جنگ عليه زنان، طولاني‌ترين جنگ: هر دقيقه، يك تجاوز؛ هر ساله، هزاران قتل 1 در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

جنگ عليه زنان، طولاني‌ترين جنگ: هر دقيقه، يك تجاوز؛ هر ساله، هزاران قتل 1

نويسنده: ربكا سولنيت2
مترجم: جواد طاهري3

چكيده
مقاله حاضر به طور مستند و آماري در مورد بدرفتاري‌هاي صورت گرفته با زنان از جمله تجاوز، هتك حرمت، ضرب و جرح، قتل و نيز انواع آنها بحث مي‌كند. نگارنده بيشتر توجه خود را بر اتفاقات ايالات متحده امريكا معطوف كرده است، هرچند به برخي حوادث مجرمانه عليه زنان در كشورهاي ديگر نيز اشاره دارد. سفارش نگارنده، قيام خود مردم عليه اين جرايم و خاتمه دادن به آنهاست.
كليدواژگان
زنان، تجاوز، قتل، حقوق بشر.

اينجا، در ايالات متحده، هر 2/6 دقيقه، يك تجاوز گزارش مي‌شود و از هر پنج زن، به يك نفر در طول زندگي‌اش تجاوز صورت مي‌گيرد. تجاوز و قتل وحشتناك يك زن جوان در اتوبوس در دهلي نو در شانزدهم دسامبر يك حادثه استثنايي به شمار مي‌رود. پرونده تجاوز اعضاي تيم فوتبال دبيرستان استيوبنويل4 به يك دختر نوجوان بيهوش هنوز باز است و تجاوز دسته‌جمعي در اينجا معمول است. به اين موارد توجه كنيد: برخي از اعضاي باند بيست نفره‌اي كه به يك فرد 11 ساله در كلولاند تگزاس5 تجاوز كرده بودند، در نوامبر محاكمه شدند. عامل اصلي تجاوز دسته‌جمعي به يك فرد 16 ساله در ريچموند كاليفرنيا6 نيز در اكتبر محاكمه شد. باند چهار نفره اي كه به يك فرد 15 ساله در نزديكي نئو اورلئانز7 تجاوز كردند، در آوريل محاكمه شدند، هرچند باند شش نفره متجاوز به يك فرد 14 ساله در پاييز گذشته در شيكاگو هنوز فراري هستند. من خود به دنبال يافتن اين‌گونه جنايات نبوده‌ام، بلكه آنها همه جا در اخبار ديده مي‌شوند و كسي هم آنها را اضافه نكرده است و اين امر نشان مي‌دهد كه در حقيقت، الگويي براي اين اقدامات وجود دارد.
با اين همه، يك الگوي خشونت عليه زنان وجود دارد كه گسترده، عميق و وحشتناك است و هميشه ناديده گرفته مي‌شود. رسانه‌ها گاهي اوقات به اتفاقات مربوط به مشاهير يا اتفاقاتي با جزئيات وحشتناك بسيار توجه مي‌كنند، اما با اين موارد به عنوان امور نامتعارف معامله مي‌شود. اين در حالي است كه قسمت اعظم اخبار غير مهم در مورد خشونت عليه زنان در اين كشور، كشورهاي ديگر و هر قاره‌اي از ‌جمله حوزه قطب جنوب، نوعي تصوير پس زمينه را براي اخبار به وجود مي‌آورند.
اگر بخواهيد در مورد تجاوزهاي اتوبوسي صحبت كنيد، نه درباره تجاوزهاي دسته‌جمعي، مي‌توان به موردي اشاره كرد كه در آن به يك زن معلول در يك اتوبوس در لس‌آنجلس در ماه نوامبر تجاوز شد. نمونه ديگر، ربودن يك دختر 16 ساله مبتلا به اوتيسم در سيستم قطار حمل و نقل منطقه‌اي در اوكلند8 كاليفرنياست. آدم‌ربا، بارها در طول دو روز در زمستان جاري به او تجاوز كرده بود. در همين اواخر به چندين زن در اتوبوسي در مكزيكوسيتي نيز تجاوز دسته‌جمعي صورت گرفت. زماني كه من مشغول نوشتن اين مقاله بودم، با اين خبر روبه‌رو شدم كه يك زن ديگر در اتوبوسي در هند ربوده شده است و راننده اتوبوس و پنج نفر از دوستانش كه بايد از فاجعه‌بار بودن آن حادثه واقف مي‌بودند، تمام شب به او تجاوز كردند.
در اين كشور و در كل جهان، موارد تجاوز و خشونت عليه زنان بسيار است هرچند اين مسئله تقريباً هيچ گاه به عنوان مسئله حقوق شهروندي و حقوق بشر يا بحران يا حتي يك الگو مطرح نبوده است. خشونت، نژاد، طبقه، دين يا مليت ندارد، اما جنسيت دارد.
در اين مجال قصد دارم مطلبي را بازگو كنم: اينكه در حقيقت، مرتكبان اين خشونت‌ها، مردان هستند، بدين معنا نيست كه تمامي مردان، خشونت‌طلب هستند. بسياري از مردان اين‌گونه نيستند. به علاوه، مردان نيز خود به وسيله مردان ديگر به اين‌گونه خشونت‌ها دچار مي‌شوند مثل خشونت منجر به مرگ و تجاوزهاي وحشتناك. موضوع ما در اينجا خشونت مردان عليه زنان آشنا و غريبه است.
هرگاه در باب جنسيت سخن نمي‌گوييم، در واقع، در مورد چه چيزي سخن نمي‌گوييم
در اين باب بسيار مي‌توان سخن گفت. مي‌توان در باب تجاوز و هتك حرمت يك زن 73 ساله در پارك مركزي منهتن در سپتامبر گذشته يا تجاوز به يك كودك 4 ساله و يك زن 83 ساله در لوئيزيانا سخن گفت يا در مورد دستگيري يك مأمور پليس شهر نيويورك در اكتبر كه به ظاهر به اتهام تباني در دزديدن، تجاوز، كباب كردن و خوردن گوشت بدن يك زن يا هر زني سخن گفت؛ چرا كه از روي تنفر شخصي نبوده است هرچند شايد به خاطر الگوبرداري از يك مرد اهل سان ديگو باشد كه همسر خود را در ماه نوامبر به قتل رساند و پخت و مردي اهل نئو اورلئان كه دوست دختر خود را در سال 2005 كشت و گوشت بدن او را قطعه قطعه كرد و كباب كرد).
تمامي اين جرايم استثنايي هستند، اما در مورد تجاوزات روزانه نيز مي‌توان سخن گفت؛ چرا كه تنها در هر 2/6 دقيقه، يك تجاوز در امريكا گزارش مي‌شود، اما كليت تخميني، احتمالاً پنج برابر بالاتر از اين ميزان است. اين سخن بدين معناست كه احتمالاً در هر دقيقه، يك تجاوز در امريكا اتفاق مي‌افتد. اين مقدار نشانگر بر جاي ماندن دهها ميليون قرباني است.
در مورد تجاوزات ورزش‌كاران دبيرستاني و دانشگاهي يا خوابگاهي مي‌توان سخن گفت كه مسئولان دانشگاه از پاسخ‌گويي نسبت به آنها شانه خالي مي‌كنند از جمله دبيرستان استيوبنويل، دانشگاه نوتردام، كالج امهرست9 و موارد بسيار ديگر. در باب بيماري همه‌گير افزايش تجاوز به عنف، تجاوز جنسي و آزار جنسي در ارتش امريكا مي‌توان سخن گفت، به گونه‌اي كه لئون پانهتا، وزير دفاع تخمين زده است 19 هزار تجاوز جنسي نسبت به سربازان تنها در 2010 اتفاق افتاده است. اكثريت بزرگي از مهاجمان از دست قانون فرار كرده‌اند، اما ژنرال چهار ستاره، جفري سينكلر10 در ماه سپتامبر به جرم «كشتار و جنايات جنسي عليه زنان» تحت تعقيب بود.
[...] اگر ما بخواهيم در باب علت شيوع اين‌گونه جرايم سخن بگوييم، بايد به اين مسئله بپردازيم كه چه تغييرات عميقي بايد در اين جامعه، ملت و هر ملتي صورت پذيرد. اگر در اين مورد صحبت كرديم، مي‌خواستيم در مورد نقش مردان يا پدرسالاري سخن بگوييم و در اين مورد، حرف زيادي براي گفتن نداريم.
در عوض، شنيده شده است كه مردان امريكايي خودكشي مي‌كنند ـ كه رقم آن به دوازده تن در هفته مي‌رسد ـ؛ زيرا وضعيت اقتصادي مناسب نيست. البته آنها در وضعيت اقتصادي خوب هم همين كارها را انجام مي‌دهند و يا آن مرداني كه در هند، يك مسافر اتوبوس را به دليل انزجار فقير از غني كشتند در حالي كه ديگر تجاوزها در هند مربوط است به استثمار فقير به دست غني [...]
فردي مطلبي مي‌نويسد در اين باره كه مردان سفيدپوست ظاهراً كساني هستند كه در امريكا بيشترين قتل‌ها را انجام مي‌دهند و بسياري از تحليلگران متخاصم تنها به سفيد پوستان مي‌نگرند. به ندرت پيش مي‌آيد كه كسي بگويد فلان تحقيق پزشكي منجر به اين حادثه شده حتي با يك چنين شيوه خشكي:
مرد بودن عامل خطرناكي است براي ارتكاب رفتار مجرمانه، مثل عامل خطرناك مصرف دخانيات پيش از تولد بچه، داشتن والدين ضد اجتماع و زندگي در يك خانواده فقير. [...]
چه كسي حق كشتن شما را دارد؟
اگر از اين گونه آمارها خسته شده‌ايد، پس بگذاريد در مورد يك حادثه منحصر به فرد صحبت كنيم كه در چند هفته پيش در شهر من اتفاق افتاد. اين حادثه، يكي از حوادث بومي بسياري است كه در آنها زنان به دست مردان قرباني تجاوز شده‌اند و مقالات بسياري در اين باره نگاشته شده است:
يك سخن‌گوي پليس، امروز گفت كه يك زن اواخر دوشنبه شب، پس از جلوگيري از تجاوز جنسي يك مرد مهاجم در همسايگي تندرلوين سان فرانسيسكو11 به ضرب چاقو زخمي شد. [...]
به عبارت ديگر، مرد، وضعيتي را به وجود آورده كه در آن، قرباني انتخابي‌اش، حقوق و آزادي خويش را از دست داده است، در حالي كه او حق دارد وي را آزار دهد. اين امر بايد اين مطلب را به ياد بياورد كه خشونت، نقطه آغازين هرگونه سلطه‌طلبي است كه با اين مقدمه شروع مي‌شود: «من حق كنترل تو را دارم.» قتل، نقطه نهايي آن سلطه‌طلبي است، به گونه‌اي كه قاتل اذعان مي‌كند او اين حق را دارد كه تو را زنده بگذارد يا بكشد كه اين، معناي نهايي كنترل ديگران است. اين امر حتي اگر شما فرمان‌بردار هم باشي، باز هم برقرار است؛ زيرا تمايل به كنترل ديگران از اعتقاد خشن به اين امر ناشي شده است كه فرمان‌برداري آرام نمي‌گيرد. ترس، حس آسيب‌پذيري اين رفتار را تشديد مي‌كند؛ رفتاري كه از حق مجروح‌سازي ديگران و كشتن آنها برخاسته است و بدبختي را براي مجرم و قرباني به ارمغان مي‌آورد.
حوادثي مشابه آنچه در زادگاه من اتفاق افتاد، همواره تكرار شده است. وقتي كه من جوان‌تر بودم، با حوادث متفاوتي روبه‌رو شدم كه برخي از آنها تا حد مرگ، تهديدآميز و برخي ديگر، بسيار وقيح و زشت بودند. براي نمونه مردي به يك زن نزديك شد و انتظارات بيش از اندازه‌اي از او داشت كه البته زن رد كرد. اين‌گونه غرايز شديد دست به دست هم مي‌دهند و يك عشق دنيوي را به امري مرگ‌بار تبديل مي‌كنند. اين وضعيت به آن دليل رخ مي‌دهد كه برخي از قاتلان، دوستان صميمي زني داشتند كه جرئت كرده بودند از همسران خود جدا شوند. در نتيجه، اين امر موجب زنداني شدن زنان زيادي مي‌شود و هرچند مي‌توان گفت ضارب هفتم ژانويه يا متجاوز ظالم پنجم ژانويه در همسايگي من يا يك متجاوز ديگر در دوازدهم ژانويه در همين‌جا، يا يك فرد اهل سان فرانسيسكو كه در ششم ژانويه، دوست دختر خود را به آتش كشيد؛ چون لباس‌هاي او را نشسته بود، يا فرد متهم به 370 سال حبس به دليل تجاوز خشن در اواخر 2011 در سان فرانسيسكو، شخصيت‌هايي حاشيه‌اي بودند، اما اشخاص پول‌دار، مشهور و صاحب منصب نيز مرتكب اين‌گونه اعمال مي‌شوند.
نايب كنسول ژاپن در سان فرانسيسكو با 12 فقره جنايت سوء رفتار با همسران و حمله با سلاح مرگ‌بار در سپتامبر گذشته متهم شده بود. در همان ماه و در همان شهر، دوست دختر قبلي ميسون ماير12 برادر مدير عامل ياهو، ماريسا ماير13) در دادگاه شهادت داد:
او گوشواره من را پاره كرد، مژه‌هاي من را كند و در حالي كه به چهره من تف مي‌انداخت، به من گفت كه تو فرد منفوري هستي...من در حالت مرگ نقش بر زمين شده بودم و وقتي تلاش كردم حركت كنم، براي جلوگيري از اين كار، زانوهاي مرا به پهلوي من فشرد و به من سيلي زد.
روزنامه‌ها نوشتند كه او همچنين شهادت داده است كه «ماير سر او را محكم بر زمين كوفته و موهايش را كشيده و به او گفته است تنها راه نجات تو از اين آپارتمان آن است كه من تو را به پل گولدن گيت14 ببرم و تو، خود را از بالاي آن پرت كني يا من تو را به پايين پرت كنم.» ميسون ماير آزادي مشروط يافت.
[...] در هر نه ثانيه، در اين كشور، يك زن كتك مي‌خورد. بايد توجه كرد: هر نه ثانيه، نه هر نه دقيقه. اين، علت شماره يك آسيب ديدن زنان امريكايي است كه اين آسيب‌ها به دو ميليون فقره در سال مي‌رسد. بيش از نيم ميليون از آسيب‌ها به مراقبت پزشكي نياز دارند، در حالي كه 145 هزار فقره از آنها بر اساس گزارش مركز كنترل بيماري‌ها بايد به طور شبانه روزي بستري شوند [...].
نيكولاس دي كريستوف،15 يكي از كساني كه اين مسئله را پي‌گيرانه دنبال مي‌كند، مي‌نويسد:
زنان 15 تا 44 سال در سراسر دنيا بيشتر بر اثر خشونت مردان مي‌ميرند يا معيوب مي‌شوند تا به خاطر سرطان، مالاريا، جنگ و تصادفات رانندگي.
شكاف ميان دنياهاي ما
تجاوز و ديگر خشونت‌ها از جمله قتل و نيز تهديد به خشونت، تلاش‌هاي بي‌وقفه مردان است براي كنترل زنان و ترس از اين خشونت‌ها بسياري از زنان را محدود مي‌كند به گونه‌اي كه اين خشونت‌ها چنان به كار گرفته مي‌شوند كه خود، متوجه نمي‌شوند و ما نيز از پرداختن بدان باز مي‌مانيم. استثناهايي وجود دارد: تابستان گذشته، فردي مطلبي برايم نوشت و وضعيت كلاس درس كالجي را توصيف كرد كه در آن، از دانشجويان پرسيده شده بود براي سالم ماندن از تجاوز چه خواهند كرد. زنان جوان روش‌هاي پيچيده‌اي براي گوش به زنگ بودن ذكر كردند از جمله محدود كردن تعامل خود با محيط پيرامون، احتياط كردن و همواره در انديشه تجاوز بودن در حالي كه مردان جوان كلاس شگفت‌زده شده بودند). شكاف ميان دنياهاي آن دو آشكارا قابل مشاهده است.
هرچند بيش از اين نمي‌خواهم در اين باب سخن بگويم، اما متن نوشته شده‌اي در اينترنت دست به دست مي‌شود به نام «ده نكته ناب براي پايان دادن به تجاوز.» هرچند زنان به قدر كافي از اين امور واقفند، اما اين نوشته پيچيدگي خاصي دارد و اندرزهايي شبيه به اين دارد:
يك سوت همراه خود داشته باشيد و هنگام نگراني، مي‌توانيد ظاهراً از روي تصادف، كسي را برنجانيد و سوت را به همراهان خود دهيد تا درخواست كمك كنند.
اين نصيحت به يك مسئله وحشتناك اشاره دارد: رهنمودهاي معمول در اين موقعيت‌ها مسئوليت پيش‌گيري را بر عهده قربانيان بالقوه مي‌گذارد و با خشونت به عنوان يك امر مسلّم رفتار مي‌كند. براي من توضيح دهيد چرا كالج‌ها بيشتر وقت خود را به اين مسئله اختصاص مي‌دهند كه به زنان بگويند چگونه خود را از شر مهاجمان حفظ كنند به جاي اينكه به دانشجويان بگويند مهاجم نباشند. [...]
زنان در جامعه بازي آن‌لاين، هتك حرمت، تهديد و طرد مي‌شوند. آنيتا سركيسيان،16 يك فمينيست منتقد رسانه كه اين تهاجم‌ها را مستند ساخته است، از حمايت كاري برخوردار شد، اما به قول يك روزنامه‌نگار، «او در معرض تهديدهاي شديد شخصي و آزار دهنده قرار گرفت و حساب بانكي‌اش هك شد.» همچنين يك مرد در اونتاريو17 كوشيد تا يك بازي ويدئويي آن‌لاين بسازد كه در آن مي‌توان عكس آنيتا را روي صفحه سوراخ كرد و اگر شما چند بار آن را سوراخ كنيد، كبودي و جراحت‌هايي روي تصوير ظاهر مي‌شود. تفاوت ميان اين بازي‌كنندگان با طالبان در چيست كه در اكتبر گذشته تلاش كردند ملاله يوسف‌زي18 چهارده ساله را به دليل دفاع از حقوق زنان پاكستاني براي تحصيل به قتل برسانند. هر دو مي‌كوشند زن را خاموش و مجازات كنند تا داعيه قدرت و حق مشاركت نداشته باشند. «به شهر مردان خوش آمديد».
همان‌گونه كه از انتخابات 2012 آموختيم، اين امر بر ذهن و زبان سياستمداران جاري است. به ياد آوريد سخنان تجاوزطلبانه جمهوري‌خواهان را در تابستان و پاييز گذشته كه با اين ادعاي تاد اكين شروع مي‌شود كه زن مي‌تواند از بارداري ناشي از تجاوز به خودش جلوگيري كند. اين جمله نشان مي‌دهد كه زنان اختيار بدن خود را نداشته باشند. پس از آن، ريچارد مورداك،19 نامزد مجلس سنا گفت كه حاملگي‌هاي ناشي از تجاوز، هديه‌اي است از سوي پروردگار و يك جمهوري‌خواه ديگر از اين ادعاي اكين حمايت كرد.
خوش‌بختانه پنج جمهوري‌خواه طرفدار تجاوز، در مبارزات انتخاباتي 2012، همه آراي انتخابات خود را از دست دادند. استفن كالبرت20 به آنها هشدار داد كه اكثريت آرا را در 1920 به دست آوردند.) مسئله، تنها گفتار بي‌ارزش آنها يا هزينه‌اي نيست كه اكنون مي‌پردازند. اوايل ماه جاري، جمهوري‌خواهان كنگره از تأييد مجدد خشونت عليه زنان خودداري كردند؛ زيرا آنها معترض بودند به اينكه اين امر به مهاجران، زنان فراجنسيتي و زنان بومي امريكا مصونيت مي‌دهد. [...].
آن‌ها بيرونند تا «حقوق توليد مثل» را به دست آورند يعني كنترل تولد و نيز سقط جنين، همان‌گونه كه به خوبي در طول دوازده سال پيش در ايالات مختلف اين كار را انجام دادند. معناي «حقوق توليد مثل» عبارت است از حقوق زنان در كنترل بدن خود. آيا پيش از اين متذكر نشدم كه خشونت عليه زنان به مسئله كنترل ربط دارد؟ [...]
اموري كه نبايد سرزنش كرد
زنان قطعاً قادر به انجام دادن تمام امور نامطلوب هستند و زنان نيز جرايمي خشونت‌آميز انجام مي‌دهند، اما جنگ به اصطلاح اين دو جنس، فوق‌العاده نابرابر است به ويژه هنگامي كه كار به خشونت واقعي مي‌انجامد. بر خلاف رئيس سابق مرد) صندوق بين المللي پول، رئيس كنوني زن) نمي‌خواهد كارمند يك هتل لوكس را كتك بزند؛ افسران عالي‌رتبه زن در ارتش ايالات متحده، بر خلاف همتايان مرد خود، به تجاوز جنسي متهم نيستند و ورزش‌كاران زن بر خلاف آن دسته از بازيكنان فوتبال مرد در استانبول، دوست ندارند روي پسران بيهوش افتاده بر زمين ادرار كنند و بدتر از آن، درباره فيلمشان در يوتيوب و توييتر بزرگنمايي و اغراق كنند.
هيچ زن مسافر اتوبوسي در هند به مردي تجاوز جنسي نكرده است به گونه‌اي كه او از آسيب‌ها بميرد و هيچ گروه ‌زن غارتگري، مردان را در ميدان تحرير قاهره ترور نمي‌كند و در مقايسه با 11 درصد تجاوزهاي صورت گرفته به دست پدران و ناپدران، نسبت مادران به چشم نمي‌آيد. 5/93 درصد از مردم در زندان در ايالات متحده، مرد هستند نه زن و هر چند تعداد بسيار زيادي از آنها نبايد آنجا باشند، شايد بعضي از آنها را بايد به دليل خشونت آنجا زنداني كرد تا زماني كه ما فكر و راه بهتر براي مقابله با خشونت و اين افراد بيابيم.
هيچ‌ يك از ستارگان بزرگ پاپ زن، سر مرد جواني را كه با او به خانه رفته است، بر زمين نمي‌كوبد، همان كاري كه فيل اسپكتور21 انجام داد. او در حال حاضر، بخشي از آن 5/93 درصد زندانياني است كه با تفنگ ساچمه‌اي لانا كلاركسون22 را كشت، آن هم در ظاهر براي خودداري از برقراري رابطه جنسي با او.) هيچ زن بازيگر ستاره فيلمي به خشونت خانوادگي متهم نشده است؛ زيرا آنجلينا جولي كاري كه مل گيبسون23 و استيو مك كوئين24 كردند، انجام نداد و هيچ زن كارگردان مشهوري به كودك 13 ساله مواد مخدر نمي‌دهد تا به او تجاوز كند، در حالي كه رومن پولانسكي25 بعد از شنيدن جواب «نه» چنين كرد.
به ياد جيوتي سينگ پاندي26
بر سر بشريت چه آمده است؟ مطالبي هست در مورد اينكه چه تصوري از مردانگي وجود دارد، در مورد آنكه چه چيز تحسين و تشويق شده است، در مورد راه خشونت به پسران كه بايد به آنها پرداخت. مردان دوست‌داشتني و شگفت‌انگيز زيادي هستند و يكي از چيزهاي دل‌گرم‌كننده در اين دور جنگ عليه زنان اين است كه چه بسيار مرداني ديده‌ام كه حقيقت را دريافته‌اند و آن را مسئله خود مي‌دانند و براي ما و با ما در زندگي روزمره ايستاده‌اند، چه آن‌لاين و چه در راه‌پيمايي از دهلي نو به سان فرانسيسكو در زمستان جاري. مردان، بيش از پيش، به هم‌پيمانان خوبي تبديل مي‌شوند و هميشه چند تن از آنها وجود داشته‌اند. مهرباني و بزرگواري و همچنين هم‌دردي، جنسيت نمي‌شناسد. آمار خشونت خانوادگي در چند دهه اخير به صورت چشم‌گيري كاهش يافته است هرچند باز هم به صورت انزجار برانگيزي بالاست). بسياري از مردان در تلاشند تا ايده‌ها و آرمان‌هايي براي مردانگي و قدرت بيابند.
مردان هم‌جنس‌گرا تقريباً چهار دهه، متحدان خوبي براي من بوده‌اند. ظاهراً ازدواج هم‌جنسها، محافظه‌كاران را مي‌ترساند؛ زيرا قواعد اجتناب‌ناپذيري ميان طرفين وجود ندارد.) آزادي زنان در بيشتر موارد به عنوان جنبشي تصور مي‌شود كه قصد دست اندازي به مردان يا گرفتن قدرت و امتياز از آنها را دارد، هر چند در يك بازي ملال‌آور بدون برد و باخت، تنها يك جنس در يك زمان مي‌تواند آزاد و قدرتمند باشد، اما ما با هم آزاد يا برده هستيم.
چيزهاي ديگري هستند كه من ترجيح مي‌دهم در باب آنها بنويسم، اما اين امر بر ​​هر چيز ديگري اثر مي‌گذارد. زندگي نيمي از بشريت با اين طيف فراگير خشونت هنوز سخت و خشك است و گاهي به پايان مي‌رسد. فكر كنيد كه چقدر زمان و انرژي بيشتر براي تمركز روي چيزهاي ديگري باقي مي‌ماند، اگر ما خود را چنين درگير نمي‌كرديم. اين‌گونه به مسئله بنگريد: يكي از بهترين روزنامه‌نگاراني كه من مي‌شناسم، در محله ما مي‌ترسد شب‌ها به خانه بيايد. آيا او بايد كار تا ديروقت را رها كند؟ چه تعداد از زنان به دلايل مشابه مجبور يا موظف به ترك كار خود مي‌شوند؟
يكي از جنبش‌هاي سياسي جديد در جهان، جنبش حقوق بومي كاناداست كه شعار فمينيستي و زيست‌محيطي آن عبارت است از «بي‌كاري و علافي ممنوع». در 27 دسامبر، مدت كوتاهي پس از افول اين جنبش، يك زن بومي، در خليج تندر27 اونتاريو28 به دست مرداني ـ با هدف مقابله به مثل در برابر «بي‌كاري و علافي ممنوع» ربوده شد و به او تجاوز شد و كتك خورد و به حال مرگ رها شد. او چهار ساعت در هواي بسيار سرد راه رفت و جان سالم به در برد تا آنچه را بر سرش آمده بود، تعريف كند. مهاجمان كه او را به انجام دوباره آن كار تهديد كرده‌اند، هنوز فراري‌اند.
هتك حرمت و قتل جيوتي سينگ پاندي 23 ساله در دهلي نو كه در رشته فيزيوتراپي تحصيل مي‌كرد و مي‌توانست وضع خود را در حالي كه به ديگران كمك مي‌كرد، بهتر كند و حمله به مردي كه همراه او بود كه جان سالم به در برد) به نظر مي‌رسد واكنشي را برانگيخت كه ما براي 100، 1000 و 5000 سال پيش نياز بدان داشته‌ايم. شايد جايگاه او براي زنان ـ و مردان ـ در سراسر جهان مثل جايگاه امت تيل29 كه نژادپرستان سفيد، او را در سال 1955 كشتند، براي امريكايي‌هاي آفريقايي‌تبار و جنبش نوپاي بعدي حقوق مدني ايالات متحده باشد.
ما هر ساله شاهد بيش از 87 هزار مورد تجاوز جنسي در اين كشور هستيم، اما هر يك از آنها همواره به عنوان حادثه‌اي جداگانه به تصوير كشيده مي‌شوند. ما نقاط خيلي نزديك به هم داريم كه با اتصال به هم، لكهاي آلوده را به وجود مي‌آورند، اما هيچ كس آنها را به هم متصل نمي‌كند يا از آنها نامي نمي‌برد. مردم هند اين كار را انجام دادند. آنها گفتند كه اين يك مسئله حقوق مدني و يك مسئله حقوق بشري است، اين مشكل همه مردم است؛ يك مسئله جداگانه نيست و تكرار دوباره آن هرگز پذيرفتني نيست. آن را بايد تغيير داد. وظيفه شما، من و ماست كه آن را تغيير دهيم.