موضوع: تاریخ نشر: مرداد1399 نویسنده: ايرج (حجت الله) حجازي

امامت‌پژوهي با رويكرد رسانه‌اي

جايگاه امامت، همانند مقام نبوت، منصبي الهي است و همان گونه كه خداوند سبحان فردي را به مقام نبوت و رسالت برمي گزيند و با معجزه، كه همانند نص خدا است، تأييد مي كند، همان خداوند، كسي را براي امامت برمي گزيند و به پيامبرش فرمان مي دهد كه آن را به مردم برساند و او را به عنوان پيشواي بعد از خود در ميان مردم نصب كند. امامت، خلافت خداوند و جانشيني رسول خدا، رشته پيوند اجزاي دين، نظام بخش جامعه مسلمين، سامان دهنده دنيا، سعادت آفرين آخرت و عزت دهنده مؤمنين است. امامت، زيربناي بنيادين شجره اسلام و ثمره شاخسار شكوفاي آيين خدايي است. امامت ادامه نبوت است و بدون شناخت امام و درك جايگاه امام، نبوت و توحيد نيز بي اثر خواهد بود و كارآيي خود را از دست خواهد داد؛ همچنان كه خداوند در آيه 67 سوره مائده به پيامبرش مي فرمايد: اگر (امر امامت اميرالمؤمنين(ع) را) ابلاغ نكني، هرآينه رسالتت را انجام نداده اي. امامت، رحمت و خيري است كه خداوند بر بندگان ارزاني داشته و به سبب آن، دينش را كامل كرده است. از همين روست كه مسئله امامت در ميان شيعه، در شمار اصول دين و امر آن به دست خداوند است؛ بر خلاف اهل سنت كه آن را از فروع دين و تعيين امام را به دست مردم مي دانند. مسئله امامت از ديرباز محل اختلاف و معركه آراء در بين مسلمانان بوده وكتاب هاي فراواني در تبيين آن نوشته شده است. در عصر حاضر كه شيعه موفق به تشكيل حكومت گرديده و پرچمدار عدالتخواهي و مبارزه با استكبار جهاني شده است، موج اتهامات و شبهات به اصول مذهب تشيع و اصل امامت فزونييافته و دشمنان با تمام توان خود مي كوشند مسلمانان را از فرهنگ شيعه به ويژه اصل امامت دور سازند. رسانه ملي به عنوان يك ابَرسازمان فرهنگي، كه تبيين و نشر معارف اسلامي و شيعي را بر عهده دارد، موظف است در بسط فرهنگ امامت و رفع شبهات آن تلاش كرده و معارف اهل بيت را به دنيا معرفي كند. در اين ميان، آنچه اهميت دارد بيان مطالب اساسي و متناسب با رسانه در اين باب و پرهيز از ارايه مباحث حاشيه اي است. با اقرار به اين كه كنه و كرانه امامت و ژرفاي حقيقت امام و با اين دست تهي، در پيمانه هيچ انديشه و پژوهشي نمي گنجد، با مدد از آستان اهل بيت(ع) برشي از حقيقت و ماهيت امامت را در برابر ديده انديشه وران و پژوهشگران عرصه امامت مي گشاييم. پژوهش پيش رو در پنج فصل سامان يافته است. در فصل اول، كليات پژوهش از قبيل مفاهيم، پيشينه و تبيين معنا و تعريف امامت بيان شده و فصل دوم، عهده دار بازنمايي، دلايل و ضرورت امامت عامه است. فصل سوم شامل مباحث امامت خاصه و گزارش اجمالي از دوره امامت هر كدام از پيشوايان دوازده گانه است و در بخش پاياني اينفصل، مباحثي درباره نظريه ولايت فقيه در دوره غيبت امام بيان مي شود. فصل چهارم به بازخواني امامت و رسانه اختصاص دارد و بايدها و نبايدهاي رسانه و ايده ها، محورها و موضوعات برنامه سازي را پيش روي برنامه سازان قرار داده است. فصل پاياني به معرفي منابع مكتوب، موسسات و مراكز تخصصي و معرفي كارشناسان و پژوهشگران حوزه امامت پرداخته است. در پژوهش حاضر تلاش شده است در فرم و قالب جديدي كه منطبق بر اصول رسانه اي است، اصحاب رسانه را در امر برنامه سازي مرتبط با امامت ياري رساند. در پايان از زحمات پژوهشگر ارجمند جناب آقاي ايرج حجازي در تحقيق و تدوين اين اثر سپاسگزاري مي كنيم و اميد داريم مديران، برنامه سازان و پژوهشگران رسانه ملي، با ارائه نظرات خود، ما را در هرچه بهترشدن پژوهش ها ياري رسانند. اداره‌كل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه


موضوع: تاریخ نشر: مرداد1399 نویسنده: غلامرضا يوسف زاده

سنت‌گرايي در هنر؛ رويكردي انتقادي به مباني سنت‌گرايي و كاربست آن در آراي هنري

گزارش تحقيق پيش رو، نتيجه تبيين رويكردي انتقادي به سنت‌گرايي در مباني فكري و آراء هنري است. سنت‌گرايي، برخلاف روآوردن به سنت‌هاي شرقي، رويكردي غربي و ناشي از تحولات فكري غرب است كه در بستر انديشه غرب و به‌ويژه اروپا شكل گرفته و از آن ديدگاه است كه به شرق و اسلام نظر مي‌كنند. اساس تفكر سنت‌گرايان، روي‌آوردن به سنت‌هاي شرقي براي درامان‌ماندن از امواج سهمناك مدرنيته است. در اين ميان، آنها اسلام را بهترين راه مي‌دانند، ولي تنها راه نمي‌دانند؛ بنابراين در اين گرايش، تفاوتي ميان كوماراسوامي هندو و گنون تازه‌مسلمان شده نيست و هر دو به يك درجه مي‌توانند سنت‌گرا باشند. يكي از اركان تفكر سنت‌گرايان، «وحدت متعالي اديان» بوده كه روي ديگر آن «تكثرگرايي در حقانيت اديان» است؛ يعني همان‌گونه كه اسلام، حق و راهي به‌سوي حقيقت است، مسيحيت پولسي، هندوئيسم، بوديسم و آيين‌هاي چيني چون كنفوسيوس و تائوئيسم هم راهي به‌سوي حقيقت‌اند. سنت‌گرايان به تبع تقابل ميان سنت و مدرنيته، تقابل ميان هنر سنتي و هنر مدرن را مطرح مي‌كنند و هنر سنتي را به‌مثابه هنر حق، مي‌پذيرند و هنر مدرن را كه مولود مدرنيته است، طرد مي‌كنند. آنان هنر سنتي را به هنر قدسي و غيرقدسي تقسيم كرده و قلب هنر سنتي را هنر قدسي مي‌دانند. آنها معتقدند كه هنر قدسي به‌طور مستقيم با آيين‌هاي عبادي آن دين سروكار دارد يا از متن آن دين ناشي شده است. يكي از اشكالات عمده بر سنت‌گرايان، كلي‌گويي و مبهم و دربسته سخن‌گفتن آنهاست و به‌نظر مي‌رسد در پي اثبات عقلي يا نقلي ادعاهاي خويش نيستند. همان‌طور كه در غرب، تجربه قرون وسطي و تسلط كليسا بر تمام شئون فردي و اجتماعي و عقب‌ماندگي در اين دوران طولاني و تاريك باعث شد به يك‌باره از ايمان و جهان ديني فاصله گرفته و با هر مسأله‌اي كه داراي جنبه آسماني است، نگاه منفي داشته باشند، همين‌طور سرخوردگي از مدرنيسم و وقوع دو جنگ خانمان‌سوز اول و دوم و كشف اينكه آنچه جهان مدرن وعده داد، سرابي بيش نبوده است؛ باعث شد كه عده‌اي در دل اين تمدن، راه فرار را رويكرد به سنت‌هاي شرقي، كه ريشه‌اي آسماني دارند، بدانند و به‌طور كلي از مدرنيسم و همه دست‌آوردهاي آن انتقاد كنند. بر اين اساس، سنت‌گرايي، جرياني غربي و ناشي از واكنش روان‌شناختي برخي انديشمندان غربي است و اين جريان در جهان اسلام كه اساساً مدرنيسم را جز از راه واردات تجربه نكرده و هنوز چندان از جهان سنتي دور نشده است، نمي‌تواند راه حل مناسبي باشد. در واقع، سنت‌گرايي واكنش غربي به اوضاع و احوال جهان غرب است و اساساً اين مسئله در جهان اسلام به آن صورت مطرح نيست. اين اثر تلاش دارد موارد ذكرشده را بررسي كرده و با نگرشي خلاقانه و بديع، كاركردهاي سنت‌گرايي را مورد توجه قرار دهد. در پايان از تلاش‌‌هاي علمي پژوهشگر محترم، جناب حجت‌الاسلام غلامرضا يوسف‌زاده قدرداني مي‌كنيم و اميدواريم اين پژوهش، مورد مداقّه و بحث و نظر اصحاب رسانه، پژوهشگران و علاقه‌مندان اين عرصه قرار گيرد. اداره‌كل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه


موضوع: تاریخ نشر: خرداد1399 نویسنده:

بررسي شيوه هاي پاسخگويي به شبهات جوانان بااستفاده از ظرفيت راديو جوان

هدف پژوهش حاضر بررسي شيوه‌هاي مطلوب پاسخگويي به شبهات ديني جوانان در شبكه راديويي جوان است. براي رسيدن به اين هدف، در پژوهش حاضر از دو روش فراتركيب و مصاحبه‌ عميق با متخصصين بهره لازم را برده‌ايم. از روش فراتركيب، مطالعات پاسخگويي به شبهات ديني براي فراهم آوردن داده‌هايي جامع، يكپارچه و نظام‌مند كه متناسب با كاربست رسانه‌اي باشد و بتواند در مسير نيل به شيوه‌هاي مطلوب پاسخگويي به شبهات ديني جوانان ياري رساند، استفاده كرده‌ايم و از روش مصاحبه عميق براي بازتعريف شيوههاي پاسخگويي به شبهات در بستر خاص رسانه راديو و به طور ويژه شبكه راديويي جوان بهره برديم. در نتيجه اين پژوهش، شيوه‌هاي مطلوب پاسخگويي به شبهات ديني جوانان در شبكه جوان در قالب يك فرايند شش‌مرحله‌اي ارائه شد. در گام اول، به طور تفصيلي به چهار مقوله «شناخت محتوايي شبهه»، «شناخت عوامل شبهه‌ساز»، «شناخت حاملين شبهه» و «شناخت پيامدهاي شبهه» پرداخته شد. در گام دوم نيز سه مقوله «انواع راهكارهاي مقابله با شبهه»، «اصول پاسخگويي به شبهه» و «روش‌هاي پاسخگويي به شبهه» به طور مبسوط مورد بحث و بررسي قرار گرفت. در گام سوم، سنجش شرايط در قالب چهار مقوله «شناخت راديو»، «شناخت ويژگي هاي شبكه راديويي جوان»، «مخاطب‌شناسي» و «اوضاع كلي حاكم بر جامعه» به صورت مجمل مطرح شد. در گام چهارم، پاسخگويي مطلوب به شبهات ديني جوانان در شبكه راديويي جوان در پنج محور اساسي «مباني»، «مقدمات»، «الزامات»، «انواع رويكردهاي پاسخگويي» و «راهكارهاي حفظ توجه مخاطب» توضيح داده شد. در پايان از تلاش پژوهشگر ارجمند جناب آقاي حجت سليم در پديدآوري اين اثر سپاسگزاري كرده و اميدواريم اين پژوهش، در راستاي نزديك‌سازي عرصه‌هاي پژوهش به برنامه‌سازي و توليد، منشا اثر و محل استفاده مديران، تصميم‌گيران و برنامه‌سازان رسانه ملي قرار گيرد.


تاریخ نشر: خرداد1399 نویسنده:

اغوا؛ تجربه پژوهي مسيحيت تبشيري در حوزه رسانه

امروزه گروه هاي تبشيري زيادي در سراسر دنيا با استفاده از تمام ظرفيت‌هاي موجود به‌دنبال گسترش آيين مسيحيت هستند. فعاليتهاي تبليغي مسيحيان براي انتشار آرا و عقايد خود در سرزمين هاي گوناگون از صدر مسيحيت آغاز شده است و تا امروز همچنان ادامه دارد. امروزه تبليغ مسيحيت، ديگر مانند سابق به‌صورت سنتي نيست؛ بلكه روزبه روز پيچيده‌تر مي شود. تبليغ در پوشش خيريه، امور آموزشي، عمراني و بهداشتي شروع مي‌شود و پس از آن با به‌كارگيري رسانه هايي همچون كتاب، روزنامه، راديو، تلويزيون و شبكه هاي ماهواره اي و اينترنت ادامه مي‌يابد. در چند دهه اخير و هم زمان با پديدارشدن ارتباطات رسانه اي نوين مانند ماهواره و اينترنت، مسيحيت با چالش جديدي در تبليغ پيام هاي ديني روبه رو شد. تحولي اساسي به شكل رسانه اي‌شدن دين و فاصله ‌گرفتن از نمادها و مفاهيم مسيحيت سنتي در ساحتي كه رسانه ها براي آن به ارمغان آوردند، موجب شد برخي فرقه هاي مسيحي در ارزيابي شرايط جديد خود و پيش بيني فرصت ها و تهديداتي كه وجود داشت، شكل جديدي از مراسم ديني و تبليغي را ارائه كنند كه با استقبال مخاطباني مواجه شد. شناخت شيوه هاي تبليغ براي طرح ريزي استراتژيك الگوهاي مؤثر رسانه-اي حائز اهميت است. سابقه اين بحث به‌صورت پراكنده، تحقيقات و رصدهايي است كه توسط صداوسيما و ارگان هاي اطلاعاتي و امنيتي انجام شده كه بيشتر به جنبه هاي سياسي آن توجه شده است يا اين‌كه بيشتر در زمينه آسيب شناسي شبكه هاي ماهواره اي است كه مي‌كوشد بي‌نظمي‌هاي اخلاقي و فرهنگ بي بندوباري را رواج دهد و در ميان مقالات، نگاه كاربردي به پيشرفت رسانه اي براي ترويج فرهنگ ناب اسلامي كمتر احساس مي¬شود. هدف از تاليف اين تك‌‌نگاشت عبارت است از: ـ شناخت فعاليت هاي رسانه اي مسيحيت تبشيري از نظر ساختار و شكل ارائه پيام با تحليل محتوا؛ ـ شناخت شيوه هاي تبشيري مؤثر؛ ـ ارائه راهكارهاي مناسب به‌منظور بي اثرساختن اقدامات تبشيري؛ ـ پيشنهاد ايده براي افزايش جذابيت در توليد برنامه هاي رسانه ملي. در مرحله نخست با استفاده از روش توصيفي ـ تحليلي، اسناد و منابع متعدد در موضوع مسيحيت تبشيري مطالعه و از آن بهره برداري شد. پس از آن، مصاحبه با متخصصاني صورت گرفت كه در حوزه مسيحيت تبشيري، به ويژه رسانه فعاليت داشتند. كشف خلاقانه ايده‌ها يا توليد اطلاعات مناسب براي برنامه سازي در اين موضوع مزيت استفاده از تجارب متخصصان اين عرصه است. در پايان لازم است از پژوهشگر ارجمند سركار خانم طاهره زاهدي و نيز راهنمايي استادان محترم جناب حجت‌الاسلام دكتر محمدحسين طاهري آكردي در بخش جنبش پنطيكاستي، حجت الاسلام دكتر سعيد ارجمندفر در بخش رسانه و سينما و حجت‌الاسلام محمد كاشاني در بخش ارائه راهكار، تشكر و قدرداني كنيم. اميد كه اين گونه آثار روزنه‌اي هرچند كوچك در راستاي شناساندن فعاليت هاي رسانه اي مسيحيت تبشيري و شيوه‌هاي مواجهه با اين جريان، فراروي مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي بگشايد. اداره‌كل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه


موضوع: تاریخ نشر: ارديبهشت1399 نویسنده: گروهي

بسته پژوهشي با موضوع جهش توليد

هدف نام گذاري سالانه رهبرمعظم انقلاب اسلامي منطبق بر اهميت موضوع به تناسب شرايط روز كشور ،تمركز فعاليت ها در حاكميت اعم از قواي سه گانه و حول شعار سال است و تعيين اين شعارها سالانه نه ققط براي مسئولان اجرايي ، قضايي و قانون گذار كشور ،كه راهبرد براي آحاد ملت است . در سال 1399نيز رهبر معظم انقلاب ،محور فعاليت ها را «جهش توليد"نام گذاري فرمودند. اداره‌كل پژوهش هاي اسلامي رسانه طبق روال سال هاي گذشته ، فرمان رهبر معظم انقلاب را لبيك گفته و بر اين اساس با هدف دستيابي سهل عوامل رسانه ملي به ويژه دست اندركاران برنامه سازي به موضوعات مرتبط با جهش توليد بخش هايي از آثار منتشر شده در سالهاي گذشته را در قالب يك مجموعه مستقل در اختيار علاقمندان قرار مي گيرد، بدان اميد كه در روشن شدن ابعاد گوناگون موضوع رونق توليد مفيد واقع گردد. كتابهايي كه دراين خصوص به كار رفته اند عبارتند از: حمايت از توليد ملي در سيره عالمان ديني و نخبگان ملي(سيد علي محمّدي متكازيني و سيد محمدحسين حسيني هرندي) رسانه ملي پيشران اقتصاد مقاومتي(گروهي) رسانه و نقش خانواده در توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني (حسين رئيسي واناني، غلام‌حسن عيوضي) توليد، كار و سرمايه از منظر آموزه‌هاي ديني (سيد صادق سيد‌نژاد و سيد رضي سيدنژاد) ايده‏پردازي و موضوع‏يابي رسانه‏اي توليد ملّي؛ حمايت از كار و سرمايه ايراني )محمدكاظم جعفرزاده فيروزآبادي( زيرنويس ها و پيام هاي كوتاه ويژه توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني(مريم سقلاطوني) زن، خانواده و توليد با تأكيد بر نقش رسانه ملي(رضايي و پيشوايي) نقش رسانه در ارتقاي توليد ملي و توسعه‌يافتگي (سيده صديقه حسيني) راهنماي مطالعاتي اقتصاد مقاومتي، توليد و اشتغال


تاریخ نشر: ارديبهشت1399 نویسنده:

جهش تولید؛ ویژه‌نامه موضوع سال 1399

سال 1399 از سوی رهبر معظم انقلاب، سال «جهش تولید» نامگذاری شد. بر همین اساس، حرکت در مسیر پیشرفت اقتصادی و حل مشکلات که دغدغه اصلی کشور در یک دهه گذشته بود، در سال پیش‌رو نیز در اولویت‌های سیاست‌گذاری و فعالیت‌های دولت و مردم قرار خواهد گرفت. تأکید به ضرورت ده‌برابرشدن فعالیت‌ها در امر تولید داخلی با تاثیرگذاری بر زندگی مردم، نقطه ثقل فرمایش ایشان در پیام نوروزی بود که نیاز به یک جهاد عمومی برای تحقق آن دارد. اثر پیش‌رو، حاصل تلاش شبانه‌روزی پژوهشگران اداره‌کل پژوهش‌های اسلامی سازمان صداوسیماست که با محوریت شعار سال، به تولید محتوای مورد نیاز مدیران و برنامه‌سازان رسانه ملی پرداخته است. این اثر که نتیجه گفتگو با کارشناسان حوزوی، دانشگاهی و برنامه‌سازان رسانه و همچنین مطالعه آثار علمی در این زمینه است، شامل مطالبی چون «جهش تولید در آیینه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی»، «راهبردها و ایده‌های برنامه‌سازی» ویژه مخاطب عام، کودک و نوجوان و جوان، زن و خانواده، «کلیدواژه‌های پیشنهادی» در دو بخش ایجابی و سلبی، «سؤالات رسانه از مردم، کارشناسان و مسئولان»، «زیرنوشت»، «موضع شبکه‌های وهابی فارسی‌زبان نسبت به شعار سال» و معرفی آثار اداره‌کل پژوهش‌های اسلامی صداوسیما درباره مسائل اقتصادی می‌باشد. امید است که مدیران و برنامه‌سازان رسانه ملی بتوانند از این کوشش پژوهش‌محور در امر سیاست‌گذاری و همچنین تولید برنامه در شبکه‌های صداوسیما بهره لازم را ببرند. در اینجا لازم است از پژوهشگران محترم آقایان دکتر احسان آذرکمند، محمد خلجی، عباس غلامی، علی امانی، حسین دهقان منشادی، سیدصادق سیدنژاد، حمید رحمانی، سیدمحمدحسین حسینی هرندی، امیر دلاورزاده، محمدسعید کبیر، علی کاملی و خانم‌ها مریم سقلاطونی، فریده پیشوایی، سیده‌مریم چاوشی و راضیه زند که در پدیدآوری این اثر اهتمام داشتند، قدردانی کنیم. همچنین از اساتید و کارشناسان محترم آقایان حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالکریم بهجت‌پور، دکتر احمد پهلوانیان، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر صداقت کشفی، دکتر امید جهانشاهی، دکتر حسین بصیریان جهرمی، دکتر مصطفی مولایی، رحمان سیفی آزاد، احسان شریعتی، قاسم کرباسیان و خانم‌ها مریم معین‌الاسلام، دکتر مریم اسماعیلی، دکتر نفیسه فقیهی مقدس، دکتر راضیه میرعلی ملک و دکتر شفیقه نیک‌جهان بابت ارائه نظرات کارشناسی و مشاوره تقدیر و تشکر می‌کنیم. اداره کل پژوهش‌های اسلامی رسانه


موضوع: تاریخ نشر: ارديبهشت1399 نویسنده:

معنويت در پويانمايي: انتقال مفاهيم معنوي در قالب انيميشن

انتقال مفاهيم معنوي در قالب انيميشن، پژوهشي است كه به منظور مطرح كردن جذّابيت‏هاي بصري و عمق تأثير اين مديوم بر مخاطب كودك و نوجوان، انجام شده است. تلاش اثر حاضر بر اين بوده كه پس از آشناساختن مخاطب با اين مديوم، به بررسي‌ تئوريك آن از منظر مباني نظري فلسفه اسلامي بپردازد. انيميشن‏ها معمولاً به شكل روگرفتي از تكنيك‌ها و سبك‌هاي توليد در انيميشن‌هاي هاليودي ساخته مي‌شوند. با توجه به رسالت اداره¬كل پژوهش‌هاي اسلامي رسانه، جست‌وجو براي يافتن چهارچوبي كه در عين تناسب و ابتناء بر نظام هستي‏شناسانه حِكمي مسلمانان، ناظر به دستورالعمل‌ها و راهبردهاي عملي و كاربردي باشد و به مسيري خاص و حكمت‌بنيان در عرصه برنامه‏سازي پويانمايي بينجامد، از اهداف انجام اين پژوهش به شمار مي¬رود.


تاریخ نشر: 1398 نویسنده: محمد همتي

بايسته هاي اخلاقي حضور اجتماعي زنان

موضوع حضور زن در اجتماع، يكي از مسائل بحث‌برانگيز و مورد مناقشه در دهه‌هاي اخير است. اين مسئله، پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران نيز به‌عنوان يكي از دغدغه‌ها و سؤالات علاقمندان مسايل اجتماعي بوده است. مطالعه و تعمق در آيات قرآن و روايات اسلامي، مؤيد اين نكته است كه اسلام، احياگر شخصيت زن و حافظ كرامت انساني اوست و اين آيين ناب، براي زن همانند مرد، حقوق اقتصادي، اجتماعي و سياسي قائل است. در اسلام، زن مانند مرد مي‌تواند با رعايت قوانين و مقررات اسلامي در فعاليت‌هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي شركت كند تا آنجا كه در بسياري از موارد، شركت زنان در جامعه و به‌عهده‌گرفتن مسئوليت‌هاي عمومي، مانند مردان، واجب است؛ از جمله: تصدي امور بانوان در جامعه، امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر و بسياري از فعاليت‌هايي كه متناسب با زن بوده و اختصاص به زن دارد. البته شركت در فعاليت‌هاي عمومي و به‌عهده‌گرفتن مسئوليت‌هاي اجتماعي زنان، مشروط به شرايطي است كه بايد از سوي جامعه مهيا شود و مقدمات اين حضور را فراهم سازد؛ لذا در صورتي اين حضور، مثبت و سازنده است كه در چارچوب مقررات الهي و ديني باشد. براين اساس، حضور اجتماعي زن در جامعه، حضوري بي‌ضابطه نيست و اسلام ضمن اين‌كه فعاليت زن در جامعه را يك تكليف براي او دانسته، شرايطي نيز براي آن قائل شده است؛ چرا كه اگر قرار باشد زنان، با توجه به ويژگي‌هاي ذاتي و طبيعي خود، حضوري بدون ضابطه داشته باشند، علاوه بر اين‌كه نمي‌توانند به جامعه خدمت كنند، به عاملي براي ايجاد اختلال در جامعه نيز تبديل مي‌شوند. براي اين كه در جامعه ايجاد اختلال صورت نگيرد و اين جذابيت‌هاي زنانه مورد سواستفاده واقع نشود، ضوابطي از جمله نحوه پوشش بانوان براي حضور در اجتماع در نظر گرفته شده و حتي براي نوع صحبت كردن، نگاه ايشان و ديگر موارد، شرايطي در نظر گرفته شده است تا هم حضوري عفيفانه، هم پوششي عفيفانه، هم نگاه عفيفانه و هم رفتاري عفيفانه داشته باشند. بر اين اساس، كار، فعاليت و حضور در عرصه اجتماعي براي زنان مسلمان از ديد اسلام با رعايت چارچوب فقهي واخلاقي و همچنين حفظ كانون خانواده نه تنها ممانعتي ندارد؛ بلكه يكي از مجوزهايي است كه از طرف دين براي آنها صادر شده و به‌عنوان يك مسئوليت و تكليف در دين براي تمامي مسلمانان لحاظ شده است. در اين ميان، يكي از عرصه‌هاي مهم اجتماعي، رسانه است و حضور زنان در آن بسيار پررنگ بوده و بدون ترديد رسيدن به رسانه تراز انقلاب اسلامي بدون ترسيم و ساري و جاري‌كردن قواعد فقهي واخلاقي، به‌ويژه در مقوله حضور زن امكان‌پذير نيست. از آن‌جا كه رسانه بايد پذيراي حضور زن باشد، بنابراين لازم است به نحوه حضور زن در رسانه اهتمام جدي داشته باشد و براي كيفيت‌بخشي به آن حضور، نيازمند ترسيم چارچوب فقهي، اعتقادي و اخلاقي براي اين حضور است. اثر حاضر، درآمدي است بر بايسته‌هاي اخلاقي حضور اجتماعي زنان در رسانه و اينكه نحوه اين حضور در رسانه بر اساس قواعد اخلاقي، چگونه بايد باشد. در پايان از زحمات و تلاش‌هاي ارزنده پژوهشگر ارجمند جناب حجت‌الاسلام آقاي محمد همتي در پديدآوري اين اثر قدرداني مي‌كنيم و اميدواريم اين نوشتار، مورد توجه صاحبان انديشه، مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي قرار گيرد. اداره‌كل پژوهش هاي اسلامي رسانه


موضوع: تاریخ نشر: 1398 نویسنده:

راهكارهاي رسانه‌اي مقابله با فرهنگ اشرافي‌گري در بين مسئولان

در منطق اسلام وسعت‌بخشيدن به زندگي مادي مستحب است؛ ولي به‌اندازه‏اي كه نياز طبيعي انسان تأمين شود و محتاج كسي نباشد؛ نه آنكه روزبه‌روز زندگي مادي و دنيوي خويش را توسعه و آن را شأن كاذب خود قرار دهد؛ زيرا در اين صورت، جامعه اسلامي با پديده شومي چون اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي روبه‌رو خواهد شد. اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي از هر مسلماني ناپسند و از مديران جامعه اسلامي، ناپسندتر است و از جمله فسادهاي اخلاقي حاكمان به‌شمار مي‌آيد. اگر بهره‏مندي انسان از امكانات، فخر و فضل و كمال ‏بود، بايد پيامبران الهي كه مقرب‏ترين افراد به خداوند هستند، ثروتمندترين انسان‏ها باشند، حال آنكه به فرموده اميرمؤمنان، حضرت علي(ع)، پيامبراكرم‏(ص) گرسنگي را بيش از ديگران، بر خود روا مي‏داشت و وقتي دنيا به وي عرضه شد، از پذيرفتن آن امتناع ورزيد. اميرمؤمنان(ع) مي‏افزايد: از نظر تاريخي مسلّم است كه انبيا، خصوصاً پيامبر اكرم‏(ص)، ساده زندگي مي‏كردند. بنابراين اگر ثروتمندبودن كمال باشد، بايد پذيرفت كه ـ معاذالله ـ حق‌تعالي كامل‏ترين انسان‏ها را از اين كمال محروم كرده است. بنابراين تجمل‌گرايي براي مسئولان نظام اسلامي، مسئله‌اي ناروا و نكوهيده است و در روايات از اين گرايش نكوهش شده است. امروزه كه مردم با رسانه‌‌ها، زندگي و الگوهاي سبك زندگي خود را از آنان تقليد مي‌كنند، نقش رسانه‌‌ها در موضوع تجمل‌گرايي و اشرافي‌گري از اهميت بسزايي برخوردار است؛ زيرا رسانه‌‌ها به‌گونه‌اي بر الگوهاي زندگي مردم اثر مي‌گذارند كه مخاطبان، بسياري از فعاليت‌هاي ديگر خود را با برنامه‌‌‌‌هاي آنان تنظيم مي‌كنند و به همين دليل تلويزيون به‌صورت يك گروه مرجع قوي درآمده است (گيدنز، 1373، ص476). براساس اين قاعده هر چه تلويزيون بتواند به‌صورت يك گروه مرجع مثبت دربيايد، تأثير و نفوذ بيشتري بر بينندگان خود مي‌گذارد. اين نفوذ از طريق تغيير نگرش‌ها، گرايش‌ها، باورها، ارزش‌ها يا رفتار اشخاص ديگر صورت مي‌گيرد كه منجر به تغيير رفتار بر اثر تقليد مي‌شود و دانشمندان از آن به برانگيختن مخاطبان به عمل ياد كرده‌اند. (فرهنگي، 1373، ص46) براين‌اساس بايد مهم‌ترين راهبرد رسانه ملي كه يك منبع ارسال پيام در معرفي و بازنمايي الگوهاي مورد علاقه مخاطبان خود است، پرهيز از گرايش به روحيه اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي باشد؛ زيرا انسان‌ها، به‌عنوان تماشاچيان فيلم‌‌ها در شرايط بسيار حساسي، خود را جاي هنرپيشه‌‌ها گذاشته، رفتار آنان را تقليد كرده، ارزش‌هاي ناخودآگاهانه تزريق‌شده را دروني مي‌كنند. (رفيع‌پور، 1370، ص36) بر اين اساس، اثر حاضر براي دستيابي به هدف فوق و پشتيباني پژوهشي از برنامه‌سازان، با مطالعه و بررسي علمي برنامه‌هاي رسانه ملي به رشته تحرير درآمده است. به‌دليل كمبود ادبيات نظري در اين زمينه، به نظر مي‌رسد اين پژوهش بتواند خلأ موجود را تا حدودي پر كند و بستر لازم را براي انجام‌دادن پژوهش‌هاي جديد فراهم سازد. در پايان از زحمات پژوهشگر ارجمند، جناب آقاي دكتر مهدي مبيني در پديدآوري اين اثر سپاسگزاري مي‌كنيم و اميدواريم مورد استفاده مديران، برنامه‌سازان و پژوهشگران رسانه ملي قرار گيرد.


موضوع: تاریخ نشر: اسفند1398 نویسنده: اكبر اسدعليزاده

بررسي تطبيقي افكار گروه‌هاي تكفيري- وهابي با خوارج

اگرچه تكفيري هاي وهابي در اكثر كشورها با شكست نظامي روبه رو شدند و پايگاه منطقه اي و اجتماعي مهمي در هيچ كجاي دنيا و كشورهاي اسلامي ندارند، اما به واقع اين گروه ها يك گروه نظامي صرف نيستند، آنها يك فكر و اعتقاد هستندكه با تبليغات فراوان و استفاده از ابزارهاي رسانه اي جديد و پول كشورهاي مرتجع عربي و همچنين ضعف اعتقادي مسلمانان و غير مسلمانان توانستند تفكر تكفيررا در دنيا پراكنده كنند و از اين راه به اعوان و انصار، دست يابند و با كمك قدرت هاي جهاني، مناطقي را به اشغال خود دربياورند. بنابراين بعد نظامي و سلطه آنها اگرچه در مدت زمان كوتاهي به همت جمهوري اسلامي ايران و مقاومت مردم منطقه تقريباً نابود شد، اما فكر و انديشه آنها به اين زودي زايل شدني نيست و به پژوهش و روشنگري ابعاد مختلف انحرافي آنهانياز دارد. اين پژوهش درصدد آن است تبيين كند اين گروه ها برآمده از افكار جديد نيستند و ريشه در جاهليت گروه هاي انحرافي صدر اسلام، همچون خوارج دارند؛ يعني همان گروه هايي كه در مقابل امام بر حق و خليفه معتمده همه مسلمانان ايستادند و مسلمانان بسياري را به جرم تكفير از دم تيغ گذراندند. در پايان از پژوهشگر ارجمند جناب حجت الاسلام اكبر اسدعليزاده عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي كه زحمت اين تحقيق را بر عهده داشتند،تشكر مي‌كنيم. اميد است اصحاب رسانه از آن بهره گيرند.


// موضوع



// کتاب