// نشریه / سياحت غرب 103

تبديل شدن مدارس دولتي امريكا به مراكز شست‌وشوي مغزي و اردوگاه‌هاي زندان‌گونه1 در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

تبديل شدن مدارس دولتي امريكا به مراكز شست‌وشوي مغزي و اردوگاه‌هاي زندان‌گونه1

مايكل اسنايدر2
مترجم: محمود سبزواري

چكيده
به اعتقاد منتقدان نظام حاكميتي امريكا، نظام آموزشي اين كشور به ويژه در يك دهه گذشته و به موازات رخدادهايي كه در ديگر حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي اتفاق افتاده، يكي از قربانيان اصلي نگاه امنيت محوري است كه اجراي دكترين جنگ با تروريسم را بر همه عرصه‌هاي اين كشور حاكم كرده است. اين اتفاق علاوه بر كاهش شديد كيفيت آموزش و تحصيل به ويژه در مدارس دولتي اين كشور، فضايي امنيتي و بي‌رحمانه را در اين مدارس و براي دانش‌آموزان به وجود آورده است. اين مقاله با اشاره به برخي نمونه‌هاي اين وضعيت در مدارس دولتي امريكا، نسبت به حاكم شدن فرهنگ جاسوس‌پرور و آميخته با نگاهي بدبينانه نسبت به همه چيز و همه كس هشدار مي‌دهد كه هدف نهايي آن، شست‌وشوي مغزي دانش‌آموزان و تلقين آموزه‌هاي سياسي خاص است؛ فرهنگي كه حتي دامان كودكان خردسال را نيز گرفته است.

مي‌گويند كودكان، دارايي ما هستند و درست در همين لحظه، بيشتر كودكان ما در مدارس دولتي «تحصيل» مي‌كنند كه به سرعت در حال تبديل شدن به مراكز شست‌وشوي مغزي و اردوگاه‌هاي زندان‌گونه‌اند. بچه‌هاي ما بايد روي اصولي چون خواندن، نوشتن و رياضيات تمركز كنند، اما به جاي آن، گروه زيادي از سياستمداران، «مقامات آموزشگاهي» و معلمان، تا جايي كه مي‌توانند، تبليغات بيشتري را به محتواي درسي كلاس‌ها اضافه مي‌كنند. به جاي يادگيري چگونه انديشيدن، پيوسته به كودكان ما گفته مي‌شود به چه بينديشند. گذشته از اين، به آنها آموخته‌اند چگونه به عنوان بردگاني پست در يك حاكميت پليسي برادر بزرگوار زندگي كنند. امروزه دانش‌آموزان به شدت از تفكر مستقل و آزادي بيان دل‌سرد مي‌شوند. اگر آنها «از خط خارج شوند»، به جاي آنكه آنها را نزد مدير مدرسه بفرستند، به آنها دست‌بند مي‌زنند، دستگيرشان مي‌كنند و به اداره پليس مي‌برند. به علاوه، مقامات مجري قانون، بيشتر از هر زمان ديگري از تسليحاتي چون افشانه فلفل و تفنگ بي‌حس‌كننده عليه دانش‌آموزان كوچك‌تر در مدارس دولتي ما استفاده مي‌كنند. كودكان در مدارس دولتي امريكا ياد نمي‌گيرند چگونه به عنوان افرادي قدرتمند در «سرزمين آزادي و خانه شجاعان» زندگي كنند، بلكه به آنها ياد داده مي‌شود چگونه به حاكميت پليسي برادر بزرگه خدمت كنند كه كنترل كل زندگي آنها را در دست دارد. اگر ما اجازه دهيم تا آخرين ذره و به طور نظام‌مند، آزادي و آزادگي كودكان مدرسه‌روي ما از آنها گرفته شود، نبايد اميد چنداني به آينده اين كشور داشت.
در ادامه به چند نشانه از تبديل شدن مدارس دولتي ما به مراكز شست‌وشوي مغزي و اردوگاه‌هاي زندان‌گونه اشاره مي‌شود:
1. هم اكنون در تمام پنجاه ايالت امريكا، پايگاه‌هاي اطلاعاتي تحت اداره فدرال در حال تأسيس است كه رفتار و عملكرد همه دانش‌آموزان مدارس دولتي در امريكا را در تمام سطوح تحصيلي‌شان ردگيري مي‌كند. به نوشته نيويورك پست، دولت اوباما قصد دارد از اطلاعات گردآوري شده براي اهداف مختلفي استفاده كند.
«دولت در پي آن است كه اين اطلاعات شامل چيزي بيش از نام و نشاني و نمره‌هاي امتحاني دانش‌آموزان باشد. بر اساس مدل گردآوري اطلاعات ملي، دولت بايد اطلاعات مربوط به پيشينه مراقبت‌هاي درماني، درآمد خانواده و وضعيت رأي‌دهي خانواده‌ها را جمع‌آوري كند. از اين منظر، مدارس دولتي فرصتي طلايي را براي گرد آوردن اطلاعات از مخاطباني دست و پا بسته فراهم مي‌آورند».
2. در سراسر امريكا، كودكان مدرسه‌رو وارد يك برنامه سبز راديكال شده‌اند. در واقع، در مناطق بسياري از كشور، كودكان، فعالانه، آموزش داده مي‌شوند كه بر شيوه رفتار والدينشان نظارت داشته باشند و هر گاه آنها «رفتار غير دوستانه‌اي با محيط زيست داشتند»، آنها را اصلاح كنند. در ادامه، قسمتي از يك مقاله نيويورك تايمز را درباره اين پديده مي‌خوانيد:
خانم راس3 كه يك مددكار اجتماعي در دابز فري است، مي‌گويد: «من بچه‌هايي دارم كه بسيار نگران محيط زيست هستند، خيلي بيشتر از من، به گونه‌اي كه با شرمندگي بايد بگويم آنها دارند به من فشار مي‌آورند كه يك اتومبيل برقي بخرم. آنها مي‌گويند بايد لامپ‌هاي خانه را با لامپ‌هاي كم‌مصرف عوض كنم».
فرزندان خانم راس، بخشي از چيزي هستند كه كارشناسان آنها را لشكري رو به افزايش از «كودكان زيست‌محيطي» مي‌نامند كه در مدارس، از طريق فعاليت‌هاي پيشاهنگي و حتي فرهنگ عامه، به سوي فعاليت‌هاي زيست‌محيطي هدايت مي‌شوند و مي‌كوشند والدينشان را پاسخ‌گو سازند. بزرگ‌سالان در ميان مباهات به شور و شوق فرزندانشان براي سبز شدن همه چيز، زير نظر چشمان مراقب پليس‌هاي زيست‌محيطي خردسال كه مطالباتشان هر دم بيشتر و پرهزينه‌تر مي‌شود، احساس ناخوشايندي پيدا مي‌كنند».
3. به تازگي به يك دانش‌آموز سيزده ساله در نيومكزيكو به اين دليل دست‌بند زده شد كه بر اثر يك آ‌روغ زدن از كلاس اخراج شده بود. در سه سال گذشته، بيشتر از دويست دانش‌آموز در برناليلو كانتي به دليل بدرفتاري‌هاي غير خشونت‌آميز دست‌بند زده و دستگير شده‌اند.
4. در سراسر امريكا به دانش‌آموزان ياد داده مي‌شود متمّم اول قانون اساسي در مدارس دولتي قابل اعمال نيست. آزادي بيان در مدارس معمولاً نقض مي‌شود. يك گروه از ورزش‌كاران دبيرستاني به دليل «پرسه زدن» در راهروهاي مدرسه از تحصيل معلق شدند.
5. بسياري از مدارس دولتي مفهوم آموزش‌هاي جنسي را به كلي كنار گذاشته‌اند. اكنون به جاي «آموزش» مسائل جنسي به كودكان، مدارس با انبوه درس‌هاي مربوط به امور جنسي، كودكان را شست‌وشوي مغزي مي‌دهند. يكي از نمونه‌هاي اخير اين امر، بدين شكل در نيويورك تايمز بازتاب يافته است:
«تصور كنيد شما يك كودك ده يازده ساله‌ايد و تازه وارد مقطع راهنمايي شده‌ايد. چنانچه در كلاس به روشني و وقيحانه درباره مسائل جنسي آموزش‌هايي به شما داده شود، چه احساسي به شما دست مي‌دهد؟»
6. متأسفانه ظاهراً اين «شست‌وشوي مغزي جنسي» جواب هم داده است. بر اساس مطالعه‌اي كه به تازگي انجام شده، رابطه جنسي بين دختران نوجوان در امريكا، هم اكنون به بالاترين سطح ثبت شده خود رسيده است.
7. در ايالات متحده، انداختن كودكان به زندان، به يك رويه عملياتي استاندارد تبديل شده است. امروزه پليس، يك سوم كل امريكاييان را تا قبل از رسيدن به 23 سالگي، در مقطعي دستگير كرده است. در اين مقطع، امريكا داراي بالاترين ميزان تعداد زنداني در جهان و بيشترين جمعيت كل زنداني در سطح جهان است و با اين حال، بي‌ثباتي جامعه ما همچنان ادامه دارد.
8. هم اكنون در برخي مدارس امريكا، براي نظارت بر حضور و غياب و تحرك كودكان هنگام حضورشان در مدرسه، از تراشه‌هاي هويتي استفاده مي‌شود. در ادامه، بخشي از مقاله‌اي را مي‌خوانيد كه برنامه‌اي را توصيف مي‌كند كه به تازگي در يك مركز پيش دبستاني در كاليفرنيا اجرا شده است:
«به نوشته آسوشيتدپرس، دانش‌آموزان پيش دبستاني جرج ميلر صبح‌ها در حالي وارد آنجا مي‌شوند كه يك پوليور همراه با يك تراشه هويتي بر تن دارند. وقتي كودكان سر كلاس‌هايشان مي‌روند، حسگرهاي نصب شده در همه جاي مدرسه، سابقه تحركات، حضور و غياب آنها در هر كلاس و نيز غذاخوري را گردآوري مي‌كند. مقامات اين مدرسه ادعا كرده‌اند آنها صرفاً اطلاعاتي را جمع‌آوري مي‌كنند كه براي دريافت بودجه فدرال در قالب برنامه هداستارت، مجبور به گردآوري و ارائه آنها هستند».
9. هر چه مي‌گذرد، موارد رفتار‌هاي سوئي كه در بسياري از مدارس در شمار جرايم جدي قرار مي‌گيرند، بيشتر مي‌شود. براي مثال، وقتي دختر كوچكي، پسر خردسالي را در يك كودكستان در فلوريدا بوسيد، اين رفتار يك «جرم جنسي بالقوه» تلقي و با پليس تماس گرفته شد.
10. هم اكنون پليس حتي به كودكان پنج ساله نيز در مدارس دولتي دست‌بند مي‌زند و آنها را دستگير مي‌كند. در ادامه، بخشي از مقاله‌اي را مي‌خوانيد كه به تازگي منتشر شده است و به توصيف اتفاقي مي‌پردازد كه چندي پيش براي يك دانش‌آموز بسيار خردسال در استاكتون كاليفرنيا رخ داده است:
«چندي پيش با دست‌بند زيپ‌دار دست‌ها و پاهاي دانش‌آموزي را در استاكتون بستند و او را مجبور به رفتن به بيمارستان براي انجام يك ارزيابي جسماني كردند و يك مأمور پليس با باتري به او شوك وارد كرد. اين دانش‌آموز فقط پنج سال داشت».
11. در اين اواخر يك نوجوان در حومه دالاس، بعد از جريمه شدن به دليل استفاده از كلماتي نامناسب در يكي از كلاس‌هاي دبيرستان، مجبور به گرفتن يك شغل پاره‌وقت شد. اين جريمه در اصل 340 دلار بود، اما هزينه‌هاي اضافي، آن را به مبلغي 637 دلاري افزايش داده بود.
12. فقط دانش‌آموزان دبيرستاني نيستند كه پليس آنها را جريمه مي‌كند. در تگزاس اين وضعيت به دانش‌آموزان مدارس ابتدايي نيز تعميم داده شده است. گزارش شده است كه پليس تگزاس در شش سال گذشته، هزار برگ جريمه براي كودكان مدارس ابتدايي صادر كرده است.
12. فرزندان ما به گونه‌اي برنامه‌ريزي مي‌شوند كه اين واقعيت را بپذيرند كه آنها هميشه زير نظر قرار دارند. مثلاً وزارت كشاورزي امريكا در حال هزينه كردن مبالغ هنگفتي پول براي نصب دوربين‌هاي نظارتي در كافه‌هاي مدارس دولتي سراسر كشور است تا دولت از اين طريق بتواند نوع غذايي را كه كودكانمان مي‌خورند، از نزديك زير نظر بگيرد.
14. باورتان مي‌شود! اخيراً يك مأمور مورد تأييد اداره امنيت حمل و نقل، به منظور نظارت بر تفتيش دانش‌آموزان دبيرستان سانتافه استخدام شده است.
15. سال گذشته، يك دانش‌آموز هفده ساله ممتاز در شمال كاليفرنيا به نام اشلي اسميت ويك4 به طور تصادفي، غذاي پدرش را با خود به مدرسه برد. ظرف غذاي او حاوي يك كارد ميوه‌خوري كوچك بود كه از آن براي پوست كندن سيب استفاده مي‌كرد. فكر مي‌كنيد بعد از كشف اين مسئله، چه اتفاقي براي اين دانش‌آموز بخت برگشته افتاد؟ مدرسه، تحصيل او براي بقيه سال را معلّق و پليس او را به سوء رفتار متهم كرد.
16. به نوشته الكساندر هيگينزِ5 وبلاگ‌نويس، دانش‌آموزان كودكستاني و كلاس اول در ايالت نيوجرسي هم اكنون از نظر قانون، ملزم به مشاركت در «تمرين‌هاي ماهانه ضد ترويستي» شده‌اند. در ادامه، بخشي از نامه‌اي را مي‌خوانيد كه وي از طرف مدرسه فرزندش دريافت كرده است:
«هر ماه، مدرسه بايد يك تمرين آتش‌سوزي و يك تمرين امنيتي را انجام دهد كه مي‌تواند تمرين حبس شدن، تهديد به بمبگذاري، تخليه مدرسه، تيراندازي فعال يا پناه گرفتن در محل باشد. همه مدارس اكنون به حكم قانون، ملزم به اجراي اين رويه هستند».
چه كسي در دنيا به اين نتيجه رسيده است كه انجام تمرين‌هاي «حبس شدن» و «تيراندازي فعال» براي دانش‌آموزان كلاس اولي فكر خوبي است؟
17. در برخي مدارس امريكا، پليس‌هاي مسلحي كه سگ‌هاي پليس همراهي‌شان مي‌كنند، با اسلحه‌هاي واقعي، يورش‌هاي سرزده‌اي را انجام مي‌دهند. در چند ويدئوي منتشر شده، آشكارا مي‌توان مشاهده كرد كه مأموران پليس تفنگ‌هايشان را به طرف كودكان دانش‌آموزي نشانه رفته‌اند كه رو به ديوار صف كشيده‌اند.
18. هم اكنون دولت امريكا در قالب بخشي از دكترين «جنگ با تروريسم»، كودكان را به جاسوسي از والدينشان تشويق مي‌كند. چنانچه يكي از مقامات مدرسه بشنود پدر و مادر دانش‌آموزي «حرف خطايي» در خانه زده است، احتمال دارد به آن فرد، برچسب «تروريست بالقوه» زده شود.
19. دولت امريكا به طور فزاينده‌اي از «نظرسنجي‌ها» و «پيمايش‌ها» به عنوان ابزاري براي گردآوري اطلاعات درباره همگي ما استفاده كرده است. من در مقالات قبلي‌ام اشاره كرده‌ام كه چگونه مقامات به فرزندان ما علاقه‌مند شده‌اند.
20. سال گذشته يك دانش‌آموز دبيرستاني در جنوب كاليفرنيا به اين دليل كه او در گفت‌وگوهاي خصوصي با هم‌كلاسي‌هايش درباره مسيحيت، حرف‌هايي زده است، به مدت دو روز از تحصيل تعليق شد. علاوه بر اين، وي از آوردن انجيل خود به مدرسه نيز منع شد.
21. در اوايل سال 2010، پليس، دختربچه‌اي دوازده ساله را در نيويورك دستگير كرد و دست‌بند به دست از مدرسه بيرون برد، فقط به اين دليل كه اين جمله را روي ميزش نوشته بود: «من عاشق دوستانم، كشيش و ايمان هستم».
22. در سال 2008 ، پسربچه‌اي هشت ساله در ماساچوست از مدرسه به خانه فرستاده شد و والدينش مجبور به انجام ارزيابي روان‌شناسانه از او شدند؛ چون او تصويري از عيسي مسيح را روي يك صليب ترسيم كرده بود.
23. حدود يك سال پيش، به دختر بچه‌اي شش ساله در فلوريدا، به دليل نشان دادن خشم و عصبانيت خود به يكي از همكلاسي‌هايش، دست‌بند زدند و او را به يك مجتمع بيماري‌هاي رواني فرستادند.
24. چند دانش‌آموز‌ ديگر در فلوريدا به دليل آوردن چاقوي پلاستيكي به مدرسه، بازي با يك چراغ قوه ليزري و كشيدن نقاشي يك اسلحه، دستگير شدند.
25. دادستان كل ويرجيانا، كن كوكينلي6 اعلام كرده است: «اگر آنها با دلايل معقولي، مظنون شوند كه تفتيش آنها به يافتن مدركي خواهد انجاميد كه دانش‌آموزي از قوانين يا مقررات مدرسه تخلف كرده يا در حال تخلف است»، مقامات مدارس مي‌توانند تماس‌هاي تلفني و لپ‌تاپ‌هاي دانش‌آموزان مدارس دولتي را تفتيش كنند.
26. هر چه مي‌گذرد، مقامات در حال استفاده گسترده‌تر از فن‌آوري‌هاي «پيش از ارتكاب جرم» در مورد كودكان براي شناسايي افراد بالقوه مشكل‌آفرين هستند. براي مثال، اداره عدالت جوانان ايالت فلوريدا اعلام كرده است اين اداره از نرم‌افزار تجزيه و تحليل براي پيش‌بيني جرايم بزه‌كاران نوجوان استفاده خواهد كرد و «متخلفان احتمالي» را ملزم به حضور در برنامه‌هاي پيش‌گيري از جرم و آموزشي خاصي خواهد كرد.
27. در سال جاري، در يكي از دبيرستان‌هاي مك آلن در تگزاس، به دانش‌آموزان دستور داده شد برخيزند و آهنگ و سوگند وفاداري ملي مكزيك را بخوانند. مقامات مدرسه توضيح ندادند كه بر زبان آوردن سوگند وفاداري يك كشور خارجي، چه ارزش آموزشي قابل توجهي دارد.
28. در سراسر ايالات متحده، استفاده از تفنگ‌هاي بي‌حس‌كننده براي «آرام كردن» دانش‌آموزان دبيرستاني افزايش يافته است. همه ما پي در پي شاهد انتشار اين قبيل اخبار در رسانه‌ها بوده‌ايم.
آيا اين همه سركوب بي‌رحمانه كمكي به آموزش بهتر كودكانمان مي‌كند؟ البته كه اين‌طور نيست.
حقيقت اين است كه مردم امريكا به سرعت در حال «سست و كرخ شدن» هستند. امروزه وقتي پاي سواد رياضي يا علمي به ميان مي‌آيد، پانزده ساله‌هاي امريكايي در جمع كشورهاي پيشرفته، حتي در نيمه بالايي جدول قرار نمي‌گيرند.
گذشته از اين، مدارس دولتي ما در حال پرورش كودكاني هستند كه براي ورود به كالج هيچ‌گونه آمادگي ندارند. امريكا زماني بيشترين سهم را از نظر داشتن بزرگ‌سالان برخوردار از مدارك تحصيل بعد از دبيرستان در سطح جهان دارا بود. امريكا امروزه از اين نظر، به رتبه دوازدهم سقوط كرده است.
نظام آموزشي ما كاملاً فاسد شده است و هر چه مي‌گذرد، بر وخامت اوضاع افزوده مي‌شود. من در سراسر زندگي‌ام به مدارس دولتي رفته‌ام، اما اكنون هرگز دلم نمي‌خواهد فرزندانم را به اين مدارس بفرستم. اين مدارس به سرعت در حال افول هستند.
صرف فرستادن سياستمداراني متفاوت به واشينگتن، مسير اين كشور را تغيير نمي‌دهد. ما به رستاخيز سياسي، اقتصادي، آموزشي، اخلاقي، معنوي و فلسفي كامل نياز داريم. هر چه مي‌گذرد، امريكا بيشتر شبيه كره شمالي مي‌شود. اگر همچنان به اين مسير ادامه دهيم، ديگر فرزندان و نوادگانمان آينده‌اي نخواهند داشت.
اينكه مدارس دولتي ما در حال تبديل شدن به مراكز شست‌وشوي مغزي و اردوگاه‌هاي زندان‌گونه هستند، به شدت تهوع‌انگيز است. اين چيزي نبود كه امريكا در پي آن بود. اگر ما راه ايستادن و مبارزه براي آينده اين كشور را برنگزينيم، آينده‌اي در انتظارمان خواهد بود كه سزاوار آنيم.