نظريه اماميه در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

نظريه اماميه

آن چه گفته شد، اختلاف ديدگاه عالمان اهل سنت در معناي اصطلاحي صحابه بود كه مبتني بر اين نظريه است كه مفهوم صحابه داراي شرافت و جايگاه ارزشمندي است. اماميه معتقدند كه لفظ «صحابي» اصطلاح شرعي نيست (و اين اصطلاح در لسان شارع نيامده)، بلكه شأن و مرتبه اش، مثل ديگر واژه هاي عربي است. «صاحب» در لغت، «ملازم» و «معاشر» معنا مي شود و اين لفظ جز درباره كسي كه ملازمتش زياد باشد، به كار نمي رود و چون «صحبت» همواره ميان دو كس مطرح است، ازاين رو، همواره «صاحب» و جمع آن؛ يعني «اصحاب» و «صحابه»، به صورت مضاف به كار برده مي شوند. مانند آن چه در قرآن آمده است: «يا صَاحِبَي السِّجْن» يا «اَصْحابُ مُوْسَي» (كه به معناي لغوي آن است).
صحابي در عصر رسول خدا صلي الله عليه و آله نيز در همين معناي لغوي به كار مي رفت و گفته مي شد: «صاحب رسول اللّه » يا «اصحاب رسول اللّه» كه همواره «صاحب» و «اصحاب» به رسول خدا صلي الله عليه و آلهيا چيز ديگر افزوده مي شد. براي نمونه، به آنان كه در مسجد رسول خدا صلي الله عليه و آله ساكن بودند، «أصحاب الصُفَّة» گفته مي شد. البته پس از رسول خدا صلي الله عليه و آله، صحابي بدون مضاف اليه به كار مي رفت كه مرادشان، اصحاب رسول اللّه صلي الله عليه و آله بود و به صورت نامي براي آنان درآمد. ازاين رو، لفظ هاي «صحابي» و «صحابه» از اصطلاح هاي متشرعه و مسلمانان بوده و اصطلاح شرعي نيست.1
پشتوانه گفته بالا، كاربردهاي قرآني است كه بر اساس آن، كلمه هاي هم خانواده با «صحابه»، مانند: «اصحاب»، «اصحابهم» و «صاحبهما» بيش از 97 بار و در همه موردها به صورت اضافه آمده است. افزون بر آن، اين كلمه ها در همان معناي لغوي شان به كار رفته اند كه به معناي مطلق همراهي و ملازمت كسي با شخصي يا چيزي بوده است و هيچ معناي ارزشي و اصطلاحي را دربرندارد. به همين جهت، گاه مشركان را خطاب مي كند و پيامبر صلي الله عليه و آله را «صاحب» آنان مي خواند: «وَ ما صَاحِبُكُم بِمَجْنُون»2 و رفيق شما ديوانه نيست و نيز «مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَ ما غَوَي»3 يار شما نه گمراه شده و نه در ناداني مانده و گاه انسان را همراه و مصاحب حيوان ها مي خواند: «وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوْتِ»4 و مانند همدم ماهي مباش و هم چنين «اَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِاَصْحابِ الْفِيْل» آيا نديدي كه پروردگار تو با سپاه فيل چه كرد.5
در ساير موارد كه «اصحاب» و «صاحب» و مانند آن به انسان يا حيوان يا يكي از اشيا اضافه شده، همه بيانگر آن است كه اين لفظ در همان معناي لغوي ـ نه اصطلاحي اش ـ در قرآن به كار رفته است. معناي اصطلاحي آن را متشرعان در گفت وگوي خود به كار مي برند، ولي به دليل گسترش يافتن مفهوم اصطلاحي «صحابه» در ميان مسلمانان، و به كارگيري فراوان آن در كتاب هاي تاريخي، حديثي و فقهي، برخي از علماي شيعه به تبيين مفهوم اصطلاحي آن پرداخته اند. ازاين رو، گفته شده است:
صحابي كسي است كه در حال ايمان، پيامبر صلي الله عليه و آله را ديدار كرده و مسلمان از دنيا رفته است، اگر چه در اين ميان، مرتد شده باشد.
مراد از ديدار اعم است از اين كه با پيامبر هم نشين شده و با ايشان رفت و آمد داشته باشد يا اين كه تنها يكي به ديگري رسيده باشد، هرچند گفت وگويي ميان آن دو رخ نداده يا يكي، ديگري را نديده باشد (به دليل نابينايي).6
ابن ام مكتوم به دليل نابينايي، پيامبر صلي الله عليه و آله را نديد، ولي با آن حضرت ديدار كرد و در شمار صحابه بود، همچنين ممكن است آن فرد به دليل فراواني جمعيت، پيامبر را ديده، ولي پيامبر او را نديده باشد. چنان چه در تعريف ديگري آمده است:
صحابي كسي را گويند كه در حال ايمان با پيامبر صلي الله عليه و آله هم نشين شده و با ايمان مرده است.7