موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: اسفند1393 نویسنده: حسن اردشيري لاجيمي

سراب معنويت گزارشي تحليلي از فعاليت جريان‌هاي معنويت‌گراي نوظهور

انسان‌ها تنها موجوداتي هستند كه به طور فطري حقيقت‌جو و حقيقت‌مدارند، ازاين‌رو، آنها در تمامي دوران حيات خويش در پي كمال و زيبايي متعالي در حركتند. بنابراين، خداوند در هيچ برهه‌اي بشر را بدون راهنما رها نكرد؛ زيرا همواره افسونگراني پيدا مي‌شوند كه براي رسيدن به اهداف خويش سر راه اهل سلوك قرار مي‌گيرند تا كالاي جعلي و ناسره خويش را به عنوان متاعي سره، غالب كنند. امروزه در عصري زندگي مي‌كنيم كه بايد عصر معنويت ناميد؛ زيرا بشر امروزي براي رهايي با گذشت عصر مدرنيته و خستگي مفرط، از آلام روحي و رواني آن، به طور گسترده به معنويت روي آورده است و شياطين نيز براي دوران استعماري جديد خويش با اسلحه معنويت به جنگ با معنويت ناب آمده‌اند. البته كشوري چون ايران كه مهد اولين انقلاب معنوي عصر حاضر به حساب مي‌آيد و توانسته است با معنويت‌گرايي حركتي پرشور و پويا را در جهان معاصر ايجاد كند؛ بيشتر مورد تهاجم معنويت‌هاي كاذب و دروغين داخلي و خارجي است. متأسفانه مسئولان و دست‌اندركاران عرصه‌هاي فرهنگي نيز برخي اوقات، به دليل جهل به موضوع، وسيله رشد و ترويج بسياري از آنها را در سطح كشور فراهم كرده‌اند. از سويي ديگر نبود آثار علمي مكتوب و رسانه‌اي، اعم از صوتي و تصويري و...، فرصت رشد بيشتر اين جريان‌هاي معنويت‌گراي انحرافي را ايجاد كرده است. ما هنوز اثر علمي دقيقي براي معرفي فرقه‌ها و مكاتب نوپديد در كشور نداريم و محققان به خود اجازه نمي‌دهند در نقد برخي از فرقه‌ها صفحه‌اي بنويسند. بنابراين، قلم‌ها و بيان‌هاي سحّاري به راحتي و با كمترين هزينه و با فرصتي كه خود ايجاد مي‌كنيم در لايه‌هاي دروني جامعه جوان و تشنه معنويت رسوخ و افكارشان را از راه راست منحرف مي‌كنند. امير بيان، امام علي عليه السلام چه زيبا در معرفي اين جريان‌ها فرمودند: ">فَلو اَنَّ الباطلَ خَلَصَ مِن مِزاج الحَقِّ لَم يخفَ عَلي المُرتادِينَ وَلَو اَنّ الحقَّ خَلَصَ مِن لَبسِ الباطلِ اِنقَطَعت عَنهُ اَلسنُ المعاندينَ ولكن يؤخَذُ مِن هذا ضِغثٌ و مِن هذا ضِغثٌ فَيمزَجانِ فَهُنالِكَ يستَولي الشَّيطانُ عَلي اوليائهِ وَ ينحوُالّذين سَبَقَت لَهُم مِنَ اللهِ الحُسني ">پس اگر باطل با حق مخلوط نمي‌شد، بر طالبان حق پنهان نمي‌ماند و اگر حق از باطل جدا و خالص مي‌شد، زبان دشمنان قطع مي‌گرديد. اما قسمتي از حق و قسمتي از باطل را مي‌گيرند و به هم مي‌آميزند؛ آنجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مي‌شود و تنها آنان كه مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند يافت نويسنده در اثر حاضر به اندازه توان، معنويت دروغين و حقيقي و ناب را معرفي كرده است. ازاين‌روي سعي كرده با نگاه انتقادي اشكال‌هاي برخي مكاتب معنويت‌گراي انحرافي نوپديد را بيان نمايد.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: اسفند1393 نویسنده: عبدالله بيچرانلو,علي حاج محمدي

تعامل دين و رسانه در فضاي نوين رسانه‌اي

فناوري در دو قرن گذشته، چهره جهان را بسيار دگرگون كرده، آثار شگفت‌انگيز آن، بر ابعاد و جوانب گوناگون حيات بشر اثر گذاشته است. سبك زندگي انسانها، نگرشها، هنجارها، ضدهنجارها و ارزشها، حتي سازوكارهاي اداره جوامع به شدت تحت تأثير تغييرات فناوري بوده است. دگرگوني‌هاي همه‌جانبه، در همه عرصه‌هاي زندگي انسان مدرن، آثار مثبت و منفي فراواني داشته است. اين دگرگوني‌هاي شتابان، به همراه خود چالش‌هايي بسيار جدي، براي هنجار‌ها، باور‌ها، رويه‌ها و قواعدي كه در گذشته وجود داشته‌اند و در تنظيم روابط اجتماعي و چگونگي تعامل ميان انسان‌ها نقش ايفا مي‌كرده‌اند، دربرداشته است. در برخورد با سير شتابنده اين دگرگوني‌ها، دو رويكرد ممكن است در پيش گرفته شود: 1. انفعال و تسليم (هر چه پيش آيد خوش آيد) كه سرنوشت خود را به دست تحولات مي‌سپرد تا همچون طوفاني به هر سو ببرد. 2. آمادگي ناشي از آگاهي در برابر تحولات و برخورد فعال و فوق فعال با آنها. «جوامع بلوغ‌يافته نه تنها مي‌كوشند تا آنجا كه ممكن است با آماده ساختن خود براي مقابله با تحولات، از غافلگير شدن و در گرداب حوادث ناخواسته افتادن پرهيز كنند، كه همه همت خود را به كار مي‌بندند تا با برساختن سناريو‌هايي از آينده‌هاي محتمل‌الوقوع و ارزيابي نقاط قوت و ضعف هر كدام، مسير تحولات شتابناك را در حد امكان به گونه‌اي سامان دهند كه زمينه براي ظهور برخي از آينده‌هاي محتمل فراهم شود و در عوض از تحقق برخي ديگر از اين آينده‌ها كه مطلوب نيستند، جلوگيري به عمل آيد». (پايا، 1387: 13 و 15) اما بايد در خصوص فناوري و تأثيرات آن بر جوامع به نكته مهم ديگري توجه كرد: «از سوء‌ تعبيرهايي كه از فناوري ميشود، يكي آن است كه فناوري، قدري جلوتر از جامعه حركت مي‌كند و مردم را پشت سر مي‌گذارد. در نتيجه، گفته ميشود كه ما به شوك آينده ـ تعبيري كه آلوين تافلر ساخته است ـ دچار گشتهايم. گويي سرعت پيشرفتهاي تكنولوژيك ما را مبهوت كرده است؛ انديشهاي كه در ادبيات جامعهشناسي نيز البته با اصطلاحاتي اندك متفاوت يافته ميشود. ويليام اف. آگبرن، جامعهشناس، عبارت «تأخر فرهنگي» را با اين استدلال برساخت كه فناوري به نيروي غالب در تغيير اجتماعي بدل شده و نهادهاي اجتماعي و فرهنگي نتوانستهاند خود را با آن سازگار كنند كه در نتيجه، منجر به تأخر فرهنگي شده است. متأسفانه از آن هنگام استفادههاي نابخردانه‌اي از اين ايده صورت گرفته است.» (بل، 1382: 19) ‌منظور اين است كه به رغم تغيير و تحولات شتابان فناوري،‌ مي‌توان با سياست‌گذاري به‌هنگام و پيشرو، اين تحولات را از نظر تأثيرات اجتماعي ـ فرهنگي بر جامعه به سويه‌اي مطلوب سوق داد؛ چنان‌كه در گذشته نيز در دورههاي گوناگون، همواره نگرانيهايي جدي از نوآوري‌هاي فناورانه، به ويژه در عرصه رسانه بروز كرده و در مواردي كه در تعامل با اين پديدههاي نو،‌ فعالانه و نه منفعلانه عمل گرديده،‌ فناوري نه تنها تهديد نبوده،‌ بلكه به فرصت نيز تبديل شده است. براي مثال، توسعه صنعت چاپ، نه تنها موجب مقابله با دين نشد،‌ بلكه به دليل فراهم شدن امكان توليد انبوه كتاب‌هاي ديني، فرصت‌هاي بسياري را براي تبليغ گستردهتر دين فراهم كرد.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: اسفند1393 نویسنده: صديقه السادات رجايي الموسوي

تحليل فرمي شبكه‌هاي ماهواره‌اي ديني(با تأكيد بر دو قالب گفت‌وگو و سخنراني)

قطار وارد ايستگاه مي‌شود و در هاله‌اي از دود و بخار، بوق زنان به جايگاه تماشاگرانِ حيرت‌زده نزديك مي‌شود. حتي برادران لومير هم دانسته بودند كه يك انتخاب درست در زاويه و ارتفاع دوربين، مي‌تواند چه تأثير متفاوت و شگرفي را به تصوير ببخشد. مجموعه تكنيك‌هاي هنرهاي بصري با تاريخ باستاني و كهنشان در تركيب‌بندي و بازي رنگ‌ها و شكل‌ها و خط‌ها و نقطه‌ها، در جلوه قاب‌بندي و ميزانسن به سينما آمد، اما اين تصوير متحرك و ناطق‌شده، تكنيك‌هاي ديگري را هم دربر داشت. يك دوربين بازيگوش در دستان هنرمند، نماها، زاويه‌ها و حركت‌هايي را تجربه كرد و قدرتي به تصوير بخشيد كه سرآغاز دوران جديدي شد؛ عصر تصوير و رسانه. كارگران از كارخانه خارج مي‌شوند؛ خانواده‌اي بر سر ميز غذا مي‌خورند؛ باغباني مشغول آبياري است. در اين ميان برادران لومير نيز به دنبال ضبط زندگي روزانه در قاب تصوير هستند، اما مسير اين كشف جديد آن دو برادر، پر از فراز و نشيب شد. در دست هر هنرمند تجربه‌گري، سرنوشتي دگرگونه يافت. آنان كه روايت‌ها و جهان‌هايي ساختند و به نمايش گذاشتند؛ آنان كه انديشه، احساس و دنياي ذهني ـ شخصي خود را با آن به تصوير كشيدند و دسته‌اي در پي ضبط حقايق بيروني و دسته‌اي به دنبال بازآفريني حقايق دروني خود بودند، اما در كنار به اشتراك گذاردن دنياها، باورها و احساس‌ها، اين رسانه متصور، زبان گويا و پركلامي شد براي فراخواندن و جهت دادن براي انتخاب؛ انتخاب يك فرد؛ انتخاب يك مرام و اعتقاد؛ انتخاب يك كالا؛ انتخاب يك سبك زندگي؛ انتخاب‌هاي پياپي و سرگرداني در دنياي تصاويري كه شد، عصر تبليغات رسانه‌اي. متن پژوهشي‌اي كه در ادامه مي‌آيد، يكي از گام‌هاي اين مسير ساده‌انگاشته شده در برنامه‌سازي براي رسانه ملي است. در اين پروژه، دو قالب برنامه‌سازي، يعني قالب سخنراني مذهبي ـ وعظ و قالب گفت‌وگو حول موضوع‌هاي ديني ـ مذهبي انتخاب شده است كه دو قالب پركاربرد در برنامه‌سازي در رسانه ملي هستند.


تاریخ نشر: بهمن1393 نویسنده: حسين رضاييان بيلندي

رسانه و نقش والدين در تربيت فرزندان

در فرهنگ الهي و نظام تربيتي اسلام، خانواده به عنوان دژي استوار و نهادي مقدس، بيشترين مسئوليت را در رشد و تحول، تربيت و تعالي وجود انساني فرزندان بر عهده دارد. در اين نگاه، خانواد‌ه، خميرمايه شخصيت انسان را شكل مي‌د‌هد‌. ازاين‌رو، امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايد: حق فرزند بر تو اين است كه بداني وجود او از توست و اعمال نيك و بد او در اين دنيا وابسته به توست. تو در برابر خوب تربيت كردن و راهنمايي كردن او به سوي پروردگار و اطاعت وي مسئول هستي. پس عمل تو درباره او همانند عمل كسي باشد كه مي‌داند در نيكي كردن به او، پاداش و در كوتاهي نسبت به او، كيفر مي‌بيند. در دنياي امروز، سرعت تحولات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و اخلاقي افزايش يافته و مدرنيته تمامي ابعاد زندگي انسان را در بر گرفته است. در اين ميان، به نظر مي‌رسد برخي والدين، به نوعي «استعفاي والديني» مبتلا شده‌ و وظايف تربيتي خود را در برابر فرزندانشان را فراموش كرده‌اند يا توانايي و مهارت لازم در اين باره را ندارند و نقش تربيتي خود را از دست داده‌اند. هدف پژوهش حاضر اين است كه با تأكيد بر مسئوليت اصلي والدين در تربيت فرزندان و تبيين اهميت آن، در جهت دانش‌افزايي و ترويج مهارت فرزندپروري والدين گام بردارد. اين اثر با بيان وظايف اصلي پدر و مادر، اصول و روش‌هاي تربيت، به توصيف وضع كنوني تربيت و آسيب‌هاي آن مي‌پردازد و راهكارهايي براي رفع موانع و افزايش نقش تربيتي والدين ارائه مي‌كند. در پايان، از تلاش‌هاي پژوهشگر ارجمند، جناب آقاي حسين رضاييان در نگارش اين اثر سپاس‌گزاري مي‌شود. اميد است اهالي رسانه ملي بتوانند با كمك گرفتن از اين اثر در افزايش نقش تربيتي والدين و هموارسازي راه تربيت، گام‌هاي مؤثرتري بردارند.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: بهمن1393 نویسنده: امير يزديان

دين و رسانه مفاهيم بنيادين يك رشته مطالعاتي نوظهور

در دو دهه گذشته، اندك موضوعاتي توانسته‌اند به اندازه بحث درباره فصل مشترك دين و رسانه، توجه صاحب‌نظران را به خود جلب كنند. براي نمونه، به كليساهاي مجازي، زيارت مجازي، تبليغ اينترنتي، اَبَركليساها، كليساهاي تازه ‌تأسيس، معابد مجازي، دعاي اينترنتي، وبلاگ‌هاي ديني تله‌ونجليسم و راديوي ديني، مي‌توان اشاره كرد. محبوبيت برخي ژانرهاي رسانه‌اي نظير موسيقي راك معنوي، رمان‌هاي ديني معاصر و بازي‌هاي ويديويي ايمان‌محور هر روز افزايش مي‌يابد. اماكن عبادي با به كارگيري فناوري ويديو پروجكشن و پرده‌هاي بزرگ و سيستم‌هاي نورپردازي و صدابرداري پيچيده، به محيط‌هايي چندرسانه‌اي تبديل شده‌اند. تجمع عبادت‌كنندگان، ديگر به حضور فيزيكي آنها در محلي مشخص، محدود نيست؛ چون رسانه‌هاي تعاملي، كليساهاي مجازي يا آن‌لاين را خلق كرده‌اند. اين پيشرفت‌ها، بررسي و مطالعه دقيق را مي‌طلبند. شيوه بازنمايي اديان مختلف در رسانه‌ها به دغدغه‌اي مهم بَدَل گرديده است؛ زيرا رسانه‌ها بخش عمده‌اي از اطلاعات مردم را درباره اين اديان فراهم مي‌آورند. در نهايت، اين حقيقت تعيين مي‌كند كه گروه‌هاي مختلف چگونه نمايش داده شده و شناخته شوند. از اين روي، گروه‌هاي ديني براي جلو‌گيري از سوءبرداشت‌ها، در بخش روابط عمومي، از افراد خبره بهره مي‌گيرند. دو دهه قبل، رابطه ميان دين و رسانه، موضوعي بود كه تازه توجه‌ها را به خود جلب كرده بود. امروزه اين رابطه به يك حوزه مطالعاتي پيشرفته بَدَل گشته است؛ حوزه تحقيقاتي نويدبخشي كه نه تنها رويكردي تازه به دين و رسانه دارد، بلكه به نظريه‌پردازي در حوزه كلي‌ِ ارتباطات جمعي نيز كمك مي‌كند.


تاریخ نشر: آذر1393 نویسنده: سيد رضي موسوي گيلاني

رسانه و هنر اسلامي

وقتي هنرمند اثري را مي‌آفريند، آن اثر داراي جنبه‌هاي معناشناختي است كه مستقيم و غير مستقيم مفاهيم اصلي و پيراموني را به مخاطب القا مي‌نمايد، از طرفي اثر هنري بيانگر روحيه و وضعيت احساسي و فكري هنرمند است كه شخصيت هنرمند را آشكار مي‌سازد، دوم آن كه علاوه بر بيان روحيه و احساس هنرمند، بياني از وضعيت اجتماعي، روحيه دوران و ترسيمي از افكار و انديشه‌هاي حاكم بر جامعه خواهد بود، به طوري كه ردّپاي عناصر ديني، اجتماعي و انساني را در آثار هنري مي‌توان جست، عناصري كه مي‌تواند فرازمان و فرامكان و بر آمده از ريشه‌هاي ديني و بالاتر از موقعيت‌هاي زماني و اجتماعي باشد. به علاوه از جمله راه‌هاي مناسب در تشخيص فاخر بودن اثر هنري اين است كه ببينيم چه تأثيري بر مخاطبان مي‌گذارد و كاركرد و فايده‌‌مندي آن مورد توجه قرار گيرد، به طوري كه از منظر هنر هنجاري، آثار فاخر و ارزشمند آن دسته آثار هنري است كه بتواند تاثير مثبت بيشتري را ايجاد كند. پاره‌اي از انديشمندان منظورشان از هنر اسلامي آن دسته از آثار هنري است كه مستقيما در قرآن و سنت مورد خطاب تعاليم ديني قرار گرفته باشد و آموزه‌هاي ديني در باره آن سخن گفته شده باشد، به طوري كه اگر متون ديني در باره هنري يا پديده‌اي به صورت مستقيم سخن نگفته باشد، آن هنر را از مصاديق هنر اسلامي و برخوردار از مشروعيت نمي‌دانند. بنا براين تلقي، معنايي كه از هنر اسلامي اراده مي‌شود آگاهانه يا ناآگاهانه مبتني بر پيش فرض حداكثري در تلقي از دين است، مبني بر اين كه انتظار اين است كه دين مستقيما در باره همه هنرها، چه هنرهاي موجود در زمان نزول وحي و چه هنرهايي كه در آينده شكل مي‌گيرد، سخن بگويد و اسلاميت و ديني بودن هر امري منوط بر داوري مستقيم آموزه‌هاي ديني در باره آنها است. در برابر اين تلقي، تفسير ديگري وجود دارد، مبني بر اينكه فرهنگ توسط انسانها و جوامع در طي قرون شكل مي گيرد و ديني بودن يا نبودن فرهنگ و عناصر آن از جمله هنر اين است كه افراد در شكل‌گيري هنر داراي دغدغه‌هاي ديني باشند و تعاليم ديني در انتخاب و گزينش آنان و يا در اقبال و توجهشان به پاره‌اي از هنرها و يا دورشدنشان از بعضي ديگر، حضور داشته باشد. به طوري كه اگر در جامعه‌اي، تعاليم ديني در شكل‌دهي فرهنگ و تمدن حضور داشته باشد و مؤمنان در خلق آثار هنري توجه به تعاليم ديني داشته باشند، مي‌توان گفت كه آن تمدن و يا هنر ديني است، همان‌طور كه در تاريخ تمدن اسلامي و يا در دوره قرون وسطا در تاريخ تمدن مسيحي، حضور دين را در عرصه انسان شناسي، معرفت‌شناسي و هستي‌شناسي جوامع شرقي و غربي مي‌بينيم و جوامع بيشترين تأثير خود را از متون مقدس و شخصيت‌هاي ديني اتخاذ نموده‌اند. از اين رو ديني بودن و يا ديني نبودن در روند تاريخ تمدن، مبتني بر كوشش مؤمنان و دين‌داران است كه رفتار، ايده، احساس، عواطف و تخيل خود را با تعاليم ديني سازگار كنند و زياده‌ها و كاستي‌هاي كنش خويش را با آن تعاليم آسماني مطابق سازند.


تاریخ نشر: آذر1393 نویسنده: محمد حسين حسيني هرندي

حكمت مطهر

انسان، موجودي است كه بر پايه عقل و منطق مي‌تواند به شناخت و شناساندن دست يابد. اين دارايي از آدمي، موجودي ساخته كه مي‌تواند حكيم باشد و حكيمانه بينديشد. به سخن ديگر؛ حكمت، سرمايه‌اي بزرگ و ارزشمند در زندگي معنوي بشريت است كه بر پايه آن، انسان با بررسي و كندوكاو در آفرينش مي‌تواند اندكي از گستره پهناور حكمت تدابير الهي در بخش‌‌هاي گوناگون را دريابد و به ديگران انتقال دهد. با اين وصف، مي‌توان پيشينه انديشه بشر را تا فراسوي تاريخ و همراه با آفرينش او به پيش برد؛ يعني انديشه، همچون يك ويژگي جداناپذير هميشه با انسان همراه بوده و از طرفي آشكار است كه اين انديشه و خرد، در راه حقيقت‌يابي، بهره‌مند از راهنمايي وحي و حجت بيروني بوده است و اين‌چنين است كه در كهن‌ترين گفت‌وگوهاي حكيمانه، رگه‌هاي اعتقادي غلبه دارد. از ديدگاه اسلام، به عنوان كامل‌ترين و آخرين دين الهي نيز، انديشه و خرد و به گونه خاص حكمت و فلسفه مورد توجه قرار گرفته است. حكمت در انديشه اسلامي در پي آن است كه از احوال موجود از آن جهت كه موجود است، گفت‌وگو كند. اين چنين است كه حكمت و فراخواني به آن بخشي از فلسفه بعثت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مي‌‌شود. اميرمؤمنان حضرت علي عليه السلام مي‌‌فرمايند: «فبالغ صلي الله عليه و آله في النصيحة و مضي علي الطريقة و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة (نهج البلاغه، خطبه 95) اين يعني نهايت تلاش پيامبر صلي الله عليه و آله پذيرش «توحيد» از طريق حكمت و شناخت بوده است. پس حكمت، عنصري از عناصر ايمان به حساب آمده و گمشده واقعي مؤمن است و چنان كه حكما و فلاسفه اسلامي ثابت كرده اند حكمت با شريعت رابطه‌اي ناگسستني دارد و مباحث شكل گرفته در اين حوزه، كم ترين شائبه را براي مخالفت نگذاشته است. اين ديدگاه، عامل مهمي شد تا مسلمانان به فراگيري انواع علوم بپردازند و مواريث علمي روم و يونان و ايران را ترجمه و از عناصر مفيد آن استفاده نمايند.


تاریخ نشر: آذر1393 نویسنده: اباذر افشار

رسانه ملي و نهادينه‌سازي فرهنگ عفاف و حجاب

فرهنگ عفاف و حجاب، در جايگاه هويت فردي و اعتبار اجتماعي، فرصتي براي ايجاد جامعه‌اي ايدئال و به دور از ناهنجاري‌هاي اجتماعي است. توجه نكردن به اين فرهنگ، به عنوان ارزش اخلاقي و هويت اجتماعي، تحكيم خانواده و امنيت فرهنگي و اخلاقي جامعه را تهديد مي‌كند. اگر همه دستگاه‌هاي فرهنگي و اجتماعي، براي نهادينه‌سازي حجاب، برنامه‌ريزي و تلاش كنند ولي حجاب دروني نشود و مورد پذيرش قلبي و اعتقادي قرار نگيرد، هويت اجتماعي به شكل مطلوب تحقق نخواهد يافت. بر اين اساس، دروني شدن حجاب به هويت فردي مستحكم و مستقلي نيازمند است تا نه به اجبار، بلكه به عنوان انتخابي منطقي و فردي براي كسب شخصيت اجتماعي قرار گيرد. بنابراين، براي رسيدن به سطح آرماني مطلوب در زمينه حجاب يا دست‌كم كاهش فاصله با آن و امكان كنترل برنامه‌ريزي‌شده محيط و هدايت روندهاي عادي در مسيرهاي همسو با انتظارات فرهنگي نظام اسلامي، به اقداماتي هماهنگ و دامنه‌دار نياز است. به منظور نهادينه‌سازي، گسترش و حفظ فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه و مقابله با بدحجابي، هر يك از نهادهاي آموزشي، پژوهشي، تربيتي، فرهنگي، مذهبي، اجتماعي، اقتصادي، انتظامي و قضايي، وظيفه و مسئوليتي بر عهده دارند. در اين ميان، رسانه ملي با توجه به مقبوليت و اعتبار فرهنگي و اجتماعي بالا، اعتماد زياد مخاطبان به جنبه‌هاي الگويي آن به عنوان سخنگوي فرهنگي و مروّج ارزش‌ها و آرمان‌هاي نظام اسلامي، مخاطب انبوه و اثرگذاري بسيار، مي‌تواند در ميان نهادهاي مسئول، هم‌گرايي و هم‌افزايي ايجاد و فعاليت‌هاي غير اصولي سازمان‌هاي رسمي و غيررسمي را در اين زمينه، پيگيري و نقد كند. همچنين، فعاليت‌هاي مثبت ديگر سازمان‌ها را با هدف ارتقاي بينش‌ها و حساسيت‌هاي جمعي منعكس سازد. بنابراين، يكي از مؤثرترين ابزارها در بهبود وضعيت فرهنگ عفاف و حجاب، رسانه ملي، به ويژه تلويزيون است.


موضوع: جامعه شناسي و مطالعات فرهنگي تاریخ نشر: آبان1393 نویسنده: علي روشنايي

نقش رسانه در ارتباطات اجتماعي دختران و پسران با تأكيد بر الگوي ديني

نوشته پيش رو نتيجه تحقيقي است كه به شيوه اسنادي در زمينه جايگاه و نقش رسانه ملي در ارتباطات اجتماعي دختران و پسران به كوشش محقق بزرگوار دكتر علي روشنايي انجام گرفته است. تأكيد اين تحقيق بر الگوهاي ديني و اسلامي ارتباطات اجتماعي دختران و پسران است. در واقع در شرايط فرهنگي حاكم بر جامعه ايران و جهان، رسانه ملي در زمينه ارائه الگوهاي ديني و اسلامي به اندازه‌اي كه انتظار مي‌رود، موفقيت لازم را به دست نياورده است. در زمانه موسوم به عصر اطلاعات و جامعه شبكه‌اي، ديگر همه مرزهاي سخت‌افزاري فروريخته و امكان محصور كردن يك جامعه در فضايي بسته وجود ندارد.در عين حال امكانات و بستر مربوط به جهان شبكه‌اي، اين امكان را به وجود آورده است كه انسان‌ها از حالت انفعالي و پذيرنده، به حالت فاعلي و عمل‌كننده تبديل شوند. به بيان ديگر، هر كس در حد توان و شرايط حاكم بر مناسباتش مي‌تواند سهمي هرچند اندك، در تعيين مناسبات حاكم بر زندگي خود داشته باشد. بررسي سوابق پژوهشي محقق نشان مي‌دهد كه ايشان آگاهي لازم به مباني نظري اين مباحث را تا اندازه‌اي دارد، اما مشكل اين است كه از يك سو، عزم كافي و فراگير براي عينيت بخشيدن به آن و از سوي ديگر، سازوكارهاي لازم براي تحقق آن وجود ندارد. مشكل ديگر هم نگاه برخي سياست‌گذاران است كه در اين زمينه، نگاهي ارزشي است. در واقع، اين گروه علم ارتباطات را بخشي از علوم انساني در نظر مي‌گيرند. البته در محتوا اين‌گونه است و گاه آن را مغاير با ارزش‌هاي خودي مي‌دانند. در پاسخ اين گروه بايد به اين نكته اشاره كرد كه مباني ارتباطات به عنوان يك علم، فارغ از محتواي ارتباط، همه جا كمابيش يكسان است؛ به ويژه اينكه سخت‌افزارهاي ارتباطاتي در دنيا كمابيش مشترك است. ازاين‌رو، اسلوب‌ها، تكنيك‌ها و شيوه‌هاي ارتباطي در يك جامعه‌ ديگر نيز مي‌تواند استفاده شود. در بخشي از اين نوشته، و در حد اختصار، به اين مباني نظري اشاره شده است.


موضوع: تاريخ و مناسبتها تاریخ نشر: آبان1393 نویسنده: سيدمحمود طاهري

زيبايي‌شناسي حماسه عاشورا

مكتب عاشورا به مثابه چشمه جوشاني است كه جوشش آن را پاياني نيست. قرن‌هاست كه جان‌هاي تشنه از اين چشمه، جام بر مي‌دارند و سيراب مي‌شوند. گرچه اين رخداد جان‌سوز تاريخ، تلخ بود، شيريني‌هاي فراواني براي بشريت به ارمغان آورد و گرچه ناگوار بود، خاستگاه صدها بركت براي جامعه انساني شد. به اين حماسه از زاويه‌هاي گوناگون نگاه و از آن، درس گرفته شده است. يكي از اين نگاه‌ها، نگاه زيبايي‌شناسانه به آن است. از آنجا كه حماسه عاشورا از اين منظر، كمتر مورد توجه قرار گرفته است، زمينه‌اي فراهم آمد تا به اين حماسه از نگاه زيبايي‌شناسانه و در ساختار اثري مستقل ـ آن هم در اندازه توان و بضاعت نگارنده ـ پرداخته شود. گرچه در اين اثر، محور سخن، «زيبايي حسّي» است و حماسه عاشورا از منظر «زيبايي حسّي» (استتيك) بررسي شده است، به ابعاد «زيبايي معنوي» حماسه عاشورا نيز اشاره گرديده است؛ زيرا در فرهنگ اسلامي، زيبايي، اعم از حسّي و معنوي است و همان‌گونه كه زيبايي حسّي مصاديقي دارد، زيبايي معنوي نيز مصداق‌هايي دارد، كه چه‌بسا با هيچ‌كدام از معيارهاي حسّي، نمي‌توان اندازه‌گيري كرد؛ چنانكه استاد علامه محمدتقي جعفري در تبيين اين سخن حضرت زينب عليها السلام كه فرمود: «ما رأيتُ اِلّا جَميلاًـ» و نيز درباره جنبه زيبايي معنوي حماسه عاشورا مي‌گويد: زيبايي‌هاي معقول (معنوي)، كوتاه‌ترين راه به سوي خداست... در مورد حسين بن علي بايد ديد در درون اين مرد، چه چيزي نهفته بود كه اگر حادثه صدها بار هم تندتر از اين مي‌شد، براي او هيچ فرقي نمي‌كرد... بلكه حضرت زينب هم زيبايي اين حادثه را مي‌ديد. يزيد به حضرت زينب گفت: ديدي با برادرت چه كردند؟ زينب گفت «ما رأيتُ اِلّا جَميلاً.» ما بايد درباره زيبايي؛ چه تصوري داشته باشيم كه قطعه قطعه شدن اعضاي عده‌اي از پاكان اولاد آدم، اين‌گونه زيبا جلوه كند؟ ما از زيبايي چه چيزي بايد در نظر داشته باشيم كه آن همه مصائب و شدايد را زيبا بدانيم.


// موضوع



// کتاب