// نشریه / سياحت غرب 10

بنیان هاى متزلزل تشریح حیوانات در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

بنیان هاى متزلزل تشریح حیوانات

گفت وگو با ورنون کلمن1


چکیده:
تشریح موجودات زنده که امروزه به مثابه جزء لاینفک پزشکى مدرن محسوب مى شود، نه تنها از لحاظ اخلاقى با مخالفت هاى نسبتا گسترده اى روبرو شده است، بلکه از لحاظ علمى نیز با چالش هایى مواجه مى باشد. غیردقیق بودن، فقدان اطلاعات علمى و حتى گمراه کننده بودن نتایج حاصله، از جمله مهم ترین ضعف هایى است که متوجه این رویکرد پزشکى نوین مى باشد. آن چه در پى مى آید گفت وگویى است با «ورنون کلمن» نویسنده کتاب «چرا باید آزمایش بر روى حیوانات متوقف شود؟»2 که در آن وى در بحثى علمى و منطقى، این جنبه ازپزشکى مدرن را به چالش گرفته است.



آقاى کلمن! انگیزه شما از نگارش این کتاب چه بوده است؟
سال هاست که مخالفت خود را با تشریح جانوران زنده به هر نحو ممکن ابراز داشته ام و این مخالفت نه صرفا به واسطه آن است که این رویکرد به نحو غیرقابل اغماضى بى رحمانه است، بلکه دلیل اساسى تر، آن است که اصولاً تشریح حیوانات، عملى بى ارزش، بى حساب و کتاب، غیردقیق، فاقد اطلاعات علمىِ کافى و گمراه کننده است. اگرچه وحشیانه بودن این عمل جایى براى هیچ گونه دفاعى باقى نمى گذارد، اما با این وجود باز هم بسیارى از تشریح کنندگان حیوانات در نوعى تلاش بیهوده در پى توجیه این گونه رفتارهاى خود هستند و این گونه استدلال مى کنند که این عمل، نقش به سزایى در نجات جان بشر دارد، اما حقیقتا آن ها دروغگویانى بیش نیستند. اصولاً این گونه آزمایش ها و تعمیم نتایج آن به انسان، به مرگ انسان ها مى انجامد و محققین این عرصه، همه ساله نه تنها مسؤول مرگ هزاران مرد و زن و کودک هستند، بلکه مستقیما به ارمغان آورنده درد و رنج براى انسان هاى بسیارى مى باشند.
از سویى دیگر، منافع شخصى تشریح کنندگان، مستقیما به گسترش و عرضه داروهایى ناسالم و شیوه هاى درمانى آسیب زا منجر مى شود و مسلما هیچ شکى وجود ندارد که نوعى تبانى بین پزشکان و صنعت داروسازى وجود دارد تا با دفاع و جانبدارى از این گونه رویکردها و شیوه هاى پزشکى، به آن ها نوعى مشروعیت ببخشند.
شکى نیست که آیندگان به مقوله تشریح حیوانات به مثابه رفتارى زشت، شرم آور و غیرقابل جبران مى نگرند و همان طور که امروز تشریح کنندگان، مخالفین خود را گناهکار برمى شمارند، به همان میزان یقینا نسل هاى آینده این انگ زنندگان امروزى را به عنوان گناهکارانى بزرگ معرفى خواهند نمود.
این گونه تشریح ها و آزمایش ها، محصول آز، طمع و نخوت بشرى است و بى شک باید به مکر و نیرنگ آن ها نیز توجه کنیم. آن ها خوب مى دانند که بهترین شانس براى تداوم این گونه اعمال شان، متقاعد ساختن افکار عمومى نسبت به ارزشمند بودن آن است و از همین رو است که همواره دست به افسانه پردازى مى زنند. البته از آن جا که شرکت هاى بین المللى بزرگ و ثروتمندى از آن ها حمایت مى کنند، افسانه هایشان نیز واقعا متقاعدکننده است. آن ها مردم عادى را با توسل به این گونه ادعاها و هشدارها که جان فرزندانشان به تداوم این گونه آزمایش ها وابسته است، مرعوب مى سازند. و اما تنها راه افشاى ماهیت این گونه افسانه ها و دروغ پردازى ها پرداختن به جزئیات آنهاست و این دلیل اصلى نگارش این اثر مى باشد.
حال بهتر است اشاره اى به آن چه که در آزمایشگاه ها مى گذرد داشته باشید. به راستى آمار دقیق این گونه حیوانات چقدر است؟
بیان دقیق تعداد حیواناتى که همه ساله به نام «علم» بدین شکل مورد سوءاستفاده، اذیت و آزار، نقص عضو و بالاخره مرگ قرار مى گیرند، امکان پذیر نیست و علت آن به این واقعیت باز مى گردد که اصولاً بسیارى از دانشمندان کاملاً بر این حقیقت واقفند که اصولاً این نوع رفتارشان کاملاً بى ارزش و فاقد هرگونه وجهه علمى است و از این رو آن را همواره مخفى نگه داشته و از افشاى جزئیات و حقایق پشت پرده آن امتناع مى ورزند.
اما با استفاده از همین آمار و ارقام موجود مى توان به برآوردهاى نسبتا دقیقى دست یافت. در آمریکا همه ساله، محققین در مراکز علمى و دانشگاهى، از 17 تا 22 میلیون حیوان استفاده مى کنند و این رقم در صنعت لوازم آرایش حدودا به همین میزان است. دانشمندان انگلیسى نیز همه ساله با حدود 3 تا 4 میلیون حیوان زنده بدین نحو رفتار مى کنند و به طور کلى این رغم در سراسر جهان در عرض یکسال به حدود 250 میلیون مى رسد.
اما به راستى این میزان جانور چگونه تأمین مى شوند؟
از آن جا که نیاز به این گونه حیوانات که دستیابى به آن ها با تار و مار شدن و کشتار و قتل عامشان همراه مى شود، بسیار زیاد است، به همین میزان شمار افرادى که به این فعالیت یعنى تأمین حیوانات مورد نیاز آزمایشگاه ها مشغولند، نیز قابل توجه است. در دنیاى امروز، تأمین حیوانات زنده به یک تجارت بزرگ تبدیل شده است.
این افراد این میزان قابل توجه حیوان را چگونه و از کجا تهیه مى کنند؟
بسیارى از این حیوانات در مراکزى خاص و با استفاده از تکنیک هایى پیچیده، پرورش مى یابند. برخى از آن ها از باغ وحش هایى که با مازاد حیوانات مواجهند، تهیه مى شوند و برخى دیگر نیز از حیات وحش شکار شده و به این مراکز آورده مى شوند و این روش آخر همان شیوه اى است که گروه هاى طرفدار محیط زیست را سخت برآشفته است؛ چرا که در برخى موارد برخى از گونه ها به نحوى در مقیاس هایى گسترده شکار مى شوند که حتى برخى از این گونه ها با خطر انقراض مواجه شده اند.
ترس بسیارى از علاقمندان و حامیان حقوق حیوانات صرفا به حیوانات وحشى محدود نشده و حتى در برخى موارد، جمعیت حیوانات خانگى و شهرى نیز به واسطه فعالیت آزمایشگاه هاى تحقیقاتى و پزشکى موجود به مخاطره افتاده است. دکتر «جیمز ونیگاران» از موسسه ملى سلامت در مقاله اى که اخیرا در نشریه انجمن پزشکى آمریکا منتشر نموده به این نکته اشاره داشته که همه ساله حدود 200 هزار سگ و گربه از خیابان هاى آمریکا جمع آورى شده و به دست تشریح کنندگان حیوانات در آزمایشگاه ها سپرده مى شوند.
پول تهیه و خرید این حیوانات چگونه تأمین مى شود؟
برآورد دقیق میزان پولى که در این راه مصرف مى شود تقریبا امکان ناپذیر است. از سویى شاهد نوعى پنهان کارى در این عرصه هستیم و از سویى دیگر این پول به شیوه هاى متعددى تأمین مى شود. به طور کلى بخشى از این پول از طریق نهادهاى آموزشى، دانشگاهى، تحقیقاتى و بخش قابل توجهى توسط وزارت خانه هاى دفاع یا جنگ کشورها تأمین مى گردد. به واسطه نوع خاص شیوه تأمین این هزینه هاست که همواره نوعى پنهان کارى در این روند وجود دارد.
اما بخش قابل توجهى از این پول از طریق شرکت هاى دارویى و شرکت هاى تولیدکننده لوازم آرایشى تأمین مى گردد. این گونه صنایع با هزینه نمودن مبالغى چشمگیر، دست به آزمایش ها و تحقیقاتى با هدف تولید فرآورده ها و محصولات جدید مى زنند، اما منبع سوم تأمین هزینه هاى این فعالیت ها، کمک هاى خیریه است؛ کمک هایى که محصول وعده هاى عجولانه و نویدهاى فریبنده رایج است.
و اما سؤال آخر این که اصولاً اخلاقیات در این رویکرد از چه جایگاهى برخوردارند؟
اگر چه من هم به مانند دیگر مخالفان تشریح، بر اساس اصول علمى و پزشکى علاقمند به ردّ و بى اساس بودن آن هستم، اما این بدان معنا نیست که جنبه هاى اخلاقى قضیه نادیده گرفته شود. رنه دکارت که از جمله بزرگ ترین متفکران تاریخ و به عنوان بزرگ ترین مرد قرن هفدهم شناخته مى شود با نقطه ضعف هایى در اندیشه ها و آرایش همراه بود. بزرگ ترین نقطه ضعف وى اعتقاد او به عدم وجود احساسات، امیال و حیات آگاهانه در حیوانات است. در نظر دکارت، اهمیت، احترام و توجه بشر به حیوانات، تفاوتى با یک ساعت دیوارى ندارد و اصولاً اسب به اندازه اى در نگاه انسان، «زنده» است که بتواند گارى یا ارابه اى را بکشد؛ اما اگر دکارت تنها کمى وقت صرف نگاه به دنیاى پیرامونش مى نمود و کمى از وقتى که صرف فهم اسرار عالم نمود، کم مى کرد، یقینا به اشتباه خود پى مى برد. حتى اگر وى تنها کمى از حس مشترک کودکى که با حیوانى خانگى هم صحبت مى شود، برخوردار بود، به عمق واقعیت پى مى برد. نگاه صرف به طبیعت مى توانست دکارت را به این مسأله واقف نماید که حیوانات هم درد و رنج را درک مى کنند، احساس دارند، بیمار مى شوند، خسته مى شوند، با غم و افسردگى روبرو مى شوند و در برابر سوءاستفاده ها واکنش نشان مى دهند. اگرچه قلمرو هر موجود زنده اى با موجود دیگر متفاوت است، اما این بدان معنا نیست که آن ها از حق کمترى براى حیات برخوردارند. حتى موش ها که منفورترین حیوانات آزمایشگاهى محسوب مى شوند، حیواناتى هوشمند، زیرک و اجتماعى اند. اما نه تنها دکارت به اطرافش هم نگاهى نکرد، بلکه به اندازه کافى با کودکان نیز هم صحبت نشد و با این وجود این گونه نظریاتش به مثابه واقعیاتى محض در عرصه جامعه مورد پذیرش واقع شد. پس از گذشت چندین دهه، منطق دکارتى در جوامع علمى اوج گرفت و از همین رو دانشمندانى که خواهان مشاهده امعا و احشاى حیوانات بودند، خیلى راحت و بدون هیچ گونه دغدغه اى بدن هاى حیوانات را شکافتند و از همین رو است که مى توان مدعى شد که این فلسفه خام، ساده انگارانه و به نحو انکارناپذیرى غلط، به ظهور و گسترش تشریح مردن امروزى انجامید. عمده محققین و دانشمندان هم به واسطه آن که بتوانند به حیوانات به مثابه «اشیا» و نه موجوداتى با احساس بنگرند، در گفتار و نوشتار خود از نوعى شیوه کاملاً غیرشخصى و با استفاده از واژگانى نامانوس براى توصیف رفتار آن ها استفاده مى نمایند. مثلاً در نوشتارهاى خود، گربه ها را به عنوان «تدارکات» آزمایشگاهى، میومیوکردنشان را نوعى «آواسازى» و مرگ آن ها بر اثر گرسنگى در آزمایشگاه ها را «نارسایى و نقصان در تغذیه» مى خوانند. حتى گروهى از محققین در گزارشى، از عبارت «محروم از دو چشم» براى توصیف بچه گربه هاى خانگى اى استفاده نمودند که عامدانه در نتیجه آزمایش ها کور شده بودند.
اگر چه زمانى که آزمایش ها بر روى حیوانات اتمام مى یابد، عمدتا یا ذبح مى شوند و یا این که بى رحمانه کشته مى شوند، اما با این وجود محققین علاقه اى ندارند تا به عنوان قاتل شناخته شوند.
منبع: www.vivisection-absurd.org.uk