// گزیده های معارفی / داستان

بي‌نيازي از غير و التجا به حضرت حق

عنوانبي‌نيازي از غير و التجا به حضرت حق
خلاصهيكي از تجار تهران ورشكست و بدهكار مي‌شود اما در همان حال در تهيه جهاز به دختر يهوديه يتيمي كمك مي‌كند. بعد از آن براي رفع بدهي‌ خود به درب خانه يكي از ثروتمندان مي‌رود، اما از اينكه به غير خدا پناه برده پشيمان شده، توبه كرده و به درِ‌ خانه خدا مي‌رود، خدا نيز او را به بهترين شكل بي‌نياز مي‌كند.
حكايتآقا سيد حسين ورشوچي كه در بازار تهران مغازه داشت، مدتي ورشكست و بدهكار مي‌شود. در همين حال دختري به او مي‌گويد: من يهوديه‌ام و پدر ندارم. صد و بيست تومان دارم و مي‌خواهم شوهر كنم و شنيده‌ام تو شخصِ درستكاري هستي، برايم پدري كن و اين مبلغ را بگير و اين اجناس را براي تهيه جهاز من بخر. سيد حسين با اينكه بدهكار است ولي براي آن دختر، تا مبلغ صد و پنجاه تومان وسايل زندگي مي‌خرد، و كسري پول را به دختر كه مشكل مالي داشته مي‌بخشد. دختر هم براي او دعا كرده و مي‌رود.
سيد حسين مي‌گويد: روزي با خود گفتم بروم و به رفيقم علي آقا علاقه‌بند كه از ثروتمندانِ تهران است، حالم را بگويم و از او كمك بخواهم. صبح زود رفتم و دو مَن سيب به عنوان هديه خريدم. در زدم،‌ باغبان آمد، سيب را دادم و گفتم: به حاجي بگوييد حسين ورشوچي است. چون رفت به خود آمدم و خود را ملامت كردم كه چرا به خانه مخلوقي رو آوردي و به اميد غير حق حركت كردي؟ فوراً پشيمان شده از آنجا به صحرا رفتم و در خاك‌ها به سجده و گريه مشغول شدم و پيوسته توبه و از خدا طلب آمرزش مي‌كردم. در بازگشت، از راهي آمدم كه كارگرانِ حاجي مرا نبينند. حاجي چند مرتبه كارگرانش را به مغازه من فرستاد و من انكار مي‌كردم تا اينكه خود حاجي با عصا و حال بيماري آمد و گفت: چرا صبح برگشتي، حاجتت را بگو ...؟ من سخت منكر شدم و حاجي با ناراحتي رفت. چند روز بعد يكي از دوستانِ تاجرم آمد و گفت: جنسي دارم كه مدتي است انبار خانه را اشغال كرده و آن «خشتِ لعاب وَرشو» است. گفتم: نمي‌خواهم، بالاخره با اصرار به من فروخت به همان مبلغي كه خريده بود از قرارِ خشتي 17 تومان، به نسيه. فردا يك خشت را براي نمونه به كارخانه ورشوسازي بردم. گفتند: از كجا آوردي؟ مدتي است اين جنس ناياب شده ... . به اين ترتيب من تمامِ بدهي خود را پرداختم و سرمايه‌ام خوب شد و شكر خداي را به جا آوردم.
پيامها1. انسان موحّد، هنگام گرفتاري به غير خدا اميدي ندارد. 2. كمك به ديگران در حال گرفتاري، ثمراتِ خوبي به دنبال دارد.
منبعداستان‌هاي شگفت
نويسندهآيت الله دستغيب
مترجم/مصححمحمد هاشم دستغيب
ناشردارالكتاب
محل چاپقم
سال چاپ1385
نوبت چاپهفتم
جلد1
صفحه234 ـ 236

/// آخرین گزیده‌ها