تعريف و تبيين موضوع در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

تعريف و تبيين موضوع

رشد و خودشكوفايي جامعه، متكي بر سرمايه‌هاي انساني، مادي و اجتماعي شهروندان است و اين سرمايه‌ها براي رشد و شكوفايي هرچه بيشتر به امنيت، ايمني و احساس امنيت نيازمند است. بي‌ترديد آنگاه كه روح و جسم شهروندان جامعه‌اي در آرامش و آسودگي خاطر باشد، تمامي قواي ذهني و جسمي آنها به خودشكوفايي مادي و معنوي معطوف مي‌شود. بنابراين به ميزاني كه امنيت در حوزه فردي و اجتماعي قوام مي‌شود و استقرار مي‌يابد، به همان اندازه شادابي، سرزندگي و پويايي در افراد و گروه‌هاي اجتماعي متبلور و احساس امنيت جلوه‌گر مي‌شود.
اصولاً بشر به‎منظور دستيابي به موفقيت در زندگي و اهداف والاي انساني، پس از برآوردن نيازهاي فيزيولوژيكي كه اساس موجوديت آنها را تشكيل ميدهد، به وجود امنيت و احساس آن نياز دارد. مازلو در سال 1934م در تئوري انگيزش خود، پس از بيان نيازهاي فيزيولوژيكي همچون گرسنگي، تشنگي و... بلافاصله نياز به ايمني و امنيت را بيان كرده است. تا زماني كه افراد در زندگي روزمره خود، احساس امنيت و آرامش خاطر نكنند، پيشرفتي در ساختار شخصيتي آنها ايجاد نخواهد شد و به همين ترتيب در زندگي خود كامياب و سعادتمند نخواهند بود.
در گذشته امنيت، حوزه‌هاي محدودي را شامل مي‌شد از جمله: حوزه‌هاي حقوقي، جاني و مالي. انديشمنداني چون باري بوزان1 ال ويور2 و لميتر3 امنيت اجتماعي4 را براي اولين بار به‌عنوان سطحي از امنيت و به مفهوم فني كلمه در سال 1993م مطرح كردند. سطح تحليل اين مفهوم نه دولت بود و نه يكايك شهروندان، بلكه افراد متشكل در قالب گروه كه دغدغه حفظ هستي و خصايص خود را داشتند، اصلي‌ترين موضوع امنيت اجتماعي شدند. امنيت اجتماعي به معناي Societal آن، خاستگاه غربي دارد؛ اما با بررسي انديشه اسلامي، اين مقوله از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. در انديشه اسلامي مقوله سعادت و ارزش‌بخشي به آن، بنياد مباحث امنيت اجتماعي را تشكيل مي‌دهد. بر اين اساس، «كرامت انساني»، «حقوق انساني» و «تأمين عاقلانه و صالحانه نيازهاي دنيوي» از بنيادهاي اصلي امنيت اجتماعي دين اسلام است و ناظر بر هر دو وجه ذهني و عيني امنيت اجتماعي است.
بعد ذهني امنيت، ادراكي و احساسي است؛ يعني اين اطمينان بايد در ذهن توده مردم، دولتمردان و تصميم‌گيران به‎وجود آيد كه براي ادامه زندگيِ بدون دغدغه، امنيت لازم، وجود دارد (كاظمي، 1352، ص117) به عبارت ديگر علاوه بر اقدامات تأميني و ايجاد وضعيت و امكانات عيني امنيت در جامعه، اطمينان و درك شهروندان از تأمين امنيت، اهميت دارد. مؤسسه «لگاتوم» مستقر در لندن كه هرساله مؤلفه‌هاي رفاهي ۱۴۲ كشور جهان را رتبه‌بندي مي‌كند، امنيت و ايمني را در دو حوزه بررسي كرده است: امنيت ملي و ايمني شخصي و در ادامه با ارائه ده شاخص، امنيت مناطق مختلف جهان را رتبه‌بندي ميكند: ۱. جنگ داخلي؛ ۲. حمله و تجاوز؛ ۳. بي‌ثباتي جمعيت؛ ۴. بيان ديدگاه‌هاي سياسي بدون ترس؛ ۵. ظلم و بي‌عدالتي‌هاي گروهي؛ ۶. آوارگان داخلي و پناهندگان؛ ۷. مهاجرت نخبگان و مخالفان سياسي؛ ۸. خشونت سياسي دولت؛ ۹. دزدي؛ ۱۰. پياده‌روي امن در شب.
لگاتوم مدعي است از سال ۲۰۰۹م تاكنون، جهان، پرخطرتر و ناامن‌تر شده است. طي هفت‌سال گذشته شاخص‌هاي ايمني و امنيت جهان، به‎ويژه در آفريقا و خاورميانه و ديگر نقاط جهان به استثناي اروپا، رو به كاهش است. بر اين اساس، ايران در اين پژوهش، به‌خصوص در شاخصهاي مربوط به ايمني شخصي، وضعيت مناسبي ندارد. (اقتصاد آنلاين، 15 فروردين ‎1395) وضعيت ايران از نظر شاخصهاي امنيت عيني، مناسب نيست؛ از‎اين‎رو چنين انتظار مي‌رود شاخص ذهني امنيت؛ يعني احساس امنيت نيز وضعيت مناسبي نداشته نباشد. پيامد‌ها و تبعات وجود يا گسترش احساس نامني در يك جامعه عبارت‌اند از:
1. ايجاد حالت انفعال در مردم؛
2. از‌ميان‌رفتن خلاقيت‌ها؛
3. بروز بي‌تفاوتي و رفتارهاي مبتني بر بي‌اعتمادي به قدرت مركزي؛
4. خدشه‌دارشدن امنيت اجتماعي؛
5. بروز رفتارهاي فردي و جمعي مبني بر طرفداري از شدت عمل دولت و نظام، توسط دستگاه عدالت كيفري؛
6. سرمايه‌گذارينكردن در مناطق مختلف و ايجاد مانع در فرايند توسعه؛
7. ازدست‌رفتن فرصت تصميم‌گيري عقلاني از سوي مسئولان.
از‎اين‎رو، بررسي و شناخت عوامل تأثيرگذار بر امنيت و احساس امنيت، مي‌تواند در جهت كاهش احساس ناامني را كارساز باشد. يكي از اين عوامل در داخل كشور، رسانه‌ها و به‌‌ويژه رسانه ملي است.
در عصر كنوني، احساس امنيت، دستخوش تحولات بسياري شده است. بر اين اساس، حوزه‌هاي مختلف زندگي اجتماعي بشر در اين عرصه، داراي نقش شده‌اند كه يكي از اين حوزه‌ها رسانه‌هاي جمعي است.
رسانه‌ها به‌وسيله كاركردهاي مختلفي همچون اطلاع‌رساني، آموزش و آگاهي‌بخشي، تفريح و سرگرمي و... مي‌توانند به شيوه‌هاي گوناگون در گستره يا اولويت خواست‌هاي شهروندي، تغيير ايجاد كنند و نگرش‌ها، گرايش‌ها و باورهاي آنان را تحت تأثير قرار دهند؛ از‎اين‎رو نقش رسانه‌ها در ايجاد و تقويت امنيت و احساس امنيت اجتماعي در ابعاد مختلف اقتصادي، جاني و سياسي از موضوعات قابل طرح و بررسي است. در واقع، هنگامي كه از عناصر اصلي اثرگذار بر ايجاد احساس ناامني در جامعه سخن به‎ميان مي‌آيد، همواره شبكه‎هاي اطلاع‎رساني از اركان مهم شناخته‎شده در اين حوزه هستند.مهم‌ترين عوامل احساس ناامني در جامعه عبارت است از:
1. وضعيت و موقعيت خاص حاكم بر يك جامعه؛
2. كاهش باور عمومي به مجريان حفظ نظم؛
3. وجود فرهنگ شفاهي و ايجاد شايعه در ميان مردم؛
4. نبود نظام آموزشي و اطلاع‌رساني فعال به‎منظور ارتقاي دانش و بينش امنيتي جامعه. (1384، ص‎191)
در فرهنگ قرآني نيز، امنيت و ناامني، مفهومي وسيع و متوازن و عميق دارد و شامل تمامي ابعاد زندگي و حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، داخلي و خارجي ميشود و بر الگويي از امنيت تأكيد مي‌شود كه با اقتدار، انسجام، وحدت، ارتباط جامعه اسلامي و استحكام دروني جامعه پيوند دارد و شرط امنيت ملي را در بُعد امنيت خارجي و استحكام دروني امت اسلامي ميداند و هرگونه نگراني و ناامني در يك بُعد را مؤثر در ابعاد ديگر مي‌شمارد و هرگونه قوّت و قدرت در يك حوزه را منشأ قدرت و اقتدار در حوزههاي ديگر مي‎داند. (دري نجف‌آبادي، 1379، ص‎283)
بنابراين، نقش رسانه‎هاي جمعي به‌ويژه صداوسيما، در ايجاد امنيت اجتماعي ميان شهروندان و به‌منظور پيشبرد اهداف استراتژيك توسعه انساني و اجتماعي جامعه از ضرورتهاي انكارناپذير است. همچنين رسانه‎ها حوادث و اتفاقات حوزه امنيت اجتماعي را از فضاي نقطهاي به فضاي عمومي منتقل مي‌كنند و ساختار واقعيت‎هاي اجتماعي را در فضاي تجارب غيرمستقيم افراد گسترش ميدهد كه در نتيجه آن، احساس ناامني يا بر عكس، احساس امنيت، افزايش مي‎يابد.