رسانه و انقلاب در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

رسانه و انقلاب

وحيد حياتي
يكي از عواملي كه دنياي مدرن و جوامع بشري را تحت تأثير خود قرار داده است، گوناگوني رسانه ها و فضايي است كه رسانه ها ايجاد كرده اند و بالطبع باعث بالا رفتن سطح آگاهي و دانش عمومي و فرهنگ شده است. امروزه گسترش رسانه ها شاخصي براي توسعه فرهنگي جوامع محسوب مي شود. با توسعه فرهنگي كه رسانه ها عامل اصلي آن هستند، خودآگاهي جمعي گسترش يافته است و منجر به توسعه سياسي، اقتصادي و پيشرفت در ديگر علوم مي شود. رسانه ها نمودي از تكنولوژي در دنياي مدرن هستند و هر روزه تكنولوژي با پيشرفت هاي خود به رسانه گسترش بيشتري مي دهد. رسانه هايي هم چون راديو و تلويزيون تأثيرات زيادي بر نهاد خانواده، سياست، اجتماع و آموزش داشته اند كه با گسترش و پيشرفت هرچه بيشتر تكنولوژي هاي رسانه اي اين تأثير بيشتر هم مي شود.
ارتباطات انساني ديگر تنها شفاهي است و نسبت ارتباطاتي ديگر از حالت طرفيني خارج و يك سويه شده و تكنولوژي رسانه اي اين نوع ارتباط را ايجاد كرده است. انسان در مقابل راديو، تلويزيون و... قرار مي گيرد و محتوا را از اين رسانه ها دريافت مي كند و به نحوي ارتباط يك سويه برقرار است.1
دنياي امروز، ارتباط مستمر يا كنش متقابل ميان انسان هايي است كه بسيار جدا از يكديگر در عين حال وابسته اند. در گذشته سنّت ها در اجتماع محلي منتقل مي گشت و انديشه كلي فرهنگي به تدريج در مناطق وسيع منتشر مي گرديد ولي فرآيندهاي انتشار فرهنگي طولاني، كند و ناپيوسته بودند. ديگر امروزه ما از اوضاع و رويدادهاي كشورها و مناطق ديگر جهان آگاهيم. ارتباطات الكترونيكي و تكنولوژي هاي ارتباطي است كه چنين امكاني را فراهم آورده است. رسانه هايي مانند راديو، تلويزيون، روزنامه ها و... اغلب در ارتباط با يكي از كاركردهاي رسانه اي يعني سرگرمي در نظر گرفته مي شوند و البته به نحوي نيز كم اهميت تلقي مي شوند كه بايد گفت اين نگرش ناشي از سطحي نگري به مباحث رسانه اي است. در واقع اين رسانه ها با محتواي خود در بسياري از جنبه هاي فعاليت هاي اجتماعي ما دخالت دارند. وسايل ارتباطي هم چون تلويزيون و راديو در تجربه هاي ما مؤثر هستند. جدا از آن كه بر نگرش هاي ما به شيو ه هاي خاصي تأثير مي گذارند. آن ها وسايل ارتباطي اي هستند كه بسياري از فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي به اطلاعات ارسال شده از طريق آن ها بستگي دارد. به هر حال مي توان گفت كه همه انسان ها تحت تأثير رسانه ها هستند و رسانه ها به نحوي بر زندگي همه انسان ها تأثير مي گذارند.
در اين ميان تلويزيون به خاطر حضور در حريم خصوصي (خانه) تأثيرات زيادي بر زندگي انسان ها گذاشته است و مردم اوقات بسياري از زندگي خود را كنار تلويزيون مي گذرانند. تجربه هاي فردي و اجتماعي بسياري را از تلويزيون كسب مي كنند. مردم حتي بسياري از فعاليت هاي خود را پيرامون برنامه هاي تلويزيوني معين تنظيم مي كنند. اين مسئله از طرفي تهديدي بر تغييرات رفتاري، عقيدتي و حتي نگرش هاي اجتماعي محسوب مي شود و از طرفي ديگر فرصتي است كه به صاحبان انديشه، دولت ها و نظام هاي مختلف اعطاء شده است تا در راستاي نيات خود در حوزه هاي عمومي و فردي اجتماع تاثير بگذارند. تلويزيون در گستره جهاني، امروزه يكي از بازيگران سياسي و اجتماعي در صحنه هاي بين المللي است. در واقع در دنياي جديد، چنين رسانه اي با اطلاع رساني ميان ملل و فرهنگ هاي مختلف ارتباط برقرار مي كند و اخبار و گزارش ها را به سراسر جهان مخابره مي كند و البته از اين راه نيز به نوعي تمام افكار عمومي جهان، به زير سلطه فكري و فرهنگي چنين رسانه اي قرار مي گيرد.
يكي از نقش هاي مهمي كه رسانه ها به ويژه تلويزيون در عرصه تحولات سياسي، اجتماعي، بين المللي ايفاء مي كند، در كنار و به نحوي در خدمت انقلاب ها بودن است. اگر انقلاب را در مفهوم وسيع آن تحوّل در تمام زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي، عقيدتي، تلقّي كنيم، به گونه اي با اهداف يك رسانه (تلويزيون) هم پوشاني دارد و گويي در يك افق حركت مي كنند. اين امر در بسياري از انقلاب هاي عقيدتي و فكري دهه هفتاد ميلادي به بعد به چشم مي خورد كه پس از حضور چشم گير رسانه تلويزيون در ميان رسانه هاي جمعي به قدرت آن در شكل گيري انقلاب ها و حمايت از آن ها پي بردند. در واقع تلويزيون به نحوي در كنار آن انقلاب ها به حيات ويژه خود در اين زمينه نيز ادامه داد. به عبارتي ديگر فراتر از سرگرمي نگريستن، شيوه و روشي در اختيار سازمان يك تلويزيون قرار گرفت.
در ابتداي شكل گيري انقلاب اسلامي رسانه راديو و تلويزيون نيز در خدمت اهداف و آرمان هاي آن قرار گرفتند و به عنوان رسانه هاي انقلابي مسئوليتي بس خطير را در قبال انقلاب اسلامي بر عهده گرفتند. به عبارتي يبان مواضع، دستاوردها و به نحوي صدور انقلاب از رسالت هاي سنگين اين رسانه ها محسوب مي گرديد كه تلويزيون به خاطر ديداري و شنيداري بودن از اهميت فوق العاده اي در اين ميان برخوردار شد و جايگاه والايي در شكل دادن به آن رسالت ها يافت.
رويكرد رسانه تلويزيون به انقلاب و تاريخ آن هر چند در اوايل شكل گيري انقلاب احساساتي تر و مبتني بر هيجان و مناسب با فضاي انقلاب بود ولي به تدريج در وضعيت باثبات نظام و انقلاب و فارغ از جريانات احساسي، جرياني مبتني بر عقلانيت و بالطبع ترسيم افق انقلاب در اين رسانه شكل گرفت و برنامه هاي مختلف در قالب هاي گوناگون در راستاي اين هدف سامان يافتند. در نتيجه برنامه هاي گوناگون با هدف واكاوي تاريخ انقلاب، بررسي ريشه هاي شكل گيري، هم چنين اهداف انقلاب و عملكرد انقلاب و... توليد شدند كه البته در چند سال گذشته اين امر با سرعت بيشتر و دقيق تر به مرحله عمل رسيده است و جالب آن كه اين رويكرد از جانب مخاطبان نيز مورد توجه قرار گرفته و مقبوليت عام يافته است. در اين مرحله سهم آثار با قالب هاي مستند و گفت وگو بيشتر از سهم قالب هاي نمايشي است كه خود هم حاكي از ضعف در قالب نمايشي بوده و هم مي تواند حاكي از فرصتي باشد كه در اختيار ديگر قالب ها گذارده شده تا با وجاهتي كه در استناد به واقعيت دارند و به نوعي ويژگي غالب آن ها نيز محسوب مي شود، بهتر بتوانند در تبيين دستاوردهاي انقلاب كوشش كنند. اين مسئله به نوعي بستري است تا رويكرد به اهداف و آرمان هاي انقلاب در اين برهه با توجه به فضايي كه ايجاد شده است، به كاميابي برسد و به نحوي از فرصت ها استفاده گردد. اين اتفاق و رويكرد را در مستند دفاع مقدس كه به همت گروه خبري تلويزيون توليد گرديد و با اقبال عمومي نيز مواجه شد نيز مي توان ديد كه در مقوله اطلاعات مربوط به جنگ تحميلي نوآوري نمودند.
البته ناگفته نماند كه پرداختن به مسائل انقلاب، واكاوي آن تاريخ پرمغز و مسلماً بسيار پندآموز طبيعتاً محمل، عرصه و فرصتي براي استفاده صحيح از آن منبع غني است كه به ما مي آموزد، رسانه اي با اهداف انقلابي در چهارچوب آرمان هاي آن تنها سلبي نمي تواند به امور بنگرد و بنابر خصلت ذاتي رسانه مي تواند جنبه ايجابي را نيز دستمايه خود قرار دهد. در واقع توليد آثار، افكار و انديشه ها همان هدف ايدئولوگ بودن رسانه به عنوان زبان گوياي انقلاب را تأمين خواهد نمود كه مي تواند دستمايه خلق آثار نو، پرمحتوا در آن راستا باشد. فراموش نبايد كرد كه رسانه مي تواند در كنار انقلاب باشد و نباشد، اگر نباشد مي تواند اذهان جامعه و انديشه عمومي اجتماع را به بسياري از مسائل غيرواقعي، فانتزي و در عين حال جذاب منحرف نمايد و مي تواند در كنار باشد آن گونه كه خود مروج انديشه ها و افكار بلند انقلاب گردد.