موضوع: علوم تربيتي و روانشناسي تاریخ نشر: آذر1392 نویسنده: عبدالله محمدي

كودكان و نوجوانان در قيام عاشورا (رهيافتي بر برنامه‏ سازي در رسانه ملي)

يكي از جلوه‏ هاي باشكوه حركت كاروان امام حسين عليه‏ السلام ، حضور كودكان همراه امام حسين عليه‏السلام و خاندان مكرم ايشان است. اين حضور شورانگيز به شكوه حركت امام حسين عليه‏السلام رنگ و بوي خاصي بخشيد. در حماسه كربلا هر يك از رادمردان و شيرزنان عاشورا به سهم خود بر اعتلا و سربلندي اين حماسه افزودند اما كربلا از حماسه كودكاني كه در اين سفر جاودانه، هم پاي ايثارگران و جانبازان عاشورا چكامه حضور سرودند خاطره اي فراموش ناشدني بر سينه دارد. موفقيت در انجام مسؤوليت‏هاي خطيري كه بر عهده يكايك ياران امام حسين (عليه‌السلام) در كربلا نهاده شده بود، جز از طريق آراسته بودن به فضيلت‏هاي والاي انساني و الهي امكان‏پذير نمي‏باشد. بدون شك وجود مجموعه اي از صفات و ويژگي‌هاي برجسته انساني در جوانان و نوجوانان كربلا بود كه آنان را به عنوان دلاورمردان تاريخ و اسوه همه ايثارگران بعد از خود در طول تاريخ زنده نگهداشته و جاودانه كرده است. از سويي برخي از كودكان اگر چه نجنگيدند اما حضور و شهادتشان نقش مهمي در عظمت ابعاد قيام و نيز شتاب بخشيدن در فروپاشي بنيان ظلم و استبداد در جامعه گرديد. آري عاشورا تابناكي خود را مديون درخشش خورشيد كربلا و ستارگاني است كه گرد آن منظومه نورافشاني نموده اند. و اما...الگوپذيري و سرمشق گرفتن از رفتار ديگران از ويژگي ‏هايي است كه به حكم آفرينش در وجود انسان به وديعه نهاده شده است. اين ويژگي در گروه سني كودك و به ويژه نوجوان نمود بيشتري دارد. به همين دليل، در اين پژوهش ، برخي از ويژگي ‏هاي كودكان و نوجوانان حاضر در كربلا را كه قابليت الگودهي به كودكان و نوجوانان امروزي را دارند، بيان شده است . اين اثر تلاشي است اگر چه اندك؛ جهت معرفي زيبايي‌هاي كه كودكان و نوجوانان عاشورا بر حماسه كربلا افزودند و تاثير نقش آفريني آنان در كودكان و نوجوان كشورمان.اميد است مورد توجه برنامه سازان رسانه ملي قرار گيرد.


موضوع: ارتباطات و رسانه تاریخ نشر: مهر1392 نویسنده: علي اصغر غلامرضايي

چهره مسيح در سينما (نمايش امر قدسي)

ظهور قدرتمند سينما در زندگي انسان‌ها در سده پاياني قرن بيستم و تحولات تكنولوژيك آن باعث تغييرات بنيادين در زندگي، عقايد و تلقي انسان از جامعه خود شد. هر چند رنسانس ضد كليسايي نقطه شروعي بر اين تحولات بوده است اما هيچ‌كس تصور نمي‌كرد، كه همان تحول تكنولوژيك پس از رنسانس دور برگردان‌هايي براي نمايش شبه دين‌ها و آيين‌ها باز كند و امر مقدس دوباره اصالت پيدا كند. دين بر كنار شده از جامعه دوباره به جامعه باز مي‌گردد، تأثيرگذار مي‌شود، تغيير شكل مي‌يابد و اين روزها، خيلي سريع (به مدد صنعت سينما و تلويزيون) حضورش را در صدر عناوين و محورهاي فيلم‌سازي در دنيا (به خصوص هاليوود) تثبيت مي‌كند. امروز ديگر عناويني مثل سينماي قدسي، سينماي ديني، سينماي آييني، سينماي معناگرا، سينماي ماورايي و نظاير آنها در كشور ما جديد نيست و هر روز مقالات، مطالب و نقدهايي در موافقت و مخالفت با آن منتشر مي‌شود. رجعت دوباره فرزند رنسانس (سينما و صنعت فيلم‌سازي) به همان مضاميني كه روزي آن را به صراحت رد و نقد مي‌كرد، نكته عجيبي است. اما عجيب‌تر آن كه اين مولود خرد بنياد نقاد دست به باز توليد اشكال جديدي از شبه دين‌ها تحت سينماي قدسي زده و اگر خوب بنگريم شاهد تولد فرزندان رنگارنگ به نام دين اما در بستر همان فرهنگ بي‌دين يا ضد دين خواهيم بود كه سراب را به جاي آب به انسان تشنه معنويت و خدا معرفي مي‌كنند. مفهوم قدسي در اين فرهنگ و سينما، مفهومي برگرفته از فرهنگ‌هاي ملل، دين‌ها، آيين‌ها و تفكرات انساني است كه براي انسان مدرن بازسازي و باز عرضه مي‌شود. به همان شكل كه همه موضوعات شكل مصرفي و بازاري دارد، اين بازنمايي نيز در خدمت جذب بيشتر سود و براي خلق اميال انسان مدرن اما بي‌خداست. اينكه چرا امر قدسي جاي دين را مي‌گيرد، به فطرت و نياز دروني انسان مربوط است اما اينكه بتوان مخلوقات باز توليد يا بازنمايي شده امروز را نام سينماي ديني گذاشت، گام نهادن در مسيري اشتباه خواهد بود. لزوماً در اين سينما متن ديني همان متون كتب مقدس يا حتي گفته‌هاي پيامبران نيست. (هر چند خود اين متون دستخوش تغييرات و دگرگوني بسياري در طول زمان شده است) مسيح هر روز و در هر ثانيه به گونه‌هاي جدي و هزل‌گون درگير وقايع فراواني است كه انسان امروزين با آن حوادث دست و پنجه نرم مي‌كند. بنابراين مخاطب نبايد تصور كند هر آنچه در آثار توليد شده مي‌بيند همان نسبت را با دين دارد كه در فرهنگ خود و اسلام از آن سراغ مي‌گيرد.


تاریخ نشر: مهر1392 نویسنده: سيده صديقه حسيني

اهداف فرهنگي در جنگ نرم رسانه‌اي (رسانه ملي و الگوها)

جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام مي‌گيرد. بنابراين، بايد به تمامي ابزارهاي حامل قدرت نرم به عنوان ابزارهاي جنگ نرم توجه و آنها را شناسايي كرد. اين ابزارها، انتقال‌دهنده پيام‌ها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات، با تنوع ابزاري براي انتقال پيام از يك نقطه به نقطه ديگر روبه‌رو هستيم. رسانه يعني راديو، تلويزيون و مطبوعات؛ عرصه‌هاي هنر شامل سينما، تئاتر، نقاشي، گرافيك و موسيقي؛ و انواع سازمان‌هاي مردم‌نهاد و شبكه‌هاي انساني، ابزار جنگ نرم به شمار مي‌آيد. با توجه به اينكه در جنگ نرم از ابزار گوناگوني استفاده مي‌شود، به همان نسبت گروه‌هاي مختلفي از جمله جوانان، سياست‌مداران، نخبگان، احزاب و قشرهاي مردم را هدف قرار مي‌دهد. افزون بر اين، در جنگ نرم از ابزارهاي رسانه‌اي، فرهنگي و علمي بهره‌ برده مي‌شود و پوشش آن براي طبقات مختلف، بيشتر و متفاوت‌تر است. جنگ رسانه‌اي مي‌تواند بر توده‌هاي مردم اثر گذارد و به همين شكل در جنگ علمي نخبگان را هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ‌هاي نرم، وابسته به هدف جنگ‌هاي نرم نيستند، بلكه به دليل اينكه در جنگ نرم از ابزارهاي گوناگوني استفاده مي‌شود، افراد بيشتري درگير آن مي‌شوند، ولي در جنگ سخت كه تنها ابزار نظامي كاربرد دارد، فقط گروه‌هاي نظامي (و در موارد معدودي غيرنظاميان) در طرف مقابله قرار مي‌گيرند. تهديد نرم به روحيه و روان ملت‌ها، به عنوان يكي از عوامل قدرت ملي خدشه وارد مي‌كند، عزم و اراده ملت را از بين مي‌برد و مقاومت و دفاع از آرمان و سياستهاي نظام را تضعيف مي‌كند. فروپاشي رواني ملت ميتواند مقدمهاي براي فروپاشي سياسي ـ امنيتي و ساختاري آن باشد. بر اين پايه، يك كشور ميتواند به مقاصد مورد نظر خود در سياست جهاني برسد؛ چون كشورهاي ديگر، ارزشهاي آن را ميپذيرند، از آن پيروي ميكنند، و تحت تأثير پيشرفت و آزادانديشي آن قرار ميگيرند. بنابراين، قدرت نرم، توانايي كسب آنچه ميخواهيد از طريق جذب كردن، نه از طريق اجبار يا پاداش است. اين شيوه غيرمستقيم رسيدن به نتايج مطلوب، چهره دوم قدرت است. به تعبير ديگر، قدرت نرم به برنامههايي گفته مي‌شود كه هدف آنها اطلاع‌رساني يا نفوذ در افكار عمومي ديگر كشورهاست. ابزارهاي عمده در اين رابطه عبارت است از: رسانههاي مكتوب، فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني و مبادلات فرهنگي.


موضوع: دين شناسي تاریخ نشر: شهريور1392 نویسنده: غلامرضا يوسف زاده

سطوح روايت‌ در قصه‌هاي قرآن

عمر قصه و قصه‌گويي، به اندازه عمر پيدايش زبان و گويايي بشر است و آن را جزو نخستين هنرهاي بشر مي‌توان شمرد؛ زيرا از همان ابتدا انسان آنچه بر وي رفته بود، براي ديگران تعريف مي‏كرده و داستان گذشتگان نيز سينه به سينه نقل شده است. زندگي انسان هيچ‌گاه از روايت كردن و قصه گفتن خالي نبوده است. وي شرح جنگ‌ها، تكاپوها، آمد و شد اقوام و آنچه قهرمانان ملي يا مذهبي انجام مي‏داده‌اند، در قالب قصه بيان مي‌كرده است. مادران براي انتقال تجارب خود به كودكان قصه مي‌گفته‌اند. قصه به ظاهر، روايتي ساده از ماجراست، ولي در بنياد خود منعكس‏كننده ديدگاه انسان در هر دوره و زماني درباره هستي و خود انساني و نيز عامل انتقال آداب، سنن، اعتقادات و تاريخ يك نسل به نسل ديگر است. انسان به دليل ويژگي‌هاي رواني خود، نسبت به قصه و پي گرفتن سرگذشت و سرنوشت قهرمانان داستان‌ها كشش خاصي دارد و همين شخصيت‌هاي داستاني هستند كه الگو و آينه‌اي براي كنش و عمل در زندگي قرار مي‌گيرند. به همين سبب، روايت‌گري و قصه‏گويي، راهي براي آموزش تفكر و بايدها و نبايدهاي موردنظر بوده است و عموم معلمان بشري از اين روش براي انتقال آموزه‌هاي خود بهره برده‏اند.در همين راستا، خداوند متعال نيز در قرآن مجيد از اين شيوه بسيار استفاده كرده است. قصه‌هاي قرآني بخش زيادي از حجم قرآن كريم را به خود اختصاص داده است. اين حجم، گوياي آن است كه قسمتي از معارف اصيل ديني از اين طريق ارائه شده است؛ چرا كه قرآن كريم كتابي براي هدايت همه مردم است و مخاطباني خاص ندارد. از آنجا كه بسياري از مردم از طريق داستان، معارف عميق را ساده‌تر درك مي‌كنند، خداوند در قرآن كريم از قالب قصه هم استفاده كرده است. سرگذشت پيامبران پيشين و چگونگي برخورد آنان با اقوام خود و سرانجام اطاعت يا معصيت، ايمان يا كفر اين اقوام، جزئي از معارف اصيل ديني است كه از طريق قصه انتقال مي‏يابد. بر اين اساس، كاوش در قصه‌هاي قرآني، جست‌وجو در بخشي از معارف الهي است و پژوهش در قصه‌هاي قرآني بدون توجه به ظرافت‌هاي روايت‌گري در اين قصه‌ها، استفاده‌اي ناقص خواهد بود. پس مطالعه، پژوهش و تلاش براي فهم ظرافت‌هاي بياني و روايتي اين قصه‌ها، ضرورتي اجتناب‌ناپذير و به منظور استفاده هر چه بيشتر از معارف قرآن كريم، راهگشا خواهد بود. علاوه بر اين، ما نياز داريم بدانيم چگونه و در چه مواردي مي‏توانيم از فرم و محتواي قصه‏هاي قرآني در روايت‏گري بشري خود استفاده كنيم كه اين مورد آخر، خود مجالي گسترده مي‏طلبد. اما نكته آخر اينكه پژوهشگران سرشناسي به گردآوري قصه‏هاي قرآني و بحث در مورد آنها اهتمام داشته‌اند، ولي توجه خاص به جنبه‏هاي ادبي و هنري قصص قرآن، موجي جديد است كه به طور عمده در مصر مطرح شده است. در اين ميان، كتاب الفنّ القصصي نوشته دكتر خلف‌‌الله، به دليل نظراتي كه در آن مطرح شد، باعث التهاب‌ها و توجه روزافزون به جنبه‏هاي هنري قصه‌هاي قرآني در جامعه علمي مصر گشت. اين موج از طريق ترجمه در ايران بازتاب داشت و زمينه نوشتن كتاب‏ها و مقالات متعددي را كه همگي از همان پژوهش‌ها متأثرند، فراهم كرد. اما نگاه روايت‏شناختي به قصص قرآني، نگاه جديدي است و نگاشته‌ها به زبان فارسي در اين زمينه، بسيار اندك است. اين كتاب در چهار بخش تنظيم شده است اميد اينكه اين نگاشته گام كوچكي در اين راستا باشد. در بخش اول كلياتي در باب قصه و قصه‌گويي در قرآن آمده است در بخش دوم كه اصلي‌ترين بخش كتاب است سطوح روايت در قصه‌هاي قرآن ذيل پنج سطح: سبك، طرح، داستان، معاني و مباني ذكر شده؛ در بخش سوم همين سطوح به طور خاص روي قصه يوسف عليه السلام پياده شده تا كارايي مباحث ذكر شد، يك‌جا ديده شود و در بخش چهارم مطالب جمع‌بندي شده كه در آن سعي شده تا خلاصه‌اي از تمام مطالب آورده شود تا مروري سريع بر تمام مطالب باشد. در پايان از خداوند متعال (جل جلاله) عاجزانه خواهانم كه اين تلاش ناچيز در اعتلاي فرهنگ قرآن كريم را مورد قبول قرار دهد و ثوابش را به روح امام امت بنيان‌گزار جمهوري اسلامي و ارواح شهداي اسلام واصل فرمايد.


موضوع: تاريخ و مناسبتها تاریخ نشر: شهريور1392 نویسنده: مريم سقلاطوني

پيام سلامت (پيام‌هاي كوتاه و زيرنويس ويژه بهداشت و سلامت)

رسانه‌هاي جمعي وسايل ارتباطي هستند كه در آگاهي‌بخشي به جامعه نقش بسيار مؤثري دارند. رسانه نوعي نهاد اجتماعي است كه با توليد انواع پيام، در جهت كاهش آسيب‌ها، ايجاد نظم اجتماعي، پذيرش الگوهاي شيوه زندگي در جامعه و هم‌نوايي و سازگاري با محيط حركت مي‌كند. رسانه‌ها به ويژه راديو و تلويزيون، توانايي‌ها و ظرفيت‌هاي بسيار گسترده‌اي براي آموزش در تمام سطوح و حوزه‌ها دارند و كاركرد آموزشي آنها همه اشكال و مواد رسانه‌اي را در بر مي‌گيرد. آموزش از طريق رسانه بسيار فراتر از آموزش رسمي است و گستره وسيعي از مخاطبان را در بر مي‌گيرد. يكي از حوزه‌هايي كه رسانه‌ها در جهان امروز به آن توجه مي‌كنند و به عنوان مرجع به آن رجوع مي‌كنند، «بهداشت و سلامت» است. بسياري از مردم سواد سلامت ندارند و لازم است رسانه كاركرد آموزشي خود را به طور مطلوب ايفا كند. سواد سلامت عبارت است از توانايي مردم جامعه در زمينه درك و به كار بستن اطلاعات و دستورالعمل‌هاي مربوط به سلامت (مانند دانستن بهبود شيوه زندگي سالم و يا پيشگيري و درمان بيماري‌هاي واگير و غير واگير) كه از طرف مراكز خدمات سلامت و بهداشت به عموم جامعه ارائه مي‌شود؛ زيرا پايين بودن آگاهي مردم جامعه در اين موارد با شيوع بسياري از مشكلات سلامتي و بيماري‌هاي واگير و غير واگير ارتباط دارد. بنابراين، امروزه، مسئولين و صاحب‌نظران به ارزش اين آگاهي به عنوان شاخصي مهم براي شناسايي وضعيت كلي سلامت جامعه توجه دارند. يكي از مواردي كه مي‌تواند سبب ارتقاي وضعيت بهداشت جامعه شود، آموزش اصول مهم سلامت براي عموم مردم است كه بايد به زبان و بيان ساده‌اي ارائه شود تا عموم مردم آن را درك و استفاده كنند. پيام‌هاي كوتاه قالبي است كه به سبب ايجاز و رسايي بر مخاطب اثر بسياري دارد. ازاين‌رو، در اين مجموعه كه با همت گروهي از نويسندگان و پژوهشگران محترم در مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما تدوين گرديده،سعي شده است تا با تامين بخشي از نياز محتوايي برنامه‌هاي حوزه سلامت و بهداشت ياريگر برنامه سازان رسانه ملي باشد.


موضوع: تاريخ و مناسبتها تاریخ نشر: شهريور1392 نویسنده: مريم سقلاطوني

شاپرك‌ها(پيام‌هاي كوتاه و زيرنويس‌هاي تلويزيوني ويژه برنامه كودك و نوجوان)

انسان‌ها در هر سني فعاليت‌هاي اصلي و محوري دارند كه بيشتر زمان خود را در آن سن، پيرامون آن محور مي‌گذرانند. كودكان و نوجوانان نيز كه از اين امر جدا نيستند، فعاليت اصلي‌شان پيش از مدرسه، بازي و پس از مدرسه، درس است. طبيعي است كه بعد از بازي و درس خسته مي‌شوند و به يك فعاليت جانبي نيازمند مي‌گردند تا اوقات خالي را از فعاليت ياد شده پر و خستگي‌هاي خو را برطرف كنند. تلويزيون يكي از بهترين وسيله‌هايي است كه مي‌تواند اوقات فراغت آنان را پر كند و به عنوان ابزاري ارزشمند، اين اوقات را با برنامه‌ريزي صحيح و هدفمند مديريت نمايد. افزون بر اين، تلويزيون مي‌تواند با كاركردهاي پنهاني كه دارد، به عنوان وسيله‌اي سازنده، هدايت‌كننده رفتارهاي اجتماعي و اخلاقي كودكان و نوجوانان باشد. در حال حاضر در ميان تمام وسايل ارتباط جمعي، تلويزيون تنها رسانه‌اي است كه ميلياردها انسان در سراسر جهان به طور گسترده‌اي از آن استفاده مي‌كنند و بر اساس آمار، بيشترين مخاطب آن در حال حاضر كودكان و نوجوانان هستند، به همين دليل اين رسانه نقش مهمي را در ايجاد الگوهاي ذهني، رفتاري و ارتباطي كودكان ايفا مي‌كند. با وجود مزاياي مثبت تلويزيون از قبيل نقش برجسته آن در امر اطلاع‌رساني و آموزش، فرهنگ‌پذيري و ايجاد تفنن و سرگرمي، اگر اين رسانه مانند تكنولوژي‌هاي ارتباطي ديگر صحيح استفاده نشود، تأثيرهاي منفي انكارناپذيري دارد كه در صورت بي‌توجهي به آنها ممكن است تأثيرهاي مثبت اين رسانه فراگير را تحت تأثير قرار دهد. مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما با توجه به اهميت اين موضوع، مطالبي كوتاه و موجز را تدوين و توليد كرده است تا مخاطبان شبكه پويا؛ يعني؛ كودكان و نوجوانان بتوانند علاوه بر تماشاي فيلم‌هاي مورد علاقه خود، مطالبي متنوع شامل آموزه‌هاي ديني، تربيتي و نكته‌هاي اجتماعي و اخلاقي را بياموزند. اميد است اين تلاش اندك راهگشاي بخشي از دغدغه‌هاي اصلي والدين، مربيان تربيتي و برنامه‌سازان رسانه ملي باشد.


موضوع: تاريخ و مناسبتها تاریخ نشر: شهريور1392 نویسنده: مريم سقلاطوني

پويش (پيام هاي كوتاه و زيرنويس ويژه برنامه هاي ورزشي)

امروزه ورزش در تمام كشورها و جوامع اهميت زيادي يافته است و از نظر عقل و دين نيز تقويت و سلامت جسم و به دنبال آن سلامت روان ضرورت دارد، اما از منظر اسلام هدف از ورزش، جمع مال و ثروت و به دست آوردن شهرت و وجهه نيست بلكه وسيله‌اي براي دور ماندن از كسالت و تنبلي، قوي بودن، بهتر عبادت كردن و خدمت كردن به خلق خداست. ورزش اگر فقط با هدف اقتصادي و به دور از اخلاق و فرهنگ اسلامي انجام شود، نتيجه مطلوب حاصل نخواهد شد. در نگاهي كه بر فرهنگ ديني مبتني است هدف ثبت استانداردها، معيارهاي بهتر همراه با فشار و صرف انرژي فراوان نيست و به نيرو، توان و بدن انسان به عنوان يك كالا برخوردار نخواهد شد. ورزش از مهم‌ترين راهكارهاي به دست آوردن سلامتي است و سلامت جسماني حتي براي زندگي عالمانه و عابدانه، لازم است. سلامتي بدن، تحرك و پويايي، پيش نيازهايي براي حفظ وحدت بين اجزا و كل آدمي است. هدف از ورزش حركت به سوي پروردگار، پرورش نسلي مقتدر و نيرومند براي دفاع از آرمان‌‌هاي اسلام و مسلمانان است. تربيت بدني و تأمين سلامتي براي هدف‌هاي دنيوي و اخروي حق طبيعي افراد است و بهره‌مندي از اين نوع تربيت، بخشي از تجربه‌‌هاي شادي‌بخش و لذت‌آور است. با توجه به اهميت موضوع، مركز پژوهش‌‌هاي اسلامي صدا و سيما اقدام به تدوين مطالبي متنوع در اين زمينه كرده است كه در قالب پيام‌‌هاي كوتاه و زيرنويس و متأثر از آموزه‌‌هاي اسلامي ارائه مي شود. مجموعه حاضر در تلاش است با تأمين بخشي از نياز محتوايي برنامه‌‌هاي ويژه تندرستي و ورزش ياريگر برنامه سازان رسانه ملي باشد.


تاریخ نشر: شهريور1392 نویسنده: مرتضي اسكندري

امانت‌داري و راهكارهاي ترويج آن در رسانه ملي

خداوند درباره ضرورت امانت مي‌فرمايد:إِنّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدّوا اْلأَماناتِ إِلي‏ أَهْلِها.. خداوند به شما فرمان مي‌دهد كه امانت را به صاحبان آن برسانيد. يكي از ويژگي‌هاي برجسته هر انسان جوينده تعالي و كمال امانت و امانتداري است كه آثار و بركات فراواني در تعالي شخصيت انسان و زندگي افراد جامعه دارد و در فرهنگ ديني بسيار مورد تاكيد است و جزو نخستين مصاديق حقوق اجتماعي است كه پيش از اسلام نيز مورد احترام بوده است. بدين جهت امانت داري ملائم با طبع و سرشت آدمي است. چنانچه پيامبر صلي الله عليه و آله خود را متصف به اين صفت الهي مي‌داند و مي‌فرمايد: إِنّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ من براي شما فرستاده‌اي امين هستم. و از همه مهمتر اينكه امام صادق عليه السلام آن را نشانه شيعه مي‌داند و مي‌فرمايد:شيعتنا اهل الوفاء و الامانه شيعيان ما اهل وفاي به عهد و امانت‌داري هستند. امانتداري در سه حيطه مطرح است حفظ اموال، حفظ اسرار و حفظ ناموس و گسترش امنيت و آسايش در جامعه در گرو اين فضيلت اخلاقي است و هر اندازه كه ميزان اعتماد و اطمينان در فضاي جامعه بيشتر باشد بيشتر مي‌توان به سلامت آن جامعه و تكامل آن پي برد و در چنين جامعه‌اي است كه افراد مي‌توانند استعدادهاي خود را شكوفا سازند. زماني كه بي اعتمادي بر فضاي جامعه‌اي حاكم باشد ميزان زيادي از نيروهاي جوامع بر سر پيدا كردن راه يابي براي برون رفت از بي اعتمادي هرز مي‌رود و شايد ديگر همتي بر انجام كاري بديع و نو باقي نماند. رسانه ملي وظيفه دارد چنين مفاهيمي را در جامعه اسلامي ترويج دهد و فرهنگ سازي كند. امانت‌داري يكي از مواردي است كه نه تنها بايد ميان مردم حاكم باشد بلكه بايد بين حاكمان حكومتي و كارگزاران نظام اسلامي رواج داشته باشد چرا كه مسئوليت پذيري و منصب و مقام نوعي امانت الهي تفسير شده است و مديران و كارگزاران نظام بايد براي حفظ اين امانت نهايت تلاش و كوشش خويش را به كار گيرند تا مبادا از آن سوء استفاده شود و يا در امانت خيانت شود. در اسلام ضرورت امانت داري حتي در مورد غير مسلمان سفارش شده است چنانچه اميرالمومنين علي عليه السلام مي‌فرمايد: هرگاه امانتي به تو سپردند آن را بازگردان و خيانت نكن با كسي كه به تو خيانت مي‌كند.حضرت با تاكيد بر اداي امانت حتي در صورت خيانت طرف مقابل بر ضرورت و اهميت امانت‌داري در ميان مردم تاكيد مي‌ورزند. در واقع حضرت خيانت طرف مقابل را دليلي براي خيانت يك مسلمان نمي داند و تاكيد مي‌كند كه مسلمان در هر صورت بايد امانت‌دار باشد. بنابراين اسلام نه تنها امانت داري در جامعه اسلامي را براي تمامي افراد حتي حاكمان لازم مي‌داند بلكه مي‌خواهد اين فضا را در ميان غير مسلمانان نيز گسترش دهد تا آنها از اين اعتماد در مناسبات جهاني و بين المللي خود بهره‌مند شوند و از مسلمانان الگو بگيرند. رسانه ملي به عنوان يك دانشگاه عمومي بايد روحيه امانت‌داري را در آحاد جامعه تقويت كند و جامعه‌اي كه بي اعتمادي در آن رواج داشته باشد بي‌ايماني آن را تهديد مي‌كند به فرموده حضرت كسي كه ايمان ندارد امانت‌دار نيست بنابراين اين دو رابطه تنگاتنگي با هم دارند. پژوهشگر محترم مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما جناب آقاي مرتضي اسكندري بر آن است تا امانت را از زواياي مختلف و در موضوعات گوناگون بررسي كند و آثار و پي‌آمدهاي ناگوار آن را همراه با عوامل و زمينه‌هاي امانت‌داري و خيانت‌ورزي بيان نمايد. اميد است كه با ارائه راه كارها و بيان حكايت‌ها و داستان‌هايي كه در اين زمينه بيان شده است مورد استفاده برنامه ساران رسانه ملي قرار گيرد.


تاریخ نشر: مرداد1392 نویسنده: مرضيه فعله گري

قصه‏ ها و مثل‏ هاي ايراني

وقتي از «قصه» و «مثل» سخن به ميان مي‌آيد، ناخواسته ذهن به سمت سينه‌هاي پر از سخن پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها مي‌رود يا صفحات كتاب‌هاي قديمي در كتابخانه‌هاي بزرگ مقابل چشم ظاهر مي‌شود. دنياي پرطراوت، دهكده‌هاي كوچك، كشاورزان زحمت‌كش، پيران دانا و جوانان تجربه‌آموز، جلوه‌هايي است كه در برابرمان جان مي‌گيرد.وقتي مي‌گوييم «قصه»، مرادمان چيست؟ آيا به هر اثري كه حادثه‌اي را نقل كند و شخصيت‌هايي داشته باشد، قصه گفته مي‌شود؟ تفاوت قصه و حكايت چيست؟ آيا قصه همان داستان به مفهوم امروزين است؟ «مثل» چيست و «متل» كدام است؟ «اخلاق» به چه چيزي اشاره دارد و نمونه‌ قصه‌هاي اخلاقي و تربيتي را كجا مي‌توان يافت؟ وقتي از «قصه‌ها و مثل‌هاي ايراني» صحبت مي‏كنيم، از چه سخن مي‏گوييم؟پيش از هر كاري بهتر است به تعريف مفاهيمي بپردازيم كه در سراسر اين اثر با آن سر و كار خواهيم داشت. يكي‌ كردن تعاريف و قرارداد بر سر مفاهيم، رسيدن به هدف را آسان مي‌سازد و بساط مناقشه‌هاي گونه‌گون را برمي‌چيند.در روند شكل‌گيري اين پژوهش، دو اصلِ «علمي» و «كاربردي» بودن، هم‏پاي يكديگر مورد نظر بوده است. توجه صرف به نظريه‌هاي مختلف، افزون بر به درازا بردن اثر حاضر، جنبه «كاربردي» و «رسانه‌اي» بودن آن را آسيب‌پذير مي‌كرد. بي‌توجهي به تبيين كليات و اصطلاحات نيز، حاصل كار را كشكولي مي‌ساخت كه لطفش چندان درخور نبود. از اين رو، كمبود هيچ‌كدام را بر ديگري نبخشيده‏ايم و سعي بر آن بوده است كه با تبيين علمي گزاره‌هاي اساسي جستار، نمونه‌هاي فراواني نيز بر بحث‌ها و موضوعات دسته‌بندي شده، آورده شود.فصل اول (كليات) به تبيين معاني اصطلاحاتي مي‌پردازد كه در رهيافت درست به جهانِ پژوهش پيش روي، مورد نياز است. پس از ذكر معاني قاموسي هر يك، مفهوم اصطلاحاتي آنها در ادبيات نيز دقيق بررسي مي‏شود. مخاطب پس از آشنايي با اين بخش، به سراغ بخش دوم مي‏رود كه موضوع اصلي و مورد نظر است.در فصل دوم (رابطه قصه و مثل با مسائل اخلاقي و تربيتي)، پيشينه‌ قصه و مثل ايراني، رويكرد شاعران و نويسندگان به مسائل اخلاقي و تربيتي، انواع متون تعليمي و اخلاقي، سير تطور گرايش‌هاي اخلاقي و مباحثي از اين دست بررسي مي‌شود.فصل سوم (قصه‌ها و مثل‌هاي ايراني) 27 قصه‌ ايراني به همراه مثل‌هاي رايج در 23 بخش مختلف را شامل مي‌شود.


سيماي دين، نماز در كلام معصومين عليهم السلام

نماز به دليل ويژگي‏هاي منحصر به فرد بهترين عبادت خداست. نماز وسيله قرب، معيار قبولي ساير اعمال، نشانه مسلماني، سفارش پيامبران، بازدارنده از گناه و مايه روسياهي شيطان است. نماز هديه الهي به بندگان است. امانتي مقدس از عالم ملكوت براي مُلكيان است. نماز سند هويت بندگان خداست. نماز را بايد عاشقانه نجوا كرد و چون گلي خوش‏بو بوييد و در آسمان بيكرانش اوج گرفت. با اين همه نسبت به نماز آن طور كه شايسته است مورد اقبال نمي‏شود و شكر آن به‏جا آورده نمي‏شود. نماز در همه جا و بر همه چيز بايد اولويت داشته باشد. از اين رو، بايسته است تا رسانه ملي به عنوان اثرگذارترين نهاد فرهنگي در كشور، در ترويج فرهنگ نماز و معرفي و تبليغ اين هديه الهي بيش از پيش كوشا باشد. اثر حاضر مجموعه‏اي از احاديث معصومان عليهم السلام درباره نماز است كه در قالب زيرنويس براي برنامه‏هاي مختلف سيما و استفاده در برنامه‌هاي راديويي به نحو مطلوب و مؤثر ارائه مي‏شود. در تدوين اين اثر تلاش شده است احاديث انتخابي از منابع روايي معتبر انتخاب شود. هم‌چنين دسته‌بندي موضوعي از اين روايات به عمل آمده است تا امكان دسترسي براي بهره‌برداري آسان‌تر باشد. در پايان از همه كساني كه ما را در تدوين اين اثر ياري كردند تشكر و قدرداني مي‏شود.


// موضوع



// کتاب