// گزیده های معارفی / داستان

انفاق در راه خدا بي‌پاسخ نمي‌ماند

عنوانانفاق در راه خدا بي‌پاسخ نمي‌ماند
خلاصهزني به خاطر كمك كردن به يك فقير، از گزند و ديو زشت‌رو در امان ماند.
حكايتروزي دو كبوتر به خدمت حضرت سليمان(ع) آمدند و گفتند: ما ضعيف‌نژادان بر فراز درختي كه در خانه فلان نجّار است آشيان كرد‌ه‌ايم و هرگاه كه تخم مي‌گذاريم و اميدواريم كه ما را بچگان به هم رسد، زن نجّار تخم ما را برمي‌دارد. حضرت سليمان(ع) فرمود آن نجار و زنش را حاضر ساختند و به ايشان خطاب كرد كه اين كبوتران به شِكوه جور شما آمده‌اند. اين مرتبه شما را بخشيدم، اگر بعد از اين موجب پريشاني حال آنها شويد، تنبيه و بازخواست خواهيد شد. كبوتران اين مرتبه با خاطر جمع، تخم گذاشتند. چون چند روز برآمد، باز زن نجّار خواست كه مزاحم آنها گردد. كبوتران به خدمت حضرت آمدند، حضرت سليمان(ع) دو ديو زشت‌رو را مسئول حفاظت از آشيانه كبوتران قرار داد تا اگر آن زن مزاحم شود او را هلاك سازند. باز روزي زن نجار آهنگ درخت كرد. در آن اثنا، سائلي به درِ خانه آ‌مد و زن نجار قرض ناني به آن سائل داد و خود به بالاي درخت شتافت. ديوان تا خواستند به زن حمله كنند، ناگهان شخصي به هيكل و شمايلي كه هرگز نديده بودند، به زير آمد و ديوان را تهديد كرد و آنها فرار كردند. حضرت سليمان(ع) ماجراي آن روز را از زن پرسيد. زن گفت: يا حضرت! سائل به در خانه آمده، از روز عجز بخروشيد. من يك قرص نان به او عطا كردم. حضرت سليمان فرمود: به همان قرص نان كه به سائل دادي و مهرباني كردي، حق (جل و علا تو را در كف حفظ خود نگاه داشته، نگذاشت كه از ديوان ضرري به تو رسد.
پيامها1. انفاق و خدمت به خلق، موجب قرار گرفتن در سپر حفظ الهي است. 2. انفاق موجود خشنودي خداوند متعال است.
منبعمحبوب القلوب
نويسندهميرزا برخوردار فراهي
ناشرنشر دانشگاهي
محل چاپتهران
سال چاپ1373
نوبت چاپاول
صفحه325

/// آخرین گزیده‌ها