سخن سردبير در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

سخن سردبير

جهان امروزين از منظرهاي مختلف به ويژه از منظر ارتباطي بسيار پيچيده است. اين پيچيدگي عمدتاً به درهم تنيدگي جهاني و فراواني اطلاعات پيرامون مربوط مي‌شود. مخاطبان امروز در معرض اطلاعات وسيعي قرار مي‌گيرند كه شيوه انتخاب را به چالش مي‌كشد، به گونه‌اي كه شنك از اين وضعيت «مه اطلاعات» نام مي‌برد. (پستمن، 2: 12) در چنين وضعيتي، اطلاع‌رساني رسانهاي جزء ارتباطات استراتژيك به شمار مي‌رود كه كنشگر ارتباطي علاوه بر پي‌آمدهاي محتواي پيام بايد واكنش ديگر رسانههاي رقيب را نيز در نظر داشته باشد. براساس اين ويژگي، برخلاف كنش‌هاي پارامتريك، كنشگر رسانه‌اي از نوع كنش و پي‌آمدهاي احتمالي ديگر كنشگران ارتباطي اطلاع تفصيلي ندارد. بنابراين، در جهان امروزين، يك آژانس رسانه‌اي با رقيبان زيادي روبه‌روست كه از كنش و پي‌آمدهاي احتمالي پيام‌هاي آنها اطلاع كافي ندارد. چنين وضعيتي ممكن است در عرصه‌هاي سياسي ـ اقتصادي، عادي تلقي شود، اما در قلمرو پيام‌هاي ديني چنين وضعيتي را نمي توان عادي دانست؛ زيرا دين به دنبال حفظ اصالتهايي است كه بي‌توجهي به آنها ممكن است خلاف انتظار پيام‌فرست ديني باشد. در نتيجه، حضور دين در رسانههاي نوين را بايد همچون بازي شطرنج دانست كه همواره در معرض خطر شكست خوردن از هوشمندي رقيب و اشتباه كنشگر است. كنشگران رسانه‌اي بايد با هوشمندي تمام، نگرش سيستمي به عرصه پيام‌هاي رسانه‌اي داشته باشند و تمام جنبه‌ها را در نظر بگيرند.
اصولاً يك پيامرساني ديني داراي كاركرد پنهان و آشكار است. پيامفرست ممكن است به كاركردهاي آشكار توجه كند و از كاركردهاي پنهان كه چه بسا مهم‌تر و به دليل كنايي بودن، بليغ‌ترند، غفلت ورزد. در اين صورت، رقيبان هوشمند با بهره‌گيري از اين تكنيك، در قالب ارائه پيام با كاركرد پنهان، پيام‌هاي ديني را خنثي مي‌كنند. از اين رو، پيام‌رساني ديني در عرصه رسانه امروز داراي پيچيدگي مضاعف و خواهان هوشمندي و تخصص بسيار والاست. با دو مثال، دو بعد اين ايده را توضيح مي‌دهيم.
الف) در سال‌هاي اخير، سريالي به نام كليد اسرار از رسانه ملي جمهوري اسلامي ايران پخش مي‌شود. محتواي اصلي اين سريال، توجه دادن به اسرار مكنون در عالم و اذعان به بُعد فرامادي جهان‌زيست انسان‌هاست. انتقال اين محتوا از كاركرهاي آشكار سريال است، اما كليد اسرار داراي كاركردهاي پنهان بسيار مخربي است كه در جمع‌بندي، نسبت به كاركرد مثبت آن، وزن بيشتري دارد.
اول اينكه در جامعه ما، مسئله باورداشت به ماوراء مورد تشكيك نيست؛ زيرا بر اساس تحقيقات متعدد، مردم ايران از نظر باورداشت‌هاي ديني در رتبه بسيار بالايي قرار دارند. بنابراين، اصولا نيازي به تقويت باورداشت نيست و همان‌گونه كه مي‌دانيم، تحصيل حاصل در عرصه تبليغي به تضعيف حاصل مي انجامد.
دوم اينكه جزاي اعمال عمدتاً اخروي است و در صورت دنيوي بودن در درازمدت صورت ميگيرد. براساس برخي روايات در ذيل آيه 9 سوره نساء، ممكن است پيامد يك عمل در نسل فرد بروز پيدا كند. (سيدهاشم بحراني، ج2: 31) اين در حالي است كه سريال ياد شده با سطحي‌نگري چنين القا ميكند كه هر كنشگر خيري بايد بي‌درنگ منتظر مزد دنيوي آن كار باشد. مي‌دانيم كه چنين رويكردي با آموزههاي اصيل اسلامي سازگاري ندارد. علاوه بر اين، مخاطبان عامه را به تناقض دچار مي‌سازد و اين انتظار را در مخاطب ايجاد مي‌كند كه خداوند سزاي اعمال را به زودي بدهد، در حالي كه واقعيت عيني زندگي با چنين انتظاري هم‌سازي ندارد.
سوم و مهم‌تر از همه اينكه كاركرد پنهان اين سريال، ترويج بي‌حجابي است؛ چه اينكه نقش‌آفرينان اين سريال، ضمن مسلمان بودن و بهره‌مندي از مواهب الهي، حجاب اسلامي ندارند. به تعبير يكي از مخاطبان عام، معلوم ميشود «بدون حجاب نيز مي‌شود مسلمان بود. خداوند به آنها نيز لطف دارد. پس سخت‌گيري نسبت به حجاب، نه از دين اسلام، بلكه از آنِ قوانين ايراني است.» چنين برداشتي از سوي مخاطب عام، از كاركردهاي مهم و پنهان و در نتيجه، كاركرد بليغ سريال كليد اسرار است كه مديران رسانه‌اي از آن غفلت كرده‌اند. بيننده سريال كليد اسرار كه از تلويزيون جمهوري اسلامي پخش ميشود، برخلاف سريال‌هاي خارجي كه كنشگران آنها، مسلمان نيستند، در معرض تعريف مثبت از «بي‌حجابي» قرار ميگيرد؛ زيرا بيننده سريال‌هاي ماهواره اي اين تلقي را دارد كه اين سريال‌ها مورد تأييد جمهوري اسلامي-اسلام- نيست و بازيگران سريال‌هاي خارجي نيز مسلمان نيستند و آنها با ما متفاوت هستند. با اين حال، سريالي كه بازيگران در نقش مسلمان بازي ميكنند و سريال هم از رسانه ملي جمهوري اسلامي پخش مي‌شود، بر اساس آموزه‌هاي نظريه‌هاي كج‌روي، مخاطب را در معرض تعريف مثبت از كجروي يعني بي‌حجابي قرار مي دهد. بدين ترتيب، رسانه ملي ممكن است با غفلت از نگرش سيستمي، با هزينه ملي، خود، مروّج آموزه‌هايي باشد كه دشمنان آنها را طراحي كرده‌اند.
ب) ماه مبارك رمضان در پيش است. طبق معمول سالهاي قبل، به همت رسانه ملي، سريال‌هاي مذهبي معمولاً با مضمون ماورايي، در حساس‌ترين ساعات پخش مي‌شود. ساعات پس از افطار، ساعاتي است كه سرمايه اجتماعي رمضان المبارك، مخاطبان آماده‌اي را براي رسانه فراهم مي كند. بنابراين، كثرت مخاطب در اين ساعات عمدتاً نه حاصل محتواي غني برنامهها، بلكه معلول متغير «زمان پخش» است. البته اين گفته به مفهوم ارزيابي منفي محتواي برنامهها نيست، بلكه درصدد بيان اين ايده است كه در اين ايام، از سرمايه اجتماعي ماه مبارك مصرف مي‌شود. كاركرد مثبت و آشكار چنين برنامه‌هايي، جذب بيشتر و ارائه آمار بالاي مخاطب از سوي رسانه ملي است، اما جذب مخاطب در فضاي نه چندان موثر فضاي مجازي، كاركرد پنهان و مخرب جداسازي مخاطب از فضاي عيني يعني مساجد را در پي دارد. به نظر مي‌رسد با توجه به نقش بيشتري كه فضاي عيني در اجتماعي شدن مذهبي دارد، اگر يك پنجم مخاطبان تلويزيون، به مسجد بروند، باز تأثير بيشتري در تقويت مذهبي جامعه دارد. بنابراين، پخش چنين برنامههايي پس از افطار به مفهوم مصرف از «سرمايه اجتماعي» در راستاي ارائه افزايش آماري مخاطبان، به قيمت تخريب فضاي عيني مذهبي است. با توجه به طولاني بودن روز، مي‌توان با كمي درايت دريافت كه پخش اين برنامه‌ها در ساعات عصر و قبل از افطار، هر چند به ميزان زيادي، مخاطبان خود را از دست مي‌دهد، اما چندين كاركرد مثبت دارد:
1.‌ در ايام طولاني ماه مبارك براي روزه‌داران به ويژه جوانان و نوجوانان سرگرمي ايجاد و روزه‌داري را براي آنها تسهيل مي‌كند.
2. رسانه از آفت مصرف از سرمايه اجتماعي مصون مي‌ماند و زمينه را براي حضور مردم در مساجد به عنوان مراكز اصيل دينداري فراهم ميسازد.
به اميد روزي كه تمام تصميم‌هاي مديران رسانه با كارشناسي و درايت صورت بگيرد و اين مهم جز با گفت‌وگو و مشاركت نقادانه صاحب‌نظران تحقق‌پذير نيست.
فهرست منابع
بحراني، سيدهاشم. 1999. البرهان في تفسير القرآن. بيروت.
پستمن، نيل. 1382. «تأثيرات تغيير و انبوهي اطلاعات». سياحت غرب. 2 (1). 12.