// نشریه / سياحت غرب 103

چهره‌ها و اندام‌هاي غير واقعي: آيا بايد حقيقت عكس‌هاي دست‌كاري شده دنياي مد را افشا كرد؟1 در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

چهره‌ها و اندام‌هاي غير واقعي: آيا بايد حقيقت عكس‌هاي دست‌كاري شده دنياي مد را افشا كرد؟1

جوليان اسكوبدو شپارد2
مترجم: محمود سبزواري

چكيده
درباره پي‌آمدهاي مخرب بازار مد و نشان دادن مدل‌ها، هنرپيشه‌ها و چهره‌هاي مشهور به عنوان سرمشق‌هايي بي‌نقص از كمال و زيبايي در رسانه‌ها، گه‌گاه مطالبي منتشر مي‌شود. اين پديده چنان ابعاد مختلف و پيچيده‌اي دارد كه بايد براي ارزيابي ميزان واقعي خسارت‌هاي آن بر روح و روان و زندگي به ويژه دختران و زنان در سراسر جهان، تحقيقات گسترده‌اي به عمل آيد. يكي از عناصر دخيل در اين پديده، ظهور فن‌آوري‌هاي تصويرسازي پيشرفته و خلق تصاويري بي‌نقص از چهره‌هاي مشهور با كمك ترفندهاي نرم‌افزار فتوشاپ است كه اين مقاله به گوشه‌هايي از آن پرداخته است. زنان به ويژه دختران كم سن و سال‌تر با تماشاي چنين تصاويري، با شخصيت‌هاي ارائه شده، نوعي هم‌ذات‌پنداري مي‌كنند. همين امر سبب مي‌شود آنها فارغ از ويژگي‌هاي جسماني خود در عالم واقع، به تصويري آرماني از بدنشان به عنوان گران‌بهاترين دارايي خويش پناه برند و براي رسيدن به اين كمال موهوم، به دنبال نسخه‌هاي بي‌اثري بروند كه شركت‌هاي دارويي، محصولات زيبايي و جراحي‌هاي زيبايي برايشان تدارك ديده‌اند.
از ميان تمام انتقادهايي كه مي‌توان از مجله‌هاي مربوط به زنان و تبليغات مد كرد، براي همه، هيچ چيز پنهان‌تر از پديده‌اي به نام «ايربراش»3 نيست. دنياي روتوش‌گران عكس‌هاي ديجيتال، دنياي يك فرانكشتاين معيار زيبايي است: با دست‌كاري‌هاي فني، تصوير زناني كه قد و قواره‌اي معمولي دارند، جذاب و دل‌ربا به نظر مي‌آيد و زنان سالمندتر، به شكل الهه‌هاي زيبايي كه گذر عمر هيچ اثري بر آنها نگذاشته است، با عضلاتي ورزيده، برجستگي‌هاي اغراق شده و پوستي سفيد به چشم مي‌آيند. مردان نيز استثنا نيستند: چين و چروك‌هايشان صاف مي‌شود و به شكم‌هايشان جلوه‌اي چشم‌نواز داده مي‌شود. حتي آن دسته از كساني كه تصور مي‌كنيم موجوداتي تقريباً كامل باشند، به چهره‌هايي مضحك با ظاهري آشكارا جعلي و روبات‌مانند تغيير شكل داده شده‌اند. با غلبه اين وضعيت و علاقه‌مندي عده بيشتري از افراد به دنبال كردن اين موضوع ـ چه با اهداف فمينيستي و چه اهداف مجلات عامه‌پسند ـ آيا ممكن است بتوان به دوران حاكميت تصاويري پايان داد كه به شكل شرم‌آوري دست‌كاري شده‌اند؟
در يك دهه يا بيش از يك دهه گذشته، همراه با پيچيده‌تر و آسان‌ترياب شدن استفاده از امكانات ايربراش عكس‌ها، شاهد گسترش سريع استفاده از آن براي رساندن عكس‌هاي مجلات به مرزهاي كمال مطلق ـ دست كم از نظر سردبيران و ديگر دست‌اندركاران ـ بوده‌ايم. سارا يك روتوشگر عكس حرفه‌اي است كه براي بيشتر مجله‌هاي بزرگ مخصوص زنان كار كرده است. او مي‌گويد: «روتوش كردن عكس‌ها در دهه هشتاد و از زماني معمول شد كه عكس‌هاي چاپ شده در كتاب‌هاي سال، حالتي شيشه‌اي پيدا كردند.» به گفته او، با ظهور فتوشاپ، در پانزده ـ بيست سال گذشته، اين مسئله حالتي انفجاري پيدا كرده است. اين تقاضا كه به پيروي از بازار مد تجاري، در پي به تصوير كشيدن معيار عالي زيبايي غربي بود، حضوري فراگير يافت و بيشتر به سمت زنان بلندقامت، ميان‌باريك و داراي پوست روشن تمايل يافت و بر خلاف آنچه به مدت چندين دهه، فمينيست‌ها را به خشم آورده بود، به ندرت، از اين مطالبات غير واقع‌بينانه منحرف مي‌شد. حتي كريستال رن،4 مشهورترين مدل «خارج از اندازه» جهان نيز كه لباس‌هاي اندازه هشت را مي‌پوشد، اكنون به نظر بيشتر زنان غير مدل، لاغر مي‌آيد. البته آشكارترين و بيشترين شكوه و شكايت‌ها از فتوشاپ و استفاده افراطي‌اش، اين است كه هم زنان و هم مردان، نسبت به اندام واقعي خود احساسي كاملاً نامطمئن و ناامن پيدا كنند، اعتماد به نفس آنها كاهش پيدا كند و ناامني و تبعيض شديد، نارضايتي از اندام خود، هراس از سال‌خوردگي (و پرستش جواني) و در بدترين موارد، ناهنجاري‌هاي خورد و خوراك كه خطر مرگ را در پي دارد، گسترش يابد. همين موارد كافي بود تا انجمن پزشكي امريكا سياستي را عليه استفاده از عكس‌هاي دست‌كاري شده در نشريه‌هايي در پيش بگيرد كه مخاطبان اصلي آنها را كودكان و نوجوانان تشكيل مي‌دهند. دكتر باربارا مك آني از انجمن پزشكي امريكا مي‌گويد: «شكل و شمايل آگهي‌هاي تبليغاتي دربردارنده تصاوير به شدت دست‌كاري شده مدل‌ها مي‌تواند انتظاراتي غير واقع‌بينانه نسبت به تصوير بدن مناسب را در مخاطب پديد آورد. ما بايد از قرار گرفتن كودكان و نوجوانان اثرپذير در معرض آگهي‌هايي كه مدل‌ها را با اندامي به تصوير مي‌كشند كه فقط با كمك نرم‌افزارهاي روتوش تصاوير ممكن است، جلوگيري كنيم».
اين انجمن از اقدام اعضاي دموكرات پارلمان انگليس دنباله‌روي كرده است كه در سال 2008 تلاش كرد جلوي دست‌كاري در تصاوير مجله‌هايي را بگيرد كه مخاطبانشان، كودكان زير شانزده سال بود. جوسوينسونِ5 نماينده كه رهبري اين حركت را در دست داشت، به ديلي ميل گفته است: «من نمي‌گويم آگهي‌سازان بايد استفاده از مدل‌هايي را كه شايد زيباتر از افراد متوسط باشند، متوقف كنند، اما بين انجام اين كار با استفاده از يك مدل زيبا و دست‌كاري در اندام و قيافه او فرق است. شواهد بسياري وجود دارد كه نشان مي‌دهند كودكان زير شانزده سال به ويژه كودكان حدود هفت ـ هشت ساله، تفاوت بين آگهي‌ها و محتواي برنامه‌هاي تلويزيوني يا مجلات را چندان درك نميكنند. آنها هر دوي اينها را به يك شكل مي‌بينند.» البته اين معيار زيبايي غير واقعي به ويژه زماني بيشتر به كار گرفته مي‌شود كه طراحان آماتور محصولات فتوشاپ را به خدمت ميگيرند يا تلويزيون، ذهن كودكان را منحرف مي‌كند. روتوش ديجيتال تصاوير به شكل امروزي‌اش از دهه 1980 آغاز شد، ولي تاريخ استفاده از دست‌كاري تصاوير به عكس‌هاي نقاشي شده دهه‌هاي 40 و 50 برميگردد؛ همچون تصوير دختراني كه در آگهي‌هاي دولتي استفاده ميشد و بر اساس تصوير واقعي زناني واقعي تهيه شده بودند، اما براي شكيل‌تر و زيباتر كردنشان، در آنها دست‌كاري‌هاي هنري صورت مي‌گرفت. البته در آگهي‌هاي صفحات دولتي، تقلبي بودن آن نقاشي‌ها معلوم ميشد.
در عصر اينترنت و به ويژه وجود وبلاگ‌هاي فمينيستي، ردگيري جنوني به نام استفاده مفرط از ايربراش، به ويژه وقتي نمونه‌هاي «قبلي» اين عكس‌ها به بيرون درز پيدا مي‌كند و با وجود يك رشته عكس از مدوناي 52 سالهاي كه 28 ساله يا در كمترين حالت، يك عروسك زنده به نظر ميرسد، كار راحتي است. در اين زمان، مدارك بسياري وجود دارد كه بزرگ‌سالان كنجكاو مي‌توانند پي ببرند كه عكس‌ها به ويژه عكس‌هايي كه به بازار مد مرتبطند، به شكلي آرايش شده هستند. به تازگي، ‌هاني فريد6 كه استاد علوم رايانه‌اي در دارتموث است و اريك كي،7 دانشجوي دكترا، ابزاري درست كرده‌اند كه بر اساس مقياسي از يك تا پنج اينچ مي‌تواند نشان دهد يك عكس چه قدر فوتوشاپ شده است. ابزار «اندازه‌گيري مقدار روتوش عكس‌هاي» آنها كه در آكادمي ملي علوم منتشر شده است، با استفاده از نرم‌افزاري كه مشخصات انسان را تقليد مي‌كند، مي‌تواند اندازه‌گيري كند كه در يك عكس چه قدر دست‌كاري شده است.
گذشته از ابزارهاي نرم‌افزاري جديد، برخي با رد اين انتقادها، استفاده از فتوشاپ را حركتي جديد و واقع‌نگرانه‌تر در چاپ تصاوير مي‌دانند. لسلي سيمور،8 سردبير مجله مور9 به نيويورك تايمز گفته است كه به نظر او، اين چيزي است كه خوانندگان مجله به شكلي فزاينده خواهان آنند. او گفته است: «اگر واقعا عكس‌ها را چنان دست‌كاري كنيد كه گويي آنها را بازسازي كرده‌ايد، خوانندگانتان گول نمي‌خورند. اگر سردبير خوبي باشيد، اين روزها زياده‌روي نمي‌كنيد. اگر تصوير كسي را به شكلي درآوريد كه انگار پوست صورتش را كشيده است، حماقت كرده‌ايد.» البته مور، مجله‌اي ويژه زنان بالاي چهل سال است. بنابراين، سيمور بايد هم چنين حرف‌هايي بزند. سارا كه يك روتوشگر عكس است، مي‌گويد: «قابليت‌هاي اين نرم‌افزار مرا مسحور خودش مي‌كند و به نظرم، اگر هر چيزي رتبه‌بندي داشته باشد يا فاش شود، خيلي خوب است. البته ترديد دارم چنين كاري، فرهنگ حاكم بر روتوش عكس‌ها را چندان عوض كند؛ چون اين ابزار، روايت‌هاي وسيع‌تري را براي تصوير بدن خلق مي‌كند... «ريشل ري» و «اپرا»، هر دو نشرياتي دارند كه تصوير به شدت روتوش شده خود آنها، هميشه روي جلد چاپ مي‌شود... و مي‌دانيد اين كار قدرت بيشتري به آنها مي‌بخشد.» مجله وگ10 كه معيارهاي اين صنعت را تعيين مي‌كند، روشن است نمي‌خواهد اين قدرت خود را واگذار كند. با اين حال، پيش از آنكه تصويرسازي افراطي آن‌چنان خسته‌كننده و غير واقعي شود كه حتي زيباترين افراد حول و حوش ما را بيازارد، اين پديده تا كجا پيش خواهد رفت؟ به تازگي، «جازبل» اشاره كرده است كه در اقدامي به شدت عجيب و وحشتناك براي دست‌يابي به كمال، آگهي‌هاي خاصي كه براي «اچ.‌اند.ام» ساخته مي‌شود، چهره واقعي مدل‌هايي را به تصوير كشيده‌اند كه روي بدن‌هاي تقلبي قرار گرفته‌اند. اين كار مي‌تواند پانك‌هاي سايبري را در ذهن تداعي كند، اما اينكه ما از به سوي «كمال» در اندام واقعي به سوي «كمال» در اندام تقلبي در حركتيم، چندشآور است».
سارا مي‌گويد: «چيزي كه بيشتر از همه آسيب وارد مي‌كند، نه دست‌كاري در عكس‌ها با استفاده افراطي از ايربراش، بلكه حساسيت‌زدايي است.» او مي‌گويد: «حيرت‌انگيزترين چيزي كه مجبور بوده‌ام انجام بدهم، لاغرتر كردن يك نفر نبوده است، هر چند از اين كار هم به شدت جا مي‌خوردم. عجيب‌ترين چيز براي من، مواردي است كه از من خواسته شد مثلاً چيزي را از روي يك ميز حذف يا جا به جا كنم يا اندازه آن را تغيير بدهم. گويا ابزار دست من، نه فتوشاپ، كه كلروفورم است. يا خواستند چند عكس را با هم تركيب كنم و تصوير به كلي جديدي درست كنم كه هرگز معادلي در واقعيت ندارد».
با وجود اين، مجلات مد خاصي كه خود را رعايت‌كننده «هنر والا» ميدانند ـ با عناوين بوتيك‌هايي چون «پرپل»،11 «ان آدر فشن»12 و حتي مجلات كمي رايج‌تر نظير «وي»13 ـ هر چه مي‌گذرد، بيشتر از روتوش كردن فاصله مي‌گيرند. البته حتي با وجود استفاده معقولانه‌تر، باز هم فتوشاپ مي‌تواند نيرويي شوم باشد. سارا مي‌گويد: «عكس‌هاي «خام‌تر» مي‌توانند موذيانه‌تر باشند؛ چون اين عكس‌ها به عنوان عكس‌هاي «واقعي» فروخته مي‌شوند، در حالي كه باز هم دست‌كاري شده‌اند. با تمام اينها، ما تا كجا مي‌توانيم «كامل» شويم؟»