// گزیده های معارفی / داستان

عنايت امام حسين(ع) به شيخ جعفر شوشتري

عنوانعنايت امام حسين(ع) به شيخ جعفر شوشتري
خلاصهشيخ جعفر شوشتري در عالم خواب، واقعه عاشورا را به چشم ديده و به اين وسيله با دقايق و ظرايف مصيبت اهل بيت(ع) آشنا مي‌شود.
حكايتشيخ جعفر شوشتري مي‌فرمايد: وقتي در نجف اشرف از تحصيل علوم ديني فارغ شدم و دوران نشر و تبليغ رسيد، به وطنم برگشتم تا به وظيفه خود كه هدايت مردم است بپردازم، و چون اطلاعاتي كافي از مواعظ و مصائب نداشتم، تفسير صافي را با خودم بالاي منبر مي‌بردم و در ماه رمضان و روزهاي جمعه از روي آن براي مردم مي‌خواندم، و در ايام عاشورا هم از كتاب مقتل مي‌خواندم و نمي‌توانستم موعظه و مصيبت را از حفظ بخوانم.
يك سال گذشت، ماه محرم نزديك شد شبي با خود گفتم: تا كي بايد از روي كتاب بخوانم؟ و از كتاب جدا نباشم؟ در انديشه بي‌نيازي از كتاب و خطبه‌خواني افتادم و در اين باره فكر كردم تا خسته شده و خوابم برد. در خواب ديدم در سرزمين كربلا هستم، هنگامي كه خيمه‌هاي امام حسين(ع) را بر پا داشتند و لشكريان دشمن در برابر ايشان صف زدند. من به خيمه‌هاي امام حسين(ع) رسيدم و به آن حضرت سلام كردم. آن بزرگوار از من خواست نزديك‌تر بروم، و به حبيب بن مظاهر فرمود: فلاني (به من اشاره كرد) مهمان ماست، آب كه هيچ نداريم، آرد و روغن داريم، برخيز و با آنها غذايي تهيه كن و براي او بياور. حبيب برخاست و از ‌آن، خوردني فراهم كرد و نزد من گذاشت. من چند لقمه از آن خوردم و بيدار شدم و ناگاه به دقايق و اشاراتي در مصائب، و لطايفي در آثار ائمه اطهار(ع) رهبري شدم كه كسي تا به حال بر من پيشي نگرفته و هر روز اين قريحه در من زياد شد تا ماه مبارك رمضان رسيد و در وعظ و بيان به مقصود خود رسيدم.
پيامها1. نظر و لطف اهل بيت(ع) انسان را بيدار و جان‌ها را سيراب مي‌كند.
منبع72 داستان از شفاعت امام حسين(ع)
نويسندهسيد رضا حسيني الارزي
ناشرمؤلف
محل چاپقم
سال چاپ1377
نوبت چاپدوم
صفحه120

/// آخرین گزیده‌ها