// نشریه / سياحت غرب 15

فساد اخلاقى در یادداشت های شما ذخیره شد. توجه داشته باشید که یادداشت ها موقت بوده وبعداز خروج شما حذف خواهد شد.

فساد اخلاقى

سه حالت، وجود فساد اخلاقى را در جامعه مسجّل مى کند: 1ـ افزایش مسایل ضداخلاقى 2ـ فساد و خرافه در باورهاى مذهبى 3ـ ارزش زدایى از زندگى انسانى.
«افول و سقوط امپراتورى روم» از جمله کتاب هاى پخته و محکمى است که به تجزیه و تحلیل تمدن بزرگ روم مى پردازد. این کتاب، نوشته مورخ انگلیسى «ادوارد گیبن»1 و در سال بسیار حساس 1776 منتشر شده است. وى در مطالعات خود بهاین نتیجه دست یافت که «تسلیم شدن سردمداران در برابر شرارت هاى فرهنگى بیگانگان که به زوال اخلاقیات انجامید، غیرعادلانه شدن قوانین و همچنین سوءاستفاده از قدرت، همه با هم دست به دست هم دادند تا ملت را در برابر اقوام وحشى، شکست پذیر سازند.»
مورخ انگلیسى «کاترین ادواردز»2 نیز اظهار مى دارد که جلوه هاى امروزىفرهنگِ زشت اخلاقىِ ما (immorality) مختص به دنیاى مدرنیته نیست. وى در مطالعه خود درباره «سیاست هاى زشت اخلاقى» در روم باستان، به نتایج وحشتناکى دست مى یابد: راه هاى ضدباردارى، سقط جنین و سر راه گذاشتن نوزدان، معمول ترین شیوه هاى خلاصى از شرّ! کودکان در روم به شمار مى آمده است. شوهران از پذیرش آن دسته از فرزندانِ خود که هیچ گونه تمایلى به نگهدارى آن ها نداشتند، سرباز مى زدند و «کودک تا زمانى که از سوى پدرش به رسمیت شناخته نمى شد، قانونا وجود خارجى نداشت.»
زندگى در آخرین روزهاى امپراتورى روم، پست و بى ارزش شده بود. قوانین و مالیات هاى سخت و سنگین، تولید و تجارت را بى رونق ساخته بود. خانواده ها خود را در چارچوب یک نظام تجارتى و داد و ستدى محبوس کرده بودند که هرگونه انتخاب آزادانه حرفه را سلب مى نمود. سرانجام، به بچه ها به عنوان مزاحم هاى تحمیلى بى ارزشى نگریسته مى شد که سقط جنین و بچه کشى را مسأله اى معمول و پیش پا افتاده کرده بود. در پاره اى موارد، حتى بچه ها را به بردگى مى فروختند تا هم از شرّ آنان خلاصى یابند و هم پولى به دست آورند. خُلق و خوها و زندگى اجتماعى به هرزگى و ابتذال کشیده شد. در ایام زعامت ژوستانیان، سرگرمى ها به سمت بى عفتى و هوسرانى بیشتر آلوده شدند. مجالس و جشن هاى فسق و فجور عمومى شده بود. همجنس بازى و حیوان صفتى در ملاء عام وجود داشت. در دوران حکمرانى نرون، مسیحیان در مورد آتش سوزى بزرگ در شهر رم، مورد سنگین ترین اتهامات قرار گرفته و به شکل وحشتناکى مورد آزار و اذیت قرار مى گرفتند.
در سایر تمدن ها نیز مى توان به ساختارهاى مشابه اخلاقى دست یافت. براى مثال، در یونان باستان موسیقى جوانان، وحشیانه و به دور از نزاکت بود. سرگرمى هاى محبوب مردم هم بسیار سطحى، مبتذل و حیوان صفتانه گشته بود. کمونیسم جنسى، همجنس بازى و دائم الخمر بودن، تبدیل به یک بخش از زندگى روزمره شده بود و خلاصه سخن آن که تمامى خط قرمزها و محدودیت هاى اخلاقى و اجتماعى، فراموش شده و به سمت اضمحلال غریبى مى رفت.
در تمدن کارتاژ، مردم از عبادتِ بال (Baal) به الهه زمینى تانیت (Tanit) رجوع کردند. «قربانى هایى که براى الهه «تانیت» ـ الهه حاصلخیزى ـ انجام مى گرفت، بر این گمانه استوار بود که این وقف ها و قربانى ها موجبات حاصلخیزى، عمر دراز و حتى سود و منفعت بیشتر را فراهم مى کند.»
امروزه مى توان آثار تاریخىِ آیین خاکسپارىِ قربانى هاى کوچولو را که با هنرمندى تمام، بر سنگ ها و چوب ها تراشیده مى شدند، همراه با هزاران تابوتِ سنگىِ کوچک متعلق به قربانیان خردسالِ ربّ النوع را مشاهده کرد.
همانندى ها و مطابقت هاى فراوانى را مى توان بین رویدادهاى بالا و ملت خودمان پیدا کرد. نه! باور کنید که ما اصلاً هیچ کودکى را قربانىِ یک بت نکرده ایم، ولى فقط حدود 40 میلیون نوزاد معصوم را در مذبح آسایش و راحتى، سقط کرده ایم. و انواع گوناگون اعمال جنسى و آمیزشى، علنا به عنوان یک بخش جایگزین (قابل قبول) در زندگى عادى، از سوى جامعه آمریکا پذیرفته شده است. اصلاً تعجبى ندارد که بسیارى بر این باورند که آمریکا، ملتى در سراشیبى سقوط است.