عنوانپاسخ احنف به معاويه در مورد دليل سرزنش او
متنروزي معاويه بر «احنف» كه وي (معاويه) را به خاطر ثروت‌اندوزي نكوهش مي‌كرد، گفت:‌ اگر پروردگار مي‌فرمايد: «وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ؛ و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست، ولي ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمي‌كنيم.» (حجر: 21) پس چرا مرا نكوهش مي‌كني؟ احنف گفت: من تو را به خاطر آنچه از خزائن خداوندي استفاده مي‌كني، نكوهش نمي‌كنم بلكه به اين دليل نكوهش مي‌كنم كه هرچه خداوند از خزائنش فرو فرستاده، بر خزائن خود نهاده‌اي و بين ما و او مانع شده‌اي!
گويندهمعاويه
گويندهمعاويه
منبعظريفان و قرآن
صفحه70
مشاهده گزیده
عنوانحكايتي از ايثارگري حاتم طائي
متنروزي حاتم طايي در بيابان به قافله‌اي برخورد كه اسيري با خود داشتند. به قصد آزاد كردن اسير نزد كاروانيان رفت، ولي چون بهاي آزادي‌اش را نداشت، پذيرفت كه خودش را به جاي آن شخص به بند و زنجير بكشند. آنها نيز پذيرفتند و اسير را آزاد كردند. حاتم مدتي را اسير بود تا اينكه آشنايان او آگاه شدند و او را از بند رهايي دادند.
منبعزنجيره زرين
صفحه82
مشاهده گزیده

عنوانعشق علامه طباطبايي به اهل بيت(ع) به روايت استاد مطهري(ره)
متنآيت‌الله مطهري نقل مي‌كند: «من فيلسوف و عارف، بسيار ديده‌ام و احترام مخصوص من به علامه طباطبايي نه به خاطر اين است كه ايشان يك فيلسوف است، بلكه احترامم به اين جهت است كه او عاشق و دل‌باخته اهل بيت(ع) است. علامه در ماه رمضان روزه خود را با بوسه به ضريح مقدس حضرت معصومه(س) افطار مي‌كرد. [ايشان] ابتدا پياده به حرم مطهر مشرف مي‌شد، ضريح مقدس را مي‌بوسيد، سپس به خانه مي‌رفت و افطار مي‌كرد. اين ويژگي اوست كه مرا به شدت شيفته ايشان نموده است».


گويندهآيت‌الله مطهري
منبعحكايت و حكمت
صفحه68

مشاهده گزیده

عنوانبسياري اندك غم، دشمن، درد
متناز حكيمي پرسيدند: چه چيز است كه اندك آن نيز بسيار است؟‌ گفت: درد، غم، دشمن.
منبعهزار و يك مطلب خواندني
صفحه234 و 235

مشاهده گزیده
عنوانلزوم پرهيز از اسراف حتي در حلال
متنسربازي در ميدان جنگ مشغول جمع‌آوري غنائم بود و به هر چيزي كه مي‌رسيد، آن را داخل كيسه‌اي مي‌ريخت و با پيدا كردن هر غنيمتي اين آيه را مي‌خواند: «فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّبًا ...؛ از آنچه غنيمت گرفته‌ايد، حلال و پاكيزه بخوريد.» (انفال: 69) سرباز ديگري كه اين كار او را مي‌ديد گفت: راست مي‌گويي، ولي اين آيه نيز هست: «... كُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ؛ [از نعمت‌هاي الهي] بخوريد و بياشاميد، ولي اسراف نكنيد». (اعراف: 31)
منبعظريفان و قرآن
صفحه74 و 75
مشاهده گزیده
عنوانپاسخ عارفي به سؤال از دليل شب زنده‌داري‌اش
متننقل است عارفي همواره به شب‌زنده‌داري مي‌پرداخت و تا هنگام سحر به راز و نياز با خالق بي‌همتا مشغول بود. شخصي از وي پرسيد: تو مردي خداشناسي و دلت همواره بيدار است، چرا رنج بي‌خوابي را تحمل مي‌كني و جسم خود را رنج مي‌دهي؟ عارف گفت: شايسته نيست هر شب خداوند بلندمرتبه از آسمان نزد ما بيايد و ما در خواب باشيم. هنگام شب درهاي آسمان باز مي‌شود و خداوند به بندگانش ندا مي‌دهد كه بياييد و آمرزش بخواهيد و مرا بخوانيد تا خواسته‌هاي شما را برآورده سازم! با اين حال، آيا درست است من در خواب باشم و از فيض ديدار حق غافل بمانم؟
منبعزنجيره زرين
نويسندهعلي اكبر احمدي و مرتضي رشيدي
ناشراهل قلم
محل چاپتهران
سال چاپ1381
نوبت چاپاول
صفحه92 و 93
مشاهده گزیده
عنوانخصوصيات جوانمردي
متناز بزرگي پرسيدند: جوانمردي چند گونه است؟ گفت: اول سخاوت؛ دوم شفقت و سوم بي‌نيازي از خلق و نيازمندي به حق.
منبعحكايت و حكمت
صفحه35
مشاهده گزیده

عنواناعتراض ميرزا جواد آقا ملكي به غيبت كننده و بيان اثر غيبت
متنيكي از شاگردان آيت‌الله ملكي تبريزي مي‌گويد: در مجلس ميرزا جواد آقا ملكي، يكي از حضار از كسي غيبتي كرد. آيت‌الله ملكي بسيار ناراحت شد و خطاب به غيبت كننده فرمود: «چهل روز مرا به زحمت انداختي. بايد تلاش كنم و آثار مذموم شنيدن اين غيبت را از بين ببرم».


گويندهآيت الله ملكي تبريزي
منبعحكايت و حكمت
صفحه36

مشاهده گزیده
عنوانحكايتي از نظم آية الله دكتر بهشتي(ره)
متناستاد قرائتي مي‌گويد: در زمان طاغوت با شهيد بهشتي قرار ملاقاتي داشتم. براي اينكه بيشتر با ايشان صحبت كنم، ده دقيقه زودتر رفتم. وقتي در زدم، ايشان در را باز كرد و گفت:‌ قرار ما با شما ساعت چهار بود و الان ده دقيقه به چهار مانده است، شما تشريف داشته باشيد، من ده دقيقه ديگر مي‌آيم.
گويندهاستاد قرائتي
گويندهاستاد قرائتي
منبعحكايت و حكمت
صفحه101
مشاهده گزیده

عنوان پايمال كننده مال مردم دوست شيطان
متنمردي حق ديگران را پايمال و اموال مردم را براي خود تصاحب مي‌كرد و بر ابليس لعنت مي‌فرستاد. روزي ابليس او را در راهي ديد و گفت: شگفتا! تو با من دوستي و فرمان مرا مي‌بري، آنگاه بر من لعنت مي‌فرستي!
منبعشيرين‌تر از قند
صفحه114

مشاهده گزیده