مقدمه در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

مقدمه

مقام معظم رهبري در آغاز سال 1393 به روال سال‌هاي پيش موضوعي را به عنوان موضوع سال اعلام كردند تا زمينه‌اي شود براي عزم و همت و همكاري و هماهنگي مردم و مسئولان براي رسيدن به هدفي ديگر از سلسله اهداف راهبردي نظام جمهوري اسلامي و تحقق چشم‌انداز بيست‌ساله اين نظام.
ايشان با توجه به شرايط و موقعيت فعلي كشور و مسائل و مشكلات پيش روي نظام اسلامي، در سال جديد دو موضوع «اقتصاد» و «فرهنگ» را به موازات هم، از اولويت‌هاي نظام اسلامي برشمردند و خواستار تلاش مردم و مسئولان براي شكوفايي اقتصادي و رشد فرهنگي با «عزم ملي» و «مديريت جهادي» شدند:
در نگاه به سال ۹۳ آنچه به نظر اين حقير مهم‌تر از همه است، دو مسئله است: يك مسئله همين مسئله اقتصاد و ديگري مسئله فرهنگ است. در هر دو عرصه و در هر دو زمينه توقعي كه وجود دارد، تلاش مشتركي است ميان مسئولان كشور و آحاد مردم. آنچه براي بناي زندگي و سازندگي آينده مورد انتظار است، بدون مشارکت مردم
تحقق‌پذير نيست. بنابراين علاوه بر مديريتي كه مسئولين بايد انجام بدهند، حضور مردم در هر دو عرصه لازم و ضروري است. ...
به گمان من آنچه در اين سال جديد پيش رو داريم، عبارت است از اقتصادي كه به كمك مسئولان و مردم شكوفايي پيدا كند، و فرهنگي كه با همت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوي حركت بزرگ كشور ما و ملت ما را معين كند. لذا من شعار امسال را و نام امسال را اين قرار دادم: «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملي و مديريت جهادي».1
با توجه به گستردگي اين دو حوزه و با عنايت به اينكه در سال‌هاي پيش به تفصيل نكاتي را در زمينه راهبردها و سياست‌هاي رسانه ملي در حوزه اقتصاد سخن گفته‌ايم،2 در اين كتاب تنها به تبيين راهبردها، سياست‌ها و محورهاي برنامه‌سازي رسانه ملي در حوزه فرهنگ مي‌پردازيم؛ به اين اميد كه اين مطالب راهگشاي مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي قرار گيرد و آنها را در انجام رسالت‌ها و مسئوليت‌هايي كه در زمينه تحقق موضوع سال دارند، ياري دهد.
كتاب حاضر در شش فصل به شرح ذيل سامان يافته است:
در فصل اول براي تبيين هرچه بهتر مراد و مقصود مقام معظم رهبري از فرهنگ، به مفهوم‌شناسي فرهنگ و بررسي حوزه‌ها و عرصه‌هاي گوناگون حضور و اثرگذاري فرهنگ پرداخته‌ايم.
در فصل دوم، دلايل و زمينه‌هاي توجه به موضوع فرهنگ در موضوع سال جاري بررسي شده است. بي‌ترديد، شناخت كامل و جامع اين دلايل و زمينه‌ها، مي‌تواند مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي را در سياست‌گذاري، برنامه‌ريزي و جهت‌دهي مناسب به برنامه‌هاي توليدي ياري دهد.
فصل سوم اين دفتر به بررسي مهم‌ترين آسيب‌هاي فرهنگي كشور از ديدگاه مقام معظم رهبري، اختصاص يافته است. شناخت اين آسيب‌ها نيز مي‌تواند اولويت‌هاي برنامه‌سازي رسانه ملي در حوزه فرهنگ را هرچه بهتر روشن سازد.
در فصل چهارم با توجه به مباحث مطرح شده در فصل‌هاي پيشين، راهبردهاي رسانه ملي در حوزه فرهنگ تبيين و بررسي شده است.
در فصل پنجم، اصول و سياست‌هاي برنامه‌سازي رسانه ملي در حوزه فرهنگ بررسي شده است.
فصل ششم اين دفتر نيز به بررسي ايده‌ها و محورهاي موضوعي در حوزه فرهنگ اختصاص يافته است.
در پايان لازم مي‌دانم از فاضل ارجمند جناب آقاي مجيد خبازي كه نگارش فصل‌هاي پنجم و ششم اين كتاب را بر عهده داشته است، سپاس‌گزاري و براي ايشان آرزوي موفقيت كنم.
ابراهيم شفيعي سروستاني
فروردين 1393