// نشریه / سياحت غرب 159

سخن سردبير در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

سخن سردبير

نظام ارتباطات جمعي و اجتماعي، از حساسترين عرصههاي تقابل جمهوري اسلامي با ليبرالدموكراسي غربي است كه به تعارض چارچوب انديشهاي و مبنايي اين دو اَبَرپارادايم سياسي، اجتماعي و فرهنگي جهان معاصر ارجاع مييابد. حقيقت آن است كه مباني، اهداف و اصولي كه هركدام از اين دو كلانبرنامه جهاني براي خود درنظرگرفته و بدان قائلند، اخلاقيات، سياستها، خطمشيها، راهبردها، راهكارها، روشها و فنون خاص خود را پيشنهاد ميكند.
رويآورد اصلي نشريه سياحت غرب، نقد غرب از ديدگاه انديشمندان غربي و رسالت خاص اين نشريه، با توجه به نيازهاي رسانهاي انقلاب اسلامي، اقتضا دارد كه هرچندگاهي به بررسي و نقد رويكرد رسانههاي غربي در پرداختن به مسائل اساسي جهان، از نظرگاه انديشه روز نويسندگان غربي توجه كند. در سال جاري كه اداره كل پژوهشهاي اسلامي رسانه، موضوع «اخلاق و رسانه» را وجهه اصلي همت خويش قرار داده، مناسب ديده شد كه همزمان، يك دفتر از نشريه نيز به بررسي وضعيت موضوع در واقعيت امروزي رسانههاي غربي اختصاص يابد. در اين راستا، توجه ويژه به مباحث مربوط به مهندسي نوين اجتماعي، از موضوعات كمسابقه در نشريه است، گويا نشريه، آگاهانه از قرارگرفتن در امتداد هرزگيها و زشتاخلاقيهاي طراحيشده، تن زده است.
تملك سرمايهدارانه رسانهها و در نتيجه، ادغام افراط‌آميز رسانه‌اي در ساليان اخير و ساختارها و سازوكارهاي پيچيده جذب و بهكارگيري عمده فعالان حوزه رسانه از ميان اقشار متنفذ و مرفه، موجب تقويت هويت رسانههاي غربي به مثابه ابزار اساسي تبليغات سلطهجويانه، خاصهپرورانه، نژادپرستانه و بهويژه ضد اسلام ناب است كه اين امر، بيشرمانه، توجيه‌كننده حضور نظاميان در خارج از كشورهاي غربي و پايش بيقاعده حريم آزادي‌هاي شخصي و نابودي آن در داخل آن كشورهاست. سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي همچون سيآياي و امآي6، ميكوشند تا با همراهي اين رسانهها، با ترفندهاي غيراخلاقي، انحصار جريان اطلاعاتي را حفظ و اصحاب هنر و رسانه را ازطريق تطميع و ارعاب به بردگي گرفته و با عمليات رواني و فشارهاي مالي، رسانههاي جايگزين مردمي يا رقيب را سركوب و از ميدان خارج كنند. برچسبزني، تصويرسازي، ستاره‌آفريني، بازنمايي شخصيت‌ها، برجستهسازي داستانهاي مطلوب نظام سرمايهداري ازطريق سانسور روايتهاي متعارض، دستِ پيشگرفتن و انتشار وسيع، مكرر و مستمر نسخههاي مورد نظر، انتشار مقالات سفارشي با هدف تأثيرگذاري بر حوزههاي هدف، مقابله با اميدهاي بزرگ، جمعي و واقعي و القاي خوشبينيها و اميدهاي فردي و غيرواقعي و اخيراً دادهپردازي، روشهاي شستوشوي مغزي و مهندسي فكري جامعه جهاني توسط حكومتهاي غربي و بهويژه آمريكا و انگليس است كه «مي‌دانند چگونه با بي‌شرمي تمام، اما كاملاً حرفهاي و مهم‌تر از همه، پيوسته دروغ بگويند».
در نهايت، آنچه در لابهلاي سخنان اين نويسندگان به چشم ميآيد، بارقه پرفروغ اميد به آينده نوين و شواهد آشكار شكست انحصار رسانهاي و اطلاعاتي يا همان اسارت و بردگي مجازي جهان در برابر امپرياليسم غرب است. آنها جهان را رو به «بيداري» و «مقابله» با اين «بنيادگرايي فرهنگي و سياسي مرگبار غرب» ميبينند و به عقيده ايشان «مبارزه ايدئولوژيك بزرگي در راه است» ...