موضوع: تاریخ نشر: بهمن1388 نویسنده: مهدي رضايي

طرح و تحقيق فيلم‌نامه امام حسين عليه السلام (1)

در اين پژوهش كه تلاش شده پژوهش ناظر به برنامه‌سازي تلويزيوني باشد دو رويكرد غالب به چشم مي‌خورد: اول؛ توجه تفصيلي به سير زندگاني امام(ع) از زمان پيامبر(ص) تا واپسين لحظات ملكوتي‌اش در عصر عاشورا مي‌باشد. دوم؛ نگاه و مطالعه تحليلي به جامعه اسلامي 50 ساله از پيدايش تا آستانه عاشورا و مطالعه تحولات و جريان‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي اين جامعه در دوره‌هاي گوناگون و بازتاب‌هاي آنكه به‌گونه‌اي مستقيم يا غيرمستقيم در پيدايش حادثه عاشورا مؤثر بوده است. در بخش دوم براي بازشناسي نسبت انفعالي و خنثي و يا منفي جامعه اسلامي در برابر قيام نواده پيامبر(ص) ضمن مطالعه كلي تحولات جهان اسلام سعي شده است چهار، پنج شهر مهم آن روز جهان اسلام از آغازين روزهاي پيدايش اسلامي آنها تا سال 61 قمري مورد مطالعه قرار بگيرد. اين شهرها عبارتند از مكه، مدينه، بصره و كوفه (و شام به صورت اجمالي). از ديگر ويژگي‌هاي اين پژوهش، طرح شخصيت‌شناسي آن است كه به‌عنوان نمونه درباره معاويه و يزيد به انجام رسيده است و صد البته لازمه پژوهش كامل درباره عاشورا انجام مطالعات شخصيت‌شناسي تفصيلي درباره تمامي شخصيت‌هاي سفيد، سياه و خاكستري حادثه عاشورا مي‌باشد. آخرين نكته درباره اين پژوهش آنكه در اين پژوهش با اضافه نمودن بحثي در باب ولايت‌شناسي كه به‌گونه‌اي اجمالي آورد شده است، تلاش شده است نگاه معرفتي و ارزشي جبهه حق مورد كنكاش قرار گيرد تا به‌واسطه مبنا قرار دادن آن به نقد و بررسي و راست‌آزمايي حوادث منتسب به جبهه حق پرداخته شود.


موضوع: تاریخ نشر: آذر1388 نویسنده: گروهي از نويسندگان

خلاصه مقالات دومين همايش بين‌المللي دين و رسانه

«دين» و «رسانه» دو نمود پر تأثير در زندگي امروزين انسان معاصر است. اگرچه اين دو عنصر، دغدغه‌هاي عميق و روزانه بشر را در جهان پر رمز و راز و پيچيده خود، بازتاب مي‌دهند، ليكن هنوز فاصله فراخي است تا هم‌نشيني و همگرايي روشن وانديشيده دين و رسانه تحقق يابد. دومين همايش بين‌المللي دين و رسانه از سلسله همايش‌هايي است كه مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما جهت بازانديشي و كاوش‌هاي نظري و كاربردي دراين حوزه مهم برگزار مي‌نمايد. برآنيم تا با توجه به مباني هستي شناختي و انسان شناختي اين مقولات، الزامات ديني رسانه را بازكاويم و با طرح چشم‌آندازهايي علمي در نظريه‌هاي رسانه از منظر دين و نسبت سنجي كاركردهاي رسانه در حيات ديني، و حضور دين در گستره رسانه‌هاي جهاني مطالعات فرهنگي جدي را برگشاييم. از سوي ديگر مسئله مجازي شدن دين در رسانه و طرح معارف ديني اصيل و بروز امر قدسي در آيينه رسانه را مورد توجه قرار داديم. آنچه در پي مي‌آيد، خلاصه برخي از مقالات برگزيده است كه به دبيرخانه همايش رسيده است. اميدواريم اين تلاش‌ها، بستري علمي ـ پژوهشي را جهت بذل توجه انديشه‌ورزان فراهم نمايد. بديهي است مجموعه مقالات پذيرفته شده همايش در آينده نزديك چاپ و در دسترس اساتيد، پژوهش‌گران و دانشجويان اين عرصه علمي قرار خواهد گرفت.


موضوع: تاریخ نشر: فروردين1388 نویسنده: علي آقاپور

هنجارشكني در رسانه‌هاي جمعي

تبديل مدل هاي سنتي ارتباط به مدل هاي جديد آن، پيامدهايي مثبت و منفي داشته است. تقويت پيامدهاي مثبت و كاستن از پيامدهاي منفي اين مدل ها و رسانه هايي كه از آنها براي اين گونه ارتباط ها استفاده مي شود، از دغدغه ها انديشمندان و صاحب نظراني است كه به سلامت فرد و جامعه اهميت مي دهند. يكي از حوزه هايي كه همواره در مباحث ارتباطات، روان شناسي و جامعه شناسي به آن توجه شده، مطالعه نسبت رسانه هاي نوين با ارزش ها و هنجارهاي جوامع است. اين موضوع در جامعه اسلامي ما، جايگاه بالاتر و اهميت بيشتري دارد؛ زيرا رسانه در اين جامعه، همچون دانشگاهي عمومي است و در تبيين، ترويج و تعميق آموزه هاي ديني و بالندگي فرهنگي، نقشي بسزا و مهم دارد. در اين نوشتار، نويسنده با بررسي آسيب شناسانه در رسانه ملي پيش و پس از انقلاب، كوشيده است پيامد هاي منفي بي توجهي يا كم توجهي برنامه سازان به ارزش ها و هنجار هاي جامعه را بازشناسي و معرفي كند تا مسئولان را نسبت به آن حساس تر سازد.


موضوع: تاریخ نشر: فروردين1385 نویسنده: سلمان رضواني

فمينسيم و رسانههاي تصويري

فمينيسم مفهومي اجتماعي است و ارائه تعريفي دقيق از آن با توجه به شاخه‏ ها و گرايش‏هاي مختلف آن كاري دشوار است. در مجموع مي‏توان اين جريان را طرز تفكري دانست كه حقوق اجتماعي و سياسي زنان را با حقوق مردان برابر مي‏داند و براي تحقق آن از هيچ كوششي فروگذار نيست. به باور نظريه ‏پردازان فمينيستي، سرآغاز اين جنبش به قرن هفدهم برمي‏گردد، ولي حركت سامان‏دهي شده آن به قرن نوزدهم در كشور فرانسه بر مي‏گردد كه با اعتراض به مردسالاري آشكار حاكم بر اعلاميه حقوق بشر فرانسه شكل جدي‏تري به خود گرفت. آن‏گاه با موج‏هاي اول، دوم و سوم خود توانست در جاي جاي دنيا، هواداراني را براي خود دست و پا كند. در ايران نيز بايد مشروطيت را نقطه اساسي در تغيير نگرش زنان دانست. در اين زمان، آنان خواسته يا ناخواسته در مسير دگرگوني‏هاي فرهنگي مغرب زمين و به نوع الگوبرداري از آنها پرداختند. در اواخر دوران قاجاريه، جنبش‏ هاي نوبنيادي در پشتيباني از حقوق زنان، ايجاد شد و مقاله‏ هايي در ترويج ديدگاه‏هاي غربي كه به ظاهر در پي واگذاري حقوق برابر به زنان بودند، نگاشته شد. سياست كشف حجاب از پي‏آمدهاي چنين انديشه ‏هايي بود كه در سال 1317 به بهانه آزاد كردن نيمي از نيروهاي انساني جامعه اجرا شد. پس از انقلاب اسلامي نيز، بعد از ركود 1357، 1361، بار ديگر در سال‏هاي 1361 تا 1367نمايي تازه يافت و گروه‏ هاي ضد انقلاب به شدت از آن پشتيباني كردند. ازاين‏ رو، در خارج از ايران نيز، بنيادهايي چون بنياد پژوهش‏هاي زنان ايراني، روشنگران و مطالعات زنان در تقويت اين جريان فكري شكل گرفت. هم‏ اكنون نيز اين جريان، توسط چهره ‏هاي شناخته شده گاه و بيگاه جلوه‏ هايي تازه مي‏ يابد. به منظور واكاوي و بازنمايي جنبشي فمينيستي در ايران، حجت‏ الاسلام والمسلمين جناب آقاي سلمان رضواني به پژوهش پيش رو پرداخته است. اين پژوهش، به نظريه‏ هاي فمينيستي و افزايش ديدگاه معرفتي نسبت به اين جريان سياسي ـ اجتماعي مي‏ پردازد. ازاين‏ رو، با بررسي دقيق پيشينه تاريخي آن، امتداد اين جريان را در سال‏هاي اخير در ايران اسلامي پي خواهيم گرفت. از آن‏جا كه در اين نوشتار صبغه رسانه ‏اي نيز دارد، پژوهشگر ارجمند به بررسي اجمالي رابطه فمينيسم و هنر، به ويژه رسانه‏ هاي تصويري پرداخته و بررسي و تحليل برخي از شاخص‏ هاي فمينيستي در برنامه ‏هاي تلويزيوني را در دستور پژوهش خويش قرار داده‏ اند. اميد كه مورد استفاده و بهره‏ برداري اصحاب رسانه قرار گيرد.


موضوع: تاریخ نشر: فروردين نویسنده:

جست‌وجوي «خدا» در گوگل ؟! (چند‎رسانه‎اي و دين)

آيا ما امروز تغيير پارادايمي را تجربه مي كنيم كه در آن ادراك شنيداري - عقلي جهان به ادراك تصويري – زيبايي شناختي جهان يا در اصطلاح به «چرخه آيكونيك» تغيير يافته است؟ آيا جهانِ (باز) نمايان شده مجازي و رسانه اي، نسبت به جهانِ زندگي حقيقي براي ما مشخص تر است؟ آيا قالب هاي ارتباطات رسانه اي و اجتماعي، ديدار حضوري انسان‎ها را دگرگون ساخته و تحت تأثير قرار داده است؟ آيا رسانه از يك ابزار دقيق قابل استفاده به مايعي سيال بدل شده است كه انسان‎ها خواسته يا ناخواسته در آن به اين‎سو و آن‎سو مي‌روند؟ اين پرسش ها زماني مطرح مي شود كه نوآوري هاي فناوري در رسانه، با الزامات آن براي معنابخشي و راهبري در زندگي ما بازتاب مي يابند. همزمان، شيب پرسش ها، موضع پرسش‌كننده را فاش مي-كند: هرچند - خواسته يا ناخواسته - اثرگذاري چندرسانه با ترديد نگريسته مي شود؛ اما انقلاب دائمي رسانه - فقط يك وعده نيست. آيا چندرسانه اي، اطلاعات آزاد جهاني و شبكه بدون مرز، عبور از محدوديت هاي فيزيكي، ارتباطات و بهره‎برداري از ابعاد جديد واقعيت را ممكن مي‎سازند؟ انقلاب رسانهاي، دوره‌هاي محسوس و قابل تجربه اي را در حوزه هاي گوناگونِ زندگي پشتِ‎سر گذاشته است؛ وقوع بهار عربي در سال 2011 بدون ابزارهاي چندرسانه اي (توييتر، بلاگ‎ها، درگاههاي اينترنتي)، ارتباطاتي به‎سختي قابل تصور بود. نوآوري هايي همچون پيدايش شبكه هاي اجتماعي (مانند فيس‎بوك، تأسيس: 2004، 800 ميليون نفر كاربر تا سال 2011)، جست‌وجوگرها (مانند گوگل، تأسيس: 2004) و تجميع همه رسانه ها در يك جيب (مانند آيفون، عرضه در سال 2007) شيوه رفتار و سبك زندگي ميليون ها انسان را تغيير داده است. ارزيابي كلان اين نوآوري ها در شكوفايي اقتصادي مخترعان آنها (مارك زاكربرگ، لري پيج، استيو جابز) و همچنين در ويژگي پيام‎رساني شان بازتاب يافته است. فيلم‎هاي سينمايي سه‎بُعدي مانند آواتار (۲۰۰۹، كارگردان: جيمز كامرن)، بازي هاي برخط با چند بازيكن (MMORPGS) و قالب هاي ارتباطي مبتني بر اينترنت مانند تايم‎لاين (2001; Facebook)، سنگ‎بناي وضعيتي هستند كه مرزهاي ميان جهان واقعي و مجازي را درهم‎آميخته است. حال پرسش اين است كه چرا داده‌ و تحليل‌هاي آن به سالنامه علوم تربيتي ديني وارد شده است؟ در وهله نخست بايد گفت داده ها، با سرعتي بسيار زياد و در‎عين‎حال در سطحي عميق، تغييراتي جهاني و مؤثر در زيست‎جهان ما ايجاد كرده اند. پس به سبب اهميت بسيار و دوسوگرا‎بودن بايد حقيقي انگاشته شوند يا دقيق تر و اعتبار آنها به حقيقي‎انگاشتن آنهاست، به‌ويژه آنكه از سوي جوانان بيش‎از‎پيش پذيرفته مي شوند، پيش مي روند و بديهي به‎نظر مي آيند. بنابراين، چندرسانه-اي‎شدنِ زيست‎جهان، فرايندهاي آموزشي رسمي و غيررسمي را دربرمي گيرد؛ قالب هاي ارتباطي رسانه اي، اجتماعي و داده پردازي‎شده بر انتظارات ارتباطي، اجتماعي، اطلاعاتي و حتي بر دانش-آموزان و دروس تعليمات ديني تأثير مي گذارند؛ تا جايي كه چالش و مطالبات تربيتي ـ روشي ايجاد مي كنند. انقلاب صنعتي و ارتباطي، مضمون اديان و همچنين مسيحيت را نهايتاً لمس خواهد كرد. صداي آن برخاسته است: وقتي از «انسانِ اينترنتي» سخن مي رود، وقتي كه از «يادآوريِ مطلق» يعني فراموش نشدن مطالب در اينترنت بحث مي شود، زماني كه از قدرت ديني الزام آور جماعتِ اينترنتي سخن گفته مي شود و يا زماني كه از كنار گذاشته شدن شهادت لفظي به‎واسطه دنياي تصاوير مجازي و تجربه فضاهايي از‎اين‎دست ياد مي شود. وبلاگ نويس امريكايي در پاسخ به پرسشي درباره اينكه وقتي از فيس‎بوك خارج مي شود، چه رخ مي دهد، گفته بود: «انسان زندگي اش را از دست مي‎دهد. نام‎بردن از جذابيت ها و بحران هاي چندرسانه اي بدواً دشوار است». اين سالنامه موضوع دين و چندرسانه را در دستور كار گفتمان هاي تربيت ديني قرار داده است. در «پيش گفتار» اين وضعيت از منظر الهيات و مناقشات آن مطرح شده است. فصل نخست از منظر علوم رسانه و الهيات، رسانه را به‎عنوان «عامل كليدي در جهان زندگي ما» توصيف مي كند. بخش دوم، دريافت و طراحي دين را در رسانه نشان مي دهد. بخش سوم، درباره فرصت ها و موقعيت-هايي تعليمي توضيح مي دهد كه دروس ديني و فضاهاي آموزشي چگونه مي توانند با چندرسانه اي كار كنند و در پايان نيز - مطابق شيوه معمول 25 سالنامه پيشين ـ، نگاه مجدد و چشم اندازها تبيين مي گردد. از‎آنجا‎كه رابطه دين با چندرسانه اي را نمي توان يك بار براي هميشه تبيين كرد، - حوزه كاري اين دو، همواره در تحول و پويايي و دگرگوني است، پس بايد وضعيت هاي بينابين و بازتاب ابعاد تعليم‎و‎تربيت ديني تشريح گردد.


× ارتباطات و رسانه

// کتاب