// گزیده های معارفی / سیره

ازدواج سلمان فارسي

عنوانازدواج سلمان فارسي
سيرهسلمان با زني از كنده ازدواج كرد و چون شب آوردن زن به خانه فرا رسيد به همراه گروهي از صحابه به خانه رفت و هنوز چشمش به خانه نيفتاده بود كه به يكي از همراهان گفت شماها برگرديد خداوند پاداش شما را عطا فرمايد هنگامي كه به خانه رسيد و آن را آذين شده يافت گفت آيا شخص تب داري در خانه است يا اينكه كعبه در ميان كنده تحول يافت؟ در جواب وي گفتند در خانه نه تب داراست و نه كعبه در كنده دگرگون شده است سلمان از رفتن به خانه خودداري كرد تا اينكه تمام پرده‌ها بجز پرده در را كندند چون سلمان وارد خانه شد كالاي زيادي يافت گفت اين كالا مال كيست شيخي كه در كنار او بود گفت اين كالاي تو و زنت مي‌باشد سلمان گفت پيامبر(ص) مرا به اين چيزها سفارش نكرد بلكه به من وصيت كرد كه كالاي دنيا نبايد بيش از توشه يك مسافر باشد سپس خدمتكاراني را ديد گفت اين كنيزكان از آن كي‌اند؟ گفتند از آن تو و زنت در حالي كه ترس او را فرا گرفته بود از اينكه مباد شيطان آنان را به گناه بكشاند بار ديگر سفارش حضرت رسول(ص) را به ياد آورد و گفت او مرا به اين چيزها سفارش نكرد زيرا آن كنيزكان مرتكب گناهان خويش مي‌شوند بدون اينكه او بتواند چيزي از آن گناهان بكاهد اين سؤال و جوابها دليلي بر بي اعتنايي او نسبت به دنيا و آراستگيهاي آن است و همچنين توجه وي به قناعت در بيشترين درجه آن و حفظ وصيت حضرت رسول(ص).
منبعسلمان فارسي در ترازوي ادب و تحقيق
صفحه103

/// آخرین گزیده‌ها