزار ارتباطي كه ممكن است رسانه¬اي يا غير رسانه‌اي باشد؛ 3. نفوذ به منظور تأثيرگذاري با توسل به دستاويزهاي مختلف روان‌شناختي (حكيم¬آرا، 1384: 40) با توجه به اين ويژگي¬هاي نفوذ، كشورهاي متخاصم تلاش مي‌كنند با بهره‌گيري از انواع ظرفيت‌هاي قدرت نرم خويش كه امروزه اهم آنها را رسانه‌ها تشكيل مي‌دهند، با استفاده از نفوذ در لايه¬هاي مختلف جامعه، بدون آتش گشودن و درگيري مستقيم، رقيب خود را منفعل نموده و مقهور و اهداف خود را محقق سازد. راهبرد اصلي مواجهه و مقابله با اين سبك جنگ نرم و تلاش براي نفوذ كه عمدتاً بايد بر بستر سپهر رسانه‌اي كشور شكل گيرد، ارتقاي سطح بصيرت مخاطبان رسانه و به تعبير ديگر، سطح سواد رسانه‌اي آنان است. تغيير موضع مخاطب از حالت منفعل به فعال، موجب مي‌شود تا در هنگام مواجهه با پيام‌هاي رسانه‌اي، بتواند ضمن پاسخگويي به سؤالات اساسي مرتبط با چرايي و چگونگي ارسال پيام، با حداكثر استفاده مفيد و حداقل تأثيرات مخرب، از اين ورطه نجات يابد. تعيين رژيم مصرف رسانه‌اي و ارتقاي مهارت‌هاي تحليل موضوعات و شگردهاي رسانه‌اي، اين امكان را به مخاطب فعال مي‌دهد تا هم بداند كه از كدام منبع، چه ميزان و چگونه نيازهاي رسانه‌اي خويش را برطرف سازد و هم بتواند از غلبه ناخودآگاه رسانه‌ها بر فكر و ذهن خويش جلوگيري نمايد. اين مهم محقق نخواهد شد جز با آموزش‌هاي عمومي مخاطباني كه امروزه بيش از پيش در معرض رسانه‌ها و پيام‌هاي آنان قرار دارند. در بحبوحه جنگ نرم رسانه‌اي دشمن، رسانه ملي نيز به مثابه دانشگاه عمومي، وظيفه دارد تا اين مهارت‌ها را به سرعت به عموم جامعه آموزش دهد و ضمن ارتقاي سطح سواد رسانه‌اي آنان نسبت به اهداف و شگردهاي جنگ نرم دشمن، ضرورت و قدرت گزينش‌گري پيام‌هاي مخرب رسانه‌اي را براي آنان نهادينه سازد.


× ارتباطات و رسانه

// کتاب