// گزیده های معارفی / داستان

ناموفق بودن ترور امام رضا(ع) توسط مأمون و دليل آن

عنوانناموفق بودن ترور امام رضا(ع) توسط مأمون و دليل آن
خلاصهمأمون عباسي عده‌اي را مأمور كشتن امام رضا(ع) مي‌كند و آن افراد بعد از انجام آن پي مي‌برند، امام زنده است.
حكايتهرثمه بن اعين نقل مي‌كند: «صبيح ديلمي» ـ يكي از اصحاب خاص مأمون ـ گفت: شبي مأمون من را با سي تن از غلامان مخصوص خود طلبيد و گفت: من از شما حاجتي دارم كه اگر آن را برآورده كنيد تا زنده‌ام مقرب‌ترين افراد نزد من خواهيد بود، آيا حاضريد حاجت مرا برآوريد؟ همه گفتند: اطاعت مأمون بر ما واجب است.
آن‌گاه دستور داد تا به هر يك از ما يك شمشير زهرآلود دادند و گفت: همين ساعت به منزل علي بن موسي الرضا برويد و دور او را گرفته و با شمشيرهايتان او را قطعه قطعه كرده و اين دستور را به هيچ كس نگوييد. ما طبق دستور ناگهاني به منزل حضرت رفته و آن حضرت را در رختخواب ديديم دورش را گرفته و او را قطعه قطعه كرديم و به نزد مأمون برگشته و خبر قتل امام را به او داديم و سوگند فراوان ياد نموده‌ايم كه دستور انجام شد. صبح زود نزد مامون برگشتم. ديدم لباس سياه به تن دارد و با سر و پاي برهنه قصد دارد از منزل خارج شود، وقتي نزديك حجره امام رسيدم، صداي آن حضرت به گوش ما رسيد مأمون لرزان شد و به من گفت: زود وارد حجره شو و خبر براي من بياور، وارد حجره شدم ديدم آن حضرت در كمال سلامتي مشغول عبادت است، به من رو كرد و فرمود: اي صبيح: «آنها مي خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند ولي خدا جز اين نمي‌خواهد كه نور خود را كامل كند هر چند كافران ناخشنود باشند.» (توبه: 32) سپس فرمود: سوگند به خدا نيرنگ آنان به ما ضرر نمي‌رساند تا وقتي كه اجل فرا رسد. صبيح گويد: برگشتم و خبر سلامتي امام را به مأمون اطلاع دادم، مأمون با كمال شرمندگي بازگشت. هرمثه گويد: خداوند را بسيار شكر كردم و به حضور امام(ع) رسيدم. ايشان به من فرمود: اين مطلب را به هيچ كس نگو مگر قلبش سرشار از ولايت ما باشد.
پيامها1. تا زماني كه مرگ فرا نرسد هيچ آسيبي به فرد نمي رسد؛ 2. هيچ كس نمي‌تواند نورخدا را خاموش كند؛ 3. اسرار الهي و اهل بيت را به همه كس نبايد گفت.
منبعهزار و يك حكايت قرآني
نويسندهمحمد حسين محمدي
ناشريار غائب
محل چاپقم
سال چاپ1386
نوبت چاپاول
جلد1
صفحه244 و 245

/// آخرین گزیده‌ها