گذر و نظر در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

گذر و نظر

سيد حميد ميرخندان
اخيراً همايش رسانة تلويزيون و سكولاريسم، از سوي مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، در قم برگزار شد. بي شك، دغدغة هر فرد دين داري در مواجهه با رسانه، دست كم در مواجهة ابتدايي با آن، اين است كه اين پديده چه نسبتي با مباني و معارف دين، ارزش ها و آرمان هاي دين و بالاخره، فقه و دستور العمل هاي دين دارد و چه مقدار با آن سازگاري يا تنافي دارد؟ از آنجا كه سكولاريسم به مثابه راهي بديل و جايگزين، وجه غالب تفكر دوران معاصر، يعني دوران مدرن در غرب است، براي دينداران، يافتن نسبت هاي سكولاريسم با اين پديده نيز لاجرم و به صورت تضمّني صورت مي گيرد. به جاست در اين زمينه، به چند نكته اشاره كنيم:
1. براي سكولاريسم، تعاريف متعددي گفته شده و شاخص هاي چندي براي آن رسم شده است. در معادل يابي آن به زبان فارسي نيز اين تعدد به چشم مي خورد. اجمالا ً سكولاريسم را مي توان يك ديدگاه يا ايدئولوژي دانست كه دين را به حاشيه مي راند، مرجعيت دين را در امور فردي و اجتماعي كنار مي گذارد و ادعاي اين را دارد كه مي توان بدون دين، امور انسان را در وجه فردي و جمعي اش سامان داد.
چنين تلقي اي لزوماً ضديت با دين را در پي ندارد؛ چه در حيطه هايي، با دين همزيستي مسالمت آميز اختيار كند و چه در حيطه هايي، مدعي جايگزيني آرام باشد. بنابراين، سكولاريسم خود را جايگزين دين و در شكل تسامح آميزش، بديل دين معرفي مي كند. در حالي كه دينداران معتقدند كه دين ـ در اينجا، اسلام منظور است ـ نه راهي در كنار ديگر راه ها، بلكه تنها راه است. سامان يافتن امور و راه يافتن انسان، جز با دين تحقق نمي پذيرد.
در بحث سكولاريسم، آنچه اهميت دارد، بنيان هاي فكري آن است. با تكيه بر اين بنيان هاست كه سكولاريسم در حيطه هاي مختلف تعليم و تربيت، معرفت شناسي، اخلاق، سياست و نيز رسانه و ارتباطات، راه هايي را پيشنهاد كرده است. اين بنيان ها به صورت فهرست وار، عبارتند از :
ملي گرايي (ناسيوناليسم)، عقل گرايي (راسيوناليسم)، انسان گرايي (اومانيسم)، آزادي گرايي (ليبراليسم)، فردگرايي (انديويدياليسم)، ماركسيم، فرويديسم و... . چنان كه از اين فهرست پيداست، سكولاريسم جريان هاي متضاد و متنافي را در خود جاي داده است؛ اما هر چه هست، اينها در حيطه هاي مختلف، بحث را بدون ارجاع به دين و بدون در نظر گرفتن دين پيش مي برند.
2. مطالعات رسانه اي مجموعه مسائلي هستند كه طيف وسيع و متنوعي از مباحث مربوط به رسانه را پوشش مي دهند. اين طيف شامل مباحث رسانه به مثابه يك پديده تكنولوژيك و موجيت آن، نظريات رسانه، روش هاي پژوهش در رسانه، كاركردهاي رسانه، اخلاق رسانه اي، ژانرها يا فرمت هاي برنامه اي و ... است. پس اين مسائل طيفي از مباحث نظري را شامل مي شود كه به فلسفه بيشتر گرايش دارد تا مباحث كاربردي كه با عمل بيشتر تماس دارد. خاستگاه اين مباحث و تبويب آن در غرب بوده است. به عبارت ديگر، اين مسائل به تدريج، در چند دهه، در غرب مطرح شده و درباره آن بحث و نظريه پردازي صورت گرفته است.
از اين روي، بحث نسبت سكولاريسم با رسانة تلويزيون، در واقع بحث از بنيانهاي نظري سكولاريسم در موضوعات مختلف مطالعات رسانه اي است. البته در نسبت اين مسائل به مباني دين، مي توان به مسائل جديد و حيطه هاي نويني از بحث رسيد؛ به گونه اي كه در موضوعات و گستره بحث و احياناً در تبويب مباحث، تحولاتي صورت گيرد.
3. بايد به طور اجمالي، اين احتمال را در نظر داشت كه ديدگاه هاي فلسفي و بنيان هاي نظري سكولاريسم در مطالعات رسانه اي تأثير گذاشته است. اصل تأثير گذاري و مهم تر از آن، ميزان تأثير گذاري و چگونگي آن حيطه اي است كه بايد درباره آن بررسي و تحقيق كرد. اين بررسي و پژوهش، لاجرم در حيطه هاي مختلف مطالعات رسانه اي، خرد شده و نمي تواند به نگاه و بررسي كلي و كلان اكتفا كند. البته مي توان با نگاهي كلي، اصل تأثير مباني نظري سكولاريسم را به منزلة وجه غالب تفكر غربي در عصر حاضر ـ دوران مدرن ـ در رسانه به اثبات رساند؛ ليكن نگاه تفصيلي كه براي نظريه پردازي ديني درباره رسانه به كار مي آيد؛ پرداختن به نسبت اين مباني در مباحث يا مسائل مختلف رسانه اي است.
مطلب فوق مي تواند دچار يك آسيب شود و آن اينكه هر نظريه و فكري، با پيش فرضي كه درباره تأثير سكولاريسم در رسانه وجود دارد، سكولاريستي قلمداد شود يا سعي شود كه در چهارچوب سكولاريسم گنجانده شود. در بحث و بررسي دربارة اين نسبت، بايد از اين دام گريخت و همواره اين نكته را در نظر داشت كه اين نسبت يابي جنبة توصيفي دارد. از اين رو، بايد از اين جنبة تجويزي مكنون پرهيز كرد؛ اينكه حتماً بايد اين بحث رسانه اي از سكولاريسم تأثير پذيرفته باشد و حال وظيفه تبيين چگونگي تحقق يافتن آن است. شايد برخي موضوعات يا برخي از جنبه هاي يك موضوع، نسبت به سكولاريسم لابشرط باشند.
4. بررسي و پژوهش در اين زمينه، مي تواند زمينه هاي علمي را براي مطالعات ديني درباره رسانه فراهم كند. همچنان كه مي تواند عمق لازم را نيز بدان ببخشد. آنگاه پس از نسبت يابي مباحث و موضوعات مطرح شده در مطالعات رسانه اي با سكولاريسم و تعيين و تبيين ميزان تأثيرگذاري، زمينه براي مطالعات ديني در رسانه فراهم مي شود.
در نسبت سنجي دين و رسانه، مي توان يا به نفي ديدگاه اتخاذ شده در مثلاً يك موضوع رسانه اي يا به قبول ـ در صورت عدم تأثيرپذيري از سكولاريسم ـ يا به تغيير و تحوّل آن انديشيد. در اين صورت، مباني و نظريات مطرح شده در حيطه هاي مختلف مطالعات رسانه اي، ردّ يا قبول يا دچار تحول خواهند شد.
در پناه حق