// گزیده های معارفی / داستان

محفوظ ماندن عضو نظركرده از بلا

عنوانمحفوظ ماندن عضو نظركرده از بلا
خلاصهمحمدرحيم نقل كرده است: در شش سالگي كور شدم. در ايام عاشورا، هنگام روضه بسيار متأثر شدم و با عنايت حضرت زينب(س) شفا يافتم. سال‌هاي بعد در آزمايشگاه تمام بدنم سوخت جز چشمانم، چون آن حضرت وعده فرموده بود كه تا آخر عمر چشم‌درد نگيرم.
حكايتمرحوم محمدرحيم اسماعيل‌بيگ نقل كرده است: در شش سالگي مبتلا به درد چشم شده و تا سه سال گرفتار بودم، عاقبت از هر دو چشم كور شدم. در ايام عاشورا منزل دايي‌ام روضه‌خواني بود و چون هوا گرم بود، شربت خنك مي‌دادند. از دايي خود خواهش كردم كه اجازه بدهد من به مردم شربت دهم. ايشان گفت: تو چشم نداري و نمي‌تواني. گفتم: فرد بينايي را همراه من كنيد تا كمكم كند. قبول كرد و من با كمك خودش مقداري به مردم شربت دادم. در اين هنگام، مرحوم «معين الشريعه اصطهباناتي» منبر رفته بود و روضه حضرت زينب(س) را مي‌خواند. من سخت متأثر و گريان شدم تا اينكه از خود بي‌خود شدم. در آن حال، خانم بزرگواري كه دانستم حضرت زينب(س) است، دست مبارك خود را بر چشم من كشيد و فرمود: خوب شدي و ديگر چشم‌درد نمي‌گيري. پس چشم گشودم و اهل مجلس را ديدم كه شاد و خوشحال اطراف مرا گرفته‌اند... . سال‌ها گذشت تا اينكه روزي در آزمايشگاه مشغول آزمايش بودم و توجه نداشتم كه الكل صنعتي در كنارم هست، كبريت را روشن كردم كه ناگاه الكل شعله‌ور شد و تمام بدنم از سر تا پا در آتش سوخت مگر چشمانم. از من پرسيدند: چرا فقط چشمت سالم مانده؟ گفتم: عطاي امام حسين(ع) است كه خواهر گرامي‌اش، وعده فرمود تا آخر عمر چشم‌درد نگيرم.
پيامها1. اهل بيت(ع) به علاقه‌مندان خود به‌ويژه به طالبان حقيقي عنايتي ويژه دارند. 2. توسل به ائمه، تنها راه درمان دردهاي بي‌دواست.
منبعداستان‌هاي شگفت
نويسندهآيت الله دستغيب
مترجم/مصححمحمدهاشم دستغيب
ناشردارالكتاب
محل چاپقم
سال چاپ1385
نوبت چاپهفتم
جلد1

/// آخرین گزیده‌ها