// گزیده های معارفی / داستان

مهماني و تشريفات

عنوانمهماني و تشريفات
خلاصهشخصي به برادرش گفت: هر گاه به خانه تو مي آيم، خودت را براي من به زحمت نينداز.
حكايتشخصي مي‌گفت: من زياد به خانه برادرم مي‌رفتم، ولي او خودش را به زحمت مي‌‌انداخت و غذا تهيه مي‌كرد. (روزي) به او گفتم: تو خودت كه تنها باشي، اين غذا را نمي‌خوري، من هم در خانه‌ام اين گونه غذا نمي‌خورم، پس چرا وقتي با هم هستيم بر خلاف عادت غذا بخوريم. يا اين برنامه را كنار بگذار (و در تهيه غذا خودت را به زحمت نينداز) و يا من ديگر به خانه‌ات نمي‌آيم. پس از آن او دست از تشريفات برداشت و روابط ما باقي ماند.
شخصيت1
راوي0
راوي0

/// آخرین گزیده‌ها