تاریخ نشر: تير1396 نویسنده:

رسانه و ترويج فرهنگ مهدويت

انتظار، آمادگي و زمينه‌سازي براي ظهور است و رسالت منتظران هم تحقق جامعه منتظر و آماده است. جامعه‌ منتظر و زمينه‌ساز جامعه‌اي است كه اهداف، روابط و برنامه هاي خود را با مقاصد و خواسته‌هاي امام خويش همسو مي‌كند. انتظار زمينه‌ساز تحقق عدالت همگاني است. فلسفه انتظار، آماده شدن براي زندگي انساني و آرماني و آماده شدن مردم براي پذيرش ولايت امام معصوم عليه السلام است. ازاين‌رو، رسانه بايد پيشتاز بسيج عمومي براي آمادگي مردم براي پذيرش حكومت اسلامي باشد. بدون شك، اگر نظريه‌اي بخواهد در سطح عموم و نخبگان مطرح شود و به فراخور خود، مخاطب جذب كند، نيازمند فعاليت رسانه‌اي است؛ زيرا نقش اين نهاد حساس و تأثيرگذار در معرفي، تبيين و ترويج نظريه‌ها انكارناپذير است. ازاين‌رو، رسانه اين توانايي را دارد كه مانند مركز قدرتمند فرهنگي، ارزش‌هاي اجتماعي و اخلاقي آموزه‌هاي مهدويت را تبيين و ترويج كند و با بهره‌گيري از فناوري‌هاي ارتباطي، بر نگرش و رفتار مردم تأثير مثبت بگذارد.


موضوع: تاريخ و مناسبتها تاریخ نشر: تير1396 نویسنده: مريم حايك

بررسي نقاط عطف وقايع تاريخي انقلاب اسلامي

آن گاه كه شب تيره ناآگاهي با شعار علم گرايي، جهان را گرفته و لشكر تباهي با پرچم سكولاريسم و سلاح فناوري به سرزمين، روح و روان انسان قرن بيستم هجوم آورده و انسانيت در شُرف نابودي بود، ابرمردي از سلاله انبيا، فرياد بر آورد و خفتگان را به بيداري خواند. بي شك، شعاع خورشيد انقلاب اسلامي كه از افق ايران برآمد، گسترده تر از آن است كه بتوان در يك سرزمين محدودش كرد. امام خميني كبير(رحمة الله عليه) با احياي دستورالعمل ناب وخالص الهي، همه الگوهاي ارتباطي موجود را به چالش كشيد، و امواج اين انفجارِ نور، ديوارهاي ناآگاهي را شكست و پرده¬هاي شب تيره را دريد. آيا اين رود خروشان آگاه كه خواب آرام طاغوت هاي زمان را آشفته كرده بود، مي‌توانست آن گونه كه ميخواست به راه خود ادامه دهد؟ هرگز، بي‌شك، آنان كه با پيروزي اين انقلاب، منافعشان به خطر افتاده، يا به باد رفته بود، ساكت و آرام ننشستند و بي‌وقفه، با انواع دسيسه‌ها و تمام عِدّه و عُدّه به مقابله با آن برخاستند. تا كنون كه سي و چند سال از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران گذشته، وقايع تاريخي بسياري به وقوع پيوسته است، و كشتي انقلاب به گرداب‌هاي‌ هايلي وارد و از آن به سلامت خارج‌شده، كه اگر برخي از آنها براي بسياري از كشورها رخ مي‌داد، طومار آنها را درهم مي-پيچيد. بالطبع همه اين وقايع در يك سطح و از يك جنس نيستند؛ برخي نقاط عطف و پيچ¬هاي تاريخي، گردنه هاي صعب العبوري هستند كه گذر از آنها نيازمند صرف هزينه هاي مادي و غيرمادي بسيار است. نگاشته پيش¬رو در صدد است به برخي از اين نقاط عطف تاريخي اشاره كرده، با بررسي مقدمات، شكل¬گيري و چگونگي برون رفت از آنها، آينه اي فراهم آورد تا گامي در مسير بصيرت افزايي خوانندگان، به‌ويژه مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي برداشته باشد. در اين پژوهش به برخي از مهم‌ترين وقايع و تحولاتي مي‌پردازيم كه از پيروزي انقلاب تا پس از حوادث سال 1388، در نظام جمهوري اسلامي به وجود آمده و در جهت‌گيري كلان نظام أثرگذار بوده است. نقاط بحراني‌اي كه در اين قسمت به اجمال بررسي مي‌شوند عبارت‌اند از: همه‌پرسي نظام جمهوري اسلامي؛ تسخير لانه جاسوسي امريكا؛ تجاوز نظامي عراق به ايران؛ توطئه آيات شيطاني؛ مهار منافقين در دهه 60 ؛ رحلت حضرت امام خميني رحمه الله ؛ ظهور جريان اصلاح‌طلب دوم خرداد؛ نهضت توليد علم؛ جنبش نرم‌افزاري؛ دستيابي به فناوري هسته‌اي؛ فتنه 1388.


تاریخ نشر: تير1396 نویسنده: يوسف شيخي

ظرفيت شناسي ژانرهاي سينمايي

نگاه سينماي غرب، به خصوص در سال‌هاي اخير، به مقوله دين و مذهب با مشرق‌زمين و ايران بسيار متفاوت است. از ديدگاه اسلامي دين در زندگي ساري و جاري است و همه شئون زندگي را در بر مي‌گيرد. به همين دليل پس از وقوع انقلاب اسلامي در يك دگرديسي فرهنگي سينما پاك‌سازي شد و انقلاب از اين ابزار در بستر ارزش‌هاي فرهنگي بهره گرفت. در سال‌هاي پس از انقلاب سينما كاركرد فرهنگي و آموزشي پيدا كرد و با عميق‌تر شدن اين نگاه و با حوادث پس از انقلاب و تولد ژانرهايي مانند ژانر دفاع مقدس و سينماي معناگرا كاركرد فرهنگي اين ابزار نمود بيشتري يافت و زمينه‌ساز مباحث تئوريك و نظري در حوزه سينما و دين شد. در سينماي ديني هنگامي كه مفاهيم و انگاره‌هاي ديني و يا برخي باورها و اعتقادات ديني دستمايه فيلم‌سازي قرار مي‌گيرد اگر سوژه‌اي برگزيده مي‌شود و يا داستاني روايت مي‌گردد بايد در ساحت تجربه ديني بگنجد حتي اگر ژانر آن با اين مفهوم خيلي تناسب نداشته باشد. اما اين بدان معنا نيست كه همين كه حرف‌هاي مهم و بزرگي زده شود و مفهوم عميقي به مخاطب منتقل شود كافي است، لذا بايد به فرم و ساختار روايي اثر نيز توجه داشت. مظاهر، نمادها و نشانه‌هاي ديني بايد با زبان هنر و با نهايت ظرافت و در لايه‌هاي پنهان اثر منتقل گردد. در صنعت فيلم‌سازي،‎ ‎نظام ژانري و ژانرها مفاهيمي انتزاعي هستند كه بر اساس توافقي اعلام نشده بين‎ ‎سازندگان و تماشاگران بنا شده‌اند. ژانر مجموعه‌اي از قواعد براي ساختار روايي و‎ ‎تصويري فيلم‌ها شكل مي‌دهد كه هم براي فيلم‌ساز و هم براي بيننده آشنا هستند. در‎ ‎واقع اين خود فيلم‌ها هستند كه به طور ضمني مفاهيم ژانري را موجوديت مي‌بخشند‎.‎ ژانرها به مثابه ي نظام‌هاي رسمي الگوهاي قابل شناسايي‌اند كه از دال‌ها ساخته شده‌اند. اينها مطابق با قوانين تركيب و ساختار به كار گرفته مي‌شوند و نتيجه چيزي است كاملا قراردادي و كاملا نمايان. به عنوان مثال ما در ميزانسن ژانري مثل فيلم‌هاي گنگستري دهه 30 برادران وارنر؛ تعدادي دال پيدا مي‌كنيم كه در تركيب باهم جنبه‌هاي مهم هويت ژانري را به رخ مي‌كشند. (فيليپس، 1377؛ ص 121) به جهت پويايي سينما و صنعت آن، همه ابعاد دربرگيري اين هنر، مستلزم انعطاف و تغييرپذيري بوده و در طول زمان ژانرها نيز به اقتضاي فرم و محتواي هدف، تغييراتي را داشته‌اند. گسترش كاركرد رسانه‌ها در حوزه هاي آموزشي و هدايت عمومي، اين ضرورت را ايجاد نموده تا با بررسي ظرفيت‌ها و ويژگي ژانرهاي سينمايي، انقال مفاهيم ديني و معنوي از طريق آنها امكان‌سنجي شود. در اين تحقيق با بررسي عمومي ژانرهاي مختلف و تحليل و تبيين اختصاصي چهار ژانر زندگينامه‌اي، نوآر، جنايي ـ پليسي و علمي ـ تخيلي، ظرفيت ارائه مفاهيم ديني مورد كنكاش قرار گرفته است. ويژگي مشترك اين ژانرهاي چهارگانه اين است كه هر چهار ژانر از طيف ژانرهاي متكي به زمان و مكان هستند. مجموعه پژوهش محقق محترم، جناب آقاي يوسف شيخي در چارچوب تحليل نئوفرماليستي فيلم شكل گرفته است و تلاش شده راهكارهايي را جهت نحوه بهره‌مندي از ژانرهاي سينمايي به منظور انتقال مفاهيم ديني و معنوي نيز ارائه شود.


موضوع: حقوق و سياست تاریخ نشر: خرداد1396 نویسنده:

ليله القدر سي و چهارم نظام اسلامي

با وجود آن كه راه‌هاي گوناگوني براي مشاركت و مداخله مردم به صورت فردي، جمعي و گروهي در سياست وجود دارد، انتخابات مهم‌ترين، بارزترين و قابل اندازه گيري‌ترين نوع مشاركت مردم در عرصه سياسي است. انتخابات هم ملاكي است براي ارزيابي توزيع قدرت سياسي و هم بازتابي از اخلاق اجتماعي و نشان دهنده پايه‌هاي اجتماعي قدرت سياسي است. انتخابات محلي است براي ظهور و بروز افكار عمومي در روندهاي كلان سياسي و از طريق آن ميزان كمي و كيفي مشاركت سياسي مشخص مي‌شود. انتخابات يكي از موثرترين ساز و كارهاي موجود جهت تسهيل گردش نخبگان، راهبري جامعه توسط افرادي كه با اقبال بيشتر روبه‌رو هستند، حذف امكان ديكتاتوري و استبداد در طبقه حاكم و همچنين ارتقاي حس تعيين سرنوشت در جامعه است. انتخابات پديده‌اي اجتماعي و فرهنگي است كه در نهايت بروندادي سياسي دارد به همين دليل است كه براي اهل انديشه مستمك خوبي براي تعمق و تأمل و شاخص براي تحصيل‌هاي متعدد است. در فرايند انتخابات مردم از طريق مسالمت آميز و با ساز و كارهاي مدني به بيان مطالبات و خواسته‌هاي خود مي‌پردازند و با انتخاب فرد يا گروه خاص براي سپردن زمام امور جامعه به دست آنان نظر خود را در مورد جريان مطلوب سير امور در جامعه بيان مي‌كند. در اين فرايند هركس يا هر گروهي كه بخواهد حوزه عمومي را از خود متأثر و يا با خود همسو كند نياز به رسانه دارد. چرا كه رسانه‌ها هم با ساختارهاي قدرت سياسي و اقتصادي در ارتباط هستند و هم در شكل گيري رفتارهاي سياسي و انتخاباتي مؤثر هستند و قابليت مديريت، كنترل، نظارت و هدايت روندهاي انتخاباتي را دارند. مطالعه رفتارهاي انتخاباتي پس از انقلاب نشان مي‌دهد كه هرگاه، مردم امكان شناخت خط مشي‌هاي نامزدها را نداشته‌اند و قادر به تمايز بين خط مشي آنها نبوده‌اند و آنها را مشابه شمرده‌اند تحت تأثير تبليغات رسانه‌ها قرار گرفته‌اند. از سوي ديگر انتخابات يك رويداد ويژه غيرقابل تكرار و كاملاً قطعي است كه طي آن نامزدهاي انتخاباتي و توده مردم بيش از هر زمان ديگر در معرض حجم وسيعي از ارتباطات سياسي قرار مي‌گيرند و تلويزيون با تاثيري كه برمخاطب مي‌گذارد در حقيقت موثرترين و مهم‌ترين عضو خانواده رسانه در ارتباطات سياسي است به همين دليل نامزدهاي انتخاباتي با ژست‌هاي مردم‌پسند يا تيپ‌هاي متفاوت در برابر شبكه‌هاي تلويزيوني ظاهر مي‌شوند و حتي رنگ لباس، آرايش مو، عينك، كفش و نحوه سخن گفتن آنها توسط مشاوران تبليغاتي تعيين مي‌شود. تلويزيون مي‌تواند با انتخاب زاويه دوربين چهره‌اي مقتدر يا ضعيف، مهربان يا خشن و صميمي يا رسمي از نامزدها نشان دهد و يا حتي با انتخاب نماي تصوير نقش برجسته‌اي در ارائه تصوير مثبت يا منفي از نامزد ارائه دهد. با توجه به تاثيرگذاري تلويزيون افرادي كه برنامه‌هاي بلندمدت براي حضور در عرصه‌هاي سياسي را دارند تلاش مي‌كنند به مناسبت‌هاي مختلف در تلويزيون حضور يابند و مردم را با افكار و ديدگاه‌هايشان آشنا كنند. لذا نبايد نقش رسانه‌ها (به ويژه تلويزون) را در توسعه جوامع و كاركرد‌هاي مثبت آن را در عرصه آموزش، اطلاع رساني و ترويج دانش و رفتارهاي اصلاح شده هدفمند از جمله رفتارهاي انتخاباتي و سياسي ناديده گرفت. از اين رو اداره كل پژوهش‌هاي اسلامي كه همواره با اتكاء به پشتوانه آموزه‌هاي اسلامي پشتيباني راهبردي و محتوايي برنامه‌هاي رسانه ملي را رسالت خطير خويش مي‌پندارد در آستانه انتخابات رياست جمهوري بر خود مي‌داند گامي ديگر در عرصه فعاليت انتخاباتي رسانه در كنار همكاران فرهيخته رسانه ملي بردارد.


تاریخ نشر: آبان1395 نویسنده: گروهي

كشتي نجات بسته مناسبتي ويژه امام حسين عليه السلام

مقدمه قال الامامُ الرِّضا عليه السلام : «رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْيا أمْرَنا» فَقُلْتُ لَهُ: «فَكَيْفَ يُحْيِي أمْرَكُمْ؟» قالَ: «يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و يُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ كَلامِنا لاَتَّبَعُونا». بحارالانوار ج 2 ـ ص 30. اداره كل پژوهش هاي اسلامي رسانه افتخار دارد در طول بيست سال گذشته در جهت نشر و گسترش فرهنگ اهل بيت عليهم السلام در موضوعات مختلف آثار و تأليفاتي را با اهداف تأمين محتواي برنامه سازي رسانه ملي ارائه نموده است. كتاب حاضر، مجموعه اي است از متون مناسبتي درباره امام حسين عليه السلام كه در شش بخش كلي شخصيت شناسي، سيره شناسي، انديشه شناسي، بخش متون ادبي، بخش محورهاي برنامه سازي و بخش پاياني منبع شناسي، با هدف كمك فكري به گروه هاي مختلف برنامه سازي تهيه و تدوين گرديده است در باب نوشتار حاضر چند نكته قابل ذكر مي باشد. 1. محتواي اين مجموعه شامل نوشتارهاي اكثراً كوتاهي است كه هر كدام به صورت مستقل (بدون ارتباط الزامي به قبل و بعد) قابل استفاده مي‌باشد. 2. اين مجموعه به دليل اينكه از مطالب آثار مختلف در اين زمينه تجميع گرديده است ممكن است به صورت طبيعي از لحاظ قلم و نگارش متفاوت باشند. 3. تلاش شده است كه اين نوشتار به لحاظ منطقي در ذيل بخش هاي مختلف و منطقي تدوين گردد كه اميدواريم مورد استفاده برنامه سازان محترم قرار گيرد. 4. در بخش محورهاي برنامه سازي با هدف استفاده بهينه سعي شده تا بر اساس گروه هاي برنامه ساز محوريابي انجام شود و در عين حال نسبت به مسائل روز جامعه نيز تناسب بيشتري داشته باشد. 5. با توجه به اينكه در نظر است در خصوص همه معصومين عليهم السلام چنين مجموعه‌اي ارائه شود، از هر گونه انتقاد و پيشنهاد در جهت ارتقاي كيفي اين گونه آثار استقبال مي در پايان از آقايان سيد محمدحسين حسيني هرندي و حسين عباسي و سركار خانم سقلاطوني كه با تلاش هاي خود اين مجموعه را به سامان رساندند و نيز از ساير همكاران اداره كل و مديريت خدمات پژوهشي كه در چاپ اثر زحمات فراواني كشيدند تقدير و تشكر مي‌شود. گروه تاريخ و مناسبت ها اداره كل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه


تاریخ نشر: مهر1395 نویسنده: گروهي از نويسندگان

حاجي احرام دگر بند

حج فراخواني عمومي و دعوتي عام است كه خالق، خلق خويش به آن مي‌خواند. حج فريضه‌اي است كه از منظر اسلام عملي عبادي و از ديدگاه مسلمين گرد آمدن عاشقان حضرت دوست بر گرد خانه اوست. اسلام ناب و حقيقي، هم حج را فريضه‌اي تعطيل ناشدني مي‌داند، مگر آنكه «سد عن سبيل‌الله» مطرح گردد و هم برپايي ساير شعائر ديني و مذهبي را از ديگر راه‌هاي تقرب به خداوند بر مي‌شمارد. سياست‌هاي حج و حج‌گزاري و تبيين راه‌هاي قرب به حضرت حق جل و علاء به گرد آمدن اين مجموعه انجاميده است.


موضوع: تاريخ و مناسبتها تاریخ نشر: مرداد1395 نویسنده: فريده پيشوايي

ارغوان ولايت جلوه‌هاي سياسي حضرت زهرا‌ (س)

تقديم: به نخستين شهيد امامت كه همتايش درباره‌اش فرمود: اي عمّار! هنگامي كه فاطمه عليها السلام را بر مكان غسل گذاشتم، ديدم يكي از استخوان‌هايش شكسته و ميخِ در، وارد سينه‌اش شده و آن را مجروح كرده و پهلويش از شدت ضربات سياه شده است. اي عمار! آنچه از قلبم بيرون نمي‌رود، اين است كه او اين جراحات را از من مخفي مي‌كرد تا مبادا زندگي به كام من تلخ شود ... باعث گريه من نشد، مگر ديدن اثر تازيانه‌ها بر جسم فاطمه عليها السلام كه همچون نيل سياه شده بود؛ او همين‌گونه روز قيامت مبعوث مي‌شود و خدا را ملاقات مي‌كند.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: مرداد1395 نویسنده: سيدمحمود طاهري

نياز بشر به دين در عصر تكنولوژي

تكنولوژي، پديده‎ انكارناپذير جهان معاصر است. حضور پررنگ آن در كنار انسان‎ها و پيوند تنگاتنگ آن با زندگي آدميان، اين پديده را به عضوي از اعضاي خانواده آدم‎ها تبديل كرده است، چنان‌كه به تعبير ويليام برت: «امروز تكنولوژي، بخشي از سرنوشت ماست. ما نمي‎توانيم بدون تكنولوژي زندگي كنيم. تكنولوژي به يك معنا، هستي ماست. آنچه ما به عنوان انسان‎هاي امروزي هستيم، بعضاً آن چيزي است كه از بركت فن و صناعت هستيم. بنابراين تكنولوژي را نمي‎شود رد كرد.» همچنين از نظر براين مگي: «اگر بخواهيم در دنيايي به زندگي ادامه دهيم كه پل و بيمارستان و جراحي مغز در آن هست، ناچاريم در دنيايي زندگي كنيم كه از تكنولوژي پيشرفته برخوردار است و بنابراين، بايد تكنولوژيك فكر كنيم». از آن سو، دين نيز با پيدايش نخستين انسان‎ها بر روي زمين، اعلان موجوديت كرد و در پهنه زندگي آدميان ـ دست‌كم به عنوان گرايشي فطري مرموز و ناشناخته به آفريدگار هستي و جهاني به جز اين جهان مادي و به ماوراء‌الطبيعه ـ حضوري مؤثر نشان داد، همان‌گونه كه هانس كونگ مي‌گويد: «دين به قدمت خود انسان، در همه دوره‎ها متصدي تسخير ذهن انسان بوده است». تكنولوژي و دست‌آوردهاي آن، اين گرايش فطري و كهن، به همراه مجموعه‎اي از بايسته‎هاي اخلاقي و رفتاريِ برآمده از آن را به چالش گرفته است تا با ادعاي جانشيني از دين، بانگ بي‌نيازي از دست‌آوردهاي ديني را در گوش آدميان به صدا درآورد و انسان‎ها را رها از دين به دامان رنگارنگ خود بنشاند. آدميان فراواني نيز كه قرن‎ها با توسل به ماواء‌الطبيعه به دنبال چيرگي بر طبيعت، درمان بيماري‎ها، رام كردن حيوانات وحشي و ايمن ماندن از آنها، در امان بودن از حوادث و بلاياي طبيعي و دست‌يابي به ده‎ها خواسته مادي ديگر بودند، همه اين خواسته‎ها را با وجود تكنولوژي، دست‌يافتني ديدند و خود را به بركت تكنولوژي، از سنگلاخ دشواري‎هاي زندگي بر پرنيان آسايش و آسودگي نشاندند. در نتيجه، به طور طبيعي، دل‌باخته اين عروس خوش‎پوش شدند و با حضور آن، نيازي به دين و باورهاي اعتقادي، در خود نديدند. از اينجا بود كه با شكل‌گيري بي‌نيازي كاذب نسبت به دين در نهاد آدميان، نداي دين شنيده نشد و جاذبه‌هاي معنوي آن ديده نشد و بشر با تكنولوژي و صنعت، تنها ماند. ديري نپاييد كه بزرگ‎ترين منتقدان تكنولوژي، از خاستگاه تكنولوژي (غرب) برخاستند و با نگاهي پر دغدغه به آن، در تحقق وعده‎هاي دل‌فريب آن، به شدت ترديد كردند و آن را از پاسخ‎گويي به همه نيازهاي بشر ناتوان خواندند و دوباره نياز فطري و روحي به اخلاق و معنويت‌گرايي و دين‌مداري را به انسان‌ها يادآور شدند. حقيقت آن است كه تكنولوژي، خوبي‎ها و آسايش‎هاي چشم‌گيري به همراه داشته است، اما سر و كارش تنها با نيازهاي مادي و غريزي انسان‎ها بوده و فقط به نيازهاي اين ساحت از وجود انسان‎ها پاسخ گفته است. اين در حالي است كه انسان افزون بر بعد غريزي و مادي، جنبه‎هاي عاطفي، احساسي و معنوي نيز دارد كه تكنولوژيِ سرد و بي‎روح هرگز نمي‌تواند به اين بخش از نيازهاي آدمي پاسخ دهد. در حقيقت، سرگشتگي، ناآرامي و پريشاني بشر معاصر را ـ در عين برخورداري از بالاترين دست‌آوردهاي تكنولوژيكي ـ در همين نكته بايد جويا شد كه ساحت‎هاي مهم و گسترده‎اي‌ از وجود او در ناكامي و نيازمندي غرق بود و تكنولوژي هرگز نتوانست به ساحت‎هاي وجودي او پاسخ دهد. بنابراين، اگرچه پديده تكنولوژي و دست‌آوردها و در هم تنيدگي آن را با زندگي انسان‎ها نمي‎توان ناديده گرفت، نياز فطري و ذاتي انسان به دين را نيز نمي‎توان از ياد برد و از ضرورت حضور آن در زندگي انسان‎ها نمي‎توان صرف‌نظر كرد. البته بايد گفت توجه به چنين ضرورتي در عصر تكنولوژي، دو چندان است؛ زيرا طبع آسايش‌طلب و لذت‎جوي انسان‎ها، معمولاً با مشاهده جاذبه‎هاي مادي به ويژه آن‌گاه كه به دست تكنولوژي به اوج دل‌ربايي، گستردگي و گوناگوني برسد، خواسته‎هاي اصيل و نيازهاي فطري و كشش‎هاي معنوي خويش را از ياد مي‎برد و تنها عنصر دين مي‌تواند او را در عين توصيه به برآوردن نيازهاي مادي و غريزي خويش، به سوي خواسته‎ها و كشش‎هاي فطري و معنوي رهنمون شود. به تعبير هانس‌ كونگ: ضرورت وجود خدا و در نتيجه، دين، گريز‌ناپذير و مربوط به همه زمان‎هاست. به عبارت ديگر، ضرورت دين در واقع، در ضرورت، پاسخ‌گويي به پرسش‎هاي اساسي آدمي نهفته است. به علاوه، در دوره جديد به واسطه رشد علم و تكنولوژي و بروز مسائل و مشكلات پيچيده زندگي، اين ضرورت به نوعي شديدتر هم شده است... .بنابراين، آنچه در بحبوحه جهان تكنولوژيك نياز داريم، فرار از شرايط كنوني از طريق انتخاب يك روش جديد زندگي است. مؤلفه‎هاي اين روش جديد عبارتند از: توسعه نيروهاي جديد براي كنترل ماشين تكنولوژي، توسعه نوعي استقلال جديد و مسئوليت شخصي، توسعه حساسيت و احساس زيبايي‌شناختي، توانايي محبت كردن، امكان راه‎هاي تازه زندگي و همكاري با همديگر و [البته] در اين باره دين اهميت سرنوشت‌سازي دارد... فيزيك‌دان معروف و برنده جايزه نوبل، هايزنبرگ، در سال 1937م. گفت: افول ارزش‎ها و معناي عمل، نتيجه‎اش تنها غفلت و نااميدي است. دين، بنيان اخلاق، و اخلاق، پيش فرض زندگي است. حاصل آنكه هم بايد به دست‌آوردهاي مثبت تكنولوژي اقرار كرد، هم پي‌آمدهاي زيان‌بار آن را از ياد نبرد و هم از نياز اصيل و ژرف خويشتن به دين ـ به ويژه در عصر تكنولوژي ـ باز نماند و از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه دين، همچنان براي انسان‌ها به عنوان ضرورتي مطرح است و انكار آن، به معناي محروم ساختن خويش از جهان‌هايي بزرگ (جهان ملكوت) و محدود ساختن خويشتن به جهاني كوچك (جهان ماده) است. اثر پيش رو، ضرورت دين در عصر تكنولوژي را بررسي مي‌كند، بي‌آنكه دست‌آوردهاي مثبت تكنولوژي را انكار و وجود آن را در جمع انسان‌ها بيهوده معرفي كند.


تاریخ نشر: مرداد1395 نویسنده:

جنگ نرم، نفوذ و سواد رسانه‌اي

در طول 37 سال پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، دشمنان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به انحاي مختلف به مقابله با آرمان‌ها و ارزش‌هاي مردم ايران اسلامي پرداخته‌اند. اين مقابله همواره از ميادين جنگ تحميلي گرفته تا فشارهاي مداوم اقتصادي، وجود داشته است. لكن از يك برهه زماني به بعد، استكبار جهاني كه در قالب استعمار نو، به دنبال منافع خويش از هر عملي فروگذار نبود، به اين حقيقت پي برد كه براي دستيابي به اهداف اقتصادي(چپاول منابع و...) و سياسي(براندازي و تغيير نظام حاكم)، تسلط بر عرصه فرهنگي، ضرورتي اجتنباب‌ناپذير است؛ چرا كه با ايجاد تغيير در كوچك‌ترين عناصر اجتماعي يا همان مؤلفه‌هاي فرهنگي، به مثابه سلول‌هاي بنيادين جامعه، مي‌توان تغييرات شگرفي در ديگر ابعاد ايجاد نمود. مقام معظم رهبري بارها با تعابيري نظير «شبيخون فرهنگي» و «ناتوي فرهنگي»، اين تهاجم هدفمند فرهنگي دشمن به باورها و اعتقادات مردم را هشدار داده‌اند كه همه آنها در قالب مفهومي به نام «جنگ نرم» و «نفوذ» قابل تحليل و تبيين است. بايد توجه داشت كه فرآيند نفوذ، هم¬زمان ناظر بر سه جنبه گزينش اطلاعات، ابزار ارتباطي و راه¬هاي روان¬شناختي است كه اين سه ويژگي براي آن متصور است: 1. نفوذ از طريق نشر اطلاعات گزينش شده كه ممكن است درست يا غلط باشد؛ 2. نفوذ با استفاده از هر ابزار ارتباطي كه ممكن است رسانه¬اي يا غير رسانه‌اي باشد؛ 3. نفوذ به منظور تأثيرگذاري با توسل به دستاويزهاي مختلف روان‌شناختي (حكيم¬آرا، 1384: 40) با توجه به اين ويژگي¬هاي نفوذ، كشورهاي متخاصم تلاش مي‌كنند با بهره‌گيري از انواع ظرفيت‌هاي قدرت نرم خويش كه امروزه اهم آنها را رسانه‌ها تشكيل مي‌دهند، با استفاده از نفوذ در لايه¬هاي مختلف جامعه، بدون آتش گشودن و درگيري مستقيم، رقيب خود را منفعل نموده و مقهور و اهداف خود را محقق سازد. راهبرد اصلي مواجهه و مقابله با اين سبك جنگ نرم و تلاش براي نفوذ كه عمدتاً بايد بر بستر سپهر رسانه‌اي كشور شكل گيرد، ارتقاي سطح بصيرت مخاطبان رسانه و به تعبير ديگر، سطح سواد رسانه‌اي آنان است. تغيير موضع مخاطب از حالت منفعل به فعال، موجب مي‌شود تا در هنگام مواجهه با پيام‌هاي رسانه‌اي، بتواند ضمن پاسخگويي به سؤالات اساسي مرتبط با چرايي و چگونگي ارسال پيام، با حداكثر استفاده مفيد و حداقل تأثيرات مخرب، از اين ورطه نجات يابد. تعيين رژيم مصرف رسانه‌اي و ارتقاي مهارت‌هاي تحليل موضوعات و شگردهاي رسانه‌اي، اين امكان را به مخاطب فعال مي‌دهد تا هم بداند كه از كدام منبع، چه ميزان و چگونه نيازهاي رسانه‌اي خويش را برطرف سازد و هم بتواند از غلبه ناخودآگاه رسانه‌ها بر فكر و ذهن خويش جلوگيري نمايد. اين مهم محقق نخواهد شد جز با آموزش‌هاي عمومي مخاطباني كه امروزه بيش از پيش در معرض رسانه‌ها و پيام‌هاي آنان قرار دارند. در بحبوحه جنگ نرم رسانه‌اي دشمن، رسانه ملي نيز به مثابه دانشگاه عمومي، وظيفه دارد تا اين مهارت‌ها را به سرعت به عموم جامعه آموزش دهد و ضمن ارتقاي سطح سواد رسانه‌اي آنان نسبت به اهداف و شگردهاي جنگ نرم دشمن، ضرورت و قدرت گزينش‌گري پيام‌هاي مخرب رسانه‌اي را براي آنان نهادينه سازد.


موضوع: جامعه شناسي و مطالعات فرهنگي تاریخ نشر: خرداد1395 نویسنده: ابراهيم شفيعي سروستاني

سلامت جنسي در جامعه اسلامي جلد دوم (سلامت جنسي در نگاه كارشناسان)

چنان‌كه در مقدمه جلد نخست كتاب حاضر گفته شد، در شرايط كنوني جامعه ما كه روابط و رفتارهاي ناهنجار جنسي، روز به روز گسترش و عمق بيشتري پيدا مي‌كند، رسانه ملي چاره‌اي جز وارد شدن به حوزه مباحث سلامت جنسي و انجام دادن مسئوليت‌هاي مهم خود در اين زمينه به ويژه آگاهي‌بخشي به جوانان و نوجوانان، در زمينه آسيب‌هاي روابط و رفتارهاي ناهنجار جنسي و راه‌هاي در امان ماندن از اين آسيب‌ها ندارد. از آنجا كه ورود به اين حوزه بدون در نظر داشتن آموزه‌هاي فقهي و اخلاقي اسلام و بدون داشتن راهبردها و سياست‌هاي دقيق و مشخص مي‌تواند موجب دامن زدن به آسيب‌ها و ناهنجاري‌هاي بيشتري در اين زمينه شود، ضروري است كه در نخستين گام براي ورود به اين حوزه، با بهره‌گيري از ديدگاه‌هاي صاحب‌نظران و كارشناسان حوزه‌هاي گوناگون، راهبردها و سياست‌هاي رسانه ملي در اين زمينه تدوين شود. براي تحقق هدف يادشده، در قالب طرح پژوهشي «راهبردها و سياست‌هاي رسانه ملي در حوزه سلامت جنسي»، مجموعه گفت‌وگوهايي با صاحب‌نظران و كارشناسان متخصص و متعهد حوزه‌هاي گوناگون مرتبط با موضوع سلامت جنسي، انجام و در هر يك از اين گفت‌وگوها، يكي از وجوه موضوع سلامت جنسي و آسيب‌ها و چالش‌هاي موجود در اين حوزه، با نگاه تخصصي بررسي شد. آنچه در پي خواهد آمد، حاصل بيست گفت‌وگو با صاحب‌نظران و كارشناسان حوزه‌هاي فقه و حقوق، اخلاق جنسي، زن و خانواده، روان‌شناسي، جامعه‌شناسي، روان‌شناسي اجتماعي، مطالعات جنسي (سكسولوژي)، مطالعات راهبردي و رسانه و ارتباطات است.


// موضوع



// کتاب