عنوانسيادت حضرت ابوالفضل العباس(ع)
سيرهدر كتاب معجم اللغة آمده است:« سيد يعني رئيس، پرورش دهنده، آقا، مالك، شريف و فاضل، سخي و كريم، حليم و بردبار، عابد و پرهيزكار و زعيم» كه در قرآن هم به همين معنا به كار رفته است كسي كه مال خود را در راه حق عطا كند، شكر خدا را به جا آورد و بزرگ و مربّي خاندان هركسي داراي يكي از اين گونه صفات باشد مي‌توان از نظر لغت عرب به وي سيد گفت. چون تمام اين صفات به درجه اتم در حضرت هاشم جد بزرگوار رسول خدا(ص) نمايان بود، علاوه بر اين سيادت و حفاظتِ خانه خدا و خدمت زائران بيت‌الله به عهده او بوده است، بنابراين صفت عام براي جدّ بزرگوار رسول خدا(ص) صفت خاص شده بلكه يك لقب مخصوص حتي به حد عَلَم رسيد. و در اصطلاح كسي را مي‌توان سيد گفت كه حسب و نسب وي از سوي پدر با حضرت عبدالمطلب بن هاشم(ع) جدّ بزرگوار رسول خدا(ص) برسد و چون حسب و نسب حضرت ابوالفضل العباس(ع) از طرف پدر حضرت علي بن ابي طالب بن عبدالمطلب بن هاشم(ع) است، لذا شك و ترديدي در اين نيست كه حضرت قمر بني‌هاشم ابوالفضل العباس(ع) هم سيد است .حضرت عباس(ع) و ديگر خويشان نزديك از عترت اهل‌بيت(ع) قرار داده و از عترت پيغمبر(ص) جدا نشده است و چون حضرت قمر بني هاشم(ع) از نسل آن رسول(ص) محسوب مي‌شوند، پس صدقه و زكات بر او و نسل آن حضرت حرام است.
منبعچهره درخشان قمر بني هاشم ابوالفضل العباس(ع)
نويسندهحاج شيخ علي رباني خلخالي
جلد3
صفحه106
مشاهده گزیده
عنوانسرنوشت قاتل حضرت ابوالفضل(ع)
سيرههركسي كه مرتكب جرم و گناهي شود و به علت حمايت جنايتكاران حاكم و يا به جهات ديگر از كيفر قانوني فرار كند، از كيفر طبيعي در دنيا و از كيفر اخروي در آخرت درامان نخواهد بود! و سرنوشت قاتلين ابوالفضل العباس(ع) از اين قاعده حتمي و سنت الهي مستثني نبوده است. قاسم بن اصبغ بن نباته، مي‌گويد: روزي مردي كه از پيش مي‌شناختم و از قبيله بني‌ابان بن دارم بود را با چهره سياه ديدم، ابتدا وي را نشناختم بعد از دقت بسيار و شناسايي به او گفتم: تو را قبلاً با چهره‌اي سفيد و صورتي زيبا ديده‌ام، حالا اين چه قيافه زشتي است كه پيدا كرده‌اي؟ آن مرد پاسخ داد: يكي از اصحاب حسين(ع) را كه در پيشاني‌اش اثر سجود نمايان بود و از چهره‌اش پيدا بود كه بنده شايسته خداست در روز عاشورا كشتم و از آن موقع شبي بر من نگذشته مگر در خواب مي‌بينم كه او گريبانم را مي‌گيرد و در جهنم مي‌اندازد. وحشتي كه از اين خواب بر من دست مي‌دهد موجب مي‌شود كه فرياد كشم و كسان و اطرافيان خويش را از خواب بيدار كنم و اين را نيز بگويم كه از اولين شبي كه اين خواب را ديده‌ام چهره‌ام سياه شده است. قاسم مي‌گويد: از او پرسيدم، كسي را كه كشتي چه نام داشت؟ پاسخ داد: او عباس پسر رشيد علي بود. قاسم پسر اصبغ مي‌گويد: براي صدق مدعاي او و ارضاء حس كنجكاوي خود به جستجو پرداختم و از همسايگان وضع حال قاتل را پرسيدم،همگي گواهي دادند كه صداي صيحه و فرياد شبانه او را مي‌شنوند و از اينكه آسايش ايشان را هم مختل كرده، رنج مي‌برند. مي‌گويند، اين مرد كه در دنيا هم رو سياه شده، آن قدر تشنه مي‌شد كه قدح قدح آب مي‌نوشيدند ولي فايده‌اي نمي‌بخشيد تا عاقبت شكمش تركيد و به درك رسيد
قرضي است كرده‌هاي تو در نزد روزگار
در هر كدام روز كه باشد ادا كند
منبع سيره ابوالفضل العباس(ع) پرچمدار انقلاب حسيني(ع)
نويسندهعباسعلي محمودي
صفحه143
مشاهده گزیده
عنواناشعار ام‌البنين(س)، در شهادت حضرت عباس(ع)
سيرهام‌البنين(س) اشعار سوزناكي در شهادت فرزند بزرگوارشان حضرت ابوالفضل العباس(ع) سرودند و چنان سوزناك بود كه حتي دشمنان آنان با شنيدن آن اشعار مي‌گريستند و از جمله اشعار ام‌البنين(س)، مادر سخنور و سخندان قمر بني هاشم ابوالفضل العباس(ع) كه در رثاء پسرانش سروده، اين است:
«اي كسي كه عباس را ديدي در ميدان جنگ مي‌تازد و بر جنگ آوران هجوم مي‌برد
عباس و ساير فرزندان حيدر چون شير در نبرد مي‌شتابند
خبر يافته‌ام كه دست فرزندم از تن جدا شده است
واي بر من كه ضرب عمود مغز پسرم را متلاشي ساخته است
اي عباس عزيزم اگر شمشير به دستت بود كسي جرئت نداشت به تو نزديك شود».
همچنين از مراثي ام‌البنين (س)اشعار سوزناك زير است:
از اين پس مرا ام‌البنين مخوانيد
و به ياد شيران بيشه نيندازيد
زيرا وقتي مادر پسران بودم
كه چهار فرزند رشيد داشتم
اكنون آن شيران شجاع را مرگ برگرفته
و رگ‌هاي قلبش را از هم گسسته است
آري همگان از طعن نيزه مجروح بر زمين افتادند
اي كاش مي‌دانستم اين خبر درست است كه
دست عباسم از تن جدا شده است؟
منبع سيره ابوالفضل العباس(ع)، پرچمدار انقلاب حسيني(ع)
نويسندهعباسعلي محمودي
صفحه133
مشاهده گزیده
عنوانگريه‌هاي مادر حضرت عباس(ع)
سيرهعصر روز عاشورا كه خيمه‌هاي حسين(ع) را به آتش كشيدند، زنان خاندان رسالت را هم به اسيري بردند و ستم‌هايي كه در كتب تاريخ مسطور است، بر زنان و كودكان حسين(ع) وارد ساختند پس از آنكه بيدادگري‌هاي يزيد بر مردم غافل آشكار شد و زمينه انقلاب عليه حكومت او فراهم گرديد، يزيد پليد براي حفظ مقام خويش اسرا را آزاد ساخت ولي نمي‌دانست كه زنجيرهاي ستمش او را در بند كشيده‌اند. خبر قتل شهداي كربلا به زودي در همه جا پيچيد و به همه‌كس رسيد. اما آنان كه با شهيدان قرابتي داشتند بيشتر در آتش غم سوختند كه يكي از آنان ام‌البنين(س) بود. ام‌البنين (س) در مدينه به قبرستان بقيع مي‌رفت و چهار صورت قبر مي‌كشيد و براي پسران دلاورش شعر مي‌سرود و زار مي‌گريست. برخي تصور كرده‌اند كه گريه ام‌البنين(س) به خاطر حس مادري و محبت غريزي بوده است، در صورتي كه چنين نيست، بلكه ام‌البنين(س) با گريه‌هاي خود بر مظلومان كربلا، مردم را بر ستم‌هاي يزيد و اعمال او آگاه و از اين راه زمينه انقلاب عليه حكومت ظلم را فراهم مي‌كرده است. زيرا اگر غير از اين مي‌بود، اين مادر داغديده، در خانه خويش نيز مي‌توانست بر فرزندان خود بگريد و ديگر لزومي نداشت كه از آنجا خارج شده و در قبرستان بقيع كه محل تجمع مردم بوده گريه كند. گريه‌هاي ام‌البنين(س) نه تنها دل دوستداران آل محمد(ص) را جريحه‌دار مي‌ساخت، بلكه قلوب بزرگترين دشمنان اسلام از جمله مروان حكم را به لرزه مي‌انداخت. بارها اين دشمن خدا به اشعار سوزناك ام‌البنين(س)گوش فرا داد و بر مظلوميت او و شقاوت امثال خويش گريست!
منبعسيره ابوالفضل(ع) پرچمدار انقلاب حسيني(ع)
نويسنده عباسعلي محمودي
صفحه131
مشاهده گزیده
عنوانحسنين (ع) و اذان بلال
سيرهپس از رحلت پيامبر (ص) بلال حبشي ديگر در مدينه نماند و در شام به سر مي‌برد. به خاطر خوابي كه ديده بود، روزي براي زيارت قبر رسول اكرم (ص) به مدينه آمد، در همان حالي كه بر سر قبر پيامبر (ص) مناجات مي‌كرد، حسنين(ع) به منظور زيارت قبر جد و مادرشان متوجه قبر رسول اكرم (ص) شدند. چون بلال آن دو را ديد، غم و اندوه او تجديد شد. فوراً به سوي آن دو شتافت و آنان را در بغل گرفت و به سينه چسبانيد و مي‌گفت (كأني بكما رسول الله) گويا با ديدن شما رسول خدا (ص) را مي‌بينم. به او گفتند: (چون تو را ديديم به ياد صدايت افتاديم كه براي رسول خدا (ص) اذان مي‌گفتي ميل داريم كه صدايت را پس از مدت مديدي كه آن را نشنيده‌ايم، بشنويم.) بلافاصله بلال بر بام مسجد رفت و شروع به گريستن كرد صدايش از طرف مسجد به سوي خانه‌هاي مدينه روانه شد كه (الله اكبر، لا اله الا الله، محمد رسول الله) عواطف و احساسات مردم تحريك شد و صداي گريه و شيون آنان شهر مدينه را فرا گرفت.
منبعتحليلي از زندگاني سياسي امام حسن (ع)
نويسنده علامه جعفر مرتضي عاملي
صفحه119
مشاهده گزیده
عنوانرهاورد مكارم اخلاقي در كلام امام مجتبي(ع)
سيرهبهره‌مندي انسان از مكارم اخلاقي به خودي خود به نتايجي مي‌انجامد كه وجود آن در انسان فضيلت به حساب مي‌آيد امام حسن مجتبي (عليه السلام) درباره برخي از مكارم و دستاوردها مي‌فرمايد: هر كه عقل ندارد ادب ندارد و هر كه همت ندارد جوانمردي ندارد و هر كه دين ندارد حيا ندارد و سرآمد خرد خوش‌رفتاري با مردم است و هر دو سرا با عقل به دست مي‌آيد و هر كه بي‌بهره از عقل باشد از دو سرا بي‌بهره خواهد بود.(1)
پاورقي
منبعسبط اكبر
نويسندهمحمدجواد مروّجي طبسي
صفحه169
مشاهده گزیده
عنوانحالت امام مجتبي (ع) هنگام نماز
سيرهجايگاه بلند نماز و نقش تربيتي و سازندگي آن در اسلام اين فريضه را تبلور شخصيت مؤمن قرار داده است به باور قرآن نماز از شعائر دين است(1) و بر پا داشتن آن پاكي و نشاط روحي مي‌طلبد. عياشي از خيثمه بن ابي خيثمه نقل كرده است، امام حسن مجتبي (عليه السلام) چون به نماز مي‌ايستاد بهترين لباس‌هاي خود را مي‌پوشيد. پرسيدند: اي فرزند رسول خدا(ص) چرا چنين كني؟ فرمود: خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد و من خود را براي پروردگار زيبا مي‌سازم كه مي‌فرمايد:« زينت خود را در هر مسجدي برگيريد»(2) از اين رو دوست دارم كه زيباترين لباسم را بپوشم.(3)
پاورقي
منبعسبط اكبر
نويسندهمحمدجواد مروجي طبسي
صفحه173 ـ 172
مشاهده گزیده
عنوانجايگاه مسجد در بيان امام مجتبي (ع)
سيرهامام حسن مجتبي (ع) در بيان فضيلت رفتن به مسجد مي‌فرمايند: اهل مسجد، زائران خداوندند و حق است كه مزور (خداي تعالي) به زائر خود تحفه‌اي بدهد. و مردم در مساجد سه گروهند، گروهي در حال نماز، گروهي در حال تلاوت قرآن، گروهي در عالم تعلم و آموزش علوم.(1)
امام حسن مجتبي (ع) در حديثي ديگر به بيان عقوبت اهانت به مسجد پرداخته و چنين مي‌فرمايند: روايت است كه كسي كه آب دهان و بيني خود را در مسجد افكند، آثار سوء آن را در صورتش روز قيامت خواهد ديد و كسي كه آب دهان و بيني خود را در قبله اندازد. در قيامت روي صورتش خواهد بود.(2)
پاورقي
منبعتعاليم امام حسن مجتبي(ع)
نويسندهشيخ حسن كافي
صفحه 443 و 442
مشاهده گزیده
عنوانفوايد مسجد رفتن در بيان امام مجتبي (ع)
سيرهمسجد يكي از اماكن مذهبي و داراي جايگاه اجتماعي است كه علاوه بر نقش آفريني در عرصه جامعه، براي افراد نيز داراي كاركردها و نتايج و دستاوردهاي مثبتي است. امام حسن مجتبي (عليه السلام)درباره فوايد رفتن به مسجد چنين فرموده است: هر كه پيوسته به مسجد رود يكي از هشت فايده برد: آيه محكمه، دوستي دريافته، دانشي تازه، رحمتي مورد انتظار، سخني كه به راه راستش كشد يا از هلاكش رهاند، ترك گناهان از شرم مردم و ترس خدا.(1)
پاورقي
منبعسبط اكبر
نويسندهمحمدجواد مروّجي طبسي
صفحه 186 ـ 185
مشاهده گزیده
عنوانطلب روزي در كلام امام مجتبي (ع)
سيرهدر باور شيعه، كلام نوراني معصومين (ع) چونان چراغي است فرا راه بشريت و هر كدام از اين گفته‌ها، نكته‌هايي آموزنده در خود دارد، كه فهم آن سعادت بشري را به ارمغان مي‌آورد. در يكي از موعظه‌هايي كه امام مجتبي (ع) به ياران خود فرمودند، چنين آمده است: چون پيروز در طلب مكوش و چون تسليم شده به قَدَر اعتماد كن به راستي طلب فزونيِ روزي از سنت است و آرامي در طلبِ روزي از عفت؛ است، عفت، مانع روزي نيست، و حرص، جلب كننده روزيِ بيشتر نيست روزي، تقسيم شده است و به كار بردن حرص، به كار بردن وسيله گناه است.(1)
پاورقي
منبعسبط اكبر
نويسندهمحمدجواد مروّجي طبسي
صفحه 184
مشاهده گزیده