عنوانحضرت عباس(ع) در آينه زيارات
سيرهعطية عوفي مي‌گويد: روز اربعين حضرت سيدالشهدا(ع) (روز بيستم صفر) به همراه جابر بن عبدالله انصاري به غاضريه (كربلا) رفتيم. جابر در نهر فرات غسل كرد و لباس‌هاي پاكيزه‌اي كه همراه داشت بر تن كرد سپس از من پرسيد: (آيا عطر همراه داري؟) گفتم: (مقداري سُعد(1) با من هست) او به سر و بدن خود عطر ماليد و پاي خود را برهنه كرد و به زيارت امام حسين(ع) رفت.(2) پس از زيارت امام حسين(ع) كنار مزار عباس بن اميرالمؤمنين(ع) آمد و گفت: سلام بر تو اي اباالقاسم! سلام بر تو اي عباس بن علي(ع)، سلام بر تو اي فرزند اميرمؤمنان(ع)! شهادت مي‌دهم كه تو خيرخواهي را كامل كردي و امانت را ادا نمودي و با دشمن خود و دشمن برادرت جهاد كردي؛ پس درود خدا بر روح پاكت و خدا تو را به خاطر [اداي حق] برادري خير دهد،(3). صفوان بن مهران مي‌گويد: (سرورم امام صادق(ع) به من فرمود: در روز اربعين هنگام ظهر به زيارت امام حسين(ع) و يارانش برو و آنان را زيارت كن سپس به زيارت حضرت عباس(ع) برو و پس از زيارت امام حسين(ع) او را هم زيارت نما. زيارت آنان چه در روز اربعين و چه در روز عاشورا و چه در ديگر روزهاي سال از سيره پاكان است.)(4) شيخ حرّ عاملي درباره اين جمله از زيارت حضرت عباس(ع) (فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوّكُمْ اِنّي بُكُم وَ بِإيابِكُم مِنَ المُؤمِنين) مي‌گويد: (رجعت به معناي بازگشت بوده و اشاره دارد به بازگشت امام حسين(ع) و هفتاد و دو تن از يارانش كه با او به شهادت رسيده‌اند كه از جمله آنان عباس بن علي(ع) است).(5)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحهصص 65 ـ 72
مشاهده گزیده
عنوانحضرت عباس(ع) در آينه زيارت عرفه
سيرهدر زيارت امام حسين(ع)‌و شهداي كربلا در روز عرفه نيز فرازهايي به حضرت عباس(ع) اختصاص داده شد كه در آن مي‌خوانيم: سلام بر تو اي اباالفضل العباس پسر امير مؤمنان(ع)! سلام بر تو اي فرزند سرور جانشينان، سلام بر تو اي پسر نخستين كسي كه اسلام آورد و در ايمان پيشرو بود و در دين خدا از همه استوارتر بود و بيشترين احاطه را بر اسلام داشت. شهادت مي‌دهم كه در راه خدا و رسولش و برادرت خير خواستي. [تويي] بهترين برادر كه بردبار، جهادگر، پشتيبان و يار ديگر [برادرش] بود و [تويي آن] برادر كه از برادرش دفاع كرد و فرمان بردار پروردگارش بود و از آن چه ديگران از خير بهره آن دوري جستند (جهاد) تمايل نشان داد. خداوند تو را در منزلگاه بهشتي به پدرانت ملحق كند كه او ستايش شده و بزرگ است. سپس زائر، خود را به قبر او چسبانده و با خداي خود راز و نياز مي‌كند.(1) پيش از بيرون آمدن دو ركعت نماز خوانده و رو به قبر مي‌گويد: از خداوند اذن خداحافظي با تو را مي‌خواهم و از او براي تو درخواست لطف و رحمت دارم و بر تو درود مي‌فرستم در حالي كه به خدا و رسولش و به آن چه در نزد پرودگار است ايمان دارم. خدايا! مرا از شاهدان [روز جزا] قرار ده و اين زيارت قبر دوست تو و برادر زاده پيامبرت(ص) را زيارت آخر من مگردان و زيارت او را تا زنده‌ام روزي‌ام ساز و مرا با او و پدرانش در بهشت محشور فرما)(2)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي‌منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه70
مشاهده گزیده
عنوانگفتار امام سجاد(ع) در مورد حضرت عباس(ع)
سيرهاز ثابت بن ابي صفية (ابوحمزه ثمالي) نقل شده است كه: (سرور عابدان علي بن الحسين(ع) نگاهي به عبيدالله، پسر ابوالفضل العباس(ع) كرد و گريست سپس فرمود: به رسول خدا(ص)‌ روزي سخت تر از روز جنگ احد نگذشت كه در آن عمويش حمزه بن عبدالمطّلب، شير خدا و شير مرد رسول خدا(ص)، كشته شد و پس از آن سخت ترين روز بر پيامبر(ص) روز جنگ مؤته بود كه در آن، پسر عمويش، جعفر بن ابي‌طالب(ع) كشته شد) سپس فرمود: (اما هرگز روزي، چون روز حسين(ع) نباشد در آن روز سي هزار مرد بر او گرد آمدند كه خود را از اين امت مي‌پنداشتند و همگي با ريختن خون او، به خداي بلند مرتبه و سترگ تقرب مي‌جستند و او (امام حسين(ع)) هرچه خدا را به يادشان مي‌آورد، پندي نمي‌گرفتند، تا اينكه او را از سر عداوت و ستم و سركشي كشتند.) آن‌گاه فرمود: (خدا عباس(ع) را رحمت كند كه ايثار كرد، آزموده شد و جانش را فداي برادرش ساخت، تا آنجا كه دو دستش از تن جدا شد و خداي پاك و بلند مرتبه به جاي دو دستش، دو بال به او داد تا در بهشت همراه با فرشتگان به وسيله آنها پرواز كند، همان‌گونه كه براي جعفر بن ابي‌طالب(ع) مقرر ساخت. به راستي كه عباس(ع) را در پيش خداي بلندمرتبه و سترگ جايگاهي ويژه است كه همه شهيدان در روز رستاخيز بدان غبطه مي‌خوردند و رشك مي‌برند.(1)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي‌منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه60
مشاهده گزیده
عنوانمقام حضرت عباس(ع) در آينه روايات
سيرهسخنان بسياري از حضرت امام حسين(ع) در شأن حضرت عباس(ع) نقل شده است كه از علاقه فراوان ايشان حكايت مي‌كند. عصر عاشورا با سخني در اوج عشق و علاقه به حضرت عباس(ع) فرمود (اِرْكَبْ بِنَفْسي اَنْتَ... فدايت شوم، سوار بر اسب شو)(1) و او را براي ستاندن مهلت از دشمن فرستاد پس از شنيدن بانك وداع وي فرمود (وا عَبّاساه! مُهْجَةَ قَلبَاه؛ آه، محبوب دلم!)(2) هم‌چنين آن هنگام كه خويش را بالاي سر او رساند و سرش را به دامان گرفت با اندوه فراوان فرمود:(برادر جان! خداوند به تو بهترين پاداش‌ها را بدهد كه اين گونه جهاد كامل به جا آوردي)(3) امام در فراق او، دست‌هاي خويش را بر كمر گرفت و فرمود:(اكنون كمرم شكست و راه چاره بر من بسته شد(4) و دشمنم نسبت به من گستاخ شد).(5) و همچنين از امام صادق(ع) سخناني در گستره ستايش چهره تابناك او بر جاي مانده است كه فرمود: عموي ما، حضرت عباس بن علي(ع) داراي بينشي ژرف و ايماني استوار بود. در ركاب برادرش جهاد كرد و از آزمون الهي پيروز درآمد و با شهامت رحل زنگي برچيد.(6)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي‌منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه58
مشاهده گزیده
عنوانمقام حضرت عباس(ع) در آينه روايات
سيرهامام علي(ع) پس از تولد فرزندش، عباس(ع)، وي را در آغوش كشيد و فرمود: (عباس(ع) در پيشگاه خداوند داراي مقام بسيار ارجمندي است. خداوند به جاي دستان او كه در دفاع از دين خدا از پيكر جدا مي‌شود، به او دو بال خواهد داد و او با آن دو بال به سان جعفر طيار در فضاي بهشت چونان فرشتگان پرواز مي‌كند.)(1) هم‌چنين اميرمؤمنان(ع) در بيان شأن حضرت عباس(ع)، سخن شيواي ديگري دارد و آن را هنگامي بر زبان جاري مي‌سازد كه در بستر شهادت، آخرين لحظات عمر را پشت سر مي‌نهد او در آن شب، عباس(ع) را فرا مي‌خواند، در آغوش مي‌كشد و مي‌فرمايد: (به زودي در روز رستاخيز، ديده از ديدار تو روشن مي‌دارم).(2) در روايتي از امام باقر(ع) آمده است: (وقتي قيامت برپا مي‌شود پيامبر اكرم(ص) به اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايد: به فاطمه(س) بگو براي شفاعت امت چه چيز را به پيشگاه خداوند عرضه مي‌داري؟ حضرت علي(ع) پيام ايشان را مي‌رساند و حضرت فاطمه زهرا(س) در پاسخ مي‌فرمايد: دو دست بريده پسرم عباس(ع) براي اين مقام [شفاعت] كافي است.)(3)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه57
مشاهده گزیده
عنوانعبادت حضرت عباس(ع)
سيرهحقيقت پرستش، فروتني روح و جسم انسان در برابر پروردگار است و از ايمان او سرچشمه مي‌گيرد هرچه درجه ايمان و شناخت بيشتر باشد، بندگي عميق‌تر مي‌شود. پرستش‌گران راستين در دنيا و آخرت به خوبي شناخته مي‌شوند. اينان در آخرت با روي درخشان و تابناك محشور مي‌شوند و در دنيا نيز آثار بندگي و پرستش در سيمايشان پديدار است. علامت آنان اثر سجده در چهره‌هايشان است.(1) حضرت عباس(ع) پرستش‌گر راستين آفريدگار خويش بود و نشانه‌هاي عبادت در سيماي معصوم او آشكار بود، تا آنجا كه قاتل او مي‌گويد (وي نيكو چهره و رشيد بود كه در پيشاني‌اش اثر سجده مي‌درخشيد.)(2) او در آخرين شب زندگاني خويش، به همراه يكي ديگر ياران باوفاي امام حسين(ع) سرگرم راز و نياز مي‌شود و با توسن نيايش به كرانه‌هاي روشن بندگي مي‌شتابد. آن شب خيمه‌ها در روشني فرو مي‌رود و جاده‌هاي سبز قنوت در امتداد دست‌ها به آسمان كشيده مي‌شود. زمزمه‌هاي عاشقانه در نسيم گرم كربلا مي‌پيچد و فضا را دلنشين مي‌سازد تا آنجا كه برخي نگاشته‌اند دشمنان در همان شب از نيايش آنان به حدي دگرگون مي‌شوند كه سي و دو نفر از آنان به خيل عاشوراييان مي‌پيوندند.(3)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي‌منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه55
مشاهده گزیده
عنوانايمان و بصيرت حضرت عباس(ع)
سيرهايمان و خدا و محوري، رمز پيروزي بزرگ‌مردان جهان در رويارويي با دشمنان خدا به شمار مي‌رود و تنها نيرويي است كه با تكيه بر آن، كاخ‌هاي ستمكاري و دشمني با دين فرو مي‌ريزد. امام صادق(ع) در آغاز زيارت‌نامه حضرت عباس(ع)، او را با صفت ايمان و خداباوري خوانده و در پايان، بر ايمان محض و بصيرت والاي ايشان گواهي داده است و مي‌فرمايد: گواهي مي‌دهم كه تو لحظه‌اي از خود سستي نشان ندادي و برنگشتي، بلكه مشي تو بر ايمان و بصيرت در دين رقم خورده بود.(1) حضرت عباس(ع) معصوم نبود و به رهبري امام خويش نياز واقعي داشت. البته ايمان وي، سبب پيدايش عصمت عملي بدون تشريع از ناحيه خداوند شده بود و مانند پيشوايان معصوم(ع) خويش از گناه دوري مي‌كرد. سيد عبدالرزاق مقرم تاريخ نويس معاصر شعري از علامه ميرزا محمدعلي اردوباري بدين مضمون نقل مي‌كند: (عباس(ع) كه عالم به قرآن، آگاه به طريق هدايت علم و دين و منسوب به خمسه طيّبه(ع) است، شأنش را ـ بسي والاتر از آن مي‌دانم كه تيري پرتاب كند و به هدف ننشيند يا كرداري از او سر زند و به گناه آلوده شود. ما عصمت را در او همانند زاده رسول خدا(ص) شرط نمي‌دانيم، ولي چنين نيست كه بگوييم گناهي از او سر زده باشد.(2) هم‌چنين به نقل از عالم بزرگ، شيخ محمد طه نجف مي‌نويسد: (او مقامش بلندتر از آن است كه در اين مقال از او ياد شود، بلكه مناسب است از او هنگام ذكر ائمه معصومين(ع) كه درود خداوند بر آنان باد، سخن رانده شود)(3) بهترين دليل بر ايمان والاي حضرت عباس(ع) سخن امام صادق(ع) درباره ايشان است كه در زيارت نامه حضرت امده است كه مي‌فرمايد: (خداوند لعنت كند مردمي را كه مقام والاي تو را نشناختند و حرمت اين جايگاه بزرگ را شكستند.(4)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي‌منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه53
مشاهده گزیده
عنوانادب و فروتني حضرت عباس(ع)
سيرهيكي از ارزش‌هاي والاي انساني و اسلامي، رعايت ادب و فروتني نسبت به افرادي است كه در مقايسه با انسان، داراي برتري باشند. اميرالمؤمنين(ع) به اين ارزش والا بسيار سفارش مي‌كرد و فرموده است: (لا ميراثَ كالأدَب؛ هيچ ميراثي گران‌بها تر از ادب نيست.)(1) آن بزرگوار همواره پاسداري از اين ميراث گران‌بها و ارزشمند را به فرزندان خويش وصيت مي‌كرد و مي‌فرمود: (فرزندم! هيچ گاه در برخوردهايت كسي را تحقير مكن؛ زيرا او يا بزرگ‌تر از تو است كه جاي پدرت به شمار مي‌رود يا همانند توست كه جاي برادرت است يا كوچك‌تر از توست كه جاي فرزندت خواهد بود)(2)
حضرت عباس(ع) كه پرورش يافته اين مكتب درخشان است، سفارش‌هاي پدر بزرگوار خود را به بهترين صورت عملي كرد و تا آنجا پيش رفت كه نام او در ديباچه دفتر ادب و فروتني نقش شد و هم‌اكنون نيز نام گرامي او در بين عامه مردم يادآور اين ارزش گران‌قدر اسلامي است. در تاريخ، نمونه‌هاي گويايي از اين ويژگي ايشان به چشم مي‌خورد. وي هرگز بدون اجازه در محضر امام حسين(ع) نمي‌نشست و پس از اجازه گرفتن نيز بسيار فروتنانه ـ به صورت دو زانو ـ در گوشه‌اي مي‌نشست.(3) آن بزرگوار در طول عمر خود هرگز برادرانش را به اسم يا كنيه، يا با خطاب (برادرم)! صدا نمي‌زد، بلكه با تعبيرهاي مؤدبانه مانند (فرزند پيامبر خدا(ص))، (مولاي من!) و (سرور من!)، جايگاه بلند ايشان را پاس مي‌داشت و مانند ديگر دوستداران، بدون در نظر گرفتن برادري خويش، آنان را مورد خطاب قرار مي‌داد.(4)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي‌منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه51
مشاهده گزیده
عنواندانش و بينش حضرت عباس(ع)
سيرهحضرت عباس(ع) در عرصه دانايي و معرفت، شخصيت برجسته‌اي است. او وجودي سرشار از درك عميق و پاكي است كه از منشأ علم الهي حضرت علي(ع) سرچشمه گرفته و جريان يافته است. درباره دانش او گفته شده است: عباس(ع) از جمله فرزندان دانشمند امامان(ع) است.(1) در روايتي ديگر، يكي از پيشوايان معصوم(ع)، شخصيت علمي و جايگاه معرفتي او را اين گونه ترسيم مي‌فرمايد:(به درستي كه عباس بن علي(ع) دانش را از سرچشمه نوشيده است، نوشيدني!)(2) در اين سخن ارزشمند،‌ همانند سازي لطيفي در واژه زُقّ نهفته است. عرب، اين فعل را درباره كبوتر به كار مي‌برد؛ آن هنگام كه غذا برچيده و نرم مي‌سازد تا به جوجه‌اش بخوراند. اين همانندسازي در حديث، گوياي دانش اندوزي ايشان از آموزگار تواناي دانش‌ها، و چشمه سار حقيقت و معرفت، امام علي(ع) است و اين گونه بيان مي‌دارد كه حضرت عباس(ع) توشه دانش خود را خود را از والا گهرترين گنجينه دانش، امام علي(ع) برچيده است. اين تعبير زيبا در جايي ديگر نيز درباره اين خاندان به كار مي‌رفته، ولي نه از زبان دوست، بلكه از زبان دشمن زبون! وقتي امام سجاد(ع) در بند اسارت، به سبب خواهش مردم از يزيد براي دادن اجازه سخنراني به ايشان، بالاي منبر مسجد اموي رفت و داد سخن سر داد، يزيد از فرط ناراحتي، زير لب غريد و گفت: آخر او از خانواده‌اي است كه از دانش سيراب‌اند.(3) حضرت عباس(ع) زلال معرفت را جرعه جرعه از دست ساقي كوثر، علي(ع) نوشيده و به بينشي ژرف رسيده بود. هنگامي كه پنج بهار را بيشتر به خود نديده بود، روزي بر زانوي پدر نشسته، درس معرفت مي‌گرفت. پدر به او شمردن را مي‌‌آموزد و مي‌گويد: (فرزندم! بگو يك) عباس(ع) مي‌شمارد. پدر مي‌گويد: (بگو: دو) پاسخ عباس(ع) از مفهوم شمارش بسيار عميق‌تر است در پاسخ مي‌گويد:( خجالت مي‌كشم با زباني كه يكتايي پروردگارم را ستوده‌ام و او را يكتا شمرده‌ام، بگويم دو) پدر دست تحسين بر سر كودك خود مي‌كشد و چشمان او را مي‌بوسد(4) اين گونه است كه امام صادق(ع) مي‌فرمود: عموي ما عباس(ع) بينشي ژرف داشته است.(5)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه49
مشاهده گزیده
عنوانجنگ آوري و شجاعت عباس(ع)
سيرهحضرت عباس(ع) مردي درشت‌اندام و تنومند بود و از كودكي با ورزش و كارهاي سخت و طاقت‌فرسا انس داشت. نوشته‌اند روزي امام علي(ع) در مسجد نشسته و با مردم مشغول صحبت بود كه مردي اعرابي وارد مسجد شد سلام كرد و صندوقي را كه همراه داشت، بر زمين گذاشت و به حضرت گفت: (اي پيشواي من! پيش كشي براي شما آورده‌ام». آنگاه در صندوقچه را گشود و شمشيري آب ديده و منحصر به فرد را از آن بيرون آورد و به حضرت تقديم كرد. در همين هنگام حضرت عباس(ع) كه نوجواني رشيد بود، وارد شد و پس از سلام، با ادب در گوشه‌اي نشست. نگاهش در برق شمشير گره خورد. حضرت علي(ع) متوجه علاقه و شگفت‌زدگي عباس(ع) شد و از او پرسيد: (پسرم دوست داري اين شمشير براي تو باشد؟) عباس(ع) پاسخ داد: (آري، پدر!) حضرت برخاست و با دست خود، شمشير را بر قامت استوار او، حمايل كرد. سپس به برازندگي شمشير بر اندام رشيد و تناور فرزندش نگريست و اشك بر محاسنش جاري شد. حاضران پرسيدند: (يا اميرالمؤمنين(ع) چرا گريه مي‌كنيد؟) حضرت فرمود: (روزي را مي‌بينم كه او با اين شمشير، نفس دشمن را در سينه حبس مي‌كند و بي‌امان بر آنان مي‌تازد و سرانجام به شهادت مي‌رسد)(1) آري، عباس(ع) شمشير و شجاعت را از پدر به ارث مي‌برد و مثنوي بلند مقاومت را در شعر شجاعت و شمشير مي‌سرايد و دشمن را از بيم برق شمشيرش، هراسان مي‌سازد دشمنان در كربلا دست به نيرنگ مي‌آلايند و براي او امان نامه مي‌فرستند ولي نااميد مي‌شوند. گروهي به او حمله مي‌كنند و پشيمان مي‌شوند. سرانجام به دسيسه‌اي ديگر روي مي‌آوردند و ناجوانمردانه در خونش مي‌كشانند. امام حسين(ع) نيز با ديدن بدن غرقه به خون او، شجاعتش را با جمله‌اي كوتاه، تفسيري بلند مي‌كند و در سروده‌اي منسوب به خود مي‌فرمايد: (چشم‌هايي كه ديشب از ترس تو نخوابيده بودند، امشب به خواب خواهند رفت.) (2) درخشش او در جنگ‌هاي گوناگون به ويژه كربلا، يادآور نبردهاي پيروزمندانه علي(ع) است. او با سه تن از شجاعان دشمن، به نام‌‌هاي مارد بن صديف، صفوان بن ابطح و عبدالله بن عقبة غَنوي قهرمانانه مي‌جنگد و هر سه را به هلاكت رسانده يا فراري مي‌دهد.(3) در اين باره سروده‌اند (چهره دشمن از ترس مرگ در هم كشيده شده بود، در حالي كه عباس(ع) در ميان آنان خندان بود و لبخند به چهره داشت. اگر قضاي الهي نبود، هستي را با شمشيرش نابود مي‌كرد، اما هر آن چه پروردگار بخواهد و فرمان دهد، همان خواهد شد)(4)
پاورقي
منبعچشم در چشم فرات
نويسندهابوالفضل هادي‌منش
ناشرانتشارات خادم الرضا(ع)
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
صفحه46
مشاهده گزیده