// گزیده های معارفی / سیره

قافله كربلا در مجلس يزيد

عنوانقافله كربلا در مجلس يزيد
سيرهپس از واقعه كربلا و طي مسافتي طولاني، زنان و بازماندگان اهل بيت حسين(ع) را در حالي كه به ريسمان‌ها بسته شده بودند، به مجلس يزيد وارد كردند. چون با آن حال در مقابل يزيد ايستادند، علي بن الحسين(ع) فرمود: «يزيد، تو را به خدا قسم مي‌دهم چه گمان مي‌بري به رسول خدا(ص) اگر ما را با اين حال ببيند».
يزيد دستور داد ريسمان‌ها را بريدند. سپس سر حسين(ع) را مقابل او نهادند و زن‌ها را پشت سر او جاي دادند كه آن سر مقدس را نبينند. ولي علي بن الحسين(ع) آن را ديد. پس از آن حادثه هرگز غذاي گوارا نخورد.
چون نگاه زينب بر آن سر بريده افتاد، دست برد و گريبان خود را پاره كرد و با صداي اندوهناكي كه دل‌ها را مي‌لرزاند گفت: اي حسين جان، اي حبيب رسول خدا، اي فرزند مكه و منا و اي فرزند فاطمه زهرا، اي فرزند دخترمحمد مصطفي!».
راوي مي‌گويد: زينب(س) تمام كساني را كه در مجلس بودند به گريه انداخت و يزيد (لعنة الله عليه) ساكت بود.
پس از آن يزيد چوب خيزران طلبيد و به لب و دندان حسين(ع) زد. ابو برزه اسلمي به جانب او متوجه شد و گفت: «واي بر تو اي يزيد، آيا چوب به دندان حسين، فرزند فاطمه(س) مي‌زني؟ من شهادت مي‌دهم به اينكه ديدم رسول خدا(ص) دندان‌هاي او و برادرش حسن را مي‌بوسيد و مي‌مكيد و مي‌فرمود: «شما دو نفر سيّد جوانان اهل بهشت هستيد و خدا بكشد و لعنت كند كشندگان شما را و جهنم را كه جايگاه بدي است براي آنان آماده سازد».
يزيد از اين سخن غضبناك شد و دستور داد او را كشان كشان از مجلس بيرون بردند.
منبعلهوف
نويسندهسيد بن طاووس
مترجم/مصححدكتر عقيقي بخشايشي
ناشربخشايش
سال چاپ1377
صفحه199

/// آخرین گزیده‌ها